جمعه ۳ بهمن ۱۳۸۲ - ۱ ذيحجه ۱۴۲۴
Fri, Jan 23, 2004
تصوير
شماره ۲۷۰۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
تصوير
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
ارتباطات
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
سينما تئاتر
نو بانگ
اوقات شرعي
آرشيو
گزارشي از جشن دنياي تصوير
پلان
برداشت اول
چشم سوم ‎/گزارشي از مراحل ساخت دكور سريال مختار
«داوطلب»
نماياب
«همسفران »
فيلمبرداري بخش هاي جنگي آن در خرمشهر به اتمام رسيده است و هم اكنون علي ژكان، كارگردان سريال مشغول تصويربرداري بخشهاي شهري آن است. «همسفران» داستان چند دانشجوست كه هر يك ازآنها با انگيزه هاي شخصي و خاص خود به دفاع مقدس مي نگرند. مينا لاكاني، رزيتا غفاري، فريده سپاه منصور، كوروش سليماني، زهرا سعيدي، مريم بوباني، كاظم افرندنيا، مهوش وقاري، آرش تاج، محسن قاضي مرادي، شهرام عبدلي، افشين كتابچي، محمدولايتي و حسين شهاب بازي مي كنند. تهيه كنندگي اين مجموعه برعهده اميرحسين شريفي است.
چشمان بيدار
مستند «چشمان بيدار» به كارگرداني ابراهيم فروزش و تهيه كنندگي ميتراراعي و محمد ني ريزي با مشاركت گروه كودك و نوجوان شبكه دو سيما و وزارت نفت بزودي در ۲۶ قسمت از همين شبكه پخش خواهد شد.
بولينگ براي كلمباين
شانزدهم بهمن ماه پس از دو هفته تعطيلي سينما يك به خاطر مصادف شدن با شهادت دوتن از ائمه اطهار فيلم سينمايي و مستند «بولينگ براي كلمباين». به كارگرداني مايكل مور پخش مي شود. اريك گانديني فيلمساز كشور سوئد و جفر استونر فيلمنامه نويس آمريكايي در كنار محمدرضا اصلاني فيلمساز مستند همايون امامي منتقد به تحليل اثر بپردازند.
«افسانه پوپك طلايي»
مجموعه تلويزيوني افسانه پوپك طلايي قرار است بزودي از شبكه دو سيما پخش شود.
اين مجموعه تلويزيوني توسط خسرو شجاعي كارگرداني و مجيد مدرسي به سفارش سيما فيلم تهيه شده است. داريوش ارجمند، محمدرضا شريفي نيا، جهانبخش سلطاني، عاطفه رضوي، حامد كلاهداري و … از جمله بازيگران اين مجموعه هستند. لازم به توضيح است كه «افسانه پوپك طلايي» در سال ۷۵ توليد شده است.
عطش (Thirst)
«عطش« نام فيلمي ۸۲ دقيقه اي محصول آمريكاست كه قرار است از شبكه اول سيما پخش شود. ماجراي «عطش« در يكي از شهرهاي آمريكا مي گذرد.
آب آشاميدني اين شهر به علت فرسودگي سيستم تصفيه به ميكروب ناشناخته اي آلوده مي شود كه به دنبال آن مرگ و مير فراواني در شهر اتفاق مي افتد و…
درباره سارا
سارا زني عقب مانده ذهني است كه با دختر ۲۱ ساله و مادر پيرش زندگي مي كند. به علت فوت مادر و انتقال قيموميت سارااز مادر به دخترش مشكلاتي به وجود مي آيد كه در نهايت باعث برملا شدن رازهاي مختلف زندگي سارا مي شود كه سالها از دخترش پنهان نگه داشته است اين فيلم محصول انگليس است و قرار است از شبكه اول پخش شود.
O+
اين روزها مجيد صالحي مشغول بازي در سريال تلويزيوني «اوُ مثبت» است اين مجموعه به كارگرداني علي شاه حاتمي و تهيه كنندگي محمود فلاح توليد مي شود. صالحي در اين سريال نقش مجيد پليس جواني را بازي مي كند كه براي اهداي خون به فردي به نام عزيزخان داوطلب مي شود و …
گزارشي از جشن دنياي تصوير
نگاه «هزاران چشم»
به تنديس طلايي حافظ
ناصر شهرياري
هفتمين جشن سينمايي وتلويزيوني دنياي تصوير پنجشنبه هفته گذشته در سالن مركز همايشهاي زكرياي رازي برگزار شد. در همه جاي سالن نظم و مقررات به چشم مي خورد بطوري كه حتي براي حضور يك فرد معلول هم جايي در نظر گرفته شده بود. بعد از شروع برنامه علي معلم كه مي خواست تأخير نيم ساعته خود را به هر شكلي بپوشاند آثاري را كه در دوبخش تلويزيون و سينما مورد بررسي هيأت داوران قرار گرفته بود، نام برد. از قرار معلوم به بخش برگزيدگان تلويزيون «بهترين چهره هاي تلويزيوني» كه شامل گفت وگوها و برنامه هاي زنده تلويزيوني است، اضافه شده بود. قبل ازهر چيزعلي معلم نام هيأت داوران را اعلام كرد كه شامل بيژن اشتري، مجيد بسطامي، امير پوريا، رضا درستكار، جواد طوسي، مجيد عاصمي، غلام عباس فاضلي، هيوامسيح، فرزاد هومن و خود علي معلم بود. در بخش تلويزيون بهترين فيلمنامه به عليرضا طالب زاده براي مجموعه تلويزيوني «دوران سركشي» تعلق گرفت. مجموعه اي كه در زمان پخش مسؤولان صدا و سيما را ترساند كه نكندپا را از خط قرمز فراتر گذاشته اند بطوري كه قبل از پخش مجموعه مورد بازبيني رياست صدا و سيما قرار گرفت. ساختار قوي فيلمنامه و پيچيدگي هاي داستان و از همه مهمتر شخصيت پردازيهاي خوب اين تنديس را براي عليرضا طالب زاده به ارمغان آورد. بهرام رادان اين جايزه را به طالب زاده تقديم كرد. جايزه بهترين كارگرداني توسط پرويز پرستويي به مهدي فخيم زاده بخاطر هدايت گروه زياد بازيگران و هنروران اهدا شد. هر چند سريال خواب و بيدار تنها قصد داشت اقتدار پليس را نشان دهد و در جاهايي به آرمان گرايي هاي دور از ذهن رسيد اما كارگرداني فخيم زاده در اين پروژه بزرگ با توجه به تجربه اي كه در كارهاي بزرگ تاريخي داشت؛ خوب بود. تنديس بهترين بازيگر كمدي توسط گوهر خيرانديش به مهران مديري براي بازي در مجموعه پاورچين تقديم شد.زماني كه خيرانديش به روي سن رفت، گفت: «مي خواستم حرفهايم را با حركات ناشنوايان تمرين كنم تا اينجا حرف نزنم كه باعث دردسرهاي بعدي شود!» خيرانديش درباره زلزله بم صحبت كرد و از اينكه تهران هم روي گسل قرار دارد. مهران مديري بعد از گرفتن تنديس از دست خيرانديش درباره اتفاقي كه درجشنواره حقيقت افتاده بود گفت (ابراز احساسات خانم خيرانديش به يكي از برندگان جوان جشنواره) و همه را به خنده انداخت و آخر سر گفت: «در پاورچين مي خواستم شبيه جورج كلوني باشم.» تنديس بهترين بازيگر زن توسط ويشكا آسايش به رؤيا نونهالي به خاطر خلق يك شخصيت زن منفي تعلق گرفت. جالب بود كه چندسال پيش نيز ويشكا آسايش خالق شخصيت منفي «قطام» در مجموعه امام علي بود. تنديس بهترين بازيگر مرد و درام توسط احمد زنجانپور به امين تارخ به خاطر بازي در مجموعه معصوميت از دست رفته تقديم شد. تارخ در لحظه گرفتن جايزه گفت: اي كاش مجلات ديگر هم بتوانند اين كار را گسترش دهند و از آشتياني پور به خاطر دوبله صدا بر روي تصوير خودش تشكر كرد و در انتها افتخار كرد كه تنديس را براي بازي در سريال ميرباقري گرفته است.
تنديس بهترين تهيه كننده توسط فرشته طائرپور به محمد مسعود به خاطر مجموعه «هزاران چشم» تعلق گرفت. كيانوش عياري در بم بود و مطمئناً روحش هم خبردار نبودكه سريالش حداقل يك جايزه گرفته است. تنديس بهترين چهره تلويزيوني توسط محمدرضا شريفي نيا به داريوش ارجمند به خاطر خلق فضايي جذاب براي برنامه «طلوع ماه» اهدا شد. ارجمند بعد از گرفتن جايزه خود گفت: «چه افتخاري، جايزه گرفتن از دست وليد» و شريفي نيا پاسخ داد: «چه افتخاري، جايزه دادن به مالك!»
در انتهاي اين مراسم با گرفتن عكس يادگاري برگزيدگان سينما و تلويزيون به پايان رسيد.
پلان
پرده عشق
فرهاد فخرالديني ساخت موسيقي متن فيلم سينمايي و مجموعه تلويزيوني پرده عشق را به كارگرداني جمال شورجه آغاز كرد. اين فيلم كه مراحل توليد آن در تهران، اصفهان، لندن و اكراين سپري شده است در حال گذراندن مراحل پاياني تدوين توسط مهدي حسيني و ند است و صداگذاري نيز توسط اسحاق خانزادي كه صدا برداري اين فيلم را هم برعهده داشته در حال انجام است. در فيلم پرده عشق بازيگراني چون: سعيد نيكپور، پروانه معصومي، محمد صادقي، احمد نجفي، مجيدمظفري، حسين معلومي، شبنم قلي خاني، پويا اميني، بازيگر خردسال سحر قميشي و تني چند از بازيگران خارجي حضور دارند. فيلم سينمايي پرده عشق كه به سفارش گروه معارف شبكه دو سيما و تهيه كنندگي سيد احمد مير علايي است، اين فيلم از جمله فيلمهاي حاضر در بيست و دومين جشنواره فيلم فجر مي باشد. خلاصه داستان: استاد ابراهيم مهدوي، هنرمند عارف مسلك و نگارگر پرده هاي مذهبي، كه از جانبازان شيميايي جنگ تحميلي است، در پي وخامت حالش براي معالجه و نيز شركت در نمايشگاهي كه در لندن برگزار مي گردد، به همراه همسرش كه او را عاشقانه دوست دارد، عازم انگلستان مي گردد. در لندن براي او و پسرش صادق كه دانشجويي مقيم انگلستان است، حوادثي پيش مي آيد...
ليست برخي از عوامل فيلم و سريال پرده عشق
نويسنده: علي موذني
كارگردان: جمال شورجه
مدير تصويربرداري: سيروس عبدلي
صدابردار صحنه: اسحق خانزادي
طراح صحنه و لباس: مجيد مير فخرايي ـ هادي قمشي
طراح گريم: محسن بابايي
مدير توليد: نادر جلالي شريعت
بازيگران: (ايراني) سعيد نيكپور ـ پروانه معصومي ـ محمدصادقي ـ احمد نجفي ـ مجيد مظفري ـ پويا اميني ـ شبنم قلي خاني ـ حسين معلومي ـ فومن دژآهنگ ـ دريا سكوردينا ـ افشين نخعي ـ تينا قطبي ـ بهزاد نوربخش ـ الهام حميدي ـ رضا بنفشه خواه و بازيگر خردسال سحر قميشي
بازيگران: ( انگليسي) جان كوگان ـ جانسون ويلكينسون ـ كارول كرينفلين ـ ماري ريني ـ نيل تود ـ ليود موريس ـ پل مكينلي ـ مارتين وينباش و ...
مشاور تهيه در انگلستان: شركت ايم ايميج
تهيه كننده: سيد احمد مير علايي
محصول: گروه معارف شبكه دو سيما
برداشت اول
نگاهي به مجموعه هاي جديد
و رويكرد تلويزيون
نقطه چيني براي كارنامه تلويزيون
با شروع سريال طنز شبانه «نقطه چين» دور جديدي از توليد و پخش سريال هايي در قالب طنز و بعضاً با مضمون اجتماعي در تلويزيون شروع شده است. پيش از شروع اين دوره كه با وقفه اي تقريباً به اندازه يك فصل بود و در اوج تب و تاب ساخت سريال هايي از اين دست بارها و بارها اين گونه از برنامه ها توسط روزنامه ايران جمعه و ساير مطبوعات مورد نقد و بررسي قرار گرفت. اما گويا قرار است در اغلب اين كارها پايه هاي طنز و كمدي در سطحي ترين لايه هاي خود در اين برنامه ها قرار گيرد. با اينكه نظر اكثر سازندگان اين برنامه ها تأكيد بر روي پرهيز از ساده انگاري هاي مخرب است اما در عمل همين افراد باز به همان ساده انگاري ها دست مي زنند.
به عنوان مثال مجموعه نقطه چين آن هم با محوريت مهران مديري البته اين بار به عنوان كارآگاه استفاده از بازيگران برنامه قبلي (اين مسأله نمي تواند به تنهايي عامل ضعف يك سريال محسوب شود) كه اكثراً تيپ هاي گذشته خود را بازي مي كنند جاي تأمل دارد. هر چند داستان هايي براي هر قسمت اين مجموعه نوشته مي شود. بسيار ساده و خالي از هر گونه تأثير آني هستند. مهمترين مسأله پيش برد همين داستان هاي ساده براي قراردادن بازيگران در كمدي موقعيت استفاده از ديالوگهايي است كه بيشتر از آنكه بار طنز داشته باشدبار توهين دارد. از همه مهمتر گويا نويسندگان نقطه چين هنوز نيم نگاهي به برخي از داستان هاي مجموعه قبلي يعني پاورچين دارند و نمي توانند موفقيت هاي آن را فراموش كنند. داستان زنده شدن مرده و برخي ديگر از داستانها به نوعي بازنويسي برخي از قسمت هاي پاورچين است.
با نزديك شدن به عيدنوروز سيل برنامه هاي طنز به سوي شبكه هاي تلويزيوني روان خواهد شد و اشباع مخاطب از برنامه هايي يك شكل آن هم در يك ساعت مشخص بار ديگر اتفاق خواهد افتاد.
با توجه به اينكه تعداد سازندگان اين نوع برنامه ها معمولاً مشخص است و نويسندگان برنامه هاي مشخص تعدادشان اندك به نظر مي رسد تحليل و بررسي اين قبيل برنامه ها توسط كارشناسان تلويزيون لازم و ضروري به نظر مي رسد. اينكه از طريق آمار نشان داده شودبيشترين بيننده متعلق به اين برنامه ها است، كافي نيست بلكه بايد ديد كه ميزان تأثير ي كه اين برنامه ها در ارتباطات شفاهي، كلامي و فرهنگي مخاطبين عام مي گذارد چگونه است. بررسي اين كه گويا مديران شبكه هاالزامي در اجراي آن نمي بينند.
چشم سوم ‎/گزارشي از مراحل ساخت دكور سريال مختار
گزارشي از مراحل ساخت دكور مجموعه «مختار»
152493.jpg
افسانه قانع
تاريخ بارها تكرار مي شود و هر بار در تكرار خود رنگي تازه مي يابد. احمدآباد مستوفي در نزديكي شهر ساوه منطقه اي كه بيشتر به يك قطب كشاورزي معروف است، اين بار محلي براي روايت تاريخي است كه راوي آن داود ميرباقري است.
اينجا جايي است كه در دل خود پايه گذار يك تاريخ را پنهان كرده است. مصدق را مي گويم و نهضت مشروطه و ملي شدن صنعت نفت.
شايد تا الآن اين منطقه كوچك كه هميشه زمستانهاي خود را در حال نبرد با باد سرسخت شهريار مي گذراند، تنها راوي تاريخ معاصر سرزمينش بوده است، اما از اين به بعد قرار است مكاني براي بازسازي تاريخ هزار و چهارصد سال پيش شود. طبق صحبتهاي رضا استادي، مدير روابط عمومي پروژه مختارنامه، قرار است در زميني به مساحت ۲۵ هكتار شهرهاي كوفه و مدائن ساخته شود.
داستان از اواخر حكومت امام حسن (ع) و آخرين روزهاي زندگي ايشان آغاز مي شود: زماني كه عبدالملك مروان در شام حكومت مي كند و حجاز در دستان عبدالله بن زبير است. داستان مختار در مقطع ميانسالي و پيري او دنبال مي شود.
در نزديكي محل ساخت دكورها، كارگاه ساخت وسايل صحنه (آكساسوار) قرار دارد و گروه زيادي در آنجا مشغول ساخت ادوات جنگي و لباسهاي بازيگران هستند. داريوش ميرزايي، سرپرست كارگاه ساخت آكساسوار درباره ساخت وسايل مي گويد: «كلاهخودهاي سربازان از فايبرگلاس ساخته مي شود كه در كارگاه قالب گيري با الياف پشم شيشه مستحكم مي شوند. استفاده از فايبرگلاس باعث كاهش وزن كلاهخودهاي سربازان مي شود. در قديم كلاهخودها را از آهن مي ساختند كه گاهي اوقات در زمان فيلمبرداري باعث آسيب ديدگي بازيگران و هنروران مي شد.
طبق گفته هاي ميرزايي، در اين كارگاه براي ۸ لشگر وسايل جنگي طراحي مي شود. لشگر شام، كوفه، سپاه ايران، سپاه مختار، مدائن، قبايل و... به عنوان مثال سپرهاي ساخته شده از ني براي پياده نظام تهيه مي شود كه ني هاي آن از لبنان و سوريه تهيه شده است.
وجود بيرق هاي رنگارنگ در كارگاه با تزئينات خاص اعراب جلوه خاصي به آنجا بخشيده است. قوچاني يكي از همكاران كارگاه درباره بيرقها مي گويد: «طبق تحقيقاتي كه انجام شد، به اين نتيجه رسيديم كه بيرق هاي سپاه مكه طرح چرم دارند، بيرقهاي شام رنگ مايه مشكي دارند و بسيار تحت تأثير روميان هستند، به طوري كه براي تزيين آن از صليب هاي كوچك در حاشيه ها استفاده مي شده است. بيرق هايي نيز به عنوان نمونه براي پياده نظام ساخته شده است كه بايد به تأييد كارگردان برسد.» از قرار معلوم هنوز بيرق هاي سپاه ايران ساخته نشده است. در قسمت ديگر كارگاه، عده اي مشغول ساخت شمشيرهاي سپاهيان هستند. قوچاني درباه تفاوت شمشيرهاي ايراني و عربي مي گويد: شمشيرهاي ايراني تيغه صاف دارند و شمشيرهاي عربي تيغه هاي منحني شكل دارند.
دركارگاه بيش از ۹۰ گونه كمان ساخته شده است. نيزه هاي بلند، زوبين، تيردان، از ديگر ادواتي هستند كه در اين كارگاه ساخته مي شود. ني هاي نيزه ها از دبي وارد مي شود كه معروف به ني خيزران است.
مسعود ميمي، مدير برنامه ريزي پروژه مختارنامه مي گويد: «اين سريال، يكي از بزرگترين و پرخرج ترين سريالهاي تاريخ تلويزيون خواهد بود. قرار است مختارنامه در ۲۶ قسمت ۴۵ دقيقه اي ساخته شود. اين سريال حدود ۲۰۰ سكانس جنگي دارد و حدود يك سوم مجموعه به صحنه هاي جنگ اختصاص دارد. طبق برنامه ريزي دكورها و لوكيشن هاي سريال به ۴ بخش شهر كوفه، مكه، مدائن و شهر شوشتر براي گرفتن صحنه هاي جنگي تقسيم شده است. بر اساس آماري كه برنامه ريز سريال مي دهد، حدود ۱۵۰ لوكيشن اصلي در سريال وجود دارد و ۱۶۰ بازيگر اصلي در مختارنامه بازي مي كنند كه البته تاكنون هنوز بازيگران اصلي سريال مشخص نشده اند.
علت استفاده نكردن از شهرك سينمايي غزالي را عدم امكان صدابرداري سرصحنه، وجودساخت وسازهاي زياد اطراف شهرك و تراكم كار در آنجا مي داند. زميني كه براي ساخت لوكيشن و دكورهاي مختار درنظرگرفته شده طبق قرارداد زمين اجاره شده است و از آنجا كه زمين كشاورزي است، بعد از ساخت سريال دكورها بايد خراب شود.
صرف هزينه هاي گزاف و تلاش شبانه روزي عده زيادي از طراحان بعد از ساخت سريال ازبين خواهدرفت. تاكنون هم سازمان صداوسيما براي خريداري زمين و تبديل كردن آن به شهرك سينمايي اقدامي نكرده است.
جليل فتوحي نيا طراح صحنه پروژه دراين باره مي گويد: مطمئن باشيد درزمان خرابي دكورها اينجا نخواهم بود. چگونه ممكن است صدا و سيما براي شهرك غزالي و دكورهايي كه مرحوم علي حاتمي در آنجا ساخت اين قدر سرسختانه اقدام به حفظ آنها كند و زمين احمدآباد مستوفي را كه داودميرباقري لوكيشن هاي تاريخي كوفه و مدائن را مي سازد حفظ نشود؟! گويا شهردار آن منطقه نيز گفته دكورها بعد از اتمام كار خراب خواهدشد!؟
ميمي درباره مراحل پيش توليد كار توضيح مي دهد كه: حدود يك سال پيش با تشكيل تيم هاي تحقيقاتي تمام تهران را براي پيداكردن مكاني مناسب براي ساخت دكورها جست وجو كرديم. مكاني را مي خواستيم كه در نزديكي تهران بوده و آب وهواي مناسبي داشته باشد. احمدآباد مستوفي منطقه مناسبي بود. خاك زمين از نظر استحكام موردآزمايش قرارگرفت و گودبرداري شد. از آنجا كه شهركوفه، شهرمعتدلي بوده و نزديك بين النهرين قرارداشته است اين منطقه براي ساخت شهركوفه و مدائن مناسب است.
به احتمال زياد شهر مكه به دليل كوهستاني بودن در اطراف شرق تهران ساخته خواهدشد.
طراحي لباس نيز از ديگر بخش هاي مهم پروژه به شمار مي آيد. آذرمحمدي مسؤول اين بخش مي گويد: در بخش جنگي بايد حدود هزار و ششصد دست لباس دوخته شود. حدود ۴۰نوع زره طراحي شده است.
محمدي ازجمله طراحاني است كه اعتقاددارد بايد به تاريخ وفادار بود.
رنگ لباس هاي كوفي قهوه اي درمكه بخاطر حضور خاندان آل زبير لباس ها تشريفاتي و رنگ آجري و طلايي دارند و لباس هاي شام به رنگ فلز است. لباس هاي ايرانيان نيز براساس لباس هاي دوره ساسانيان است.
محمدي عقيده دارد تنوع رنگ بايد به گونه اي باشد كه به كل كار لطمه نزند. نكته مهمي كه در طراحي لباس ها به چشم مي خورد ژنده بودن لباس جنگي ايرانيان بود كه به مذاق خيلي از خبرنگاران خوش نيامد و حس ناسيوناليستي خيلي ها را تحريك كرد. محمدي در توضيح اين مسأله گفت: درآن زمان ايرانيان تحت سلطه اعراب بودند.اما درهمان زمان هم اعراب در هنر و تمدن ايرانيان ذوب شدند. چگونه ممكن است عرب باديه نشين آن زمان لباس جنگي فاخري داشته باشد و ايرانيان متمدن لباس ژنده داشته باشند؟!
قسمت كهنه كاري وسايل يكي از قسمت هاي مهم كارگاه است. كه درآنجا با استفاده از واكس، خاك، جوهررنگ، رنگ پلاستيك و... وسايل پتينه كاري (كهنه كاري) مي شوند.
جليل فتوحي نيا معتقداست مسجدكوفه براساس استنادهاي تاريخي ساخته شده است و نوع معماري مسجد درآن زمان بسيارمتأثر از هنرمعماري ايرانيان است. ۷‎/۵هكتار از زمين براي ساخت شهركوفه درنظرگرفته شده است كه مكان هايي ازقبيل مسجد، كاخ دارالاماره، خانه مختار، خانه عمرسعد، خولي، سليمان و زندان ازجمله بناهايي هستند كه به طوركامل ساخته مي شود.
بقيه بناها به صورت پوسته اي است. محله ها نيز براساس موقعيت اقتصادي تفاوت هايي دارد.
۲حوضچه در بالا و پايين شهر كوفه قراردارد كه ازطريق جوي بندي آب از حوضچه بالا جاري مي شود، از كوچه ها مي گذرد و به حوضچه پايين مي ريزد.
يكي از ويژگي هاي دكورها ساخت آنها براساس امكان فيلمبرداري و دكوپاژ كارگردان است.
حتي ميرباقري بسياري از صحنه هاي فيلمنامه را براساس دكورهايي كه ساخته مي شود بازنويسي مي كند. از بالاي كاخ دارالاماره با غلام روها و دالان ها و اندروني هاي زيادي كه دارد زندان مخوف و مدوري شكل كوفه نظرها را به خود جلب مي كند.
فتوحي نيا درباره شكل زندان مي گويد: براساس تاريخ زندان ساخته نشده است. اين شكل و تودرتو بودن دالان ها و درنهايت مشخص نبودن در ورودي بر ترسناك بودن آن مي افزايد بخصوص كه قرار است در وسط زندان گودال بزرگي پر از مار و عقرب نيز ساخته شود!
صالح پناهي، سرپرست كارگاه ساخت دكور با دستان پرتوان خود كه سال هاي دور ساخت دكور تئاتر نصر و... را بخاطر دارد به همراه همكارانش مشغول ساخت دكورها بودند.
احمدنمازي به همراه همكاران خود اسب هاي پروژه را تيمارمي كند.
به گفته او اسب ها از شهرهاي مختلفي تهيه شده اند.
مديرتوليد مختار: بهروز خوش رزم و تهيه كننده آن: محمود فلاح است.
ساير عوامل اين پروژه: نويسندگان اوليه: حسن ميرباقري و محمد بيرانوند
بازنويسي نهايي فيلمنامه و كارگردان: داودميرباقري
مديرفيلمبرداري: عظيم جوانروح
مشاور و ناظركيفي: مجيد رضاييان
مدير طراحي: محسن شاه ابراهيمي
طراح چهره پردازي: مسعود ولدبيگي
مشاور تهيه: حسين صابري
دستياران كارگردان: علي كريمي، حامد ميرباقري و رضا اصغري
كارگردان و تصويربردار پشت صحنه: علي شوقيان
امورمالي: ايرج سيف اللهي
هماهنگي و پيگيري اموراداري: بهناز قاسمي
مديرتداركات: مقصود ميرهاشمي.
***
داستان از آخرين روزهاي زندگي امام حسن در ۲مقطع روايت مي شود. مقطع اول دوران ميانسالي مختار و همزمان با مسموم شدن امام حسن و آوردن ايشان به كوشك سفيد است. (به قيام عاشورا نيز به صورت جزئي اشاره مي شود. هرچند كه ميرباقري درمعصوميت از دست رفته خود سايه هاي مختار را نشان داد.) ۱۵سال بعد درمقطع دوم دوران پيري مختارنشان داده مي شود.
مرگ معاويه، خلافت يزيد، حضور مسلم دركوفه، شهادت مسلم و تمام وقايع منتهي به قيام عاشورا و درنهايت شكل گيري قيام مختار و شهادت او و يارانش پايان مي پذيرد.
«داوطلب»
از جنگ نمي ترسد
152355.jpg
داوطلب، ماجراي جواني به نام «مسعود دولو» است. او مجبور مي شود دوران خدمت سربازي را از سر بگذراند تا بتواند سفري به خارج از كشور داشته باشد. مسعود بر اثر يك سري حوادث به خط مقدم جبهه اعزام مي شود. بعد از مدتي ماجراهايي برايش به وجود مي آيد كه باعث مي شود به پشت جبهه برود. در هنگام بازگشت، متوجه مي شود به بيماري خاصي دچار شده است. به خاطر همين، اين بار داوطلبانه به جبهه مي رود تا بميرد، اما...
مجموعه تلويزيوني داوطلب كه در ۱۳ قسمت به سفارش سيما فيلم توسط مسعود تكاور كارگرداني شده است، در آخرين مراحل تدوين قرار دارد. از قرار معلوم داوطلب يك مجموعه طنز جنگي است. كارگردان در اين مجموعه قصد قهرمان پروري ندارد و سعي مي كند شخصيت اصلي در گذر حوادثي كه برايش اتفاق مي افتد، دست به كارهاي بزرگي بزند. تعليق هاي متعدد از جمله ويژگي هايي است كه كارگردان با استفاده از آن سعي كرده مخاطب جوان با شخصيت اصلي بهتر همذات پنداري كند. از ويژگيهاي ساختاري اين مجموعه، استفاده از سه دوربين و در برخي موارد به خاطر بافت دراماتيك كار از پنج دوربين تصويربرداري شده است. ديگر عوامل سريال: بازيگران: كيوان محمودنژاد، شهرام عبدلي، كمند اميرسليماني، جلال پيشواييان، حسن رضياني، مهين شهابي، نويسندگان: مسعود تكاور، امير شمس الدين حشمت زاده، مدير تصويربرداري: حسن سلطاني، مشاور كارگردان و فيلمنامه: مسعود صباح، سيامك نيازي، احسان صابري، مدير توليد و برنامه ريز: طاهره رحيمي، طراح صحنه: كيوان ذوالفقاري، گروه چهره پردازي: علي اكبر بهادري، فريده حكيمي، تدوين: مسعود تكاور، گروه كارگرداني: علي صالحي، مهدي مطلبي، منشي صحنه: سحر دارا، جلوه هاي ويژه: عباس شوقي، پخش از شبكه سوم سيما.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |