|
يادداشت
|
|
|
|
به بهانه ۱۱بهمن، سالروز درگذشت اميرناصر افتتاح (۱۳۶۶)
|
|
|
|
نگاهي به موسيقي آذري به بهانه هفته فرهنگي آذربايجان ۴ـ۱۱ بهمن ماه موسيقي
|
|
|
|
|
يادداشت
موسيقي در جشنواره تئاتر و سينما صدايي كه فراموش شده است
اگر منشأ تئاتر را از ريشه لغوي آن ، به تئاترون يونان در چهارم پيش از ميلاد نسبت دهيم وآغاز سينما را نمايش هاي خصوصي برادران لومي ير در زيرزمين گران كافي در بلوار كاپوسين پاريس بدانيم ، پيوندموسيقي با اين دوهنر را نيز بايد از مبدأ اين شكل گيري دنبال كنيم. موسيقي در طول تاريخ ، همواره جزيي از اجزاي شكل دهنده اين دوهنر بوده است. حتي از دوره سينماي صامت ، نوازندگاني كه در پاي پرده سفيدسينما، براساس حال وفضاي تصاوير فيلم ، به اجراي موسيقي مي پرداختند، يكي از عناصر معنابخش به تصاوير متحرك محسوب مي شدند. در تئاترون يونان نيز مجموعه حركات نمايشي، همواره با موسيقي همراه بوده است و… اگر سابقه هنر نمايش درايران را به مجموعه نمايش هاي آييني نسبت دهيم ، موسيقي همواره عضو اجتناب ناپذير هنر آييني است. در سينماي ايران نيز از بدو تولد سينماي ناطق، ضرورت توليد موسيقي فيلم حس مي شود؛ در «دختر لر» اولين فيلم ناطق ايراني ، مرحوم سپنتا چندترانه براي فيلم تصنيف كرده است … همه اين ارجاعات ، مي خواهد ذهن هوشيار را به يكي از عناصر مهم پديدآورنده در سينما وهنر نمايش ، يعني موسيقي ، معطوف كند. اما با همه تاريخ و سابقه اي كه از حضور موسيقي دراين دوهنر به ياد داريم ، جريان سينما ونمايش درايران هيچ گاه نتوانست پيوند دقيق وعميقي با موسيقي برقرار كند… ناآگاهي از جهان مجهول موسيقي نزد هنرمندان تئاتر وسينما شايد علت اصلي اين پيوندهاي در سطح باشد. درنظام آموزش عالي اين دو هنر نيز در ايران زمينه هاي آموزش وآشنايي با موسيقي و كاركردهاي جدي آن در تئاتر و سينما فراهم نشده است.در اين شرايط موسيقي در سينما و تئاتر ايران، بر مبناي سليقه و ذائقه تربيت نيافته كارگردان ، و نه براساس الگوهاي جدي پيوند تصوير با موسيقي، شكل مي گيرد. نتيجه روشن است؛ سطحي ترين عوالم موسيقايي به نام موسيقي نمايش و موسيقي فيلم در ايران به وجودآمده و اساساً نزد آهنگسازان بي مايه است كه فرصت طلبي آنان به عافيت سوزي موسيقي تئاتر و سينما در ايران منجر شده است. بااين حال اگر ناآشنايي و ناآموختگي و سليقه عوامانه موسيقي را صلاح ملك خسروان نمايش و فيلم در ايران بدانيم، اهل موسيقي را حرجي بر اين اوضاع نيست. اما آنچه ديگر نمي توان به صلاح اين ملك تعبيرش كرد و بيشتر به پا از گليم درآوردن خسروان جاه طلب مي ماند، اظهارنظرهاي بي مايه و بي اساس اهل سينما و نمايش درباره موسيقي است كه به طرز رقت باري موجب تمسخر اهل فن شده است. اين دست (يا پا) درازي اهل تئاتر و سينما به تريبونهاي رسمي اين دو هنر كشيده شده و محل داوري براي موسيقي نيز در جشنواره هاي مناسبتي فجر فراهم كرده است. آن هم در شرايطي كه در تركيب داوران جشنواره هاي مذكور، هيچگاه هيچ موسيقيداني حضور نداشته است. باز خدا پدر و مادر آن «شرح وظيفه» نويس را بيامرزد كه در يكي از جشنواره هاي سينماي فجر، بخش داوري موسيقي را براي آن سال از جشنواره فيلم فجر حذف كرد. چگونه ممكن است كسي بر اين توهم اصرار ورزد كه در امري كه هيچ تخصصي ندارد، صاحب صلاحيت اظهارنظر است؟! آقايان متوهم در داوري بخش موسيقي جشنواره فيلم و تئاتر، آقايان متوهم تري را به عنوان آهنگسازان برتر هر سال انتخاب مي كنند و در مراسم اهداي جوايز، جماعتي هم براي هر دو كف مي زنند! اما شايد همه اين سطح انگاري ها و بي احترامي ها به كسوت هنرمند جدي موسيقي، ناشي از همان حاشيه نشيني جامعه موسيقي ايران باشد كه از فرط رخوت تاريخي اش، توان دفاع در برابر هتك حرمت خود را نيز ندارد. موسيقي در سينما و تئاتر يك صداي فراموش شده است اما با اين حال ... اي كاش داوري، داوري، در كار، در كار مي بود!
|
|
|
|
|
به بهانه ۱۱بهمن، سالروز درگذشت اميرناصر افتتاح (۱۳۶۶)
لطف تمبك
|
|
|
عوامل بيشماري سبب مي شوند تا يك هنرمند، علي رغم تأثيرات غيرقابل انكارش، آنچنان كه بايد، شناخته نشود. در موسيقي ، به دلايل متعدد، ازجمله سيستم برخورد رسانه اي، تبليغ گسترده موسيقي دانان پاپ، عدم توجه به اساتيد وهنرمندان گذشته، اين عدم شناخت، وجه جدي تري به خود مي گيرد. دراين ميان نوازندگاني كه چندان اهل هياهو و جنجال نبوده و روحيه و منشي انساني تر داشتند، حتي در ميان اهل موسيقي نيز ، كمتر توجهي به توانايي ها وتأثيرات آنها شده است . مرحوم اميرناصرافتتاح يكي از آنان است . او در سال ۱۳۱۴ در تهران متولد شد و نوازندگي تنبك را از هوشنگ مهرورزان آموخت. ازسال ۱۳۳۴ وارد راديو شد و در برنامه هاي مختلف با هنرمندان مشهور و برجسته آن سالها به هم نوازي پرداخت. اهميت مرحوم افتتاح را در تنبك نوازي معاصر در دو مورد مي توان خلاصه كرد. ۱ ـ سبك و شيوه نوازندگي او ، براصول زيبايي شناسي خاصي استوار بود. هرچند او در مكتب استاد حسين تهراني آموزش ديده و در برنامه هاي راديو باتوجه به جو حاكم، نوازندگي مي كرد، اما سبك و روش خاصي را براي خود برگزيد. اين شيوه بعدها به صورتي مدون وكاملتر و پيچيده تر توسط بهمن رجبي وناصر فرهنگ فر دنبال شد. در تنبك نوازي آن سالها كه ادوار ايقاعي قديم فراموش شده وتوجه به نگه داشتن ريتم هاي رايج مدنظر بود، نوازنده، اغلب بدون درنظرگرفتن ملودي به اجراي ريتم موردنظر براساس توانايي هاي خود مي پرداخت. در شيوه افتتاح، توجه به جوهره ملودي و سعي در هم خواني ريتم با ملودي ايجادشده توسط ساز ، اهميت خاصي دارد. او با استفاده از اشاره دست چپ (استفاده از چهارانگشت) فضايي پر و در هم تنيده ايجاد مي كرد كه سالها بعد استفاده از اشاره دو دست (اشاره ۹ انگشت) از تكنيك او گرفته شد. شايد بتوان در دهه سي وچهل افتتاح را تنها نوازنده تنبك به حساب آورد كه به موسيقي قديم و جوهره ملودي در نوازندگي توجه داشت. ۲ ـ تربيت شاگردان وجه ديگر هنر افتتاح است . او با سعي و پشتكار فراوان دراين راه كوشيد اخلاق والاي انساني ومهرباني او دركنار هنرش او را به هنرمندي خاص بدل كرده بود. تاجايي كه بهمن رجبي كه خود از شاگردان برجسته اين استاد است ، درك وشناخت و روحيات او را همواره ستوده است .نكته آنكه ، علي رغم اين دوخصيصه والا در هنر تنبك نوازي افتتاح، شيوه او به يك سنت وجريان بدل نشد.البته تكامل شيوه او نزد هنرمند والايي نظير مرحوم فرهنگ فر و رجبي قابل رؤيت وتأثير اين دو نيز به خوبي مشهود است . در واقع سرمنشأ اين سبك وشيوه تنبك نوازي را بايد در شيوه اميرناصر افتتاح جست وجو كرد. اين سخن شايد به ظاهر غلوآميز باشد، اما دو هنرمند اخير خود به آن معترف بوده اند. هرچند فرهنگ فر نيز ديگر درميان ما نيست تا به اين مسأله شهادت دهد. ياد هردوشان گرامي باد.
|
|
|
|
|
نگاهي به موسيقي آذري به بهانه هفته فرهنگي آذربايجان ۴ـ۱۱ بهمن ماه موسيقي
حماسه و غزل
|
|
|
از تاريخ چهارم بهمن ماه جاري، هفته فرهنگي آذربايجان در تهران برگزار شد. صنايع دستي، موسيقي، ادبيات و... از جمله برنامه هاي اين همايش بود كه در فرهنگسراي بهمن، مشتاقان بسياري را به خود مشغول كرد. مطلب زير به بهانه حضور موسيقي عاشيقي و اجراي گروه شمشال در مراسم اختتاميه نوشته شده است: آذربايجان از جمله مناطقي است كه فرهنگ و ادبيات شفاهي و مكتوب آن، پا به پاي يكديگر رشد و افزايش چشمگيري داشته است. موسيقي نيز در اين ديار، ضمن آنكه جزو لاينفك زندگي مردمان است، به دليل حضور موسيقيدانان تحصيل كرده و آهنگساز، علاوه بر موسيقي محلي و بومي آن كه در قالب موسيقي عاشيقي رخ مي نمايد، انواع ديگري را سبب شده است. حسين حميدي، نوازنده بالابان كه سرپرستي گروه شمشال را بر عهده دارد و در آخرين اجرا، به موسيقي آذربايجان پرداخته است، معتقد است: موسيقي آذربايجان را مي توان به سه دسته اصلي تقسيم كرد. موسيقي محلي و فولكلور كه ريشه در زندگي روستايي مردم دارد و از آن به موسيقي عاشيقي تعبير مي شود. نوع ديگر، موسيقي مقامي يا رديفي آذربايجان است كه هرچند برگرفته از موسيقي عاشيقي است اما از اصولي خاص پيروي مي كند كه آن را متمايز مي كند. اين موسيقي، يك موسيقي شهري است كه با موسيقي رديف سنتي ايران نيز ارتباط دارد. دسته سوم موسيقي اركستري است. اين موسيقي كه قدمت زيادي نيز ندارد توسط اركسترهاي مختلف با سازبندي گوناگون و با ساخت فرمهاي مختلف اجرا مي شود. در موسيقي آذربايجان، با توجه به نوع موسيقي سازهاي مختلفي حضور دارند. حميدي در مورد موسيقي عاشيقي مي گويد: اين موسيقي قديمي ترين و عميق ترين منبع موسيقي آذري است كه باساز قوپوز اجرا مي شود. هرچند از سازهاي ديگري نظير بالابان، گاوال (دايره) و زورنا (سرنا) نيز استفاده مي شود. حميدي در مورد موسيقي مقامي آذربايجان معتقد است: در شكل كلاسيك اين نوع موسيقي از يك نوازنده تار، يك كمانچه و يك خواننده كه دايره نيز مي نوازد، استفاده مي شود. در موسيقي رديفي فرمهايي نظير پيش درآمد، رنگ و تصنيف و فرمهاي آوازي رديف خواني، مركب خواني و تصنيف خواني كاربرد دارد. او معتقد است امروزه موسيقي ملي آذربايجان به صورت اركسترهاي مختلفي اجرا مي شود. اركستر سازهاي سنتي، اركستر تلفيقي (سازهاي سنتي و غربي)، اركستر پاپ و اركستر سمفونيك از اين دسته اند. در آخرين اجراي گروه شمشال اركستري متشكل از سازهاي سنتي ايران نظير تار و كمانچه در كنار سازهاي آذري (تار آذري، كمانچه آذري و ناقارا و بالابان) به اجراي برنامه پرداختند. در بخش ديگري نظير گروه نوازندگان با ساز قوپوز يك عاشيق را همراهي كردند. حميدي كه سالهاست به تحقيق وجمع آوري موسيقي نواحي ايران مشغول است آثاري را براساس موسيقي نواحي اجرا كرده است . او در برنامه هاي خود از عنوان بازآفريني موسيقي نواحي استفاده مي كند كه درميان موسيقي شناسان و پژوهشگران بحث هايي را برانگيخته است. در برنامه آذري، گروه شمشال، تكيه برسنت هاي موسيقي منطقه، شكل جدي تري به خود گرفته بود. حضور سه نوازنده آذري (تار، كمانچه و ناقارا) در كنار گروه ضمن حفظ اصالت بيشتر اجرا، توان گروه را افزايش داده بود. وحيداسداللهي نوازنده ناقارا از نوازندگان برجسته وسرشناس اين ساز است كه با هنرنمايي خود، شور وهيجان خاصي به اجرا بخشيده بود. در بخش موسيقي رديفي آذربايجان، قطعه حيدر بابا، ساخته استاد علي سليمي با شعري از شهريار اجرا شد. علي سليمي از نوازندگان برجسته تار آذري است كه آثار فراواني را ساخته و اجرا كرده است. او از مشهورترين آهنگسازان موسيقي آذري در دوران معاصر است كه سالها سرپرستي اركسترهاي آذري راديو وتلويزيون را عهده دار بوده است . شعر حيدربابا نيز از مشهورترين اشعار آذري شهريار است كه ترجمه فارسي آن نيز، علاقه مندان بسيار دارد. حميدي با اشاره به اجراي مجدد اين تصنيف ياد وخاطره اين دو هنرمند بزرگ آذربايجان را گرامي داشت. تنظيم قطعات اين مجموعه برعهده حسين حميدي بوده است وقرار است اين برنامه در مراسم اختتاميه هفته فرهنگي آذربايجان، رأس ساعت ۲۰ امشب در فرهنگسراي بهمن اجراشود. عاشيق ايمران حيدري يكي از عاشيق هاي آذربايجان كه در نواختن وساختن ساز عاشيقي تبحر فراوان دارد، در مورد موسيقي عاشيقي مطالبي را بيان كرد . او معتقد است : هنر عاشيقي از سابقه و قدمت طولاني برخوردار است كتاب دده قورقود، به عنوان مهمترين منبع مكتوب ادبيات آذري كه قدمت بسيار دارد. در مورد اوزان ها يعني اجداد عاشيق ها سخن گفته است . به اعتقاد عاشيق ايمران، دوران اوج و هنرنمايي ، هنرعاشيقي كه اين هنر داراي تاريخ مدون مي شود، زمان شاه اسماعيل صفوي است. شاه اسماعيل خود شعرمي گفت وبه عاشيق ها ارادت خاص داشت . عاشيق ايمران مي گويد: بسياري از عاشيق ها ازجمله عاشيق بزرگ «دده قورباني» كه ديوان شعرش نخستين ديوان مدون شعر عاشيقي است در دربار شاه اسماعيل هنرنمايي كرده اند. هنر وساز عاشيقي ، در طول تاريخ دچار تحولات وتغييرات متفاوتي شده تا به شكل امروزين آن، تدوين شده است . نغمه هاي عاشيقي كه ظاهراً قبل از اسلام «بوي » ناميده مي شد، و توسط اوزانها روايت مي شده است ، اكنون «هاوا» نام دارد. برطبق نظر عاشيق ايمران ، موسيقي عاشيقي حدود ۸۰ نغمه (هاوا) دارد كه به صورت قطعات ريتميك موجودند و در سه مقام اصلي سه گاه ، ماهور و شور اجرا مي شود. مضمون هاوا، دربرگيرنده حالت هاي متفاوت حماسي، تغزلي وغم انگيز است . مركب خواني و مركب نوازي از شيوه هاي متداول هنر عاشيقي است و تكيه اصلي اجراي اين فرهنگ مبتني بربديهه سرايي است. از اين رو، توانايي عاشيق ها، باتوجه به توان وتسلط اجرا وميزان درك و قدرت بداهه مشخص مي شود.
|
|
|
|