سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۲ - ۱۲ ذيحجه ۱۴۲۴
Tue, Feb 3, 2004
گفت و گو
شماره ۲۷۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
چشم انداز
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
بررسي دستاوردهاي اجلاس ژنو در ميزگرد «ايران» (بخش نخست)
«آزادي بيان»
درهزاره جامعه اطلاعاتي
153534.jpg
كنگره ژنو اگرچه ظهور چنداني در مطبوعات و رسانه هاي داخلي پيدا نكرد ولي آنقدر از اهميت برخوردار بود كه سران دول جهان گرد هم آيند و چند روزي در كم و كيف اطلاع رساني در هزاره جديد لب به سخن بگشايند. شركت كنندگان در كنگره ژنو كه در تاريخ ۲۱ آذر۸۲ برگزار شد هزاره سوم را هزاره جامعه اطلاعاتي ناميدند و بر ضرورت هماهنگي دول جهان در حوزه ارتباطات و اطلاعات تأكيد ورزيدند. ابزار و لوازم چنين جامعه اي چيست؟ سهم كشورهاي توسعه نيافته يادر حال توسعه در ايجاد اين جامعه چقدر است؟ آيا در جامعه اي كه هنوز آزادي بيان مسأله روز آن به حساب مي آيد مي توان ازتكنولوژي و فن آوري ارتباطي بي حد و حصر سخن گفت؟ تضمين آزادي بيان در اين جامعه اطلاعاتي چگونه تعريف شده است؟ و صدها پرسش ديگري كه به ذهن خطورمي كند. انتظار داشتيم در ميزگردي كه با حضور آقايان دكتر معتمدنژاد، دكتر خانيكي، دكتر شكرخواه و دكتر نمك دوست اساتيد رشته ارتباطات برگزار شد پاره اي از اين پرسشها رامطرح و پاسخي در خور بيابيم ولي وقتي رشته كلام را به دست اساتيد سپردم آنقدر حرفهاي شنيدني و ناگفته در سينه داشتند كه مجال براي طرح اين پرسشها به دست نيامد لذا بحث را با اين نيت كه بتوانيم باب مباحث «جامعه اطلاعاتي و مقتضيات آن» را به رسانه هاي مكتوب بكشانيم ادامه داديم.

دكتر معتمدنژاد: تشكر مي كنم از «مؤسسه مطبوعاتي ايران» كه با تشكيل اين جلسه موقعيت مناسبي را براي بررسي اين رويداد بزرگ جهاني كه مهمترين رويداد آغاز قرن بيست و يكم و هزاره سوم نام گرفته، فراهم كردند. اين رويداد در مطبوعات و ساير رسانه هاي ارتباط جمعي ما آنطور كه شايسته بود منعكس نشد. اميدوارم كه با انتشار گزارش اين گفت و شنود باب مباحث مربوط به اين زمينه باز شود و بتوانيم كار را تعقيب كنيم و ان شاءالله براي دومين مرحله برگزاري اجلاس كه دو سال ديگر در تونس برگزار مي شود آمادگي بيشتري پيدا بكنيم. خلاصه اي تاريخي خدمتتان عرض مي كنم و سپس مي پردازم به آنچه در ژنو گذشت. آنچه تحت عنوان اجلاس جهاني سران درباره جامعه اطلاعاتي گذشت سوابقش را بايد بعداز جنگ جهاني دوم جست وجو بكنيم. از سال۱۹۴۶ همزمان با تأسيس يونسكو توجه خاصي به مسأله آزادي اطلاعات، جريان آزاد اطلاعات و معرفتها پيدا شد و به همين لحاظ يونسكو مأمور شد تا به بررسي در اين زمينه بپردازد و در دهه ۱۹۵۰ يونسكو اين كار را تعقيب كرد به موازات اين موضوع مجمع عمومي ملل متحدهم يك كنفرانس بين المللي آزادي اطلاعات در سال۱۹۴۸ تشكيل داد كه پيش نويس ماده۱۹ اعلاميه جهاني حقوق بشر درباره آزادي اطلاعات تدوين و به همان صورتي كه در ژنو تهيه شده بود در روز ۱۰دسامبر ۱۹۴۸ در مجمع عمومي ملل متحد تصويب شد. بنابراين در اين دوره يونسكو توجه داشت كه جريان آزاد اطلاعات و آزادي اطلاعات و مجمع عمومي ملل متحد و شوراي اقتصادي ـ اجتماعي هم اين راه را دنبال مي كردند و به دنبال دو تفسير كه در دهه ۱۹۵۰ انجام شد راجع به وضع مطبوعات و ساير وسايل ارتباط جمعي در جهان از آغاز دهه ۱۹۶۰ مسأله توسعه وسايل ارتباط جمعي در كشورهاي در حال توسعه به طور جدي مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت به همين جهت سه سمينار منطقه اي برگزار شد. براساس تحقيق معروف «دنيل لرنر»، «درباره نوسازي خاورميانه و گذر از جامعه سنتي به جامعه مدرن » يونسكو موظف شد شرايطي را فراهم كند تا آن معيارهاي موردنظر براي توسعه يافتگي وسايل ارتباط جمعي شامل ده نسخه روز نامه براي يكصد نفر، پنج گيرنده راديو براي صدنفر، دو صندلي سينما براي ۱۰۰نفر و دو گيرنده تلويزيون براي صدنفر تأمين شود. اين راه دنبال شد تا اواخر دهه ۱۹۶۰ كه انديشه هاي ديگري در مقابل سياستها و برنامه هاي سازمان ملل متحد قرار گرفت و اين موضوع از كوششهايي كه متخصصان و محققان و صاحب نظران كردند، نشأت گرفت. دانشگاهيان وارد صحنه شدند وبا ورود به صحنه دانشگاهيان ومحققان بحثها دگرگون شد و به همين سبب از آغاز دهه ۱۹۷۰ كه شانزدهمين اجلاسيه كنفرانس عمومي يونسكو تشكيل شد آنجا ضرورت مقابله با نابرابري ارتباطات و عدم تازه هاي اطلاعات در سطح بين المللي عنوان شد و كم كم جهان به سوي خواست استقرار نظم نوين جامعه اطلاعات، ارتباطات كشيده شد و تحت تأثير اين كوششها مباحثه هاي بين المللي و كنفرانسهاي عمومي يونسكو در ۱۹۷۸ اعلاميه مشهور نقش وسايل ارتباط جمعي در روابط بين المللي صادر شد و به دنبال آن كميسيوني كه مأمور بررسي مسائل ارتباطات در جهان شده بود در سال۱۹۸۰ گزارش معروف خود را منتشر كرد و به اين واسطه مقدمات برقراري نظم نوين جهاني اطلاعات و ارتباطات را فراهم كردند. در همين شرايط بود كه در سال۱۹۸۳ در بيست و دومين اجلاسيه عمومي يونسكو كه ما هم از ايران حضور داشتيم آنجا آمريكاييان اينقدر با اعتراض روبرو بودند كه در آن جلسه اعلام كردند كه از دسامبر ۱۹۸۴ از يونسكو خارج خواهند شد و خارج هم شدند و تا اكتبر امسال كه دوباره به يونسكو بازگشتند در يونسكو حضور نداشتند و بر اثر خروج آنها ۲۵درصد بودجه يونسكو را هم كه تأمين مي كردند، قطع شد. در اين اوضاع و احوال بود كه در اوايل دهه۱۹۸۰ مسأله خصوصي سازي، مقررات زدايي و آزادسازي ارتباطات دور در آمريكا و انگلستان و ژاپن و سپس ساير كشورهاي غربي پيگيري شد و شرايطي ايجاد شد كه به نحوي خواست كشورهاي جهان سوم براي برقراري نظم نوين جهاني ارتباطات و اطلاعات خنثي شد با خصوصي شدن ارتباطات دور و ارتباطات راديويي و تلويزيوني و مؤسسات ارتباطي ديگر، ورود اينترنت مسائل تازه اي پيش آمد، توجه آمريكا و كشورهاي بزرگ غربي از يونسكو جلب شد به اتحاديه بين المللي ارتباطات دور به همين لحاظ در همان سالهايي كه سياستهاي مقررات زدايي، خصوصي سازي و آزادسازي ارتباطات دور دنبال مي شد در اتحاديه بين المللي ارتباطات دور كميسيوني تشكيل شد به نام «كميسيون توسعه ارتباطات دور» به رياست يك لرد انگليسي و اين كميسيون به اين نتيجه رسيد كه تا به حال به موضوع تلفن توجه كافي نشده است. در دو دهه گذشته در دهه هاي ۶۰ و ۷۰ به نقش وسايل ارتباط جمعي؛ مطبوعات، راديو، تلويزيون و سينما در توسعه كشورها توجه كافي بوده در حالي كه به نقش تلفن كه اهميت زيادي دارد پرداخته نشده است و اين موضوع را يك حلقه گمشده معرفي كردند به نام «دميسينگ لينگ » به دنبال وقوع اين جريان در سال ۱۹۸۴ گزارش كميسيون «مك لند » منتشر شد. كه براساس آن بايد كشورهاي توسعه يافته به كشورهاي توسعه نيافته كمك مي كردند تا وضع تلفن بهبود پيدا كند و مثلاً شرايطي ايجاد شود كه به جاي اينكه گاهي يك شبانه روز روستاييها پياده بروند تا به تلفن برسند با دو ساعت پياده روي بتوانند به تلفن دسترسي پيدا كنند و هزينه چنين اقدامي ۲۵ميليارد برآورد شد. به دنبال اين تصميم نفوذ ايالت متحده آمريكا و انگلستان و ساير كشورهاي غربي تندرو به استثناي فرانسه