يكشنبه ۲۸ دي ۱۳۸۲ - ۲۶ ذيقعده ۱۴۲۴
Sun, Jan 18, 2004
جوان
شماره ۲۷۰۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
اينترنت
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
جوان
چشم انداز
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
جناب پيشوا
در روز بيست و يكم ژانويه ،۱۹۲۴ ولاديمير لنين طراح انقلاب بولشويكي روسيه و اولين پيشواي اتحاد جماهير شوروي بر اثر خونريزي مغزي در سن ۵۴ سالگي درگذشت.
در اوايل دهه ،۱۸۹۰ لنين تحصيلات خود را در زمينه حقوق نيمه كاره رها كرد تا به مطالعه مكتوب ماركسيسم و روش هاي ايجاد حركت هاي انقلابي در توده كارگر روسيه بپردازد. به خاطر همين فعاليت ها، لنين در سال ۱۸۹۷ دستگير و به سيبري تبعيد شد. لنين پس از رفتن به اروپا شاخه بولشويكي حزب سوسيال دموكرات كارگران را تشكيل داد. اين حزب جنگ طلب در واقع تشكيل شده بود از مجموعه اي از انقلابيون متخصص كه هدفي به جز سرنگوني حكومت تزاري و جايگزيني حكومت ماركسيستي نداشتند.
شورش هاي كارگري در روسيه از سال ۱۹۰۵ آغاز شد و تا سال ۱۹۱۷ كه روسيه درگير جنگ جهاني دوم شد ادامه داشت. در همين زمان بود كه لنين متوجه شد زمان مناسب براي انقلاب كمونيستي فرارسيده است. در مارس سال ۱۹۱۷ ميلادي، ارتش روسيه توسط انقلابيون تسخير و سزار نيكلاس دوم مجبور به استعفا شد. پس از آن لنين سوئيس را ترك كرد و به پتروگراد برگشت. بارهبري هاي او بولشويك ها توانستند در مدت شش ماه قدرت را در روسيه به دست بگيرند و لنين تبديل به پيشواي بلامنازع روسيه گرديد. البته جنگ هاي داخلي و مداخلات خارجي باعث شد به دست گرفتن كامل تمام نهادهاي قدرت تا سال ۱۹۲۰ به طول بينجامد.
دولت لنين صنعت روسيه را ملي كرد و به توزيع زمين هاي موجود بين مردم پرداخت. باتدابير لنين، اتحاد جماهير شوروي در دسامبر سال ۱۹۲۲ تأسيس شد. اما تنها دو سال پس از آن، لنين درگذشت و قدرت را به پيشواي دوم، استالين واگذار كرد. پيكر موميايي شده لنين در مقبره اي در نزديكي كاخ كرملين در مسكو قرار دارد. با نظر استالين، نام شهر پتروگراد به افتخار لنين به لنينگراد تغيير يافت.
ديگر وقايع خواندني هفته اي كه پيش روي داريم از اين قرار است:
* هجدهم ژانويه :۱۵۳۵ شهر ليما در پرو تأسيس شد.
* هجده ژانويه :۱۹۵۱ دستگاه دروغ سنج براي اولين بار در هلند مورد استفاده قرار گرفت.
* هجدهم ژانويه :۱۹۵۵ كوين كاستنر به دنيا آمد.
* بيستم ژانويه :۱۹۲۰ فدريكو فليني فيلمساز معروف ايتاليايي به دنيا آمد.
* بيست و يكم ژانويه :۱۷۹۳ لويي شانزدهم پادشاه فرانسه توسط گيوتين اعدام شد.
يك توفان چندميليوني
151728.jpg
سحر طلوعي
با«شهرام مكري» فيلمساز جواني كه در جشنواره هاي اخير فيلم كوتاه نظر هيأت داوران را جلب كرده است گفت وگويي انجام داده ايم. او كارگردان فيلم «توفان سنجاقك» است و البته كمي هم بد قول. ولي نه به علت ترافيك و... بلكه به خاطر كارهاي زيادي كه سرش ريخته؛ فيلم جديد تدريس در انجمن سينماگران جوان، تدوين، فيلمبرداري و... توجه كنيد شهرام مكري ۲۵ ساله است و در سينما تدريس مي كند. شما اصلاً ناراحت سن و سال كمش نباشيد. براي اينكه بتواند بچه ها را سركلاس مطيع خود كند و به قول معروف گربه را دم حجله بكشد، دو سه هفته اول را با ريشهاي انبوه و بلند سر كلاس حاضر مي شود. تا قبل از اين گفت وگو قطعاً ترفند موفقي بوده است اما بعد از آن را نمي دانم.
مكري اگر چه دركودكي و آن هم به واسطه حضور پدر و برادرش در حوزه نقد فيلمهاي سينمايي با فيلم آشنا شده است؛ در پانزده سالگي به طور جدي سينما را از طريق انجمن سينماگران جوان دنبال كرده است. مكري خاطره اولين روز رفتن به آمادگي را اين طور تعريف مي كند: «دقيقاً روزي كه مي خواستم بروم آمادگي همراه پدرم راه افتاديم و سر راه پدرم تصميم گرفت دوتايي با هم برويم سينما، فيلم توبه نصوح محسن مخملباف بود بنا بر اين من براي اولين بار رفتم سينما و فيلم ديدم» . به اين مي گويند يك پدر خوب و آينده نگر. به هر حال شهرام مكري در طي اين سالها فيلمهايي ديده مثل نهنگ سفيد و يا فيلمهاي كوروساوا كه تصويرشان در ذهنش باقي مانده و خيلي جدي او را درگير سينما كرده است. در ضمن او سربازي هم رفته و اصلاً هم از اين دوران ناله و فرياد سر نمي دهد. بعد از آن تحصيلات تصميم مي گيرد كه فيلم بلند بسازد. فيلمي كه همه بازيگران بزرگ سينماي ايران در آن بازي كنند. او البته به خاطر اينكه دل كساني كه فقط در ژانر كوتاه فيلم مي سازند را نشكند مي گويد: «من البته به استقلال فيلم كوتاه معتقدم و براي آن احترام خاصي قائلم اما در نهايت دوست دارم فيلم بلند هم بسازم.» او به بازيگري هيچ علاقه اي ندارد اگر چه بازيگران را فوق العاده دوست دارد. به طور يكه آرزو مي كند. روزي امضاي بعضي از آنها را داشته باشد و اگر تا الآن امضاي بازيگران مورد علاقه اش را ندارد به خاطر اين است كه دوستانش به او اجازه اين كار را نداده اند؛ «بارها شده بعضي بازيگراني را كه دوست دارم، ديده ام و مي خواستم كه از آنها امضا بگيرم. اما دوستانم گفته اند اين كار زشته و...». اما اينكه او با اين همه علاقه به بازيگران چرا بازيگري را انتخاب نكرده هم جالب است. «من از همان كودكي هميشه فكر مي كردم آن آدمي كه توانسته اين همه را با هم هماهنگ كند و به قول معروف كارگرداني كند. بايد آدم جالبتري باشد به همين خاطر دوست داشتم كارگردان شوم.»
البته اين شايد به دليل اين است كه دوست دارد دستور بدهد و ديگران را رهبري كند يكجور حس رئيس بودن و… «خب آره، من متولد مردادم و اين خصوصيت متولدين اين ماه است.» خوب است بدانيد مكري دوست دارد جاي كريستوفر فرنولان و سودربرگ باشد و با بازيگراني مثل كيدمن و دلتوره فيلم بسازد. كمي رؤيايي است. فكر نكنم اين ديگر از خصوصيت متولدين مرداد باشد. او قول مي دهد اگر اين فيلم را ساخت حتماً يك گفت وگوي ديگر با ما داشته باشد. اما آيا شهرت اجازه مي دهد؟ «آره، من الآن البته زياد مشهور نيستم ولي كلاً فكر مي كنم، شهرت زود به دست مي آيد و زود هم البته از دست مي رود. كافي است فيلم بعدي من، فيلم بدي از آب دربيايد آن وقت همه مي گويند فيلم قبلي من فقط يك اتفاق بوده است و…» يعني كارگردان فيلمي (طوفان سنجاقك) كه جايزه هيأت داوران جشنواره سوني و جايزه بهترين فيلم داستاني فيلم سازان مرد در جشنواره باران را برده است و… آدم مشهوري نيست؟ مكري بالاخره قبول مي كند شهرت يكي از دغدغه هاي آدم ها است و اصلاً نمي شود از آن فرار كرد. «خب، آره من الآن بين بچه هايي كه فيلم كوتاه مي سازند يك كمي مشهور هستم.»
اما با اين همه او از مشكلات موجود برسر راه فيلمهاي كوتاه هم مي گويد: «ما در بازار ارائه فيلمهاي كوتاه خيلي مشكل داريم. در حال حاضر محل ارائه اين فيلمها جشنواره ها است كه خب ضوابط اين جشنواره ها فيلم سازها را مجبور مي كند طبق اين ضوابط فيلم بسازند و البته تلويزيون هم كه همه اين فيلمها را باتوجه به موضوع اعتراضي شان پخش نمي كند.» او پيشنهاد مي كند:«اين فيلمها باتوجه به زمان كوتاهي كه دارند در مسافرتهاي هوايي (هواپيما) پخش شود يا بعضي مؤسسات تصويري آنها را ساماندهي كنند و مثل فيلمهاي بلند كه در اختيار مردم قرارمي دهند اين فيلمها را هم توزيع كنند.» اما بايد ديد كه مردم از فيلمهاي كوتاه استقبال مي كنند يا نه مخاطبان اين گونه فيلمها از گروههاي خاصي هستند. «البته به نظر من هيچ فرقي بين فيلم بلند و كوتاه نيست و اگر فيلم كوتاه در جذب مخاطب ناتوان است به خاطر ضعيف بودن ساختار خود فيلم است. يعني اينكه كارگردان نتوانسته در يك مدت كوتاه ايجاد جذابيت كند.» با همه اين مشكلات اما در اين چندساله استقبال جوانان براي ساخت فيلم بسيار قابل توجه است. توليد ساليانه حدود ۲۴۰۰فيلم، عدد قابل ملاحظه اي است. مكري اگرچه علت اين استقبال را نبود ديگر امكانات تفريحي مثل كنسرت و… مي داند اما معتقد است: «از همه اين ۲۴۰۰فيلم فقط ۲۰۰فيلم روي اصول فيلم سازي ساخته شده است و بقيه حالت گزارشي و تقليدي دارد. » منظور او از فيلمهاي گزارشي، فيلمهايي است كه دقيقاً از روي فيلمهاي آدمهاي مطرح سينما ساخته شده و فقط هم به قصد جشنواره هاي خارجي ساخته شده است: «منظورم اين نيست كه جشنواره هاي خارجي به فيلمهايي كه با شكل و شمايل خاصي در داخل ساخته شده باشند جايزه مي دهد. اتفاقاً اين گونه نيست بلكه آنها به فيلمهايي جايزه مي دهند كه خوب باشند .اما كساني كه از روي اين فيلمها، فيلمهاي سري و گزارشي تهيه مي كنند كار را خراب مي كنند.» از همه اينها كه بگذريم مي رسيم به مسائل مالي. اما نه ،گويا فيلمهاي كوتاه آخر و عاقبت مالي ندارند. دست كم اگر فيلمها تهيه كننده نداشته باشند، نبايد از آنها انتظار پول داشت. اما خب اگر فيلم فوق العاده اي باشد و بتواند در جشنواره ها بدرخشد حتماً يك چيزهايي براي كارگردانش خواهدداشت. فيلم «شهرام مكري» البته هم تهيه كننده داشته است و هم فيلم خوبي بوده كه توانسته روز اختتاميه يك چك ۴ميليوني را وارد جيب او كند. «قبل از برگزاري اختتاميه ۱۳۰۰تومان توي جيبم بود اما بعد از آن با چهارميليون و هزار و سيصدتومان رفتم خانه».










اسم تو هر اسمي كه هست
اسم تو هر اسمي كه هست
احمد Ahmad
شايد بدون اغراق بتوان گفت در وجود احمد هيچ چيز به اندازه روحيات متغير او آشكار و بارز نيست. خلق وخوي او با چنان سرعتي تغيير مي كند كه همه متعجب مي شوند. از آنجا كه احمد فوق العاده حساس است يك حرف نابجا و يا بي توجهي نزديكانش مي تواند به شدت او را آزرده كند. در اين صورت خواهيد ديد اين آدم پرانرژي و سرزنده در عرض كمتر از يك دقيقه آشفته و عصباني مي شود و مانند يك كوه آتشفشان فوران مي كند. اگر شما هم از آن دسته افرادي هستيد كه احمد را هميشه بشاش و مهربان و در حال خوش و بش كردن ديده ايد، به احتمال زياد هرگز باور نخواهيد كرد كه احمد در نيمه پنهان شخصيت اش چنين ويژگي اي داشته باشد. به خصوص زماني كه عصبانيت بيش از حد او به شكل يك حمله عصبي بروز كند. اوضاع به هيچ وجه قابل تحمل نخواهد بود.
در مجموع حساسيت احمد اكثر بخشهاي زندگي اش را تحت تأثير قرار مي دهد. به عنوان مثال او چيز هايي را حس مي كند كه قادر به تجزيه و تحليل آنها نيست. به همين دليل ذهن او همواره درگير اينگونه مسائل است. اگر احمد نتواند بر اين تمايل ذهني اش غلبه كند، درگيري هاي مدام فكري مي توانند بر توانايي او در تمركز كردن اثر منفي بگذارند و قدرت حافظه اش را كاهش دهند.
در عين حال حساسيت خاص احمد توانايي درك شهودي بسيار قوي را براي او به وجود مي آورد. خلاقيت هاي هنري، موسيقي و نمايشي او ناشي از همين درك شهودي است. به علاوه از آن جهت كه او در بيان و ابراز احساسات دروني اش هيچ مشكلي ندارد، به راحتي مي تواند ديگران را تحت تأثير كارهاي هنري اش قرار دهد.
ايده آل گرايي احمد نيز از ديگر ويژگيهاي مهم شخصيتي اوست كه باعث مي شود تلاش و تقلاي زيادي براي پيشرفت و موفقيت انجام دهد. در بسياري موارد اين تلاشها بسيار طاقت فرسا هستند. اما چون او متأسفانه توجه چنداني به امور عملي و مسائل تجاري ندارد هيچ وقت نمي تواند به آن درجه از موفقيت مالي كه متناسب با تلاشها و شايستگي هايش باشد دست پيدا كند. البته در اين ميان نقش عدم پشتكار احمد را هم نبايد ناديده گرفت.
براي احمد پول خرج كردن به خصوص براي خريد لباس و نيز براي دوستانش تفريح به حساب مي آيد. بي اهميت بودن او نسبت به پول باعث مي شود يكي از دست و دلبازترين افراد در گروه دوستانش باشد. حتي در بعضي شرايط خاص تنها دليل اينكه از او مي خواهند در جمع هاي دوستانه و مهماني ها شركت كند فقط و فقط همين ولخرجي هاي اوست. البته زماني كه خودش بفهمد اين بزرگواري او مورد سوءاستفاده دوستانش قرار مي گيرد دلسرد مي شود و براي مدتي خودش را از جمع آنها كنار مي كشد.
و اما نكته آخر: بزرگترين نقطه ضعف احمد اين است كه به شدت و عميقاً تحت تأثير حرفها و افكار ديگران قرار مي گيرد. البته خود او اصلاً متوجه نمي شود و دقيقاً بخش خطرناك موضوع همين جا است. به نظر مي رسد احمد بايد بيشتر در انتخاب دوستان و اطرافيانش دقت كند وگرنه تأثير پذيري او باعث مي شود در زندگي اش دچار مشكلات ريز و درشت فراواني شود كه گاهي اوقات راه حلي هم براي آنها پيدا نخواهد كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |