|
|
|
|
|
به مناسبت ۱۷ دي سالروز كشف حجاب ـ بخش نخست
|
|
|
|
|
اخلال ناآزموده ها در نظام آموزش و پرورش
دكتر خليل علي زاده دانشيار دانشگاه علوم پزشكي شهيدبهشتي اگرچه تعليم و تربيت نونهالان از ديرباز موردتوجه جدي والدين بوده و هركس به فراخور توان سعي در برخورداري فرزندانش از سطح بهتري از آموزش و پرورش داشته است، اما اين تلاش والدين با كاهش تعداد فرزندان درخانواده و معطوف شدن تمام توجه خانواده به رشد كودكان بسيار چشمگيرترشده است. ورود مدارس غيردولتي به جرگه آموزش و پرورش كه ساليان قبل آنها را مدارس ملي و نيمه دولتي مي ناميدند و اينك غيرانتفاعي و نمونه مردمي نام گرفته اند، فرصتي براي افرادي كه توان مالي بالاتري دارند، فراهم آورده تا بتوانند فرزندان خود را حتي با گذر از آزمون هاي گوناگون ورودي به اين مدارس بفرستند. اختصاص بخش عمده اي از درآمد خانوار و صرف وقت زياد دراين راه حكايت از اهميت اين موضوع درخانواده ها دارد. علي رغم همه تلاش مسؤولين و والدين، متأسفانه اگرچه كارنامه علمي كودكان ممكن است ارتقاي چشمگيري داشته باشد، اما از نظر فرهنگ اجتماعي، سلامت رواني، احترام به قانون، پرهيز از دروغ و احترام به حقوق ديگران، اين كارنامه چندان مثبت نيست. اگرچه درهرپديده اجتماعي نمي توان بريك عامل به عنوان تنها رشد اين امر تكيه كرد، اما نقش برخي از عوامل برجسته تر است. حقيقت آن است كه به غير از آموزگاران صديق و آزموده مدارس كودكان ما، درس هاي اجتماعي را كه در ساختار شخصيت آينده آنها و فرهنگ اجتماعي بسيارمهم است، از آموزگاران ديگري مي آموزند كه رسماً براي تعليم و تربيت انتخاب نشده اند. از پدرومادر، اقوام، دوستان و مهماني هاي خانوادگي تا بقال و نانواي محله همه آموزگاران اطفال ما هستند. به غير از اين آموزگاران ما معلمين ناآزموده ديگري نيز براي فرزندانمان انتخاب مي كنيم كه رانندگان سرويس هاي رفت و آمد آنها به مدارس هستند... حتماً در خيابان ها به شيوه عملكرد اين رانندگان توجه كرده ايد... عدم رعايت مطلق ضوابط راهنمايي و رانندگي، عبور از چراغ قرمز، توقف در منتهي اليه سمت راست براي پيچيدن به سمت چپ، سرعت غيرمجاز، انحراف به چپ، نثاركردن جملات و كلمات ناپسند به ساير رانندگان... دهها عمل نامناسب و ناپسند اجتماعي از در خانه تا مدرسه و از مدرسه تا خانه عملاً رفتار اجتماعي نادرستي را به كودكان ما مي آموزد كه شايد تأثير آن از درس هاي نظري و بعضاً كسالت آور مدارس بسيار بيشتر باشد. تأثير عملكرد رانندگان بر شكل گيري شخصيت كودكان به حدي است كه در برخي از مدارس تهران، حتي حدود سي سال قبل، رانندگان ميني بوس ها نيز مصاحبه و انتخاب مي شدند، چرا كه گردانندگان آن مدارس به تأثير شگرف نقش اين معلمين عملي واقف بودند. در ابتداي پيروزي انقلاب كه شهيد بزرگوار، اميرموسي نامجو فرمانده دانشكده افسري بودند، براي رانندگي اتوبوسهاي اين دانشكده افراد منتخبي را منصوب كردند كه از ساير واحدهاي ارتش گلچين شده بودند. راستي پدرومادر عزيز كه صبح با نگراني، كودك دلبند خود را به سرويس مدرسه مي سپاريد، آيا مي دانيد دلبندشما درطي اين مسير ممكن است تحت تأثير چگونه تعليماتي قرارگيرد و يكي از عوامل عدم پيشبرد اصلاحات اجتماعي دركشور و عقب ماندگي فرهنگي ما، مداخله اين معلمين ناآزموده در تعليم و تربيت كودكان ماست؟ تا آنجا كه من مي دانم در سطح عمومي شايد اين معضل هنوز موردتوجه جدي قرارنگرفته است، ولي پدران و مادران مي توانند دراين زمينه خواستار اقدام اساسي شوند. بايد نوعي از سامانه انتخاب براي رانندگان و حتي خودرو آنها از نظر ايمني برگزارشود و كساني كه داراي سوءسابقه قضايي و تخلفات بالاي راهنمايي و رانندگي هستند، از اين گردونه حذف شوند. آنگاه با طراحي دوره هاي ويژه آموزشي و بهره گيري از متخصصين تعليم و تربيت اجتماعي و افسران باتجربه راهنمايي و رانندگي، اين افراد تحت تعليم دوره خاصي قرارگرفته و گواهينامه آن را دريافت كنند و تنها دارندگان گواهينامه مذكور مجاز به رانندگي سرويس مدارس باشند.
|
|
|
|
|
به مناسبت ۱۷ دي سالروز كشف حجاب ـ بخش نخست
يا با زبان خوش يا به زور سعادتمند شويد!
|
|
|
| حميد رضا حسيني «بي نهايت مسرورم كه مي بينم خانمها در نتيجه دانايي و معرفت، به وضعيت خودآشنا شده و پي به حقوق و مزاياي خود برده اند. زنهاي اين كشور به واسطه خارج بودن از اجتماع نمي توانستند حق خود را نسبت به كشور و ميهن عزيز خود ادا نمايند و بالاخره خدمات و فداكاري خود را آن طور كه شايسته است، انجام دهند و حالا مي روند [تا] علاوه بر امتياز برجسته مادري كه دارا مي باشند، از مزاياي ديگر اجتماع هم بهره مند گردند… من ميل به تظاهر ندارم و نمي خواهم از اقداماتي كه شده است اظهار خوشوقتي كنم و نمي خواهم فرقي بين امروز با روزهاي ديگر بگذارم، ولي شما خانمها بايد اين روز را يك روز بزرگ بدانيد و از فرصت هايي كه داريد براي ترقي كشور استفاده نماييد.»(۱) «رضا پهلوي» شاه ايران، اين سخنان را در روز ۱۷ دي ماه سال ۱۳۱۴ شمسي در مراسم افتتاح دانشسراي مقدماتي بر زبان راند و از آن پس مقرر شد كه هيچ زني با حجاب در معابر عمومي ديده نشود. دستگاههاي تبليغاتي دولت مدعي شدند كه «اين اقدام شاهانه نمونه بيني است از نيت بلند و علو قدر اعليحضرت همايون شاهنشاهي در ايجاد تساوي مقام زن و مرد و رفع حجاب و نشر علم و معرفت.»(۲) آنها گمان مي بردند «حجاب يكي از مضرترين عادات ملي ايران بوده است كه تأثيرات شومي در مقدرات و آينده و سعادت ملت ايران داشت.» (۳) و از اين رو روز كشف حجاب «روزي است كه تاريخ آينده اين سرزمين پيوسته آن را در شمار يكي از روزهاي برجسته فتح و فيروزي خود نام برده و آن رامفتاح سعادت اجتماعي و خانوادگي مردم اين سرزمين در اين عصر فرخنده خواهد دانست.» (۴) كشف حجاب با اين دستورالعمل كه «بايد خيلي عاقلانه و با متانت بدون اين كه كسي را عنفاً مجبور به كشف حجاب نمايند، مجري گردد.» (۵) آغاز شد و اندكي بعد بدينجا انجاميد كه في المثل زنهاي يزدي در دادخواهي خود از مجلس شوراي ملي بنويسند: «به واسطه يك روسري يا چادر نماز در محله ها حتي از خانه به خانه همسايه طوري درفشار پاسبان و مأمورين شهرباني واقع بوده و هنوز هم هستيم كه خدا شاهد است از فحاشي و كتك زدن و لگدزدن هيچ مضايقه نكرده و نمي كنند.»(۶) اين همه ريشه در ذهنيت حاكماني داشت كه مي انديشيدند مي توان درخصوصي ترين امور زندگي مردم دخالت كرد، مي توان با تغيير پوشش آدميان، پندار و كردارشان را دگرگون ساخت، بايد كه به زور هم شده آنان را به راه سعادت كشاند و بالاخره به سان «سرهنگان» بر ساحت فرهنگ حكم راند و همه را در يك صف كرد: اگر تا ديروز به تمامي در صف حجاب بودند، امروز بايد كه به صف بي حجابي درآيند ـ بدون استثنا. درست ۷ سال و ۱۱ روز قبل از كشف حجاب، دولت پهلوي اول كوشيده بود تا تمامي مردان را به يك لباس درآورد و لآيحه اي را به مجلس برد كه هدف آن «متحدالشكل نمودن البسه اتباع ايران در داخله مملكت» بود، زيرا گفته مي شد: «لباس، تعصب مي آورد. تعصب وقتي كه توسعه پيدا نكرد و نسبت به مملكت شامل نبود و به محلي شامل شد، قطعي است كه مملكت وحدت ملي خودش را نمي تواند حفظ كند.» (۷) بنابراين مقرر شده بود كه «يك نوع لباس داشته باشيم براي معرفي كردن يك ملت واحد.» (۸) همان موقع عده اي مخالف دخالت در زندگي خصوصي مردم بودند. يكي مي گفت: «اگر ما در كلاه و تنبان مردم در اين مجلس صحبت كنيم، اين را نمي دانم صحيح است يا نيست؟… بنده هم نشنيدم كه در دنيا در هيچ پارلماني بنشينند و قانون به جهت كلاه و تنبان مردم بنويسند.» (۹) و ديگري مي افزود: «مردم را به آزادي خودشان باقي بگذاريد، بهتر پيشرفت خواهند كرد. مجلس شوراي ملي مداخله در آزادي مردم نبايد بكند. مداخله دردماغ گرفتن مردم نبايد بكند. عجب حكايتي است! آقا اين برعكس نتيجه مي بخشد. مجلس شوراي ملي بايد آزادي و اختيارات مردم را زياد كند، نه اين كه ما بياييم هي اين اختيارات را محدود كنيم. هي حقوق آنها را محدود كنيم و با اين ترتيب متصور نيست كه حس وطن پرستي و علاقه از اين ترتيب ايجاد شود.» (۱۰) با اين حال قانون اتحاد لباس تصويب شد و مقرر گرديد كه متخلفان به جزاي نقدي از يك تا پنج تومان يا حبس از يك تا هفت روز محكوم شوند (۱۱) به درستي مشخص نيست.طرح اتحاد لباس چه ثمره اي داشت كه دولت پهلوي را به اجراي طرح مشابهي براي كشف حجاب زنان ترغيب كرد، اما اسناد موجود نشان مي دهد كه محدوده اجراي برنامه از دايره وزارتخانه ها واردات دولتي فراتر نرفت. آنجا هم كه به مردم كوچه و بازار مربوط مي شد، فقط شهرهاي بزرگ، آن هم در حدمعابر اصلي واماكن عمومي قابل كنترل بودند. دولتمردان عصر پهلوي قاعده «هركس آنچنان مي پوشد كه مي انديشد » را به نحو معكوسي برخوانده و به اكسير نويني دست يافتند كه بر مبناي آن «هركس آنچنان مي انديشيد كه مي پوشيد!» آنها چنان از كشف فرمول تازه به هيجان آمدند كه بي توجه به نتايج برنامه متحدالشكل نمودن البسه اتباع ايران، كشف حجاب را به اجرا گذاردند. اين بار حتي معطل طي مراحل قانوني هم نشدند و نه مجلس، نه هيأت وزيران مجال اظهارنظر نيافتند. فقط يك روز شاه و شاهدختهاي بي حجاب به دانشسراي مقدماتي رفته و كشف حجاب را اعلام كردند يا به قول «علي اصغر حكمت »وزير فرهنگ وقت، آزادي نسوان ايران را به اطلاع اهل عالم رساندند.(۱۲) البته اين آزادي و پيشرفت كه يك شبه و صرفاً از طريق تغيير پوشش حاصل مي شد، اجباري بود و هيچ يك از زنان مختار نبودند كه بخواهند آزاد باشند يا نباشند. حكومت عزم آن داشت كه يا با زبان خوش يا با زور زنان را سعادتمند كند. از آنجا كه كشف حجاب فاقد قانون يا مصوبه رسمي دولت بود، نظامنامه اي واحد و فراگير نداشت. ليكن با بررسي اسناد موجودمي توان به مراحل و شيوه هاي اجرايي برنامه مزبور پي برد. اين اسناد نشان مي دهند كه دولت در تحقق كشف حجاب مي كوشيد تا همچون برنامه متحدالشكل شدن البسه از كاركنان دولتي و نيز دانش آموزان به مثابه پيشقراول بهره جويد و سپس ساير طبقات جامعه را به تأسي از اين دو گروه وادارد. دستورالعملي كه در تاريخ ۱۳۱۴/۱۰/۷ يعني ۱۰روز پيش از اعلام رسمي كشف حجاب از سوي والي ايالت خراسان به حكومت نيشابور و با قيد محرمانه صادر شده، اين نكته را به خوبي روشن مي سازد: «نظر به اينكه حسب الامر رياست وزرا بايد نسبت به رغبت نسوان به تجدد و تربيت و پيشرفت آنان در ترقي و تعالي كمك و مساعدتهاي اساسي [صورت گيرد] بنابراين با ارسال سواد حكم جناب آقاي رئيس الوزرا ودستورالعملهاي ذيل را مزيدا ً ابلاغ مي نمايد كه كاملا ً رعايت كفالت لازم نموده، اقدام نماييد. .۱ بدواً به وسيله معارف در مدارس به عنوان پيشاهنگي و ورزش دختران به طوري كه در همه اقدام شده اعلام شود. .۲ به وسيله رؤساي ادارات وسايل تشويق خانمها فراهم آورده كه مجامعي نه به عنوان رفع حجاب بلكه به عناوين ديگر ولي براي همين منظور تشكيل گردد. .۳ وعاظ و پيشوايان محل را وادار كنيد كه نتايج حاصله از اين منظور را به مردم بفهمانند و ثابت كنند كه اين عمل نه تنها خلاف مذهب نيست، بلكه روح اسلام از اين ترتيب حجاب دور است. .۴ اگر كسي از وعظ كنندگان يا غيره مخالفتي يا اظهاراتي بر ضد رفع حجاب نمايد فورا ًتوسط شهرباني جلب و تنبيه شود. .۵ خانمهاي رؤساي مأمورين بايد در اجراي اين منظور پيشقدم بوده و با طرز پسنديده و معقول و با ساده ترين لباسها به تجدد نسوان كمك نمايند. .۶ اين اقدامات بايد خيلي عاقلانه و با متانت بدون اينكه كسي را عنفاً مجبور به كشف حجاب نماييد مجري گردد. به وسيله وزارت معارف و اداره شهرباني كل به تمام مأمورين معارف و شهرباني كل به تمام مأمورين معارف و شهرباني دستورالعملهاي مقتضي و لازم داده شده است. نتيجه اقدامات و پيشرفت اين منظور را مرتباً راپورت نماييد. (والي ايالت خراسان) (۱۳) ادامه دارد پي نوشتها: ۱ـ پهلوي، رضا: (مجموعه سخنرانيهاي رضاشاه)، گردآورنده عبدالرضا صادقي پور، انتشارات جاويدان، تهران، ،۱۳۴۶ ص۳۹ ـ ۱۳۷ ۲ـ وزارت امور خارجه، اداره اطلاعات و مطبوعات و ترجمه، نمره،۴۴۳۷۶ مورخ ،۱۴/۱۰/۲۰ متحدالمأل،۴۲ به نقل از سازمان اسناد ملي ايران: خشونت و فرهنگ، تهران، ،۱۳۷۱ ص۶ ۳ـ روزنامه اطلاعـــات، ۱۳۱۵/۱۰/۱۷ ۴ـ همان منبع، ۱۳۱۸/۱۰/۱۷ ۵ـ دستورالعمل والي خراسان به حكومت نيشابور، سازمان اسناد ملي ايران، سند شماره ك ـ ۱۳۵۰۰۷ ـ سري ج ۶ـ سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي: واقعه كشف حجاب، تهران، ،۱۳۷۱ ص۳۸۶ ۷ـ نطق «افشار» نماينده مجلس شوراي ملي به هنگام بررسي لايحه اتحاد لباس، مذاكرات مجلس شوراي ملي، دوره هفتم تقنينيه، بي نا، بي جا، بي تا، جلسه،۱۵ سه شنبه ۴دي ،۱۳۰۷ ص۱۸۲ ۸ـ همان منبع، ص۱۹۱ ۹ـ نطق فيروزآبادي، همان منبع، ص۱۹۱ ۱۰ـ نطق سيديعقوب انوار، همان منبع، ص۱۹۳ ۱۱ـ مجموعه قوانين موضوعه مصوب دوره هفتم قانونگذاري، چاپخانه مجلس، تهران، خرداد،۱۳۲۰ ص۵۷ ـ ۱۵۶ ۱۲ـ صفايي، ابراهيم: رضاشاه كبير در آيينه خاطرات، اداره كل نگارش وزارت فرهنگ و هنر، تهران، ،۲۵۳۵ ص۱۰۲ ۱۳ـ سازمان اسناد ملي ايران، سند شماره ك ـ ۱۳۵۰۰۷ ـ سري ج
|
|
|
|
|
|
عبور از پل فيروزه
|
|
|
|
|
چشم انداز لرزان
در مدرسه، رسانه ها و مطبوعات، درست شناسانده نشده است كه ايران چه كشوري است. هر نظام حكومتي آن را به فهم نارساي خود يا سود خود معرفي كرده است. اگر قدري ديد واقع بينانه و معقول گرفته مي شد و حسنها و عيبهاي تاريخي در كنار هم تشريح مي گشت، هركسي با چشم بازتر به سرزمين خويش نگاه مي كرد و پيوند او با آن برپايه محكمتري قرارمي گرفت.
آشفتگي ديد در تاريخ و فرهنگ ايران نيز، اتخاذ موضع سياسي كوته بينانه و سطحي در برابر آن، چشم انداز مبهم و لرزاني از وطن در جلو چشم نهاده است. هم تكيه برافتخارات موهوم و هم پامال كردن آنچه مايه اعتبار اين كشور بوده است، هر دو بيمارگونه است و مي نمايد كه اين صدساله ما چقدر غافل و كم حاصل بوده ايم.
اختلاف برسر بعضي مباحث تاريخي در هر كشوري ديده مي شود و اين نشانه وجود چون و چرا و نظريه آزاد است. هنوز اين بحث در فرانسه ادامه دارد كه آيا انقلاب فرانسه براي اين كشور سودمند بوده است يا زيان آور. اين طبيعي است و اشكالي ندارد، به شرط آنكه بحث برموازين قابل قبولي حركت كند، نه بر ياساي «اين است و جز اين نيست». در موارد متعدد اين خاصيت درما ديده شده است كه اگر طرفدار چيزي از لحاظ سياسي يا احساسي باشيم، آن را سراپا حسن مي گيريم و اگر مخالف باشيم، سراپا عيب.
دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن، اديب ـ ۱۳۷۴
|
|
|
|
|
|