دراتحاديه بين المللي ارتباطات دور زياد شد. جريان همين طور ادامه داشت تا تحت تأثير شرايط خاص تحول سرمايه داري وضع اقتصادي كشورهاي غربي تحت تأثير تكنولوژيهاي جديد ارتباطي قرار گرفت. اهميت افزايش تلفنها به توليدكنندگان گوشيهاي تلفن كمك كرد تا امكانات راه دور را فراهم كنند. به دنبال اين موضوع دستگاههاي كامپيوتر شخصي افزايش يافته و اينترنت مورد استفاده خصوصي قرار گرفت و اين امر به رونق اقتصادي آمريكا و ساير كشورها منجر شد در همين اوضاع و احوال با سقوط شوروي و فروپاشي ديوار برلن شرايط بين المللي مساعد و اقدامات تازه اي صورت گرفت. به اين ترتيب در اوايل دهه۱۹۹۰ يونسكو دوباره مثل سالهاي دهه۱۹۵۰ ـ ۶۰ توجه كرد به آزادي اطلاعات و مطبوعات در جريان آزاد اطلاعات به اين منظور سمينارهايي در سراسر جهان براي ايجاد توسعه رسانه هاي آزاد، مستقل و كثرت گرا تشكيل شد كه يكي از آنها هم در اكتبر ۱۹۹۹ در منطقه جغرافيايي ما در آسيا و اقيانوسيه در قزاقستان در شهر آلماتي تشكيل شد و به اين ترتيب بار ديگر در طول يك دهه يونسكو سياستها و برنامه هاي دهه هاي گذشته را تعقيب كرد تا رسيديم به اواخر دهه۱۹۹۰ كه موضوع توجه به جامعه اطلاعاتي پيش آمد. توجه به جامعه اطلاعاتي از اوايل دهه۱۹۶۰ آغاز شده بود . اقتصاددانان آمريكايي كه از اين دهه شروع كرده بودند به بررسي اهميت مشاغل ارتباطي و اطلاعاتي و معرفتي در اقتصاد كشورهاي پيشرفته و اهميت توليد اشتغال ملي در اين زمينه مي گفتند عصر ما عصر ديگري است، انقلاب صنعتي جاي خود را به انقلاب اطلاعات داده و به جاي جامعه صنعتي جامعه اطلاعاتي در حال ايجاد شدن است. كتابهاي فراوان تأليف و مقالات زيادي نوشته شد، سمينارهايي تشكيل شد، كساني مثل دنيل بل در ارائه نظريات مربوط به جامعه اطلاعاتي نقشهاي مثبتي ايفا كردند به همين سبب كم كم اتحاديه بين المللي ارتباطات دور مأموريت پيدا كرد تا درباره برگزاري اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي كوشش كند و در اين ميان با روي كارآمدن آقاي كلينتون و معاونش مسأله جامعه اطلاعاتي در سطح ملي و در سطح بين المللي مورد توجه قرار گرفت و در سال۱۹۹۸ اتحاديه بين المللي ارتباطات دور كه شديداً تحت تأثير انديشه ال گور قرار گرفته بود و نظريات ال گور را براي اداره ارتباطات دور در دنيا دنبال و مأمور تشكيل اجلاس جهاني سران درباره جامعه اطلاعاتي شد. يونسكو كه در اين دوره تحت تأثير آقاي «مايور» مي خواست مقدمات اجلاس را فراهم كند كنار نشست و در نتيجه كارها در اختيار اتحاديه بين المللي ارتباطات دور قرار گرفت به اميد اينكه بتوانند سياستهاي دودهه گذشته ۸۰ـ۹۰ را تعقيب كنند و آنچه را كه در آرمانهاي نظم نوين جهاني اطلاعات و ارتباطات مورد نظر بود خنثي سازند. ولي تصادفاً در عمل برعكس شد. در هفته هاي اخير با تجديدنظرهايي كه در آخرين پيش نويس هاي اطلاعيه وصول اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي به وجود آمد كار به جايي رسيد كه به عقيده بعضي از شركت كنندگان در اجلاس، اين اجلاس تبديل شد به «اجلاس جهاني كشورهاي در حال توسعه» و محيط طوري واقع شد تا در اجلاس جهاني آينده كه در نوامبر۲۰۰۵ در تونس تشكيل مي شود اجلاس سران كشورهاي توسعه يافته و توسعه نيافته با هم باشند. چون عقيده دارند كه آنچه اينجا تصويب شده براي آرمانهاي نظم نوين جهاني اطلاعاتي و ارتباطات قابل پيگيري است. در اين ميان نقش ايران در برگزاري اين اجلاسي، نيز مشاركت ايران چه از لحاظ كمي چه از لحاظ عده افرادي كه حضور داشتند فراوان بود ولي متأسفانه در عمل آن نقش مطلوب مورد نظر تأمين نشد.
روغني ها: بسيار متشكريم از توضيحات جامع آقاي معتمدنژاد. مقدمه خوبي بود تا ذهن ما را به موضوعات مطرح شده در اجلاس نزديك كند. از جناب آقاي نمك دوست تقاضا مي كنم كه در ارتباط با اين اجلاس مطرح بوده صحبت بفرمايند.
دكتر نمكدوست: در موضوع اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي نكات گوناگون و قابل طرح بسياري هست در مباحثي كه دبيركل سازمان ملل متحد مطرح كرد و شخصيتهاي ديگري كه مستقيماً در اجلاس بودند، به نكات ديگري هم اشاره شد كه توجه به آنها جالب است. از جمله اينكه برخلاف بسياري از اجلاسهاي قبلي كه برگزار مي شد و موضوع اش يك تهديد بين المللي بود موضوع اجلاس سران درباره جامعه اطلاعاتي بررسي يك فرصت تاريخي بود فرصتي كه از رهگذر فن آوريهاي اطلاعات و ارتباطات در اختيار بشر قرار گرفته و دستمايه برگزاري اين اجلاس بود همچنين دستاوردهايي كه مي توانست براي بشر داشته باشد و ساماندهي براي نزديكتر شدن به اين دستاوردها در زمان كوتاهتر جنبه ديگر حضور نهادهاي مدني و بخش خصوصي در كنار نمايندگي هاي رسمي دولتي كه در اجلاس حضور داشتند باز اين يك تجربه بي سابقه بود كه نهادهاي جامعه مدني هم در اجلاس حضور داشته باشند. خانمي كه به نمايندگي از جامعه مدني آنها صحبت مي كرد نابينا بود در ابتداي صحبت اش اين بحث را مطرح كرد كه صحبت كردن از جانب ۵ميليون نهاد مدني كه در سراسر دنيا فعال هستند كار دشواري است و آن اجلاس جايگاهي بود كه نهادهاي مدني مي توانستند در آن حضور داشته باشند. نكته ديگري كه باز قابل تأمل است پرداختن به وجوه غيرفني جامعه اطلاعاتي در مباحث اجلاس و مباحث حاشيه اي آن بود. از نگاه مهندسي به صحنه جامعه اطلاعاتي جامعه اطلاعات عبارت است از: «فن آوريهاي اطلاعات و ارتباطات» و به همين خاطر هم هست كه كارشناسان عموماً در بحثهاي خود به شاخص هاي كمي توجه مي كنند حتي يكي از دلمشغولي هاي ما هم اين است كه ستاد فرماندهي دسترسي به جامعه اطلاعاتي در كشور ما عمدتاً مهندسي است در حالي كه در مباحث اصلي و حاشيه اي اجلاس بر جنبه سوم جامعه اطلاعاتي كه فراهم آوردن شرايط اجتماعي ـ اقتصادي ـ فرهنگي و سياسي را در تحقق جامعه مدني مدنظر قرار داده بسيار تأكيد شد. اگر ما جامعه اطلاعاتي را مساوي با ميزان معيني از دسترسي به فن آوريهاي اطلاعاتي يعني كامپيوتر و فن آوريهاي ارتباطاتي يعني تلفن قرار بدهيم قطعاً ره به جايي نخواهيم برد. براي مثال گفته مي شود در حال حاضر ضريب نفوذ تلفن در ايران ۲۵درصد است و ضريب نفوذ كامپيوتر ۵درصد با اين وضعيت البته با مؤلفه هاي ديگر جايگاه ما در شاخص فن آوريهاي ديجيتال، امكانات جامعه اطلاعاتي چيزي حدود ۸۰درصد در ميان كشورهاي ديگر است. در همين رابطه شما تصور بفرماييد ما يك چيزي داريم به نام حساب ذخيره ارزي رقمي حدود ۲۰ميليارددلار. آيا اگر يك اراده اي در جامعه ما پديد بيايد كه همه اين ۲۰ميليارددلار را تبديل به خط تلفن، يا كامپيوتر يامودم مي بينيد كه ضريب نفوذ تلفن ما به شدت افزايش مي يابد و ضريب نفوذ كامپيوتر ما هم به نسبت كساني كه دسترسي به اينترنت دارند به صدنفر، تعداد «هاست» ها به هزار نفر افزايش پيدا مي كند. اما آيا با اين وصف مي توان گفت جامعه ما يك جامعه اطلاعاتي است؟ به هيچ وجه چنين اتفاقي نخواهد افتاد. يك اتفاقات ديگري بايد بيفتد كه آنها بسيار مهم هستند كه عبارتند از فراهم شدن امكانات توليد، پردازش و مصرف آزادانه و همگاني اطلاعات، چنين شرايطي بايستي پديد بيايد به عنوان شرط ضروري تا به كمك وجود تكنولوژيها و فن آوريها به جلوه اي از جامعه اطلاعاتي برسيم كه اين بحث هم بسيار مفصل در خود اجلاس و در سخنرانيهايي كه شد و مسائل حاشيه اي كه مطرح بود مورد توجه قرار گرفت در عين حالي كه يكي از موضوعات اصلي كه باز از ابتداي طرح مباحث اجلاس مطرح شد موضوع اقتصادي و بسياري از امكاناتي بودكه بيشتر كشورها از آن محروم هستند. اصطلاح رايجي كه از آن به شكاف ديجيتالي تعبير مي شود. اين بحث هم آنجا بسيار مورد توجه بود كه ما بايد به اين جنبه توجه كنيم. مايلم در ادامه بحث به شرايط غيرفني تحقق جامعه اطلاعاتي در ايران نزديك شوم. اين نكته را هم اضافه مي كنم كه نسبت به رويكرد غالبي كه وجود داشت انتقادهاي فراواني هم مطرح شد. آقاي دكتر معتمدنژاد بدرستي اشاره كردند كه ما در اعلاميه اصول اجلاس اخير بار ديگر صداي جهان سوم را شنيديم. صداي جهان سوم در ژنو همان تيتري بودكه آقاي «شكرخواه» براي مطلبي كه همانجا نوشتند انتخاب و براي روزنامه ارسال كردند. اما نكته اي كه نگرانم مي كند آن است كه با وجود شنيده شدن اين صدا در بيانيه اصول اجلاس، بازتاب عملي آن چه بود؟آيا ما در عمل هم صداي جهان سوم را شنيديم و به صورت مشخصي صداي كشور خودمان را!
آقاي روغني ها: ضمن تشكر از اشاراتي كه به محورهاي بحث جامعه اطلاعاتي داشتند ان شاء الله از نقطه نظرات ايشان بيشتر استفاده خواهيم كرد. از آقاي دكتر خانيكي مي خواهيم بحث را ادامه بدهند.
دكتر خانيكي : تشكر من از جنس تشكرهاي متعارف و معمول نيست، بيشتر از اين باب كه آقاي دكتر معتمدنژاد هم در ابتدا اشاره كردند به نظر مي آيد به نسبت اتفاق مهمي كه در جهان افتاده گويا تمايل تعدادي از ما به زندگي در تعطيلات تاريخي باشد و به همين دليل در تناسب با عمق و گستره اين واقعه كه نمادش در اجلاس سران براي جامعه اطلاعاتي در ژنو بود شايد كمتر رسانه هاي جمعي ما به آن پرداختند. براي بررسي ويژگي هاي اين نشست بهتر است به بيانيه اصولي اجلاس بپردازيم. چون اين بيانيه هم اصول هم مباني و هم چشم اندازها را روشن مي كند و نشان مي دهد كه اولاً مقوله ورود به جامعه اطلاعاتي صرفاً از جهت تكنولوژي يا فن آوري نيست و نبايد محدود به ابعاد تكنولوژيك قضيه شود. در اوج يك جانبه گرايي كه در عرصه سياست حاكم هست در جهان امكان اينكه صداهاي غيريك جانبه شنيده بشود در اين اجلاس وجود داشت.
اين هم واقعه مهمي بوده كه در اين اجلاس ديده مي شد. به عبارت ديگر معمولاً كشورهاي در حال توسعه نسبت به رويداد جديد اعم از صنعتي يا سياسي به عنوان يك تهديد نگاه مي كردند تا زماني كه واقعيت آن پذيرفتني بود اما در آنجا نگاه غالب هم از درون ذهنيت تدارك ديدندگان اين نشست كرد هم از ذهنيت رهبران و مسؤولان دولتي كه در آنجا شركت داشتند و هم در رويكرد نهادهاي مدني و حتي شركتهاي فني و تجاري اي كه مجموعاً به عنوان يك فرصت پيش آمده كه حتي انسان و جامعه جديد بتوانند به آن براي غلبه بر ضعف هاي تاريخي در مديريت تاريخي خودش استفاده بكند در آنجا مطرح شد. جزئيات اين رويكرد در سطح كلان ترش رويكردها صحيح تر و سريعتر از بيانيه مصوبي بود كه تا آخرين روزها هم گمان نمي رفت كه اتفاق نظري براي تصحيح اش رخ بدهد. ولي بالاخره بيانيه مصوب ۶۵ ماده اي يك مبنا و يك منشور بود براي پرداختن به جنبه هاي مختلف حقوقي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي و فني هم در سطوح ملي و هم در سطوح منطقه اي و بين المللي.اما اين سؤال براي من مطرح است كه ما چگونه مي توانيم با اين نوع پديده ها منفعلانه برخورد نكنيم؟ منظور از ما ـ عموميت دارد نه محدود به عرصه حكومت مي شوند نه به نهادهاي علمي و تخصصي و نه محدود مي شود به عرصه نهادهاي مدني و گروههاي غيردولتي و نه حتي رسانه ها. مجموعاً بايد به اين مسأله بپردازند. خاطرم هست زماني كه مسؤوليت يك نشريه را داشتم اولين و دومين شماره را به مصاحبه و بخشي از نظر استادان صاحبنظر و … پرداختيم كه درحال حاضر به رحمت خدا پيوستند. اولين ميزگردي كه خود در آن نشريه تشكيل دادم انقلاب ارتباطات و دورنماي فرهنگي جهان بود. در آنجا حرف ما اين بود ببينيم چه اتفاقي در دنيا روي داده صرفنظر از اين كه نسبت به آن خواسته باشيم خوشبينانه يا بدبينانه موضع بگيريم. به نظر مي آيد اين انتقاد كه آقاي دكتر معتمدنژاد خيلي دقيق به آن پرداختند، انتقاد واحدي باشد نسبت به رخدادي به اين بزرگي ما در اينجا در حوزه افكار عمومي و در حوزه نخبگان كمتر پرداختيم به عبارت ديگر اين مانعي مي شود براي شناخت خود مسأله. حتي به نظر من متناظرش نبايد بكنيم چه به عرصه سياست و چه به عرصه اجرايي. رخدادي كه جهان امروز با آن مواجه است «تحت عنوان ورود به جامعه اطلاعاتي» ابعادي دارد فراتر از عرصه سياست، فراتر از عرصه فرهنگ و فراتر از عرصه فن آوري. آقاي نمك دوست هم به درستي اشاره كردند اساساً آن چيزي كه به خوبي قابل مشاهده بود اين بود كه متن اجلاس مغلوب بودن جنبه هاي فني نسبت به جنبه هاي اجتماعي و فرهنگي را نشان مي داد. يعني اينكه در حقيقت با ورود به جامعه اطلاعاتي ما با چه پرسشهاي جديدي مواجه مي شود. مبناي اخلاقي كه دارد چگونه بايد تعريف شود در اين جامعه، مبناي حقوقي كه هست از جمله حقوق بشر، دموكراسي، آزادي بيان چگونه مي تواند در اينجا محقق شود حتي درآنجاهايي كه ايران به طور جدي حرفهايي هم دارد، چگونه مي شود اين گسترش ارتباطات به ارتباطات دوسويه هم منجر شود. به عبارت ديگر مضمون اين ارتباطات، گفت وگويي باشد و به عبارت ديگر در عرصه مونولوگ باقي نماند هر كس فقط حرف بالاتر يا اطلاعات بيشتر دارد زننده حرفها نباشد. اكثريت خاموش يا بخشهاي صامتي كه در جهان امروز هستند چگونه مي شود اينها را به سخن آورد. اينها از جمله مباحثي است كه بايد به آنها پرداخته شود. حرف من اين است كه ما در اين گذر تحول تاريخي جديد كه همه چيز را دگرگون مي كند؛ يادگيري، شيوه زندگي راهكار را، ارتباطات را، فعاليتهاي اقتصادي و علمي را، نمي توانيم با آن منفعلانه برخورد كنيم و براي اينكه منفعلانه برخورد بكنيم نبايد در يك تعطيلي به سر ببريم. در تعطيلي به سر بردن به توجيه بسياري از كمبودها و كاستي ها بخصوص درزمينه هاي سياسي و اجرايي اكتفا نكنيم. براي اينكه بتوانيم در فرصت مناسب به آن بپردازيم اول بايد نگاه معرفتي مان را نسبت به مسأله اصلاح كنيم بعد هم خود به خود جنبه هاي اجرايي اش اصلاح خواهد شد. بنده هم مثل دو بزرگواري كه صحبت كردند معتقد به اين هستم كه اگرچه زيربناي جامعه اطلاعاتي، فني است يعني شبكه اي اطلاعاتي است، اما به زيربناي علمي وفرهنگي اش كه اطلاعاتي است بايد توجه شود. يك جامعه صرفاً با تقويت زيرساخت هاي شبكه اي خودش يك جامعه اطلاعاتي نمي شود بلكه در توليد اطلاعات و در روان بودن اطلاعات و در دو طرفه بودن اطلاعات است كه مي توان ادعاي رسيدن به آن را داشت البته رسيدن به آن لوازمي را مي طلبد. براي مثال ميزان اعتمادي كاربران به اطلاعات پيدا مي كنند كه اين موضوع احتياج به فرآيند طولاني دارد، ميزان موفقيت كه احساس بكنند در استفاده از اطلاعات است و همه اينها يك بحث هاي غيرتكنولوژيك است كه مايل هستم بيشتر بحث به آن سمت كشيده شود.
دكتر شكرخواه: تركيبي كه الان خدمتتان هستيم با يك پيش زمينه كاملاً قبلي نسبت به اجلاس به ژنو رفتيم. سه اجلاس از سال ۸۰ تا ۸۳ در ايران داشتيم كه دوتا اجلاس ميان منطقه اي بوده، آسياي مركزي و غربي و جامعه اطلاعاتي و يك سمينار ديگر هم داشتيم تحت عنوان ايران و جامعه اطلاعاتي در سال ۱۴۰۰ هجري شمسي. بنابراين به موضوع خوب واقف بوديم اينكه چه اتفاقي در پيش رويمان هست و چه تأثيراتي بعدها خواهد داشت، بيگانه با مسأله نبوديم. اما زماني كه به اجلاس رسيديم دوتا شوك همزمان را تجربه كرديم. يك شوك اينكه علي رغم تعقيب جدي كه داشتيم كه چه در اجلاس مي گذرد ازطريق اطلاعاتي كه در مورد اجلاس تا آن موقع منتشر مي شد.
وقتي با خود اجلاس مواجه شديم بسيار بزرگتر از آن حدي بود كه متصور بود و در واقع به سختي مي توانستيد در يك يا دو «پنل» مورد نظرتان شركت كنيد به دليل اينكه چيزي حدود ۱۰۰نشست حاشيه اي همراهش بود ودر واقع كتاب خود اجلاس پلات فرم ICT كه يك نمايشگاه دائمي بود در طول سه روز نمايشگاه در خود آن زمان زيادي را مي خواست كه شما سپري كنيد و يك كتاب قطور بود در مورد اطلاعات مربوط به شركتهاي حاضر در آنجا وخود تقويم اجلاس كه كتاب جداگانه اي بود. اجلاس كلندري داشت كه نشان مي داد چه نشست ها و «پنل ها» وكنفرانس هايي در حاشيه اجلاس وجود دارد اما آن شوك دوم همين تعطيلات تاريخي بود كه دكتر خانيكي اشاره كردند مابراي رفتن خيلي برنامه ريزي نكرده بوديم اميدوارم اين ضعف را بتوانيم براي تونس ـ لااقل جبران كنيم. ما كارتهايي دراجلاس داشتيم اين كارتها را وقتي از گيتهاي مختلف عبور مي كرديم مي زديم وروي مونيتور پليس تصوير شركت كننده قابل شناسايي بود. بحث روز دوم راجع به همين كارتها بود. موضوع گروههاي مدافع «پراي وي سي » و حريم شخصي و شناسايي از طريق فركانس هاي راديويي. مدعوين اعتراض داشتند كه اطلاعات اين كارتها الآن دركدام ديتا بانك مركزي ذخيره شده وآيا در سطح شهر هم قابل تشخيص هست يا نه كه شما كجا هستيد شما از گام اول ثبت نام در ژنو به مسأله جامعه اطلاعاتي گره خورديد تا روز پاياني كه اعلام شد ما دراين اجلاس نصف سيب را گاز زديم نصف ديگرش قرار است در تونس گاز زده شود حتي «بجي »كه روي سينه مقامات بود بحث انگير بود كه آيا اين بجي كه روي سينه مقام نصب مي شود آن هم از جنس قابل پيگيري است يا نيست واطلاعات اش كجا ذخيره شده . تركيبي كه آنجا قابل مشاهده بود جامعه مدني حضور بسيار فعالي داشت گروههاي حقوق بشر پنل هاي زيادي داشتند. گروههاي ديگر جنسيت مسائل زنان ، فمينيسم خيلي حضور فعالانه اي داشتند، رؤساي اتحاديه ها بودند ، بخش خصوصي حتي اگر اشتباه نكنم سومين يا چهارمين سخنران جلسه افتتاحيه بود كه رئيس شبكه ماهواره «ثريا» كه همانطور كه دوستان اشاره كردند به بحث جهان سومي يا دست كم تنوع صدا در آن مجموعه ، رئيس شبكه ماهواره اي ثريا به نمايندگي از بخش خصوصي جهاني حرف زد معترض بودورسماً در نطق اش گفت كه چرا دست از سر بخش خصوصي برداشته نمي شود وچرا مرتب براي ما تنگنا درست مي كنيد. اين سخنراني درحالي بود كه دو روزبعد بايد اعلاميه اصول از داخل كروشه بيرون مي آمد ، هنوز موضوع از كروشه در نيامده بود و خود اعتراضش را اعلام كرد. كه يك سالن اجلاس نيز به «ويديو سنتر» اختصاص داشت وسرويس هايي هم مي دادند متأسفانه جز با كارت خبرنگاري نمي شد وارد آن «پرسنتر» شد وكارتهاي «NGO» يا سازمان غيردولتي را نمي پذيرفتند اما نكته ديگري كه بود به هرحال آنجا ۵۰ نخست وزير، وزير، از ۱۷۶ كشور دنيا حضور پيدا كردند ومن فكر نمي كنم اين رقم خيلي كمي باشد . زمزمه هايي بود كه سران كليدي حضور نداشتند. دليل اين عدم حضور آن بود كه اتحاديه اروپا درگير اجلاس خودشان دربروكسل بودند اما همه وزراي بلندپايه حضور داشتند. در پنل ها مشخص بود كه اجلاس از هدف اصلي خود كه پل زدن روي شكاف ديجيتال هست دارد فاصله مي گيرد چون يك بحثهاي خيلي تيغ دار وجدي مثل بحث حاكميت اينترنت مطرح بود خب يك عده اي معتقد بودند كه «آيكام» آمريكايي بايد دوباره مقدرات اينترنت را به دست داشته باشد در صورتي كه ديدگاهي بود كه معتقد بود بايد آيكام از شكل قدر قدرتي فعلي خودش خارج شود و به دست «ITU» اداره شود كه آقاي دكتر اشاره كردند. به هر صورت حريم شخصي، آزادي مطبوعات آزادي بيان و خيلي بحث هايي كه عملاً با آنچه كه تحت عنوان شكاف ديجيتال مطرح بود ديگر همخواني نداشت. شايد به نظرم تنها جايي كه مي شد اجلاس به شكاف ديجيتال نزديك شود بحثهايي بود كه آفريقاييها راه انداختند.روز دوم بود كه بحث صندوق هاي پيوستگي ديجيتال يا همبستگي ديجيتال مطرح شد. موفق هم شدند موضوع را در بيانيه نهايي بگنجانند اما نه آنطور كه خود مي خواستند كه حتماً بايد به كشورهاي آفريقايي كمك شود براي زيرساخت هاي ارتباطي شان بلكه در بيانيه اصول بالاخره اينطور آمد كه: يك نيروي ضربت زيرنظر دكتر كوفي عنان تشكيل و مفيد فايده بودن يا مكانيزم ايجاد صندوقهاي همبستگي ديجيتال براي آفريقا را بررسي كنند . حال آفريقاييها همان روز، سران شان در بيانيه اي در اجلاس خواستند تا روز ۱۲ دسامبر را روز همبستگي ديجيتال با آفريقا اعلام كنند. نكته ديگري كه قابل اشاره است شايد بشود گفت كه ژنو از نقش بي طرفي تاريخي خود در اين اجلاس خارج شد به دليل اينكه بيانيه راديكاليزم را مي داد و درواقع مي خواهم بگويم كه ژنو منشأ گفت وگوي تازه بين المللي شد. يعني بيانيه اي كه آنجا تصويب شده قطعاً رژيم رفتار بين المللي را تحت تأثير قرار مي داد همانطور كه آن چيزهايي كه در پكن در اجلاس خانواده تصويب شد، تأثيرگذار شد يا آنچه كه در ريودو ژانيرو ـ برزيل كنفرانس ريو براي زمين تصويب شد تأثير گذار شد. براي سياستهاي زيست محيطي، ترديد نكنيد كه اجلاس ژنو يعني تولد بك بستر رفتاري تازه در سطح نظام بين المللي با تمركز روي يافته هاي اطلاعاتي و تكنولوژي هايي كه به اسم ICT جاي خودشان را به جاي IT باز كردند. نكته اي كه به نظر من بسيار قابل توجه بود نطق رئيس جمهور ايران در ژنو بود. اين نطق كوتاه ۶ دقيقه اي بسيار خوب تنظيم شده بود از جنبه مضامين، رئيس جمهور در ليد گفت وگو اشاره اي به يكجانبه گرايي آمريكايي ها در نظام ارتباطاتي شده بود و به نوعي بحث توسعه، آزادي بيان و بسيار پارامترهايي كه بخصوص دانشجويان ارتباطات قطعاً بايد به آن توجه كنند. چون تأثير هربندش مي شود گفت يك تحقيق و رسانه اي است اين نطق تأثير بسيار خوبي داشت. ازنظر زماني هم موقعي سخنراني رئيس جمهور در كنفرانس ارائه شد كه چهره برجسته اي پيرامون سخنراني نبود. سخنران اول راجع به گزارش كار كميته هاي سه گانه اي از بعد نماينده جامعه مدني صحبت كرد. صحبتهاي آقاي كوفي و آقاي زين العابدين رئيس جمهور تونس به عنوان ميزبان بعدي مطرح شد و خيلي موقع خوبي بود و جو جلسه آمادگي كامل براي شنيدن داشت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |