جمعه ۳ بهمن ۱۳۸۲ - ۱ ذيحجه ۱۴۲۴
Fri, Jan 23, 2004
گفت و گو
شماره ۲۷۰۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
تصوير
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
سينما تئاتر
نو بانگ
اوقات شرعي
آرشيو
نگاهي به كتاب «خانه سياه از هادي محيط» نشر آرويج
سفر شعر
گفت و گو با حميد امجد ـ نمايشنامه نويس
نامه هاي خط خطي
چگونه E - mail بنويسيم
نانسي فلين ـ تام فلين
ترجمه نرگس وماندانا مينا
ناشر: گل آذين
چاپ اول : ۱۳۸۱
قيمت : ۱۰۰۰تومان
E - mail يكي از فراگيرترين و سريع ترين وسايل ارتباطي شخصي و شغلي مي باشد. زيرا سريعتر به مقصد مي رسد. اين كتاب به خواننده مي آموزد كه چگونه پيام هاي الكترونيك را با لحن مناسب ايجاد كند ومهارت بكارگيري دستور زبان را ، در ارسال پيام هاي الكترونيك خود بهتر نمايد. اين كتاب توسط نشر گل آذين چاپ ومنتشر شده است.
نگاهي به كتاب «خانه سياه از هادي محيط» نشر آرويج
خانه سياه
و سرد ترين مرد جهان!
152361.jpg
اكبر اكسير
| شعر امروز كه نوعي از آن به مدرن و پسامدرن و ... معرفي شده خيلي زود به مدد كارگاههاي شعر به توليد انبوه رسيد و سهامداران و بورس بازان ريز و درشتي يافت كه اگر وضع بدين منوال پيش برود در انتهاي همين دهه بايد منتظر يك بازگشت ادبي ديگر باشيم با آن همه شاعر پرينتي و زيراكسي اش. از ويژگي هاي عمده اين شعرها حالت اتوباني اين شعرهاست آن هم در باند سرعت انگار در حين سرعت صندوق عقب ماشين شعر باز شده و از آچار و زاپاس گرفته تا چمدان و زنجير چرخ و... در سطح آسفالت پخش و پلا شده است. اگر توجه به زيبايي هاي پنهان مانده ديروز جزيي از ادبيات مزبور باشدتنها چيدن آفتابه لگن هزار ساله در رف شعر امروز كافي نيست.
در شعر امروز شاعر جوان ما با الگو قرار دادن مدل هاي دست دوم ترجمه اي به توليد شعرهايي مي پردازند كه هنوز براي جامعه ادبي ما جا افتاده و روشن نيستند و بزرگان نقد نيز به زير و بم آن راه نيافته اند. لذا اگر اين حقير بي مايه در اين موارد وارد مي شوم از سر علاقه اي است كه به سرنوشت ادب امروز دارم هر چند خودنيز در فهم اغلب اين نوع شعر در مي مانم اما با معرفي رگه هاي دلچسب آنها انصاف خود را نشان مي دهم و با پوشاندن بي سوادي خود در تحليل اين قبيل مجموعه ها آن را به ناقدان صاحب نظر و آگاه معرفي مي نمايم اين خود اعتراف بزرگي است برعقب ماندگي از شعر امروزمان و علت اصلي آن رشد سريع جوانان لايق و تيزهوشي در عرصه شعر است كه ۲۵ ساله هايش ۲۵ سال از بزرگان شعر جلوترند.
| خانه سياه مجموعه شعر هادي محيط همراه ويژه نامه هاي هنگام را كه دريافت كردم مقدمه فوق بي مقدمه جاري شد خانه سياه با آن طرح روي جلد داد مي زند از سينماي تاريك فروغ مي آيد. از تماشاي همان فيلم كوتاه جذاميان تبريز كه آتش فروغ را براي خيلي ها گلستان كرد!! و فروغ با كشف اين فيلم ولوكيشن واقعي آن پيش از آنكه به معرفي درد بشري برخاسته باشد نام خود را به ثبت رساند با تربيت كامياري ديگر كه امروز مترجم خوشفكري شده است!
شعرهاي اين مجموعه به صورت اپيزود ششگانه تدوين شده است با شعر تولدي ديگر شروع و با شعر خانه سياه پايان گرفته است يعني از اول تا آخر پابه پاي فروغ و دردهاي اين مرز پرگهر! هادي محيط در شعر آغازين سر به سر كتاب فروغ مي گذارد و اقرار مي كند: كتاب تولد ديگر من گم شده است... در باغچه سبز نخواهي شد/ رفتن سمت بيمارستان/ خريدن درد/ تو مي تواني دوباره با عروسك هايت مثل روز اول/ شادي كني به همراه دويدن/ بخندي به كندن علف/ جلو رشد گلي را بگيري با چيدن/ اما در باغچه/ مشتت را بكوب توي كله پوكش/ عين خيالش نيست ص۱۲ شعرهاي محيط در اين كتاب مي خواهد خود را مدرن و امروزي نشان دهد و تمام مؤلفه هاي شعر امروز جهان را داشته باشد و از طنز به نحو شايسته اي سوء استفاده كند تا دادخود از كهتر و مهتر بستاند.
او در اجراي سمفوني سطرها موفق است اما در كل كتاب از وحدت زباني برخوردار نيست گاه براهني است گاه سيد علي صالحي و گاه بالاتر از باباچاهي مي افتد لذا از بي زباني زباني براي خود مي دوزد: جيرجيرك ها، پايين يك هايكو منتظرشاعرند/ ... / اما اگر خسته نيستيد اين رشد عجيب را بدهيد روزنامه ها/ با دو تا تصوير غريب از اين شعر / اول: هنگام سپيده دم مرا كيفيت چشم تو كافي ست دوم: كه سهراب كشته است و افكنده خوار ص۱۶ يكي از شاخصه هاي اين نوع شعرها استفاده بجا از اندوخته هاي ذهني است شاعر از متون كلاسيك و نو گرفته تا محاورات كوچه و بازار و اصطلاحات امروزي براي درهم كوبيدن روال عادي متن و عصبي كردن مخاطب ( تا بماند و دوباره بخواند و رمزگشايي كند) از هر ترفندي استفاده مي كند ريتم شعر را بر هم مي زند روايت خطي شعر را به چند صدايي مي كشاند مؤلف پندگو را با زنشست مي كند و در سوك كلان روايت به جزئيات زندگي خصوصي نقبي مي زند بدون اينكه متوجه شود خواننده شعرش در ايستگاه اول سرگيجه گرفته و دارد قي مي كند ادبيات و هر چه شعر است را شعر در اين حركت، درختي، شاخ و برگ زيادي از خود صادر مي كند كه هر كدام صدايي جدي را از دهان شاعر به گوش مي رساند و اگر خواننده با هوش و درگير اين نوع شعرها باشي لذت متن را انكار نخواهي كرد. در معرفي شعر تكيه من بيشتر به سادگي زبان است براي جذب مخاطب اما در اين نوع شعرها مخاطب سهل انگار و سهل الوصول مورد نياز نيست بايد مرخصي بگيري و با مشاورين آزاد و آگاه به فهم اين نوع شعر نائل آييي. پشتك و بارو زدن در متن، برگردان و پاس دادن ها در لفافه ارجاعات لفظي/ آشفتگي بيان كه نشانگر آشفتگي عصر پست مدرن باشد براي ذائقه ايراني، نوشابه اي ايراني نيست! اما بايد قبول كنيم ما دير آمده ايم عدم درك سمفوني نمي تواند دليلي بر رد سمفوني باشد! نوعي ازل توي دلش نشسته / مي تواتم در هوايش شيطنت كنم/ به سرعت بروم گيره سرش را ميان دو زنگ مدرسه بكارم قورباغه ها را جمع كنم تا عرفاني كوچك جريان پيدا كند و سط ستاره ها/... آي زندگي راهي براي جلوگيري از تعطيلي دانش آموزت ياد نگرفتي!ص۲۱
توي اتوبوس/ سربازي بگيردم به حرف/ بلند شوم و خودم را از توي پنجره پرت كنم سمت تو والله كه ملولم نمي كند/ تو از تغيير ناگهاني حروف الفبا آمده اي/ از جابه جايي ديوارچين توي كهكشان راه شيري ص۲۷
