سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۲ - ۱۲ ذيحجه ۱۴۲۴
Tue, Feb 3, 2004
ويژه ۲
شماره ۲۷۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
چشم انداز
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
محبت اهل بيت
حلقه اتصال مردم ايران و مصر
153507.jpg
محسن پاك آيين
«اهل بيت رسول الله عليهم السلام، تاريخ جهاد در اسلام را ساخته اند. يكي از اين قهرمانان جاويد تاريخ، سيدالشهدا، حضرت اباعبدالله الحسين(ع) است. وي براي حاكميت كلمه لااله الاالله، مجاهدت كرد. حسين فرزند مصطفي و خديجه، پسرعلي و فاطمه و برادر حسن مجتبي عليه السلام است و اسلام از جهاد او زنده است.»
اين جملات را چندسال قبل، شيخ «محمدفرحات» امام جمعه مسجد الازهر در سالروز تولد حضرت امام حسين(ع) و در خطبه اول نمازجمعه بيان داشت. مردم مصر ميلاد اباعبدالله را در ۲۸ربيع الثاني جشن مي گيرند. امام جمعه الازهر، خطبه اول نماز را به معرفي خصائل الهي اهل بيت عليهم السلام و حضرت امام حسين(ع) و خاندان مكرم وي اختصاص داد. وي با استناد به روايات نبوي گفت: «دوستي با فاطمه(ع) دوستي با پيامبر(ص) و دشمني با فاطمه، دشمني با پيامبر است.» امام جمعه الازهر با اشاره به روز محشر گفت: در اين روز ندا درمي رسد كه «اي اهل محشر ديده ها را ببنديد، چون فاطمه مي خواهد عبور كند. پس فاطمه به همراه ۷۰ هزارتن از فرزندان خود عبور مي كند.»
محبت اهل بيت عليهم السلام از قرنها پيش حتي قبل از دوران فاطميان با قلب و جان مردم مسلمان مصر عجين شده است. سابقه اين امر به دوره صدر اسلام و دوران فتح مصر توسط سپاه اسلام بازمي گردد. در اين سپاه، جمعي از دوستداران حضرت علي (ع) نظير «ابوذرغفاري» ، «مقداد بن اسودكندي» و «ابوايوب انصاري» حضور داشتند. اين عده آشكارا به ولاي علي مرتضي عليه السلام اهتمام داشتند و به دعوت مردم به سوي علي عليه السلام معروف بودند و هيچ گاه و در هيچ جايي از فراخواندن مردم به ولا و محبت آن حضرت بازنمي ايستادند.(۱)
مؤلف تاريخ شيعه مي گويد: «گزاف نيست اگر بگوييم تشيع در همان روزي كه اسلام وارد مصرشد به مصر راه يافت».(۲) برخي انتصاب «محمدبن ابي بكر» ازسوي حضرت علي (ع) به امارت مصر را از دلايل علاقه مردم به آن حضرت و آل او دانسته اند اما شواهد تاريخي نشان مي دهد كه حتي قبل از خلافت علي(ع) نيز قلوب مسلمانان مصر مملو از عشق به ايشان بوده است.
يكي از دلايل رواج تشيع نسبت به علي(ع) در مصر ـ پيش از آن كه آن حضرت به مقام خلافت برسد ـ «مطلب مقريزي» است. وي مي گويد:«قيس بن سعد انصاري به سوي مصر گسيل شد و در ربيع الاول سال ۳۷ بر مصر درآمد مردم مصر در آن روزها از لشگر و سپاه علي(ع) بودند».(۳) «ابن اثير» نيز درباره حوادث سال ۳۶ـ پس از گزارش خطبه و سخنراني نماينده حضرت علي(ع) كه مردم را براي بيعت با آن حضرت دعوت مي كرد، مي نويسد: «مردم برخاستند و به آن حضرت بيعت خود را اعلام كردند و مصر سامان يافت و علي(ع) كارگزاران خود را برمصر گماشت».(۴) همانگونه كه گفته شد، گماردن محمدبن ابي بكر و قيس جهت اداره مصر و عشق ايشان به پاسداري از حريم اهل بيت عليهم السلام باعث آشنايي بيشتر مردم با فضايل آن بزرگان و افزايش نفوذ معنوي تشيع در آن سرزمين شد. پس از به قدرت رسيدن «عمروبن عاص» ـ كه مردي خبيث و مخالف خاندان پيامبر بود ـ فعاليت گسترده اي در مصر براي دورساختن مردم از اهل بيت عليهم السلام صورت پذيرفت. بسياري كشته و زنداني شدند و شماري تبعيد گرديدند. اما با آن همه خصومت، دوستان حضرت علي(ع) فراوان بودند.
مقريزي مي گويد: (۵) «وقتي علي عليه السلام به شهادت رسيد و معاويه در حكومت خود استقرار و استقلال يافت سربازان و اشراف مصر عثماني بودند، اما بسياري از مردم آن از دوستان علي(ع) به شمار مي رفتند.»
دوران حكومت امويان براي شيعيان و دوستداران اهل بيت عليهم السلام بسيار تلخ و ملال آور بود. در اين دوران، سب و دشنام علي(ع) رواج يافت و دوستان وي در انزوا قرارگرفتند. اينان اگرچه به صورت علني قادر به حمايت از خاندان پيامبر نبودند، اما در دل ولاي آن عزيزان را زنده نگه مي داشتند و نسبت به ادامه راه آنان وفادار بودند. در دوران بني عباس نيز اينچنين بود، اگرچه اين سلسه در اوايل حكومت خود با شعار خونخواهي امام حسين عليه السلام به ميدان آمد، اما پس از مدتي انواع ظلمها و ستمها را نسبت به علويان روا داشت و اين آغازي برنهضت علويان عليه حكومت بني عباس بود.
نخستين علوي كه به مصر وارد شد و مردم با او بيعت كردند «علي بن محمدبن عبدالله» از نوادگان حضرت امام حسن مجتبي(ع) بود(۶) وي تلاشهايي براي احياي تشيع در مصر انجام داد، اما در مقابله با جور و ستم حكام بني عباس ناكام ماند. ديگر قيامهاي علويان در مصر نيز اگرچه باعث تقويت موضع شيعيان و خروج ايشان از انزوا شد، اما آن شوكت و جلال دوران خلافت حضرت علي بن ابي طالب(ع) را احيا نكرد. ظهور فاطميون در مصر آغازي مجدد برافزايش محبت اهل بيت(ع) در اين سرزمين بود. فاطميان از فرقه اسماعيليان خاص بودند كه خود را از نسل حضرت زهرا(ع) مي دانستند و به همين دليل، سلسله خود را فاطمي ناميدند. پس از وفات امام جعفرصادق(ع)، پيروان آن حضرت به شش فرقه تقسيم شدند كه يكي از اين فرقه ها، اسماعيليان خاص بودند. آنها اعتقاد داشتند كه پس از امام صادق(ع)، فرزند بزرگ ايشان يعني اسماعيل به امامت رسيده و مرگ اسماعيل را در زمان حيات پدر كه به سال ۱۴۵ هجري روي داده است، انكار مي كردند. اينان در مورد اسماعيل مي گفتند:(۷) «او نمرده و نخواهدمرد و او مهدي قائم است كه براي نجات امت خود بازخواهدگشت».
نخستين خليفه فاطمي «عبيدالله المهدي» نام داشت كه خود را از نسل «محمدبن اسماعيل بن جعفرالصادق(ع)» و از ذريه حضرت فاطمه(ع) معرفي كرد. وي در سال ۳۰۱با تصرف «اسكندريه» نيت خود را براي فتح مصر آشكار كرد و سلسله فاطميان را در سال ۳۰۸ در تونس تشكيل داد كه دامنه آن پس ازمدتي به مصر كشانده شد.
فاطميان خود را شيعه و محب اهل بيت(ع) مي دانستند و علاقه مند بودند از نام امام به جاي خليفه استفاده كنند تا قرابت خود را به شيعيان بيشتر نشان بدهند.
«عبدالمجيد الجندي» عضو شوراي عالي امور اسلامي مصر و مؤلف كتاب «الامام جعفرالصادق(ع)» درباره حكومت فاطميان و ارتباط آن با حضرت امام صادق (ع) مي نويسد:
«امام صادق عليه السلام در تاريخ اسلام، يگانه امامي است كه عالم و دانشمند بود و تاريخ جهان برپايه انديشه هاي ديني، فقهي، اجتماعي و اقتصادي ايشان استوار بود و براين اساس، دولتها و كشورهاي با عظمتي بنيان يافتند. مصر به ياد دارد كه پس از دوره فراعنه، باشكوه ترين حكومت تاريخ در همين سرزمين استقرار يافت كه قلمرو آن از سواحل اقيانوس اطلس تا خليج سوئز امتداد داشت اين حكومت يعني فاطميان چنانچه به وسيله ارتشهاي ترك مهار نمي شد، قلمرو آن تا قله هاي هيماليا و قلب قاره آسيا امتداد مي يافت.»(۸)
مرحوم «علامه دهخدا» در مورد اولين خليفه فاطميان مي گويد: «عبيداله بن محمدالفاطمي العلوي از فرزندان امام جعفرصادق(ع) امام و مؤسس دولت علويين در مغرب و جدفاطميان در مصر است. در نسب وي اختلاف است. وي در سليمه سوريه سكونت داشت، سپس بسياري از اصحاب خود را در مغرب پراكنده كرد تا ظهور امام زمان (مهدي) را بشارت دهند و مردم را بدو خوانند».(۹)
«اميرالمعزالدين لله» اولين خليفه فاطمي بود كه موفق شد مصر را به تصرف درآورد. فرمانده سپاه وي به نام «جوهر» به اين مهم نايل شد، در حالي كه قبل از وي لشگر فاطميان نتوانسته بود بر تمام مصر مسلط شود. فتح مصر در سال ۳۵۸ هـ.ق روي داد. المعزالدين لله، قاهره را بنياد كرد و از اين پس، قاهره پايتخت مصر شد. وي اهتمام خاصي بر نشر تشيع در مصر نشان داد. در دوران حكومت وي، اذان به سبك شيعيان در مأذنه ها طنين انداز شد، در مسائل ارث، طلاق، نماز جمعه و معاملات، فقه تشيع حاكم و مدح اهل بيت عليهم السلام گسترده شد. يكي از مهمترين كارهاي اين دوره، تأسيس «جامع الازهر» بود. هدف از اين عمل، تدريس فقه شيعه بود. «تسميه الازهر» به حضرت فاطمه زهرا(ع) نسبت داده شده است.
«المعزالدين لله اين مدرسه بزرگ را تأسيس و جوهر و موقوفات عظيمي براي آن وضع كرد و خود او و خلفاي فاطمي موقوفات آن را توسعه دادند. همه اين كوششها با اين هدف مبذول شد كه فقه آل محمدصلي الله عليه وآله و مذهب تشيع در آن تدريس شود».(۱۰)
بنا به تصريح «جلال الدين سيوطي»، وي پس از تسخير قاهره و كمك به قحطي زدگان اين شهر، به ذكر مناقب رسول الله (ص) و اهل بيت عليهم السلام دستور داد. او به خطبا امر كرد كه به ذكر مناقب رسول اكرم(ص)، علي(ع)، فاطمه(ع)، حسن (ع) و حسين(ع) بپردازند.
«الحاكم بامرلله» خليفه ديگر فاطميان بيش از اسلاف خود به ترويج تشيع پرداخت. در زمان وي، دانشكده اي به نام «دارالحكمه» براي تدريس فقه و لغت تأسيس شد و بزودي مبدل به بزرگ ترين كتابخانه عصر خود گرديد.
فاطميان علي رغم ترويج مذهب شيعه به ديگر مذاهب نيز به ديده احترام مي نگريستند و دانشگاه الازهر مركز بحث و گفت وگو بين علماي اسلام از مذاهب گوناگون و حتي دانشمندان مسيحي با متفكران اسلامي بود.
مرحوم «سيف آزاد» در كتاب «تاريخ خلفاي فاطمي» شرح مبسوطي از مراكز علم و دانش فاطميان بيان مي كند و از جمله مي گويد: « جامع الازهر نه فقط مركز دعوت فاطميان بود، بلكه علماي شافعي و حنفي و غيره هم در آن اجتماع مي كردند.»
«فاطميان در علم و حكمت تعصب به خرج نمي دادند و در مقابل علماي شيعه و سني با گشاده رويي رفتار مي كردند.»(۱۱)
«الحاكم بامرالله فاطمي در زمان خود دو تن عالم مالكي را براي تعليم فقه دعوت كرد».(۱۲)
در دوره فاطميان، برپايي مراسم جشن و عزاداري در ايام تولد يا شهادت اهل بيت عليها السلام رواج پيدا كرد. زيارت و بوسيدن مقابر متبركه، توسل به ائمه عليها السلام و بويژه گراميداشت روز عاشورا گسترش يافت. وجود سه حرم متبرك در قاهره، يعني مقام رأس الحسين عليه السلام، مرقد حضرت زينب عليها السلام و مرقد سيده نفيسه، عوامل اصلي افزايش محبت آل محمدصلي الله عليه وآله در جامعه مصر است. اين حرمها امروز نيز زيارتگاه عاشقان اهل بيت عليها السلام هستند.
مشهد رأس الحسين عليه السلام، يكي از زيارتگاههاي اصلي مسلمانان مصر است. آنها معتقدند سر مبارك حضرت امام حسين عليه السلام در اين محل دفن شده است. مردم مصر در دوران فاطميون، اين مكان را ارج و قرب فراوان مي داشتند و بويژه در روز عاشورا با برپايي عزاداري و نوحه خواني در كنار اين مرقد و قرباني كردن شتر و گاو و گوسفند ارادت خود را نسبت به آن حضرت ابراز مي كردند. اگر چه پس از دوران فاطميان، اين مراسم منسوخ شد، اما هنوز هم در روز عاشورا خطبا و ائمه جمعه بخصوص در مسجد الازهر پيرامون قيام خونين كربلا سخن مي گويند و ياد شهداي عاشورا را گرامي مي دارند.
همچنين در ايام ميلاد حضرت امام حسين(ع) سه شب در مصر جشن گرفته مي شود و فرقه هاي مختلف مذهبي از جمله بهره ها، صوفيه و دراويش با برپايي آيين هاي جشن و سرور به شعر خواني و مديحه سرايي در وصف آن حضرت مي پردازند.
يكي از توفيقات نگارنده اين بود كه در شب تولد حضرت امام حسين(ع) طبق سنت معمول مصر ( ۲۸ ربيع الثاني) در قاهره بودم و شكوه و عظمت گراميداشت اين روز را توسط عاشقان آن حضرت از نزديك مشاهده كردم. در شب ميلاد، ازدحام جمعيت چنان زياد بود كه امكان ورود حتي به صحن مسجدي كه حرم در آن واقع است، ميسر نشد. فرقه هاي مختلف شيعه در كنار برادران اهل تسنن تا پاسي از شب، با مولوديه خواني و پايكوبي نسبت به اهل بيت عليهم السلام ابراز محبت كردند. گروه زيادي از شيعيان بهره كه مركز آنان در هند است و در مصر فراوان هستند، به همراه قطب بزرگ و رهبر ديني خود در اين مراسم شركت كرده بودند. بسياري از آنان رنج سفر از هند را براي زيارت رأس الحسين(ع) به جان خريده بودند. جمع كثيري از اين افراد را زنان تشكيل مي دادند. حرم مدتي براي ايشان قرق بود تا بدون دغدغه زيارت كنند.
برخي مورخان معتقدند سر مبارك امام حسين(ع)، نخست در قدس شريف دفن بوده و بعداً به قاهره آورده شده است.
در اين مورد، «مقريزي» مي نويسد:
«افضل بن امير الجيوش» وقتي بر قدس دست يافت و وارد «عسقلان» شد، در آن جا خرابه اي بود كه سر حسين بن علي(ع) در آن مدفون بود. افضل اين سر را از خاك بيرون آورد و آن را معطر ساخت و در ميان سبد و زنبيلي مخصوص در بهترين خانه اي كه در عسقلان وجود داشت، نهاد، و آن خرابه را بازسازي و آباد كرد. وقتي كارش در عمران و آبادي اين ويرانه به پايان رسيد، رأس شريف را افضل برسينه خود حمل مي كرد و پياده آن را با خود برد تا به همين محلي كه در قاهره به مشهد رأس الحسين عليه السلام معروف است، رسانيد. حمل اين سر از عسقلان به قاهره در روز يكشنبه هشتم جمادي الاخر سال ۵۴۸ هـ.ق انجام گرفت و گويند اين رأس شريف وقتي كه از مشهد خود در عسقلان بيرون آورده شد، ديدند از آن خون مي ريزد و خون آن بند نمي آيد و بوي خوشي به مانند بوي مشك از آن متصاعد است.(۱۳)
ابن بطوطه نيز مي نويسد:
يكي از مزارهاي شريف، مشهد مقدس عظيم الشأن رأس الحسين بن علي عليه السلام است كه بر آن، رباطي بسيار بزرگ و ساختماني شگفت آور بنا كردند و حلقه هاي در و روكشهاي آن از نقره است. و در واقع، حق اجلال و تنظيم اين مشهد مقدس با چنين بناي فاخري ادا شده است.
وي همچنين مي نويسد:
در قدس، مشهد معروفي است، زيرا حسين بن علي(ع) قبل از آن كه به قاهره منتقل شود، در آنجا قرار داشت. امروز نيز اين مشهد داراي بناي عظيمي است كه از مشاهد اهل البيت عليهم السلام به جز مشاهد معصومين عليهم السلام كم و كسر ندارد.(۱۴)
بر روي ديوارهاي مسجد رأس الحسين(ع) آيات و احاديث فراواني در مدح اهل بيت عليهم السلام نوشته شده است؛ از جمله «احب اهل بيتي الي الحسن والحسين» و «قل لااسئلكم عليه اجراالاالموده في القربي»(۱۵) و اين نشان دهنده عمق علاقه مردم اين كشور به خاندان عصمت و طهارت است.
«از جملات فراواني كه در مدح اهل بيت بر ديوارهاي مسجد نوشته شده، بايد ياد كرد، جمله «مقام رأس الحسين كعبه مصر است».(۱۶)
مزار متبرك حضرت زينب (ع) نيز يكي ديگر از اماكن زيارتي قاهره است. برخي از مورخان معتقدند آن حضرت پس از اقامت در مصر در همين سرزمين وفات كرده و در قاهره دفن شده است. برخي ديگر نيز معتقد به فوت و دفن آن حضرت در شام هستند و عده اي نيز مزار ايشان را مدينه مي دانند.
«از مهمترين كتابهايي كه به سفر حضرت زينب (ع) به مصر اشاره كرده است، اخبار الزينبات نوشته يحيي بن الحسن الحسيني العبيدلي الاعرجي است و آيت الله العظمي نجفي مرعشي رحمة الله نيز در مقدمه خود براين كتاب، آن را متني قابل اطمينان دانسته اند. اين كتاب پيرامون سفر حضرت زينب (ع) به مصر و در گذشت ايشان در مصر در نيمه رجب ۶۲ يا ۶۳ هجري سخن گفت است. آيت الله قاضي طباطبايي رحمة الله نيز در كتاب اول اربعين حضرت سيدالشهدا (ع) ضمن تأييد روايت اخبار الزينبات به ۱۲ منبع ديگر كه سفر حضرت زينب (ع) به مصر و درگذشت آن حضرت را در قاهره تأييد مي كند اشاره كرده است. از طرف ديگر، محققان ديگري در مستند بودن اخبار الزينبات شك و روايت سفر آن حضرت را به مصر رد كرده اند و معتقدند آن حضرت به شام سفر كرده اند.»
راجع به سفر حضرت زينب (ع) به قاهره مشهور است كه آن حضرت مدتي به عنوان مشاور ويژه حاكم مصر در عصر خود منصوب شد و لقب صاحبه الشوري داشت و در مدت اقامت خود در مصر با تشكيل جلسه هايي، معارف اسلامي و قرآن كريم به زنان تدريس مي كرد.
مردم مصر بوسيدن ضريح، تضرع و توسل به حضرت زينب (ع) براي برآورده شدن حاجات را روا مي دانند و همانند شيعيان درسوگ اهل بيت عليهم السلام و منسوبين به آنها عزاداري مي كنند.
طواف عروس در حرم حضرت زينب (ع) نيز مرسوم است و نگارنده در چند مورد شاهد اين مراسم بوده است. محل طواف زنها و مردها در حرم مطهر از يكديگر جداست و بوي عطر فضاي روحاني حرم را معطر مي كند. مردم مصر كه شافعي مذهب هستند، بين اذان و اقامه به تلاوت قرآن مجيد گوش فرامي دهند.
برخي همانند برادران شيعه خود دست باز نماند مي خوانند و بعد از نماز با فشردن دست به يكديگر «تقبل الله» مي گويند.
بسياري معتقدند حرم حضرت زينب(ع) داراي كرامات درخشان و غيرانكاري بوده و شايد به همين دليل است كه در طول روز نمي توان اطراف ضريح را خالي از زائر ديد.
مرقد «سيده نفيسه» نيز از مزارات متبرك قاهره است. سيده نفيسه دختر حسن بن زيدبن حسن بن علي بن ابي طالب (ع) است. مردم مصر احترام خاصي براي اين بانوي عالمه و عابده قائل هستند و در طول هفته دراويش در اين محل اجتماع مي كنند و دسته جمعي به ذكر و زيارت مي پردازند. برروي يكي از ديوارهاي اين حرم، قسمتي از دعاي افتتاح «اللهم انا نرغب اليك في دوله كريمه…» بر تابلوي زيبايي نصب شده و جالب اين كه در زير آن نوشته شده بود: «تقديم به مهدي (ع)» در داخل حرم نيز تابلوهايي ديده مي شود كه برروي آنها آياتي در مدح اهل بيت عليهم السلام نوشته شده بود. پدر سيده نفيسه از طرف منصور خليفه عباسي پنج سال حاكم مدينه بود. سپس زنداني شد و تمام دارايي اش توقيف گشت، سيده نفيسه با شوهرش اسحاق (پسر امام صادق عليه السلام) ـ به مصر رفت و در رمضان ۲۰۸ هـ . ق درگذشت. او صاحب كرامات بسيار بود و مستجاب الدعوه و زن شكوهمندي كه سخن و سيماي او نردبان آسمان بود و خانه اش ملجأ و پناهگاه تهيدستان و بي پناهان. سيده نفيسه معاصر امام شافعي بود. وقتي شافعي درگذشت، او بر جنازه اش نماز خواند.
وقتي سيده نفيسه درگذشت، اسحاق مي خواست جسد او را به مدينه ببرد. مردم اشك ريزان بر درخانه اش جمع شدند و از او خواستند كه مشهد نفيسه در مصر باشد، نفيسه را در خانه محل سكونتش به خاك سپردند. او در ماه رمضان در گذشته بود و مردم روزه دار بر او مي گريستند.(۱۷)
در مورد جامعه و مردم مصر بايد گفت اين مردم بسيار مذهبي هستند و دين اسلام را به عنوان تنها هويت تاريخي و فرهنگي خود مي شناسند و از ابراز علايق اسلامي خود پرهيز نمي كنند. قاهره شهره هزار مأذنه، شهر مساجد بزرگ و تاريخي و شهر نماز جمعه و جماعت است. اكثر زنان قاهره با حجاب هستند. معمولاً صداي قرآن مجيد در خيابانها و مغازه ها طنين انداز است. در مصر تعصب مذهبي و عناد با تشيع به اندازه اي كه در بين وهابيون ديده مي شود وجود ندارد. محبت به اهل بيت عليهم السلام مي تواند فصل مشترك مسلمانان ايران و مصر باشد. روش اكثر نويسندگان مصري در طول تاريخ نسبت به وقايع صدر اسلام به ويژه مسأله جانشيني پيامبر (ص) منصفانه بوده است.
كتاب «الامام علي بن ابي طالب» كه در چند جلد توسط «عبدالفتاح عبدالمقصود» نويسنده مصري نوشته شده گواه اين مدعا است. بسياري از نويسندگان مصري در مورد علم وفقاهت امام ششم شيعيان (ع) قلم زده اند.
«عبدالحليم الجندي» نويسنده كتاب «الامام جعفر الاصادق (ع) » در توصيف ايشان مي گويد:
فقه شيعي يكي از دو رودخانه اي است كه تمدن اسلامي را بارور كرد و قانونگذار مصري براي اجراي قانون خانواده از اين منبع استفاده نمود. امام جعفر صادق (ع) درواقع، قله شكوهمند فقه اهل بيت پيامبر عليهم السلام به شمار مي رود. او در فقه امام بود، در زندگي خود براي مسلمانان امام بود و مسلمانان امروز گنجينه هاي گرانبهاي خود را به صورت ناب و بدون هيچ شائبه اي از ايشان مي دانند… با توجه به موقعيت آن حضرت در ميان اهل بيت عليهم السلام حقيقت اين است كه ايشان بدون استثناء بر كليه فقها ارجحيت دارند.» (۱۸)
«خالد محمد خالد» در كتاب خود «ابناء الرسول في كربلا» نوشته است: زماني كه آيه مباركه: «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا» نازل شد حضرت رسول، علي و فاطمه و حسن و حسين را زيركسا (ملافه) جمع كرد و فرمود: اينان اهل بيت من هستند.
دنيا و هر آنچه از پستي ها و پليدي ها دارد، همان رجسي بود كه خداوند آن را از خاندان پيامبر اكرم عليهم السلام دور كرد.
غيراز قاهره، آثار محبت اهل بيت عليها السلام در بسياري ديگر از مناطق مصر نيز و جود دارد. در منطقه «صعيد» به ويژه استانهاي «قنا» و «اسوان» گروهي از منسوبان به حضرت امام جعفر صادق (ع) به نام «جعافره» زندگي مي كنند. تعداد جعافره در مصر به دوميليون نفر مي رسد. آنها تفكراتي نزديك به شيعه دارند و با اهل سنت همزيستي برادرانه دارند.
«بهره »ها گروه ديگري از شيعيان اسماعيليه آفريقا هستند كه در بسياري از مناطق مصر زندگي مي كنند.
«ژان كلودپن راد» از محققان فرانسوي در مورد اين فرقه مي گويد: (۱۹)
در آسياي شرقي، شيعه سه گروه دارد كه همه گجراتي اند و زبانشان گجراتي است اولين آنها گروهي اسماعيلي به نام بهره هستند اين تقسيم بندي مربوط به دو خانواده است به نام «مستغني» و «نزاريه» كه از مستغني دوشاخه باقي مانده يكي سليماني در يمن و ديگري بهره در هند. اينان (بهره ها) ثروت زيادي كسب كردند وغالباً تحصيلكرده و اكثراً مهندس بودند و توانستند مراكز نيايشي به وجود آورند و در امور مذهبي بخصوص در قاهره سرمايه گذاري نمودند. به اعتقاد اينان مقبره حضرت زينب عليها السلام در دمشق نيست، بلكه در قاهره است. مسجدي هم به نام مسجد حسين عليه السلام دارند و آن را بازسازي كردند و معتقدند سرامام حسين (ع) در دمشق دفن نيست، بلكه به قاهره آورده شده است. اينان مسجد الحكيم را بازسازي كردند.
فرقه هاي صوفي كه از پيروان حضرت امام علي (ع) و از محبان اهل بيت عليهم اسلام هستند نيز جدا از قاهره در شهرهاي ديگر مصر سكنا دارند. رهبران جنبش صوفيه درمصر به دليل علاقه خود به خاندان رسول الله (ص) همواره برپا دارنده شعائر شيعي و حافظ حريم اهل بيت عليهم السلام بوده اند.
در كتاب «جغرافياي تاريخي و انساني شيعه در جهان اسلام» از مناطق ديگري در مصر كه پايگاه محبان اهل بيت بوده، ياد شده است.
«اهالي قريه اي در مصر به نام ارمنت از شيعيان بوده اند كه خبر آن در كتاب الطالع السعيد آمده و بعدها تشيع در آن كاستي گرفته است.»
اين حوقل نيز گفته: «از اولاد قبطيان، غيلان ابومروان، رئيس غيلانيه فرقه اي از شيعه هستند.»
ابن اثير در سال ۵۸۴ هجري از قيام تعداد ۱۲ نفر شيعه در قاهره نام مي برد كه ياعلي ياعلي مي گفتند(۲۰).
در همين كتاب، خبر از تشيع در شهري به نام «اسفون» داده شده كه در آن نيز تشيع به تدريج كاهش يافته است. «مقدسي» نيز در قرن چهاردهم آورده بود كه مردم بالاي قصبه «فسطاط» و «صندقا» شيعي اند. وجود اين علايق در ميان مسلمانان مصر و همچنين نقش بهره ها، صوفيه، جعافره و ديگر گروه هاي دوستدار اهل بيت عليهم السلام از سويي و تفكر روشن برخي از علماي مصر نظير شيخ محمود شلتوت و علامه محمد غزالي زمينه مناسبي براي فعاليت در جهت تقريب بين مذاهب اسلامي در مصر فراهم آورده است.
در دهه ،۷۰ افزايش ارتباطات علماي شيعه و سني و فعاليت گسترده مرجع فقيد شيعيان جهان حضرت آيت الله العظمي بروجردي رحمة الله زمينه تأسيس دارالتقريب مصر را فراهم كرد. آيت الله فقدرحمةالله براي بهره برداري مثبت از اين ارتباطات، علامه شيخ محمدتقي قمي را كه مردي دانشمند و علاقه مند به اتحاد مسلمين بود، به مصر فرستاد. ايشان پيام آيت الله العظمي بروجردي رحمةالله را به شيخ مجيد سليم كه مقام شيخ الازهر را در آن زمان داشت، ابلاغ كرد. پيام متقابل شيخ سليم به آيت الله العظمي بروجردي رحمة الله باب مكاتبه و مراوده بين دو مركز مهم شيعه و سني را گشود. سفر يكي از علماي مصر به نام شيخ حسن باقوري به ايران، انتشار كتاب «مختصرالنافع» علامه حلي و تفسير «مجمع البيان» شيخ طوسي در مصر و برپايي مجلس عزاداري حضرت امام حسين عليه السلام از سوي دانشگاه الازهرا از دستاوردهاي ارتباطات علماي شيعه و سني بود. ديري نگذشت كه موضوع تدريس فقه مذاهب اسلامي در دانشگاه الازهرا به عنوان مصوبه اي در ماده سوم اساسنامه دارالتقريب گنجانده شد.
فتواي شيخ محمود شلتوت رئيس دانشگاه الازهر مبني بر جايز بودن پيروي از فقه شيعه، حادثه مهم ديگري بود كه قرابت و نزديكي تفكرات علماي شيعي و سني را نشان مي داد. وي به عنوان بزرگترين مرجع رسمي اهل سنت با كمال صراحت فتوا داد كه پيروان مذهب شيعه اثني عشري با ديگر مذاهب اسلامي از نظر برخورداري از امتيازهاي اسلامي بودن برابر هستند و به اهل سنت و جماعت اجازه داده مي شود در صورت تمايل از فتاوي علماي شيعه جعفري پيروي كنند.
عشق و علاقه مردم مصر به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام كه ريشه در صدر اسلام دارد، هنوز جوشان است. ياد دوران خلافت دادگسترانه حضرت علي (ع) در مصر و قبور متبرك حضرت زينب (ع)، رأس الحسين (ع)، سيده نفيسه و مالك اشتر نخعي در اين كشور هنوز زنده است، زنده مي ماند و شعله اين محبت را فروزانتر خواهد كرد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي بدانديشان و تفرقه گرايان ـ چه از وهابيون و چه از روشنفكران غربگرا ـ تلاش فراواني براي خاموش كردن عشق اهل بيت عليهم السلام در قلوب مسلمانان مصر به عمل آوردند. كتب بسياري نوشته و سخنان فراواني گفته شد، اما وجدان شيعي مردم مصر همچنان بيدار است و ولاي آل الله، حلقه اتصال شيعه و سني در اين سرزمين و نقطه اشتراك مردم ايران و مصر است.
اهل بيت عليهم السلام در طول تاريخ با جهاد و شهادت و ايثار، اعتلاي كلمه الله و مجد و عظمت و مسلمانان را ضمانت كردند و در اين عصر نيز محبت ايشان باعث اتحاد مسلمانان و غلبه بر شرك و كفر جهاني خواهد شد.
انشاءالله
۱ـ تاريخ شيعه، علامه محمدحسين مظفر، ترجمه دكتر سيدمحمدباقر حجتي، ص .۲۸۵
۲ـ همان منبع، ص .۲۵۷
۳ـ همان منبع، ص ،۲۵۸ به نقل از الخطط، .۱۴۹‎/۴
۴ـ همان منبع ص ،۲۵۸ به نقل از الكامل .۱۶۰‎/۳
۵ـ همان منبع، ص ،۲۵۹ به نقل از الخطط .۱۵۱‎/۴
۶ـ علي بن محمدبن عبدالله بن حسن بن حسن بن علي بن ابي طالب عليه اسلام.
۷ـ نهضت قرمطيان، دكتر حسينعلي ممتحن، ص .۹
۸ـ الامام الصادق، عبدالحليم جندي، نسخه عربي، ص .۴
۹ـ نهضت قرمطيان، دكتر حسينعلي ممتحن، .۵۸
۱۰ـ تاريخ شيعه، علامه محمدحسين مظفر، ص ،۲۷۱ پاورقي.
۱۱ـ تاريخ خلفاي فاطمي، ص ،۲۸ مندرج در نهضت قرمطيان.
۱۲ـ النجوم الزاهره، ج ،۶ ص ،۱۷۲ مندرج در نهضت قرمطيان.
۱۳ـ تاريخ شيعه، علامه محمدحسين مظفر، ص ،۲۸۰ پاورقي.
۱۴ـ الرحله، صفحات ۲۱ و .۳۴
۱۵ـ مصر از زاويه اي ديگر، جميله كديور، ص .۴۹
۱۶ـ همان، ص .۶۹
۱۷ـ همان، ص .۴۹
۱۸ـ الامام جعفر الصادق، عبدالحليم جندي، صفحات ۴ و ،۵ متن عربي.
۱۹ـ ژان كلود پن راد، «بولتن دفتر مطالعات سياسي و بين الملل»، شماره .۷۱
۲۰ـ جغرافياي تاريخي و انساني شيعه در جهان اسلام، محمدرسول جعفريان، ص .۳۷


|   شناسنامه   |   آرشيو   |