سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۲ - ۱۲ ذيحجه ۱۴۲۴
Tue, Feb 3, 2004
ويژه ۳
شماره ۲۷۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
چشم انداز
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
«محمود عثمان» عضو شوراي انتقالي حكومت عراق:
آن سوي خبر
مقاومت فاقد رهبران سياسي است
«پاتريك سيل» نويسنده انگليسي در مقاله اي سؤالاتي را پيرامون صدام حسين، رئيس جمهور مستبد عراق مطرح كرده و خود نيز به آنها پاسخ داده است. آنچه در زير مي خوانيد، مجموعه سؤالات و پاسخهاي اين نويسنده انگليسي است.
\ آيا صدام حسين همچنان كه بوش او را توصيف مي كرد، جلاد، قاتل و طغيانگر بود؟
* صدام حسين براي باقي گذاشتن ملت عراق در فقر و گرسنگي از هيچ كوششي فروگذار نكرد و براي حفظ حاكميتش افراد زيادي را از راه زنداني كردن و آدم ربايي به كشتن داد و اگر شخصي در حاكميت او شك مي كرد، جزاي او مرگ بود و صدام حسين سلطنتش را در بالاي اجساد دوستان و در سايه ايجاد رعب و وحشت در مردم بنا كرد.
\ آيا جنگ عليه عراق مشروعيت داشت؟
* هرگز .... چنين نبود، جنگ با هدف فريبكاري و اشغالگري آغاز شد. ادعاي وجود سلاحهاي كشتار جمعي در عراق نيرنگي بود تا آمريكا و انگليس به اهداف خصمانه خود دست يابند و اتهام داشتن روابط با «اسامه بن لادن»، نيرنگي از سوي بوش بود. نتيجه اين جنگ ويراني تأسيسات زيربنايي و كشتار مردم عراق بود تا هدف آمريكا براي سرنگوني رژيم صدام تحقق يابد.
\ آيا دستگيري صدام تضميني براي انتخاب مجدد بوش در نوامبر ۲۰۰۴ است؟
* شكي نيست كه بوش براي انتخاب مجدد تلاش مي كند. به همين دليل وي، صدام را شيطان بزرگ ناميد تا عدم خصومت شخصي او را به اثبات برساند و ديدگاهها نسبت به بوش پدر و پسر تغيير كند. از سوي ديگر، بوش با دستگيري صدام و دادن دستور به «سيا» براي بازجويي از وي قصد دارد تا موفقيت ديگري را ثبت كند و افكار عمومي را در آمريكا تغيير دهد. در حقيقت، لحن رئيس جمهور آمريكا براي محاكمه صدام از روي قاطعيت نبود: در اين حال، دولتهاي اروپايي نيز با تأييد مواضع آمريكا در اين مرحله به دنبال بهبود روابط با واشنگتن هستن، تا با كاهش بدهيهاي عراق، سهم بيشتري از قراردادهاي بازسازي را نصيب خود كنند. اما در مقابل، اوضاع امروز واشنگتن را نبايد با نوامبر ۲۰۰۴ مقايسه كرد. زيرا در صورتي كه مقاومت و كشتار نظاميان آمريكايي در عراق ادامه يابد، پيروزي بوش موقتي خواهد بود و به ضعف وي در رقابت انتخاباتي خواهد انجاميد.
\ آيا مقاومت ملت عراق در برابر اشغالگري آمريكاييها با وجود دستگيري صدام ادامه خواهد يافت؟
* جواب اين سؤال مثبت است، مقاومت نيز سلطه گري را كاهش مي دهد و ملت عراق تنها به دنبال، بيرون راندن آمريكاييها خواهند بود. مقاومت كه از شبح صدام رهايي يافته به ملي شدن و مشروعيت يافتن نزديك مي شود. و در آينده اشخاص ديگري به نيروهاي مقاومت مي پيوندند و آن را فعال تر خواهند كرد. پيش داوري در باره پايان كار مقاومت بسيار دشوار است، زيرا فاقد رهبري سياسي واحد است و هدف آن، جز بيرون راندن آمريكايي ها نيست.
اما تاكتيك جديد ارتش آمريكا، اعتماد فراوان برجاسوسان و بكارگيري نيروهاي ويژه آموزش ديده، ويراني خانه ها و شليك گلوله برتظاهر كنندگان است. اين همان تاكتيك اسرائيل در سرزمين هاي اشغالي بود كه افزايش روحيه مقاومت را در پي خواهد داشت.
\ آيا آمريكا با دستگيري صدام از امنيت بيشتري برخوردار شده است؟
* خير آمريكا و اسرائيل در جهان عرب و اسلام به دليل اتخاذ سياستهاي سلطه گري داراي چهره كريهي هستند كه جنگ با (تروريسم در حقيقت، مبارزه با اسلام) و هم پيماني با اسرائيل، روحيه دشمني با آنها را دو چندان كرده است. حمايت از سياست وحشيانه شارون، عذاب بيشتري را بر آمريكا تحميل خواهد كرد. جنگ عراق ابعاد تازه تري از سياست آمريكا را در برابر اعراب و مسلمانان نشان داد. اشغال نظامي عراق، كشتار، اداره استعماري اين كشور، عظمت اعراب را جريحه دار كرده و آنها به دنبال اثبات حقانيت خود هستند.
\ آمريكا از عراق چه مي خواهد؟
* بوش و بلر، برقراري دموكراسي پيشرفته را هدف اصلي عنوان مي كند كه در پي تحقق آن از عراق، عقب نشيني خواهند كرد. آنها ادعاي بازگرداندن حاكميت به عراق را در اولين فرصت دارند. اين ادعاها، عواطف را بر مي انگيزد اما ترديدهايي را به دليل اهداف نيروهاي هم پيمان در عراق ايجاد مي كند. سؤالي در اين جا مطرح مي شود آن است كه «آيا آمريكا و انگليس براي تشكيل عراق قدرتمند، يكپارچه و مستقل در جهان عرب تلاش مي كنند؟ يا آنها به دنبال تضعيف عراق از راه فدرالي كردن آن هستند، تا تهديدي براي منافع نفتي غرب يا اسرائيل محسوب نشوند.
ترديدها زماني شكل واقعي مي گيرند كه ارتش آمريكا، برنامه اي براي عقب نشيني از عراق حتي پس از تسليم حكومت به صاحبان اصلي ندارد. و زماني كه از سخنگوي ارتش آمريكا در اين باره سؤال مي شود، اظهار مي دارد واگذاري حكومت به مردم تا دو سال ديگر امكان پذير نيست، بنا بر اين اشغال نظامي، ادامه خواهد داشت و اين بامقاومت ملت عراق ارتباط پيدا مي كند. نتيجه آن كه جنگ، اشتباهي بزرگ بود و شايد براساس اظهارات «ال گور» معاون رئيس جمهوري سابق آمريكا، بزرگترن اشتباه اين كشور، طي ۲۰۰ سال اخير در سياست خارجي باشد، اما سؤال مهمتر آن است كه آيا دستگيري صدام به آمريكا ، اجازه اعلام پيروزي و خروج از عراق را خواهد داد.
ترجمه: حميدرضا رسولي
منبع: روزنامه الحيات
«محمود عثمان» عضو شوراي انتقالي حكومت عراق:
واقع بينانه به مسائل نگاه مي كنيم
153510.jpg
«محمود عثمان» عضو شوراي انتقالي حكومت عراق از مخالفت آمريكا در واگذاري نقش مؤثر به سازمان ملل متحد در بازگرداندن قدرت به مردم اين كشور خبر داد.وي بر نارضايتي نيروهاي هم پيمان مبني بر دعوت از شوراي سازمان ملل متحد براي مشاركت در اين عمليات اشاره داشته، به ويژه اينكه از «كوفي عنان» دبيركل آن سازمان، اعزام نماينده به عراق را خواستار شده است.عضو شوراي انتقالي حكومت عراق در گفت وگو با روزنامه «الحيات»، بازگشت حاكميت رابه عنوان يك اصل اساسي معرفي كرد، كه آمريكا به دليل منافعش آن را به تأخير مي اندازد، زيرا براي انتخاب مجدد «جورج بوش» تلاش دارد.
در ذيل، مشروح مصاحبه محمود عثمان، از نظر شما خوانندگان گرامي مي گذرد تا از نظرات طرح شده در مورد آينده حكومت عراق آگاهي بيشتري يابند.
| كردها، حكومت فدرالي در كردستان را خواستارند. به نظر شما، حكومت مورد تقاضاي آنها براساس قوميت، جغرافيا يا ساختار اداري است؟
* حكومت فدرالي مورد درخواست كردها براساس اتحاد داوطلبانه، در چهارچوب عراق جديد است، كه ما در حال بازسازي ساختارهاي آن هستيم. عراق از دو مليت اصلي، يعني عربها و كردها تشكيل شده و اقليتهايي چون تركمان ها و آشوري ها، با دين و مذاهب مختلفي نيز در آن حضور دارند؛ در سال ،۱۹۹۲ پارلمان كردها تصميم به برقراري رابطه ميان مركز و منطقه كردنشين در شمال گرفت، اما ما فدرال را براساس شرايط جغرافيايي خواهانيم، بنابراين حكومت فدرالي در شمال عراق، تنها منطقه كردنشين را در برنمي گيرد وتركمان ها، آشوري ها و عربهايي را كه در اين منطقه زندگي مي كنند نيز شامل مي شود. بعد از سال ،۱۹۹۲ جنگي ميان اتحاديه كردستان و حزب دموكرات كردستان درگرفت كه قراردادهاي واشنگتن و آنكارا به آن آرامش بخشيد و به اين صورت، آتش درگيري هاي داخلي در كردستان خاموش شد. اكنون طرح فدرالي كه پارلمان كردها براي آن تصميم گيري كرده اند، با طرحي كه نمايندگان مناطق كردنشين به شوراي حكومت انتقالي فرستاده اند، تفاوت دارد. ما نيز طرح اداره دولت عراق را در زمان انتقال قدرت به شورا ارائه كرده ايم كه اين طرح، تمايلات كردها را نيز دربرمي گيرد و مشروح آن در قانون اساسي دائمي كشور به ثبت خواهد رسيد.
| چگونه مي خواهيد با مركز ارتباط برقرار كنيد؟
* براساس طرح كردها در حكومت فدرالي، مركز مسؤوليت سياستهاي خارجي، دفاعي، مالي، بودجه، پول و هر آنچه به حاكميت كشور مرتبط است را برعهده خواهد داشت و از سوي ديگر، نظارت بر منابع طبيعي چون نفت و معادن به شرط اختصاص سهم معقولي از درآمدهاي آن به مناطق فدرالي، برعهده مركز خواهد بود. ما نيز ايجاد سه نهاد در مركز را ضروري مي دانيم، نخست، پارلمان كه انتخاب امضاي آن با ملت عراق است. دوم، شوراي مليتها كه به عنوان نمايندگاني براي حفظ حقوق اقليتها محسوب مي شود و سوم، قوه قانونگذاري يا قوه حكومت كه اختلافات را برطرف مي كند. دليل اصلي درخواست حكومت فدرالي، جداسازي عراق نيست. بلكه ما برعكس، فعاليت به شكل يك اتحاديه را خواستاريم. اما در ضمن ضمانت براي حضور مؤثر در آينده و حفظ حقوق در عراق را خواهانيم، كه فدرالي به نوعي آن را تأمين مي نمايد. ملت كرد از بدو تأسيس دولت عراق بسيار رنج برده است كه جنگهاي فراوان، به كارگيري سلاحهاي شيميايي عليه آنها، ويراني شهرها و روستاها، مهاجرت نمونه هايي از اين رنجها است. به همين سبب، درخواست براي سهم در بازسازي عراق حق طبيعي كردهابوده و ملت كردها بايد به همراه عربها و ديگران به عنوان بخشي از عراق در بازسازي مشاركت خواهند كرد.
| اما برخي، حكومت فدرالي را گامي در جهت جدايي و استقلال ارزيابي مي كنند، آيا شما هم اين نظر را كه كردها خواهان تشكيل دولت مستقل هستند، تأييد مي كنيد؟
* ما معتقديم، داشتن دولت مستقل، قطعاً آرزوي كردها است اما درعين حال به مسائل واقع بينانه نگاه مي كنيم. ما با واقعيت زندگي مي كنيم؛ حقايق بين المللي و منطقه اي اجازه تشكيل دولت مستقل كردها را نمي دهد و آنها جزيي از تركيه، ايران، عراق و سوريه محسوب مي شوند و بايد حقوقشان را در همان كشورها به دست آورند. برهمين اساس، كردهاي عراق، حكومت فدرالي را كه گامي در جهت ايجاد وحدت و پايان خواري آنها است را درخواست كرده اند. اما اگر ما روشهاي گذشته جهت انزوا و خواري كردها را درپيش گيريم، به جدايي كشور كمك خواهيم كرد.
در گذشته، زماني كه اختلاف ميان كردها و بغداد افزايش يافت، ارتش عراق براي كشتار و نابودي آنها لشكركشي كرد، اما اوضاع اكنون تغيير يافته است و با حسن نيت مي توان به اختلافها پايان داد.
| تشكيل حكومت فدرالي مربوط به يك مسأله مهم مانند قانون اساسي است. آيا پيشنهاد همه پرسي در اين طرح وجود دارد؟
* نظام فدرالي انتخاب ملت كردها است. كردستان در اين زمينه همه پرسي انجام داده و سپس موافقت با آن را اعلام كرده است. اگر يك بار ديگر همه پرسي در كردستان انجام شود، بسياري از آنها نظام فدرالي را انتخاب مي كنند. براي تحقق حكومت فدرالي بايد در داخل به مذاكره پرداخت تا شيوه به كارگيري آن مشخص شود.
| اعتراضات به شكل گيري حكومت فدرالي افزايش يافته و اين مخالفت ها با تظاهرات ۲۰۰۳‎/۱۲‎/۳۱ در «كركوك» شكل خشونت باري به خود گرفت، چگونه با اين اعتراضات مواجه مي شويد؟
* ما درگيري در مورد حكومت فدرالي و غير از آن را از سوي كردها يا ديگران رد مي كنيم، تظاهرات كردها در كركوك با هدف بازگشت به مناطقي كه از آن بيرون رانده شده اند، شكل گرفت ولي شعارها به نظام فدرالي بازنگشت، البته اين طبيعت تظاهرات است و كنترل آن مشكل است، تجاوز به پايگاههاي كردها آنها را مجبور به دفاع از خودشان كرد. رهبران كردها، عربها و تركمان ها بايد اين حوادث را از بين ببرند و اختلافات را به كوچه ها و به درون مردم نكشانند. زيرا با رسيدن اين اختلافات به مردم، كنترل آن بسيار مشكل مي شود. بنابراين اعتراضات مربوط به نظام فدرالي را بايد با گفت وگو حل كرد، ما بايد در داخل شوراي حكومت با تركمان ها، آشوري ها و عربها گفت وگو كنيم و در خارج با نيروهاي هم پيمان به مذاكره بپردازيم. همچنين اتحاديه عرب، اتحاديه اروپا و سازمان ملل متحد را براي گفت وگو دعوت كنيم، زيرا حل اختلافات تنها با گفت وگو، امكانپذير است. نظام فدرالي يك بخش كردي است كه پيش از فراگير كردن آن بايد با گروههايي كه در كردستان زندگي مي كنند به مذاكره پرداخت، زيرا اگر در قانع كردن اين گروهها، موفق نباشيم، نمي توانيم در تحقق خواست ها موفقيت يابيم.
| موضع شوراي حكومت انتقالي، نيروهاي هم پيمان و آمريكا درباره تشكيل حكومت فدرالي چيست؟
* شوراي انتقالي حكومت از بدو تشكيل حكومت فدرالي را به عنوان يك مبدأ قرار داد و معارضان حكومت سابق عراق، تمام گروهها در كنفرانس دسامبر سال۲۰۰۲ درباره تحقق نظام فدرالي در منطقه كردستان تصميم گيري كردند، اما اختلافاتي در ديدگاههاي آنها، در ماهيت آن وجود دارد. اما در خصوص روابط فدرالي بامركز بايد گفت كه گروههاي عربي داراي ديدگاههاي متفاوت نسبت به كردها هستند كه براي رسيدن به اتفاق نظر، بايداز راه گفت وگو تلاش كرد. موضع آمريكا و انگليس در اين باره مشخص نبوده و هيچ تضميني نسبت به كردها و تأييد درخواستهاي آنها وجود ندارند. حتي اختلاف در مواضع اين دو كشوردر اين خصوص مشهوده است، به طوري كه برخي آمريكاييها، فدراليسم را و برخي ديگر فدرالي سانتراليسم را تأييد مي كنند و عده اي نيز با هرگونه فدرالي مخالفند. البته انگليسيها نيز از اين قاعده مستثنا نبوده اند، مشكل اساسي در نوع تصور نسبت به منافع عراق است كه هر كشور اين مواضع را در راستاي منافعش به خدمت مي گيرد. اين در حالي است كه نقش تركيه را نيز نبايد در سياست آمريكا به عنوان يك عامل مخفي در مسأله فدراليسم ناديده گرفت.
| كردها براي اتصال كركوك به كردستان اصرار دارند، به طوري كه اين منطقه تبديل به محل درگيري عربها و تركمانها شده است. براي حل آن چه تدابيري داريد؟
* ما معتقديم كه كركوك بخشي از كردستان است، اما كردنشين نيست و در اين منطقه، علاوه بر كردها، عربها، تركمانها، آشوريها، ارمنيان زندگي مي كنند؛ بنابراين در كركوك، بايد اداره اي مشترك از تمام گروهها حضور داشته باشند و شهروندان ساكن در اين شهر كه به دليل اجراي سياست پاكسازي نژادي بيرون رانده شده اند، بايد بازگردند تا اوضاع در آنجا آرام شود و پس از آن تحت نظارت دستگاههاي بين المللي سرشماري انجام شود و با تعيين نتيجه هويت واقعي شهر معلوم و بر اين اساس، اداره شهر واگذار شود. ما براي حل مشكل شهر به دنبال گفت وگو با گروههاي ساكن در كركوك هستيم.
| شما به وجود اختلاف در چگونگي حكومت فدرالي اعتراف كرديد. پايين ترين حد حكومت فدرالي مورد قبول كردها چيست؟
* كردها خواهان يك حكومت داخلي در منطقه كردستان به همراه مجلس قانونگذاري براي اجرا و تنظيم روابط با مركز هستند تا مركز، حاكميت كشور را حفظ كند. براي كردها دموكراسي در عراق و ايجاد دستگاهي براي تضمين حقوق كردها از لحاظ انساني و ملي مهم است، زيرا معتقدند بدون دموكراسي تضميني براي حفظ حقوق آنها وجود ندارد. همانطور كه در گذشته كردها قراردادهاي بسياري براي حفظ استقلال با صدام به امضا رساندند، اما چون حكومت مركزي فاقد دموكراسي بود. اين قراردادها به اجرا درنيامد. طرح كردها براي حكومت فدرالي شامل بخشهايي براي حفظ حقوق ملي، سياسي، فرهنگي و اداري تركمانها، آشوريها و عربهاي ساكن در كردستان عراق نيز مي شود. همانطور كه ملاحظه مي كنيد، اين پايين ترين حد مورد پذيرش آنها از حكومت آينده است كه در صورت عدم تحقق مشكلات بزرگي به وجود خواهدآمد.
| آيا شكل گيري حكومت فدرالي، عاملي براي از سرگيري درگيريها در منطقه كردستان نيست؟
* نه، برعكس، معتقدم كه حكومت فدرالي اختلافات ميان دو حزب را به دليل اشتراك در اهداف و همكاري ميان آنها كاهش مي دهد. همچنين تحقق مطالبات كردها به تحكيم همكاري و كاهش اختلافات ميان آنها منجر مي شود. در حال حاضر، منطقه كردنشين به دليل درگيري ميان دو حزب به دو منطقه تقسيم شده است كه با استقرار حكومت فدرالي و برگزاري انتخابات عمومي اين تقسيم بنديها پايان خواهد يافت.
| عمليات انتقال حكومت به كجا رسيد؟ آيا توافقات براي شكل گيري جمعيت ملي انتقال حكومت به پايان رسيده است؟
* توافقاتي در اواسط نوامبر ميان «پل برمر » حاكم آمريكايي و شوراي انتقالي حكومت درباره تشكيل جمعيت ملي انتقال حكومت صورت گرفت كه براساس آن، تشكيل اين جمعيت از راه شوراي انتخاباتي در استانها و براساس تعداد جمعيت كه قانون اساسي عراق تعيين مي كند، تحقق خواهد يافت، تا به ميزان هر يكصد نفر يك نماينده در اين جمعيت انتخاب شود. اين شورا با حضور نمايندگاني از احزاب ، سازمانها، شخصيتهاي آكادمي، علما و عشاير تشكيل مي شود كه در كميسيوني متشكل از پنج منتخب شوراي حكومت انتقالي، ۵نفر شوراي استانها و ۵نفر از شهرداري استانها بر عملكرد آنها نظارت خواهند كرد. ما از پيشنهاد آيت الله علي سيستاني مبني بر انجام انتخابات عمومي استقبال كرديم، زيرا بهترين راه براي تعيين نماينده واقعي مردم انتخابات عمومي است، اما معتقديم كه در حال حاضر، امكان برگزاري انتخابات عمومي وجود ندارد، زيرا در شرايط اشغال هستيم و به دلايل امنيتي، تضميني براي انجام يك انتخابات آزادو سالم وجودندارد. همچنين سرشماري دقيقي از تعداد جمعيت ساكن در عراق در دست نيست و امكان تقلب در برگه هاي انتخاباتي وجود دارد. بنابراين با وجود آگاهي از ضرورت برپايي انتخابات در عراق، اختلافاتي براي زمان برپايي آن وجود دارد. ما در اين زمينه از سازمان ملل متحد ياري خواستيم و خواستار اعزام نماينده اي از سوي اين سازمان براي بررسي اوضاع شده ايم كه اين سازمان نيز شرايط را براي برگزاري انتخابات مناسب ندانست. اما نظر نهايي را به بعد از ديدار هيأت اين سازمان موكول كرد. در حال حاضر ، ما به حمايت از ملت و مشروعيت بين المللي نياز داريم، بنابراين نظارت دائمي سازمان ملل متحد و حضور نمايندگان اتحاديه اروپا و اتحاديه عرب را در كشور خواستاريم. اين در حالي است كه مشكل اساسي عدم تمايل آمريكا به مشاركت نيروهاي خارجي در عمليات انتقال حكومت است.
| شما سه برنامه اساسي را در پيش رو داريد. از تدوين قانون اساسي تا تشكيل حكومت در پايان ماه ژوئن آيا به اين جدول زماني پايبند هستيد؟
* تمام گروهها به حفظ جدول زماني انتقال حكومت متعهدند، اما نمي توان پاسخي به آن داد، زيرا اين امر به شرايطي از جمله امنيت، حمايت ملت و نظارت بين المللي بستگي دارد و ما همچون هر عراقي براي موفقيت تلاش مي كنيم، زيرا بازگشت حاكميت و پايان اشغال گري از اهميت بالايي براي ما برخوردار است. آمريكا نيز در حال حاضر براي تحقق اين اهداف شتاب دارد، اما منافع آنها مانع از خروج مي شود. از سوي ديگر، انتقال حكومت به ملت عراق به عنوان كليد موفقيت جمهوري خواهان براي انتخاب مجدد جورج بوش در انتخابات رياست جمهوري آمريكا حساب مي شود.
| چگونه با اعتراضات سني ها در نحوه حكومت جديد برخورد مي كنيد؟
* انتقادات آنها مورد پذيرش است. از آنجا كه در زمان شوراي حكومت و در تقسيم بندي تمامي عراق در نظر گرفته نشد، اعتراضاتي در تقسيمات جغرافيايي سياسي و اجتماعي وجود دارد. ما نمايندگي تمامي جريانات ملي ـ عربي در شوراي حكومت را خواستاريم كه نيروهاي هم پيمان با آن موافق نيستند. از لحاظ جغرافيايي نيز شهرهاي «موصل »، «الرمادي » و «بعقوبه» كه تصادفاً سني نشين هستند، نماينده اي در شورا ندارند. با وجود اينكه مي توان نواقص را برطرف كرد، نمي توان منكر وجود مشكلات قومي در مجلس شد.
| آيا در جمعيت ملي آينده، نواقص را برطرف مي كنيد؟
* بله، استانها براساس جمعيت نماينده انتخاب مي كنند و جمعيت ملي تمام نمايندگان عراق را دربرمي گيرد و قطعاً مطلوب تر از انتخاب نمايندگان شوراي حكومت كنوني خواهد بود.
| حتي اگر در جمعيت ملي بعضي ها از طايفه صدام حسين حضور داشته باشند؟
* در اينجا ضوابطي وجود داردكه قانون اساسي شرايطي را براي نامزدي در جمعيت ملي تعيين مي كند. البته معتقدم كه بعثي ها نيز حق نمايندگي دارند زيراافكار عمومي خواهان مشاركت تمام گروهها در بازسازي عراق است و ما بازسازي كشور را براساس منافع ملي و عفو عمومي بعد از حذف عناصر جنايتكار خواهانيم. پس زماني كه محاكم سرنوشت جنايتكاران را تعيين كرد، بقيه هموطنان اعم از بعثي يا هر مليتي حق مشاركت و همكاري را خواهند داشت.
ترجمه: حميدرضا رسولي
منبع: روزنامه الحيات
آن سوي خبر
وضعيت زنان در قانون اساسي جديد افغانستان
بنابر قانون اساسي افغانستان كه توسط نشست اخير لويه جرگه در «كابل» به تصويب رسيد، زنان و مردان بايد از حقوق و وظايف برابر در مقابل قانون برخوردار باشند. بعد از سالها جنگ طولاني و پايان حكومت طالبان در افغانستان، با وضع قانون اساسي جديد، قدمهاي تازه اي به سمت برقراري كشوري قانونمند برداشته مي شود و سياستمداران سراسر جهان لا اقل از اين مسأله خشنودند، ولي آنچه كه بر روي كاغذ نوشته شده و به صورت قانون به تصويب رسيده، از زندگي روزمره در افغانستان بسيار دور است.
خشونت عليه زنان ادامه دارد. موارد زيادي از هتك حرمت، تهديد و ازدواج اجباري به چشم مي خورد. خودكشي و خودسوزي زنان، تهديد خانواده ها كه دختران خود را به مدرسه نفرستند و احساس نا امني در محل كار بيرون همچنان موجود است. تعداد زنان و بيوه هايي كه براي امرار معاش خود چاره اي جز روي آوردن به اعمال غير قانوني ندارند، افزايش مي يابد. سرقت منازل و دكانها، اخذ غير قانوني پول، فساد مالي، رشوه ستاني، گرسنگي و بيكاري از مشكلات روزمره افغانستانند.
هم در دوران رژيم طالبان و هم در دو سال گذشته، خانم «كريستينا نيكلز» سياستمدار آلماني از حزب سبزها بارها به افغانستان سفر كرده است. او كه سمت رياست كميسيون حقوق بشر پارلمان آلمان را به عهده دارد، قبل از هر چيز، بعد از سقوط حكومت طالبان به بناي يك جامعه قانونمند در اين سرزمين تأكيد مي كند. او هم مانند بقيه سياستمداران از اين مسأله خشنود است كه بالاخره قانون اساسي جديد افغانستان به تصويب رسيده است.
او مي گويد: «هنوز هم جنگ سالاران قبلي قدرت زيادي را در دست دارند. اقتصاد داخلي به خوبي جريان ندارد. بسيار مشكل است كه افراد محلي مورد اعتماد و توانا را پيدا كرد. در چنين زمينه اي و با توجه به امكانات محدود و مشكلات و وضعيت نامعلومي كه در اين سرزمين حاكم است، بايد اين مسأله را كه قانون اساسي اصولاً در چنين شرايطي بالاخره به تصويب رسيده است، يك نتيجه بسيار بسيار موفقيت آميز خواند.»
مهمترين دستاورد اين مسأله را اين سياستمدار آلماني در اين مي بيند كه زنان بر طبق قانون جديد، داراي حقوق و وظايف مساوي با مردان هستند. در ماه ژانويه سال قبل بود كه اعضاي كميسيون تهيه پيش نويس قانون اساسي در مقابل هرگونه قاعده اي مبني بر تساوي حقوق زنان ايستادگي كردند. او در ادامه توضيح داد: «ما به همت سياستمداران و سازمانهاي غير حكومتي در ماه ژانويه سال قبل به افغانستان سفر كرديم، زيرا بزرگترين نگراني ما از اين بابت بود كه حقوق زنان و حقوق بشر در اين پيش نويس ناديده گرفته شود و در اين مورد، صحبتهاي زيادي انجام شد. حال كه قانون اساسي حتي به اين صورت به نتيجه رسيده، دستاورد بزرگي براي افغانها است. اين مسأله كه اصولاً يك ماده قانوني براي برابري حقوق زن و مرد و همينطور حقوق بشر مطرح و تصويب شده، يك پيروزي است.»
تا اجراي واقعي تساوي حقوق زن و مرد در افغانستان راه طولاني در پيش است، زيرا زندگي روزمره در اين كشور با اجحاف و تبعيض عليه زنان نقش گرفته است.
خانم نيكلز در اين باره مي گويد: «واقعيت اين است كه زنان در رده بندي عشيره اي افغانستان وضعيت بسيار سختي را دارند كه با برابري حقوق آنان فاصله زيادي دارد. در جايي كه بافت تعلق عشيره اي حاكم است، زنان هميشه ارزش كمتري را دارند. اين در موقعيتي است كه ۲۳ سال جنگ و حكومت وحشت طالبان و همينطور تعليم و تربيت سنتي هرگونه احترام و ملاحظه اي را نسبت به حقوق زنان از بين برده است. حال، زنان بر روي كاغذ و به طور قانوني داراي حقوق برابر هستند، ولي در واقعيت، به اندازه سالهاي نوري از اين حق به دورند.»
به همين جهت، در ماهها و سالهاي آينده بايد روي اين مسأله تمركز كرد كه در تصويب ساير قوانين و بناي بافت جديد جامعه مانند دادگاهها و يا مدارس، برابري حقوق زنان در نظر گرفته شود. در همين ارتباط، جامعه بين المللي نبايد كشور افغانستان را تنها بگذارد. زيرا در ماههاي آينده تازه نشان داده مي شود كه اين قوانين چطور در زندگي روزمره به اجرا در مي آيند.
منبع: راديو صداي آلمان


|   شناسنامه   |   آرشيو   |