هادي رگه هاي درخشاني در لابلاي صخره هاي خانه سياه جاگذاشته است كه گاه تلألوي آنها چشم را خيره مي كند: پرونده كبوترها را بسته اعلام مي كني تا هواپيماها عابران را نيازارند / بلندهستي و از تو رطب مي ريزد/ در صحراي عربستان/ اگر بگويم سفيد، برفي مي شود فارس...ص۲۹
سپس توي يكي از بيمارستان ها آينده ام گذشت/ مي خواستم پليس بشوم بگريم خودم را ... ص۳۱
| هادي در بخش شازده كوچولو گردش نوستالژيك در سياره خاطرات دارد هر چند به حرام كردن گوشت هاي خود شنواتر است/ با اين حال در شعر او گل ها باز مي شوند/ چراغ ها روشن او اين سفر جادويي را كش مي دهد بازباني كه اگر درگيرش شوي لذت خواهي برد: مثلاً اگر ساعت ۴ بعد از ظهر بيايي من از ساعت ۳ توي دلم قندآب مي شود ص۴۱
در هشت قطعه شكسته نستعليق كه لايق گريستن با صداي بلند است هادي خاطرات و ضد خاطرات را در هم مي آميزد تا بداني پاي آدم عجيبي در ميان است ص۵۱ شعرهاي بخش ۱۳۸۰ سال اين مجموعه از طنز ملايم و جذابي به بهره مند است شاعر از منظر طنز به نكوهش جهاني بر خاسته است كه در آن مگس مصدر جعلي سگان است /.../ پس از طاهر/ سردترين مردجهان هستم/ تازه تراز اين نمي شناسم كه در ظواهر امر پنهانم/ چرا كه قطعه قطعه مرا فروختيد براي دفن عشق ها يتان ص۵۶
| محيط شاعر جوان و تلاشمند ما در جاي جاي اين مجموعه نگران انسان مضطرب قرن است نگران است كه از جهنم سرد به بهشت پرتاب نشود! براي صرف ناهار آمده بودم/ تشريف نداشتيد/ با خياباني دراز وعده ملاقات نمي دهم/ چهارگوش من مريض است مريض ص۶۴ كتاب با شعر بلند سينمايي خانه سياه به پايان مي رسد؛ همان نماهاي درشت و فضاي سياه طوري كه انگار بر ريل دوربين چشمهايت را كاشته اي و مي گذري از هزار توي تباهي و حسرت. محيط در بازسازي فيلم فروغ و يا بهتر بگويم در ترجمه سينما به شعر موفق عمل كرده است و مكاشفات خود را بر فيلم فروغ افزوده است پابه پاي شعر به دنبال فروغ به خانه سياه مي روي و قطعه قطعه از روحت را جذام حيرت فرو مي ريزد محيط با آن كه جوان است وتجربه فروغ را ندارد ما را در عنفوان شباب پير مي كند و تحسين را بر لبان ما سنگ... اين نام او را به ياد بسپارد.
سفر شعر
شعر معاصراسپانيا
ميگل ارناندس
Miguel Hernandez
(۱۹۴۲ـ۱۹۱۰)
ترجمه: سعيد آذين

شاعر اسپانيايي كه نيمي از زندگي كوتاه شاعرانه خود را در زندان و پشت ميله ها گذراند. ترجمه شعري كه از او مي خوانيد، بر روي ديوار يكي از زندان هاي آلي كانته شهري در اسپانيا با امضاي او نوشته شده است. عمر كوتاه ميگل ارناندس به او اجازه نداد تا در زمان بودنش شهرت جهاني پيدا كند. او يكي از شاعران توانا و برجسته دوران خود است و دوست و همنشيني خوب براي پابلو نرودا شاعر شيليايي و شاعر هم كشورش رافائل البرتي بود.
نه…
زنداني براي انسان وجود ندارد
نمي توانند بر بندم كشند
اين جهان زنجيري
برايم كوچك و غريب است
چه كسي لبخند را از من مي گيرد؟
و چه كسي بر صدايم ديوار مي كشد؟
گنهم چيست؟
كه بر من زندان روامي دارند؟

خوسه ئي روjose Hierro
(۲۰۰۲ـ۱۹۲۲)
خوسه ئي رو شاعر اسپانيايي متولد سال ۱۹۲۲ در مادريد است. اجداد او از اهالي سانتاندر شمال اسپانيا هستند.
او شاعري نام آشنا در سالهاي ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۰ بود «ئي رو» در طول زندگي شاعرانه خود جايزه هاي بسياري دريافت كرد. از جمله جايزه Adonais براي اثر alegria ،۱۹۴۷ جايزه منتقدين ادبي ۱۹۵۸ و ۱۹۶۵ و جايزه ملي اسپانيا ۱۹۵۳ و ۱۹۹۹ و جايزه ملي ادبيات اسپانيا ۱۹۹۰ و بسياري جوايز ديگر.
اولين كتاب او زمين بدون ما ،۱۹۴۶ آوازي كه مي دانم ۱۹۵۷ ، ۱۵ روز تعطيلات ۱۹۸۱ و ۱۹۹۱ agenda عنوان بعضي از كتابهاي اين شاعر است.
او در يكي از مصاحبه هاي خود كه در اواخر زندگيش انجام داد. در پاسخ به اينكه آيا او سوسياليست است يا كمونيست؟ گفت: (نه اين و نه آن) من از اينها سرخورده ام! و براي هيچ مبارزه نمي كنم. چه كسي را در اروپا پيدا مي كني كه ماركسيست باشد؟ من درجواني به احقاق حق مردم سخت دلخوش بودم، ولي بعد از شكست جمهوري و جمهوريخواهان و بر سركار آمدن ديكتاتور بزرگ فرانكو تمام آرزوهايم برباد رفت.
خوسه ئي رو درآخرين روزهاي زمستاني ۲۰۰۲ در مادريد چشم از جهان شاعرانه خود فروبست. طبق وصيت نامه اش خاكستر او را در سانتاندر در عمارت بزرگ مردان سانتاندر به خاك سپردند.

نوشته اي براي سنگ گور
يك شاعر
خلقت را با پيشانيم لمس كردم
تمام ، جانم را فراگرفت
موج ها مرا به عمق خواندند
و بعد
آب ها
انسان ها و
ساعت ها
به هم پيوستند.
گفت و گو با حميد امجد ـ نمايشنامه نويس
فرهنگ شرق جادويم مي كند
مسعود شهرياري
مي گويد از هشت سالگي بيضايي و ساعدي مي خواند و معصومانه لذت مي برد. اما امروز حميد امجد متولد ۱۳۴۷ تهران است و بسياري از خواندن آثار او لذت مي برند. دوران حرفه اي كارش سرشار از خاطرات خاك گرفته صحنه است. چهره او را نيز در چند فيلم سينمايي مثل «مسافران» و اين اواخر «گاهي به آسمان نگاه كن» ديده ايم، او عقيده دارد هيچ گاه به بازيگري به شكل يك حرفه نگاه نكرده است. قضيه تراخيس (۶۸)، ميان اشباح (۷۱)، نيلوفر آبي (۷۳)، پستوخانه (۷۸)، شب سيزدهم (۷۹)، مهر و آينه ها (۷۹) و گردش تابستاني (۸۰ ـ ۷۹) نام تعدادي از آثار اوست. هم اكنون نيزنمايش «زائر» به نويسندگي و كارگرداني او در سالن چهارسو تئاتر شهر روي صحنه است.
152367.jpg
\ از گذشته ها بگوييد، گذشته هايي كه اغلب اهالي تئاتر از آن به عنوان سالهايي كه خاك صحنه خورده اند، ياد مي كنند.
* اسفند پنجاه و هفت بود و من ده ساله بودم. به عنوان بازيگر خردسال در يك تئاتر دانشجويي كه به طبع با حال و هواي سياسي و انقلابي آن روزها همخوان بود، شروع به كار كردم. بعد از آن نيز گاهي به عنوان كودك در گروه بزرگسالان كار مي كردم. اوقات ديگر نيز با دوستان در سالن پرورش فكري كودكان يا حتي در كوچه و محله بساط نمايش را پهن مي كرديم و كار تئاتر را پي مي گرفتيم و در بين اين كارها نيز براي اجراهاي خودمان مي نوشتم. البته فكر مي كنم گذشته اغلب افرادي كه امروزه كار حرفه اي تئاتر مي كنند نيز همين گونه بوده است.
اما در جواب اين كه به طور مستمر و حرفه اي از چه سالي شروع به كار كرده ام، بايد بگويم از سال شصت و هفت، اولين كارهايم را نوشتم و منتشر كردم.
«تراژدي آقاي قانع» نام نخستين كارم بود كه در بهار ۶۸ اجرا شد و بعد از آن نيز «قضيه تراخيس» را به عنوان اولين تجربه كارگرداني، در تابستان همان سال تمرين و در زمستان اجرا كرديم.
\ شما در زمينه پژوهش نيز آثاري مانند «تياتر قرن سيزدهم» و «حكام قديم حكام جديد» را منتشر كرده ايد كه بيشتر شامل سنتهاي نمايشي كشورمان مي شود و تأثير اين پژوهشها و سنتهاي نمايشي را نيز به وضوح مي توان در اغلب آثارتان جست و جو كرد. اندكي از تأثير ادبيات كهن ايران، بر كارهايتان بگوييد.
* همه اين زمينه ها را با علاقه خوانده ام، چه ادبيات كهن و چه ادبيات معاصر. اما مسأله اي كه هميشه برايم مهم بود، مسأله زبان و اقسام گفتاري و نوشتاري آن بوده است و از همان ابتدا نيز توجه به تفاوت اين گونه ها، برايم بسيار جذاب جلوه مي كرد و همين جاذبه زبان باعث شد تا روي متون تمركز بيشتري كنم، اما پژوهشهاي من ـ حداقل در زمينه هايي كه منتشر شده ـ بيشتر در مورد متون نمايشي ايراني و ريشه هاي آن است. بخشي از اين پژوهشها نيز شامل كار بر روي اولين متون نمايشي ايراني است كه به شيوه غربي نوشته شده اند و بخشي از آنها را منتشر كرده ام و بخشي ديگر را به مرور منتشر خواهم كرد.
\ در نگاه كلي به آثار شما خصيصه اي كه كاملاً مشهود است، توجه به فرهنگ عاميانه ايران و يافتن معادلهاي اين فرهنگ بر صحنه است. چه رابطه اي ميان فرهنگ عامه و تئاتر وجود دارد و علاقه مندي شما به اين فرهنگ و سنتهاي نمايشي قرن سيزدهمي از كجا سرچشمه مي گيرد؟
* من مي كوشم از اين فرهنگ، ساختمان و ساختار و روايت گري بياموزم. اگر ما صرفاً فرهنگ عامه و يا آيين را روي صحنه بياوريم، هنوز كارمان به تئاتر منجر نشده، بايد از عناصر اين فرهنگ استفاده كنيم تا با آن ساختمان تازه بسازيم. اما من اشتياق خاصي به نمايش سنتي و يا به تعبير شما به تياتر قرن سيزدهم ندارم، بلكه به پيشينه تئاتر در تمام جهان و بخصوص در ايران علاقه مندم و به خودم اجازه مي دهم تا از آن استفاده كنم، زيرا متعلق به من است و نمي توانم منتي بر سرش بگذارم. سنتهاي نمايشي ايران، بسيار مهجور و غريب اند و اين مسأله باعث مي شود تا پشت سرم به عنوان نمايشنامه نويس ايراني، مجهولات و سؤالات بي جواب بسياري بماند. من در تمام آثارم به غير از قضيه تراخيس كه اسطوره اي يوناني است، گرايشات اسطوره اي خود را در شرق يافته ام، زيرا كه فرهنگ شرق سحرم مي كند و فرهنگي است متعلق به خودم.
\ فكر نمي كنيد گونه هاي سنتي نمايش، مانند تقليد و روحوضي، با آن كه از فرهنگ عاميانه بر مي خيزند، در ارتباط با مخاطب امروز دچار كهنگي شده اند و بهتر نيست در هر عصري از زبان و ابزارهاي همان نسل بهره بجوييم؟
* قالبهاي ايراني به شرط اين كه با معيارهاي روز عرضه شوند، قابليتهاي زيادي براي ارتباط بيشتر با مخاطب دارند و اگر از فرهنگ خودي استفاده روزمره، مفيدتر و آگاهانه تري داشته باشيم، به هيچ عنوان منسوخ نيست و كاركرد مؤثري خواهد داشت.
\ اگر قرار باشد از يك قالب سنتي استفاده به روز داشته باشيم، بايد در چه ابعادي باشد؟
* هيچ حد و مرزي براي امروزي شدن وجود ندارد. هرچه از اين قالبها را كه با امروز مطابقت نداشته باشد، بايد كنار گذاشت يا شيوه ديگري را جايگزين آن كرد، اما پيش از آن بايد امروز را تعريف كرد. تطبيق با دانش و فرهنگ امروزي است كه مفيد است، نه تطبيق با رخوت و تنبلي امروز ما. من از اين قالبهاي سنتي بسيار آموخته ام، بدون آن كه در ارتباطم با مخاطب امروز خللي وارد شده باشد.
\ «نيلوفر آبي» به عنوان اثري متفاوت در كارنامه شما به چشم مي خورد. از چگونگي شكل گيري آن براساس ريشه هاي بودايي و محدوده جغرافيايي كه براي آن در نظر گرفتيد بگوييد.
* هميشه به فضاهاي شرق و نمايش و شعر هند و ژاپن و چين علاقه مند بوده ام.
مكان اين داستان بام جهان، تبت است، نقطه تلاقي فرهنگ هايي كه نام برده ام. زن داستان اهل چين و راهب معبد از هند است و همانطور كه اشاره كرديد، طرح داستان مانند سرگذشت آيين بوداست كه از هند مي آيد و از تبت مي گذرد و وارد چين مي شود. و اين داستان همان لحظه اي است كه مهاجري از هند در تبت با دختري از چين ملاقات مي كند و اين كيش و عرفان كه دست به دست مي شود به معناي انتقال آيين به چين است. بنابراين داستان نه در چين اتفاق مي افتد و نه در هند، بلكه مكاني است بين اين دو، يعني چهار راه مردمان و كيش هاست.
نيلوفر آبي وامدار تمام فرهنگ مشرق زمين است و بسياري از عناصر آن متعلق به شعر و نمايش واسطوره و فرهنگ ژاپن و هند و چين است. گرچه بعضي از آن عناصر هم متعلق به تعزيه و اسطوره هاي هفت هزار ساله ايران است. در جايي از اين متن، سطري از فرهنگ چيني مي آيد در سطر بعد از فرهنگ هندي و يا ژاپني. چون به عمد مي خواستم فضاي داستانم تمام قلمروشرق باشد.
\ از «مهر و آينه ها» بگوييد. تعزيه در شكل گيري اين نمايش كه برپايه مستندات تاريخي و مذهبي است چه تأثيري گذاشت؟
* «مهر و آينه ها» به كل يك تعزيه و وامدار فرهنگ عاميانه است. اما همانگونه كه نمايش هاي تخت حوضي من نيز عين سنت نبودند، اين نمايش نيز عين تعزيه سنتي نيست و حتي عنصري اساسي مانند آواز نيز از آن كنار گذاشته شده است. روايت تاريخي اسطوره و فرهنگ عامه در اين نمايش به هم آميخته اند. نخواستم فقط تاريخ را برجسته كنم و حواشي فرهنگ عامه را كناربگذارم، بلكه هاله اسطوره اي گرد حضرت علي را موضوع اصلي قرار داده ام نه روايت تاريخي را. به همين علت داستان را از زمان فرود آمدن شمشير و در بستر افتادن حضرت علي شروع كردم و ساختماني كه براي اين روايت برگزيدم ساختمان قصه در قصه است تا روايت هاي كوچك يكديگر را كامل كنند و هر روايت وجه تازه اي از قصه ديگري را نمايان كند. بوطيقايي كه در مهر و آينه ها به آن وامدار بوده ام، بوطيقاي هزار و يك شبي است و بر پايه مواجهه قصه گوياني كه دور هم جمع شده اند استوار است تا اين روايت ها را از زبان آن ها بشنويم و آن ها را در آينه يكديگر منعكس كنيم.
\ شما را بيشتر به عنوان يك نمايشنامه نويس و كارگردان مي شناسيم. اما آنچه باعث مي شود تا چهره شما براي مردم آشنا جلوه كند بازي در فيلم مسافران است و...
* بازي در مسافران باز مي گردد به سال ها پيش. راستش را بخواهيد من هيچ وقت به حرفه بازيگري فكر نمي كردم. سال ،۶۸ من «قضيه تراخيس» را روي صحنه داشتم.
شبي كه آقاي بيضايي براي ديدن نمايش به سالن آمده بود، از من پرسيدند، لاغر شدي؟ و من در جواب گفتم، بله اين روزها بسيار دوندگي داشتم، و ايشان هم گفتند به دوندگي ات ادامه بده، مشغول ساخت فيلمي هستم و به لاغري ات احتياج دارم. مسأله من بازي كردن نبود و طبعاً بازي را هم آنگونه كه بايد نياموخته بودم، اما از حضور دركنار بيضايي رضايت خاطر داشتم. مسافران فيلم مورد علاقه من است كه به طور تصادفي، خودم هم در آن حضور دارم.
ويترين
ناشران و مؤلفاني كه مايلند كتاب هايشان در اين ستون معرفي گردد بايد دو نسخه از كتاب هاي خود را به آدرس «ايران جمعه» ارسال كنند.
كله فرياد
ترانه هايي از خراسان
محسن ميهن دوست
ناشر : نشر گل آذين
چاپ دوم : ۱۳۸۰
قيمت : ۱۲۰۰تومان
كله فرياد دفتري ازترانه هاي بومي ومردمي خراسان بزرگ است واز آنجا كه بيانگر مقولات مادي ومعنوي سرايندگان گمنام است، خواننده و پژوهشگر ردياب به سرچشمه وعناصر زباني آن توجه خواهد كرد. ديگر آن كه دراين مجموعه پاي شعر شاعران ناشناخته اما به واقع شاعر درميان است ايجاز و زيبايي طلايي كلام، وجه آشكاري است كه مي تواند براي شاعران امروز ومعاصر ما ، رجوعي فرهنگ شناخت ومفيد را گوشزد كند. اين كتاب توسط نشر گل آذين چاپ ومنتشر شده است . ترانه اي ازاين كتاب را با هم مي خوانيم:
گل سرخم چرا از مو رميدي ‎/ مگر حرف بدي از مو شنيدي ‎/ مو كه حرف بدي با تو نگفتم ‎/ چرا مهر ومحبت را بريدي.
نامه هاي خط خطي
عرفان نظر آهاري
ناشر: انتشارات صابرين
چاپ اول : ۱۳۸۲
قيمت : ۱۰۰۰تومان
اين كتاب ، مجموعه نامه هاي تخيلي است كه توسط خانم نظرآهاري شاعر و نويسنده كودكان به رشته تحرير درآمده است. «نامه هاي خط خطي» نامه هايي ساده وصميمي است كه مخاطب آن نوجوانان هستند. اين كتاب ، نثري ساده وسليس دارد. از عرفان نظرآهاري پيش ازاين كتابهايي مثل «پشت كوچه هاي ابر»، «كوله پشتي ات كجاست» ، «از روزهاي سادگي » چاپ ومنتشر شده است. در ادامه بخشي از يكي از نامه هاي او را مي آوريم: تو چه جوري دعا مي كني و در دعاهايت از خدا چه مي خواهي؟ آخرين دعاهايت را براي خدا بنويس و پست كن … تو خوب مي داني كه اين نامه اي است كه بي تمبر وپاكت، به دست صاحبش مي رسد. پس امتحان كن.
بيماريهاي ناشي از كمبود موادغذايي
منصوره لبيبي رانكوهي
ناشر: نشر مستعان
چاپ دوم : ۸۲
قيمت : ۱۶۰۰تومان
اين كتاب را منصوره لبيبي نوشته و توسط نشر مستعان چاپ ومنتشر شده است و موضوع آن حول محور بيماريهاي ناشي از كمبود ويتامينها مي گردد كه منجر به اقسام بيماريها مي شوند. اين كتاب كليد سلامت وزيبايي است و شما را راهنمايي مي كند تا از پيري زودرس رهايي يابيد، با خواندن اين كتاب، نابساماني جسمي وروحي را به تندرستي و نشاط و توانمندي مبدل سازيد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |