سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۲ - ۱۲ ذيحجه ۱۴۲۴
Tue, Feb 3, 2004
ويژه ۵
شماره ۲۷۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
چشم انداز
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
آن سوي خبر
آينده اتحاديه اروپا
153501.jpg
منتظر موعود
ناكامي اتحاديه اروپا در دستيابي به يك توافق جامع درخصوص وضع قانون اساسي جديد براي اتحاديه، اثرمخربي براعتبار آن برجاي گذاشته، اما اين امر موجب يك بحران تمام عيار براي اين اتحاديه نشده است.
علي رغم اختلاف نظرها درآخرين نشست اتحاديه، قرار است برنامه بسط و گسترش اتحاديه برمبناي اصول و مفاد معاهده «نيس» و ضوابط آن، درزمان معين انجام شود.
دغدغه ها و نگرانيهاي موجود درطول چندسال آينده افزايش خواهديافت، چرا كه اعضاي اتحاديه اروپا بايد تا سال ۲۰۰۶ميلادي درمورد بودجه اختصاصي جديد اين اتحاديه با يكديگر به توافق برسند.
بعيد به نظرمي رسد كه اقدام مشترك «فرانسه و آلمان» درخصوص به وجودآوردن و تأسيس «اروپايي واحد و يكپارچه» با موفقيت روبروشود، اما ازطرفي، هيأت رئيسه اتحاديه كه از چندين كشور مختلف تشكيل شده است، تصميم دارد در سياستها و خط مشي هاي مختلف خود يكپارچه شده و درواقع سياستهاي واحدي را اتخاذكنند.
چه مشكلي به وجود آمد؟
نمايندگان دولتهاي اروپايي صبح روز دوازدهم دسامبر به محل برگزاري اجلاس رسيدند و طبق پيش بيني قراربود مذاكرات تا آخرين ساعت روز يكشنبه چهاردهم دسامبر به طول بينجامد.
رياست ايتاليايي اتحاديه در نيمروز شنبه به دنبال آنكه طرفين موفق نشدند درمورد اختلافات موجود درخصوص حق ميزان رأي اعضا به توافق برسند، دستور به توقف موقت اجلاس داد.
از آنجا كه پيش بيني مي شد چنين اتفاقي روي دهد، به وجود آمدن اين وضعيت چندان حيرت آور نبود.
درجريان اين اجلاس، هم آلمان و هم لهستان مواضع خود را درخصوص حق «ميزان رأي» سخت تر از پيش كردند و جاي چنداني را براي مصالحه و توافق باقي نگذاشتند.
البته هرچند كه «سيلويو برلوسكوني» نخست وزير ايتاليا و رياست دوره اي اتحاديه اروپا به خوبي زمينه را براي بحثهاي سازنده آماده نكرده بود، ولي متعهدشد هرطورشده، اعضاي اتحاديه را با يكديگر به توافق برساند.
اما ايتاليايي ها دراين اجلاس عملاً فاقد هرگونه ايده و نظريه جديدي بودند و حرف تازه اي براي گفتن نداشتند.
كشورهاي ديگر عضو اتحاديه نيز هريك به نوبه خود موجب شكست اين اجلاس و بي نتيجه ماندن گفت وگوها شدند.
شكست اين اجلاس براي «توني بلر» نخست وزير انگليس، خود مي توانست عاملي باشد كه به بحث و جدلهاي مخرب داخلي اين كشور كه پيرامون برگزاري همه پرسي درخصوص قانون اساسي اروپا وجودداشت پايان دهد.
ازطرف ديگر، فرانسه نيز به نوبه خود براي امتيازدادن ازانگيزه لازم و كافي برخوردار نبود، چرا كه «معاهده نيس» نيز به تنهايي براي اين كشور كافي بود؛ معاهده اي كه به فرانسه نيز به اندازه آلمان اجازه مي داد تا از قدرت رأي برخوردار شود.
ازطرفي، نكته مهم ديگر اين بود كه «ژاك شيراك» رئيس جمهوري فرانسه قصدداشت تا به اين موضوع اشاره كند كه تصميم گيري ۲۵كشور دور يك ميز كاري بسيارسخت و دشوار است.
درآينده چه اتفاقي خواهدافتاد؟
دولت ايرلند كه رياست اتحاديه اروپا را در ژانويه سال ۲۰۰۴ ميلادي به عهده گرفت، كاربسيارسختي را درزمينه شروع مجدد مذاكرات پيش رو خواهدداشت.
به هرحال، ايرلندي ها سعي كرده اند تا زمينه را براي مردم آماده كنند تا درخصوص دستيابي به يك توافق زودهنگام، توقع زيادي نداشته باشند.
«برتي آهرن» نخست وزير ايرلند اعلام كرده است كه قصددارد يك سلسله مشورتهاي غيررسمي را به عمل آورد و سپس نتايج آن را درماه مارس ۲۰۰۴ ميلادي به شوراي اروپا گزارش دهد.
اگر دولت ايرلند به اين نتيجه رسيد كه زمينه براي دستيابي به يك توافق همه جانبه مهياست، آنگاه اتحاديه اروپا مي تواند با اين هدف كه توافق هاي كلي و نهايي در ماه ژوئن سال ۲۰۰۴ ميلادي در شوراي اروپا به دست آيد، مجدداً كنفرانسهاي خود را تشكيل دهد.
البته طبق جدول زمانبندي انتخابات اتحاديه اروپا، احتمالاً اين توافق تا زمان رياست آلمان در نيمه دوم سال ۲۰۰۴ ميلادي به دست نخواهدآمد.
اسپانيا نيز كه درماه مارس در آستانه برگزاري انتخابات پارلماني خود قراردارد، بعيد به نظرمي رسد كه موضع خود را تغييردهد.
به علاوه از آنجا كه انتخابات پارلماني اتحاديه اروپا براي ماه ژوئن برنامه ريزي شده است و مدتي پس از آن نيز هيأت رئيسه جديد معرفي خواهدشد، به اين ترتيب، برنامه دولتهاي عضو احتمال برگزاري مذاكرات را تا پاييز سال ۲۰۰۴ ميلادي به تعويق خواهدانداخت.
آيا اروپا در مورد قانون اساسي خود به توافق مي رسد؟
اميد براي دستيابي به توافق در مورد مسائل مورد اختلاف اتحاديه و موضوع «حق رأي اعضا»ي اتحاديه از وضعيت و موقعيت خوبي برخوردار نيست.
در حقيقت، اجلاس بروكسل از اين رو با ناكامي روبرو شد كه لهستان و اسپانيا نخواستند تغييراتي را در مفاد توافق شده و معاهده نيس پذيرا باشند طبق مفاد آن موافقتنامه بيشترين حق رأي به آنان داده شد. اين تغييرات بيشتر درخصوص اعتلاي سيستمي تحت عنوان «اكثريت رأيي مضاعف» بود كه فرانسه و آلمان و ديگر كشورها با آن موافق بودند.
طبق اين سيستم پيشنهادي، يك قانون تنها موقعي مي توانست به تصويب برسد كه در شوراي وزيران از جانب ۵۰درصد كشورهاي عضو حمايت شود و اين ميزان در واقع نمايانگر ۶۰درصد جمعيت اتحاديه اروپا است.
در هر حال، بعيد به نظرمي رسيد كه اتحاديه اروپا به راه حل جديدي دست يابد كه به يكباره موجب رضايت و خوشايند همه اعضاي اتحاديه شود.
هراندازه دسترسي به توافقي جامع ميان اعضاي اتحاديه به طول انجامد، در واقع، احتمال اين امر هم بيشتر خواهدشد كه برخي از اعضا خواستار آن شوند كه بعضي از مفادي كه قبلاً در خصوص آنها توافق شده مورد تجديدنظر قرارگيرد. هنگامي كه در اجلاس اخير سران، برلوسكوني ختم مذاكرات بدون حصول توافق را اعلام كرد، به اين نكته اشاره كرد كه اعضاي اتحاديه علي رغم اختلاف نظرهايشان در خصوص «حق رأي» درخصوص بسياري از موارد با يكديگر به توافق رسيده اند و تفاهم دارند.
در اين خصوص، نخست وزير انگليس بطور خاص موفق شد تا در خلال اجلاس بروكسل به دستاوردهايي برسد كه مورد حمايت رياست اتحاديه هم قرارگرفته بود.
اين دستاوردها به طرح مشهور «محدوده قرمز» انگليس مربوط مي شود كه طي آن اين كشور متعهد شده بود در زمينه موضوعات حساس نظير:
مسائل مالياتي، امنيت اجتماعي، سياستهاي خارجي و پرونده هاي قضايي و قانون اكثريت آرا به اجرا درنيايد.
اما از آنجا كه تمامي اعضا در اين مورد به توافق كلي نرسيدند، بعضي از اعضاي اين اتحاديه تصميم گرفتند تا درخصوص برخي از موارد فوق تجديدنظر به عمل آورند.
اما در عين حال، خبرخوب در مورد اتحاديه اين بود كه تمامي اعضاي آن با طرح تشكيل ستاد عمليات نظامي مشترك بين انگليس، آلمان و فرانسه كاملاً موافق بودند و همگي آن را پذيرفتند.
تحليلگران عقيده دارند كه اعضاي اتحاديه عملاً فقط مي توانند در مورد دودرصد از برنامه هاي اتحاديه از ضابطه هاي مربوط به حق رأي مندرج در معاهده نيس استفاده كنند.
به هر حال اگر چنين تجزيه و تحليلي درست از آب درآيد و سيستم تصميم گيري اتحاديه اروپا با چنين توقف و اختلالي روبروشود، آنگاه دولتها و كشورهاي عضو، مصمم تر از هر زمان ديگري خواستار ايجاد اصلاحات در اتحاديه خواهندبود.
ولي چنين امري باز به معني يك تأخير جدي خواهدبود، چرا كه سيستم رأي گيري مطابق با آنچه كه در معاهده نيس قيد شده است زودتر از اول نوامبر۲۰۰۴ مؤثر نخواهدافتاد و نتايج خود را زودتر از آن موعد نشان نخواهدداد.
آمادگي براي دور آينده گفت وگوها حول محور بودجه
شكست كنفرانس بين دولتي اتحاديه، در واقع، آغازگر مرحله اي از آشفتگي در سياست هاي اروپاست. در طول سال آينده، اتحاديه اروپا در مورد مسائلي نظير قدرت و پول به بحث و گفت وگو خواهد نشست و اين در حالي است كه جو سياسي اتحاديه هم رو به وخامت مي رود.
بحث و گفت وگوهاي مربوط به بودجه اتحاديه اروپا، بارديگر آلمان را كه تاكنون يكي از بزرگترين كمك كنندگان به اتحاديه اروپا بوده است، در مقابل اسپانيا و لهستان كه بخش عمده بودجه اتحاديه اروپا در طرح پيشنهادي آتي اين اتحاديه به آنان اختصاص داده خواهدشد، به رقابت وامي دارد. برلين از وجود برخي نقاط مشترك در مذاكرات مربوط به بودجه اتحاديه و حصول توافق درخصوص قانون اساسي اتحاديه، خبرداده است.
در اين دور از مذاكرات مربوط به بودجه اتحاديه اروپا آلمان از متحدين مهمي برخوردار خواهدبود.
حتي قبل از آنكه كميسيون اروپا پيشنهادهاي خود را در مورد مذاكرات مربوط به بودجه اتحاديه ارائه دهد، شش كمك كننده مهم و معتبر به اتحاديه كه عبارتند از : آلمان، انگليس، فرانسه، هلند، سوئد و اتريش خواستار تثبيت بودجه هاي موجود اتحاديه شدند.
هر ۶ كشور مذكور براين باورند كه بودجه اتحاديه اروپا بايد همواره تا سال ۲۰۱۴ ميلادي در سقف يك درصد از كل توليد ناخالص داخلي اتحاديه، درآمد ناخالص ملي تثبيت شود؛ سطحي كه در زمان حاضر بودجه اتحاديه مطابق با آن تثبيت شده است.
از طرف ديگر، اين كشورها تأكيد كرده اند كه بخش اعظم اين بودجه حتماً صرف مواردي شود كه از اولويت بيشتري برخوردار است.
از آنجا كه در تمامي معاهداتي كه مربوط به بودجه مي شود، هم رأيي و اتفاق نظر كامل لازم است، لذا كشورهاي مذكور كه از پرداخت كنندگان مهم اتحاديه محسوب مي شوند، در اين خصوص، مشغول رايزني هستند.
از طرف ديگر، از ميان كشورهاي شركت كننده در مذاكرات بودجه اتحاديه، دو كشور «لهستان و اسپانيا» با سايرين اختلاف نظر دارند.
«مادريد و ورشو» هر دو تلاش مي كنند تا سقف بودجه اتحاديه اروپا را به حداكثر ممكن برسانند و براين باورند كه بودجه اتحاديه بايد تا آنجا كه ممكن است تا ميزان ۱‎/۲۴ درصد، به سقف توليد ناخالص داخلي اتحاديه كه ميزان آن نيز در تعرفه هاي مربوطه مشخص شده است، نزديكتر شود.
در همين حال، اين دو كشور احتمالاً خيلي زود درخصوص اين كه هر يك از آنها چه ميزان از بودجه منطقه اي اتحاديه سهم مي برند، با يكديگر اختلاف نظر پيدا خواهند كرد.
به هرحال بروز چنين اختلاف نظرهايي بين اعضاي هم رأي اتحاديه در مورد مسائلي كه به منافع مشترك آنان بستگي دارد، آن هم در اتحاديه اي كه روبه گسترش است، امري كاملاً بديهي به نظر مي رسد.
بنابراين اعضايي كه سابقاً با يكديگر هم رأي و موافق بودند، به يكباره مواضع استراتژيك خود را (در قبال يكديگر) تغيير مي دهند.
آيا ناكامي و به بن بست رسيدن مذاكرات به ايجاد «اروپايي دو سرعته» منجر خواهد شد؟
طي هفته هاي اخير فرانسه و آلمان محور «لهستان ـ اسپانيا» را به شدت مورد انتقاد قرار داده اند، اما از طرف ديگر، همكاري و اتفاق نظر مشترك آنان به نحوي كاملاً جدي جنبه اي تدافعي و منفعت گرايانه به خود گرفته است.
در سال هاي گذشته، فرانسه و آلمان توافقنامه هايي را به امضا مي رساندند كه براي يكپارچگي و اتحاد كل اعضاي اتحاديه بود و در زمينه هايي با يكديگر همكاري مي كردند كه در مسير توسعه اتحاديه بود، اما اين همكاري هاي مثبت رفته رفته ضعيف تر شدند و جهت آنها تغيير كرد.
هرچند كه محور پاريس ـ برلين بعضاً در مورد مواردي با يكديگر اختلاف نظر داشتند، ولي به طور كلي، در حال حاضر، به شدت در زمينه هايي كه به منافع مشترك آنان مربوط مي شود، با يكديگر همكاري مي كنند تا در واقع، از منافع خود در برابر ديگر اعضاي اتحاديه حفاظت كنند.
در ۱۱ ماه گذشته آلمان و فرانسه معاهدات و توافقنامه هاي زيادي را با يكديگر به امضا رساندند كه تا حدود زيادي ـ منافع ـ آنان را از ديگر اعضاي اتحاديه جدا كرده و باعث شده است تا اين دو كشور مشتركاً در ميان ديگر اعضاي اتحاديه به طور اخص عرض اندام كنند و درنهايت، وضعيت به آنجا رسيد كه آلمان و فرانسه درست يك هفته قبل از آغاز اجلاس بروكسل «پيمان ثبات» را نقض كردند.
در جريان مذاكرات صورت گرفته در كنفرانس بين دولتي اتحاديه، فرانسه و آلمان به شدت از سيستم حق رأي «اكثريت مضاعف» حمايت كردند و اين درحالي بود كه اسپانيا و لهستان و بعضي از اعضاي كوچكتر با اين طرح مخالفت مي كردند.
دولت هاي فرانسه و آلمان، پس از به بن بست رسيدن مذاكرات، از خود واكنش نشان داده و پيشنهاد كردند كه تعدادي از كشورهاي پيشرفته مي توانند به قلمروي اتحاديه اضافه شوند.
از طرف ديگر برخي از كشورها كه «بلژيك و لوكزامبورگ» به عنوان سردمدار آنان بودند، از طرح اروپاي واحد كه توسط آلمان و فرانسه هدايت و رهبري مي شود، حمايت مي كنند. در عين حال، لهستان نيز در مورد موضوع «مثلث ويمار» كه قرار بود روابط چندجانبه را ميان ورشو، برلين و پاريس ارتقا دهد، موضعي را تخاذ كرده بود. اين درحالي است كه اعضاي ديگر هم از اين كه مبادا از برخي از پروژه هاي حساس «اتحاديه يكپارچه»، كنار گذاشته شوند، نگران بودند.
اما اين مسأله كه يك اتحاديه دوقطبي در حال شكل گيري و تكامل است، به اين معني نيست كه برخي از سياستمداران فرانسه، آلمان و بلژيك خواستار چنين امري هستند، بلكه موضوع اساسي و مهم اين است كه آيا اين سياستمداران مي توانند با همكاري يكديگر، طرحي مهم را عملي كنند و به نتيجه برسانند؟
در زمان حاضر، نشانه هاي چندان اميدواركننده اي در اين خصوص وجود ندارد. به هرحال، در اتحاديه اي كه روبه گسترش است، در مسير تشكيل يك «اتحاديه يكپارچه»، موانع قانوني و سياسي بسياري وجود دارند.
آن سوي خبر
موزه جاسوسي
منبع: آسوشيتدپرس ـ مترجم: گلاره اسدي
وقتي سازمان اطلاعات آمريكا (سيا) وسايل شنود خاصي را براي جنگلهاي آسيا تهيه كرد، طوري آن را پنهان نمود كه دشمن وسوسه نشود آن را بردارد و امتحان كند: اين وسيله به شكل فضولات ببر طراحي شده بود.
نتيجه رضايتبخش بود، چون هيچ كس به چنين چيزي دست نمي زند. اين فرستنده قهوه اي رنگ كوچك، حركات سربازان را از روي رد پايشان طي جنگ ويتنام دنبال كرد و اين موفقيتي چشمگير براي محققين فعال در مهمترين آژانس اطلاعاتي دنيا بود.
قرار است كه مديريت بخش علم وتكنولوژي سازمان سيا، چهلمين سالگرد خود را با آشكار كردن تعدادي از اسرار خود جشن بگيرد و در ساختمان مركزي سازمان در واشنگتن موزه اي برپا كند.
«كيث ملتون» كارشناس تاريخچه سازمانهاي جاسوسي اعتقاد دارد «اين موزه بهترين موزه جاسوسي دنيا خواهد شد. دراين مركز تنها به روي كاركنان اين سازمان و ميهمانهاي خاص باز خواهد بود.»
به جز فرستنده جنگلي، يك گربه ماهي روباتيك، يك سنجاقك كنترل از راه دوررو دوربيني كه به سينه يك كبوتر متصل و بالاي سر مواضع دشمن آزاد مي شود نيز به نمايش درمي آيند. ابزار سري اي كه در حال حاضر سيا از آن استفاده مي كند نيز به تخيل بازديد كنندگان واگذار مي شود.
راز كبوترها كه مربوط به دهه۷۰ مي شود، پنهان باقي ماند دوربينهايي به وزن چندسكه ساخته شد. پيش از اين، دوربينهاي بزرگتري ساخته و آزمايش شده بود كه پس از دوروز با شكست مواجه شد چون و زن زياد آن، كبوترها را خسته مي كرد.
«پت ايوري» كه مسؤول انجمن ملي كبوترهاست مي گويد: «مردم فكر نمي كنند كبوتر چيزي بيش از يك پرنده روي بام باشد.»
اما با پيشرفت فن آوري نظارت، نياز به كبوترهاي سازمان سيا از بين رفته است و آنها ديگر از مد افتاده اند.
همچنين اين سازمان، هفت تيري را به نمايش مي گذارد كه بسيار كم صداست و مي گويند «ويليام دونووان» بنيانگذار سازمان در داخل كاخ سفيد ماشه آن را كشيد تا آن را براي «فرانكلين روزولت» كه تا آن زمان شليك هفت تيري را به چشم نديده بود، به نمايش بگذارد تا سالها، كاليبر۲۲ سلاح رايج بين كاركنان سيا بود.
«توني هايلي» متصدي موزه سيا مي گويد: «در آن لحظه رئيس جمهور پاي تلفن بود و دونووان توانست تمام گلوله هاي خشاب را در كيسه شني موجود در دفتر شليك كند.»
در سال،۲۰۰۰ سازمان سيا، گربه ماهي اي به نام «چارلي» را طراحي كرد كه به طرز چشمگيري واقعي به نظر مي رسيد. سازمان هنوز راجع به مأموريت اين روبات توضيح زيادي نمي دهد، اما متخصصين مي گويند اين وسيله براي جمع آوري نمونه هاي آب نزديك كارخانه هاي شيميايي يا اتمي مورد استفاده قرار مي گرفته است.
يك دانشمند خارج از سازمان طي مصاحبه با آسوشيتدپرس گفت: اين ماهي بسيار طبيعي به نظر مي رسيد ـ البته به جز باله هايش كه كمي بزرگتر از حد معمول بودند ـ كه ممكن بود توسط ماهي هاي بزرگتر خورده شود.
«جيمي ايوري» استاد حيات آبي دانشگاه ايالت «مي.سي.سي.پي» مي گويد «بسياري از موجودات حيات وحش به خوردن اين حيوان علاقه مندند و وقتي از بالا نگاه مي كني، تشخيص اين روبات از ماهي هاي ديگر بسيار مشكل است.»
سيا تنها ابزار موفق خود را به نمايش نخواهد گذاشت. براي مثال، اين سازمان سنجاقكي ساخت كه ابزار شنود كوچكي را از پنجره به بيرون مي برد، اما اين دستگاه كه موتور بسيار ريزي هم داشت، قادر نبود در معرض باد به طور مستقيم پرواز كند و به نتيجه نرسيد.
راز جت بدون سرنشين سازمان «تك بورد» نيز تا اواخر دهه۱۹۷۰ آشكار نشد. اين وسيله كه به منظور خارج شدن از پشت جت فوق سريع اس.آر ـ۷۱ «بلك برد» طراحي شده بود، بيش از ۱۷مايل بالا مي رفت و از سرزمينهاي درگير در جنگ سرد با سرعت ۲۲۰۰ مايل در ساعت عكس مي گرفت.
اما طي چهار مأموريت، سازمان سيا يك بار هم موفق نشد به فيلمها پيش از افتادن آن در اقيانوس دست پيدا كند. يك بار نيز اين جت در سيبري سقوط كرد. يكي از كاركنان سيا نيز طي يكي از پرتابها كشته شد. هايلي مي گويد: «اين طرح به طور كلي خيلي موفق نبود.»
مديريت علوم و فن آوري يكي از بخشهاي مهم و بزرگ سازمان سيا است. تا سال،۱۹۷۶ اين بخش ارج و قرب بسيار زيادي داشت، اما متخصصين مي گويند كه از آن زمان رابطه اين بخش با مدير سازمان شكل خوبي ندارد.
«جفري ريچلسون» نويسنده كتابي در مورد مديريت فن آوري در سال۲۰۰۱ مي گويد: «اين افراد بسيار باهوش بودند و خود را محدود به اشكال رايج و سنتي سازمانهاي اطلاعاتي نمي كردند. اگر آنها هنوز موفق هستند به اين دليل است كه احتمالاً ابزارهاي هوشمندتر از قبل در دست دارند.»
اگر قرار بود دادگاه نورنبرگ تشكيل شود ...
مقدمه
«نوام چامسكي» را در كشور ما و در همه جهان بيشتر به خاطر تخصص اصلي اش كه زبانشناسي است، مي شناسند. تدريس اين رشته و رياست بخش زبان شناسي وزبانهاي جديد در دانشگاه پر آوازه «ام.آي.تي» در شهر «كمبريج ايالت ماساچوست» آمريكا با اوست. نظريه هاي جالبي كه در اين رشته ارائه كرده، عنوان «انقلاب چامسكي» را يافته است.
اما او گذشته از حرفه اصلي خود، به سياست و بويژه به دخالتهاي آمريكا در سرنوشت مردم ساير كشورها توجه خاص داشته است و سخت بر آن مي تازد. در مقدمه يكي از كتابهايي كه در باره وي نوشته اند، چنين آمده كه او «از ۱۹۶۵ يكي از برجسته ترين منتقدان سياست خارجي آمريكاشده است.» از مقالات وي در اين زمينه، مجموعه اي باعنوان «قدرت آمريكا و دولتمردان تازه» انتشار يافته و به «جوانان شجاعي كه از شركت در جنگ جنايتكارانه سر مي پيچند» اهدا شده است و به صورت يكي از كوبنده ترين ادعانامه هاي تهيه شده عليه درگيري واشنگتن در جنگ ويتنام شهرت گسترده يافته است.
چامسكي، در زمينه تجزيه و تحليل و انتقاد سياستهاي سركوبگرانه آمريكا و حمايت واشنگتن از حكومتهاي فاسد و جابر، آثار زيادي منتشر كرده است.(۱) آنچه در پي مي آيد، ترجمه مقاله اي است كه ترجمه آن پيش از اين در كتابي باعنوان «سلطه يابقا» چاپ و منتشر شده است. براي دستيابي به اصل مطلب آدرس زير مراجعه شود:
اگر قرار بود قوانين دادگاه نورنبرگ به مرحله اجرا درآيد، آنگاه همه رؤساي جمهوري آمريكا پس از جنگ جهاني دوم به خاطر تخلف از آنها و انجام جناياتي كه متهمان دادگاه نورنبرگ به خاطر ارتكاب آنها به اعدام محكوم شدند، به دار آويخته مي شدند. البته منظور از نورنبرگ، نورنبرگ و توكيوست. براي ورود به بحث، بايد به اين موضع توجه شود كه چه كساني و به چه دلايلي در نورنبرگ و توكيو محكوم به اعدام شدند. وقتي به گذشته رجوع مي كنيد، براي درك موضوع، حتي لازم نيست لحظه اي از وقتتان را تلف كنيد. براي مثال، ژنرال «ياماشيتا» يكي از ژنرالهاي حاضر در دادگاه توكيو كه بدترين دادگاه بود، در بخشي از خاك فيليپين كه نيروهاي در حقيقت تحت امر او در آنجا دست به اعمال بي رحمانه اي زده بودند به دار آويخته شد. البته حضور او و نيروهايش در فيليپين به روزهاي پاياني جنگ باز مي گردد. زماني كه ارتباط او با سربازانش تقريباً قطع شده بود و از آنجا كه بعضي از اين سربازان به نقاط مختلف كشور فيليپين گريخته بودند، او هيچ تماسي با آنان نداشت.
بسيار خوب با روشن شدن وضعيت اين يك مورد، حساب بقيه تقريباً روشن است.
«هري ترومن» در دادگاه توكيو با نگاهي دقيق تر به چهره هاي اصلي در هيأت قضايي اين دادگاه و دادگاه نورنبرگ، يك قاضي آسيايي قابل اعتماد و مستقل كه هندي بود، به چشم مي خورد. نام او «رادابينودپال» بود. وي تنها قاضي حاضر در دادگاه بود كه سابقه حضور در عرصه حقوق بين الملل را داشت و نكته ديگر اينكه به كلي با رأي صادره مخالف بود. او اعلاميه اي جالب و مهم شامل ۷۰۰صفحه در مخالفت با رأي صادره نوشت.(شما مي توانيد به اين اعلاميه در كتابخانه حقوق دانشگاه هاروارد دسترسي پيدا كنيد، من هم در آنجا مطالعه كردم و يا شايد بتوان در جايي ديگر به آن دست يافت، اما به هر حال، خواندن آن جالب است.) او با مرور اسناد مربوط به دادگاه با بياني متقاعد كننده، تلاش مي كند ايرادات وارده به رأي صادره را نشان دهد. او نظريات خود را بدين گونه به پايان مي رساند:
«اگر تنها يك عمل جنايت آميز در اين نمايش صلح طلبانه وجود داشته باشد كه قابل مقايسه با جنايات حزب «نازي» يعني همان اعمالي كه عده اي به خاطر ارتكاب آن در نورنبرگ به دار آويخته شدند، باشد، همانا اين جنايت، فرو انداختن دوبمب اتمي در ژاپن است. او همچنين مي گويد: «هيچ يك از اينگونه جنايتها به اين متهم نمي تواند نسبت داده شود.» من فكر مي كنم اگر نظري به سابقه موضوع بيفكنيد، بحث خيلي موجه جلوه مي كند.
ترومن اقدام به سازماندهي يك عمليات بزرگ ضدشورش در يونان كرد كه طي آن حدود ۱۶۰هزارنفر از مردم كشته، ۶۰هزار نفر پناهنده و تعدادي در حدود ۶۰هزار نفر و يا بيشتر نيز شكنجه شدند، سيستم سياسي آن كشور نيز دچار تغييراتي در خود شد، به نحوي كه رژيمي متمايل به جناح راست بر سر كار آمد. شركتهاي آمريكايي همه جا را به تصرف خود درآوردند و بدين ترتيب جايگزين ديگر شركتها شدند. به نظرم اين عمل نوعي جنايت است كه مشمول قوانين نورنبرگ مي شود.
خب، درخصوص «آيزونهاور» چطور؟ شما مي توانيد در خصوص چگونگي نقش او در سرنگون كردن دولت «گواتمالا» به عنوان يك جنايت بحث كنيد. در اين ماجرا، شبه نظامياني كه از سوي سازمان سيا پشتيباني مي شدند، با تهديدات آمريكا وارد خاك اين كشور شدند. به بمب گذاري پرداختند و در صدد تضعيف حكومت آن كشور كه براساس دموكراسي سرمايه داري اداره مي شد، برآمدند. اين عمل نيز نوعي جنايت است. در تهاجم به لبنان در سال۱۹۵۸ (من نمي دانم، بايد خود شما نتيجه بگيريد) تعداد زيادي از مردم كشته شدند. سرنگوني دولت ايران نيز مثال ديگري در اين رابطه است كه توسط يك كودتا با پشتيباني CIA به وقوع پيوست. اما براي محكوميت «آيزنهاور» تنها قضيه گواتمالا كفايت مي كند، يعني ساير موارد، مازاد بر نياز است. اما موضوع در مورد «جان اف كندي» شكل ساده تري به خود مي گيرد. تهاجم به كوبا يك تجاوز آشكار بود. آيزنهاور طراح اين نقشه بود و از آنجا كه او درگير اين توطئه به منظور استيلا بر كشوري ديگر بود، مي توانيم اين مورد را نيز در پرونده آيزنهاور بگذاريم. پس از تجاوز به كوبا، كندي، عمليات تروريستي وسيع و سختي را عليه اين كشور به راه انداخت. شوخي اي در كار نبود. بمباران تأسيسات صنعتي به همراه كشتن تعداد بي شماري از مردم، منفجر كردن هتلها، غرق كردن قايقهاي ماهيگيري و خرابكاري از جمله اين اقدامات بود دوره بعد يعني دوره «ريچارد نيكسون»، دامنه اين عمل به قدري گسترده شدكه حتي منجر به مسموم كردن دام روستاييان گرديد. وسعت موضوع فراتر ازحد انتظار بود. پس از آن نوبت به ويتنام رسيد. اين كشور از سوي آمريكا به رهبري كندي مورد هجوم قرار گرفت. او در سال۱۹۶۲ به جنوب ويتنام حمله كرد و نيروي هوايي آمريكا را براي شروع بمباران به آن كشور اعزام داشت. بسيار خوب. وضعيت دوره كندي را نيز مرور كرديم. دوره «ليندون جانسون» در مقايسه با ديگران چندان به چشم نمي آيد. جنگ هندو چين به تنهايي و بدون در نظر گرفتن تهاجم به جمهوري «دومينيكن»، خود، يك جنايت بزرگ جنگي محسوب مي شود.

• بقيه در صفحه ويژه ۶


|   شناسنامه   |   آرشيو   |