|
|
|
گزارشي از روند رو به گسترش آلودگي صوتي در تهران
اين شهر آلوده حتي براي گوش
|
|
|
شيده لالمي صداي بوق ممتد اتومبيل ها و تكرار واژه هاي گوشخراش فروشندگان دوره گردي كه از خلال بلندگوهاي ثابت و دستي بيرون مي زند و صداي مته هاي حفاري تا مغز سرت فرو مي رود. گيج مي شوي. صداي ناگهاني ترمزي ديگر و بوق هاي ممتد رانندگان خسته از ترافيك سنگين شهري. مجال ايستادن نيست حتي در جوار تابلوي قرمز رنگ بوق زدن ممنوع. تابلويي كه ديگر هيچ كس آن را در ميان اين همه ازدحام و آلودگي جدي نمي گيرد .شايد از همين روست كه آلودگي صوتي هم به يكي از كابوس هاي دائمي شهروندان تبديل شده، كابوس لحظه به لحظه زندگي آنها از زمان تولد تا مرگ. حالا ديگر تهران هم رديف با «جاكارتا» پايتخت اندونزي، يازدهمين شهر «سخت معيشت جهان» است. شهري با انبوه مشكلات زيست محيطي كه هر شب با كابوس سرب و دود و صدا سربربالين خستگي مي نهد. هرچند غبار خاكستري آلودگي هوا حتي كوچه باغ هاي قديمي شميران را هم سرب اندود كرده و هاله مرگ آفرين خود را تا بلنداي قله دربند كشيده، اما هجوم صداهاي آزاردهنده به پايتخت از اين هم فراتر رفته و شهروندان تهراني را حتي در خلوت كوچك خانه هايشان رها نمي كند. براساس اعلام نظر كارشناسان شركت كنترل كيفيت هوا آلودگي صوتي در تمام نقاط تهران در مرحله بحران و در تعدادي از مناطق در شرايط فوق بحران است؛ به گونه اي كه در مناطق مسكوني شهر روزانه و در بهترين حالت حدود ۷۰دسي بل صدا توليد مي شود. اين در حال است كه براساس استاندارد كارشناسي شركت كنترل كيفيت هوا، حد مجاز انتشار صدا در اماكن مسكوني ۵۵ دسي بل در روز و ۵۰دسي بل در شب است كه خروج بيش از ۱۵دسي بل از اين استاندارد كه در برخي از مناطق به بيش از ۳۰دسي بل نيز افزايش مي يابد، تهران را به محيطي ناامن، حتي براي حضور چندساعته در آن تبديل كرده است. به گفته مهندس «حسين مهرآوران» مسؤول بخش صوت شركت كنترل كيفيت هوا، آلودگي صوتي در تهران از مرز خطر گذشته است. اين كارشناس مي گويد: «براساس مطالعات كارشناسي به عمل آمده در مورد ميزان آلودگي صوتي، تهران، هم اكنون تمام مناطق شهر در معرض اين آلودگي قراردارند و انتشار صداهاي ناهنجار و بالاتر از حد استاندارد عملاً سكوت و آرامشي را كه لازمه زندگي است از بين برده و ديگر محله اي بدون آلودگي صوتي در تهران وجود ندارد. حتي اماكن مسكوني نيز اغلب با آلودگي صوتي بيش از ۷۰ دسي بل در روز مواجه هستند.» بيشترين حجم آلودگي صوتي در تهران بين ساعت هاي ۶ تا ۷ صبح و كمترين ميزان آن بين ۲ تا ۳ بامداد است. مناطق ۱۱ ، ۹ ۶، و ۱۲ و همچنين محدوده بيمارستان هاي مصطفي خميني، سجاد و آريا كه بايد از حداقل استاندارد انتشار صوتي يعني۴۵ دسي بل در روز و ۳۵ دسي بل در شب برخوردار باشند، از نظر آلودگي صوتي جزو مناطق بحراني شهر محسوب مي شوند. البته هر صدايي مصداق ايجاد آلودگي صوتي نيست اما به بياني ساده آلودگي صوتي يعني صداهاي ناخواسته اي كه موجب آزار شنونده مي شوند. اين آلودگي در واقع نوعي آلودگي ذهني است كه بدون دستگاه هاي اندازه گيري نيز مي توان آن را حس كرد. اثر شنيدن صداهاي ناخواسته بر سلامتي انسان اثري فرسايشي و بلند مدت است كه زمينه ابتلا به بيماري هاي عصبي، فشار خون، بيماري هاي عروقي و قلبي را در فرد فراهم مي كند. تحقيقات نشان داده كه آلودگي صوتي مي تواند خطرسكته قلبي را تا ۲۰ درصد افزايش دهد. شايد به همين دليل است كه تعدادي از كارشناسان معتقدند زندگي در محيط آلوده به صداهاي ناهنجار بيش از زندگي در محيطي با هواي آلوده خطر آفرين است. واقعيت اين است كه بدن انسان در مواجهه با آلودگي صوتي فعاليت هاي طبيعي خود را تغيير مي دهد يعني واكنش هاي تطبيقي وجبران كننده اي از خود نشان مي دهد كه بتواند با وجود صداهاي نامتعارف فعاليت طبيعي خود را انجام دهد. اين واكنش ها اخطاري است كه در صورت بي توجهي عواقب نامطلوبي در پي خواهد داشت. تحقيقات علمي كه در اين زمينه انجام شده، نشان مي دهد در اداره هايي كه تعداد مراجعه كنندگان آنها زياد است، مانند پستخانه، اگر سطح صدا از ۷۵ دسي بل به ۹۵ دسي بل افزايش يابد، ميزان اشتباه كارمندان چهار برابر شده و ميزان بازدهي كار ۲۵ درصد كاهش مي يابد. در حالي كه به گفته بسياري كارشناسان محيط زيست، تنها يك بار قرار گرفتن در برابر صدايي با شدت ۱۲۰ دسي بل (مانند صداي مته حفاري) مي تواند آسيب جدي به شنوايي انسان و بويژه كودكان وارد كند. «شهرام جباري زادگان» يكي از اين كارشناسان است كه در اين مورد مي گويد: «اگر انسان روزانه تنها هشت ساعت در معرض صدايي با شدت ۹۰ دسي بل قرار گيرد، پس از ۲۰ سال و در برابر صدايي با ۷۵ دسي بل پس از ۴۰ سال دچار ناشنوايي خواهد شد. هم اكنون نيز بسياري از شهروندان تهراني بويژه افرادي كه در مناطق مركزي تهران به مدت طولاني حضور دارند، دچار كم شنوايي شده اند.» وي مي افزايد: «در حال حاضر نظارت اجرايي دقيقي بر فعاليت افرادي كه با نصب بوقهاي غير مجاز به شكل جسورانه اي حقوق شهروندان را پايمال مي كنند، وجود ندارد، ضمن اينكه در تهران بسياري از خودروها به انواع آژيرها و بلندگوهايي مجهز هستند كه نقش مهمي در افزايش آلودگي صوتي در سطح شهر ايفا مي كند. اين درحالي است كه در شهرهاي پيشرفته دنيا آژير خودروهاي امداد و اورژانس صرفاً در مأموريتهاي اضطراري مورد استفاده قرار مي گيرد و افراد شخصي مجاز به نصب بلندگو و بوق هاي گوشخراش بر خودروهاي خود نيستند.» اين در حالي است كه به رغم هشدارهاي مكرر كارشناسان شهري و زيست محيطي براي مهار بحران رو به گسترش آلودگي صوتي در تهران و ساير كلان شهرها كه حجم عمده اي از آن ناشي از تردد خودروهاي سبك و سنگين در روز و شب است، هنوز استاندارد موردنياز براي توليد قطعات خودرو كه آلودگي كمتري ايجاد مي كنند، تدوين نشده؛ به گونه اي كه نبود چنين استانداردي موجب شده تا بيش از ۶۵ درصد از خودروهاي سواري توليد آلودگي صوتي ايجاد كنند كه ۸۶ درصد از اين تعداد مربوط به خودروي سواري پيكان با آلودگي صوتي بيش از ۸۱ دسي بل است. خودروهاي سبك به طور ميانگين حدود ۷۰ تا ۹۰ دسي بل و خودروهاي سنگين بين ۸۵ تا ۱۰۰ دسي بل صدا توليد مي كنند كه انتشار اين صداهاي ناهنجار به ويژه در شب كه استاندارد صدا در اين زمان ۴۵ دسي بل است به شدت سلامت انسان ها را در معرض مخاطره جدي قرار مي دهد. كه با توجه به اين موضوع، تدوين هرچه سريعتر استاندارد توليد قطعات خودرو، ضروري است. با وجود اين «سعيد متصدي» مدير دفتر بررسي آلودگي هوا سازمان حفاظت محيط زيست، از احتمال تدوين اين استاندارد تا اواخر سال جاري خبر مي دهد. به گفته وي اين استاندارد بر اساس نمونه هاي مشابه اروپايي تهيه مي شود. «محمد حسن پيراسته» مديركل اداره حفاظت محيط زيست استان تهران در اين مورد مي گويد: «با توجه به اين كه بخش عمده آلودگي صوتي در تهران ناشي از تردد خودروها است بايد استانداردي كه براي توليد قطعات خودرو تدوين مي شود از ضمانت اجرايي كافي برخوردار باشد زيرا با تصويب چند مصوبه و بدون اجرايي كردن آن در جامعه نمي توان براي كاهش آلودگي صوتي در تهران اقدام كرد.» از سوي ديگر استقرار تعداد زيادي از ترمينال ها و پايانه هاي حمل و نقل در ميان مناطق مسكوني تهران، حضور فرودگاه مهرآباد، خطوط راه آهن و نيز صنايع و مشاغل مزاحم، سال هاي طولاني است كه علاوه بر ترافيك هاي شهري، بخش عمده اي از فضاهاي مسكوني تهران را در سيطره آلودگي هاي مداوم خود قرار داده و هم اكنون بسياري از محله هاي مجاور اين فضاها، اغلب به فضاهايي خالي از سكنه و يا به انبار و اماكن تجاري تبديل شده اند. ضمن اين كه اتخاذ تصميمي مناسب براي كنترل و كاهش آلودگي صوتي ناشي از استقرار فرودگاه مهرآباد در مناطق مسكوني غرب تهران نيز مدت ها است كه به يكي از برنامه هاي مهم اما بي نتيجه مسؤولان تبديل شده است. اما واقعيت اين است كه انتشار صداهاي ناهنجار تنها به خيابان ها و ميادين، مراكز تجاري و عمومي و ترمينال هاي مسافربري، محدود نمي شود. بلكه زنگ تلفن، جاروبرقي، صداي صفحه كليد كامپيوتر در هنگام حروفچيني و حتي صداي سيستم تهويه خانه هاي مسكوني نيز مي توانند با توليد صدايي بيش از ۸۰ دسي بل آسيب هاي جدي به شنوايي افرادي كه در معرض شنيدن مداوم آنها هستند وارد كنند. دكتر «امير احمدسپهري» استاد دانشگاه اميركبير و محقق در زمينه بررسي آثار امواج الكترومغناطيس و آلودگي صوتي بر سلامت انسان ها معتقد است كه به دليل نبود اطلاع رساني شفاف در مورد آثار آلودگي صوتي بر سلامت انسان، اغلب مردم با قرار گرفتن در محيط هاي پرسروصدا ناآگاهانه خود را در معرض ابتلا به بيماري هاي روحي و جسمي قرار مي دهند درحالي كه آلودگي صوتي عارضه اي است كه نه تنها در خيابان هاي پررفت و آمد، بلكه در بسياري از خانه ها به دليل استفاده از وسايل پرصدا چون سيستم هاي تهويه و عدم عايق كاري مناسب وجوددارد و آثارش را به طور دائمي و بلندمدت بر افراد برجاي مي گذارد. وي مي افزايد: هيچ آمارمشخصي از تعداد بيماراني كه براثر قرارگرفتن درمحيط هاي پرسروصدا بيمارشده اند، وجودندارد و شايد عدم شناخت مسؤولان نسبت به آثار سوء صداهاي ناهنجار بر سلامت انسان موجب گسترش روزافزون اين بحران درتهران شده است. سال هاي طولاني است كه كارگراني كه به كندن آسفالت و حفاري مشغول هستند بدون گوشي هاي ايمني كار مي كنند. درحالي كه اين دستگاه صدايي معادل ۱۲دسي بل توليدمي كند و تقريباً تمام اين كارگران پس از مدت كوتاهي به ناشنوايي دچارمي شوند. اين امر نشان دهنده ناآگاهي مسؤولان از آثار آلودگي صوتي بر سلامت انسان است. زيرا اگر آنها يا حتي كارگران به اين موضوع واقف باشند قطعاً مانع از ناشنوايي خود خواهندشد. درهرحال گسترش فزاينده آلودگي صوتي در دهه گذشته و بي توجهي مسؤولان براي تدوين برنامه هاي جامع وبازدارنده دراين زمينه موجب شده انتشار صداهاي بالاترازحدمجاز ازمرحله هشدار و اضطرار فراتررفته و به يكي از بحران هاي زيست محيطي تهران و تعدادي ديگر از كلان شهرهاي كشور همچون مشهد تبديل شود. شايد آگاه سازي مسؤولان درمورد خطرات ناشي از انتشار صداهاي ناهنجار و نيز تصويب قوانين موردنياز با ضمانت اجرايي يكي از گام هاي اساسي براي اتخاذ تصميمات عملي و اجرايي براي مهار بحران آلودگي صوتي باشد. البته بايد توجه داشت كه با تصويب قوانيني چون تبصره۲ ماده۲۸ قانون نحوه جلوگيري از آلودگي هوا (مصوب ۸۰/۸/۱۹ هيأت دولت) كه جريمه اي معادل ۳۰ تا يكصدهزارريال را براي رانندگان و موتوسيكلت هاي متخلف در زمينه انتشار آلودگي صوتي درنظرگرفته اما هرگز اعمال نمي شود يا افزايش جريمه هاي راهنمايي و رانندگي نمي توان گرهي از كلاف درهم تنيده آلودگي صوتي تهران بازكرد. همانگونه كه تاكنون و به رغم افزايش حجم انتشار صداهاي بالاتر ازحداستاندارد، اقدام قابل توجهي ازسوي سازمان هاي متولي حفظ محيط زيست تهران براي اجرايي كردن اين مصوبه قانوني و ساير موارد مرتبط كه در قانون پيش بيني شده، صورت نگرفته است و متخلفان بدون هراس از مجازات هاي تعيين شده در قانون به انحاي مختلف آلودگي صوتي را درنقاط مختلف شهر اشاعه مي دهند. همچنين هرچند بخش عمده اي از صداهاي ناهنجار در شهر توسط مردم توليدمي شود و بدون همكاري و مشاركت آنها و نيز فرهنگ سازي بنيادي نمي توان براي حل اين بحران اقدام كرد: اما واقعيت اين است كه وجه ديگر اين مشاركت، حضور فعالانه ارگان هاي متولي چون وزارت صنايع و معادن، نيروي انتظامي، حفاظت محيط زيست، شهرداري و شوراي شهر است. تصويب قوانيني با ضمانت اجرايي قوي درعايق بندي ساختمان ها توسط شوراي شهر و نظارت جدي سازمان حفاظت محيط زيست برچگونگي اجراي اين قوانين و جدي گرفتن اجراي طرح ساماندهي مشاغل مزاحم كه بيش از ۱۳سال اززمان تصويب آن در هيأت دولت مي گذرد به طور حتم از شدت آثار آلودگي صوتي برسلامت شهروندان خواهدكاست. ضمن اينكه هم اكنون درمبحث آلودگي هوا و آلودگي صوتي در دنيا راهكارهاي مناسب و اثربخشي به كارگرفته شده كه مي توان با استفاده از آنها راهكاري عملي براي كاهش آلودگي هاي زيست محيطي تهران پيداكرد زيرا درغير اين صورت تا چندسال آينده تهران به شهري ناامن حتي براي گوش هاي ما انسان ها تبديل خواهدشد.
|
|
|
|
|
|
عبور از پل فيروزه
|
|
|
|
|
مداراي ايراني
يكي از ويژگي هاي جامعه ايراني كه به مثابه عنصري تمدن ساز مي توانسته است به كار گرفته شود، تسامح و مدارا بوده است.
اين ويژگي هم در پيدايش برخي مكاتب مذهبي و هم در حضور، تكامل و گسترش اين مذاهب در ايران، نمود داشته است. از يك سو… در تاريخ اسلام، ايرانيان در تكوين فقه و كلام مذاهب سني بيشترين نقش را در ميان همه مسلمانان داشته اند و از سوي ديگر، جريان اقليت در ديانت اسلام (تشيع)، بزرگترين كانون گسترش و پذيرش را در ايران يافته. [تشيع] پس از قريب هزارسال كه در گوشه وكنار اين سرزمين به تكوين نهضتهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي و تشكيل سلسله ها و دودمانهاي شيعي پرداخت، سرانجام در پنج سده اخير، در مقام يكي از عناصر اصلي هويت ايراني، به مذهب اكثريت مردم بدل شد.
… گذشته از صدها فرقه و نحله مذهبي و كلامي شكل گرفته در درون اسلام و از ميان رفته در گذر ايام، كه غالباً حاصل تلاقي افكار گوناگون موجود در بستر تمدن پذيرا و مداراگر ايراني بوده است، تأسيس و ترويج معدود مذاهب پابرجا مانده، خارج از اشكال رسمي تسنن و تشيع، محصول تلاقي انديشه ها در فضاي فكري و ديني تمدن ايراني بوده است.
محسن مديرشانه چي، استاد علوم سياسي ـ ۱۳۸۰
|
|
|
|
|
|