چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۲ - ۶ ذيحجه ۱۴۲۴
Wed, Jan 28, 2004
گزارش روز
شماره ۲۷۱۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
گزارشي از نشست بررسي برنامه چهارم توسعه درامور زنان
زنان و گذر از موانع شيشه اي
153015.jpg
فاطمه اميري
۴۲نفر دعوت داشتند. ۳۰نفر اعلام آمادگي كرده بودند. ۱۳نفر شركت كردند. يكي از اعضاي روابط عمومي هم اصرارداشت رقم شركت كننده ها را به ۱۸ نفر برساند، اما شهين جهادي مدير روابط عمومي مركز مشاركت زنان عدم استقبال مديران مسؤول روزنامه ها و خبرگزاريها را از نشست مركز نه به دليل بي اعتنايي آنها و جدي نگرفتن كار زنان، بلكه همزماني ساعت برگزاري نشست با ساعت اوج كار مطبوعات و خبرگزاريها مي دانست.
عصر يك روز زمستاني دراواخر دي،۸۲ نشست بررسي برنامه چهارم توسعه درامور زنان با همان جمعيت اندك شروع به كاركرد. مركز امور مشاركت زنان برگزاركننده اين نشست بود و مهمانان بعد از ورود به مجتمع فرهنگي ورزشي رياست جمهوري به طبقه دوم راهنمايي مي شدند.
زهرا شجاعي رئيس مركز به همراه معاونان خود به ميهمانان خيرمقدم گفت و بلافاصله نيز از «برادران (مديران مسؤول) عزيز كه دراين ايام پرالتهاب كه گرفتاري زيادي دارند، وقتشان را دراين جلسه گذاشتند» تشكركرد و بعد ادامه داد: «چون سهم اطلاع رساني مركز در مقايسه با فعاليت هايي كه انجام داده چندان بالانيست، به اين نتيجه رسيديم كه ارتباط مستمر و تنگاتنگ با مطبوعات و رسانه ها نداشتيم. اين جلسه را تشكيل داديم تا يك فضاي مفهومي مشترك بين خودمان و مطبوعات و خبرگزاريها داشته باشيم.» او دربخش ديگري از سخنان خود گفت: «مطبوعات يك چهره كريه، بدمنظر، خبيث و بداخلاقي اززنان ارائه مي دهند. بايد چهره مثبت از زن ايراني هم نشان داده شود.» برخي هنوز معتقدند طرح جدايي مسائل زنان نوعي تحقير و توهين به زنان است.
به اعتقاد زهراشجاعي اين گرايش درميان اعضاي هيأت دولت نيز وجوددارد: «واقعيت اين است كه وضعيت زنان دركل جامعه و در دنيا با كليه آحادجامعه عادلانه نيست. درست به دليل عقب ماندگي هايي كه درحوزه زنان (به عنوان جنس مؤنث بودنشان) وجوددارد، نيازمند يك برنامه ريزي خاص هستيم. اگر در سيستان و بلوچستان كلاس ورزش براي دخترها نداريم، آنها نمي توانند درحياط بدوند چون دخترند يا فقرآهن دارند يا در مسائل حقوقي مثل ارث، شهادت و... اينها مسائل خاص زنان است و رسالت و مسؤوليت مركز اين است كه به عنوان يك نهاد برنامه ريز در برنامه هاي كلان كشور دخالت كنيم كه منجر به كمترشدن اين فاصله ها شود.»
ازكجا به كجا رسيده ايم
زماني كه زهراشجاعي تعداد جمعيت زنان كشور را طبق سرشماري سال ،۷۵ ۳۲ميليون نفر اعلام كرد و گفت كه باتوجه به ۶۴ميليون جمعيت كل كشور اين رقم نه تنها بيشتر از مردان نيست، بلكه كمتر هم هست؛ يكي از مديران مسؤول مرد حاضر درجلسه فرصت را براي طرح سؤالي مغتنم ديد و درحالي كه در سخنانش طنزخاصي نهفته بود از زهراشجاعي پرسيد: «درست است كه مي گويند يك ميليون و دويست هزاردختر نسبت به پسرها اضافه اند؟!» شجاعي نيز پاسخي داد كه خنده و البته تحسين شركت كننده ها را به دنبال داشت؛ او گفت: «چون هنجار براين است كه آقايان چندسال بزرگتر باشند تا از نظر عقلي به سطح خانمها برسند، اين مسأله به ميان آمده است!» او اين پاسخ نيمه شوخي، نيمه جدي را در ادامه با توضيحاتي پيرامون ساختار جمعيتي كشور تكميل كرد. بعد هم اعلام شد كه طبق مطالعاتي كه توسط مركز امورمشاركت زنان انجام گرفته، ازدواج اصلي ترين و جدي ترين اولويت زنان نيست. بلكه شغل، آزادي و امنيت و امكانات تفريحي مهمترين دغدغه ها و خواسته هاي زنان است. بررسي هاي انجام گرفته در زمينه هاي مختلف همچنين درصد رشد وضعيت زنان رانسبت به سالهاي قبل ازانقلاب و اوايل انقلاب نشان مي دهد. درحالي كه قبل ازانقلاب ازهر ۴زن يك نفر باسوادبود.
درحال حاضر رشد دانش آموختگي دختران افزايش پيداكرده و تعداد پذيرفته شدگان در دانشگاه درسال تحصيلي جاري به ۶۲درصد رسيده است.
هرچند نرخ بيكاري دركل جامعه افزايش يافته اما وضعيت اشتغال زنان روبه رشد است.
درسال،۵۵ درميان جمعيت فعال ۸۳‎/۶ درصد از زنان شاغل بودند و درسال ،۸۰ اين رقم به ۸۶‎/۴ درصد رسيده است. نرخ مشاركت زنان در قبل ازانقلاب ۱۲‎/۶درصد بود كه درحال حاضر به ۱۴‎/۸درصد مي رسد. درطي سال ۷۵ تا ۸۰ تعدادمديران زن و نسبت آنها افزايش پيداكرده و از ۷۳۶نفر در سال ۷۵ به ۱۱۸۶ نفر در سال ۸۰ تغييرنشان مي دهد. تعداد ۵۶ N.G.O درسال ،۷۶ به بيش از ۳۰۰ N.G.O درسال جاري رسيده و اميدزندگي زنان نيز با ۱۰سال افزايش رقم ۷۲سال را نشان مي دهد. به موازات همين تغييرات در شاخص هاي توسعه، ديدگاه حاكم بر تدوين برنامه هاي اول، دوم، سوم و چهارم توسعه نيز با تغيير همراه بوده است.
چهارنگاه، چهاربرنامه
برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور (۱۳۸۸ـ۱۳۸۴) تدوين شده و درحال حاضر براي طي مراحل قانوني تصويب در هيأت دولت به سرمي برد.
اين برنامه به مجلس شوراي اسلامي ارائه خواهدشد و سرانجام به عنوان دستوركار همه دستگاههاي اجرايي كشور قرارمي گيرد. مركز امورمشاركت زنان در تلاش است تا با توجه دادن اذهان كارشناسان و محققان مسائل زنان ازطريق مطبوعات و رسانه ها به اين برنامه، نقاط ضعف و قوت آن را مشخص كرده و تصميم گيري نمايندگان را تسهيل كند. مقايسه محتوايي اين سه برنامه اول، دوم و سوم توسعه با برنامه چهارم تفاوت هاي آشكاري را درزمينه سهم و حجم مباحث اختصاص يافته به زنان دراين برنامه ها را نشان مي دهد.
درحالي كه در برنامه اول توسعه، تنها درجايي كه بحث كنترل جمعيت به ميان آمده، زنان را به عنوان مولدان نفوس درنظرگرفته و دربحث سياستهاي مربوط به كنترل جمعيت به زنان اشاره شده است. دربرنامه دوم توسعه نيز در يك پاراگراف كوچك به پركردن اوقات فراغت زنان توجه شده بود. اما در برنامه سوم توسعه (۸۴ـ۱۳۸۰) تلاش مي شود تا نگرش «براي زنان» جايگزين نگرش «زنان براي» شود. تصويب سه ماده ۱۸۵ ، ۷۰ و ۷۱ با تأكيد بر توسعه اشتغال زنان، توسعه ورزش بانوان و اصلاح فرهنگ عمومي جامعه افزايش بودجه اختصاص يافته به مركز امورمشاركت زنان را به همراه دارد. ادامه اين تلاشها سبب شد كه اعتبارات مركز از ۶۰ميليون تومان سال اول به ۲۱۰ميلياردريال در سال جاري برسد.
در برنامه چهارم توسعه چشم انداز روشن تر و مشخص تري براي زنان درنظرگرفته شده است.
طبق گفته زهراشجاعي، در برنامه چهارم سعي برعمده سازي مسائل زنان بوده و به همين دليل درفصول مختلف به اين موارد اشاره شده و دستگاههاي اجرايي نيز به عنوان مسؤول و متولي اجراي برنامه هاي مربوط به زنان معرفي شده اند. به اين ترتيب درفصل چهارم برنامه تحت عنوان «توسعه مبتني بر دانايي» در پنج ماده استاندارد عنوان فضاهاي آموزشي بويژه مدارس دخترانه، ارتقاي كيفيت فضاهاي آموزشي و پرورشي، افزايش سطح كارايي و ارتقاي شغلي نگاه خاص به مسائل زنان اعمال شده است. همچنين در فصل هاي ۷ ، ۹ و ۱۲ به كرات و دربندهاي متعدد به درنظرگرفتن تمهيدات خاص براي بهبود كيفيت زندگي و ارتقاي وضعيت زنان تأكيدشده است. به عنوان مثال در فصل نهم در مبحث توسعه فرهنگي و با موضوع گسترش سازمانهاي غيردولتي، دولت موظف شده كه از ايجاد و گسترش سازمانهاي غيردولتي، نهادهاي مدني و تشكيلات زنان و كاهش تصدي هاي دولتي دراستانها حمايت كند.
تفاوت ازكجا تا به كجا؟!
طرح نقطه نظرها و سؤالهاي مديران مسؤول از رئيس مركز امورمشاركت زنان بخش ديگري از برنامه عصر روز ۲۹ دي در باشگاه رياست جمهوري درخيابان فرشته تهران بود. يكي از مديران مسؤول مرد از انگاره هاي فرهنگي كه زنان دچارش هستند سخن گفت. او درحالي كه تأكيدمي كرد: «زنان ما نسبت به زنان خاورميانه وضعيت بهتري دارند، درخيلي از اين كشورها زنان حق رانندگي ندارند و يا نمي توانند در انتخابات شركت كنند.
اما در سال ۴۱ زنان ايراني براي اولين بار حق شركت درانتخابات را به دست آوردند. مثالهايي نيز درباره وجود همان نگرش هاي غلط درمورد زنان زد و خانم شيرين عبادي بايد از شوهرش براي رفتن به خارج اجازه بگيرد يا اين كه تا مدتها دخترمجرد نمي توانست براي ادامه تحصيل به خارج برود.» نظر او براين بود كه مطبوعات مي توانند دراين زمينه ها فضاسازي كنند. يكي ديگر از شركت كننده ها اظهاركرد: باتوجه تصويري كه از زنان در كتابهاي درسي ارائه مي شود و اين كه زن را فقط براي مادري تربيت مي كنند، برنامه چهارم توسعه مي تواند نسبت به ازبين بردن اين تصويرها از كتابهاي درسي اهتمام بيشتري كند.
او همچنين به مسأله دختران جوان اشاره كرد: «دختراني كه دغدغه ازدواج ندارند، دنبال اشتغال هستند. مي خواهند درآمد ايجادكنند و استقلال داشته باشند.» به عقيده مركز امورمشاركت زنان با ورود مباحث خاص دختران در برنامه توسعه مي تواند قدمهاي مفيدي براي بهبود وضعيت آنها بردارد.
درادامه جلسه از زهراشجاعي درباره ضمانت اجرايي و نظارت براجراي برنامه چهارم توسعه در امورزنان سؤال شد و اين كه چه كسي بايد اين تبصره ها و ماده ها را اجراكند؟! شجاعي خود نيز معتقدبود: «بهترين قوانين تا ضمانت اجرايي نداشته باشد، هيچ فايده اي ندارد. سعي شده تا با هماهنگي سازمانها و وزارتخانه ها كار اجراي برنامه چهارم توسعه نيز به موازات اجراي ساير بخشها صورت بگيرد. بايد اين مفهوم را جابيندازيم كه بدون بهره مندي از نيروي زنان، توسعه متوازن امكانپذير نيست.» شجاعي از مشكلات كار دراين زمينه گفت: «يك جامعه بسيارمتنوع و متكثري داريم. به لحاظ قومي و فرهنگي، دغدغه دختران جوان و نوع نگاهشان به جامعه متفاوت است. آنها خواسته ها و انتظارات جديدي دارند. درعين حال در برخي روستاهاي كردستان حتي اسم زن را نمي برند و موقع صداكردن مي گويند: «بزمن» ازطرف ديگر دخترها لباس مبدل مي پوشند و در سطح شهر راه مي روند. كاركردن درحوزه زنان سخت است.»
|||
درحالي كه يكي از مردان شركت كننده از آغاز بنا را بر مخالفت با تفكيك مسائل زنان و مردان گذاشته بود، درانتهاي سخنان خود به شجاعي گفت: «كسي مانع زنان نيست. برويد رشد كنيد، به هرجامي خواهيد برسيد.»
يكي از زنان حاضر كه از اين اظهارنظر برآشفت، پيش از شجاعي پاسخ داد: «من بايد باشگاه ورزشي براي زنان بسازم. من بايد محيط علمي مناسب براي پيشرفت زنان فراهم كنم. من يك مجله مي خواستم منتشركنم، با كلي مشكل و مانع روبرو شدم!» درپايان نشست مهمانان براي پذيرايي عصرانه دعوت شدند.
بحثها همچنان ادامه داشت. مردان شركت كننده در يك سوي ميز پذيرايي جمعي براي خود ترتيب داده بودند و زنان نيز در سوي ديگر ميز با هم گفت وگومي كردند.
زهراشجاعي هم البته در پايان جلسه گفت: «سقفهاي شيشه اي بالاي سر زنان است كه ظاهراً ديده نمي شود. به آنها مي گويند: «برويد رشدكنيد اما قدم كه برمي دارند با مانع روبرو مي شوند!»
به اعتقادشجاعي سقفهاي شيشه اي آنجا است كه به قوانين نانوشته عمل مي شود.
عبور از پل فيروزه
مسؤوليت ايراني بودن
شايد يكي از مهمترين وظايف حكومتهاي مستقر در ايران را بتوان ايجاد تعادل در نظامهاي مسلط جهاني دانست. چه در روزگاري كه ايرانيان خود يكي از دوپايه سنگين توازن دنيايي بودند و چه در دوراني كه ايرانباني مقارنه استواري با جهانباني نشان نمي داد. درك موقعيت استراتژيك بسيار مهم ايران در منطقه اي كه به حق كانون پيدايش و تعالي قديمترين و معتبرترين اديان الهي و تمدنهاي بزرگ بشري است، براي حكومتها كار دشواري نبوده است؛ آنچه سزاوار بوده، استفاده از امتيازات بي شماري است كه چنين موقعيت ممتازي براي ايراني و ايران پديد مي آورده است. دارندگان اين كشور بزرگ، مي بايد آگاهي داشته باشند كه بر سه قاره مهم جهاني اشراف دارند و آسيا و اروپا و آفريقا، از كهنترين ازمنه تاريخي، در قلمرو جغرافيايي و فرهنگي و سياسي ايران با يكديگر تلاقي و برخورد مي يابند. مسؤوليت ايراني بودن، توجه بر اهميتهاي متعددي است كه از قبل پاسداري از دستاوردهاي بشري و نگاهداري سكانهاي ثبات و تعالي مردم متمدن منطقه بر مي خيزد و با تماس و ارتباط با كليه قدرتهايي كه در شعاع هاي دور و نزديك به سر برده و مي برند، نقش و موقع آنان را حفظ مي كند. كافي است در نظر گيريم كه ايران از پرسالترين كشورهايي است كه در آن زندگي متمدني شكل گرفته و تواناييهاي مختلف ارضي واقليميش، دست به دست استعدادهاي قابل اعتناي انساني، به پيدايش و رشد و نضج فرهنگهاي اصيل و پويا كمك رسانيده است. از منطقه فلات پامير و دشتهاي استپي آسياي ميانه تا درياي مديترانه همواره ملل ومردم وتمدنهايي به عرصه رسيده اند كه تكيه عمده آنها بر فرهنگهاي ايراني و توانايي هاي كامن در طبايع خلاق و ابتكار آفرين و تشكيلات نهنده و امتزاج دهنده ايرانيان بوده است.
دكتر رضا شعباني
مورخ ـ ۱۳۶۹


|   شناسنامه   |   آرشيو   |