|
يادداشت
|
|
|
|
نغمه نو
|
|
|
|
بوق و كرناي موسيقي!
|
|
|
|
|
يادداشت
درختي كه بار نمي دهد!
نوزدهمين جشنواره موسيقي فجر هم دارد از راه مي رسد. امسال تهران و كرمان، ميزبان جشنواره نوزدهم شدند تا يك سال ديگر را به كارنامه جشنواره هاي موسيقي فجر بيفزايند. اما كارنامه اي كه در اين نوزده سال پياپي رقم خورده است، نه ارزشي به جريان موسيقي دراين سرزمين افزوده و نه باري از مشكلات انبوه اين هنر در ايران كاسته است. جشنواره موسيقي فجر، تنها جشنواره فرمايشي درميان جشنواره هاي مناسبتي جشن پيروزي انقلاب است. كافيست دو جشنواره تئاتر وسينماي فجر را با موسيقي مقايسه كنيد و به اين ماهيت فرمايشي پي ببريد. هر چند جشنواره هاي تئاتر و سينما نيز دربستر جشنواره هاي مناسبتي شكل گرفتند اما درسالهاي بعد، به مهمترين رويداد سالانه براي اين دو هنر تبديل شدند. خودآگاهي هنرمندان تئاتر و سينما از موقعيت و هنر خويش شرايطي را به اين دو جشنواره تحميل كرد كه ضامن حيات حرفه اي و خواسته هاي صنفي آنان باشد. امروزه جشنواره تئاتر و سينما را آغاز سال نو براي اين دو هنر مي نامند، حال آنكه جشنواره موسيقي هر سال به ماهيت فرمايشي اش نزديك تر شده است. اما به راستي چرا نهال بيست ساله جشنواره موسيقي، هرگز به بار ننشسته و ثمر نداده است؟… پاسخ به اين پرسش، از چند منظر متفاوت امكان بررسي دارد؛ نخست بايد به ماهيت انتزاعي موسيقي اشاره كرد كه كاركردهاي انتقال مفاهيم درآن، با زبان رايج درساير هنرها تفاوت آشكار دارد. اين در پرده سخن گفتن و زبان منتزع از مفاهيم صريح در موسيقي شرايطي را براي هنرمند موسيقي فراهم كرده كه امكان موضع گيريهاي فردي و انتقال مفاهيم انتقادي با زبان موسيقي را ندارد. طبيعي است كه زبان هنرهاي نمايشي و سينما به زبان رسانه نزديكتر است و چه بسا بسياري از آثار به نمايش درآمده در جشنواره سينما و تئاتر، حاوي پيام هاي انتقادي صريح اجتماعي و سياسي باشند. اما در موسيقي چنين امكاني وجود ندارد و لاجرم حضور اهالي موسيقي در صحنه يك جشنواره مناسبتي، صرفاً همراهي با ماهيت فرمايشي جشنواره تلقي شده است. از طرفي جامعه موسيقي ايران نيز درمقايسه با ساير جوامع هنرمندان، تجربه چنداني براي حضور در عرصه هاي اجتماعي نداشته و از آگاهي كافي براي درك موقعيت هاي سياسي و اجتماعي هنر خويش برخوردار نبوده است. اين بي تجربگي و نا آگاهي وقتي در كنار فقدان بيان نقاد در موسيقي قرار مي گيرد، هم به عزلت و حاشيه نشيني جامعه موسيقي دامن مي زند و هم امكان بهره گيري از پتانسيل هايي نظير جشنواره موسيقي فجر را براي راه اندازي يك جريان ويژه هنري فراهم نمي كند. متأسفانه متوليان دولتي عرصه موسيقي نيز با سياستگذاري هاي ناهمگون با ماهيت اين هنر در طول دو دهه گذشته يا شرايط مهجوري و حاشيه نشيني جامعه موسيقي را فراهم كردند يا بستري براي تبديل «هنرمند» به «هنرور دولتي» ساختند. مشاركت هنرمند در بوروكراسي سازمان اداري هنر همانقدر او را از وظيفه اجتماعي خويش دور مي كند كه عزلت و حاشيه نشيني. اما تشكل صنفي مستقل از سازمانهاي سياستگذار مي تواند با يك موضع گيري آگاهانه و تدوين شرح وظايفي براي جشنواره هاي مناسبتي، از اين امكان بالقوه نهايت استفاده را ببرد. با اين حال خانه موسيقي ايران به عنوان منفعل ترين تشكل صنفي هنري در ايران با گذشت چند سال از تأسيس و شكل گيري اش، پا از مباحث بديهي صنفي فراتر نگذاشته يا در شرايطي آنقدر ژست سازمان اداري گرفته كه از شرح وظايف خويش جدا افتاده است. اي كاش جامعه موسيقي ايران مي دانست نه بايد آنقدر دست بر آتش مديريت هنري بگيرد كه بسوزد و نه آنقدر دور از اين آتش باشد كه از رخوت سرما، انگيزه هر تحركي را از خويش سلب كند!
|
|
|
|
|
نغمه نو
پيدايش ـ نويدافقه
|
|
|
بي ترديد تكنيك و بيان درموسيقي ايراني، افزايش يافته است. تكنيك كه از لوازم و ابزارهاي جهان مدرن است، درقالب شكل هاي متعدد و گوناگون، مباني نوازندگي سازهاي ايراني را متحول كرده است. ازسوي ديگر، ساخت و اجراي قطعات توصيفي كه اززمان وزيري، به موسيقي ايراني راه يافت، اكنون با ساختارها و فرمهاي گاه پيچيده، رخ مي نمايد، محصول پيدايش اين نوع نگاه است. اثري كه با استفاده از تمام امكانات ساز تنبك، سعي در ارائه مفهوم و نمادي از پيدايش خلقت دارد. سه بخش اصلي اين رويكرد پيدايش، خلقت و حيات، دربافتي چندلايه و توبه تو شكل گرفته است. به كارگيري رنگ هاي صوتي مختلف و جلوه هاي صوتي گوناگون يك ساز پديده اي نوين درموسيقي ايراني است. شايد براي نخستين بار حسين عليزاده با ساز سه تار و درآثاري نظير تركمن و پايكوبي، پيشنهادي براي اين منظور ارائه كرد. حال تنها ساز كوبه اي ايران كه جنبه ملوديك نيز ندارد، با اين ديدگاه، به بيان موسيقايي و ارائه انتزاعي يك مفهوم، دست يازيده است. نويد افقه، راوي اين «پيدايش» با بهره گيري از توان و تكنيك قابل توجه خود، تمامي امكانات ساز را به خدمت گرفته، تا به بيان خود نزديك شود. صداها گاه چنان دورمي نمايد كه شنونده را به ترديد مي اندازد و گاه چنان نزديك كه راهي به سوي دريافت بگشايد. جلوه هاي صوتي اين اثر، متنوع و گاهي اوقات ناآشناست. همين مسأله آن را از يك اجراي صرفاً كلاسيك خارج مي كند. برخي معتقدند، اجراهاي اينچنيني با ساز ايراني، هويت ايراني خود را ازدست مي دهد. اما بايد پذيرفت، اين روند، موسيقي جديد و معاصر ايران را دربرگرفته و ضمن آنكه نمي توان آن را اثري سنتي يا كلاسيك محسوب كرد، از اين امكانات بالقوه موجود در سازهاي ايران، نمي توان چشم پوشيد. بي شك، كشف و بيان رنگ ها و جلوه هاي صوتي تنبك، به تمركز، تحقيق و تكنيك مناسبي نيازداشته تا درساز نويد افقه، به اينگونه بيان برسد. دربخش پاياني اثر، بداهه نوازي تنبك گنجانده شده است. اين بخش هم مي تواند توان و تكنيك نوازنده را دراجراي ريتم هاي ايراني نشان دهد و هم پاسخي براي پرسش هاي پيشين باشد.
|
|
|
|
|
بوق و كرناي موسيقي!
به بهانه نوزدهمين جشنواره موسيقي فجر
|
|
|
شايعه است كه در سراسر گيتي، ايران را كشور جشنواره ها مي نامند. اين مسأله حتي اگر شايعه باشد، پديده اي واقعي است، چرا كه كمتر نهاد، ارگان، مركز يا مؤسسه اي سراغ داريم كه به برگزاري جشنواره و همايش راغب نباشد. در اين ميان، عناوين برخي جشنواره ها نيز جالب توجه است: فيلم نفت، تئاتر پليس، موسيقي دانشجويان پزشكي و... گاه جشنواره ها موضوعي است مانند فيلم سبز يا موسيقي ذكر الذاكرين و گاه رده سني مد نظر است، مثل جشنواره موسيقي جوان كه هر ساله برگزار مي شود. سهم جشنواره هاي موسيقي از همه جشنواره ها كمتر است. با وجود شيوع موسيقي در جامعه و گسترش روزافزون آن، اين حركت موسيقايي، محدود به جشنواره فجر و زيرمجموعه هاي آن از قبيل موسيقي نواحي، موسيقي جوان و موسيقي آييني است. با وجود آنكه جشنواره هاي متعدد دانشجويي در زمينه فيلم، تئاتر، عكس و... برگزار مي شود، سهم جشنواره موسيقي دانشجويي، هر دو سال يك بار است كه به نظر مي رسد آن هم ديگر برگزار نشود. البته چون موسيقي را نمي توان نديده گرفت، در اغلب همايش ها، سمينارها و جشنواره ها، موسيقي به عنوان برنامه پر كن و بخش جذاب آن حضور دارد و اين خود نشان از توجه وافر به موسيقي است! فيلم، تئاتر، موسيقي: تفاوت عمده جشنواره موسيقي فجر با ساير جشنواره هاي مشابه نظير فيلم و تئاتر، سكون و بي تحركي آن است كه از عوامل مختلف ناشي مي شود. در ديگر جشنواره ها، هنرمندان برجسته و شناخته شده اي حضور دارند كه حضور هر كدام، از زواياي گوناگون، سطح جشنواره را رشد مي دهد. هنرمندان سينما و تئاتر، هرچند منتقد وضع موجوداند، اما به نظر مي رسد گله و شكايت آنها در حد حرف و حديث باقي بماند، چه آنها خود يا آثارشان در جشنواره مربوطه حضور دارد، اما در موسيقي وضع چنين است، با گذشت نزديك به بيست دوره، هنوز اساتيد برجسته و طراز اول موسيقي كلاسيك ايران، به جشنواره نزديك نمي شوند. اگر در جشنواره فيلم، آثار كيارستمي، مخملباف، مهرجويي، بيضايي و... و در تئاتر: سمندريان و گاه هنرمندان خارجي سطح بالايي حضور دارند، هيچ گاه كسي به ياد نخواهد آورد كه محمدرضا لطفي، حسين عليزاده، پرويز مشكاتيان و... با اثر، قطعه يا گروهي در جشنواره موسيقي حاضر شده باشند. البته بايد به ماهيت و ساختار و همچنين نحوه ارائه هنرها نيز اشاره كرد. در هنرهايي نظير سينما و تئاتر با موانع و محدوديتهاي موجود در موسيقي و بحث جايگاه آن كه هنوز مورد ترديد است، مواجه نبوده ايم. لذا بخشي از حضور موسيقيدانان را به دل شكستگي و سرخوردگي او نيز مي توان نسبت داد. تحرك و پويايي: از سوي ديگر، از هفته ها قبل از آغاز جشنواره هاي تئاتر و فيلم، هيجان و تب جامعه هنري را فرا مي گيرد و علاقه مندان ضمن صحبت پيرامون آن، مسائلي از قبيل چگونگي حضور در جشنواره، تهيه بليت و كارت ميهمان، ساعت شروع و تالارهاي نمايش را پيگيري مي كنند. مواردي مانند رقابت در بخش مسابقه فيلم و جذابيتهاي ديدن تئاتر روي صفحه، مزيد بر علت مي شود تا استقبال پرشور و بي نظيري، بويژه از سوي طيف دانشجو صورت گيرد، اما در جشنواره موسيقي كسي آنقدرها هم دچار تب نمي شود. جشنواره با سردي آغاز و با سردي پايان مي پذيرد. در برخي از اجراهاي تالار وحدت شاهد حضور گسترده مخاطب هستيم، اما اين مورد فراگير نيست. در اجراي گروه هاي خارجي و نواحي، جمعيت يك سالن ۳۰۰ نفره گاه به زحمت به نيمه مي رسد. دليل اين مسأله چيست؟ قيمت بليت ها، جذاب نبودن برنامه ها، برنامه ريزي نادرست، عدم حضور اساتيد، نبود درك و شناخت مردم از انواع موسيقي و موارد ديگري از اين دست را مي توان برشمرد. اما به راستي چه عاملي مي تواند، حدودي از سردي و رخوت را در ميان خيل مشتاقان موسيقي مجسم كند؟ شايد در ميان طرح بي شمار موضوعاتي با عنوان آسيب شناسي، مناسب باشد، آسيب شناسي جشنواره هاي موسيقي نيز انجام شود، تا شايد بتوان پاسخي براي پرسش پيشين در نظر گرفت. جشنواره امسال: نوزدهمين جشنواره موسيقي فجر از تاريخ ۱۶ تا ۲۴ بهمن ماه برگزار مي شود. در جشنواره امسال، علاوه بر گروه هاي سنتي، محلي، خارجي، منتخب جشنواره جوانان و جشنواره آييني حضور دارند. ضمن آن كه همزمان، در روزهاي ۱۷ ، ۱۸ و ۱۹ بهمن بخش نواحي جشنواره، در كرمان برگزار مي شود. هر ساله اين بخش، به صورت مستقل و قبل از جشنواره فجر برگزار مي شود، وقوع زلزله و شرايط كرمان جشنواره را به تعويق انداخت تا در قالب و شكلي ديگر، به صورت همزمان با جشنواره فجر، اجرا شود. شايعه حضور گروههاي پاپ همچنان به قوت خود باقي است، اما، چنان كه از ظاهر امر بر مي آيد، به اجراي محمدنوري بسنده شده است. هر چند از جهت محتوايي و اجرايي، اين دوره تفاوت چنداني با دوره هاي پيشين ندارد، اما شايد براي نخستين بار بك موسيقيدان، دبيري جشنواره را بر عهده دارد. دكتر حسن رياحي، آهنگساز سرود جمهوري اسلامي و رئيس مركز تحقيقات موسيقي سازمان صدا و سيما، براي اين منظور انتخاب شده است. او در يك مصاحبه مطبوعاتي و در مورد جزئيات جشنواره سخن گفت. يكي از بخش هاي جنبي كه البته مي تواند با برنامه ريزي و دقت و توجه بيشتر جذابيت و بار ارزشي، جشنواره را افزايش دهد، اهداي جوايز به ناشران، آهنگسازان و پيشكسوتان موسيقي است. رياحي از نحوه انتخاب ناشران و آهنگسازان توسط يك هيأت داوري از اعضاي هيأت مديره خانه موسيقي خبر داد. بخش موسيقي نواحي، با تغيير ساختاري و محتوايي، در كرمان برگزار مي شود. ايرج نعيمايي، رئيس انجمن موسيقي و دبير اين بخش، از اجراي موسيقي هاي متناسب با شرايط حاكم بر كرمان و حادثه پيش آمده، سخن گفت. موسيقي هاي سوگ و عزا، از نواحي مختلف تحت عنوان سوگ آوا، توسط گروهها و موسيقيدانان نواحي، اجرا مي شود. لازم به ذكر است. اين بخش امسال از عنوان جديد مقامي ـ نواحي بهره مي جويد كه اين واژه تركيبي بحث هاي مختلفي را در ميان موسيقي شناسان به دنبال داشت. هر چند اين بحث ها مكتوب نشده و در جايي درج نشد. به هر حال، بايد منتظر بود، و آغاز و پايان وبوق و كرناي جشنواره امسال را نيز، چون ساليان گذشته، به نظاره نشست و شنيد! محمد جواد بشارتي
|
|
|
|