جمعه ۳ بهمن ۱۳۸۲ - ۱ ذيحجه ۱۴۲۴
Fri, Jan 23, 2004
حوادث
شماره ۲۷۰۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
تصوير
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
سينما تئاتر
نو بانگ
اوقات شرعي
آرشيو
آشنايي با
خاطرات و مخاطرات
در يكي از محله هاي قديمي تهران اتفاق افتاد
آشنايي با
قوانين وظيفه عمومي
پاسخ به سؤالات شما
\ تنها پسرم متولد سال ۶۱ است و مدتي قبل از شوهرم جدا شده ام . دخترم نيز ازدواج كرده است مي خواهم بدانم آيا پسرم مي تواند با پذيرفتن كفالت من معاف شود؟
*اگر پسر شما غيبت نداشته باشد ، مي تواند براي معافيت اقدام كند. البته از آن جا كه زن فاقد شوهراست امكان معافيت فرزند وي وجود دارد.
\ پسرم ۲۵ ساله است وتا دوماه ديگر نيز فوق مهندسي مي گيرد. تا الآن نيز مخارج خانواده را متقبل شده است. شوهرم نيز زير ۶۰ سال دارد و متأسفانه از اختلال حواس رنج مي برد. باتوجه به اينكه پسر بزرگترم ازدواج كرده ، آيا براي اين پسرم امكان دريافت معافي وجود دارد؟
* معافيت به پسرشما تعلق نمي گيرد و ايشان بايد به خدمت سربازي بروند.
\ پسرم سيزده ماه خدمت انجام داده ودر بسيج سپاه تهران است و ۱‎/۵تا ۲ سال نيز عضو بسيج همدان بوده . اكنون در دانشگاه همدان قبول شده است اما به خاطر اينكه سه ماه غيبت داشته دانشگاه از او ثبت نام نمي كند چرا؟
ريحاني از همدان
* وي مي تواند نامه اي از محل خدمتش در بسيج بگيرد كه تأييدكننده خدمت در آن نهاد باشد.در مورد غيبت نيز بايد بدانيم چه قدر غيبت داشته براي اطمينان بيشتر در ملاقات هاي عمومي روزهاي پنج شنبه وظيفه عمومي شركت كند تا جواب موردنظر را بگيرد.
\۶۰ساله هستم وسه فرزند دارم دو فرزند اولم خدمت سربازي را تمام كرده اند و زندگي مستقلي دارند. فرزند سومم فارغ التحصيل دانشگاه ومتولد سال ۶۰ است آيا مي تواند تقاضاي كفالت كند.
سميعي از تهران
* معافيت دراين مورد وجود ندارد.
\ سه فرزند پسر دارم كه دوتا از آنها فارغ التحصيل شده و ازدواج كرده اند فرزند سومم ۲۳ساله است و امسال درسش به پايان مي رسد. آيا باتوجه به اينكه من ۶۰ساله هستم امكان معافيت فرزندم وجود دارد يا خير؟
كمالي از تهران
* خير معاف نمي شوند.
\ پسرم متولد سال ۵۹ و دانشجوي كارشناسي ارشد است و يك سال از درسش باقي مانده است ودر سازمان ملي جوانان كار مي كند. باتوجه به اينكه در فصل اول ماده ۸ تبصره ۲ اشتغال به كار مشمولان با برگ معافيت موقت يا دفترچه آماده به خدمت در نهادها ومؤسسات دولتي ، فقط در مدت اعتبار آنها بلامانع است) آيا اين قانون اجرا مي شود يا خير. باتوجه به اينكه پسرم دوسال ونيم است دراين سازمان كار مي كند اما با او قرارداد رسمي منعقد نكرده اند چرا؟
* با معافيت موقت نمي توان دريك مؤسسه دولتي قرارداد بست ايشان بايد خدمت وظيفه خود را انجام دهند.
توضيح درباره يك تيتر
به دنبال انتشار گزارشي ازوضعيت اماكن نگهداري بيماران ايدزي و نحوه چگونگي برخوردهاي اجتماعي با اين افراد كه بازتاب گسترده اي ميان مردم و كارشناسان داشت، توضيحي ازسوي جمعيت مبارزه با اعتياد به «ايران جمعه» رسيد كه متن كامل آن را مي خوانيد:
در«ايران جمعه» مورخ پنجم دي ۱۳۸۲ در صفحه حوادث مقاله اي تحت عنوان «من جذامي نيستم، ايدزدارم» منتشرشد كه به رغم اطلاع رساني پيرامون موضوع بيماري ايدز و ويروس HIV متأسفانه با تيتر نسبتاً نامناسب منتشرشده بود.
