|
|
|
درخواست كمك جويندگان عاطفه براي همياري با اين خانواده روستايي
|
|
|
|
• در اين حادثه يك دانشجو به قتل رسيده و جوان ديگر به شدت مجروح شده است
|
|
|
|
|
درخواست كمك جويندگان عاطفه براي همياري با اين خانواده روستايي
چشمان «نرگس » در انتظار فرارسيدن بهار
|
|
|
مريم ساماني گروه حوادث: نرگس از ۱۸سالگي وقتي دختركش را به دنيا آورد، بيهوش شد. تشنجهايي كه هنوز هم در عالم بيهوشي مي كند. ناله هايي كه مي كند و مويه هايي كه از ته دل در فضاي اتاق روستايي سر مي دهد حكايت از قصه تلخ زني جوان دارد كه حالا به آرزويي تبديل شده است. در چهره مادر نرگس درد و غم آنقدر موج مي زند كه تحمل ديدنش طاقت فرسا است. نگاهم را از چهره اش مي گيرم و به دستانش مي اندازم. دستهاي اين مادر ورم كرده و سرخ است. مي دانم كه اين مادر با همين دستها عشق را به نرگسش مي بخشد. مادر مي گويد: به مسؤولان بيمارستان گفتم بچه ام را مي خواهيم به بيمارستاني در اصفهان ببريم. قبول نكردند تا اينكه روز بعد گفتند: ديگر نمي شود در اينجا براي «نرگس » كاري كرد. ببريدش اصفهان و ما با يك آمبولانس «نرگس » را به بيمارستان اصفهان برديم و در بخش ICU بستري كرديم. دخترم ۴۰روز در بيمارستاني در اصفهان بستري بود. او مي گويد: وقتي دخترم سزارين شد برخلاف تمام بيماران نمي توانست از تخت پايين بيايد و قدم بزند. مي گفت درد دارم. از او پرسيدم مادر چرا؟ گفت: مادر مرا بيهوش نكرده بودند من را بي حس كرده بودند. مي گفت ديدم كه بچه ام را از درون شكمم بيرون آوردند. خودم ديدم كه بچه دختر است. خودم متوجه شدم كه بچه ام سالم است. «نرگس »» انگار ترسيده بود. بعد از دو روز به هزار سختي از تخت پايين آمد به هزار مشكل چند قدم برداشت. يك پرستار در سالن وقتي او قدم مي زد به من گفت: احتمالاً او امشب تشنج مي كند. نمي دانم او از كجا اين مسأله را فهميده بود. وي با به يادآوردن خاطرات سالها قبل مي گويد: وقتي از اصفهان دخترم را به تهران منتقل كرديم اين اميد را داشتيم كه بتوانيم نجاتش دهيم. در بيمارستان مهر تهران بستري اش كرديم. از او ام.آر.آي كردندو گفتند لخته خوني در مغز اوست بعد از چند روز گفتند: نمي شودكاري كرد. يك جراحي كوچك روي او انجام دادند و گفتند: به مرور به هوش مي آيد. بيمارستان حضرت رسول دخترم را برديم. ۱۲روز بستري شد. پزشكان به ما اميد داده بودندكه شايد به هوش بيايد. دخترم بعداز سه ماه كه قدرت نفس كشيدن نداشت، كم كم توانست قدرت تنفس كردن را به دست آورد. دستگاههايي را كه براي تنفس به او كمك مي كرد، از او جدا كردند. سوراخ گلويش را كه باز كرده بودند، بستند و بعد بالاخره يك روز نرگس من چشم باز كرد. مادر از به يادآوردن آن لحظه اشك مي ريزد. ـ وقتي نرگس چشم باز كرد باورم نمي شد. خيال مي كردم كه اين دوران هم مي گذرد خيلي زود. اما چهار سال طول كشيد. حالا هنوز هم ادامه دارد. نرگس كه چشم باز كرد به خيال اين بوديم كه مي بيند، اما نرگس انگار كه اصلاً توجهي به آنچه مي بيند ندارد نمي دانم چگونه است، بيهوش است ولي چشمهايش باز است. بالاخره گفتند در بيمارستان نمي شود برايش كاري كرد، به خانه منتقلش كرديم. روزانه ۹قرص تشنج برايش نوشتند. «نرگس » از صبح تا شب ناله مي كند و سرش را به اطراف مي برد. احساس مي كنم «نرگس » ما را احساس مي كند. احساس مي كنم دخترم مي خواهد با ما حرف بزند اما نمي تواند. دكترها گفتند بايد از طريق لوله اي كه از بيني اش به معده اش برده اند به او غذا بدهيم. \ \ \ ظهر است. «نرگس» بي تاب تر شده است. باز هم مي نالد. مادر از جا بلند مي شود و دقايقي بعد با يك شيشه پر از غذاي نرگس به اتاق بازمي گردد. شير، عسل و آب ميوه، كره و تخم مرغ صبحانه «نرگس» است. مادر تمام اين مواد را با هم مخلوط مي كند، از صافي مي گذراند و از طريق يك سرنگ بزرگ به داخل لوله اي مي ريزد. ظهرها گوشت، برنج، سبزيجات و حبوبات را با هم مي پزد، مي كوبد و صاف مي كند و بعد به «نرگس» مي دهد. در حالي كه مادر با حسرت از گذشته مي گويد، پدر «نرگس» پيرمرد با صفا و آرام با ما هم كلام مي شود: ـ نرگس دختر زرنگي بود. قبل از زايمان تمام كارهاي خانه را كرد. بچه ام آخرين شامش را خورد و بعد به بيمارستان رفت. اي كاش نرفته بود. از پارسال نرگس شروع به گريه كرد. گريه هاي «نرگس» خون به دل ما مي كند. نمي دانم بچه ام چه چيزي حس مي كند كه اينگونه گريه مي كند. سرش را در آغوش مي گيرم، نازش مي كنم و با او حرف مي زنم .بچه ام آه مي كشد. نمي دانم برايش چه كنيم. پسر بزرگم وقتي خواهرش اينگونه شد، از اينجا به تهران رفت تا با كار كردن كمكي بكند. آخر مخارج نگهداري از نرگس خيلي زياد است. او بايد آب آناناس، آب ميوه و موادغذايي مقوي را هر روز بخورد و تهيه اين مواد از عهده من كه يك مرد روستايي با بضاعتي اندك هستم امكانپذيرنيست. مادر اشكهايش را پاك مي كند. ـ با نرگس گاهي كه حرف مي زنم گريه مي كند. هر دو هفته يكبار تشنج مي كند. ماهي ۳۰هزار تومان پول آب ميوه هايش است. روزي چندپوشك بايد برايش استفاده كنيم. ميوه تازه نمي تواند بخورد چون باعث شدت تشنج اش مي شود. تازگي ها صبحها گاهي يكي، دو قاشق چايخوري چاي يا آب به دهان نرگس مي ريزم. تا گلويش تازه شود. روزانه بايد ۲شيشه آب ميوه، سه شيشه غذا و سه شيشه شير به نرگس بدهم. اين مادر مي گويد: هر وقت مي خواهيم «نرگس» را حمام كنيم، بايد او را به حمام عمومي ببريم. براي اين كار نياز به ويلچر بود. بهزيستي در ازاي يك چك كه از ما گرفت يك ويلچر به ما امانت داد. نرگس را با كمك پدرش روي ويلچر مي نشانيم و به حمام عمومي روستا مي بريم. من دخترم را ماهي يكبار حمام مي كنم. روزي چندساعت من و پدرش نرگس را از اين پهلو به آن پهلو مي كنيم تا مبادا زخم بستر بگيرد. \ \ \ نرگس چشم هايت را باز كن. نرگس با من حرف بزن. نرگس مادربزرگت تا بود، كنار بستر تو مي نشست و موهاي پريشانت را نوازش مي كرد. پيرزن از غصه ات جان سپرد و رفت. نرگس برخيز كه ديگر پدر و مادرت تحمل ندارند برخيز و بگو، برخيز به دخترت نگاه كن، دختري كه حالا ساعتها كنار بستر تو مي نشيند. هيچ كس در كنار اين خانواده تنها نيست، چه كسي هست كه با نگاهي، احساسي بذل عشق و همدردي به ياري اين خانواده درمانده روستايي و تنها بپردازد خانواده اي كه در سخت ترين شرايط از سر مناعت طبع تنها از غصه هايشان گفتند و دست نياز به سوي كسي دراز نكردند.
|
|
|
|
|
جنايت درخانه دانشجويي
• در اين حادثه يك دانشجو به قتل رسيده و جوان ديگر به شدت مجروح شده است
گروه حوادث ـ دماوند ـ خبرنگار «ايران»: پليس تجسس هاي گسترده اي را براي كشف راز جنايت در كوي فرهنگيان رودهن كه طي آن دانشجوي جواني به طرز مرموزي به قتل رسيده آغاز كرده است. اين تجسسها زماني آغاز شد كه مأموران پس از خاموش كردن آتش سوزي در خانه با پيكر بي جان مرد جواني مواجه شدند. بنابراين گزارش، ظهر روز شنبه ۴ بهمن ماه سال جاري راننده آژانسي در تماس با پليس ۱۱۰ اعلام كرد خانه اي واقع در كوي فرهنگيان بلوار مطهري رودهن دچار حريق شده است. اكيپي از مأموران آتش نشاني و نيروي انتظامي با دريافت گزارش به محل اعزام و پس از خاموش كردن آتش در جست وجوي اتاقها با جسد جوان ۲۴ ساله اي در حالي كه دستها و پاهايش با طناب بسته شده و براثر سوختگي و استنشاق دود خفه شده بود مواجه شدند. با كشف جسد، مأموران در تحقيقات نخست متوجه شدند مقتول شهريار قلندري نام دارد و دانشجوي رشته روانشناسي دانشگاه رودهن است و از مدتها قبل با يكي از همكلاسي هايش به نام پيمان سپهري در يك خانه دانشجويي زندگي مي كنند. مأموران در ادامه بررسيهاي خود پي بردند هم اتاقي او نيز بر اثر سوختگي و ضربات چاقو به شدت مجروح شده و با كمك راننده آژانسي به بيمارستان منتقل شده است. كارآگاهان با مراجعه به بيمارستان تحقيق از پيمان را آغاز كردند. وي به مأموران گفت: پس از قبولي در دانشگاه من و شهريار خانه اي را در نزديكي دانشگاه اجاره كرديم. روز حادثه دو مرد جوان كه با شهريار آشنا بودند به خانه ما آمدند. پس از چند ساعت بر سر موضوعي با يكديگر درگير شدند و آنها پس از بستن دست وپاي شهريار مرا با چاقو مجروح كردند و پس از آتش زدن خانه فرار كردند. وي در ادامه گفت: پس از فرار آنها به سختي توانستم خودم را از خانه بيرون بكشم و با خودروي آژانس به بيمارستان رفتم. به گزارش خبرنگار ما، پس از اظهارات شاهد جوان، به دستور سرهنگ اشرف فرمانده نيروي انتظامي دماوند هم اكنون اكيپي از كارآگاهان تجسسهاي گسترده اي را براي كشف راز اين جنايت و دستگيري ميهمانان جنايتكار آغاز كرده اند.
|
|
|
|
|
|
حادثه ها
|
|
|
|
|
* دستگيري سارقان شب رو درشمال تهران ـ گروه حوادث: سه سارق شب رو كه با بالا رفتن از ديوار اقدام به سرقت لوازم با ارزش خانه ها مي كردند شناسايي و دستگير شدند. اين سه سارق حرفه اي نيمه شب ها زماني كه همه در خواب هستند وارد خانه ها شده و اقدام به سرقت فرش و طلا و جواهرات مي كردند. بنا به اين گزارش، صبح روز چهارشنبه ۱۷ دي ماه سالجاري مأموران گشت كلانتري ۱۰۱ تجريش هنگام گشتزني در محدوده پل رومي به دو جوان مظنون شدند كه در بازرسي از آنان ضبط خودرو مسروقه به دست آمد. دو سارق پس از انتقال به كلانتري دربازجويي هاي نخست به چند فقره سرقت منزل با همدستي يكي از دوستانشان اعتراف كردند. با اعتراف متهمان به دستور داديار شعبه ۹ دادسراي شميرانات پرونده در اختيار كارآگاهان اداره آگاهي شميرانات قرار گرفت و اكيپي از مأموران به سرپرستي سروان بياتي و زير نظر سرهنگ سلطاني (رئيس آگاهي) تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز كردند. كارآگاهان در بررسي شيوه سرقت سارقان متوجه شدند آنها نيمه شب ها زماني كه ساكنان خانه در خواب هستند با بالا رفتن از ديوار وارد اتاق ها شده و فرش و طلا وجواهرات را سرقت مي كردند. پس از دستگيري همدست سارقان وبازجويي هاي فني و پليسي ، متهمان به ۲۶ فقره سرقت منزل در مناطق چيذر، قلهك، شميرانات و نياوران اعتراف كردند.
* آخرين دفاع عاملان جنايت استانبول تركيه در دادگاه جزايي تهران ـ گروه حوادث: زوج جواني كه به خاطر قتل پيرمرد ثروتمند ايراني در خاك تركيه تحت بررسي هاي قضايي هستند براي آخرين بار پاي ميز محاكمه حضور يافتند. اين اقدام قضايي درحالي صورت مي گيرد كه قضات ديوانعالي كشور حكم اعدام مرد جوان و حبس همسر وي را نقض كردند و آن را قابل رسيدگي مجدد دانستند. بنابراين گزارش: روز ۱۷ جولاي ۲۰۰۰ ـ ۲۹ تيرماه سال ۷۹ ـ يك هتلدار مشهدي به نام «لطيف لاكاني» در اتاق خواب خود واقع در طبقه دوم بلوك A آسمانخراش خيابان «يونس آمره ميلاني تونا»ي استانبول به قتل رسيد و پليس تركيه و ايران در عمليات مشتركي، زن و شوهري به نام هاي «فائزه» و «سعيد» را عامل قتل شناختند. اين زوج جوان كه پس از قتل به خاك ايران گريخته و از هم جدا شده بودند در عمليات مأموران حفاظت اطلاعات ناجا در خانه هايشان دستگير شدند. «سعيد» در محاكمه از سوي قاضي حجت الاسلام حسين كوه كمره يي به عنوان عامل اصلي جنايت به قصاص نفس ـ اعدام ـ و «فائزه» نيز به خاطر معاونت در قتل به تحمل زندان محكوم شدند كه اين رأي از سوي قضات ديوانعالي كشور نقض شد. صبح ديروز «سعيد» و «فائزه» در برابر قاضي اسماعيلي به تكرار ادعاهاي قبلي خود و محكوم كردن يكديگر پرداختند و هركدام ديگري را عامل اصلي قتل هتلدار مشهدي در تركيه دانستند.
* دستگيري «حميد سياه» درشهريار _ يك سارق حرفه اي كه آخرين بار با طراحي نقشه ماهرانه اي از بازداشتگاه پليس آگاهي تهران فرار كرده بود با تجسس هاي پليسي در شهريار به دام افتاد. اين سارق كيف قاپ كه به «حميد سياه» معروف است چندي پيش در جريان كيف قاپي دستگير شد كه پس از فرار، مأموران آگاهي شمال در بررسي ماجراي سرقت از منازل ردپاي وي را در شهريار به دست آوردند و در يك اقدام عملياتي «حميد سياه» را شامگاه يكشنبه ۵ بهمن ماه دستگير كردند.
* دستگيري سردسته باند دزدان خانه ـ سردسته يك باند سارق كه با وجود دستگيري اعضاي باندش موفق به فرار شده بود در تيراندازي پليس زخمي شد و به دام افتاد. اين دزد حرفه اي پس از دستگيري يك باند از سارقان منزل در آگاهي شمال تهران تحت تعقيب قرار گرفت تا اينكه شامگاه يكشنبه ۵ بهمن ماه وقتي گشت اداره ۶ پليس آگاهي تهران به او دستور توقف داد سعي كرد فرار كند كه از ناحيه پا هدف گلوله قرار گرفت. گرداننده باند سارقان حرفه اي در بازجويي هايي كه روي تخت بيمارستان شماره ۲ ناجا از وي صورت گرفت به ۱۸۰ فقره سرقت از داخل خودرو، ۲۰ سرقت ميليوني از خانه ها و كيف قاپي هاي زياد در قالب باندي اعتراف كرد.
* تلاش دزدان براي ربودن مأمور پليس ـ مأمور پليس وقتي ديد دو سرنشين خودروي پرايد به جاي رفتن به كلانتري سعي دارند او را با خود ببرند، اسلحه را به سمت آنان نشانه رفت و دستور توقف دادو به خاطر بي اعتنايي دزدان به دستور، به سمت راننده شليك كرد. روز هفتم دي ماه سال جاري، مأموران كلانتري ۱۴۱ راه آهن با شناسايي خودرويي كه سابقه سرقت از كرج داشت از دو سرنشين آن خواستار مدارك شدند و وقتي امتناع آنان را ديدند يكي از مأموران سوار پرايد شد تا با يكديگر به كلانتري بروند. در مسير راه دو سرنشين به جاي حركت در مسير كلانتري با ربودن مأمور پليس فرار كردند كه هدف گلوله قرار گرفتند. آنان وقتي راهي بيمارستان شدند اعتراف به سرقت پرايد و نيسان كردند.
* علت مرگ مرد بنا ـ گروه حوادث : تحقيقات مأموران درباره مرگ مرموز مرد ۵۰ساله اي درنياوران مشخص كرد علت مرگ وي ايست قلبي است. اين تحقيقات در پي كشف جسد يك مرد بنا در ساختمان نيمه سازي در منطقه نياوران توسط مأموران كلانتري ۱۲۳ نياوران آغاز شده بود. در بررسي ها مشخص شد اين مرد صبح روز شنبه ۴ بهمن ماه به هنگام كار براثر ايست قلبي جان باخته است.
* دو قاتل، پاي چوبه دار مي روند ـ گروه حوادث: عامل گروگانگيري مرگباري كه با ربودن پسر ۱۷ساله اي در الهيه تهران براي اخاذي ۶۰۰ميليوني او را به قتل رسانده است سحرگاه فردا در محوطه زندان قصر پاي چوبه دار خواهد رفت. بنا به اين گزارش؛ اواخر سال گذشته دو پسر كه «مهزيار» و «عليرضا»، نام دارند با حمله به «محمد امين» دست و پاي او را بستند و با جاسازي كردن او در صندوق عقب خودروي پرايد اين پسر نوجوان را ربودند و به خانه اي در خيابان عاصم ترابي بردند. دوجوان گروگانگير چون جايي براي مخفي كردن «محمدامين» نداشتند صداي درخواست كمك «گروگان» از خانواده اش را ضبط كردند و در همان ساعات نخست آدم ربايي، گروگان خود را در حالي كه دستانش با طناب و دهانش با چسب بسته شده بود، طنابي دور گردنش انداختند و او را كشتند. اين دوگروگانگير پس از دستگيري در شعبه۱۶۰۱ مجتمع امور جنايي تهران به رياست حجت الاسلام حسين كوه كمره اي محاكمه شدند. با توجه به اينكه «مهزيار» عامل اصلي قتل «محمدامين» شناخته شده بود به قصاص نفس ـ اعدام ـ تحمل ۱۵سال حبس و شلاق و «عليرضا» نيز بخاطر معاونت در قتل و شركت در آدم ربايي به تحمل ۳۰سال حبس و شلاق محكوم شد. بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، اعدامي ديگر پسري به نام «مهدي» است كه نيمه شب ۶مردادماه سال۷۹ در جريان نزاع خياباني با پسري به نام «ايمان قاسمي» در محله نيروي هوايي تهران او را با ضربات چاقو به قتل رسانده است و قاضي محمد سلطان همتيار وي را به قصاص نفس ـ اعدام ـ محكوم كرده است.
* يك انبار در آتش سوخت ـ گروه حوادث ـ قزوين، خبرنگار «ايران»: بي احتياطي در يكي از انبارهاي گمرك البرز موجب آتش سوزي و خسارات مالي شد. مأموران آتش نشاني شهرستان قزوين مطلع شدند يكي از انبارهاي گمرك البرز واقع در شهر الوند دچار آتش سوزي شده است. آتش سوزي پس از چند ساعت مهار شد. كارشناسان علت آتش سوزي را بي احتياطي و روشن بودن ته سيگار اعلام كردند. در اين آتش سوزي بيش از ۷۰۰ميليون ريال خسارت وارد شد.
|
|
|
|
|
|