پنجشنبه ۲۵ دي ۱۳۸۲ - ۲۳ ذيقعده ۱۴۲۴
Thu, Jan 15, 2004
گزارش روز
شماره ۲۶۹۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
جوان
چشم انداز
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
شيرين نگاه كردن حتي به بحران كمبود داماد
حق انتخاب با
دختر خانمهاي محترم است
151380.jpg
اميد توشه
مرداد ماه سال گذشته زهرا شجاعي مشاور رئيس جمهور در امور زنان در گفت و گويي اعلام كرد اگر تمام پسراني كه در سن ازدواج هستند، داماد شوند باز نزديك به ۷۰۰ هزار دختر بدون شوهر مي مانند. مشابه اين ادعا را مدير كل دفتر آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي يعني دكتر معتمدي روز اول آذر ماه امسال با عمق بيشتري تكرار كرد. گفته هاي دكتر معتمدي آنقدر تكان دهنده است كه همه را نگران كند. از همين امروز بايد پسرهاي پر دل و جرأت را يافت كه حاضر به ازدواج باشند. دكتر معتمدي گفته است اگر بي برنامگي در امر ازدواج، جامعه را اكنون با مازاد ۷۹۰ هزار دختر در سن ازدواج مواجه كرده است. در ۱۰ سال آينده مابا كمبود ۶ ميليون داماد روبرو خواهيم بود.
آتش از زير سر دخترها بلند مي شود
دختران نسل جوان امروز به هيچ عنوان از حق و حقوقي كه مادران و مادربزرگانشان فكر استفاده از آن را نمي كردند، دست نمي كشند. حق ادامه تحصيل و انتخاب همسر رفته رفته مي رود تا جزيي از شخصيت دختر ايراني شود. هر چند پس از دوم خرداد خيلي ها از پيشي گرفتن دختران از پسران در نتايج آزمون دانشگاهها در پوست خودنمي گنجيدند، اما همين ادامه تحصيل دختران در سطوح بالا تبديل به معضل شد كه پيش از آن كسي پيش بيني آن را نكرده بود. اين مسأله به قدري حاد شده كه دكترمعتمدي مديري كه سر و كارش با «آسيب هاي اجتماعي» است در اين زمينه اعلام وضعيت بحراني كند.
بنابر آمار موجود از سال۱۳۷۷ به بعد، هر سال بر تعداد پذيرفته شدگان دختر در دانشگاهها افزوده شد. در اين سال براي اولين بار ورودي دانشجويان دختر به ميزان ۵۲‎/۱درصد از دانشجويان پسر پيشي گرفت. اين ميزان در سال۷۸ به۵۷‎/۲درصد، در سال۷۹ به ۵۹‎/۹درصد و در سال ۸۰ به ۶۱‎/۵درصد و در سال۸۲ به سقف بالاتر از ۶۲درصد رسيد. اين ميزان قبولي دختران در دانشگاهها حتي در كشورهاي صنعتي و پيشرفته هم مشابهي ندارد. هر چند اين آمار در لحظه اول موجب خوشحالي علاقه مندان به حقوق زنان و دختران شده است اما با اندك تأملي مي توان دريافت كه اين مسأله مي تواند باعث مشكلات متعددي در آينده شود.
دختري كه داراي مدرك تحصيلي بالايي است، تمايل دارد حداقل با پسري ازدواج كند كه مدرك تحصيلي مشابه داشته باشد. اما در سال۸۴ كه ورودي هاي سال۸۰ فارغ التحصيل مي شوند، اگر همه پسران فارغ التحصيل (كه ۴۰درصد هستند) با دختراني همطراز تحصيلي خود و نه پايين تر ازدواج كنند، ۲۰درصد دختران يا مجبور هستند با پسري ازدواج كنند كه نسبت به خود مدرك تحصيلي كمتري دارد يا به خيل جمعيت دختران بدون شوهر اضافه شود.
مسأله ديگر آن است كه هنوز جامعه آماده پذيرش اين تعداد دختر تحصيل كرده در بازار كارنيست چرا كه به گفته دكترمعتمدي در حال حاضر در برابر ۱۰مرد تحصيل كرده تنها يك زن تحصيل كرده در برخي پستهاي مديريتي جامعه قرار گرفته است و به هيچ عنوان امكان اينكه تمام ۶۰درصد دختران فارغ التحصيل وارد بازار كار شوند وجود ندارد و به اين ترتيب هزينه هنگفتي كه بابت آموزش در سطوح بالا براي آنها صرف شده است، بازده مناسبي نمي يابد.
دختر خانمهاي محترمي كه تا به اينجا از خواندن اين جملات درحال عصباني شدن هستند به گفته هاي دكتر معتمدي توجه كنند تا ظرف چندثانيه مرز عصباني بودن را بگذرانند. اين مقام مسؤول در بهزيستي گفته است: «تغيير فرهنگي ايجاد شده مبني بر افزايش تمايل دختران به تحصيلات عالي به عنوان وسيله اي براي استقلال خواهي و خروج از منزل، سبب حضور بي ضابطه دختران در اين عرصه شده است و در نتيجه، بسته شدن راه ورود پسران به دانشگاهها تعادل موجود در جامعه را بر هم زده و آن را با بحران ازدواج مواجه كرده است.»
وي با بيان اينكه در شرايط فعلي جامعه، دختران به دليل تمايل به خروج از منزل و استقلال طلبي راهي جز ورود به دانشگاهها ندارند، ادامه داده است: «در اين شرايط، عدم برنامه ريزي در پذيرش دانشگاهها، امكان اشتغال و كسب فاكتورهاي متعدد ازدواج را از پسران سلب و روابط اجتماعي را دگرگون كرده است.»
حالا اگر تمام اظهارات مديل كل دفتر آسيب ديدگان اجتماعي بهزيستي را با حرفهاي عامه جامعه پسران كه دليل اصلي ازدواج نكردنشان را توقع بالاي مالي دختران عنوان مي كنند، روي هم بگذاريم به اين نتيجه مي رسيم كه دليل اصلي ماندن دختران روي دست والدينشان، خودشان هستند. اگر قبول نداريد به ادامه مطلب توجه كنيد.
آمارهاي سازمان ملي جوانان
روز بيستم آبان ماه رحيم عبادي رئيس سازمان ملي جوانان در گفت وگويي با خبرگزاري دانشجويان ايران از وضعيت نابسامان ازدواج در ميان جوانان خبر داد.
وي با اشاره به ميزان رشــــد ۴‎/۱درصدي جمعيت جوان كشور، افزايش آن را تا سال،۸۵ بيست و پنج ميليون نفر اعلام كرده و با صراحت گفته است: «از سال۷۶ تا ۸۲سالانه ۱۵۰هزار نفر و به طور كلي و در طول اين سالها بيش از يك ميليون و ۲۰۰هزار جوان از دسترسي به ازدواج محروم مانده اند.»
به عقيده عبادي علاقه به تحصيل و كسب شغل مناسب سبب شده تا سن ازدواج جوانان به تأخير بيفتد به نحوي كه در حال حاضر سن ازدواج پسران از ۲۵به ۲۷و دختران ۱۸‎/۵ به ۲۲‎/۵ سال رسيده و در نتيجه فاصله سني زوجين، كم و تأخير در ازدواج به مسأله اي جدي در جامعه تبديل شده است.
در حال حاضر سن ازدواج در كشور از ۱۵سال تا ۳۴است و به گفته عبادي بايد هر سال ۷۵۰هزار ازدواج صورت بگيرد، اما اين در حالي است كه آمار ازدواجهاي ثبت شده سالانه كمتر از ۶۰۰هزار نفر بوده است و درنتيجه ۱۵۰هزار نفر از ازدواج محروم مي شوند.
نااميد كننده براي دختران جوياي همسر
رئيس سازمان ملي جوانان آمار دختران واجد شرايط ازدواج سنين ۱۵ تا ۲۹سال را در سال،۱۳۷۵ ۳ميليون و ۵۰۰هزار نفر و در سال،۱۳۸۰ ۴ميليون و ۴۵۰هزار نفر اعلام كرده است و مي گويد: «مازاد دختران ازدواج نكرده در سال،۸۰ حدود ۸۸۸هزار نفر بوده و اين در حالي است كه مازاد پسران ازدواج نكرده در همين سال تنها حدود ۱۰۰هزار نفر بوده است.»
همچنين براساس آمار دفتر اقتصاد كلان سازمان مديريت و برنامه ريزي، تعدادمازاد دختران ۱۵ تا ۲۹سال كه شانس كمتري براي ازدواج دارند، در سال،۸۰ يك ميليون و ۵۹۰ هزار نفر بوده است.
بحراني ديگر، بحران خانه نشيني مردانه
نتايج پژوهشي كه توسط مصطفي ايماني عضو هيأت علمي دفتر همكاريهاي علمي و بين المللي و مرتضي مرديها عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي با هدف بررسي پيامدهاي افزايش زنان دانشجو صورت گرفته است مشخص مي كند كه سالهاي آينده با بحران ناشي از كثرت خانواده هايي كه مرد آن خانه نشين و زن آن كارسالار است مواجه خواهيم شد. آنها جهت اطلاق بحران به اين مسأله دلايلي چون عدم پذيرش زنان تحصيلكرده در بازار كار و سختي و ماهيت مردانه برخي از حرفه ها كه كاملاً مردانه است را مطرح كرده اند و نتيجه گرفته اند باتوجه به پاره اي كاركردهاي زنانه از جمله به دنيا آوردن فرزند، تغذيه و تربيت كودكان و وظايف زناشويي بهتر است كه در مجموع زنان ميزان كمتري از مسؤوليت كاري و اجتماعي جامعه را بر دوش بكشند و اين فرصت را به مردان واگذارند.
در ادامه نتيجه گيري آمده است، اشتغال به تحصيل زنان موجب افزايش معدل سن ازدواج شده و از اين حيث دوران تجرد كه با مشكلاتي همراه است طولاني تر مي شود، تحصيلات بيشتر زنان كه قاعدتاً با طلب همسراني با همان سطح تحصيلات همراه است، باعث مي شود بسياري از زنان درس خوانده و مردان درس نخوانده از ازدواج با يكديگر محروم شوند. جدا از اينكه برنامه ريزي و تقسيم فضاهاي رفاهي و... دانشگاهها مبتني بر اكثريت جمعيت مردان بوده است. از نظر منتقدان، دختران آسيب پذيرترند و بيشتر در معرض خطر قرار دارند. دوري آنان از خانواده در دوران تحصيل دانشگاهي مشكلاتي را براي آنان، خانواده ها، دانشگاه و به تبع كل جامعه فراهم مي آورد كه اين مشكلات با افزايش درصد زنان دانشجو بيشتر هم مي شود.
ادامه تحصيل يا شوهر؟
مطمئنا ً دخترخانمهايي كه در حال حاضر عنوان دانشجو را يدك مي كشند و يا در حسرت يدك كشيدن آن خواب را بر خود حرام كردند تا بتوانند از سد كنكور بپرند با خواندن اين آمار و اظهارنظرها نه از ادامه تحصيل منصرف مي شوند ونه حاضرند كمي از خواسته به حق ادامه تحصيل خود كوتاه بيايند. براي همين آقاپسرهايي كه با خواندن اين مطلب فكر كردند كه اينجا شبيه هند مي شود و دختران به خواستگاري آنها مي آيند، در خواب ناز به سر مي برند. پس به راحتي مي شودنتيجه گرفت همين طور كه به تعداد دانشجوهاي دختر اضافه شود و پسران بيشتر كار مي كنند تا ملزومات مادي شروع زندگي مستقل را دارا شوند. اما راه حل اين است كه اگر جايي نشسته بوديد و بحث شد و صداي خانمهاي حاضر در مجلس درآمد كه «اي بابا، پسرا حال زن گرفتن و مسؤوليت پذيري ندارن» صدايتان در بيايد كه نه خير. اين خانمهاي محترم هستند كه بايد كمي از توقعات خود بكاهند، تا خداي نكرده از شنيدن عباراتي كه از آن مزه «ترش » و «ترشي »به ذهن مي رسد، به رنگ قرمز درنيايند و اصلاً چه اشكال دارد همه دست به دست هم دهيم تاميهن خود را كنيم هندوستان!
عبور از پل فيروزه
ادغام در جماعت
به طور كلي بايد گفت فرهنگ ايران در طول تاريخ، فرهنگي «خدامحور» بوده است. خدامحوري فرهنگ ايران به معناي فقدان گرايش انسان گرا در اين فرهنگ نيست، اما انسان گرايي در فرهنگ ايران ـ كه هرگز تا سطح بينش نظام مند فلسفي اعتلا نيافت ـ اساساً بر بنيان اصل «خدامحوري» ممكن گرديده است. اين امر در كنار عوامل اجتماعي ديگر از جمله نقش مؤثر فرهنگ ايلي در تاريخ ايران باعث ادغام فرهنگي ـ اخلاقي فرد در جماعت بوده و از اين لحاظ از رشد هويت فردي جلوگيري مي كرده است. جزمي گرايي و تعصب ديني، سلطه مناسبات فرهنگي پدرسالارانه و تداوم آن، معارضه با هر نوع آزادفكري و آزادانديشي، تبليغ و اشاعه اين نظر كه فرد اراده اي بر سرنوشت خويش ندارد، بلكه زندگي او قضا و قدري است، غلبه تفكر مبتني بر اشراق و عرفان و سترون ماندن تاريخي نگرش علمي ـ فلسفي به جهان، فقدان فرهنگ مبتني بر تساهل و رواداري و اشاعه انحصارطلبي فكري و فرهنگي، ترويج تاريخي اين نظر كه اگر انسان به خود رها شود، لزوماً به شر خواهد گراييد و... از جمله ويژگيهاي فرهنگي ـ اخلاقي ايرانيان بوده است كه همواره تأثير به سزايي در تداوم فقدان هويت فردي ايرانيان داشته است.
حسن قاضي مرادي، پژوهشگر تاريخ و علوم اجتماعي ـ ۱۳۷۸


|   شناسنامه   |   آرشيو   |