همانطور كه مستحضريد، امروز بيماري جذام در سخت ترين حالت خود حداكثر ظرف ۲ماه قابل درمان است و ازاين حيث ديگر جذام بيماري خطرناك و كشنده اي محسوب نمي شود.
دركشور ما هزاران نفر مبتلا به جذام زندگي مي كنند كه درمناطقي نظير دهكده رضوي بجنورد، باباباغي تبريز، مشهد و... براي درمان اقدام كرده اند و اكثراً درميان افراد جامعه زندگي مي كنند.
تعداد بسيار قليلي از ايشان به علت برخورد شرم آور افراد اجتماع به دهكده هايي پناه برده اند و از ترس طردشدن و نكوهش اجتماعي درتنهايي روزگار مي گذرانند.
جالب توجه اين كه از پدران و مادران جذامي فرزندان بسيارسالم و توانايي متولدشده اند كه تنها بخاطر داغ جزام والدين خود ازتمامي امتيازات اجتماعي محروم شده اند.
درج تيترهاي اينچنين اگرچه با نيت خير و اصلاح نگرش نسبت به بيماري HIV/AIDS صورت گرفته است اما موجب تشديد نگرش منفي به بيماران جذام مي شود كه به نظرمي رسد به اندازه كافي تاوان ناداني هاي اجتماع و سرزنش هاي بي مورد را پرداخته اند.
خاطرات و مخاطرات
كودكي زير آوار
عباس اصلاني ـ آتش نشان
پس از يك روز پركار و خستگي طاقت فرسا براي استراحت به ايستگاه برگشته بودم كه صداي آژير قرمز به صدا درآمد و بلافاصله برق قطع شد. بعد از چند دقيقه صداي مهيبي به گوش رسيد كه از خرابي و ويراني خبر مي داد.
بازهم حمله هوايي عراقي هاي از خدا بي خبر بود كه بمب هايشان را بر سر مردم بي دفاع ريخته و رفته بودند.
از صداي مهيب انفجار پيدا بود اين بار بمب در نزديكي مركز شهرمنفجر شده است. رفتم و كاميون را روشن كردم و آماده شديم تا به آنجا برويم. از فرماندهي تماس گرفتند، نشاني را اعلام كردند. «عباس آباد ـ انديشه...» بمب بر سر خانه دو طبقه اي فرودآمده بود. همه خانه با خاك يكسان شده بود. از خانه تنها بوي غم مي آمد و بس. ويرانه اي كه ديگر نمي شد نام خانه بر آن نهاد.
كار تفحص آغاز شد. به دنبال كشته ها و احياناً زخمي ها مي گشتيم.
بعد از اينكه آژير سفيد زده شد پروژكتورها را روشن كرديم. لودرها به كار افتادند. من و همكارانم جلوي آنها به جست وجو مي پرداختيم. پس از مدتي جست وجو و بيرون آوردن دو سه نفر كه بر اثر آوار جان سپرده بودند، به صحنه عجيبي برخوردم. سرپدري بين تيرآهن ها گير افتاده و آوار هم روي تيرآهن ها فرودآمده بود. در خلأ موجود بين آوار و زمين به سختي خود را به آنجا رساندم. اعضاي خانواده اي به طرز فجيعي جان سپرده بودند. هيچ اميدي به زنده ماندن كسي نبود در حال انتقال اجسادبوديم كه ناگهان صداي كودك پنج، شش ساله اي كه در آغوش امن پدر مأوا گرفته بود، در فضاي حزن آلود ويرانه ها طنين انداز شد. صحنه بسيار عجيب و تأثيرگذاري بود. تيرآهن سهمگين پشت سر كودك فرودآمده بود. آري! كودك سالم مانده بود. كودك در آغوش پدر زنده مانده بود و اين غيرقابل باور بود. فقط چند جراحت جزئي! در بدنش به چشم مي خورد. گويي تقدير با انگشت به كودك اشاره كرده بود و گفته بود كه او بايد زنده بماند. همه افراد خانواده جان سپرده بودند ولي آن كودك زنده ماند. اكنون پس از گذشت چند سال دوست دارم بدانم كه آن كودك كجاست و چه مي كند؟ پس از پايان آن عمليات دشوار براي كودك جنگ دعا كردم تا هميشه از خطرات بزرگ و كوچك زندگي اش درامان بماند.
در يكي از محله هاي قديمي تهران اتفاق افتاد
نجات معجزه آساي فيلمساز تلويزيون آلماني
از زيرآوار
152343.jpg
داريوش آرمان
علي رغم توصيه هاي كارشناسان صنعت ساختمان و آتش نشاني مبني بر رعايت اصول ساختمان سازي و گودبرداري، چند روز قبل ساختمان قديمي دو طبقه اي در ميدان وحدت اسلامي فروريخت. در اين حادثه خبرنگار شبكه آلماني ZDF، به همراه برادرش زيرآوار ماندند. اما، هر دو نفر به بطرز معجزه آسايي نجات يافتند.
رضا آذر شهاب، جوان ايراني كه دانشجوي رشته تكنيك رسانه هاي گروهي دانشگاه هامبورگ آلمان است و از چندسال قبل به عنوان تصويربردار در شبكه جهاني ZDF آلمان مشغول به كار شده است، درباره روز حادثه و علت آمدنش به ايران گفت: بعد از ۱۲سال دوري از وطن به بهانه تهيه فيلمي مستند به عنوان پايان نامه تحصيلي و ديدار با اقوام و دوستان راهي وطنم شدم.
بنابراين باتوجه به اين كه پدرم از سالها قبل كارگاه توليد اسلحه هاي شكاري دست ساز داشت، تصميم گرفتم با كمك او و برادر كوچكترم از مراحل ساخت و نحوه آماده سازي يك سلاح شكاري فيلمي تهيه كنيم. بنابراين يك طبقه از خانه قديمي پدرم را براي تهيه فيلم آماده كرديم و با صرف هزينه هاي نسبتاً زياد خانه را به شكل كارگاه اسلحه سازي درآورديم.
روز حادثه كه مصادف با دهمين روز كار بود در خانه مشغول تصويربرداري شديم. فيلم تقريباً مراحل پاياني را طي مي كرد.
نزديك ظهر پدرم به همراه چندتن از عوامل فيلم از خانه بيرون رفتند و فقط من و برادرم «مهرداد» در آنجا مانديم.
همان موقع سرگرم آماده كردن صحنه براي ادامه فيلمبرداري بوديم كه ناگهان سقف خانه لرزيد و در يك لحظه بدون اين كه فرصت واكنشي داشته باشيم، سقف روي سرمان ويران شد و بعد هم طبقه بالا فروريخت. در آن موقع فكر كرديم زلزله آمده است و ماهم آخرين لحظات زندگي مان را پيش رو داريم.
دقايقي بعد در حالي كه زخمي شده بودم بطور معجزه آسايي توانستم خودم را نجات دهم. اما برادرم زير آوار بود. مهرداد كه به عنوان دستيار برادرش در تهيه فيلم او را همراهي مي كند در ادامه توضيحات برادرش گفت: همين كه آوارروي سرم ريخت فكر كردم زلزله آمده است ترس تمام وجودم را فراگرفته بود. از آنجا كه راه فراري نداشتم در يك لحظه خودم را زير دستگاه تراش كه براي تصويربرداري آماده كرده بوديم، رساندم و همان دستگاه باعث نجات جانم شد.
دقايقي پس از آوار چندتن از كارگران ساختمان مجاور به كمكمان آمدند.
همان موقع احساس كردم دود غليظي فضاي خانه را پركرده است. در حال خفه شدن بودم. اصلاً نمي دانستم چه اتفاقي افتاده، فقط با صداي نالان و نيمه جان تقاضاي كمك مي كردم.
مهرداد مي گويد: تقريباً به حالت بيهوش افتاده بودم كه با كمك كارگران ساختماني از زيرآوار نجات يافتم. بعد هم بلافاصله هردونفرمان به بيمارستان منتقل شده و تحت درمان و معالجه قرارگرفتيم.
در اين مدت بارها به صاحب ملك در حال ساخت گفتيم ممكن است هر لحظه ساختمان ماهم فروبريزد. اما او هربار مي گفت: تمامي اصول ايمني رعايت شده و از ما مي خواست نگران نباشيم.
رضا مي گويد: ديوار خانه ما قدري سوراخ شده بود كه هنگام فيلمبرداري براي جلوگيري از تابيدن نور مجبور شديم سوراخ ها را با نوار چسب سياه بپوشانيم. اما همسايه ما به اين هشدارها هيچ توجهي نمي كرد. تا اين كه بالاخره اتفاقي كه نبايد، رخ داد.
او مي گويد: خوشبختانه زمان وقوع حادثه هنگام استراحت گروه فيلمبرداري بود و در طبقه دوم هم يك خانواده ۵نفره ساكن هستند كه حين وقوع حادثه خارج از خانه بودند و فقط يكي از بچه ها در خانه مشغول درس خواندن بود كه او هنگام حادثه در حال فرار خود را به زيرميز تحرير رساند و فقط قسمتي از بدنش آسيب ديده است.
رضا مي گويد: در اين حادثه دوربين فيلمبرداري ومقداري از وسايل كارم كه چندميليون تومان ارزش داشت منهدم شده است و متأسفانه عليرغم هزينه هاي زياد صحنه آرايي همه چيز به هم خورده است و الآن نمي دانم با به هم ريختن صحنه، فيلم را چگونه به پايان برسانم و باتوجه به وقت اندكي كه براي ارائه فيلم به دانشگاه داشتم، متأسفانه با مشكل تحصيلي هم مواجه شده ام. بايد تجديد ترم كنم و به دليل گرفتاري هاي كاري همه برنامه هايم به هم ريخته است و نمي دانم چه سرنوشتي در انتظارم است.
حال سؤال من اينجاست كه چرا مسؤولان شهرداري به اين گونه ساخت و سازها نظارت نمي كنند.
او كه براي دريافت خسارت هاي وارده به دادگاه شكايت كرده است، مي گويد: اميدوارم به پرونده ما خيلي زود رسيدگي كنند و گرنه نتيجه سالها تحصيل و كارم هدر مي رود و نمي دانم با اين وضعيت چه آينده اي در انتظارم است.
در همين رابطه براي پيشگيري از حوادث بعدي به سراغ كارشناسان سازمان آتش نشاني رفتيم. يكي از كارشناسان باتجربه در اين باره توصيه هاي مهمي ارائه كرد كه مي خوانيد:
* قبل از عمليات گودبرداري زمين موردنظر را از لحاظ استحكام دقيقاً مورد بررسي قراردهيد.
* موقعيت تأسيسات زيرزميني از قبيل كانالهاي فاضلاب، لوله كشي آب، كابلهاي برق، تلفن و غيره كه ممكن است در حين انجام عمليات گودبرداري موجب بروز خطر و حادثه گردند و يا خود دچار خسارت شوند بايد مورد شناسايي قرار گرفته و در صورت لزوم نسبت به تغيير مسير دائم يا موقت و يا قطع جريان آنها اقدام شود.
* در صورتي كه عمليات گودبرداري و حفاري احتمال خطري براي پايداري ديوارهاي ساختمانهاي مجاور داشته باشد از طريق نصب شمع، سپر و مهارهاي مناسب، ايمني و پايداري آنها تأمين شود.
* ديواره هاي هر گودبرداري كه عمق آن بيشتر از يك متر بوده و احتمال خطر ريزش هم وجود داشته باشد بايد به وسيله نصب شمع، سپر و مهارهاي محكم و مناسب حفاظت شود.
* هرگاه ديواري جهت حفاظت يكي از ديوارهاي گودبرداري مورد استفاده قرارگيرد بايد به وسيله مهارهاي لازم، پايداري آن تأمين شود.
* در گودالها و شيارهايي كه عمق آن بيشتر از يك متر باشد نبايد كارگر را به تنهايي به كار گمارد. در حفاري با بيل و كلنگ بايد كارگران به فاصله كافي از يكديگر به كار گمارده شوند.
* اگر در مجاورت محل گودبرداري و حفاري كارگراني مشغول به كار ديگري باشند بايد اقدامات احتياطي براي ايمني آنان به عمل آيد.
* اگر زمين بنا و كلاً منطقه مربوطه محل خاكريزهاي دستي و ضايعات باشد، حفاري و خاكبرداري بايد تدريجي و با مهاركردن كامل و دقيق ديوارهاي جانبي گودال صورت پذيرد.
* چون ممكن است براثر گودبرداري پي ساختمان هاي مجاور سست شود و ديوارهاي آن ريزش كند بنابراين حتماً به فاصله يك متر مانده به ديوارهاي ساختمان، خاك آن برداشته نشود.
بطور كلي در مناطقي كه ساختمانهاي قديمي تخريب و به جاي آنها قرار است بناي جديد احداث شود، مهندسان ناظر و مجري بايستي ضرورتاً مقاومت ايستايي ساختمانهاي همجوار را دقيقاً مورد بررسي قراردهند و چنانچه احتمال داده شود كه در اثر گودبرداري ساختمانهاي مجاور دچار ريزش مي شوند با محاسبات دقيق بايد كليه اقدامات ايمني لازم قبل از هرگونه حفاري صورت پذيرد.
* جهت رعايت هرچه بيشتر موازين ايمني در اين گونه موارد، ضروري است كه هنگام انجام حفاري و خاكبرداري ساكنين خانه هاي مجاور، محل مسكوني خود را ترك كنند و پس از اطمينان از ايمن بودن محل به آنجا برگردند.
* در عمليات خاك برداري سعي شود از افراد باتجربه و با نظارت مستقيم عوامل فني و در حداقل تعداد استفاده شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |