شنبه ۴ بهمن ۱۳۸۲ - ۲ ذيحجه ۱۴۲۴
Sat, Jan 24, 2004
حوادث
شماره ۲۷۰۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
موسيقي
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
عصر ديروز و پس از ۷ سال حبس در زندان بندرعباس صورت گرفت
از سوي قاضي جعفر زاده
ربودن در كار نبود، مادر حضانت دخترش را داشت
152535.jpg
گروه حوادث: دختر بچه هفت ساله اي كه پدرش ادعا كرده بود ازسوي مادرش ربوده شده است در آخرين حكم دادگاه خانواده درحضانت كامل مادرش است.
حضانت «مريم كوچولو» زماني در اختيار مادرش قرارداده شد كه پدر وي در نامه اي به دادگاه خانواده آن را تا ۱۸سالگي و تا زماني كه ازدواج نكرده است برعهده همسر سابقش گذاشته است. بنابراين گزارش پس از جدايي زوج تهراني، سرنوشت دختربچه شان در هاله اي از ابهام فرورفت، ابتدا پدرش با اصرار حضانت او را طبق حكم دادگاه برعهده گرفت اما وقتي بخاطر مسائل مالي به زندان افتاد ورق برگشت و پدر با رضايت كامل «مريم كوچولو» را در اختيار مادر گذاشت. با اين وجود، پدر «مريم» وقتي پس از يازده ماه آزاد شد دربرگشت ۱۸۰درجه اي باز ادعاهاي گذشته را مطرح كرد و اين بار با مراجعه به دادسراي ديگري ـ دادسراي ناحيه ۱۲تهران ـ خواستار تحويل گرفتن دختربچه اش شد. در خبري كه چهارشنبه يكم بهمن ماه در روزنامه ايران به چاپ رسيد خبرنگار ما باتوجه به مداركي كه در طرح شكايت جديد ازسوي پدر مريم كوچولو به دادسرا ارائه شده بود به گونه اي نوشت كه اين دختربچه با وجود اينكه حضانت او برعهده پدرش بوده است ازسوي مادر ربوده شده است و بدون اجازه پدر از او جدا شده است. با چاپ اين گزارش، حميدرضا صفايي تبار وكيل مادر «مريم كوچولو» مداركي در اختيار خبرنگار ما قرارداد كه نشان مي داد در حال حاضر حضانت كامل اين دختربچه در اختيار مادرش است.
* نامه اي از زندان
پدر «مريم» در حاليكه پس از طلاق همسرش حضانت دختربچه اش را برعهده داشت به زندان افتاد تا اينكه روز يكم ديماه سال ۸۱ در نامه اي از بند۲مالي زندان قصر به دادگاه خانواده تهران نوشت: «تفويض اختيار مي نمايم كه حضانت دخترم به نام «مريم» را تا سن ۱۸سالگي و نيز پس از آن مادامي كه دخترم ازدواج نكرده است به مادرش داده ام و حق حضانت دخترم را از خود سلب مي كنم و وكالت مي دهم هر زمان خواست مي تواند دخترم را به مسافرت داخل و خارج از كشور ببرد و نيازي به اجازه من حتي براي چندبار مسافرت داخلي يا خارجي نيست. وي يك هفته بعد از اين نامه، باز نامه اي از زندان به دادگاه تجديدنظر استان تهران ارسال كرد و نوشت: « تعهد مي دهم كه پس از خلاصي از زندان در محكمه ـ دادگاه خانواده ـ حضور يابم و نسبت به اين تفويض اختيار از نظر قانوني اقدام كنم.»
* آخرين حكم دادگاه
اين دونامه پس از تأييد آن ازسوي مسؤولان زندان در دستور كار قاضي سيفي در شعبه ۲۳۵ دادگاه خانواده تهران قرارگرفت و پس از بررسي قضايي روز ۱۶مهرماه سال جاري آخرين حكم كه حضانت «مريم» را برعهده مادرش مي گذاشت، صادر شد. در اين حكم آمده است: «با عنايت به اينكه پدردختربچه به موجب نامه اي از زندان كه اثر انگشت وي نيز مورد گواهي زندان قرارگرفته است صراحتاً مراتب موافقت خود را با تفويض حضانت دختربچه به مادرش اعلام داشته است لذا با عنايت به اين مدارك دادگاه مستنداً به مواد ۱۲۷۵ـ ۱۱۷۳ قانون مدني حكم برحضانت اين دختربچه توسط مادرش را صادر مي كند. بنا به گزارش خبرنگار ما، باتوجه به اين مدارك ماجراي ربوده شدن دختربچه ازسوي مادرش كه در واقع بدون اجازه پدري در اختيار گرفته شدن «مريم» از سوي مادرش است منتفي شناخته شده است و اين دختربچه بطور قانوني در اختيار مادرش است و تا زماني كه ازدواج نكرده است بايستي با او زندگي كند.
عصر ديروز و پس از ۷ سال حبس در زندان بندرعباس صورت گرفت
انتقال افسانه نوروزي به زندان اوين
152577.jpg
گروه حوادث: افسانه نوروزي، زني كه از ۷ سال قبل به اتهام قتل در زندان بندرعباس به سر مي برد، روز گذشته به زندان اوين تهران انتقال داده شد.
اين حادثه به دنبال هماهنگي هاي انجام گرفته از سوي مقامات قوه قضاييه و سازمان زندان هاي كشور صورت گرفت. به گزارش خبرنگار ما، ساعت ۱۱ صبح روز جمعه سوم بهمن ماه سال جاري اين متهم پس از ۷ سال دوري از خانواده اش، به وسيله قطار ازبندرعباس به تهران انتقال داده شد. هنگامي كه وي در ايستگاه راه آهن تهران از قطار پياده شد، تعدادي از بستگانش به همراه فرزندان او انتظارش را مي كشيدند. دو پليس مرد و يك مأمور زن مأموريت انتقال او از زندان بندرعباس به زندان اوين را انجام دادند. پس از ورود اين زن به سالن ايستگاه راه آهن تهران، فرزندانش با حلقه هاي گل از او استقبال كردند. اين مادر درحالي كه با ديدن فرزندانش به شدت مي گريست، آنان را در آغوش گرفت. دقايقي پس از ورود او به ايستگاه راه آهن تهران، مأموران همراهش وي را سوار بر خودرويي كه از قبل انتظارش را مي كشيد، كرده به محل اداره نيابت قضايي دادگستري تهران انتقال دادند.
تعدادي از حاضران در ايستگاه راه آهن كه از طريق خواندن اخبار منتشر شده در روزنامه ها با اين متهم آشنايي پيدا كرده بودند، براي لحظاتي به دور او حلقه زده و با او صحبت كردند. جهانگيري ـ شوهر اين زن ـ كه از ۷ سال قبل تلاش بسياري را براي اثبات واقعيت ماجرا انجام داده است، درباره چگونگي اين انتقال به خبرنگار ما گفت: از دو ماه قبل رايزني ها براي انتقال همسرم به زندان تهران را آغاز كرده بوديم. چون هزينه سفر به بندرعباس و ملاقات با همسرم بسيار زياد بود و من قادر به تأمين آن نبودم تصميم گرفتيم با نوشتن نامه اي براي مسؤولان قوه قضاييه و سازمان زندان ها تقاضاي اين انتقال را بكنيم. از سوي ديگر بالا بودن هزينه اينگونه سفر باعث شده بود، بچه هايم تنها درطول سال يك بار بتوانند مادرشان را ملاقات كنند و اين قضيه در روحيه آنها تأثير نامطلوبي گذاشته بود. وقتي تقاضا نامه ام از سوي قاضي پرونده در دادگستري بندرعباس تأييد شد و اين درخواست با موافقت مديركل سازمان زندان هاي بندرعباس و مسؤولان زندان اوين در تهران روبرو شد، مقدمات انتقال فراهم گرديد. عبدالصمد خرمشاهي ـ وكيل پرونده ـ نيز با مثبت ارزيابي كردن اين واقعه گفت: اميدواريم با اين انتقال شرايط براي انجام محاكمه مجدد فراهم شود تا ما بتوانيم با اخذ رضايت از اولياي دم مقدمات آزادي متهم را به وجود آوريم. بنابه اين گزارش؛ مأموران همراه افسانه نوروزي ابتدا او را براي انجام كارهاي مربوط به اين انتقال به اداره نيابت قضايي دادگستري تهران انتقال دادند و در آنجا پس از گرفتن دستورات قضايي به مسؤولان زندان اوين تحويل دادند.

••• گفت و گو با افسانه نوروزي
در مقابل دادسراي تهران

\ ۷ سال زندان چگونه گذشت؟
* خيلي سخت. حالا كه آمدم تهران، ديگر احساس غربت نمي كنم. اينجا شهر خودم است. بوي خانواده ام در هوايش است. دلم براي اينجا تنگ شده بود.
\ چه حسي داشتيد وقتي از بندرعباس دور مي شديد؟
* نمي خواهم بگويم به آنجا عادت كرده بودم، چون خاطره خوبي از اين منطقه ندارم. ولي خيلي خوشحال بودم. دلم مي خواست هرچه زودتر به تهران برسم. مي خواستم بچه هايم را ببينم. هم سلولي هايم وقتي متوجه شدند ديگر دارم مي روم، از خوشحالي گريه شان گرفته بود. هيچ كس باور نمي كرد روزي از آنجا بيرون بيايم. باور كنيد خودم هم اين قضيه باورم شده بود، ولي هميشه به آينده اميدوار بودم. مي دانستم چند جفت چشم انتظار مرا مي كشند. بعد از اينكه اجراي حكم متوقف شد، فهميدم روزي به تهران باز مي گردم.
\ وقتي وارد ايستگاه راه آهن تهران شديد، چه حسي داشتيد؟
* نمي دانستم چه كار بايد بكنم. همه چيز دچار تغيير و تحول شده بود. فكر مي كردم هنوز دارم خواب مي بينم. بارها در درون زندان خواب تهران را ديده بودم. دستبند را محكم به كف دستانم فشار دادم تا باور كنم كه خواب نيستم.
\ بچه هايت را چگونه ديدي؟
* وقتي آنها با دسته هاي گل به استقبالم آمدند، قلبم داشت از حركت مي ايستاد. آنها خيلي بزرگ شده بودند. باور كنيد دخترم هم قد خودم شده بود، در صورتي كه ۷ سال قبل او كودكي بيش نبود.
\ عكس العمل آنها چطور بود؟
* دخترم وقتي مرا با دستبند ديد، سعي كرد چادرم را روي دستبند بكشد تا ديده نشود، ولي من گفتم اصلاً از اين ماجرا ناراحت نيستم، چون كاري انجام نداده ام كه به خاطرش شرمسار باشم.
152538.jpg
\ داخل قطار كسي شما را شناخت؟
* ما در كوپه هفت نفر بوديم. تعدادي دانشجو در داخل قطار وقتي مرا ديدند، فوراً شناختند. آنها كنارم آمدند و با من خيلي صحبت كردند.
\ اول كدام يك از بچه هايت را در آغوش گرفتي؟
* آنها گلهاي وجودم هستند. دخترم چون بزرگتر و حساس تر است، بيشتر از بقيه گريه مي كرد، ولي همه آنان را دوست دارم.
\ شما را به كدام زندان مي برند؟
* زندان اوين، بند زنان، درباره كبري رحمانپور و شهلا خيلي چيزها شنيده ام، فكر مي كنم آنها را از نزديك ببينم.
\ وقتي وارد تهران شدي، چه خاطره اي به ذهنت آمد؟
* به ياد ۱۸ سال پيش افتادم كه در روز سوم بهمن با شوهرم ازدواج كرده بودم، امروز سالگرد ازدواج ماست.
\ صحبت خاصي داري؟
* دلم مي خواهد تكليفم را روشن كنند. در زندان از من مي خواستند چيزي نگويم، من در آنجا به هم بندهايم روحيه مي دادم تا اميدشان را به زندگي از دست ندهند، حالا دلم مي خواهد زودتر به پرونده من رسيدگي شود. حالا كه بچه هايم را ديده ام و آنها نزديكم هستند، تحمل دوري شان سخت تر است. در زندان هر پنجشنبه مشكل گشا مي دادم و نذر مي كردم گره اين كار باز شود. تصور مي كنم درصدي از مشكلات حل شده است.
\ در زندان روزنامه مي خواندي؟
* تنها روزنامه حمايت را مي آوردند. در آن بارها صحبتهاي آيت الله شاهرودي را خوانده بودم. مي خواهم از ايشان به خاطر لطفي كه در حق من كرده اند، تشكر كنم، البته بعضي از ملاقات كننده ها هم براي زندانيان خود روزنامه مي آوردند.
از سوي قاضي جعفر زاده
دادگاه پرونده قتل همسر ناصرمحمدخاني خرداد سال ۸۳
برگزار مي شود
152532.jpg
گروه حوادث ـ «شهلا» تنها مظنون پرونده قتل همسر ناصر «محمدخاني» كه از سوي پليس و دادگاه مجرم شناخته شده است، خردادماه سال آينده پاي ميز محاكمه خواهد رفت.
اين زن جوان از نخستين روزهاي قتل «لاله سحرخيزان» با توجه به زندگي پنهاني اي كه با شوهر سرشناس قرباني داشت توسط پليس جنايي تهران بازداشت شد تا اينكه پس از ۱۱ ماه سكوت لب به اعتراف گشود. بنا به اين گزارش؛ روز ۱۲ مهرماه سال جاري كه پنج روز بيشتر به سالگرد قتل «لاله سحر خيزان» نمانده بود، وقتي «شهلا» با «ناصر» كه در بازداشت به سر مي برد روبرو شد قفل سكوت را شكست و گفت به تنهايي «لاله» را به قتل رسانده است. با اين اعتراف تكان دهنده، «شهلا» با تبديل شدن قرار قانوني اش به بازداشت موقت براي پاره اي از ابهامات تحت تحقيقات تازه اي قرار گرفت و هر بار با نوسانات عجيبي ادعاهايش را منكر شد يا آن را پذيرفت و در يك برهه زماني محدودي دادگاه و پليس را در اينكه او همدستي دارد يا به تنهايي قتل را مرتكب شده است سردرگم كرد. اين سردرگمي در دور تازه تحقيقات از بين رفت و دادگاه و پليس با توجه به نحوه وقوع جنايت به اين نتيجه رسيدند كه «شهلا» در قتل «لاله» تنها بوده است.
با رسيدن بررسي هاي پليس قضايي به اين نتايج علمي «شهلا» در حالي كه در زندان اوين ممنوع الملاقات و ممنوع المكالمه است دو تن از وكلاي دادگستري را به دادگاه معرفي كرد و از سوي ديگر خانواده «لاله سحرخيزان» نيز، محققي يكي از بازپرسان و قضات قديمي قتل را كه تا چندي پيش معاون جنايي دادگستري تهران در مجتمع امور جنايي بود و پس از بازنشستگي پاي در دنياي وكالت گذاشته است براي وكالت به دادگاه معرفي كردند.
قاضي جعفرزاده كه نظارت مستقيمي بر رويه بررسي هاي پليسي در پرونده قتل همسر ناصر محمدخاني دارد، هفته نخست خردادماه سال ۸۳ را زمان محاكمه «شهلا» اعلام كرد. وي به خبرنگار ما گفت: «باتوجه به اينكه چندين بار فيلم گرفته شده از بازسازي صحنه توسط شهلا» را بازبيني كرده ايم و تقريباً اطلاعات لازم در اين باره را به دست آورده ايم بنابراين نيازي به ادامه تحقيقات در اين باره نيست.» وي ادامه داد: «قرار است به زودي مأموران آگاهي گزارش نهايي تحقيقات خود را به دادگاه ارائه دهند، بنابراين ديگر موضوعي براي تحقيق مجدد وجود ندارد و دادگاه رسيدگي به اتهامات اين زن در آخرين روزهاي ارديبهشت ماه سال ۸۳ ياهفته نخست خرداد همان سال برگزار مي شود. رئيس شعبه ۱۱۵ دادگاه جزايي عمومي تهران ادامه داد: با توجه به اينكه مدتي قبل «شهلا» ـ متهم پرونده ـ وكيل خود را معرفي كرده بود، چند روز قبل خانواده لاله سحرخيزان ـ قرباني جنايت ـ نيز وكيل خود را به دادگاه معرفي كردند و قرار است طي روزهاي آينده كپي از بدل پرونده براي مطالعه در اختيار او قرار گيرد تا پس از بررسي شكواييه خود را به دادگاه ارائه دهد. قاضي جعفرزاده در ادامه گفت: چون تا اواخر ارديبهشت ماه سال آينده پرونده هاي ديگري در نوبت رسيدگي قرار دارند، بنابراين وقتي را در اوايل خرداد يا اواخر ارديبهشت براي رسيدگي به اين پرونده در نظر گرفته است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |