چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۲ - ۶ ذيحجه ۱۴۲۴
Wed, Jan 28, 2004
افق
شماره ۲۷۱۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
نگاهي به عملكرد آموزش و پرورش در بازسازي دارالفنون
فرزانه ابراهيم زاده
اخبار ميراث
شهرداري گرگان ابلاغ كرد
گفت وگو
با ايرانيان
تيتر هفته
هراز، مازندران:

طرح جامع گردشگري شهرك تاريخي ماسوله به بزودي اجرا مي شود.

نسل فردا، اصفهان:

ده شهرستان استان اصفهان با خطر زلزله روبرو است.

نور خوزستان:


يارانه سالانه بنزين، معادل اعتبارات عمراني ۱۵ سال خوزستان است.

سوردار، مازندران:

اجراي مديريت جامع مواد زائد و پاكسازي در شمال كشور.

همدلي، خوزستان:

انتقال برق از خوزستان به بصره.

ارمغان بندر، هرمزگان:


آلايندگي ۸۰ واحد صنعتي در هرمزگان.

۱۹ دي، قم:

بيش از ۳۰۰ نفر در قم مبتلا به بيماري هپاتيت هستند.

قارن، مازندران:

كاهش صيد انواع ماهي در مازندران.

دريا، هرمزگان:

با وجود اعتبار ۱۵۰ ميليون توماني از آمبولانس دريايي خبري نيست.

فردوس كوير، كرمان:

تجمع معلمان حق التدريسي در سازمان آموزش و پرورش كرمان.
نگاهي به عملكرد آموزش و پرورش در بازسازي دارالفنون
پروژه اي در زمان بي انتها
فرزانه ابراهيم زاده
153003.jpg
نماي نخست
در سال ۱۳۰۸ساختمان مدرسه دارالفنون كه نزديك به هشتادسال از بناي آن مي گذشت، فرسوده شده و ظرفيت اجراي سيستم هاي نوين آموزشي را نداشت. وزارت فرهنگ تعمير آن را به دست «مهندس ماركف» روسي سپرد.
ماركف ارديبهشت ماه، همزمان با پايان امتحانات، مدرسه را از وزارت فرهنگ تحويل مي گيرد. در آبان ۱۳۰۸ زنگ آغاز سال تحصيلي در مدرسه دارالفنون كه با شكل و شمايل جديد آماده ورود دانش آموزان شده، به صدا درمي آيد.
نماي دوم
در سال ۱۳۷۸ مدرسه دارالفنون كه نخستين مركز علمي در ايران به سبك جديد است، به علت آنكه چندسالي از تعطيلي آن مي گذشت تبديل به مخروبه اي شده بود. وزارت آموزش و پرورش و سازمان ميراث فرهنگي باتوجه به ارزش مادي و معنوي كه اين بناي علمي داشت تصميم به مرمت و بازسازي آن مي گيرند و عمليات بازسازي از سال ۱۳۷۹ آغاز مي شود.
نماي سوم
در پاييز ۱۳۸۲ پروژه بازسازي و مرمت و تغيير كاربري مدرسه دارالفنون نزديك به سه سال است كه آغاز شده اما هنوز به پايان نرسيده و تنها يك سوم آن مرمت گرديده است. علي رغم آن كه مسؤولان از تأمين اعتبار لازم براي آغاز مجدد دارالفنون صحبت مي كنند ليكن به نظرمي رسد كه بازسازي و مرمت ساختمان دارالفنون با رويه كنوني تا آينده نامعلومي به طول انجامد.
|||
از ده سال پيش كساني كه متولي اداره دارالفنون بودند به اين فكر افتادند كه اين بنا ترد و شكننده شده است و كالبد فيزيكي آن كاربري كلاني را كه مورد نظر آموزش وپرورش است تاب نمي آورد. در نتيجه آموزش و پرورش تصميم گرفت تا كاربردي دارالفنون را تغيير داده و به ساماندهي آن بپردازد.
مدرسه دارالفنون نخستين مركز علمي به سبك جديد در ايران است كه به گفته بيشتر كارشناسان يكي از نقاط شروع مدرنيته در ايران هم به شمار مي رود. اين بناي نوين علمي كه به همت و ابتكار ميرزاتقي خان اميركبير پايه گذاشته شد، بنيان نظام آموزش و پرورش كنوني ايران را به وجود آورد. از آغاز بناي دارالفنون تاحدود سالهاي ۱۳۷۳ـ۷۴ شمسي كه مدرسه تعطيل شد، اين ساختمان بارها دچار تغييرات و تحولات در شكل ساختمان و نوع كاربري گرديد. مهندس مصطفي دانشور مديرطرح مرمت دارالفنون مي گويد: «دارالفنون در زمان اميركبير توسط «رضاي مهندس باشي» طراحي شد. اصالت اين بنا به صورتي بود كه حالت مدرسه را داشت، يعني يكسري ايوان در جلو و اتاق هاي درس در قسمت عقب آن واقع شده بود.»
دارالفنون از نظر كاربري و نوع رشته هاي تحصيلي به دانشكده هاي پلي تكنيك نزديك تر بود. (اساساً دارالفنون ترجمه اي است از پلي تكنيك) و رشته هايي نظير طب، داروسازي، عكاسي، نقاشي، تئاتر، اسلحه سازي و… در آن تدريس مي شد. با تأسيس مدارس جديد و دانشسراي عالي در ايران دارالفنون رفته رفته از حالت دانشكده خارج شد و شكل دبيرستان به خود گرفت. در سالهاي ۱۳۰۴ تا ۱۳۰۸ در دوره پهلوي اول وزارت فرهنگ وقت باتوجه به اينكه نزديك به هشتادسال از تأسيس دارالفنون مي گذشت و اين مدرسه فرسوده شده بود و كارايي لازم را براي برآورده ساختن نيازهاي آموزش و پرورش را نداشت، تصميم به تغيير كاربري اين بنا گرفت. به همين دليل مرمت آن به دست مهندس ماركف گرجستاني الاصل سپرده شد. شش ماه بعد در آبان ماه همان سال دارالفنون با شكل و شمايل جديد پذيراي دانش آموزان شد.» مصطفي دانشور مي افزايد: «ماركف دارالفنون را براساس شيوه خاص خودش كه تلفيقي از معماري عصر هخامنشي و صفوي بود بازسازي كرد و به جز چندبخش محدود مانند حياط و آب نما و ايوان حياط شمالي، مابقي بخش ها را تغيير داد. دارالفنون با ساختمان جديد شده خود تا حدود سالهاي ۷۵ـ ۱۳۷۲ به فعاليت خود ادامه داد.» در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي آموزش و پرورش كاربري دارالفنون را از دبيرستان به مركز آموزش تربيت معلم و خوابگاه و مركز آموزشهاي ضمن خدمت تغيير داد و نهايتاً در سال ۱۳۷۵آن را تعطيل كرد. ساختمان دارالفنون چندسال متروك و فراموش شده باقي ماند و گاه گاه مورد استفاده گروههاي فيلمبرداري صدا وسيما قرارمي گرفت. اما از حدود سال ۱۳۷۸ بارديگر دارالفنون مورد توجه قرارگرفت. دكتر محمدماكان مديربخش فرهنگي دارالفنون در اين خصوص مي گويد: «مسأله تغيير كاربري مدرسه دارالفنون از زمان تعطيل شدن آن مطرح شد. اين ساختمان قديمي يكي از ميراث هاي فرهنگي آموزش و پرورش به حساب مي آمد. پس از مشورت و جلسات مختلف در وزارتخانه به اين نتيجه رسيديم كه اينجا باتوجه به قدمتي كه دارد به عنوان گنجينه تاريخ تعليم و تربيت كشور مورداستفاده قرارگيرد.»
درهمين زمان اداره كل ميراث فرهنگي استان تهران نيز دارالفنون را درفهرست آثارملي كشور ثبت كرد، اما با بررسي هاي به عمل آمده مشخص شد كه بنا به دليل استفاده هاي نابجا و غيراصولي كه درآن صورت گرفته دچار آسيب هاي جدي شده است كه بايد ابتدا بطوركامل مرمت شود. دانشور دراين باره مي گويد: «متأسفانه درطول سالها يك سري اشخاص كه در مدرسه فعاليت مي كردند و به اصول نگهداري چنين بناهايي اشراف نداشتند، دست به تعميراتي زده بودند كه به جاي ترميم ساختمان بيشتر به تخريب آن كمك كرده بود.
مثلاً ديوارهاي حياط و سالن ها را براي اينكه به دست بچه ها كثيف نشود سنگ كرده بودند كه باعث خفگي ديوارها شده بود، يا برخي كتيبه هاي داخل حياط را به دليل برخي مسائل اعتقادي شكسته بودند.»
باتوجه به اين مسائل پروژه مرمت و بازسازي مدرسه دارالفنون ازطرف آموزش و پرورش با سرپرستي پژوهشكده تعليم و تربيت و با همكاري اداره ميراث فرهنگي استان تهران از اواخر سال ۱۳۷۹ آغازشد.
مهندس ناظر و سرپرست پروژه احياي دارالفنون مي گويد: «با بررسي ها و برنامه ريزي هايي كه توسط ميراث فرهنگي انجام داده شد، يك طرح جانمايي طراحي شد و دراختيار آموزش و پرورش قرارگرفت. بنا به پيش بيني ما اگر همه برنامه ها درست پيش مي رفت ظرف دوسال كارمرمت دارالفنون به پايان مي رسيد.»
مهندس دانشور با تشريح طرح تغييركاربري دارالفنون مي گويد: «قرارشد براساس طرح زمانبندي شده خودمان كار مرمت را دردو مرحله انجام دهيم. درمرحله اول عواملي را كه باعث تخريب و شكست بنا شده بود ازبين ببريم و سپس درمرحله دوم آن را تبديل به گنجينه يا موزه تعليم و تربيت كنيم.»
وي مي افزايد: «درمرحله نخست سه كار اصلي انجام داديم.
۱ـ شيرواني هاي بنا را در داخل ساختمان اصلي و چهارطرف تعمير و احياكرديم. چون سقف و اسكلت بنا از چوب بود. درطول سالهاي متوالي بايد اين چوب تقويت مي شد، اما اين كار انجام نشده بود و احتمال ريزش سقف بسياري از قسمت ها مي رفت. ابتدا با استحكام بخشيدن شيرواني سعي كرديم استحكام بنا را بالا ببريم.
۲ـ يك زه كش سنتي دورتادورحياط داخلي اجراكرديم تا از آب ريز داخل ساختمان جلوگيري كنيم.
۳ـ نماي ساختمان و حياط مركزي آن را به طور كامل بازسازي كرديم.»
مهندس دانشور مرحله دوم طرح بازسازي را تبديل آن به موزه مي داند و مي گويد: دراين مرحله بايد سيستم هاي هوارسان و سرمايش و گرمايش اطفاي حريق و امكانات نمايش و نگهداري اشيا و اسنادتاريخي آن تأمين شود.»
با اين وجود پروژه مرمت دارالفنون اكنون حدود شش ماه است كه تعطيل و كار بازسازي آن متوقف گرديده است. مصطفي دانشور توضيح مي دهد كه «اين پروژه ازمدتي پيش به علت نبودن اعتبار تعطيل شده است.
البته به تازگي ازطرف پژوهشكده تعليم و تربيت اعلام شده است كه اعتباري حدود يكصدميليون تومان تأمين شده است. اما ظاهراً هنوز اين مبلغ به دست پژوهشكده تعليم و تربيت نرسيده است.»
وي درمورد اعتبار لازم براي بازسازي دارالفنون مي گويد: «با برآوردي كه درسال ۸۰ انجام داديم اعتباري حدود يك ميليارد و سيصدميليون تومان اعتبار لازم بود تا مرمت و تغيير كاربري مدرسه دارالفنون به طوركامل انجام شود.
ما هرچندمدت يكبار كار را آغاز مي كنيم و بخشي از آن را با اعتباري كه آموزش و پرورش مي دهد انجام مي دهيم. وقتي اعتبار تمام مي شود مجبوريم صبركنيم تا دوباره پژوهشكده مبلغ تازه را دراختيار پيمانكاران قراردهد.»
اما علت تأمين نشدن اعتبار لازم درآموزش و پرورش چيست؟
«توحيدلو» مسؤول پروژه دارالفنون درپژوهشكده تعليم و تربيت مي گويد: «ما منابع مالي محدودي داريم. نمي شود از آموزش و پرورش توقع داشت كه باهزينه كلان اين پروژه و اعتبارات كمي كه دارد تمام هزينه تعمير دارالفنون يكجا پرداخت شود.»
اين درحالي است كه برخي از كارشناسان ازجمله اسكندر مختاري معاون حفظ و احياي ميراث فرهنگي استان تهران مي گويند كه دارالفنون از اولويت هاي آموزش و پرورش نيست. البته مصطفي دانشور در پاسخ به اين مدعا، مي گويد: «نمي شود گفت اين مركز اهميتي براي آموزش و پرورش ندارد. چون اگر چنين بود دوسال از ساخت آن حمايت نمي كرد.»
توحيدلو نيز مي گويد: «بازسازي اين مركز علمي جزو اولويت هاي آموزش و پرورش نيست و يك همت ملي مي خواهد، چون آموزش و پرورش داراي كمبود اعتبار است.»
درمراحل مختلف پروژه مرمت دارالفنون تنها اعتبارات مالي نبوده كه باعث توقف كار مي شده. به نظرمي رسد تغييرمديريت و جابه جايي هايي كه در آموزش و پرورش صورت گرفته است در طولاني شدن اين طرح مؤثر بوده است.
ظاهراً درهرجابه جايي در سيستم آموزش و پرورش يكبار بايد اهميت دارالفنون درجلسات متعدد براي مديران شرح داده شود.
مصطفي دانشور مي گويد: «ادامه پروژه دارالفنون احتياج به اعتباردارد. اين اعتبار را به دليل آنكه دارالفنون درمالكيت آموزش و پرورش است بايد خودش تأمين كند. ما هم در سازمان ميراث فرهنگي بودجه محدودي داريم. اگر قرار باشد ميراث فرهنگي با اعتبارات خودش اين پروژه را به پايان برساند، بايد از آن استفاده ميراثي بكند؛ اما قرار است كه اينجا پژوهشگاه شود و نمي شود از آن استفاده ميراثي برد. درضمن بايد سازمانهاي ذيربط ميراث فرهنگي را دراجراي پروژه هاي بازسازي ياري كنند.»
درنتيجه باتوجه به اينكه آموزش وپرورش برمالكيت خود اصرارمي ورزد و قصدواگذاري به هيچ سازمان دولتي ندارد و هزينه لازم براي بازسازي آن را ندارد و ازطرفي چون طرح مرمت آن جزو طرح هاي سازمان برنامه و بودجه قرارنمي گيرد و دررديف بودجه نيست بايد درانتظار معجزه اي بود تا دستي از غيب بيايد و اين مدرسه را بازسازي كند.
تهيه شده درانجمن ساربان
اخبار ميراث
مرمت سه بناي تاريخي در شهرستان ميبد
152997.jpg
يزد ـ خبرنگار «ايران»: با صرف اعتباري بالغ بر نود و چهارميليون ريال قسمتي از كار مرمت قلعه محمدآباد، مجموعه بازار فيروزآباد و بافت قديمي مهرجرد در شهرستان ميبد به انجام رسيد.
مهرجرد نام يكي از محلات قديمي ميبد است كه علاوه بر بافت تاريخي در خود زيارتگاه خديجه خاتون، مدرسه عتيقي و مسجد جامع را در خود جاي داده است.
عمليات مرمت بافت قديم مهرجرد شامل ديوار چيني، اجراي تويزه، پوشش طاق به صورت فيل پوش و ضربي با خشت وملات گچ، سبك سازي پشت بام ها، كونوشكني قسمت اجرا شده و فرسوده پشت بام، اندود كاهگل، تسطيح و شيب بندي پشت بام ها و دوخت و دوز شكاف ها مي باشد.
مردم ميبد علاقه خاصي به نگهداري و حفظ ميراث فرهنگي خود دارند به گونه اي كه چندي پيش مبلغ هشتاد ميليون ريال توسط يك فرد خير براي مرمت بقعه بابك از مجموعه بازار فيروزآباد هزينه شد.
لازم به ذكر است با توجه به برگزاري جشنواره سفال و سراميك در ميبد در كنار اين جشنواره در صورت تأمين اعتبار، موزه سفال و سراميك ميبد راه اندازي خواهد شد كه متأسفانه علي رغم قول يكصدميليون ريالي مسؤولين هنوز اقدامي در اين خصوص انجام نشده است.
ميدان امام خميني همدان بازسازي شد
153000.jpg
ميدان امام خميني متعلق به دوران پهلوي اول ملهم از سبك باروك اروپا با تلفيقي از معماري ايراني كه به طراحي كارل فريش معمار آلماني براساس طرح شهرسازي همدان ساخته شده با اعتباري معادل ۱۸۷ ميليون ريال از سوي كارشناسان اداره كل ميراث فرهنگي استان همدان مرمت و بازسازي شد.
فرهاد فرزانه مديركل ميراث فرهنگي استان همدان با اعلام اين خبر ساخت، نصب و رنگ آميزي ۲۲عدد در و پنجره چوبي، مرمت بدنه هاي جبهه هاي حد واسط خيابانهاي شريعتي، بوعلي و شهدا و تختي را از جمله اقدامات صورت گرفته برشمرد.
به گفته وي نماسازي پاساژ قائم موجود در اين ميدان كه با مشاركت مالكين آن به انجام رسيده مطابق با الگوهاي سنتي بوده است.
به گزارش واحد اطلاع رساني سازمان ميراث فرهنگي كشور، ميدان امام خميني همدان به قطر ۱۵۰متر و مساحت سه هكتاري در بدنه، داراي ۶خيابان هر كدام به عرض سي متر است كه در ابتداي هر يك دو گنبد و بين هر دو خيابان بدنه هاي آجركاري به چشم مي خورد.
ساختمانهاي اطراف اين ميدان وسيع و زيبا به استثناي حدفاصل خيابانهاي اكباتان و شهدا كه در آتش سوزي سال۱۳۳۵ از بين رفته به سبك باروك بين سالهاي ۱۳۱۲ ـ ۱۳۰۹ شمسي ساخته شده اند.
گفتني است ۱۲گنبد فلزي اين ميدان به نام ۱۲امام مزين است.
شهرداري گرگان ابلاغ كرد
فروش نشريات درچهارديواري دكه ها
153057.jpg
براساس مصوبه جديد شوراي شهرداري گرگان با دكه داران مطبوعات اين شهر كه سدمعبر كرده و يا علاوه بر نشريات اقدام به فروش موادغذايي، تنقلات و لوازم تحرير نمايند برخوردمي شود هفته نامه همزيستي از نشريات استان گلستان ضمن اشاره به انتقاد دكه داران مطبوعات اين شهر به اين مصوبه دراين رابطه مي نويسد: شهرداري گرگان درحالي اين مصوبه را اجرامي كند كه به گفته دكه داران اين شهر، قانون جديد باعث راكدماندن فروش نشريات و به تبع آن كاهش درآمد دكه داران شده است اين درحالي است كه دكه داران تأكيدمي كنند صرف فروش نشريات براي آنها درآمدي به دنبال ندارد بويژه آنكه در شهرستانها برخلاف شهرهاي بزرگي مثل تهران و شيراز فروش نشريات در سطح پاييني قراردارد. يكي از اين دكه داران مي گويد: طبق قانون جديد شهرداري، فروش هرچيز به جزنشريات دردكه ها ممنوع شده است. درحالي كه اگر فروش لوازم التحرير، تنقلاب و آب ميوه نباشد ما از فروش روزنامه درآمد چنداني نخواهيم داشت.
وي درحالي كه سودحاصل از فروش روزنامه را درهفته ۱۰درصد عنوان مي كند، مي گويد: شهرداري براي افزايش سطح فرهنگ مردم بايد اقدام به ايجاد دكه هاي مطبوعاتي درهر محله نمايد. درحالي كه اقدام اخير شهرداري مانع از فروش همين تعداد نشريه موجودشده است.
وي تأكيدمي كند افزايش سطح فرهنگ مردم ازطريق مطالعه و خواندن نشريات مختلف ميسراست.
اما يكي ديگر از دكه داران گرگاني مي گويد: براساس روانشناسي اجتماعي، مطبوعات بايد در ديد باشند تا مردم نشريات موردعلاقه خود را براساس تيتر آن انتخاب كنند. اما شهرداري گرگان با اين مصوبه، دكه داران را مجبوركرده تا تمامي نشريات و روزنامه ها فقط دردكه ها گذاشته شود. درحالي كه نشريه اي كه در ديدمردم باشد تأثيرگذارتر خواهدبود. اين درحالي است كه دريك دكه دومتري نمي توان يكصدعنوان نشريه را عرضه كرد.
وي درخصوص فروش تنقلات و ساير اقلام در دكه ها مي افزايد: وقتي درصد فروش نشريات ازسوي برخي عوامل توزيع در شهر بطوركامل پرداخت نمي شود دكه داران مجبورند براي كسب درآمد بيشتر اقدام به فروش تنقلات در دكه هاي خودكنند.
وي اضافه مي كند: نشريات سراسري براي عوامل فروش نشريات تسهيلات ويژه اي قائل هستند، اما سرپرستي اين نشريات، آن تسهيلات را دراختيار فروشندگان قرارنمي دهند.
دكه دار ديگري مي گويد: «اززماني كه اين قانون توسط شهرداري تصويب و به دكه داران ابلاغ شده، ميزان فروش نشريات تاحدزيادي كاهش يافته است. در واقع اگر تيتر روزنامه اي درديد مردم نباشد مسلماً مردم تمايلي به خريد آن نخواهندداشت.
به گفته وي اگر دكه داران تنها به فروش نشريات اقدام كنند درهفته تنها يكصدهزارريال سود خواهندبرد.
درواقع با اين احتساب يك دكه دار در يك ماه ۴۰۰هزارريال درآمد خواهدداشت كه اين مبلغ جوابگوي نياز يك خانواده چهاريا پنج نفري نخواهدبود. اين درحالي است كه از اين مبلغ رقمي نيز به شهرداري بابت عوارض و ماليات پرداخت مي شود.
وي يادآورمي شود: به همين دليل است كه دكه داران اقدام به فروش اقلامي غير از نشريات مي نمايند.
درادامه اين نشريه مي نويسد: براساس قانون جديد شهرداري گرگان كه درتاريخ سي آذرماه به دكه داران ابلاغ شد فروش كالاهاي غيرمطبوعاتي و فروش نشريات در بيرون ازدكه ها تخلف محسوب مي شود كه دراين راستا نيز تاكنون شهرداري اقدام به تعطيلي پنج دكه مطبوعاتي درخيابان امام خميني شهر گرگان كرده است.
درارتباط با اين اقدام شهرداري گرگان كه موجب كاهش فروش نشريات و نگراني خوانندگان آنها شده است يك عضو شوراي شهر گرگان مي گويد: نشريات بايد در ديد مخاطبين و مردم باشد به همين دليل دكه ها بايد به گونه اي طراحي شود كه اين امر محقق گردد. به عنوان نمونه شهرداري با افزايش متراژ دكه ها مي تواند مانع از اشغال شدن پياده روهاشود. ازسوي ديگر اگر دكه ها متحدالشكل باشند نه تنها زيبايي خاصي به شهر مي دهد بلكه باعث سدمعبر هم نخواهدشد.
به اعتقاد وي اگر برخي اقلام درباجه هاي مطبوعاتي به فروش رسد مشكلي ندارد.
عليرضا پزشك پور عضو شوراي شهرگرگان معتقداست ساخت دكه هايي كه دركنار آن قفسه هاي فلزي نصب شده، مشكل اشغال پياده رو را حل خواهدكرد.
اما درحالي كه محمدعلي كمانگري رئيس شوراي شهر گرگان از اين موضوع اظهاربي اطلاعي مي كند. شهردار گرگان مي گويد: براساس فصل ششم، تبصره يك بند «د» و ماده۵۵ قانون شهرداري ها اين دستورالعمل به كليه عوامل فروش نشريات ابلاغ شده است. حسين صادقلو مي افزايد: دراين ماده آمده است سدمعابر عمومي و اشغال پياده روها و استفاده غيرمجاز از آنها، ميادين، پارك ها و باغ هاي عمومي براي كسب يا سكني و يا هرنوع عنوان ديگر ممنوع است.
پس براساس اين قانون، شهرداري مكلف است ازاين موارد جلوگيري و درجهت رفع موانع موجود و آزادنمودن معابر و اماكن توسط مأمورين خود اقدام نمايد.
اما اين جا، اين سؤال مطرح است كه آيا مشكل سدمعبر و استفاده غيرمجاز از اماكن مذكور گرگان فقط مربوط به دكه داران مطبوعات اين شهر است؟
گفت وگو
مدير مسؤول روزنامه نسل فردا:
«نقش جهان» قرباني اختلاف نظر مسؤولين است
به گفته رضا محزونيه مدير مسؤول و سردبير روزنامه نسل فردا تنها روزنامه شهر اصفهان ۱۵ ماه جاري مهلت سازمان يونسكو براي حل مشكل ميدان نقش جهان به پايان مي رسد تا آن زمان اگر نسبت به حذف ارتفاع و حل اين مشكل اقدامي صورت نگيرد ميدان نقش جهان از فهرست يونسكو حذف خواهد شد. مدير مسؤول روزنامه نسل فردا با اشاره به موضوع ميدان نقش جهان و برج جهان نما از مشكلات ديگر اصفهان مي گويد:
محيط زيست از جمله موضوعات مهم اصفهان است كه حفظ آن نيازمند تدابير برنامه هاي ويژه اي از سوي مسؤولان ذيربط است. به گونه اي كه تعدد خودروها و موتوسيكلت ها، وجود كارخانه هاي بزرگ و آلاينده و همچنين عدم اعمال قانون از سوي مسؤولين براي حفاظت از محيط زيست اين شهر، اصفهان و تنها رودخانه اين شهر را دچار مشكلات اكوسيستمي متعددي نموده است. اين در حالي است كه سرريز فاضلاب كارخانجات و عدم رعايت بهداشت محيط زيست از سوي مردم در كنار ديگر عوامل باعث شده تا شهر اصفهان به عنوان دومين شهر آلوده كشور مطرح گردد. تا آنجايي كه اخيراً بانك جهاني بودجه اي را بر حل مشكل محيط زيست به اين استان اختصاص داد. ازدياد جمعيت، ترافيك و سرو صدا، وجود كارخانجات آلاينده در حريم شهر اصفهان و مسائل زيست محيطي ديگر سالهاست كه زنگ خطر را براي مسؤولين به صدا درآورده اما گوش شنوايي نيست در حالي كه اين آلودگي حيات وحش و حتي آثار باستاني را نيز تهديد مي كند.
\ در مورد وضعيت ميدان نقش جهان و ساخت برج جهان نما كه واكنش سازمان يونسكو را در پي داشت توضيح دهيد.
* وضعيت ساختمان جهان نما و ميدان نقش جهان درهاله اي از ابهام قرار دارد و علي رغم اينكه سازمان يونسكو تا ۱۵ ماه جاري نسبت به حذف ارتفاع ساختمان مذكور و رفع اين مشكل فرصت داده اما به نظر مي رسد حتي هشدار هاي اين سازمان مبني بر حذف ميدان نقش جهان از فهرست يونسكو همچنين تذكرات برخي از مسؤولين نتيجه بخش نبوده است اين در حالي است كه علت ادامه ساخت اين برج هنوز مشخص نيست. به هر حال موضوع آن قدر پيچيده نيست كه حل آن از عهده مسؤولين خارج باشد.
\ تاكنون چه اقداماتي از سوي شهرداري و ميراث فرهنگي شهر اصفهان براي رفع اين مشكل انجام شده است؟
* در اين موضوع بين شهرداري و ميراث فرهنگي اختلاف نظر وجود دارد. در واقع مسؤولين كاري را بدون هماهنگي و آينده نگري شروع كردند كه حتي با فرض تأييد اين پروژه از سوي آنها، اكنون رفع مشكلات آن را به يكديگر محول مي كنند.
چراغ فوتبال تبريز خاموش شده است
153051.jpg
طي چند روز گذشته خبر بركناري واسيلي گوجا سرمربي تيم فوتبال تراكتورسازي تبريز، اغلب مردم اين شهر را در بهت و حيرت فرو برد. در نزد فوتبال دوستان تبريزي افتخارات تراكتورسازي در دهه ۷۰ با نام اين مربي رومانيايي گره خورده است. به هر حال اغلب كارشناسان معتقدند امروزه در باشگاههاي ايران، بهترين راه فرار از انتقادات و سرپوش گذاشتن بر «ضعف مديريت باشگاه» بركناري مربيان و شكستن همه كاسه كوزه ها بر سر آنهاست ... اين گزارش كه چندي قبل از تغيير و تحولات بوجود آمده مذكور تهيه گرديده است به گوشه اي از مشكلات گريبانگير فوتبال تبريز اشاره دارد.
... زماني كه قدم در «باغ شمال» تبريز مي گذاري، آن طراوت و شادابي گذشته را نخواهي يافت .... در اعماق ديدگان تماشاگران رگه هايي از يأس و نااميدي را مي توان به خوبي درك كرد اما هيچكس را تاب بيان آن نيست. همه در حالي كه به چمن هموار استاديوم تختي مي نگرند، خاطرات روزهاي خوش گذشته را ورق مي زنند...
آيا باز هم روزي شوت هاي سهمگين «باقريها» مردم را به وجد خواهد آورد؟ آيا دوباره دريبلهاي «دين محمدي ها» و گلزني «خطيبي ها» را خواهند ديد؟
به ميان كارشناسان و پيشكسوتان فوتبال تبريز مي روم. همانان كه عمرشان را در اعتلاي ورزش اين مرز و بوم نهاده اند و بايد در روزهاي ناتواني، چشم به كوله بار تجربه آنها بدوزيم. باشد كه از ميان سخنان آنها افقهاي روشني پديدار گردد. اغلب صحبتهاي آنها نه تنها مشكل فوتبال تبريز كه درد دل همه فوتبال ايران است. همان مشكلاتي كه كل ورزش ايران نيز با آنها دست به گريبان است...
با اين مديريت ورزشي به جايي نخواهيم رسيد.
«بيوك صباغ» پير فوتبال تبريز است. او كه در دوران بازيگري و نيز مربيگري نامش با «ماشين سازي» عجين شده است، آهي از ته دل مي كشد و باتأثر عميق از نابودي فوتبال تبريز مي گويد، حرفهايش شنيدني و نظراتش برخلاف برخي از مربيان سنتي «نوگرايانه» است. او مي گويد: دلايل عقب ماندگي فوتبال تبريز بسيار زيادند و بايد يك يك همه آنها را شكافت. اما به نظر من عمده ترين اين معضلات بدين شرح است:
۱ ـ ورزش دولتي: به طور كلي، عمده ترين دليل عقب ماندگي باشگاههاي فوتبال ايران اين است كه باشگاهداري در كشور ما اغلب توسط مؤسسات دولتي صورت مي گيرد و دستور دهندگان آنها متأسفانه مديران و رؤساي اين نهادهاست به همين خاطر نيز باشگاهها به معناي واقعي داراي هيأت مديره و مدير عامل منتخب نيستند.
در تبريز نيز اغلب رؤساي باشگاهها، يامدير عاملهاي كارخانه ها هستند و يا اينكه حداقل در تصميم گيريها دخالت مستقيم دارند و از آنجا كه از فوتبال و مديريت ورزشي سردرنمي آورند ضربات مهلكي به بدنه فوتبال و باشگاه وارد آورده اند. بنده زماني كه مربي ماشين سازي بودم، مدير عامل وقت اين كارخانه در يك جلسه رسمي در پاسخ به درخواستم مبني بر توجه بيشتر به امكانات باشگاه، در يك جمله خلاصه كرد: «بنده به فوتبال علاقه مند نيستم، از فوتبال سردر نمي آورم، كارخانه هم وضعيت مالي مناسبي ندارد، پس نمي توانم كاري برايتان انجام دهم ...!»
۲ ـ مديريت غلط: عدم مديريت صحيح نيز عامل ديگري است . زماني در ليگ دسته يك كشور سه باشگاه بزرگ داشتيم كه مديريت هر سه باشگاه دراختيار رؤساي حراست كارخانه هاي مذكور بوده! حراست كار و تخصص ديگري است و مديريت باشگاه هم مقوله اي ديگر است. اين عوامل باعث شده فوتبال تبريز به اين حال و روز بيفتد.
۳ ـ مسائل مالي: در گذشته پول چندان در ورزش و مخصوصاً فوتبال ايران مؤثر نبود و تيمهاي تبريزي نيز مي توانستند در ليگ عرض اندام نمايند اما حالا كه پول حرف اول ورزش حرفه اي را مي زند، باشگاههاي تبريز به حد توان مالي باشگاههاي تهران و اصفهان و اهواز نيستند. در نتيجه چون ورزش فوتبال حرفه اي شده و مسائل مالي حاكم ورزش گرديده است، مسلماً بازيكنان هم حاضرند در جايي بازي كنند كه پول بيشتري به آنها داده شود. بالاخره يك ورزشكار حرفه اي به طور متوسط ۱۰ سال مي تواند در ميادين حضور يابد و پس از آن عمر فوتبالش تمام خواهدشد. بازيكن هم بايد به فكر آينده خود باشدو از اين جهت ايرادي براي وي وارد نيست.
۴ـ عدم توجه به تيمهاي پايه: در بين باشگاهاي تبريزي، به تيمهاي پايه توجه نمي شود و در نتيجه و براي جوانان و نوجوانان ايجاد انگيزه اي نمي شود.
صباغ در مورد آينده فوتبال تبريز مي گويد: «تراكتور و ماشين با اين امكانات به هيچ جايي نمي رسند. ما خوشحاليم كه واسيلي گوجا دوباره به فوتبال تبريز بازگشته است اما با توجه به اينكه ابزار كار را براي او فراهم نكرده و براي اين تيم هزينه نكرده اند، واسيلي موفق نخواهد شد. اگر هم تراكتور با اين شرايط بتواند براي سال آينده به ليگ برتر صعود كند، واسيلي معجزه و شاهكار كرده است.
چراغ فوتبال تبريز خاموش شده است
اكبر شهابي، كارشناس و مفسر فوتبالي كه اهالي فوتبال تبريز با نام وي آشنايي كامل دارند. او در اين مورد مي گويد: به مسابقات داخلي در سطح جوانان و اميد ارزش داده نمي شود. بازيهاي آنها را در كوه و دره و بيابان برگزار مي كنند كه اصلاً مكان مناسبي براي ورزش نيست در حالي كه در گذشته، اين مسابقات در استاديومهاي مناسب و زمين چمن انجام مي شد و تماشاچيان هم مي آمدند و اين براي بازيكنان جوان ما انگيزه مناسبي براي پيشرفت و ترقي تلقي مي شد. هم كنون به علت عدم برنامه ريزي صحيح، بازيهاي اين رده هاي سني، در ساعت۱۲،۱۱ و ۱۳ برگزار مي شود. اگر ميادين فوتبال بدون تماشاگر باشد براي بازيكنان انگيزه اي براي بازي و پيشرفت ايجاد نخواهد شد.
از سوي ديگر، در كل استان كمبود ورزشگاه داريم از سويي مسابقات دسته يك تبريز در زمين هاي خاكي برگزار مي شود در حالي كه ميادين خاكي اصلاً مكان مناسبي براي مسابقات رسمي نيست و در اين شرايط فوتبال پيشرفت نخواهد كرد. در تبريز بازيكنان بومي را ارج نمي گذارند ولي بازيكنان سطح پايين تر غيربومي را با پولهاي كلان مي آورند...! هر تيمي ۷ الي ۸ بازيكن مي آورد وتا پايان فصل فقط ۳ بازيكن را بازي مي دهند. بازيكنان بومي را با قرارداد ۵ساله ۵ميليون مي دهند و بازيكن غيربومي را با يك سال قرارداد ۱۰ميليون مي دهند. دليل سوم هم عدم سازندگي باشگاهها است. باشگاهها فقط نفرات خوب باشگاههاي ديگر را استخدام مي كنند و سازندگي ندارند. تب مدارس فوتبال هم كه در تابستان گل مي كند كاملاً غيراصولي است و مكاني براي كسب پولهاي بادآورده است. اين در حاليست كه اصلاً متدهاي آموزش مناسب در آنها رعايت نمي شود. چرا كه اصلاً نبايد مدارس فوتبال در طول ۳ماه باشند بلكه بايد تمام سال فعال باشند. اين در حالي است كه اين تيمها خرجهاي چنداني ندارند. از سوي ديگر مربيان ما پول اندكي مي گيرند. اين مبالغ اندك انگيزه را در مربيان رده هاي پايين از ميان برده است. از سوي ديگر، در باشگاههاي ماتمرينهاي تيمهاي كوچك را اهميت نمي دهند و آنها فداي تمرين تيمهاي كوچك مي گردند.
راه چاره:
وي در مورد راه حل اين مشكلات مي گويد: «درخواست ما اين است كه آقاي استاندار با يك اقدام ابتكاري، مسؤولين كارخانه ها، رؤساي باشگاهها و كارشناسان و پيشكسوتان مختلف ورزش استان را دور هم جمع نمايند تا شايد با همكاري همه آنها ورزش استان از اين وضعيت نجات يابد. تا چندسال قبل آذربايجان شرقي در فوتبال، هندبال، واليبال و... همواره مقامهاي اول تا چهارم را در اختيار داشت. اين عوامل باعث گرديده است كه چراغ ورزش تبريز خاموش گردد. اگر مسؤولين استان و تربيت بدني توجه نداشته باشند. ورزش استان به هيچ وجه پيشرفت نخواهد كرد.»
مشكلات مالي بهانه است
تماشاگران، همواره پشتوانه ورزش كشور محسوب مي شوند. از آنجا كه تماشاگران ورزش را در هر رشته، مي توان به نوعي «افكار عمومي ورزش» تلقي نمود، اهميت دادن به نظرات آنها نيز بايد مدنظر قرار گيرد. به طوري كه برخي از آنهامسائلي را عنوان مي دارند كه در حد يك كارشناس برجسته مورد قبول واقع مي گردد. در اغلب گفت وگوهاي ما با اين تماشاگران كه در سرما و گرما، حامي فوتبال تبريز بوده اند همگي در چند مورد نظرات مشتركي دارند.
همه اين گفته ها حاكي از آن است كه نه فوتبال، بلكه كل ورزش آذربايجان شرقي با مشكلات بزرگي روبرو است و در صورت ادامه چنين روندي، ريشه ورزش اين خطه را به كلي خواهد سوزاند. انباشت پروژه هاي ورزشي ناتمام، عدم سرمايه گذاري در ورزش بخصوص از سوي كارخانه هاي متمول، عدم علاقه و توجه مسؤولين ذيربط و... همه عواملي است كه براي نابودي ورزش آذربايجان شرقي دست به دست هم داده اند. براي نجات از اين وضع، چشم اميد مردم به يك ناجي بزرگ است. در اين وانفسا، چه كسي براي نجات ورزش آذربايجان آستين بالا خواهد زد؟
با ايرانيان
كشف و انهدام ۲۰۰ باند قاچاق انسان در آذربايجان غربي
هفته نامه نويد آذربايجان به نقل از فرمانده نيروي انتظامي آذربايجان از كشف و انهدام ۲۰۰ باند قاچاق انسان در اين استان طي سال جاري خبر داد.
به نوشته اين نشريه اين باندها عمدتاً در شهرهاي ماكو، سلماس و چالدران اقدام به هدايت افراد غيرمجاز در دوسوي مرزهاي كشور مي كردند. اين درحالي است كه به گفته اين مقام در اين مدت ۱۵۰۰ قبضه انواع سلاح غيرمجاز از قاچاقچيان كشف شده است كه نسبت به سال گذشته ۴۰ درصد افزايش نشان مي دهد. براساس گفته هاي فرمانده نيروي انتظامي آذربايجان غربي برخي از اين سلاح ها بسيار پيشرفته و براي نخستين بار در كشور مشاهده شده است.
ناكامي طرح فرار دسته جمعي زندانيان در تبريز
هفته نامه نويد آذربايجان در خبر ديگري نوشت: طرح فرار دسته جمعي زندانيان تبريز با هوشياري يكي از مأمورين ناكام ماند. براساس اعلام روابط عمومي دادگستري آذربايجان غربي ۱۵ نفر از محكومين مواد مخدر در طرح فرار مشاركت داشته اند.
تأليف نخستين اطلس رنگي لاك پشت هاي ايران در گرگان
به نوشته هفته نامه همزيستي نخستين اطلس رنگي لاك پشت هاي ايران توسط يك كارشناس ارشد علوم جانوري در گرگان تأليف شد. براساس اين گزارش در اين اطلس رنگي به موضوعاتي در زمينه زيست شناسي عمومي لاك پشت ها (آبزي، خشكي زي و دريايي) كالبدشناسي لاك پشت هاي ايران، بيولوژي پراكندگي آنها، نقشه پراكندگي و عكس هاي رنگي در قالب جنين، تخم، نوزاد و زيستگاه پرداخته است.
ثبت شدن جنگل هاي خزر در فهرست يونسكو
هفته نامه سوردار از نشريات استان مازندران به نقل از معاون طبيعي و تنوع زيستي محيط زيست كشور گفت: جنگل هاي خزر به عنوان بزرگترين منطقه جنگلي كشور، پس از انجام اقدامات اوليه تكميل پرونده هاي لازم در فهرست ميراث طبيعي و تاريخي يونسكو ثبت مي شود. به نوشته اين نشريه در حال حاضر سازمان منابع طبيعي، وزارت معادن و فلزات و وزارت كشور با همكاري يكديگر درحال تكميل مدارك موردنياز براي ارائه به يونسكو هستند. تخت جمشيد، تخت سليمان، ميدان نقش جهان و چغازنبيل ۴ اثر تاريخي كشور هستند كه در فهرست يونسكو جاي گرفته اند.
بيشترين تعداد كودكان مبتلا به لاغري در هرمزگان است
روزنامه صبح ساحل از نشريات استان هرمزگان به نقل از رئيس مركز بهداشت استان نوشت استان هرمزگان از نظر دارا بودن كودكان مبتلا به لاغري و سوءتغذيه با ۱۱‎/۳ درصد رتبه نخست را در كشور داراست.به نوشته اين نشريه ۲۳‎/۸ درصد كودكان زير پنج سال اين استان دچار كم وزني هستند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |