سه شنبه ۱۶ دي ۱۳۸۲ - ۱۴ ذيقعده ۱۴۲۴
Tue, Jan 6, 2004
گزارش روز
شماره ۲۶۸۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
جوان
فرهنگ و پايداري
چشم انداز
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
ضميمه ۵
ضميمه ۶
ضميمه ۷
ضميمه ۸
آرشيو
شقايق هاي وحشي رام نمي شوند
150333.jpg
اميرمحمد پيام
در يكي از رمان هاي موفق قرن بيستم قهرمان داستان كه از فعالان منع گسترش سلاحهاي اتمي بود بالاخره دريافت بخش اعظم بودجه مبارزات صلح طلبانه او را وزارت جنگ از طريق فروش سلاح مي پردازد. اين تمثيل تراژيك گويا در قرن ۲۱نيز واقعيت مي يابد. با گسترش چشمگير كشت خشخاش در افغانستان به نظرمي رسد هزينه دموكراسي در اين كشور از طريق فروش ترياك حاصل خواهدشد.
با از سرگيري كشت خشخاش در سال ۲۰۰۳ سطح زيركشت اين گياه افيوني در جهان از مرز ۱۸۰هزار هكتار گذشت. در حالي كه در سال ۲۰۰۱ ـ سال وقوع حادثه ۱۱سپتامبرـ با دستور منع كشت خشخاش توسط رهبر طالبان، سطح زيركشت خشخاش به ۱۴۴هزار هكتار در جهان رسيده بود و توليد ترياك تنها ۱۶۰۰ تن اعلام شد. اما در سال ۲۰۰۳ اين توليد به بيش از ۴۵۰۰ تن خواهدرسيد.
افزايش توليد ترياك در حالي صورت مي گيرد كه به گزارش دفتر مبارزه با مواد و جرم سازمان ملل متحد (UNODC) در سال ۲۰۰۳ روند رو به كاهش سطح توليد ترياك در كشورهاي ميانمار (۲۰%) و لائوس (۱۵%) به عنوان دومين مركز توليد ترياك در جهان، همچنان ادامه داشته است. اما در همين زمان با افزايش ۵۵% توليد ترياك در برخي مناطق افغانستان، توليد به طرز چشمگيري بيشتر شده است. كشوري كه پس از وقوع حوادث ۱۱سپتامبر و لشگركشي آمريكا و متحدانش انتظار مي رفت توليد ترياك را متوقف سازد.
وزيردارايي افغانستان بتازگي در مصاحبه با رسانه هاي خبري اعلام كرد: اگر جهان به وعده هاي خود كه پس از سقوط طالبان داده است، عمل نكند كشورش به يك مركز مافيا و مواد تبديل خواهدشد. هم اكنون گروههاي مسلح در برخي ايالت هاي اين كشور به جان هم افتاده اند.
به گزارش سازمان ملل متحد در برخي مناطق جنوبي افغانستان كشت خشخاش تا ۲۲% كاهش داشته اما، در مناطق شمالي نظير بدخشان تا ۵۵% افزايش توليد مشاهده مي شود. تداوم جنگ، فقر، بحران بيكاري و در آمد وسوسه انگيز مواد در كنار بي توجهي جوامع بين المللي به افغانستان بخاطر جنگ در عراق از عمده عوامل اين پديده است.
بنابر اظهارات مسؤول شيعيان فرمانداري «گرشك» ـ از توابع ايالت هلمند ـ در بهار سال ۱۳۸۲ وضعيت امنيتي نامناسب و قوم گرايي تشديد شده است. اگرچه در مناطقي نظير «موسي قلعه»، «سنگين» و «نوزاد» مزارع خشخاش توسط استانداري و فرماندهي انتظامي نابود شده است؛ اما در مناطقي دورافتاده نظير «بغران» محصول خشخاش برداشت شده است.
برخلاف هلمند در ساير مناطق كشت خشخاش زيادتر شده است و در هيچ نقطه اي مزارع نابود نشده اند. بيشتر محصول استانهاي «هلمند»، «فراه»، «نيمروز» و «غور» از طريق «شهرنو»در نيمروز به طرف ايران مي آيد. بنابر گزارش ها قيمت هر كيلو ترياك در شهرنو ۶۰۰ـ۵۰۰هزارتومان است.
زندگي، خشخاش و ديگر هيچ!
چندين سال جنگهاي پي در پي داخلي و نيز حمله شوروي به افغانستان، ۳۰سال خشكسالي بي سابقه و درگيري هاي قومي در كنار حاكميت طالبان و وقايع ۱۱سپتامبر ، طي ۵دهه گذشته اقتصاد افغانستان را كاملاًمتكي برتوليد ترياك و حشيش كرده است.
اگرچه بنابر «پروتكل تحديد و تنظيم كشت گياه خشخاش، توليد و تجارت بين المللي و استفاده از ترياك» در سال ۱۹۳۵ تنها كشورهاي بلغارستان، يونان، هند، تركيه، شوروي، يوگسلاوي و ايران حق توليد و صدور ترياك و فرآورده هاي آن را داشته اند؛ اما، ممنوعيت كشت خشخاش طي سالهاي ۱۳۴۷ ـ۱۳۳۴ (هـ.ش) در ايران و نيز پس از انقلاب اسلامي ۱۳۵۷موجب شد كشورهاي ديگري به توليد ترياك روي آورند. شكل گيري مثلث طلايي با كشورهايي نظير لائوس و ميانمار (برمه) و هلال طلايي ـ افغانستان و پاكستان ـ و نيز استراليا طي اين سالها با توليد بخش اعظم ترياك به صورت غيرقانوني و قانوني موجب گسترش تجارت سياه شدند.
تفاوت اساسي در اين ميان، ارتباط جرايم سازمان يافته، قاچاق اسلحه و تروريست با قاچاق مواداست كه در افغانستان به يك بحران تبديل شد، در حالي كه استراليا سالهااست به عنوان توليدكننده ترياك و فرآورده هاي خشخاش جهت مصارف دارويي از كشت خشخاش سود مي برد.
از سوي ديگر، ۴دهه جنگ متوالي و سي سال خشكسالي در كشوري كه از كم آبي هميشگي رنج مي برد، كشاورزان را وادار ساخته به توليد گياه مقاوم و بي نياز به آب نظير خشخاش و شاهدانه بپردازند.
اكنون نيز با متوقف شدن جنگ در بيش از ۹۰درصد خاك افغانستان و پايان خشكسالي عواملي ديگر مانع شكل گيري كشت محصولات جايگزين شده اند.
ـ عدم توزيع مناسب و كافي بذر محصولات كشاورزي
ـ فقدان عرضه سموم دفع آفات و كمبود سموم براي حفاظت مزارع
ـ نبود سيستم آبرساني كنترل شده و سودآور نبودن كشت ديم براي محصولاتي به غير از خشخاش.
به عنوان نمونه، در استان هلمند كه استانداري با كشت خشخاش مبارزه جدي كرد، محصول گندم دچار آفت سياهك شد و صدمه ديد. كشاورزاني كه گندم را جايگزين خشخاش كرده بودند، به شدت معترض شدند. در برخي مناطق شمالغربي نيز كه در مجاورت استان خراسان قراردارند، كشت آزمايشي زعفران صورت گرفت و نتايج اميدواركننده اي به دست آمد اما امكانات براي توسعه ناچيز گزارش شده است.
در فرمانداري «بكواه» ـ ازتوابع ايالت نيمروز ـ استانداري و فرماندهي نظامي قادر به كنترل اوضاع نيستند. در سال ۲۰۰۳ بيش از ۲۰۰ خروار ـ هر خروار ۵۰۰كيلوگرم ـ ترياك برداشت شد. در حال حاضر قيمت هر كيلوگرم در استان نيمروز بالغ بر ۵۵۰ هزارتومان معادل ۷۰۰دلار آمريكا است و با يك من ترياك ـ هر من ۵ كيلوگرم ـ مي توان يك دستگاه اتومبيل سواري خريداري كرد.
دولت مركزي نيز قدرت كنترل اوضاع و نظارت بر كار استانداران و فرماندهان نظامي را ندارد. ولي گزارش اوضاع به طور مرتب به حامد كرزاي منعكس مي شود. نيروهاي آمريكايي نيز قادر به كنترل موادمخدر نيستند و تاكنون نيز مداخله جدي در اين زمينه نداشته اند. در استان نيمروز شهر بكواه، اكثر نظاميان در منطقه اي از فرودگاه و محل هاي خاص مستقرند و از نظر امنيتي و براي حفظ جان خود وارد شهر نمي شوند.
تجارت سياه استوار و پويا ادامه مي يابد
بررسي ميانگين قيمت انواع مواد اعتيادآور در سطح جهان نشان مي دهد قاچاق مواد همچنان به عنوان يكي از سه تجارت بزرگ جهاني با سود عظيم ۷۰۰ميليارد دلاري در سال ادامه دارد. قيمت يك كيلوگرم ترياك در افغانستان حدود ۷۰۰دلار آمريكا است در حالي كه در عربستان سعودي ۱۳۳۳۰۰ دلار، آمريكا ۲۵۰۰۰ دلار، نروژ ۹۹۰۰دلار و كانادا ۱۸۶۰۰دلار است.
يك كيلوگرم هرويين در اوكراين ۹۲۰۰۰ دلار، نروژ ۳۵۸۷۴دلار، آمريكا ۲۹۰۰۰دلار، كانادا ۷۱۸۲۸ دلارو مصر ۳۲۶۹۴ دلار معامله مي شود. همچنين يك كيلوگرم حشيش در ايران ۳۹۰ دلار، كانادا ۵۹۰۰ دلار، عربستان ۱۲۵۰ دلار، مصر ۳۷۰۰دلار و در جمهوري كره ۷۹۰۰ دلار خريدوفررش مي شود.
اختلاف بسيار زياد قيمت مواد از مبدأ توليد تا مقصد توزيع، انگيزه اصلي شكل گيري ترانزيت مواد است و در مورد مواد افيوني و حشيش توليدي در افغانستان و پاكستان، ايران به عنوان بهترين مسير همواره موردتوجه قاچاقچيان بوده است. هرچند گزارشهاي اخير حاكي است تلاشهاي ايران براي مبارزه با قاچاق مواد و موفقيت هاي آن موجب شده است سوداگران مرگ مسير كشورهاي تازه استقلال يافته را تحت عنوان «دالان طلايي» بيازمايند و اين پديده دامنه معضل را به آسياي ميانه نيز كشانده است.
بررسي قيمت ترياك درتاجيكستان مؤيد اين نظريه است. قيمت ۳۱۰دلار براي يك كيلوترياك و ۳۴۰دلار براي هر كيلوگرم حشيش با قيمت ۳۰۰۰دلار براي هرويين نيز بيانگر زمينه هاي شكل گيري يك مسيرجديد ترانزيت مواد به اروپا است.
شاهدانه هاي هندي پادشاهي مي كنند
اگرچه مواد افيوني نظير ترياك، هرويين و مرفين از خطرناكترين مواد اعتيادآور تلقي مي شوند، اما واقعيت اين است كه برخلاف تصور عامه سودواقعي تجارت سياه متعلق به كشت و توليد حشيش است. اين ماده اعتيادآور كه از ۱۲ گياه شاهدانه هندي به عمل مي آيد و با ماده مؤثر THC از دسته مواد اعتيادآور توهم زا و روانگردان به حساب مي آيد به طور عمده در كشور مراكش توليد و از اين منطقه آفريقا به تمام جهان صادرمي شود.
طي سالهاي ۲۰۰۱ـ۱۹۹۹ كشورهاي مراكش، افغانستان و پاكستان توليدكننده عمده حشيش درجهان بوده اند. ۶۰درصد حشيش به اروپاي غربي از مبدأ مراكش و در مقياسي پايين تر از افغانستان و پاكستان بوده است. اگرچه در سطح جهاني آسياي ميانه و فدراسيون روسيه نيز از منابع ديگر توليد حشيش اند. آلباني، هلند، اسپانيا، لبنان و جامائيكا نيز درمقادير كمتري حشيش توليدمي كنند.
آمار معتادان به مواد درجهان اكنون به بيش از ۲۱۶ميليون نفر رسيده است، درحالي كه كارشناسان حداقل دوبرابر آماررسمي را دور از واقعيت نمي دانند و رقم ۴۰۰ميليون مصرف كننده مواد در آغاز قرن ۲۱ زخمي است بر پيكره آدميت كه به دنبال صلح و آرامش سرگردان است.
بنابرگزارش هاي رسمي از ۲۱۶ميليون معتاد حداقل ۱۶۰ميليون نفر معتادان به حشيش اند. ۳۴‎/۳ميليون به مواد روانگردان و آمفتامين ها اعتياددارند. ۷‎/۷ميليون قرص اكستسي مصرف مي كنند و ۱۴‎/۱ ميليون نفر نيز كوكايين را برگزيده اند. تنها ۱۴‎/۹ ميليون نفر در سطح جهان به موادافيوني اعتياددارند كه ۹‎/۵ ميليون نفر از آنها به هرويين معتادند.
بدين ترتيب مي توان گفت تنها با اتكا به آمارهاي رسمي ۳‎/۴درصد ازمردم دنيا معتادند.
به عبارت ديگر ۴‎/۷درصد از جمعيت بالاي ۱۵سال مردم دنيا به مواداعتيادآور وابستگي دارند. دراين ميان حشيش با ۳‎/۹درصد مردمان بالاي ۱۵سال بيشترين مصرف كننده را به خود اختصاص داده است.
هم اكنون مناطق بسياري در افغانستان و پاكستان زيركشت شاهدانه و توليد حشيش است. ايالت هايي نظير نيمروز و شهرهايي مانند بدخشان و مزارشريف از نقاط برجسته توليدحشيش افغانستانند.
بازيگر تراژدي علي رغم ميل خود
تفاوت چندين هزاردلاري قيمت ترياك و حشيش ميان مبدأ و مقصد اگرچه علت سودآوربودن تجارت مواد درجهان است، اما واقعيت اين است كه سهم كشاورز افغان از اين سود كلان بسيارناچيز است.
خشخاش فقط چندبرابر گندم يا پنبه و ذرت براي مردان هرات و هلمند سودآور است و به نظرنمي رسد رونق روزافزون تجارت مواد هم بتواند روزي را براي ساكنان «نيمروز» به كمال برساند.
تنها راه حل اساسي دراين ميان تغيير زيرساخت هاي اقتصادي وابسته به مواد در مبادي توليداست و همچنين ازميان برداشتن فقر اقتصادي و فرهنگي در مسيرهاي اصلي ترانزيت مواداعتيادآور. نكته اي اساسي كه درمورد مناطق محروم و بحران زده استانهاي سيستان وبلوچستان و خراسان و يا كشورهاي آسياي ميانه و آفريقايي نيز بايد درنظرداشت و ازهمه مهمتر مقابله با عوامل اصلي رواني،اجتماعي پديدآورنده تقاضاي مصرف مواد كه درصورت عدم توجه و اقدامات ساختاري براي مقابله با آن مي تواند همچنان بازارتوليد و عرضه حشيش و ترياك را به عنوان يكي از سودآورترين عرصه هاي سرمايه گذاري درجهان پويا و زنده نگاه دارد و حتي در صورت كنترل كامل آنها با تغييرالگوي مصرف و جايگزين ساختن مواداعتيادآور ديگر نظير اكستسي به تقاضاي مصرف كنندگان پاسخ دهد.
عبور از پل فيروزه
دستي به جام باده و دستي به زلف يار
اصطلاح «جهان وطني» يا «وطن در چمدان» بعد از شهريور بيست رايج شد، و فكر آن پس از كودتاي ۲۸مرداد، و بخصوص با گران شدن نفت، قوت گرفت. گسترش ارتباط با خارج و تصوير بهشت آسايي كه از دنياي غرب ارائه مي شد، در درجه اول كارگزاران حكومت،نو دولتها، تازه به دوران رسيده ها و سپس، كل ذوق زدگان تجدد را در شعاع مغناطيس خود قرارداد. از اينجا «پول» جاي وطن و هر نوع معنويتي را گرفت، و راهگشاي هر دلخواهي شناخته شد.
عوامل متعدد جمع گشت كه ايراني را نسبت به كشور خود كم اعتقاد كند. هرچه از ايران ناشي مي شد، درجه دو و مشكوك مي نمود. يك نمونه اش را بگوييم: صنعت مونتاژ و ساختن بعضي ابزار صنعتي به نحو سرسري، به اين جريان كمك كرد. چون پاي مقايسه در ميان مصنوع ايراني و مشابه خارجي آن به ميان مي آمد، از جانب آپاراتي، لوله كش، داروفروش و خلاصه هر پيشه ور يا تعميركاري، پوزخند و تحقير بود.
گذاردن نامهاي خارجي بر دكانها و يا خط فرنگي بر قوطي ها و بسته ها، (درحالي كه فقط مصرف داخلي داشتند) به اميد آن بود كه اطمينان بيشتري جلب كند و نتيجه هم از آن گرفته مي شد.
از سياست كه مي گفتند طرح آن در خارج از مرزها ريخته مي شود تا صنعت و كسب كه جز نفع آني منظوري از آن نمي رفت، هرچه بوي ايران از آن مي آمد، قدري با شك به آن نگريسته مي شد.
از كودتاي ۲۸ مرداد، ايران چون سرزمين زلزله خيزي پنداشته شده كه زندگي كردن بر روي آن امن نيست، بنابراين هركس وسيله اي براي خود دست و پا كرد و خواست دو پايگاهه بشود: دستي به جام باده و دستي به زلف يار.
دكترمحمدعلي اسلامي ندوشن، اديب ـ ۱۳۷۴


|   شناسنامه   |   آرشيو   |