سه شنبه ۲۳ دي ۱۳۸۲ - ۲۱ ذيقعده ۱۴۲۴
Tue, Jan 13, 2004
بين الملل
شماره ۲۶۹۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
اينترنت
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
جوان
فرهنگ و پايداري
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
ضميمه ۵
ضميمه ۶
ضميمه ۷
ضميمه ۸
آرشيو
توافق چين و آمريكا در زمينه
آيت الله العظمي سيستاني:
كارت دعوت براي بشار اسد
توافق چين و آمريكا در زمينه
منع گسترش سلاح هسته اي و مبارزه با تروريسم
چين و آمريكا ديروز با هدف افزايش همكاري در زمينه منع گسترش سلاح هسته اي، همكاري امنيتي و همكاري در زمينه مبارزه با تروريسم، توافقنامه اي مقدماتي امضا كردند.
خبرگزاري فرانسه از پكن اين مطلب را به نقل از سفارت آمريكا در پايتخت چين مخابره كرد.
مردي كه ز ياد مي دانست
151179.jpg
نويسنده: اريك مارگوليس
ترجمه: شهدي
دستگيري صدام حسين در واشنگتن به عنوان پيروزي سياسي و شخصي پرزيدنت «جورج بوش» جشن گرفته شد، امري كه شانس او را براي انتخاب مجدد در انتخابات سال آينده رياست جمهوري آمريكا افزايش مي دهد.
بخشي از شهروندان آمريكايي كه بر اثر تبليغات سوء دستگاه حكومتي بوش و رسانه هاي نزديك به محافل دولتي در خصوص نقش صدام در حملات ۱۱ سپتامبر گمراه شده بودند، در اين جشن شركت كردند. اين افراد از اين نكته غافل بودند كه صدام حسين از سرسپردگان اصلي آمريكا در بين النهرين (Mesopotemia) بوده است و اين را نيز نخواهند فهميد كه اين دستگيري به چه قيمتي تمام شده است:
جنگي با هزينه بيش از ۱۶۰ ميليارد دلار، نقص قوانين بين المللي و سنتهاي دموكراتيك داخلي آمريكا، بيش از ۳۰۰۰ تلفات و زخمي بين سربازان آمريكايي و هزاران نفر از عراقيها و تحمل زحمات ناشي از اشغال استعماري.
اما با دستگيري صدام و به بند كشيدن وي ـ كه اجتناب ناپذير مي نمود ـ اوضاع عمومي آمريكا در عراق به هيچ وجه بهبود نخواهد يافت و آنطور كه واشنگتن انتظار دارد، شرايط جنگي فروكش نخواهد كرد. در حقيقت، اين موضوع، اشغال عراق را با دشواري بيشتري روبرو خواهد ساخت.
* اول اينكه، تا قبل از دستگيري صدام، اكثريت شيعيان عراق (۶۰% جمعيت) يا كراهت حضور اشغالگران را پذيرفته بودند، چرا كه نگران بازگشت صدام بودند.
با دستگيري صدام، شيعيان در موقعيت جديدي قرار گرفته اند. آنها خواهند توانست آزادانه تر تقاضاي واقعي خود براي كسب قدرت سياسي و ايجاد يك حكومت اسلامي را مطرح كنند، موقعيتي كه آنها را در برابر مقامات آمريكايي قرار مي دهد، كشوري كه هدفش را مقابله با تأسيس هرگونه حكومتي با شكل و شمايل حكومت ايران تعريف كرده است.
عناصر راديكال شيعه براي ماهها خواستار برانداختن جنگهاي چريكي عليه اشغالگران آمريكايي بوده اند و به نظر مي رسد هم اكنون توفاني براي درهم شكستن مهيا شده است، مگر آنكه ايالات متحده بتواند راهي براي قانع كردن شيعيان بيابد؛ شيعياني كه براي كسب قدرت سالها سركوب شده بودند.
* دوم، در خلال تهاجم آمريكا به عراق در بهار گذشته، نخبگاني از ارتش عراق در مواجهه با قدرت برتر ايالات متحده به صورت واحدهاي مستقل و كوچك درآمدند و با برنامه ريزي، مقاومت بلندمدتي را براي شروع جنگهاي چريكي تدارك ديدند. مقاومت اندك آنها در بغداد در برابر اشغالگران را مي توان دليلي بر اين امر ارزيابي كرد.
نيروهاي عراقي نيز همانند طالبان افغانستان با ترك پايتخت و انحلال خود در واحدهاي كوچك، جنگ موجود را از كوهها ادامه دادند. در هر دو مورد، ادعاهاي پيروزي توسط ايالات متحده و گروههاي حامي اشتباه از آب درآمد.
۹ گروه از ۱۲ گروه مقاومت كننده يا از ملي گراهاي ضد صدام هستند و يا اسلام گراياني كه توسط رژيم قبلي به شدت سركوب شده بودند. آنها عليه اشغالگران خارجي مي جنگيدند، نه عليه صدام حوادث ماه پيش رو ثابت خواهد كرد كه آيا اين مقاومت عليه صدام بوده است يا يك مقاومت ملي. با پذيرفتن اين واقعيت كه برخي بمب گذاران انتحاري اخيراً در قالب جهادگران خارجي ملهم از القاعده وارد عراق شده اند.
* سوم، تصميم «پل برمر» حاكم آمريكايي در انحلال ارتش عراق يك اشتباه بزرگ بود. سربازان كار از دست داده و سيال، توده خطرناك و منبع بسيار مهمي براي نهضت مقاومت به شمار مي روند. ارتش عراق و نيروهاي پليس كه آمريكا در صدد جمع آوري آنهاست، شديداً غير قابل اعتماد و ضربه زننده مي نمايند.
نكته جالب اينكه بسياري از سني هاي عراق به اين نتيجه رسيده اند كه صدام حسين از روي خواري و خفت تسليم نشد، بلكه آمريكاييها وي را بعد از بيهوش كردن دستگير كرده اند و هنوز امكان شهادت و جاودانه ماندن نام وي وجود دارد.(!)
با اين وجود، حذف صدام و پسرانش راه را براي ظهور نسل جديدي از رهبران ناسيوناليست عراقي كه ممكن است باهوش تر و معروف تر جلوه كنند، باز كرده است.
در بغداد، صدام احتمالاً با يك دادگاه سريع مواجه خواهد بود. تاكنون در جهان عرب هيچ دادگاه عادلانه اي برگزار نشده است، صدام حسين براي يك محاكمه عادلانه بايد به دادگاه جنايات جنگي سازمان ملل متحد در «لاهه» فرستاده شود. «اسلوبودان ميلوشوويچ» ديكتاتور صرب را به آنجا بردند، چرا صدام را نبايد به آنجا ببرند؟
يك محاكمه در سازمان ملل متحد چهره منفي ايالات متحده در جهان را بهبود خواهد بخشيد و تهاجم به عراق را احتمالاً براي احقاق حقوق بشر جلوه گر خواهد كرد.
بزرگترين جنايتي كه بايد صدام را به خاطر آن محاكمه كرد، تجاوز وي عليه ايران در سال ۱۹۸۰ است. ايران در اين جنگ متحمل تلفات زيادي شد كه ۱۰% آن ناشي از استعمال سلاحهاي شيميايي بوده است. ايالات متحده و بريتانيا، صدام را ترغيب به حمله عليه ايران كردند. آنها از حيث نظامي از ارائه هيچگونه كمكي دريغ نورزيدند و تكنسين ها و منابع اطلاعاتي خود را به همراه سلاحهاي متعارف، شيميايي و بيولوژيك در اختيار صدام گذاشتند. در صورت يك محاكمه آزاد و عادلانه، صدام اين موضوع را فاش خواهد كرد كه چگونه سازمان سيا، حزب بعث را در رسيدن به قدرت كمك كرد و نقش خود در اطاعت بي چون و چرا از غرب در جنايت بارترين خشونتهاي داخلي و خارجي بازگو خواهد كرد. همچنين است افشاي انفجاري اين موضوع كه وي در دهه ۱۹۸۰ چگونه با «دونالد رامسفلد» و ديگر مقامات بلندپايه سازمان سيا و پنتاگون چه روابط خيانت باري داشته است؛ اين به همراه شرمندگيهاي خفت باري است كه نتيجه ارتباط با ديگر خودفروختگان عرب بوده است.
لذا با توجه به اين حقايق است كه بعيد مي نمايد دستگاه حكومتي بوش، جريان محاكمه آزادي را به نمايش گذارد. به نظر مي رسد سرنوشت صدام همانند سرنوشت «نوريه گا» ديكتاتور سابق پاناما باشد كه هم اكنون در آمريكا در زندان به سر مي برد. «ژف شيف» (Zeer Schiff) يك تحليلگر اسرائيلي بر اين عقيده است كه ايالات متحده امكان دارد در راه يك معامله ديگر با صدام باشد، معامله اي كه طي آن، آمريكا ممكن است از صدام بخواهد تا در ازاي اعطاي حبس ابد و نجات جانش، اعتراف كاذبي مبني بر داشتن سلاحهاي مخفي امحاي جمعي داشته باشد تا بدين طريق بوش و معاونش «ديك چني» نيز بتوانند براي جنگ خود عليه عراق توجيه لازم را آورند.
منبع: سايت اينترنتي «تورنتو سان»
هزاران ميخك سرخ براي «لوكزامبورگ« و «ليبكنشت»
گروه بين الملل: هزاران نفر در برلين به مناسبت هشتاد و پنجمين سالگرد به قتل رسيدن «روزا لوكزامبورگ» و «كارل ليبكنشت» در يك مراسم بزرگ به اين مناسبت شركت كردند. به گزارش راديو صداي آلمان، اين دو سياستمداران كمونيست در سال ۱۹۱۹ توسط سربازان به قتل رسيدند. بنابر سنتي كه درآلمان شرقي مرسوم بود، هرساله هزاران نفر با ميخك هاي سرخ اين روز را گرامي مي دارند. در سال گذشته ۸۰ هزار نفر در اين مراسم شركت كردند. «لوتربيسكي» رئيس حزب دموكراتيك سوسياليسم آلمان و نمايندگان مجلس اين حزب در اين تظاهرات حضور داشتند.
آيت الله العظمي سيستاني:
آمريكا حق ادامه اشغال عراق را ندارد
گروه بين الملل ـ «پل برمر» حاكم آمريكايي عراق از شوراي حكومت انتقالي خواست طرح هاي انتقال قدرت را مطابق توافقات ۱۵ نوامبر به اجرا بگذارد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، آيت الله العظمي «علي سيستاني» روز يكشنبه بار ديگر با طرح هاي آمريكا براي تشكيل دولت انتقالي مخالفت و اعلام كرد كه پيشنهاد آمريكا در مورد ايجاد دولت موقت بدون برگزاري انتخابات را نمي پذيرد. وي پيشتر گفته بود كه مايل است يك هيأت سازمان ملل متحد درباره امكان پذير بودن برگزاري انتخابات در جو كنوني متلاطم عراق تصميم بگيرد.
قرار است «كوفي عنان» دبيركل سازمان ملل متحد در ۱۹ ژانويه درباره نقش آن سازمان در عراق با رهبران شوراي انتقالي رايزني كند. اما به نظر مي رسد آيت الله سيستاني حاضر به هيچ گونه مصالحه اي نيست. در بيانيه وي آمده است: كارشناسان فكر مي كنند كه برگزاري انتخابات منصفانه وشفاف درماههاي آتي امكان پذير است. آيت الله سيستاني گفت كه بدون تشكيل دولت منتخب، واشنگتن حق ندارد كه براي توافقي امنيتي مذاكره كند تا نيروهاي آمريكايي بتوانند در عراق بمانند. برمر گفت كه با آيت الله سيستاني صحبت نكرده است. وي اعلام كرد: شوراي حكومت انتقالي درحال مذاكره با آيت الله العظمي سيستاني است و من هيچ تماس مستقيمي با وي ندارم. از سويي«حامد البياتي» از اعضاي عاليرتبه مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق در مورد معرفي صدام حسين به عنوان اسير جنگي توسط آمريكا گفت: برخي از گزارشها از انجام يك معامله ميان عاملان تسليم صدام و آمريكايي ها خبر دادند.
به گزارش ايرنا، وي در گفت وگو با شبكه تلويزيوني «الجزيره» قطر گفت: عنوان اسير جنگي براي صدام به منظور رهايي وي از اعدام است. او گفت: مردم عراق نسبت به صدور چنين تصميمي متحير شدند. نماينده مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق، صدام را يك جنايتكار جنگي خواند و بر محاكمه وي در برابر يك دادگاه بين المللي تأكيد كرد.
البياتي با اشاره به جنايت ها و نسل كشي هاي صدام برضد مردم عراق گفت: قرار دادن صدام به عنوان اسير جنگي وي را از محاكمه علني در برابر يك دادگاه عراقي و قاضيان عراقي معاف نمي كند. بحر العلوم در گفت وگو با خبرگزاري فرانسه از تصميم اخير آمريكا كه «صدام حسين» رئيس جمهوري سابق عراق را «اسير جنگي» ناميد، به شدت انتقاد كرد و گفت كه احتمال دارد چنين تصميمي مانع از برگزاري يك دادگاه عراقي براي صدام شود و وي را از مجازات اعدام برهاند. اين مقام عراقي نتيجه اقدام آمريكا را «طرح نقشه خطرناكي عليه مردم عراق» دانست.
كارت دعوت براي بشار اسد
«موشه كاتساو»
رئيس جمهوري سوريه را به اسرائيل دعوت كرد
151209.jpg
گره بين الملل ـ «موشه كاتساو» رئيس رژيم صهيونيستي ديروز همتاي سوري خود «بشار اسد» را دعوت كرد براي انجام مذاكرات صلح به بيت المقدس سفر كند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، وي گفت: من پرزيدنت اسد را دعوت مي كنم به بيت المقدس بيايد تا با رهبران اسرائيل درباره شرايط پيمان صلح مذاكره كند. از آقاي اسد استقبال خواهد شد، اما نبايد هيچ پيش شرطي در بين باشد.
«آريل شارون» نخست وزير رژيم صهيونيستي نيز اعلام كرد كه او آماده است با سوري ها و فلسطيني ها صلح كند، به شرط آن كه آنها آماده باشند براي پايان دادن به تروريسم تمايل نشان دهند. وي گفت: وقتي سوريه دست از حمايت از تروريسم بكشد، اسرائيل آماده و مايل است كه با دمشق مذاكره كند.
سوريه از پايان جنگ عراق تحت فشار است. سوريه مظنون به حمايت از تروريسم عراق و همكاري با ايران در زمينه تروريسم است.
در همين حال، به گزارش ايرنا، وزير اطلاع رساني سوريه هرگونه تماس محرمانه با رژيم صهيونيستي را تكذيب كرد.
روزنامه لبناني «السفير» ديروز به نقل از «احمد الحسن» نوشت: سوريه به تماس هاي محرمانه نياز ندارد و دمشق به صورت آشكار آمادگي خود را براي از سر گيري مذاكره با تل آويو اعلام كرده است.
وي در پاسخ به اظهارات اخير «سيلوان شالوم» وزير خارجه رژيم صهيونيستي افزود: اين ادعاها در چارچوب بي اثر كردن موضع سوريه در پايبندي به صلح عادلانه و همه جانبه در خاورميانه مطرح مي شود.
وي افزود: هر زمان كه سوريه طرح صلحي مطرح مي كند، اسرائيل براي خنثي كردن آن تلاش مي كند.
روزنامه اسرائيلي «معاريو» نيز ديروز به نقل از شارون ادعا كرد كه سوريه به تازگي از طريق تركيه پيامي براي اسرائيل ارسال كرده كه در اين پيام بشار اسد نسبت به موضع سابق خود مبني بر بازپس گيري كرانه شرقي درياچه طبريا تجديد نظر كرده است.
نيروهاي نظامي صهيونيست مناطق ساحلي درياچه طبريا را در سال ۱۹۶۷ ميلادي و شهر فلسطيني طبريا را در ۱۹ آوريل ۱۹۴۸ ميلادي اشغال كردند.
از سويي، سيلوان شالوم، روز يكشنبه دستور انجام تحقيقات در زمينه افشاي جزئيات خبر مربوط به تماس با مقامات ليبيايي را صادر كرد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از بيت المقدس ، يك منبع نزديك به دفترنخست وزير اين رژيم، گفت: شالوم در نشست هفتگي هيأت دولت گفته است: «افشاي اين موضوع صدمات جدي به ديپلماسي اسرائيل وارد كرده است».
شالوم به همكارانش گفت: «وي اولين كسي خواهد بود كه در اين تحقيق امتحان با دستگاه دروغ سنج را انجام خواهد داد».
منابعي در اسرائيل فاش كرده بودند كه ران پروسور، رئيس مشاوران سياسي شالوم، در اواخر ماه گذشته در شهر پاريس با مقامات وزارت امور خارجه ليبي ملاقات كرده بود.
ولي اين گزارش ها با تكذيب ليبي روبرو شد و «حسنا شاواش» معاون وزير امور خارجه ليبي، مصرانه گفت هيچگونه تماسي صورت نگرفته است.
وي افزود: «هركسي كه اين گزارش ها را پخش مي كند بهتراست با اعلام تاريخ و مكان ملاقات و همچنين ذكر اسامي افراد شركت كننده تائيديه براي آن دست و پا كند».
روزنامه اسرائيلي يديعوت آهارنوت در سرمقاله اي نوشت: «رهيافت كودكانه دولت به مذاكرات ديپلماتيك با شكست مفتضحانه گفت و گو با ليبي تبديل به شرمندگي سوزناكي شد».
نظاميان انگليسي تدابير امنيتي را
در «عماره» افزايش دادند
همزمان با آغاز تجمع دوباره مردم شهر «عماره» براي سومين روز، نظاميان انگليسي، تدابير امنيتي خود را در اين شهر واقع در جنوب شرق عراق افزايش دادند.
ايرنا به نقل از خبرنگار خبرگزاري فرانسه در عماره با اعلام اين خبر افزود: نظاميان پلي را در نزديكي محل ساختمان هاي دولتي اين شهر كه افراد جوياي كار در آن دست به اعتراض زده بودند، بستند اما مانع تجمع مردم نشدند.
گشت هاي پياده در اين منطقه نيز افزايش يافته است. در همين حال، هلي كوپترهاي نظامي انگليسي از ديروز بر فراز مركز اين شهر شيعه نشين واقع در ۳۶۵ كيلومتري «بغداد» به پرواز درآمده اند. نظاميان ۲۰۰ معترض عراقي را كه به سمت نيروهاي ياد شده در عماره سنگ پرتاب مي كردند، دستگير كردند اما در اين درگيري كسي مجروح نشد.
اعتراض كنندگان عراقي تغيير فرماندار شهر و بازداشت دو نفري را كه به سمت مردم شليك كرده بودند، خواستار شدند.
فرار هزاران سرباز از ارتش جديد افغانستان
گروه بين الملل: وزارت دفاع افغانستان از فرار هزاران سرباز از صفوف ارتش ملي آن كشور كه درحال تشكيل است، خبرداد. به گزارش بي.بي.سي، ژنرال ظاهر عظيمي سخنگوي وزارت دفاع، دريك كنفرانس مطبوعاتي در كابل دليل فرار اين سربازان را مقررات سخت نظامي و نيز حقوق اندك آنان عنوان كرد. سخنگوي وزارت دفاع گفت: تاكنون دو تا سه هزار سرباز از ارتش ملي فراركرده اند. به گفته وي، ۸۰درصد سربازاني كه خدمت در ارتش ملي را ترك كرده اند، از افراد وابسته به فرماندهان محلي بوده اند.
عظيمي گفت كه در مراحل ابتدايي تشكيل ارتش ملي، از فرماندهان محلي خواسته شده بود تا تعدادي از نيروهاي تحت فرمان خود را براي انجام وظيفه درواحدهاي مربوط به ارتش ملي به كابل اعزام كنند. سخنگوي وزارت دفاع افغانستان افزود كه از سربازان فراري خواسته شده است تا به پادگانهاي نظامي برگردند. وي گفت: درصورتي كه اين افراد بازنگردند، هزينه هايي كه دراين مدت براي آنان صرف شده است از آنان بازپس گرفته خواهدشد. سخنگوي وزارت دفاع درمورد روند بازپس گيري وسايط سنگين نظامي از ژنرال دوستم و ژنرال عطامحمد فرماندهان رقيب در شمال كشور گفت كه ژنرال عطامحمد ۳۲۲اسلحه سنگين، ازجمله ۲۰فروند تانك به هيأتي كه از كابل براي تحويل گيري اين سلاح ها اعزام شده بود تحويل داده است.
او از آنچه همكاري نامطلوب ژنرال دوستم در برنامه جمع آوري سلاحهاي سنگين خواند، انتقادكرد و گفت كه عبدالرحيم وردك، معاون اول وزارت دفاع، براي يادآوري تصميم قاطع دولت مبني بر جمع آوري سلاح هاي سنگين از شمال به اين محل سفركرده است.
رقابت شبكه ماهواره اي عربستان با الجزيره
گروه بين الملل ـ عربستان سعودي از روز يكشنبه يك شبكه خبري ماهواره اي به راه انداخت تا با شبكه هاي خارجي مانند الجزيره رقابت كند.
به گزارش آسوشيتدپرس، شبكه چهار ۹۵ خبرنگار در عربستان سعودي و ۴۵گزارشگر در سراسردنيا دارد. اين شبكه علاوه بر اخبار، ميزگردهاي زنده و برنامه هاي اجتماعي پخش خواهدكرد. «عبدالسلام الفارسي» وزيرفرهنگ و اطلاع رساني عربستان اعلام كرد: اين شبكه مي كوشد اعتبار لازم را كسب كند.
ديدگاه
سازنده موشك هاي «الصمود۲»:
هيچ ارتباطي با ايران نداشتم
دكتر «مظهرصادق سبع التميمي» از دانشمندان تسليحاتي عراق است كه توانست در برنامه ساخت و توسعه فعاليت هاي موشكي عراق نقش تعيين كننده اي داشته باشد. دومين بخش از مصاحبه ايرنا با وي از نظر خوانندگان گرامي مي گذرد:
\ شما علاوه بر موشكهاي زمين به زمين، در زمينه توليد موشكهاي زمين به هوا «سام» نيز فعاليت داشتيد. چگونه توانستيد برد اين موشكهاي ساخت روسيه را براي هدف قراردادن هواپيماهاي آمريكايي افزايش دهيد؟
* يكي از موفقيت هاي ديگر شركت الكرامه، همين موشكهاي زمين به هوا است كه به نوعي توسعه موشك «بيژوره» بود كه اين موشك خود يكي از انواع موشك سام است. موشك سام از دو جزو تشكيل شده بود:
مرحله اول: مرحله پرتاب اوليه كه «بوستر» نام دارد.
مرحله دوم: موتور حركت دهنده موشك در مسير است كه بخش اصلي موشك محسوب مي شود.
در هر دو بخش، از سوخت غليظ استفاده مي شود. برد فعال موشك ۲۵ كيلومتر بود و برد كشنده حدود ۱۸ كيلومتر. ميزان مانور حدود ۱۲ تا ۱۴ «جي» بود (جي شتاب زميني موشك است.)
۱۲ جي براي هدف قراردادن هواپيماها كافي نبود، زيرا هواپيماهاي آمريكايي در ارتفاع بالا پرواز مي كردند و براي اينكه موشك يك هواپيما را هدف قرار دهد، بايد شتاب زميني موشك سه برابر شتاب هواپيما باشد.علاوه بر آن، سيستمهاي راداري اين موشكها در مقابل رادارهاي هواپيماهاي آمريكايي ضعيف بود. سرعت موشك نيز كم و برد آن كوتاه بود و موشك قادر به هدف قراردادن هواپيماهاي با بيش از ۱۰ كيلومتر ارتفاع پرواز نبود. ما ناچار به فعال كردن مانور اين موشكها بوديم، تا حداقل به ۱۸ جي افزايش دهيم تا بتواند هواپيماها را هدف قراردهد و سرعت و برد موشك نيز كم بود بنابراين توانستيم از طريق برنامه اي كه در شركت انجام داديم و همه مراحل طراحي و برنامه ريزي و بخش اجرايي در شركت انجام گرفت، برد موشك را از ۲۵ كيلومتر به ۵۰ كيلومتر و برد كشنده از ۱۸ به ۳۶ تا ۴۳ كيلومتر افزايش دهيم و ارتفاع پرواز موشك را از ۱۰ به ۲۰ كيلومتر ارتقا دهيم. هيچ هواپيمايي در ارتفاع بيش از ۲۰ كيلومتر پرواز نمي كند، زيرا در آن ارتفاع اكسيژن كم است و موتور هواپيما نياز به اكسيژن دارد و اگر به بيش از ۲۰ كيلومتر افزايش يافت، بايد به سرعت ارتفاع خود را كاهش دهد. مانور موشك نيز افزايش داده شد و در آن زمان، اين موفقيت بزرگي براي شركت بود و شايد يك معجزه و توانستيم برد را دوبرابر كنيم و مانور به ۲۴ جي افزايش يافت و حتي دربرخي آزمايشها قدرت مانور به ۲۸ جي رسيد.
البته هر چه قدرت مانور افزايش يابد، بدنه موشك نيز بايد قويتر شود و همه اين كار در مدت كوتاهي (هفت ماه) به نتيجه رسيد. در همان زمان، يك شركت بيلوروس وجود داشت كه در همين زمينه كار مي كرد و قراردادي با كميته صنايع نظامي عراق به مبلغ ۱۲ ميليون دلار در سال ۲۰۰۲ امضا كرد. اعضاي اين شركت همگي از متخصصين سيستم هاي موشكي بودند كه به سن بازنشستگي رسيده بودند و اقدام به تشكيل اين شركت كرده و سه سال روي توسعه برد اين موشك كار كرده بودند.
\ آيا اين فعاليت ها زيرنظر سازمان ملل متحد بود؟
* خير، اين شركت يك شركت خصوصي بود و عراق براي توسعه موشك «بيژوره» با آن قرارداد بسته بود.
هرچند، هدف ما و آنها يكي بود، ولي نظر آنها درزمينه توسعه موشك با ما فرق مي كرد. حدود ۱‎/۵سال در عراق كاركردند و قبل از آن هم سه سال دركشور خود برروي اين طرح كار كرده بودند و درطول چهارپنج سال به يك چهارم نتايج و دستاوردهايي كه ما درطول هفت ماه رسيده بوديم نرسيدند و تنها توانستند بردموشك را سه كيلومتر يعني از ۲۵ به ۲۷ تا ۲۸كيلومتر و مانور موشك را به بيش از ۲جي يعني ۱۴جي افزايش دهند. موفقيت آنها تنها درحد آزمايش بود و نتوانستند هيچيك از موشكها را درطول اين مدت به مرحله توليد برسانند، ولي شركت الكرامه توانست به نتيجه و به توليد برساند، به طوري كه ۲۰۰فروند از اين موشكها با نام «فتح» دراختيار ارتش قرارگرفت. اين كار از ۳مارس ۲۰۰۲ آغاز و درماه دوم سال ۲۰۰۳ يعني حدود ۱۱ماه، ۲۰۰موشك تحويل ارتش عراق شد و علاوه بر ساخت اين ۲۰۰فروند موشك، ۲۴سكوي پرتاب و حدود ۶۰كاميون برنامه ريزي و انتقال دهنده موشك ساخته شد.
\ آيا سازمان ملل متحد و بازرسان آن از اين فعاليتهاي تسليحاتي آگاهي داشتند؟
* همه اين عمليات، مخفيانه انجام مي شد و كاملاً سري بود و باوجود موفقيتي كه داشت، مورداستفاده قرارنگرفت و تمامي اين سلاحها بلااستفاده ماندند.
\ شما درساخت موشك هاي «حسين» نيز همكاري داشتيد؟
* در ساخت موتورهاي حركت دهنده موشك حسين كاركردم. همان طور كه گفتم، در سال ۱۹۸۷ رژيم بعث، يك قطعه زمين به من داد و روي آن تأسيساتي ايجاد و آموزش و جمع آوري نيروها را آغازكردم. بخشي ازتجهيزات و امكانات لازم را از خارج واردكردم كه بيشتر از كشورهاي آلمان، فرانسه و انگلستان و بعدها روسيه بودند.
بناي تأسيسات و آموزش پرسنل نياز به گذشت زمان داشت و در پايان سال ۱۹۹۰ درساخت نمونه ها موفق شديم و قراربود از ابتداي سال ۱۹۹۱ توليد آغازشود، ولي جنگ خليج (فارس) روي داد و نتوانستيم از اين تجارب استفاده كنيم، ولي درطول سه سال توانستيم تأسيسات و صنايعي ايجادكنيم و تمامي فن آوريها را دراين زمينه تجزيه و تحليل كنيم و به كارگيريم.
درساخت موشك حسين، فن آوري هاي عجيب و پيشرفته اي وجودداشت و درحقيقت، نمونه اي از موشك اسكادبود، ولي پيشرفته تر از آن.
\ موشك هاي «حجاره السجيل» چه نوع موشك هايي بودند؟
* درحقيقت، موشك «حجاره» همان موشك حسين است و كلاهك موشك به نام «انقلاب سنگ» فلسطين، «حجاره» نامگذاري شد.
\ چگونه به مواد اوليه براي ساخت موشك دست پيدامي كرديد، باتوجه به محدوديتها و تحريمهاي بين المللي كه با آن مواجه بوديد؟
* اغلب مواداوليه درعراق وجودداشت.
\ اين مواد اوليه چه بودند؟
* صفحات فولادي ضدزنگ، صفحات آلومينيوم ويژه در ساخت موشك دوربرد، برخي عناصر برقي و الكترونيك كه صنايع خصوصي در داخل عراق دراختيار داشتند.
در واقع، اين مواد همان موادي هستند كه در ساخت موادغذايي و سايرصنايع غيرنظامي استفاده مي شد.
اما دستگاههاي سنجش دقيق و شتاب سنجها را يا درداخل بايد مي ساختيم يا با ياري گرفتن از كشورهاي داراي تجربه دراين خصوص واردكنيم. ما توانستيم ازطريق بخش خصوصي با شركتهاي متخصص در روسيه و اوكراين و ساير كشورها ارتباط برقراركنيم و به بعضي از اين تجهيزات دست يابيم.
\ گفته مي شود كه برخي كشورهاي عربي دراين زمينه به عراق كمك كردند.
* عراق هيچ كمكي از كشورهاي عربي دريافت نكرد.
\ منظور از كشورهاي عربي، دولتها نيستند، بلكه شركتها و افراد صاحب تخصص دراين كشورها هستند.
* چنين روابط و كمكهايي وجودنداشت، نه از كشورهاي عربي و نه همجوار.
\ درسايه يك حكومت ديكتاتوري با آن همه تدابير شديد امنيتي و سخت گيريهاي جانكاه چگونه فعاليت مي كرديد؟
* ما كارمند دولت بوديم و امكان ردكردن هيچ درخواستي را ازسوي رژيم نداشتيم. هركس كاري را نمي پذيرفت، خود را درمقابل رژيم بعثي قرارمي داد و سرنوشتش مرگ بود و هيچ كاري از او ساخته نبود.
\ بعد از سقوط صدام، آيا نيروهاي اشغالگر با شما ارتباط گرفته اند و از شما بازجويي كرده اند؟
* بله! سازمان سياي آمريكا و سازمان اطلاعات انگلستان با من ارتباط گرفتند و تمامي اطلاعاتي كه نياز داشتند، دراختيارشان قراردادم. البته نمي توانستم جز اين كاري كنم و اطلاعاتي را از آنها مخفي كنم. نيازي هم به مخفي كردن آن نيست.
درحقيقت، ديگر نه برنامه تسليحاتي وجوددارد و نه دولتي و هيچ فردي نمي تواند مسؤوليت پنهان كردن اين اطلاعات را بپذيرد.
اطلاعات ارائه شده هم هماني بود كه پيشتر دراختيار «آنسكام» و كميته بازرسان سازمان ملل متحد قرارداده بوديم.
\ درتاريخ هجدهم نوامبر سال ،۲۰۰۳ برخي خبرگزاريها خبري مبني بر فرار شما به ايران مخابره كردند. اين اخبار تا چه حد صحت داشت؟
* اين خبر مرا شوكه كرد، زيرا روزي كه اين خبر از طريق روزنامه «الشرق الاوسط» منتشرشد و «بي.بي.سي» و ساير رسانه هاي جمعي آن را تكرار كردند، من در بانك «زويه» در منطقه «الكراده» بغداد حضور داشتم و فهرست پرداخت حقوق كاركنان شركت را امضامي كردم.
\ فكرمي كنيد هدف از اين كار چه بود؟
* هدف فشار به ايران بود، زيرا درآن زمان، تهران درگير بحران انرژي هسته اي با سازمان انرژي اتمي بود.
\ آيا تاكنون بين شما و ايران ارتباطي وجودداشته است؟
* خير، هيچ ارتباطي وجودنداشته است. بلكه برعكس من از آنها دلگير هستم، زيرا انتظار ارتباط از طرف آنها را داشتيم، اما هيچكس با من تماس نگرفت.
نگاه
قطعنامه اي براي شركت هاي نفتي آمريكا!
منبع: مادر جونز
ترجمه آرمن نرسيسيان
هنگامي كه سازمان ملل متحد قطعنامه ۱۴۸۳ را تصويب كرد، احتمالاً چيزي جز منافع وعلايق مردم عراق در سر نداشت. قرار شد كه منافع حاصل از فروش نفت به طور مستقيم در اختيار صندوق توسعه عراق قرار گيرد. با اصرار واشنگتن قرار شد اين صندوق توسط آمريكا اداره و توسط گروهي از نمايندگان صندوق بين المللي پول سازمان تجارت جهاني وسازمان ملل متحد بر آن نظارت شود. هدف قطعنامه ۱۴۸۳ اين بود كه اطمينان حاصل شود فروش نفت خام وگاز، زندگي شهروندان جنگ زنده عراق را بهبود خواهدبخشيد. قطعنامه سازمان ملل متحد همچنين تمامي درآمدهاي ناشي از فروش نفت عراق راشامل معافيت هاي حقوقي مي كرد. در زمان تصويب قطعنامه رئيس جمهوري آمريكا ـ جورج بوش ـ از آن به شدت حمايت كرد. وي به خصوص از معافيت هاي حقوقي در اين قطعنامه به شدت حمايت كرد. اما دراينجا دو نكته وجود دارد: يكي اينكه بوش از معافيت هايي حمايت مي كند كه تمامي بخش ها از كشف و استخراج گرفته تا فروش و حتي تبليغات را شامل مي شود. و دوم اينكه، اين معافيت ها تنها شامل شركت هاي آمريكايي مي شود. «جيم ولت» تحليل گر انرژي اولين كسي بود كه ابن موضوع را آشكار كرد و آن را زير سؤال برد. او به صراحت به تفاوت هاي آشكار ميان قطعنامه سازمان ملل متحد و آنچه بوش از آن حمايت مي كند، اشاره كرد و طي مقاله اي نوشت: قطعنامه ،۱۴۸۳ معافيت را در مرحله فروش متوقف مي ساخت. اما بوش وراي آن را مد نظر داشت. وي معافيت هاي حقوقي را به شكل ابدي براي شركت هاي آمريكايي در نظر مي گيرد. حال اين نفت اگر در كشتي و يا در بازار آمريكا باشد، فرقي نمي كند و در هر حال،مصون از هر نوع رسيدگي حقوقي است.
صرف نظر از دلايل منطقي براي پايان يافتن هر نوع معافيت پس از فروش نفت خام، قطعنامه سازمان ملل متحد، اين معافيت ومصونيت را در هنگام بروز حوادث جايز نمي دانست. اما بوش كه خود را طرفدار محيط زيست مي داند، اين موضوع را بيان كرد كه خواهان آن است كه اين رويه حتي در صورت بروز هر نوع حادثه و فاجعه محيط زيستي براي شركت هاي آمريكايي برقرار باشد.
اين به معناي آن است كه اگر شركت هاي آمريكايي درهنگام حمل و نقل نفت عراق در هر نقطه از جهان باحادثه اي روبرو شوند و فاجعه محيط زيستي رخ دهد به هيچ وجه پاسخگو نخواهند بود. «جيم ولت» و «استيو كرنرمان» در اين باره در سايت «كامون دريمز» نوشتند: هر حادثه اي در هر نقطه اي كه اتفاق بيفتد. شركت هاي آمريكايي معاف از داوري خواهند بود. نشت نفت كش ها، انفجار در پالايشگاهها، به كارگيري نيروي كاري در شرايط اسفناك، قتل شهروندان توسط نيروهاي امنيتي شركت هاي نفتي و آلوده كردن هوا، همگي در صورت بروز توسط شركت هاي آمريكايي، فارغ از هر نوع رسيدگي و غيرقابل پيگيري خواهند بود. اين به معناي آن است كه نفت عراق به قلمرو بلامنازع شركت هاي آمريكايي تبديل مي شود و به اين ترتيب قطعنامه اي كه براي كمك به مردم عراق تهيه شده، به ياري شركت هاي آمريكايي براي سودآوري بيشتر شناخته است. اما در اين ميان، به رغم اعلام رسمي دولت آمريكا مبني بر اتمام جنگ، نيروهاي آمريكايي كماكان درعراق مستقرند و مورد حملات متعدد قرار مي گيرند و آسيب مي بينند و اين موارد، اين سؤال را در اذهان آمريكايي و شهروندان ساير كشورها ايجاد مي كند كه آيا اين نيروها تنها براي دوستان و شركاي نفتي بوش و سود و منافع آنها به عراق رفته و در آنجا مستقرشده اند و موردحمله قرار مي گيرند؟
يادداشت بين الملل
مأموريت سولانا و موقعيت تهران
جلال خوش چهره
«خاوير سولانا» مسؤول سياست خارجي اروپا روزگذشته پس از توقف در «وين» و گفت وگو با «محمدالبرادعي» رئيس آژانس بين المللي انرژي اتمي وارد تهران شد.
* سولانا پيشاپيش اعلام كرد كه حول چهار محور با مقام هاي ايراني گفت وگو مي كند. الف؛ امضاي قطعي پروتكل الحاقي پيمان منع گسترش سلاحهاي هسته اي توسط تهران كه مي بايست فرايند تصويب مجلس و تأييد شوراي نگهبان را طي كند.
ب؛ جلب همكاري ايران براي مبارزه با تروريسم و بويژه تسليم اعضاي دستگيرشده القاعده در ايران.
ج؛ ترغيب ايران در همكاري با روند گفت وگوهاي صلح خاورميانه.
د؛ تشويق تهران در توجه به حقوق بشر و گسترش آزادي هاي مدني.
در واقع، مسؤول سياست خارجي اروپا، محورهاي چهارگانه بالا را شرايط اروپا براي گسترش همكاريهايش با ايران بويژه در سطح اقتصادي دانسته است.
اهميت سفر سولانا در وضع كنوني به لحاظ سه مسأله قابل تفسير است: نخست، اينكه، ايرلند رياست دوره اي اتحاديه اروپا را براي شش ماه آينده از رئيس ايتاليايي اين اتحاديه تحويل گرفته است. ايرلند عضو محور كشورهايي بود كه در جريان اجلاس نوامبر گذشته شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي برمخالفت با هرگونه مقاومت ايران جهت شرط گذاري براي امضاي پروتكل الحاقي اصرار داشتند. بنابراين رياست ايرلند براتحاديه اروپا و سابقه رفتارش بابت تحميل نظرات آژانس به تهران مي تواند سولانا را به رغم رابطه نسبتاً صميمانه ترش با طرف هاي ايراني، زيرفشار قراردهد. علاوه براين، دوره جديد اتحاديه اروپا با پيوستن ۱۰عضو جديد به اين اتحاديه همراه است كه بالتبع، فشار گسترده تري را متوجه تهران مي كند، زيرا اكثر داوطلبان عضويت، روابط نزديكي را با آمريكا دارد. اما مسأله سوم در اهميت سفر سولانا، مربوط به اوضاع جاري مرتبط با رد صلاحيت هاي بخش گسترده اي از فعالان سياسي و نمايندگان كنوني مجلس شوراي اسلامي براي مشاركت در انتخابات دوره هفتم اين مجلس است.
در واقع، اعلام صريح محورهاي مأموريت سولانا نشان از معلوم بودن ماهيت سفر وي به تهران دارد، ولي ديروز ناآرامي حاصل از اعلام نتايج بررسي صلاحيت نامزدهاي انتخاباتي در تهران موجب شده است تا به هر شكل، اولويت گفت وگوي راهگشا با اروپا تحت الشعاع اين امر قرارگيرد.اين در حالي است كه سولانا اعلام كرده است مي خواهد ايرانيان را براي اجراي هرچه سريعتر تعهداتشان در قبال امضاي پروتكل الحاقي ترغيب كند. تلاقي زمان سفر رئيس كميسيون سياست خارجي اروپا به تهران و اعلام رد صلاحيت بخش اعظم داوطلبان نمايندگي مجلس هفتم تنها يك برداشت عمومي را براي هر ناظري به همراه دارد و آن، معلوم بودن اراده اروپا براي گفت وگو با تهران و نيز پيچيدگي ها در وضع طرف ايراني به دليل تعميق اختلاف هايي است كه به هر دليل مانع چانه زني قدرتمند ايران با اروپاييان مي شود.
آنچه تا پيش از اين، ايران را به عنوان واقعيتي انكارناپذير مقابل جامعه جهاني جلوه مي داد و مي توانست نه تنها اروپاييان، بلكه ايالات متحده، را نيز براي قبول مشروعيت ايران در اعلام نظراتش منعطف كند، هم صدايي ايجادشده در پي مشاركت پذيري گسترده اي بود كه بابرگزاري چند انتخابات مثال زدني انجام شد. اينك تهران براي شنيدن نظرات نماينده اروپا و پاسخگويي به آن بايد دستور كار از پيش تعريف شده اي را تهيه كرده باشد. در اين كار، آنچه اهميت دارد، قدرت چانه زني لحاظ شده اي است كه با آرامش و همصدايي ممكن خواهدبود. بديهي است اروپاييان اهداف خود را دنبال مي كنند، اما طرف ايراني نيز بايد در وضعي قرارگرفته باشد كه او را براي چانه زني جهت كسب امتيازهاي دلخواه آماده كند. اين كار مستلزم دفع آسيب پذيريهايي است كه قادر است هربازيگري را در موقعيتي شبيه به وضع كنوني با مشكلات جدي روبرو سازد. آنچه مسلم است زمان به نفع تهران نيست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |