|
متخصصان در ميزگرد گروه حوادث بررسي كردند
اين همه خشونت!
|
|
|
دكتر فرجاد: ستيزه در خانواده بچه و والدين را آسيب پذير مي كند. زينب رنجبر: بايد بچه ها را براي پدر شدن ، مادر شدن و همسر شدن توانمند كنيم. دكتر عبداللهي: بايد از خانواده شروع كنيم زيرا همه چيز شخصيت فرد در آن شكل مي گيرد و بعد از آن ديگر دير است. دكتر فدايي : بين الكل و تهاجم رابطه است. معتادان زماني كه خمار هستند بالقوه پرخاشگر هستند. دكتر ابراهيم مقدم: اگر افراد تفكر مثبت داشته باشند بايد سعي كنند از اكنون لذت ببرند و نيم نگاهي به آينده داشته باشند. دكتر نجفي توانا: تنبيه پاسخ خشونت در برابر خشونت است و اين درست نيست
••• خشونت يكي از آسيب هاي اجتماعي است كه به علت گستردگي دامنه آن ميان تمام اقشار اجتماع و كانون هاي خانواده و مدرسه از اهميت بسزايي برخوردار است. ريشه بسياري از قتل ها، جنايات، كودك آزاري ها، همسر آزاري ها اختلافات با خشونت هايي نمود پيدا مي كند كه زماني پيش تر توسط اجتماع به افراد آموخته شده است. هر چند خشم و خشونت در بعضي موارد براي تربيت پذيري نقش كاربردي مفيدي دارند، اما جامعه اي كه خشونت پذير است و از بسياري از آسيب هاي اجتماعي نه تنهامصون نيست، و راه به جايي نخواهد برد. دعواهاي خياباني پشت چراغ قرمز ميان رانندگان، نزاع خياباني ميان جوانان، اختلافات و كتك كاريها ميان زنان و شوهران ، آزارهاي لفظي، توهين هاي روزمره، آسيب رساندن به كودكان و ... نمودهايي هستند كه در زندگي روزانه با آن سر و كار داريم و با آن بيگانه نيستيم. ميزگرد خشونت به بررسي علل رواج خشونت در ميان افراد جامعه مي پردازد. در اين ميز گرد پاسخي براي علل روانشناسي توسل به خشونت، تأثيرات منفي خشونت بر اجتماع، تأثير خشونت والدين بر فرزندان، آسيب هاي ناشي از خشونت در اجتماع، بررسي حقوقي و قانوني خشونت، علل رواج خشونت، تأثير رسانه ها و آموزش خشونت و راهكارهاي مقابله با اين پديده را جست و جو مي كنيم. با دكتر فدايي ـ روانپزشك ـ دكتر نجفي توانا ـ جرم شناس ـ ، دكتر فرجاد ـ آسيب شناس ـ، زينب رنجبر ـ معاون مجتمع قضايي خانواده ـ، دكتر عبداللهي ـ جامعه شناس و دكتر ابراهيم مقدم ـ روانشناس به گفت و گو نشستيم كه نخستين بخش آن را مي خوانيد:
\ پرخاشگري را چگونه تعريف مي كنيد؟ دكتر فدايي: رفتاري كه هدفش رساندن صدمه كلامي و جسمي به انسان ديگر يا خود يا به موجودات زنده ديگر يا نابود كردن دارايي است، نيت پرخاشگرانه هم جزو اين تعريف است ولي عده اي مي گويند پرخاشگري عمدي هم شايد هدفش صدمه رساندن نباشد. جاه ومال با توسل به پرخاشگري به دست مي آيد. سارق مسلحي كه نگهبان بانكي را مي كشد و قصدش قتل نيست، قصدش سرقت است. در اين مورد مي بينيم كه در ساده ترين نوع تعريف هم پيچيدگي زيادي داريم. دكتر نجفي توانا: خشونت فرآيند ظاهري تند اشخاص است كه به صورت بالقوه يا بالفعل يا با واسطه و بي واسطه است. خشونت حالتي است كه مبين طغيان روحي ـ رواني است. خشونت هميشه ناشي از خشم دفعتي و فوري نيست فرآيندي است كه ناشي از خشم آني يا فرآيند سكانس هاي ايجاد و جرم است. \ چه رفتارهايي، خشونت آميز هستند؟ دكتر فرجاد: آدمهايي كه زود دلخور و عصبي مي شوند و ناگهان از خود بي خود مي شوند و نمي توانند جلوي خود را بگيرند ولي بعد پشيمان مي شوند و انسانهايي كه ميل شديد به كتك زدن يا آسيب وارد كردن دارند. وقتي آدم دلش مي خواهدبي دليل چيزي را پرت كند و ... شكل هاي متفاوت اين واكنش در آدمها هستند. براي مثال مردي بود كه به زنش خيلي علاقه مند بود ولي هر وقت عصبي مي شد، چون مي دانست زنش به ظروف چيني علاقه دارد آنها را مي شكست. كسي كه جر و بحث مي كند، نشانگر خشونت در او است. كسي كه سريع داد و فرياد مي كند چه كوتاه مدت يا ادامه دار يا همراه با واكنش منفي عملي، رفتار خشونت آميز دارد. خشونت بااختلالات رواني و شخصيت توأم و همسو است. عواملي كه اين اختلالات را تشديد وتقويت مي كند ستيزه درون خانواده است. بايد به مثلث فرد، خانواده و جامعه توجه كنيم. فرد از اين دو نقش مي گيرد. ستيزه در خانواده بچه و والدين را آسيب پذير مي كند. در بحث خودكشي ديده شده ستيزه درون خانواده باعث خودكشي است. \ خانواده چه ميزان تأثير در خشونت و پرخاشگري دارد؟ زينب رنجبر: آسيبهاي اجتماعي به هم متصل هستند گاهي علت و گاهي معلول پديده مي شوند. در دادگاه خانواده نيز مصداق همين مطلب است. گاهي طلاق باعث آسيب اجتماعي مي شود چيزي كه من باتجربه دريافت كرده ام اين است كه آموزش و پرورش و مراجع آموزشي و مراجع هنجار فرصت كشور را درگير نمي كنيم. به نظر من نسبت به زندگي و تربيت ديد ناقص وجود دارد. با وجود پيشرفت تكنولوژي و انفجار اطلاعات انسان هنوز درست تربيت نشده است و ما يك تعامل و ارتباط درست با هم نداريم براي من عجيب است كه ما بايد براي رانندگي يا هر كار ديگري امتحان داده و آموزش ببينيم ولي براي شروع يك زندگي مشترك كه عمري خود را درگير مي كند ما يك مربي نداريم تا فنون ارتباط سالم، پايداري و فنون تسخير قلب و وفاداري و صبر را آموزش دهد. فداكاري هنر است و اين فن بايد آموزش داده شود ما مي خواهيم فرزند تربيت كنيم تا آينده جامعه را بسازد. خانواده مكاني هنجار فرصت است. فرزندي را به جامعه وارد مي كنيم كه جامعه را از حالت توازن خارج مي كند. در قانون اساسي آمده است كه قوه قضاييه بايد از جرم پيشگيري كند آيا قوه قضاييه اين امكان را دارد؟ يا بازوهاي قوه قضاييه درجاهاي ديگري مثل آموزش و پرورش، دانشگاه و... است و ما بايد كنترل خشم را به كودكمان بياموزيم. دكتر نجفي توانا: اگر تعامل او را ارتقا ببخشيم. زينب رنجبر: بله ما بايد بچه ها را براي پدر شدن، مادر شدن و همسر شدن توانمند كنيم. دكتر عبداللهي: درست است. مشكل اساسي به كانون خانواده باز مي گردد. بايد از آنجا شروع كنيم. از خانواده كه همه چيز شخصيت فرد را شكل مي دهد بعد از آن ديگر دير است. وقتي پسري يا دختري به سن بلوغ مي رسد سخت تر مي شود به او آموزش داد. دكتر ابراهيم مقدم: ولي نشدني نيست. زينب رنجبر: دير است. دكتر عبداللهي: وقتي والدين هر روز درگير هستند و پرخاشگري به هم مي كنند خيلي مشكل است كه بتوانيم فرزندي ايده آل جامعه تربيت كنيم. دكتر ابراهيم مقدم: ما داريم وانمود مي كنيم خشونت بد است. خشم صرفاً بد نيست ولي اگر به عنوان يك چيز منفي از آن ياد كنيم بد است. دكتر نجفي توانا: جنگ تبلور خشونت است كه نشانه ملي گرايي است. دكتر ابراهيم مقدم: يك مثال بزنم.فردي به عنوان راهب در هندوستان مي بيند كه افراد خيلي كم براي عبادت مي آيند علت را مي پرسد مي گويند كه ماري سر راه است كه نيش مي زند. راهب به سراغ مار مي رود و از او قول مي گيرد كه ديگر كسي را نيش نزند مار قول مي دهد بعد از مدتي مي گويد بروم مار را ببينم. به ديدار مار مي رود و مي بيند كه حال مار خيلي بد است. علت را مي پرسد، مار مي گويد من قول دادم به تو كسي را نيش نزنم ولي از آن به بعد ديگر همه با سنگ وچوب مرا مي زنند و آزار مي دهند. راهب به او مي گويد گفتم نيش نزن، ولي نگفتم كه اداي نيش زدن را هم در نياور. اين را تعريف كردم كه بگويم گاهي لازم است از خشم به اندازه مورد نياز در كاركرد مثبت خودش استفاده كرد. زينب رنجبر: خشونت موجه و غيرموجه داريم وگرنه اعمال مجازات قانوني معنا پيدا نمي كند، ولي تخليه عقده رواني نبايد باشد. دكتر نجفي توانا: البته استفاده از اين حالت براي بيرون ريختن عقده رواني بدنيست ولي اگر ضرري به كسي نرساند و باعث تخليه شود خوب است. در كشور كره در بعضي از كارخانجات اتاقهايي درست كرده اند كه تصوير سركارگر در آن است اين اتاق فاقد منفذ است. كارگر خشمگين وارد اين اتاق مي شود و هر اندازه كه مي خواهد فرياد مي زند و مشت به تجسم سر كارگر مي زند ولي اين خشم مخرب نيست. دكتر ابراهيم مقدم: در تأييد اين صحبت شما بايد بگويم در ژاپن آدمك هايي است كه آدمها پس از عصبانيت به آن حمله كرده و خشم خود را تخليه مي كنند. زيرا خشم سركوب شده باعث مي شود فرد سر افراد خانواده اش آن را خالي كند اين تخليه مثبت است. خوب است به جاي لگد زدن به فرد، ياد بگيريم به توپ لگد بزنيم. \ تاريخچه خشونت به چه زماني برمي گردد؟ دكتر فدايي: موضوع پرخاشگري با توجه به اهميت اش از سال ۶۵نظر مرا جلب كرد و در اين مورد به عنوان يك رفتار مرسوم يا كيفري يا نشانه اي از اختلالات رواني مطالبي را مطالعه كردم و مقالات و كتابي هم در اين مورد دارم ولي فكرمي كنم از بحثهاي تئوريك صرفنظر كنيم و به صورتي كه براي خوانندگان قابل توجه است به اطلاع خوانندگان محترم برسانيم كه پرخاشگري رفتاري قديمي است اولين نمونه كشته شدن هابيل به دست قابيل بود. حتي گفته مي شود نخستين موجوداتي كه ويژگي هاي انساني را به دست آوردند به وسيله استفاده از اين ابزار براي كشتن توانستند فايده آن را به ثمر برسانند. نخستين موجودات با دستگاه از پاره سنگ يا استخوان ران غزال برسر ديگر موجودات كوبيدند. بين انسان و پرخاشگري و قتل رابطه نزديكي است. جانداران پرخاشگري مي كنند صرفاً زمان گرسنگي يا احساس خطر و هميشه هم اين مسأله بين گونه هاي مختلف بوده و هست ولي در انسان كشتن همنوع به صورت منظم و دوره اي است. \ چه علل رواني و روانپزشكي باعث خشونت و تهاجم مي شود؟ دكتر فدايي: در سالهاي اخير پژوهش هاي زيادي در مورد رفتارهاي تهاجمي شده است. بعضي از ساختارهاي مغزي و مكانيزمها و نقش محرك خارجي به عنوان آشكار كننده تهاجم مورد توجه است. \ تهاجم اصلاً چگونه آموخته مي شود؟ دكتر فدايي: تهاجم از طريق نمونه برداري و مدل سازي آموخته مي شود و ترغيب و تشويق مستقيم باعث پرخاشگري مي شود. در اينجا بايد بگويم اشتباه است كه محرك بيروني را مسائل اجتماعي بدانيم بدون اينكه به مكانيزم داخلي مغز توجه كنيم و يا برعكس در واقع انسانها بر حسب وضعيت كروموزومي، ژنتيك، نورو فيزيولوژيك كاركرد مغز و استفاده از فرآيند ذهني با هم متفاوتند بنابراين عوامل ژنتيك، تعامل ژنتيك با محيط، رشد بخش منطقي روان (ايگو) تفاوت فرهنگي، اجتماعي، مدل قرار دادن همسالان، تأثير مربي، يادگيري تقليدي و تقويتي، تأثيرات قبيله اي و نژادي و ملي از عوامل بروز تفاوت بين انسانها و تمايلات آنها براي رفتار پرخاشگرانه در واكنش به يك شيء يا موقعيت تحريك آميز مي شود. تهاجم يك رفتار واحد نيست گروهي از رفتارهاي متفاوت است كه هر كدام ابزاري بيولوژيك است كه براي رسيدن به اهداف مختلف به كار مي رود براي مثال تهاجم رقابتي بين نرهاي گونه هاي مختلف. نرها به خاطر سلطه بر قبيله يا آب و غذا و ماده با هم پرخاشگري مي كنند يك نوع ديگر تهاجم شكار وي است كه در آن جانوران براي سدجوع جانوري از گونه ديگر را از بين مي برند. تهاجم دفاعي براي مبارزه از شكار نشدن، تهاجم محدوده اي هر جاندار در رده بالا اگر موجودي از گونه اش به محدوده او وارد شود پرخاشگري مي كند. در انسان محدوده خانه، محله، شهر، كشور و بلوكهاي سياسي از مسأله تهاجم محدوده اي سر چشمه مي گيرد. يك تهاجم ديگر تهاجم حفاظت مادرانه است يك ماده گربه از فرزندش با خشم دفاع مي كند، پرخاشگري رفتاري بيولوژيك است كه باعث بقا مي شود ولي در انسان اين مسأله به مسير انحرافي افتاده است. \ در چه مواردي خانواده متوجه خشونت فرزندش مي شود؟ دكتر فرجاد ـ آسيب شناس ـ : ۱۲سال پيش تحقيقي در مورد بزهكاري نوجوانان و جوانان در سطح كشور انجام داديم. همه بچه ها از نظر، خانواده دچار خشونت هستند. اين نگرش والدين خطا است. بخصوص در بچه هايي كه در دوران بحران بلوغ هستند در حالي كه اين مسأله ويژگي طبيعي بحران بلوغ است و از ۱۱سالگي تا پايان ۱۷سالگي وجود دارد و اگر نباشد بچه بيمار است. خشونت احساس يا عملي را منعكس مي كند كه نشانگر وضعيت خلقي ناشي از خشم است. خشم، خشونت و پرخاشگري گاهي لازمه زندگي انسان است ما خشونت مثبت هم داريم، مثلاً والدين گاهي خشونت مي كنند كه اثر تربيتي خوبي دارد. وقتي انسان تحت تأثير طرف مقابل قرار مي گيرد، دچار خشونت مي شود در اينجا حالت تهاجمي و تحريك پذيري است. بحث ديگر خصومت است. خشم، كين، نفرت، شوق، مهر در همه انسانها هست ولي تحت شرايط مختلف بروز مي كند. انسان نمي تواند هميشه مهربان يا خشمگين باشد. \ خشونت جامعه تا چه ميزان روي خشن شدن افراد تأثيردارد؟ دكتر نجفي توانا: مطلبي كه كمتر به آن توجه شده نقش خشونت پذيري در خشونت خيزي است. قربانيان امروز خشونت پرخاشگران فردا هستند. اطفالي كه قرباني خشونت بودند تنها وسيله تعامل يا برخورد مسائل اجتماعي را خشونت ديده اند. زينب رنجبر: انسان چون از بودن در نقطه راحت احساس لذت مي كند بنابراين كمتر به خودش اين زحمت را مي دهد كه از طريق تفكر پاسخگوي اطراف باشد. تفكر و منش با خشونت پاسخگويي مي كند. دكتر ابراهيم مقدم: در جامعه بحث نارضايتي افراد است. آدمها زياد دنبال راحتي نيستند چقدر افراد احساس رضايت دارند؟ كم! پس فرد دوباره تلاش مي كند كه وضع را بهتر كند و هميشه اگر به تفكر رجوع كند همان رفاه رامي گيرد. زينب رنجبر: اين يك ميل است. تبديل به احسن و تنوع طلبي جزو خصيصه است. دكتر ابراهيم مقدم: اگر فرد تفكر مثبت داشته باشد سعي مي كند از اكنون لذت ببرد و نيم نگاهي به آينده داشته باشد. افرادي هستند كه يك عمر گدايي مي كنند تا نكند روزي گدا شوند. \ آيا تحركات مغزي يا هورمونها نقشي در بروز خشم دارند؟ و از اين مسأله آيا براي درمان كاري شده است يانه؟ دكتر فدايي: تحريك بعضي از نقاط موجب طغيان خشم و حمله مي شود. در بعضي از افراد مهاجم طبق دستور دادگاه با جراحي روي مغز اين سازمانها تخريب شده و آنها تبديل به افراد سالمي شده اند. برخي مواد شيميايي مثل سروتونين تأثير زيادي روي پرخاشگري دارند. در كساني كه خودكشي مي كنند اين ماده كمتر است. هورمونهاي مردانه اگر به افرادي داده شود كه سابقه پرخاشگري دارند، حملات تحريكي ايجادمي كند. بين سطح تستوسترون زندانيان و جوانان رابطه مستقيم است.در مورد تستوسترون خون ورزشكاران اين رابطه ديده شده است. در هر اختلال كروموزومي كه يك يا چند كروموزوم Y باشد ميزان پرخاشگري زيادمي شود. از جمله وضعيتي كه در آن يك كروموزوم X و دو كروموزوم Y باشد. تعداد اين افراد در زندانها به دليل جرايم پرخاشگرانه ۱۰برابر كل جمعيت آنها در جامعه است. دكتر نجفي توانا: اين در واقع بحث اختلالات و كروموزوم Y اضافي به دليل تعامل با عوامل محيطي و تعديل اثر آن، امروزه به عنوان قاعده اي صددرصد جرم ساز نيست. دكتر فدايي: بله. ولي اين واقعيتي است كه ما با آن سروكار داريم. هر قدر تعداد كروموزوم Y بيشتر باشد ميزان پرخاشگري بيشتر است. دكتر ابراهيم مقدم: پس در خانمها كه كروموزوم Y ندارند پرخاشگري نبايد باشد. دكتر فدايي: هورمون زنانه تهاجم را كم مي كند و حملات جنسي را در مردان كم مي كند اكثر تهاجم در يك سوم زنان، حالت تحريك پذيري، افسردگي و خصومت قبل از عادت ماهيانه است كه با كاهش هورمون پروژسترون و استروژن رابطه دارد. \ رابطه اي بين الكل و اعتياد و تهاجم و پرخاش وجود دارد؟ دكتر فدايي: بين الكل و تهاجم رابطه است. معتادان زماني كه خمار هستند بالقوه پرخاشگر هستند و براي به دست آوردن مواد همه كار مي كنند. البته نبايد نقش عوامل روانشناختي مثل مكانيزم را ناديده بگيريم. زماني كه فردي تحقير مي شود خشم را در موقعيت ديگري ابراز مي كند. كارمندي كه در محل كار توسط رئيسش به او توهين مي شود در منزل همسرش را آزار مي دهد. در انسان پرخاشگري به شكل هجو، طنز، كاريكاتور، فيلم كمدي هم تظاهر پيدا مي كند. زينب رنجبر: مواردي را كه گفتيد افراد را به بروز خشم توجيه مي كند. با فردي كه مشكل دارد بايد رفتار درمانگرانه بكنيم. او قصد رساندن آسيب را به كسي ندارد. ما در بحث خشونت به عنوان عامل فراگير كه عده زيادي را درگير كرده و در روابط خانه و مسائل روزمره خشونت به خرج مي دهند و يا در محيطي كه زندگي مي كنند باعث آسيب مي شوند. \ چه پيشنهادي براي درمان داريد تا روي آحاد جامعه و فرهنگ ما تأثير بگذارد؟ دكتر فدايي: فكر مي كنم دكتر فرجاد و دكتر نجفي هم در اين آرزو بامن هم عقيده اند كه روزي بشود مجرمان بيمار را درمان كنيم و هدف سيستم قضايي از تنبيه و انتقام به اصلاح و درمان تبديل شود. ما عوامل را جست وجو مي كنيم. در فردي كه ظاهراً سالم است رفتار پرخاشگرانه مي بينيم. به هر حال افراد در رفتارهايشان تا حدي آزادي دارند و براي كنترل پرخاشگري روشهاي شناختي و رفتاري بايد مورد توجه قرار گيرد. تشويق يا تنبيه به عنوان روش يادگيري مؤثر است. از مكاتب يادگيري در سيستم قضايي خانم رنجبر استفاده مي كند. تنبيه بلافاصله بعد از رفتار مجرمانه بايد باشد. دكتر نجفي توانا: تنبيه پاسخ خشونت در برابر خشونت است و اين درست نيست. من فكر مي كنم خشونت فرايند و معلول است كه به دليل تجميع شرايط زيستي رواني و اجتماعي عارض شخصي مي شود كه گاهي جنبه زيستي دارد يعني خشونت غريزي كه در مقابل با محيط اجتماعي رنگش عوض مي شود و گاهي تعديل يا تشديد مي شود. خشونت اجتماعي هم داريم. برخي انديشمندان اشاره مي كنند كه تيپ پرخاشگر داريم. اما خشوتها در برخورد با مقررات كشورهاي مختلف زماني مجرمانه است كه به حس امنيت، مال، جان، آبرو و نواميس اشخاص مضر باشد و صدمه وارد كند. زينب رنجبر: مهمترين شاخص شناخت خشونت احساس ناامني است. احساس ناامني از نبودن امنيت خطرناك تر است. دكتر نجفي توانا: در استراليا و انگليس از هر هزار خانه، ۲۵خانه مورد دستبرد و سرقت قرار مي گيرد ولي در كشور ما ۵خانه از هزار خانه مورد دستبرد قرار مي گيرد ولي احساس امنيت ما كمتر است. چون متأسفانه ما به بحث امنيت نپرداخته ايم. امنيت زمينه ساز رشد و بالندگي است. خشونت والدين مستقيم و غيرمستقيم در اين مسأله روي اطفال تأثير دارد. خشونت مستقيم به صورت تنبيه است ودر خشونت غيرمستقيم والدين به خود و يا ساير فرزندان خشونت اعمال مي كنند به ويژه در مراحل رشد رواني و دوراني كه طفل رشد مي كند واطراف را مي شناسد چون پاسخي براي اين خشونت ندارد و راه حلي پيدا نمي كند خود زمينه ساز خشونت غيرقابل توجيهي مي شود.
|