دوشنبه ۲۲ دي ۱۳۸۲ - ۲۰ ذيقعده ۱۴۲۴
Mon, Jan 12, 2004
ويژه ۸
شماره ۲۶۹۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
اعترافات قاتل روس به ۵۲ قتل سريالي
گربه سياه
151041.jpg
«آندره رما نوويچ چيكاتو» يك قاتل سريالي روسي بود كه پليس با تشكيل يك تيم ۲۰۰ نفره و با كمك گرفتن صدها روانپزشك و روانشناس در مدت ۸ سال نتوانست او را دستگير كند، اين درحالي بود كه اين قاتل جنايتكار اقدام به ۵۲ قتل كرده بود.

\ كشف نخستين جسد
مرد وقتي پاي به جنگل گذاشت تا مقداري هيزم براي گرم كردن خانه اش جمع كند نمي توانست باور كند كه آنچه مي بيند جسدي است كه مربوط به يك انسان است.
وقتي پليس با تماس مردي به منطقه سرسبز و كم وسعت قدم مي گذارد متوجه مي شود كه چيزي جز چند تكه استخوان از جسد باقي نمانده است و جسد در اين منطقه پنهان شده است.
وجود چند تكه پوست روي استخوان هاي باقيمانده و موهاي سياه رنگ كه از جمجمه آويزان است تنها چيزي است كه پليس محلي جنوب روسيه به آن دست پيدا مي كند.
هيچ تكه از لباس مقتول كه بتوان با آن هويت جسد را شناسايي كرد وجود ندارد. تنها سوراخ گوشواره روي گوش هاي مقتول دست نخورده باقي مانده است و اين تنها نشاني از آن است كه مقتول مؤنث بوده است.
پليس از وضعيت جسد نتيجه مي گيرد كه او قبل از مرگ درگيري شديدي با قاتل داشته است. چشم هاي مقتول با چاقو از حدقه بيرون كشيده شده است و آثار زخم شديدي كه بر جسد وارد شده است را مي توان روي استخوان ها نيز مشاهده كرد.
به نظر مي رسد قاتل يك حيوان وحشي است كه اينگونه با قساوت تمام مرتكب قتل شده است.
\ گزارش از مفقود شدن
پليس محلي جنوب روسيه با كشف اين جسد براي پي بردن به راز قتل، شكايات و گزارشاتي را كه از قبل به مركز پليس رسيده است مورد رسيدگي قرار مي دهد. يك دختر ۱۳ ساله به نام «ليوبوف بيريوك» كه در يكي از دهكده هاي اطراف زندگي مي كند از مدتي پيش ناپديد شده است.
عموي ليوبوف به مركز پليس احضار مي شود او بايد از روي بقاياي برجاي مانده از جسد، برادرزاده اش را شناسايي كند.
عموي ليوبوف درحالي كه به محل كشف جسد آمده است مي گويد: موهاي برادرزاده ام تا اين اندازه سياه رنگ نبوده و من فكر مي كنم مدت ها قبل از اين كه ليوبوف ناپديد شود اين جسد اينجا رها شده باشد.
\ بررسي پرونده مفقودين
سربازرس منطقه درخواست مي كند تا تمام پرونده هايي كه در آن مفقود شدن مطرح است مورد بررسي مجدد قرار گيرد و دستور مي دهد تا مناطق اطراف محوطه جنگلي به دقت مورد بازرسي قرار گيرد.
به دستور سربازرس بقاياي پوست موجود و باقيمانده روي استخوان هاي جسد مورد بررسي قرار مي گيرد و از جسد انگشت نگاري مي شود.
\ يك سرنخ
روز بعد از جست وجو كوله پشتي زردرنگي به همراه يك لنگه از صندل هاي سفيدي كه ليوبوف روز مفقودشدن به پا داشته است در محوطه اطراف جنگل كشف مي شود. آثار به دست آمده از انگشت نگاري و كتاب هايي كه درون كوله پشتي است ديگر براي اثبات قتل ليوبوف كافي است.
\ قاتل كيست؟
بررسي هاي لازم در مورد اين كه انگيزه قاتل چيست در هيچ يك از دو شاخه اصلي كه تا آن زمان روي مي داد نمي گنجيد؛ اين دو شاخه مربوط به اين بود كه يا قاتل براثر از دست دادن كنترل عصبي اش يكي از نزديكانش را به قتل مي رسانيد و يا اين كه قاتل براي به دست آوردن چيزي خاص هدف مقابل خود را به قتل مي رسانيد.
قتل به منظور مقاصد جنسي صورت گرفته بود و اين بي سابقه بود. ۲۲ ضربه چاقو به مقتول وارد شده بود و پليس به دنبال مظنوني بود كه سابقه بيماري رواني ـ جنسي داشته باشد.
\ خودكشي
شخصي كه قبلاً يك فقره تجاوز به عنف را مرتكب شده بود وقتي كه مطلع شد مورد سوءظن پليس قرار گرفته است، اقدام به خودكشي كرد. با اين خودكشي بود كه پليس به علت دردست نداشتن هيچ مظنون ديگري، عملاً امكان تحقيق در اين شاخه را به دست نياورد.
\ دو ماه بعد
يكي از كارگران ايستگاه راه آهن «شاختي» كه يك شهر كوچك صنعتي در ۳۰ كيلومتري محل كشف جسد اول بود، با بقايايي از اسكلت يك انسان روبرو شد.
او درحالي كه هيجان زده بود پليس را در جريان قرار داد. پليس پس از اعزام به محل با توجه به ضربات پي در پي چاقو و خارج شدن چشم ها از كاسه سر اين دو قتل را با هم مرتبط دانست.
جسد كشف شده با هيچكدام از مشخصات مفقودان مرتبط نمي شد بنابراين هويت جسد نامشخص ماند.
\ يك ماه بعد
يك ماه بعد از كشف دومين جسد سربازي كه در حال جمع كردن هيزم بود در ۱۶ كيلومتري جسد نخست بقايايي از جسد يك زن را كشف كرد. اين زن نيز مانند دو زن ديگر به قتل رسيده و چشمانش از حدقه خارج شده بود.
\ قاتل زنجيره اي
پليس محلي با اين نشانه ها دريافت كه با يك قاتل سريالي روبرو است اما مقامات روسيه از حاضر شدن در مطبوعات يا تلويزيون امتناع كرده و به هيچ وجه اعلام نكردند كه يك قاتل سريالي در كمين نشسته است.
\ اكيپ ۱۰ نفره
اداره پليس جنوب روسيه بلافاصله يك گروه ۱۰ نفره از بهترين و مجرب ترين افسران خود را تشكيل داد و آنان مأموريت يافتند تا هر طور شده است قاتل جاني را شناسايي و دستگير كنند.
«ويكتور بوراكف» كه بهترين متخصص تجزيه و تحليل شواهد از صحنه قتل بود در ميان اين گروه ۱۰ نفره به چشم مي خورد. او در ژانويه سال ۱۹۸۳ به اين گروه ۱۰ نفره دعوت شده بود تا با توجه به تخصص ويژه اش در يافتن اثرانگشت، ردپا و ... از قاتل بتواند به شناسايي او كمك كند.
هرجا نام «ويكتور بوراكف» به ميان آمد نشان از آن بود كه يك جرم خاص و هولناك مردم را تهديد مي كند و پليس از شناسايي درمانده است.
\ كشف جسد چهارم
درحالي كه جسد چهارم كشف شده بود و تحقيقات پليس بر اين فرضيه استوار شده بود كه قاتل يك بيمار رواني و از جنس مرد است كه علاقه زيادي به چشمان مقتولان خود دارد، «بوراكف» با توجه به فقدان سرنخ هاي اوليه تحقيق گسترده اش را در شهر كوچك «نووشاختينسك» آغاز كرد. اين شهر در منطقه اي زراعي و معدني واقع شده بود و گزارشي از ناپديد شدن يك دختر ۱۰ ساله به اداره پليس ارسال شده بود.
پليس با نظريات ويكتور بوراكف دريافته بود كه قاتل پس از به قتل رساندن طعمه هاي خود مدتي را در كنار آنان مي ماند و در اين زمان است كه چشمان آنان را از حدقه خارج مي كند. اكنون پليس با اطلاعات و فرضيه هاي علمي اين متخصص به جاي خرافات با اطلاعات دقيقي روبرو مي شد.
\ دختر ۱۰ ساله كه بود؟
اولگا استالما چنوك دختر ۱۰ ساله اي بود كه روز ۱۰ دسامبر سال ۱۹۸۲ براي رفتن به كلاس پيانو از خانه خارج شده بود و از آن روز ديگر هيچ خبري از او نشده بود. بوراكف پس از صحبت با پدر و مادر «اولگا» متوجه شد كه «اولگا» هيچ مشكلي با خانواده اش نداشته است. بنابراين به هيچ وجه امكان اين فرضيه كه او از خانه اقدام به فرار كرده باشد وجود نداشت.
\ يك نامه عجيب
درحالي كه پليس تحقيقات ويژه و علمي خاصي را روي ناپديد شدن اين دختر ۱۰ ساله آغاز كرده بود، يك نامه عجيب به خانه پدر «اولگا» رسيد.
در اين نامه شخصي كه خود را گربه سياه ساديست معرفي كرده بود هشدار داده بود: دخترتان در جنگل است و تا پايان سال جسد او و ۱۰ قرباني ديگر كشف خواهد شد.
\ چهار ماه بعد
چهار ماه بعد از ناپديد شدن اولگا جسد او در ۵ كيلومتري سالن موسيقي و محل تشكيل كلاس پيانو پيدا شد. جسد «اولگا» در زير برف مانده بود و به اين علت آثار جنايت بيشتر قابل تشخيص و رؤيت بود. ضربات وحشيانه چاقو روي بدن دختر ۱۰ ساله و چشم هاي از حدقه درآمده او نشان مي داد كه گربه سياه همان قاتل زنجيره اي است.
«بوراكف» مسير بين تالار موسيقي و محل كشف جسد را مورد بررسي دقيق قرار داد و متوجه شد كه قاتل داراي اتومبيل است و چهره او به هيچ وجه هيچ يك از قربانيانش را دچار ترس و وحشت نكرده است تا آنان براثر اين ترس بخواهند اقدام به فرار كنند.
\ بررسي خط
با درخواست بوراكف بلافاصله نامه اي كه از گربه سياه در دست بود به مركز كارشناسان خط شناسي ارسال شد. اين خط با خط تمام اهالي شهر مطابقت داده شد. اين كار سخت و طاقت فرسا كه توسط گروه ويژه اي به صورت شبانه روزي انجام مي شد بي نتيجه پايان گرفت.
\ چهار ماه بعد
درحالي كه گروه ويژه بررسي هاي دقيق شان را ادامه مي دادند تا چهار ماه بعد كه جسد ديگري كشف شد پليس نتوانسته بود هنوز به سرنخ قابل توجهي دست پيدا كند.
كشف جسد يك پسر كه به همان صورت به قتل رسيده بود، پليس را با يك سردرگمي مواجه كرد در همين حال بود كه جسدي ديگر كه متعلق به يك دختر عقب افتاده ذهني بود نيز در منطقه پيدا شد. بلافاصله تحقيق روي اين دختر آغاز شد زيرا پيدا كردن خانواده اين دختر و اطلاعات لازم سريع تر به دست مي آمد. تحقيقات نشان داد كه جسد متعلق به دختري ۱۳ ساله است و به علت اين كه او اغلب مدرسه مخصوص كودكان عقب افتاده را ترك مي كرده است، غيبت طولاني او باعث شگفتي نشده است.
در همين زمان جسدي كه مربوط به يك پسر ديگر بود كشف شد. پليس سردرگم مانده بود زيرا قاتلان زنجيره اي به دنبال قربانيان مشابه مي گردند ولي پليس در پرونده جنايات خود با فردي سر و كار داشت كه قربانيانش را زنان و كودكان دختر و پسر تشكيل مي دادند. اين سؤال مطرح بود كه چطوراين افراد مختلف توانسته اند انگيزه لازم رواني ـ جنسي را براي قتل به دست دهند. در اينجا بود كه فرضيه ديگري شكل گرفت: قاتل بيش از يك نفر است.
\ قاتل دستگير شده است
درحالي كه بوراكف تمام مناطق و كشف اجساد را تحت بررسي ديگري قرار داده بود، به وي خبر دادند يك قاتل دستگير شده است. او به سرعت به زندان رفت تا با قاتل سريالي ديدار داشته باشد.
پليس پسر ۱۹ ساله اي را كه مدتي طولاني در خانه نگهداري از بيماران رواني به سر برده بود، به عنوان مظنون و بر اساس حرفهاي چند تن از دوستانش دستگير كرده بود. اين مظنون ۱۹ ساله تمام موارد را نخستين بار حاشا كرد، ولي بر اثر فشار زياد ناشي از شكنجه به تمام قتلها اعتراف كرد. با اينكه پليس اين مظنون را قاتل اصلي معرفي مي كرد، بوراكف اعتقاد داشت كه او قاتل نيست. كشف اجساد ديگر و انجام جنايات ديگر نشانگر اين بود كه پليس در دستگيري دچار اشتباه شده است.
\ جاني كيست؟
بوراكف اعتقاد داشت جاني كسي است كه به تنهايي زندگي مي كند و روان پريشي هاي او به سختي قابل تشخيص است.
در همين زمان جسدي كشف شد كه به پسركي تعلق داشت كه مورد آزار و اذيت نيز قرار گرفته بود. محل زندگي پسربچه مورد بررسي قرار گرفت و پليس يك بيمار رواني را به نام «ميخائيل تايپين» دستگير كرد. او به تمام اين موارد و قتلهاي صورت گرفته اعتراف كرد. آزمايشات ژنتيك بلافاصله انجام شد، ولي درحالي كه بازجويي هاي دقيق در حال تكميل شدن از «ميخائيل تايپين» بود، جسد ديگري كشف شد كه تمام محاسبات پليس را به هم زد.
بوراكف با توجه به آنچه از صحنه هاي قتل مانده بود، دستور انجام تحقيقات آزمايشگاهي را صادر كرد.
\ نتيجه آزمايشگاه
نتايج آزمايشاتي كه در آزمايشگاه انجام شده بود، نشان داد كه گروه خوني قاتل AB است، به اين علت تمام مظنونان دستگير شده آزاد شدند.
\ قتلهاي جديد
در حالي كه قاتل آزاد بود، هر دو هفته يك بار قتل جديدي را مرتكب مي شد تا پايان تابستان ۱۹۸۴ تعداد جنايات ۲۴ فقره شده بود. پليس منتظر انجام يك اشتباه از مرد جنايتكار بود، ولي قاتل به هيچ وجه اشتباه نمي كرد.
\ شاهدان چه گفتند؟
چند نفر كه ديده بودند پسربچه اي كه قرباني شده بود را مردي قدبلند با گونه هايي برجسته و با كفشهاي بزرگي در پا با خود برده است، اطلاعات خود را در اختيار پليس قرار دادند.
\ گروه ۲۰۰ نفري
به دستور وزير كشور روسيه، بوراكف رهبري گروه ۲۰۰ نفره اي را در دست گرفت، حالا اين گروه ۲۰۰ نفره به دنبال قاتل سريالي بودند. حالا تقريباً روشن شده بود قاتل ۲۵ تا ۳۰ ساله است، هيكلي درشت اندام دارد و هوش او بيش از حد متعارف است، زيرا تمام نقشه ها را بدون اشتباه انجام مي داد. عينكي به صورت دارد و گروه خونش AB است.
\ عمليات مخفي
مأموران مخفي پليس در تمام نقاط حساس شهر به صورت نامحسوس كنترل خود را آغاز كرده بودند. يك روز يكي از مأموران مخفي در ايستگاه پليس شهر روستوف متوجه مردي شد كه ميانسال بود و در حال صحبت با زني بود. بعد از آنكه زن سوار اتوبوس شد و ايستگاه اتوبوس را ترك كرد، مرد ميانسال به سراغ زن ديگري رفت تا با او صحبت كند. پليس به اين رفتار مرد شك كرد و از او شروع به پرسش كرد، ولي مرد گفت: من صاحب يك شركت توليدي ماشين آلات هستم و مسافرتي تجاري را انجام مي دهم.
او گفته بود: من زماني معلم بودم، به اين علت صحبت كردن با جوانان را دوست دارم. مأمور مخفي او را تعقيب كرده بود و زماني كه در خيابان در حال حرف زدن با زني ديگر بود، او را دستگير كرد. آنچه داخل كيف دستي او بود، يك قطعه طناب، يك حوله كثيف و يك چاقوي بزرگ بود.
اين مرد به اداره پليس منتقل شد. او خود را آندرو چيكالتو معرفي كرده بود. آزمايش خون گروه او را A روشن كرد. او در بازجويي گفت: ناتواني جنسي دارد. به علت گروه خوني و ناتواني جنسي اين مظنون، پليس او را آزاد كرد.
\ توقف پليس
در طول سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۶ قتلها متوقف شد و بعد دوباره به همان شدت آغاز شد.
بوراكف به علت انجام تحقيقات شبانه روزي بيمار شده و در بيمارستان به مدت يك ماه بستري شد.
\ تحقيقات علمي جديد
تحقيقات علمي تازه اي كه به دستور بوراكف انجام شد، ثابت كرد كه گروه خوني به دست آمده از ترشحات بدن به هيچ وجه قطعاً نمي تواند گروه خوني واقعي هر شخص را روشن كند. اين خبر باعث فشار بيشتري به دستگاه قضايي و پليس دلسرد و افسرده شده بود.
روانشناسان و روانپزشكان از سراسر كشور براي مشاوره در مورد انگيزه قاتل دعوت شدند. براي پليس روشن بود كه اكثر قربانيان در ايستگاههاي وسايل نقليه عمومي انتخاب مي شوند، اما با وجود اين مأموران مخفي پليس در اين ايستگاهها نتوانسته بودند كاري كنند.
در طول ۸ سال يعني تا سال ۱۹۹۰ بيش از ۳۲ قتل صورت گرفته بود.
\ شاهدي ديگر
وقتي پسركي ناپديد شد، اين بار شاهد مشخصات فردي را كه همراه پسرك بود، دقيقاً به اداره پليس گزارش داد.
پليس با اين مشخصات دريافت قاتل كسي نيست جز مظنون سال ۱۹۸۴ كه به علت مطابقت نداشتن گروه خوني اش در آزمايشات آزاد شده بود.
\ پايان جنايات
«آندره رمانوويچ چيكالتو» قاتل ۵۴ ساله اي بود كه ازدواج كرده و دو فرزند داشت. او مدارك دانشگاهي را در رشته ادبيات روس در دست داشت. در سلول او به طور مخفي هم سلولي اش را يك جاسوس پليس گذاشتند، شايد اعترافاتي از او به دست مي آوردند، ولي آندره هيچ حرفي نمي زد.
پس از روزهاي سخت فشار، بالاخره گربه سياه لب باز كرد و گفت: اگر از اختلال رواني او در پرونده اش حمايت شود، اعتراف خواهد كرد.
\ محاكمه
۱۴ آوريل ۱۹۹۲ تمام صندلي هاي دادگاه از افرادي پر بود كه به نحوي از جنايات او در طول اين سالها تأثير پذيرفته بودند، يا عزيزانشان را از دست داده بودند.
چيكالتو درون يك قفس سفيد در اتاق دادگاه محبوس و زنداني بود و وكيل مدافع او تنها تأكيد مي كرد او اختلال رواني دارد، ولي آزمايشات و تحقيقات اين مسأله را رد مي كرد.
دادگاه گربه سياه تا ماه آگوست ادامه پيدا كرد. اين درحالي بود كه وكيل مدافع او مي گفت نتيجه آزمايشات اشتباه است و او در نتيجه فشار شديد شكنجه پليس اعتراف كرده است.
\ دو ماه بعد
دو ماه بعد قاضي حكم خود را در ۱۴ اكتبر سال ۱۹۹۲ اعلام كرد و گربه سياه را به جرم ۵ مورد آزار و اذيت و ۵۲ قتل درجه اول متهم شناخت. متهم پس از قرائت حكم، آب دهانش را به سوي حضار دادگاه پرتاب كرده و آنان را حقه باز قلمداد كرد.
\ متهم چه گفت
چيكالتو كه داراي همسر و دو فرزند بود و در رشته ادبيات روس مدرك دانشگاهي داشت، هيچ تاريخچه سوء استفاده رواني ـ جنسي در مورد او در دوران كودكي وجود نداشت، او در دادگاه گفت: خلقت من در طبيعت اشتباه بوده است!
\ نظريه روانپزشكان
بزرگ شدن در دوران قحطي شديد در روسيه و شاهد بودن فجايع گسترده در آن سالها به نوعي كه مردم براي فرار از شدت گرسنگي و مرگ اجساد مردگان را مي خوردند اين باعث اختلال شخصيت در چيكالتو شده است و برادر او در سن ۱۰ سالگي توسط مردم خورده شده است. چيكالتو همچنين در دوران تحصيل مورد تمسخر همكلاسي هايش قرار مي گرفت، به اين علت دوران كودكي اش را به تنهايي گذرانده بود.
همسرش پس از اينكه پي برده بود او ناتواني جنسي دارد، زندگي را بر او سخت گرفته بود.
\ درخواست قبل از اعدام
درحالي كه ژاپنيها پيشنهاد چند ميليون دلار براي خريدن مغز اين جنايتكار داده بودند، در ۱۵ فوريه ۱۹۹۴ پس از آنكه تقاضاي وي براي فرجام رد شد، به اتاقي با عايق صوتي منتقل شد و با شليك گلوله به پشت گوش راست، اعدام شد و پرونده جناياتش براي هميشه بسته شد.

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   بين الملل   |   گفت و گو   | 
|   سلامتي   |   سرزمين مادري   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   | 
|   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   اقتصادي   |   قيمت سكه و طلا   | 
|   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   |   افق   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |