|
پايتخت مجازي در انتقال پايتخت ازتهران
دكتر علي اكبر جلالي
|
|
|
تاريخ بحث بر سر انتقال پايتخت از تهران به نقاط ديگري از كشور شايد از سال۱۲۰۹ شمسي كه زمين لرزه اي شديد طي چندثانيه اين شهر را به كلي ويران كرد مطرح شده باشد. اما حدود سالهاي۱۳۶۸ و ۱۳۶۹ بار ترافيكي سنگين و آلودگي بيش از حد هوا نيز موضوع انتقال پايتخت تهران به شاهرود، خدابنده، زرند فارس، دورود و ازنا و شهرهاي ديگر را مطرح كرد كه با قول شهردار وقت در اصلاح مشكلات تهران، آن هم به فراموشي سپرده شد. اينك با زلزله سنگين بم فضاي جديدتري براي انتقال پايتخت از تهران به همان محلهاي كارشناسي شده و شهرهاي ديگر مطرح شده است. سياسيون كشور هم با مطرح كردن پيشنهاد طرح ۳فوريتي در مجلس شوراي اسلامي موضوع را دوباره به يكي از موضوعات مهم روز تبديل كرده اند. حتي شنيده مي شود زمينهاي بعضي از شهرهاي كانديدا براي انتقال در حال افزايش مي باشد! اگرچه اين روزها بخاطر بحث انتخابات انتظار مي رود از شدت مباحث در اين موضوع كم شود ولي واقعيت اين است كه موضوع مهم و حياتي است و بايد بدون از دست دادن اين فرصت پيش آمده به جنبه هاي علمي اين حركت ملي توجه داشت و با انجام چندتحقيق و پژوهش ملي تكليف كار و راهكار مناسب را مشخص كرد. زمان طرح موضوع انتقال پايتخت، موضع گيريها و مباحث مطرح شده در چند هفته اخير كاملاً نشان مي دهد كه ديدگاههاي سنتي بر ديدگاههاي علمي و تحقيقاتي غالب است، به همين دليل نگاه به انتقال پايتخت سطحي و بدون توجه به فرصتها و امكانات موجود جهان وپتانسيلهاي ملي مطرح مي شود. اگر اينطور نبود حداقل مي بايست سناريويي از پايتخت آتي مطرح مي شد تا بتوان چشم اندازي براي آن تبيين كرد. به نظر مي رسد در كشور ما حتي اعتقادي به علم تخيل نيز نيست تا بتوان حداقل سناريويي تخيلي ابتدا در ذهن پروراند و بعد با استفاده از علم آن تخيل را به واقعيت رساند. هنوز عده اي فكر مي كنند كه پايتخت شهري كلان را مي طلبد و به همين دليل اصفهان را مطرح مي كنند و يا عده اي صرفنظر از توجه به ابعاد موضوع فكر منطقه اي دارند و به دنبال بردن پايتخت به شهر خود مي باشند و افرادي هم مانند نويسنده اين مقاله و بسياري از افراد ديگر متوسل به فن آوريهاي نوين و راهكارهاي علمي مي شوند و به دنبال راهكارهاي كارشناسي مي گردند. در هر صورت، به نظر مي رسد بهترين روش براي انتقال پايتخت مطالعه سنگين علمي و برگزاري چندين همايش بين المللي مي باشد تا با استفاده از تجربيات جهاني و استفاده از فكر متخصصان و دانشمندان داخلي و خارجي تمام زواياي ناپنهان اين حركت ملي شناخته شده و با اطمينان اقدامي عملي را آغاز نمود. مزاياي انتقال پايتخت از تهران تنها به موضوع فرار از زلزله يا راه حلي براي رفع مشكل ترافيك و آلودگي هوا مربوط نمي شود، بلكه بايد به جنبه هاي ديگر روان شناسي و اقتصادي و بسياري از ابعاد و تبعات ديگر آن هم توجه داشت. در قسمتهاي بعدي اين مقاله به بعضي از مشخصه هاي انتقال پايتخت از تهران و بخصوص با بهره گيري از فن آوريهاي جديد كه در غالب پايتخت مجازي مطرح مي شود پرداخته شده است. براي داشتن يك برنامه مناسب براي انتقال پايتخت چه بايد كرد؟ چشم انداز ۲۰ساله كشورمان تنظيم شده است و حالا بايد دوكار اساسي ديگر را قبل از ارائه طرحهاي لازم براي رسيدن به آنكه يكي از آن طرحها مي تواند انتقال پايتخت باشد تهيه و تبيين نماييم. يكي از آن دو كار تهيه راهبرد يا مأموريت برنامه ۲۰ساله كشور است كه فعلاً مشخص نيست و ديگري تعيين استراتژي و سياستهاي تغيير رويه هاي سنتي موجود كشور است كه ديگر براي ادامه راه و رسيدن به چشم انداز تعيين شده جوابگو نمي باشد. چشم انداز مشخص شده اگر كامل هم نباشد و يا ترديدي در بعضي از بندهاي آن وجود داشته باشد طبق تئوريهاي علمي "VISION LIFE CYCLE"، سيكل عمر چشم انداز، در نسخه هاي جديد آن قابل اصلاح و جبران است. اما اگر راهبرد و استراتژيها مشخص نباشد انجام هر طرحي در كشور از جمله طرح انتقال پايتخت ممكن است خاصيت لازم براي رسيدن به چشم انداز ۲۰ساله را نداشته باشد و يا حداقل زمان رسيدن به چشم انداز را طولاني و دچار تأخير نمايد. بنابراين بهترين حالت براي انتقال پايتخت از تهران به هر نقطه ديگر و يا از طريق فن آوري اطلاعات و ارتباطات در غالب پايتخت مجازي بايد در برنامه درازمدت كشور و در مسير رسيدن به چشم انداز ۲۰ساله ديده شود. پايتخت مجاري چيست؟ مزاياي آن كدام است؟ اگر به تاريخچه توسه سريع فن آوري اطلاعات و ارتباطات، ICT توجه داشته باشيم خواهيم ديد كه اولاً اين فن آوري جوامع را از دنياي يك بعدي سنتي به دنياي دوبعدي اينترنت با نمادهايي مانند تجارت الكترونيك، آموزش الكترونيكي، بانكداري الكترونيكي، شهرهاي الكترونيكي و اينترنتي و سرويسهاي اينترنتي گوناگون برده است و ثانيا ً بشر در آينده مي تواند از دنياي دوبعدي عصر اينترنت به دنياي سه بعدي يا عصر مجازي كه نقش حضور فيزيكي در آن بي معنا خواهد شد برسد. به عبارت ديگر باآمدن اينترنت نقش زمان و مكان كم رنگ شده است ودر عصر مجازي نقش حضور فيزيكي نيز محدود و يا حذف خواهد شد. پايتخت مجازي محلي است كه كليه امور يك پايتخت سنتي مانندتهران بدون حضور فيزيكي مسؤولين و تنها با حضور مجازي آنها با استفاده از ابزار فن آوري اطلاعات و ارتباطات در آن انجام شود. از آنجا كه از يك سوي اينگونه مباحث براي متخصصان ICT يك موضوع كاملا ً شناخته شده و عادي است و از سويي ديگر فن آوريهاي امروز و فردا به ما كمك خواهد كرد كه به اين موضوع به عنوان يك واقعيت توجه داشته باشيم اميد است در معادلات و تصميمات مسؤولين نيز براي تغيير پايتخت موردتوجه قرار گيرد. خوشبختانه كشور ما استعداد خوبي در زمينه نيروي انساني جوان و متخصص براي اجراي چنين تفكري را دارد و اگر بتوانيم پايتخت مجازي راخوب معرفي كرده و ابعاد آن را بررسي كنيم مي تواند يك انتخاب مناسب و يا حداقل يك ديدگاه آرماني (Vision) براي انتقال پايتخت از تهران مطرح شود. در مورد مزاياي پايتخت مجازي مي توان با رويكردهاي متفاوت به آن پرداخت. مثلاً از ديدگاه نيروي انساني اين واقعيت وجود دارد كه مي توان از افراد متخصص بيشتري نسبت به وضعيت فعلي استفاده كرد. هيأت دولت مي توانندمانند سايرين همواره آموزش ببينند و با بازديدهاي مجازي از بخشهاي مختلف كشور همواره مسلط بر اتفاقات مثبت و منفي باشند. اعضاي هيأت دولت وقت و زمان كمتري را صرف امور اداري مي كنند و بيشتر وقت خود را به ارائه طرح و هماهنگي خواهندگذراند. از رويكرد اقتصادي مزاياي زيادي را در يك پايتخت مجازي مي توان ديد. مثلاً در يك پايتخت مجازي ساختمانهاي محدود با تكنولوژيهاي زياد را مي توان داشت. لذا بر كيفيت سيستمها با هزينه كم افزوده خواهد شد. از جمله مزاياي رويكرد سياسي و اجتماعي مي توان به نقش بيشتر مردم در تصميم گيريها كه از طريق رأي گيري روي خط عملي خواهد شد مي توان توجه داشت. سناريويي ساده از يك پايتخت مجازي آقاي انيشتن گفته اند كه تخيل مهمتر از دانش است. اگر امروز قطار، ليزر، تلويزيون و هواپيما داريم به آن علت است كه كساني اول تخيل اين وسيله ها را در ذهن به وجود آورده اند و دانشمندان به كمك علم و دانش تخيلها را به مرحله عمل رسانده اند. بنابراين طرح پايتخت مجازي مي تواند ابتدا به صورت يك تخيل در نظر گرفته شود و سپس با واقعيتها تطبيق داده شده و آنچه را كه لازم است به كمك دانشمندان تهيه و مراحل عملي فراهم شود. خوشبختانه در اين زمينه امكانات فن آوري اطلاعات و ارتباطات به اندازه اي توسعه يافته است كه چندان نياز به تخيل هم ندارد و فقط مطالعه و تحقيق دراين زمينه كفايت مي كند. براي روشن شدن بعضي از ابعاد پايتخت مجازي سناريويي را در نظر بگيريد كه مثلاً قرار است هيأت دولت يك جلسه داشته باشد. فرض كنيد كه در محلي از پايتخت مجازي دولت فضايي در اختيار دارد كه شبيه يك اتاق كنفرانس است. فرض كنيد كه اطراف اين اتاق كنفرانس با دوربين هاي سه بعدي زيرپوشش قرار دارد و به گونه اي طراحي شده كه وزرا مي توانند در صندلي هاي مورد نظر كه تمام آنها در رايانه ها شبيه سازي شده اند به دور هم جمع شوند. اين حضور به صورت غيرفيزيكي خواهد بود. به عنوان مثال ممكن است وزير محترم صنايع در كرمان در محل كار يا منزل خود باشد، ايشان كافي است با قراردادن يك كلاه مجازي يا عينك مجازي و نهايتاً يك لنز مجازي از طريق رايانه و از طريق نرم افزار حقيقت مجازي در اتاق كنفرانس مجازي حضور مي يابد. ساير وزرا نيز از نقاط مختلف كشور به همين ترتيب در اين جلسه حضور دارند و اگر اتاق كنفرانس وجود داشته باشد بعضي از آنها مي توانند به صورت واقعي در سالن كنفرانس حضور داشته باشند. موقعيت فوق از نظر شركت كنندگان به گونه اي است كه همه وزرا خود را دور يك ميز و در كنار هم مي بينند و مانند يك جلسه معمولي سنتي و واقعي با هم گفت وگو مي كنند و جلسه به خوبي اداره و هدايت مي شود. مسلماً مزاياي چنين جلسه اي كه امكان استفاده بسياري از متخصصان ومديران را به صورت روي خط مي دهد و آنها امكان استفاده از تصميمات و مباحث را دارند بسيار بيشتر از يك نشست سنتي هيأت دولت مي باشد. آيا پايتخت مجازي محلي خاص را مي طلبد و يا اينكه در هر شهري مي تواند استقرار يابد: براي انتقال تهران به يك پايتخت مجازي نياز به محل خاصي از نظر جغرافيايي و يا ساير پارامترها نخواهد بود، اما نكته مهم در رويكردي است كه به انتقال پايتخت داريم. اگر بخواهيم با چشم انداز جامعه اطلاعاتي رويكرد را مشخص كنيم بايد اساس ساختار و توسعه پايتخت جديد را برپايه ICT ببينيم، كه رويكردي متناسب با نياز روز است. در غير اين صورت رويكرد بعدي ادامه همين روش سنتي است كه مشكلات خاص خود را دارد و كارايي لازم را ندارد بايد دنبال كنيم. با توجه به امضاي ايران در اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي در ژنو به نظر مي رسد انتخاب رويكرد اول منطقي تر است. بنابراين بخشي از انتخاب محل بستگي به رويكرد كشور در ساختار و نوع اداره پايتخت جديد دارد. هر رويكرد شاخص ها و پارامترهاي متفاوتي را مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهد كه در انتخاب محل مي تواند مهم باشد. مثلاً اگر پايتخت صددرصد مجازي در نظر گرفته شود، در آن صورت كل محل به صورت نرم افزاري قابل حل خواهد بود و نياز به محلي به جز فضايي براي رايانه و اتاقهاي فني نخواهد بود! در صورتي كه بخشي از پايتخت مجازي و بخشي فيزيكي در نظر گرفته شود، كه اين شكل بيشتر پيشنهاد مي شود بايد كاملاً مورد مطالعه دقيق قرار گيرد تا سهم هر بخش مشخص و براساس آن برنامه ريزي شود. بنابراين در بعضي از شرايط محل انتخاب مهم مي باشد. با فاكتورهاي مورد نظر كارشناسان در سال ۱۳۶۸ و ۱۳۸۹ شاهرود اولين گزينه وزارت مسكن بوده است كه در آن زمان بحث پايتخت مجازي اصلاً مطرح نبوده است. امروز هم پايتخت مجازي مي تواند در همان جا قرار گيرد و اتفاقاً انتخاب شاهرود شايد از هر دو رويكرد سنتي و مدرن با توجه به موقعيت ممتاز آن بسيار منطقي به نظر مي رسد. محل وزارتخانه ها درپايتخت مجازي: شايد بد نباشد كه بدانيم همه پايتخت هاي جهان الزاماً بزرگترين شهر آن كشورها نيستند. مثلاً واشنگتن دي سي كه پايتخت آمريكا است بسيار كوچكتر از شهرهاي بزرگ آن است. همينطور اين يك قانون نيست كه حتماً همه وزارتخانه ها و سازمانهاي مركزي دولت در يك شهر و در كنار هم به عنوان پايتخت باشند. به همين دليل در آمريكا هم تمام وزارتخانه ها در واشنگتن دي سي كه پايتخت است نيستند. چه اشكالي دارد اگر وزارت بازرگاني ما به بندرعباس منتقل شود و وزارت جهاد كشاورزي ما به استان گلستان، گيلان و يا مازندران و وزارت فرهنگ و ارشاد ما به اصفهان منتقل شود؟ به نظر من نه تنها اشكالي ندارد بلكه باعث رونق اقتصادي و تحول در مناطق مختلفي از كشور مي شود و توسعه اقتصادي خوبي در پي خواهد داشت. البته مناسب است بعضي از وزارتخانه ها كه از نظر امنيت ملي مؤثرتر هستند در يك جا باشند كه در اين موارد مي توان مطالعه و برنامه ريزي مناسب داشت. حالا كه جمعيت پايتخت ما در تهران ۱۰ تا ۱۲ ميليون نفر است نبايد تصور كنيم با رفتن پايتخت از تهران چند ميليون نفر از تهران خواهند رفت. همينطور نبايد تصور كنيم كه احتياج به شهري بزرگ براي پايتخت داريم.براي درك موضوع توجه داشته باشيم كه كل كاركنان دولت حدود ۲/۲ ميليون نفر مي باشد كه از اين تعداد نيمي در آموزش وپرورش مي باشند و اصولاً نيروهاي ستادي دولت كم هستند. متأسفانه آمار دقيقي از تعدادي كه در صورت انتقال تهران به هر نقطه ديگر بايد تهران را ترك و به جمعيت شهر جديد كه در آن پايتخت منتقل مي شود را ندارم.اگر سيستم دولت كوچك و مهندسي مجدد در آن اجرا شود و از فن آوري اطلاعات و ارتباطات هم خوب استفاده گردد تعداد مجبور به ترك تهران زياد نيست. آيا شهرستان شاهرود براي پايتخت مجازي مناسب است؟ با هر رويكردي شاهرود به دلايل مختلفي كه به بعضي از آنها اشاره مي شود گزينه مناسبي براي پايتخت آينده ايران مي تواند باشد. ۱ ـ شاهرود تقريباً در مركز ثقل ايران قرار دارد و درگذشته به همين دليل مركز ارتباطات وتوزيع كالا بوده است . از نظر امنيت ملي وفاصله از مرزها هم اين موقعيت مهم است. ۲ ـ وسعت شهرستان شاهرود بيش از ۵۲هزاركيلومترمربع مي باشد كه ۳۲/۱ مساحت كل كشور است. بنابراين مشكلي از نظر توسعه وجود ندارد. ۳ـ شاهرود را از آن جهت كه پتانسيلهاي تمام قاره هاي جهان را از نظر اقليمي ، محيط زيست وآب وهوا داراست قاره كوچك مي نامند. شاهرود از قسمت شمال به جنگلهاي شمال، از جنوب به كويري كه در آن خرما ومركبات توليد مي شود ، از شرق به شهرستان سبزوار واز غرب به دامغان مرتبط است. هواي سرد وخشك دلپذير آن شاهرود را به ييلاقي خوش آب وهوا بدل كرده است . از نظر شكل طبيعت شبيه تهران است . قسمت شمال آن مانند تهران كوهستاني و بركوه بلند شاهوار آن مانند قله توچال همواره برف سفيد وجود دارد ييلاقهاي زيباي اطراف مانند ابر ومنطقه شاهكوه فضاي مناسبي را براي ديپلماتهاي خارجي وشهروندان به وجود مي آورد. فضاهاي مناسب براي اسكي ياد ديزين و آبعلي را در ذهنها زنده نگاه مي دارد. شهر مجن ماسوله شهرستان شاهرود است . در وصف پتانسيلهاي شاهرود بايد كتابها نوشت. ۴ ـ از نظر فن آوري اطلاعات و ارتباطات شاهرود در مسير فيبر نوري اروپا به چين قرار گرفته واز طريق دو فيبر نوري از تهران به شاهرود واز مشهد به شاهرود موقعيت بسيار مناسبي براي عملي شدن پايتخت مجازي را دارا مي باشد. شاهرود بهترين نقطه از نظر فني براي ايجاد پايگاههاي ملي داده و هاب اطلاعات كشور است. فرهنگ فن آوري اطلاعات وارتباطات در شاهرود وجود دارد، فرمانداري شاهرود هم اكنون يك فرمانداري الكترونيكي دركشور است، يكي از پاركهاي فن آوري اطلاعات در شاهرود است و اولين روستاي اينترنتي ايران شاهكوه در ۶۰كيلومتري اين شهرستان قرار دارد. ۵ ـ دانشگاه صنعتي شاهرود كه تلاش مي كند در كنار دانشگاههاي صنعتي كشور جاي برجسته اي داشته باشد ودرسالهاي اخير بسيار موفق بوده است به همراه دانشگاه آزاد، پيام نور و جامع علمي كاربردي شاهرود را به شهر دانشگاهي مبدل كرده است. ۶ ـ ارتباط شاهرود به شمال، جنوب ، مغرب و مشرق با قطار، هواپيما و بزرگراه برقرار است. ليست توانمنديها وپتانسيلهاي ناشناخته در شاهرود بسيار زياد ومعرفي آن فرصت ديگري را مي طلبد اما آنچه را كه مي توان گفت آن است كه شاهرود با هر رويكردي پتانسيل همه آنچه را كه در يك پايتخت لازم است در نهاد خود دارد. نتيجه گيري : گزينه پايتخت مجازي از جنبه هاي مختلف براي انتقال پايتخت از تهران مي تواند مهم باشد. اولاً باتوجه به اينكه ايران اعلاميه اصول جامعه اطلاعاتي جهاني را امضا كرده است بايد زمينه هاي واقعي اين حضور را فراهم كند كه طرح موضوع پايتخت مجازي دراين خصوص مي تواند مفيد باشد. ثانياً، پايتخت مجازي شرايطي را فراهم مي كند كه اداره مدرن جامعه امكان پذير باشد وزمينه را براي بهره وري مناسب از خدمات دولتي فراهم مي كند. علاوه برآن، طرح تئوريك موضوع پايتخت مجازي عملاً شرايطي را براي مطالعه علمي فراهم مي كند تا به موضوع مهم انتقال پايتخت به صورت سطحي نگاه نشود و به آن به عنوان يك اقدام ملي كه ارزش سرمايه گذاري پژوهشي دارد توجه شود. پايتخت مجازي شرايطي فراهم مي كند تا وزارتخانه ها در سطح كشور پخش شوند و در نتيجه اين حركت وضعيت اقتصادي استانها بهتر مي شود و يك نوع عدالت نسبي اجتماعي برقرار مي گردد. طرح موضوع پايتخت مجازي به خودي خود عامل فرهنگي و رشد در توسعه فن آوري اطلاعات و ارتباطات در كشور مي شود و فرصتي به وجود مي آورد تا عموم مردم با اين فن آوري آشنا شوند.
|