• دكترخانيكي:
يكي از سرفصل هاي مهم جامعه اطلاعاتي تبديل ارتباطات از حالت مونولوگ به حالت ديالوگ است
• دكترشكرخواه:
در آينده نزديك دولت مدرن، دولتي است كه چندبرنامه براي يك نسل داشته باشد نه يك برنامه براي چند نسل
• دكتر معتمدنژاد:
ريشه كني فقرمهمترين هدف اعلاميه هزاره جامعه اطلاعاتي است
• دكتر نمك دوست:
جامعه اطلاعاتي فرداي همه ما است نه چيزي در كناراين جامعه
روز گذشته نخستين بخش از ميزگرد ايران درباره دستاوردهاي اجلاس ژنو از منظر خوانندگان گرامي گذشت. در اين ميزگرد كه استادان علوم ارتباطات آقايان دكتر معتمدنژاد، دكتر نمك دوست، دكتر خانيكي و دكتر شكرخواه حضور داشتند به بررسي اين اجلاس مهم پرداختند. اينك بخش دوم و پاياني آن در پي مي آيد.
دكتر معتمدنژاد: در طول تاريخ هر موقع يك تكنولوژي جديدي پديد آمده يا مورد نياز نظامي يا موردنياز سياسي بوده كه باعث شده تا اميدهايي نسبت به آينده ايجاد شود. انتقادگران معتقدند كه از دهه ۱۹۷۰ تحت تأثير شرايط بحراني اقتصاد عده اي از صاحب نظران توجه كردند كه مي توان بارديگر اقتصاد سرمايه داري را رونق داد از طريق تكنولوژيهاي نوين اطلاعات و ارتباطات همچنانكه سرمايه داري براي نجات خودش توانست بارديگر به اقدام جديدي دست يابد، در اين رابطه در اواخر فروردين يك سمينار در ايران خواهيم داشت آنجا از نزديك صحبت هايشان را بشنويد و در مباحث شركت كنيد. معتقديم كه بايد محتاط بود در عين حال كه جامعه اطلاعاتي جنبه هاي مثبت فراواني دارد ولي اگر قرار باشد در خدمت منافع سرمايه داري قرار بگيرد طبيعتاً لطمه مي زندبه كشورهاي در حال توسعه به همين جهت هست كه دكتر خانيكي هم اشاره فرمودند بسياري از كشورهاي جهان مخصوصاً كشورهاي پيشرفته بيشتر مي خواهند كه تكنولوژي پيشرفت بكند. تكنولوژي را به عنوان يك هدف دارند دنبال مي كنند نه به عنوان اجزا، در حالي كه نمايندگان كشورهاي در حال توسعه تكنولوژي … را مورد توجه قرار داده اند.
اما اين جامعه اطلاعاتي چه مي تواند باشد صرفنظر از اين؛ تفكيك نظريات مثبت و نظريات منفي يك ايراد ديگري كه وارد است اينكه كلمه اطلاعات خيلي مبهم و كلي است براي اطلاعات مي شود معاني مختلفي به كار برد. اطلاعات يك معنايش خبر است، اطلاعات يك معنايش به معناي اطلاعات جاسوسي است و جامعه اي را پوشش خواهدداد كه برمبناي هدفهايي كه در اعلاميه هزاره سران جهان در نيويورك صادر شد به پيش رود. به مناسبت برگزاري مجمع عمومي ملل متحد آن هدف تأمين مي شود كه تا سال ۲۰۱۵ حداكثر فقر و محروميت از بين برود، بهداشت همگاني تأمين شود. بيسوادي ريشه كن شود، گرسنگي نباشد تلفن كه گفته مي شود در اختيار نيمي از مردم دنيا هست، همه گير شود. فقر كمرنگ شود و با اين اوضاع و احوال بتوان هدفهاي اعلاميه هزاره را تأمين كرد و با استفاده از توافقي كه بين كشورهاي در حال توسعه و كشورهاي پيشرفته صورت گرفته تحقق منابع مالي را امكانپذير كرد. پس يك هدفهاي مشخصي در اين اعلاميه يادآوري شده كه بايد دنبال شود. به دنبال مشخص كردن اين هدفهايي كه جنبه اقتصادي ـ اجتماعي ـ فرهنگي دارد تلاش براي اينكه مبناي حقوقي اين جامعه اطلاعاتي بايد حقوق بشر و آزاديهاي بنيادي باشد دنبال شود.
در همين هفته هاي اخير كه اطلاعيه جهاني حقوق بشر را مطالعه كردم تجديدنظرهاي مربوط به پيش نويس اعلاميه را مي ديدم كه يك عده ديگر از كشورهاي غربي خواستار لغو ماده۱۹ شدند.
و در آخرين بازنگري ها متن لغو شد و به دنبال آن ماده ۲۹ كه خواست كشورهاي جهان سوم را پيش بيني كرده بود اضافه شد در حالي كه در نخستين پيش نويس ها كشورهاي غربي حاضر نبودند كه محدوديت هاي مندرج در ماده ۲۹ كه مربوط به حقوق مندرج در اعلاميه اصول بود بپديرند و ما در كنفرانس منطقه آسيا كه در تركيه بود اصرار كرديم كه علاوه براينكه ماده ۱۹ گنجانده شود اعلاميه ماده ۱۹ميثاق ملل مصوب نوامبر۱۹۸ گنجانده شود و محدوديت هاي آخر همين ماده ۱۹ ميثاق بود و ماده ۲۰ميثاق كه درباره جلوگيري از مناقشات مذهبي هست را نيز بگنجانند ولي در اعلاميه نهايي صرفنظر از ماده ۲۹ درخواست ما به كشورهاي ديگر در حال توسعه كه مي خواستند ماده ۱۹ و ۲۰ ميثاق بين الملل سياستگذاري شود اشاره اي نشد. بايد يك اصول اساسي و كليدي جامعه اطلاعاتي آينده مشخص شود و اما اينكه اصول كليدي اعلاميه كدام ها هستند: عنوان بخش همه گير يك جامعه اطلاعاتي براي همه است.
۱ ـ نقش دولتها در همه طرف هاي ذينفع از جمله بخش خصوصي در پيشبرد تكنولوژيهاي اطلاعات و ارتباطات براي توسعه. اين مبحث قسمت اول است. دوم: زيرساخت هاي اطلاعات و ارتباطات بايد تهيه شود به عنوان شالوده اساسي براي يك جامعه اطلاعاتي فراگير همگاني يك جامعه اي كه تمام مردم كشورها و دنيا را شامل مي شود. سوم: دسترسي به اطلاعات و معرفت ها. منظور از معرفت ها كه گاهي به دانايي ها يا دانش ها ترجمه مي شود. در اين شماره اطلاعات عرصه عمومي مثل كتابخانه ها، آرشيوها، مراكز دانشگاهي و … است كه در كشورهاي غربي سعي مي شود روز به روز بيشتر خصوصي شوند. مثل تحصيلات دانشگاهي كه موزه ها، كتابخانه ها را كه مي خواهند خصوصي كنند حتي در ايران هم چند وقت پيش شايد در روزنامه ها ديديد كه مي خواهند كتابخانه هاي عمومي را خصوصي كنند و در اختيار بخش خصوصي بگذارند. اين مسأله عرصه عمومي اطلاعات برهمين اساس نرم افزارهاي «منبع باز» كه شما به راحتي مي توانيد از طريق اينترنت از آنها استفاده كنيد و نرم افزارهاي مشابه اش كه نرم افزارهاي آزاد هستند، اينها را پيش بيني كرديم. دسترسي همگاني به تلفن و …
و در مبحث چهارم: ايجاد توانمندي ها موردنظر قراردادند كه بايد با آموزش فرد از ۶ سالگي، آموزش اجباري و رايگان مورد توجه قراربگيرد و مخصوصاً به مهارتهاي اينترنتي ، مهارتهاي الكترونيكي توجه شود. همه افراد به سوادآموزي تازه سوادآموزي اينترنتي و ديجيتال يا الكترونيكي مجهز شوند. در مبحث پنجم: ايجاد اعتماد و امنيت در كار. ششم: ايجاد محيط مساعد كه براي اين محيط مساعد قانونگذاري، سرمايه گذاريها، حمايت از حقوق مالكيت معنوي، استانداردسازي تكنولوژيهاي نوين ارتباطات و اطلاعات، اداره طيف امواج راديويي و تلويزيوني توسط دولت ها و نه بخش خصوصي. ضروري است مثل اينكه در امريكا شروع كردند به فروش امواج توسط بخش خصوصي و مهمتر از همه: نقش مديريت جهاني اينترنت كه يكي از آخرين مباحثي بود كه در روزهاي قبل از تشكيل اجلاس برسر آن توافق شد و آمريكايي ها در برابر فشار اكثر كشورهاي دنيا و كشورهاي در حال توسعه و بعضي كشورهاي ديگر مجبور شدند اين را بپذيرند كه يك گروه كار تشكيل شود، تا در اجلاس تونس مقدمات يك توافق جهاني را فراهم كند تا آنجا مشخص شد كه مثل "ITU" اتحاديه بين المللي ارتباطات دور كه به كار ارتباطات دور مي پردازد، فعاليت دارد. هفتمين مبحث: كاركردهاي تكنولوژيك، در زمينه هاي مختلف كه سودمندي آنها براي تمام جنبه هاي زندگي مثل دولت الكترونيك، بهداشت الكترونيك، اشتغال الكترونيك، كشاورزي الكترونيك، زيست محيط الكترونيك و از اين قبيل مورد نظر قرارگرفته.
هشتمين مبحث: گوناگوني فرهنگي و هويتي و گوناگوني زباني كه محتواي مرزي دارند. يونسكو چندين سال در اين زمينه كار كرد، ۲سال پيش يونسكو اعلاميه جهاني مشهور «گوناگوني فرهنگي» را كه متأسفانه در ايران باز با بي اعتنايي روبرو شد را به تصويب رساند. (و مجله«رسانه» تنها رسانه اي كه خلاصه اي از اين اعلاميه را چاپ كرد) اين اعلاميه بسيار پراهميت جهاني، اعلاميه جهاني يونسكو درباره چگونگي گوناگوني فرهنگي بود. نهمين مبحث: نقش رسانه ها در جامعه اطلاعاتي را مدنظر دارد اينكه روزنامه نگاران چه نقشي دارند؟ رسانه هاي آزاد و مستقل وكثرت گرا بايد چگونه رشد پيدا كنند و روزنامه نگاران آزاد چگونه فعاليت كنند. دهم: ابعاد اخلاقي جامعه اطلاعاتي مطرح شد كه در صلاحيت هاي مورد توجه يونسكو در آخر دهه ۱۹۹۰ و ۱۹۹۷ نخستين كنگره بين الملل اخلاق اطلاعات را تشكيل داد تا اينكه در سال ۲۰۰۰سومين برگزارشد و سمينارهاي اختصاصي درباره خطرات اينترنت براي كودكان صحبت كردند در اين قسمت نقش ما خيلي كليدي است. در ماههاي گذشته دولت ايران با پوشش مهندسي به همكاران عده اي از دوستان پيشنهادهايي داد كه اين جنبه هاي اخلاقي كه فراموش شده بود در پيش نويس اعلاميه گنجانده شود و خوشبختانه موضوع تحقق يافت . يازدهمين مسأله: همكاري هاي بين المللي و منطقه اي است كه مشخص مي كند به چه ترتيب مي توان در زمينه ايجاد شبكه هاي اطلاعاتي يا معرفتي در مناطق مختلف دنيا بين كشورها همكاري كرد. مباحث بعدي در «برنامه عمل» توضيح داده شده كه اين هدفها در اين اصول يازده گانه كه اينجا ذكر شده چگونه بايد به مرحله عمل دربيايد قراراست كه ظرف دوسال آينده برنامه عمل اجرا شود و ازسوي اتحاديه بين المللي ارتباطات دور مورد بررسي قراربگيرد و نتايج اش در اجلاس تونس عرضه خواهدشد. ضمناً پيش بيني شده كه در سه ماه آينده اعضاي اين گردهمايي معروف به اجلاس تونس در ژنو گردهم آيند .
روغني ها: از 'آقاي نمك دوست مي خواهيم كه در مورد شرايط غيرفني تحقق جامعه اطلاعاتي نقطه نظرات خود را بفرمايند؟
نمك دوست: سؤالي كه مطرح شد حمايتي ديگر بود از سؤالي كه آقاي دكتر خانيكي مطرح كردند. اينكه در حقيقت چگونه مي توان با پديده ها منفعلانه برخورد نكرد. مابقدري كلمه جامعه اطلاعاتي را راحت و زياد به كار مي بريم كه شايد براي بعضي از دوستان اين تصور باشد كه جامعه اطلاعاتي چيزي است به اضافه جامعه موجود. يعني گويا ما قرار است اين شرايط را داشته باشيم و يك جامعه اطلاعاتي هم داشته باشيم در حالي كه واقعيت اين است كه جامعه اطلاعاتي فرداي همه ماست نه اينكه چيزي در كنار اين جامعه اي كه ما داريم حالا مي توانيم در آن فردا ما حضور فعالانه داشته باشيم يا مي توانيم كاملاً منفعلانه برخورد كنيم. خيلي ها مي گويند اصلاً جامعه اطلاعاتي از امروز شروع شده است و صحبتي كه مدير "ITU" كرد خيلي قابل توجه بود كه گفت ما براي اينكه بتوانيم پيش بيني هايمان را محقق كنيم يك راه داريم آن هم اينكه پيش بيني هايمان را بسازيم. يعني چاره اي جز اين نيست و اما در مورد سؤالي كه فرموديد حتماً شنيديد كه يك دانش آموز درس نخوان بود فقط در جغرافياي دنيا ژاپن را مي شناخت براي هر سؤالي كه از او مي كردند مربوط مي كرد به ژاپن. گفتند اقتصاد آمريكا چطور است. گفت: اقتصاد آمريكا بدنيست اما به پاي اقتصاد ژاپن نمي رسد و شروع مي كرد اقتصاد ژاپن را توضيح مي داد.
درپاسخ به اين سؤال هم من يك پاسخ بيشتر بلدنيستم. البته پاسخ ها متعدداست. به نظرم مهمترين گره اين است كه ما بايستي رويكردمان به مقوله اطلاعات باشد و بكوشيم آن را درجامعه تعميم بدهيم. بنا بر باور سنتي به موضوع اطلاعات، اطلاعات چيزي هست كه درجايي قراردارد و دراختيار افراد نيست. ما بايد برويم آن اطلاعات را برداريم و مطالعه كنيم و بنابراين چون دراختياركسي است مي تواند ازمردم دريغش بكند. مي تواند احساس تملك نسبت به آن داشته باشد. اما رويكرد جديد به اطلاعات اصلاً چنين نيست. اطلاعات الآن همه جا هست. الآن بين من و شما كه صحبت مي كنيم بي نهايت اطلاعات مابين ما است. كافي است يك ديش بگذاريم اينجا و يك تلويزيون و دو شاخه كامپيوتر آقاي شكرخواه كه اينجاهست بزنيم به پريز برق كلي اطلاعات ما اينجا مي بينيم. اين باور كهن كه اطلاعات جايي است دور ازدسترس و جايي است كه نمي شود به آن دست يافت يا مناسك و آداب ويژه اي دارد و بايستي شما به مراتبي برسيد كه به اطلاعات دسترسي پيدابكنيد، صحيح نيست. امروز درهمه عرصه ها اين باور تغييركرده درحقيقت اطلاعات همه جا هست و آن چيزي كه ما بايد به آن توجه كنيم اين است كه بتوانيم از اين اطلاعات بهره بگيريم و آنها را پردازش كنيم. براساس همين باورهم هست كه در بسياري ازكشورهاي دنيا رويكرد به اطلاعات موجود درجهان و بخصوص اطلاعاتي كه در اختيار دولت ها هست تغييركرده. ديگركسي بنا براستانداردهاي جامعه اطلاعاتي دولت را مالك اطلاعات نمي شناسد كه بتواند عده اي را از اطلاعات محروم بكند. آن تصوري كه سابقاً وجودداشت الآن قابل توجيه نيست.
درجهان جامعه اطلاعاتي امانتي است درنزد دولت و دولت ملزم هست اين اطلاعات راپردازش كند، خوب نگهداري كند تا هركدام از شهروندان كه خواستند دراسرع وقت و با كمترين هزينه ممكن دراختيار شهروندان قراربدهد. نه اينكه اطلاعات چيزي باشد كه ما برخورد امنيتي با آن داشته باشيم و بخواهيم آن را براي خودمان نگه داريم و عده اي بي شمار را ازآن محروم كنيم.
مباحث فلسفي و نظري درمورد اين زمينه هم بسيار صورت گرفته. گفته مي شود اگر ما بخشي از اطلاعات يا نيمي از اطلاعات را به جامعه بدهيم شايد جامعه قدرت تجزيه تحليل و فهم آن اطلاعات را نداشته باشد يا ممكن است دراختيار قراردادن آن اطلاعات ايجاد سوءتفاهم بكند.
اين بحث به لحاظ نظري هم موردمطالعه قرارگرفته. كساني كه با اين بحث مخالفت كردند، گفته اند حتماً كساني كه مقامات رسمي را دركشور دردست دارند، صلاحيتشان براي داشتن اطلاعات بيش از عده ديگر است. اما قطعاً صلاحيت شان ازهمه افراد جامعه بيشترنيست. يعني حتماً عده اي درجامعه هستند كه صلاحيت بيشتري از مديران سياسي جامعه دارند و آنها بايستي اطلاعات دراختيارشان باشد.
اين بحث ازاين جهت براي من قابل توجه هست كه اساساً براي حرفه ما روزنامه نگاران اين جنبه توجه به جامعه اطلاعاتي بسيارقابل اهميت است.
دكتر خانيكي : اين بود كه درمورد شش هفت موضوع ما نظرهايي داشتيم كه اين نظرها بخش عمده اي است در اعلاميه اصول ديده شده. يكي اساساً همان بحث اخلاق بود.
روغني ها: در مورد جامعه اطلاعاتي گفتيم كه اين جامعه بايد متضمن چه ويژگيهايي باشد ودراين نشست هم مشخص شد كه مصوبه آنها چيست . هدف ما اين نيست كه در يك ميزگرد يكي دوساعته همه مسائل آن كنفرانس را مطرح كنيم بلكه هدفمان اين است كه به جرقه هايي كه مي تواند به اين مسأله نگاه روشن بينانه تري داشته باشد دامن بزنيم و با يك نگاه خوشبينانه يا بدبينانه جايگاه خود را موردتوجه قرار دهيم.
اخلاق نه به مفهوم مطلق اش كه بگوييم يك بحث فلسفي اخلاق را مي خواهيم داشته باشيم بلكه به معناي اين بود كه به هرحال زندگي در دنيايي كه همه چيزش عوض مي شود مثل زندگي فردي و زندگي جمعي كه از روستايي به شهرآمدند، تغييرخواهدكرد. تبديل كردن اخلاق فردي به اخلاق جمعي خودش قواعد جديدي را مي طلبد. همه ما به خوبي مي دانيم كه ما در راه تحقق اخلاق فردي بعضاً مشكل نداريم ولي دررعايت اخلاق خيلي مشكل داريم. يكي از آن بحث هايي كه به جد مطرح بود همين بود كه چطور اخلاق را به مفهوم عام اش موردتوجه قراردهيم؟
به عبارت ديگر چطور يك جامعه اطلاعاتي را مي توان جهت رشدي سالم و سازنده تفسيركرده و به پيش ببريم كه در بطن خودش احترام به مباني اخلاقي، احترام به مذاهب، احترام به آزادي، احترام به حقوق بشر، احترام به حاكميت كشور را بتواند بطور توأمان رشد بدهد. يكي از مباحث مهم بحث مديريت جامعه اطلاعاتي است حال هم در سطح جهاني، هم در سطح ملي.
اين مديريت جامع اينترنت چطورمي تواند در يك فرايند معقولي بتدريج دموكراتيك تر و فراگيرتر شود تا امكان ايفاي نقش براي همه بازيگران حتي بازيگران صامتي كه اشاره كردم، براي آنها فراهم شود.
حالا ذيل اين موضوع بحث هاي خاص سياسي هم مي تواند مطرح باشد. مثل اينكه خب الآن خيلي ازدولتها و ملت ها محروم مي شوند از امكان برابر و اين محروميت حتي شامل استفاده علمي هم مي شود. استفاده علمي از اينترنت يا مشاركتي كه اينها دارند. مثلاً فراخواني پيش مي آيد. يك محقق يا استاددانشگاه ما مقاله اي براي آن نشست ارائه مي دهد و بلافاصله پاسخي كه مي آيد اين است كه ما از پذيرفتن مقاله شما معذوريم. به دليل محدوديت هايي كه اعمال شده. اين بحث سياسي است و ضرورتي كه مهمتر به نظرمي رسد بحث دسترسي بدون تبعيض افراد و كشورها به اطلاعات است. چطورمي شود يك مكانيزم نظارتي را درجهان وضع كرد يك مكانيزم نظارت بين المللي كه اطمينان بدهد از اينكه تبعيض و دسترسي عمومي به فن آوري اطلاعات براي توسعه وجودندارد. همچنين بحث مالكيت معنوي بحث بسيارمهمي است كه بايد به آن توجه شود. بحث حقوق مؤلفين و مصنفين و ازسوي ديگر امكان برابري آزاد به دسترسي اطلاعات. مسأله چهارمي كه اهميت دارد بحث تنوع فرهنگي است كه آقاي دكتر معتمدنژاد به آن اشاره كردند. و به همين خاطر است كه جامعه اطلاعات را مرتبط بكند هم به مباحث نظري درجهان و هم به تصميم گيريهايي كه درنهادهاي مختلف بين المللي اعم از علمي، فرهنگي، سياسي، اجرايي و اقتصادي و نظاير اينها انجام مي شود. بحث مهمي كه به عنوان يك سرفصل جادارد به آن بپردازيم اينكه چطورمي شود ارتباطات را ازحالت مانالوگ به حالت ديالوگ تبديل كرد. آيا واقعاً دسترسي به اطلاعات به معناي انجام ديالوگ و گفت وگو هم هست. آيا همه اطلاعاتي كه الآن به آن دسترسي داريم اينها داده هايي دارند كه بتوانند براي ما مفيد فايده باشند. براي ديالوگ ما مشكلات ديگري هم داريم يا بحث عناصر يا عوامل جديدي كه درهمين زندگي در اقليم جديد اهميت دارد.
مثل حق توسعه، حق ارتباط، حق آموزش و... اينها ازحقوق جديدي است كه بايد به آنها توجه كرد.
مثل هر فن آوري ديگري كه اگر توجه نشود مي تواند به انباشت آهن و شبكه منجرشود.
ما مگر كم كشورهاي درحال توسعه داريم كه ازنظر استفاده سرانه از تكنولوژيهاي جديد ازكشورهاي درحال توسعه چيزي را كمتر ندارند ولي استفاده بهتر اين را از آنها انجام نمي دهند.
درعصر ارتباطات حتي تكنولوژيهاي كهنه ارتباطي دركنارتكنولوژيهاي جديد ارتباطي مورداستفاده قرارمي گيرد و دركشورهاي درحال توسعه بشدت براساس قاعده كلي نو كه مي آيد به بازار كهنه مي شود دل آزار، مرتب الگوهاي شتابان را براي تغيير تكنولوژي جديدبه كار مي برند. به نظرمن اين زمينه خود موضوع مستقلي است كه ما بگوييم دركشوري مثل ما با چه موانعي روبرو هستيم. چه فرصت هايي داريم و چه دغدغه هايي داريم. براي مثال دغدغه هاي زباني دغدغه كم اهميتي نيستند.
مسأله دوم براي ارتباط گرفتن حتماً حرف زدن لازم نيست. بيشتراز حرف زدن گوش كردن لازم است، ما درمواجهه با جامعه اطلاعاتي بيش ازهرچيز نياز به گوش كردن و استماع داريم. ما بايد بيشتر دنبال گوش هاي شنوايي بگرديم براي شنيدن اين حرفها.
اهتمام ورزيدن به بحث جامعه اطلاعاتي يك بحث تخصصي صرف نيست. يك بحث رشته خاص هم نيست بلكه يك بحث بين رشته اي و عمومي است و تأثيراتش را بايد در عرصه هاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي، حقوقي و فني به يك نسبت ديد و آثار آن را هم در آنجا ملاحظه و مشاهده كرد.
روغنيها : متشكر از توضيحات آقاي خانيكي باتوجه به اينكه بحثهاي زيادي مطرح است نقش رسانه هاي سنتي در جامعه اطلاعاتي چگونه است؟ نقش رسانه ها در توسعه ارتباطات چگونه خواهد بود؟ و مواردي از اين است بحث شكاف ديجيتالي را مطرح كرديم؟ بيسوادي جديد علمي؟ بيسوادي جديدي كه مطرح شود جوامعي كه دسترسي دارند به موضوعي مثل تكنولوژي و سواد استفاده از آن را ندارند؟
چون وقت بتدريج روبه اتمام است درخواستم از دكتر شكر خواه اين است كه ادامه مباحث خود را داشته باشند. مباحثي كه بطور شاخص در اجلاس مشاهده كردند. روند جريانات را توضيحات بيشتري براي ما بدهند.
دكتر شكر خواه: آنچه كه در اجلاس تصويب شد اعلاميه اي است كه ۶۷ بند دارد. اين ۶۷ بند در قالب ۳ قسمت و بخشهاي A.B.C ارائه شده است.
بخش A تحت عنوان نظر مشتري كه در باره جامعه اطلاعاتي است و بند هاي ۱ تا ۱۸ را در بر مي گيرد. بخش B تحت عنوان يك جامعه اطلاعاتي براي همه. اصول كليدي كه بند هاي ۱۹ تا ۶۴ را در بر مي گيرد و همان يازده اصلي است كه به آن اشاره شد و بالاخره بخش C به سوي جامعه اطلاعاتي براي همه براساس اشتراك گذاري دانش يا مبادله دانش كه اصول ۶۵ تا ۶۷ را در بر مي گيرد. براي معرفي CD هاي اينها هم از طرف شوراي عالي اطلاع رساني تهيه شده كه براي روزنامه ها قابل استفاده است. البته نسخه ۱۲ سپتامبر مورد نظر من است.
ببينيد نكته اساسي همان بحث نظام جديد گفت وگو است كه هم در عرصه ديپلماسي است كه به نظر مي آيد بايد به سياست چند صدايي نزديكتر است من از آقاي سربلند خان رئيس كميته ضربت IT پرسيدم كه به نظر شما اصلاً اجلاس خوب بود يا نه؟ خيلي كوتاه و گذرا ايشان پاسخ داد. همه چيز خوب بود حتي فكر مي كنم نيامدن بعضي از سران هم ديگر علامت سياسي تلقي نشد كه حمايت سياسي نمي كنند بلكه زورشان نمي رسد .
حرف غالب اين جمع اين بود كه واقع امر اين است كه تا به يك حالت متقابل دوسويه و مبتني بر اعتماد و مشاركت نرسيم وضعيت ارتباطي شايد خيلي سريع جواب يا نسخه درماني نباشد. نكته ديگر در ژنو اين بود كه اصلاً ICT ديگر بحث اش در همان چارچوب بيانيه دارد تعريف مي شود. موضوع پلاتفرم ICT موضوع آموزشي است يا موضوع شكاندن و ريشه كني فقر در جهان است. يكي از غرفه ها كه در مورد فقر و عمران بود همان مايكرو سافت بود كه غرفه بزرگي داشت و آموزش ابتدايي كه در همان بيانيه هزار و سازمان ملل هم هست، دسترسي همگاني به آموزش و همين طور صلح جهاني رسيدند به صلح براي مردم توجه كرد. نكته ديگر اينكه: بحث حاكميت اينترنت. در اجلاس اين قصد بود كه اينترنت بايد به دست ITU بايد سپرده شود و نماينده آمريكا كه به عنوان سفير در آن اجلاس حضور داشت. «ديويد كراس» در اين رابطه نرمش نشان داد تا جايي كه يك كميته كاري زير نظر دبير كل تشكيل و قرار شد تا پايان مصوبات فعلي و آغاز اجلاس تونس نتيجه كار را تبديل به يك گزارش كند، گروه كاري كه آنجا تشكيل شد به عنوان يك گروه كاري باز تعريف شد. يعني بايد اعضاي دولتها، جامعه مدني و بخش خصوصي هر سه در آن حضور داشته باشند و به هر حال اين يك موفقيت بود.
مديريت اينترنت يك بحث جدي بود. نكته ديگر مسائل مالي زير ساختهاي ارتباطي اطلاعاتي و صندوق هاي ديجيتال بود كه سنگال به آن دامن زد و سنگال صندوق هاي همبستگي ديجيتال را نيم ميليون فرانك ليون فرانسه تقبل كرد كه به عنوان اولين پول در صندوق ، نيم ميليون هم خود ژنو متقبل شد.
نكته سوم: بحث «طرح اقدام» است بيانيه اصول از ديد دنيا بيانيه «ويژن» است يعني طرح اقدام يك طرح بينشي است نوعي مأموريت و عمليات است براي آن بينش .
نكته ديگر راجع به ميزباني تونس انتقاداتي مطرح بود مي گفتند تونس ناقض حقوق بشر است و نماينده خوبي براي ميزباني نيست. در مورد تجارت ريچارد «مكروميك» كه صداي بخش خصوصي را در اجلاس نمايندگي مي كرد و نماينده بخش خصوصي اتاق بين المللي بازرگاني بود «CCI». اينها چند تا شرط را مدام در موضع گيريهايشان اعلام كردند. آن شرطها مهم بودند اينكه بخش خصوصي چه شرطي براي ورود به جامعه اطلاعاتي دارد.
درخواست جهان سومي ها در اجلاس اين است كه نرم افزارها بايد رايگان باشند. بخش خصوصي مي گفت در اولين گام بايد از مالكيت معنوي دفاع شود. نكته بعدي نظام هاي حقوقي قابل پيش بيني و با ثبات از طرف دولت تعبيه شوند و رژيمهاي حقوقي ثابتي مطرح باشد.
«تجارت» شرط سومي است كه مطرح مي كنند. خنثي بودن تكنولوژي از بحث هاي آنهاست و رقابت قانونمند جزو بحثهاي آنهااست، موافقت دولتها با گسترش كابل، ماهواره، راديو، تلويزيون جزو شروط آنها بود به هر صورت اين «ICC»، اتاق بازرگاني بين المللي مخالف بحث حاكميت اينتر نت بود و با انتقال اش به ITU موافق نبود در صورتي كه نقطه مقابل آنها سازمانهاي مدني خواستار انتقال حاكميت اينترنت به ITU بودند اينجا هم در نهايت يك گروه كاري تشكيل شد كه قرار شد باز با كمك دولتها و بخش خصوصي و جامعه مدني پيشنهادشان را بدهند و در واقع تعريف كاريشان را تا سال ۲۰۰۵ به تونس عرضه كنند. آمريكا هم موضع اش در اين اجلاس اين بود كه از بخش خصوصي دفاع مي كرد و موافق انتقال به ITU نبودند در عرصه نرم افزارها جامعه مدني طرفدار «اوپن ساف دي» بود. يعني نرم افزارهاي باز ولي بخش خصوصي مخالف بود كه در نهايت ۳ مدل در اجلاس ژنو به بحث و تصويب رسيد. يك مدل «اوپن سورس» كه معادل فارسي براي آن نداريم. يكي نرم افزارهاي رايگان و و يكي نرم افزارهاي وابسته به مالكيت و مي توان حق مالكيت آن را پرداخت. در عرصه رسانه ها مطبوعات و آزادي اطلاعات مورد تأكيد قرار گرفت؛ تنوع و تكثر و استقلال رسانه اي ضمناً هر نوع تعارض اش با اعلاميه جهاني حقوق بشر در سندهاي بين المللي و قوانين ملي رد شد. اين به ضرر ماروزنامه نگاران است البته به هر حال فراموش نكنيم اگر ما بتوانيم برويم به طرف فضاي جامعه اطلاعاتي آزادي هاي مطبوعاتي را هم مي توانيم خيلي خوب پوشش بدهيم. در زمينه حقوق «...» چند جلسه بود كه در يكي از موارد كه مي تواند براي آقاي دكتر معتمد نژاد خيلي جذاب باشد در مورد جرايم جامعه اطلاعاتي بود كه متأسفانه همزمان شد با همان «پنلي» كه مارفتيم. «ساير كراين» هاخوب از اينجا فرار كردند چون مباحث حقوقي هيچ كس آشنا نبود و آنها حرفي را كه تكرار كرده بودند اين كه همه اين چيزهاي حقوقي در تكنولوژي قابل حل نيست و اين ها متخصص خودش را مي خواهد. ديگر نقش سرعت در تغييرات مهم بود.
شايد در آينده نزديك دولت مدرن دولتي است كه چند برنامه براي يك نسل داشته باشد نه يك برنامه براي چند نسل و بالاخره اين نكته كه باور كنيم، بپذيريم ديگر تبلور هويت و فرهنگ و غيره جز در ICT متصور نيست يعني شما آنجا با يك CD در جريان بسياري از چيزها راجع به يك كشور قرار مي گيرد. نكته ديگر يكي بهترين زمانهايي است كه ما مي توانيم از تجارب ديگران به رايگان استفاده كنيم يعني برنامه هاي ملي بطور رايگان است.
نظام آموزشي يك كشور، برنامه ارتباطي سالهاي بعد و همه اينها در نوك انگشتان و به رايگان پيش شماست. من معتقدم از همين امروز هم شروع كنيم دير راه افتاديم. بايد سه شاخه را ذهنيت شان رابكار گرفت . ۱ـ چارت نهادهاي آموزشي. يعني ما در مدرسه، دانشگاه، دبيرستان بايد مباحث جامعه اطلاعاتي را تزريق كنيم براي معلمان سمينار بگذاريم و حتي در متون درسي بگنجانيم. وجه دوم وجه رسانه هاست. رسانه ها بايد به اين مسائل بپردازند اگر به حساسيت اش برسند و نهادهاي مدني هم چون جمع زيادي را نمايندگي مي كنند مي توانند براي اعضاي خودشان اين مسأله راگسترش بدهند. و بالاخره شايد وظايف نهادهاي پژوهشي باشد يا بقبولانيم كه روندهاي بزرگ را شناسايي كنند در سطح بحث جامعه اطلاعاتي از يك طرف هم جمعيت بتوانند روند هاي ملي را شناسايي كنند و اينها را در يك جايي ما با هم به مواجهه برسانيم كه نياز هاي ملي مان جامعه بزرگ جهاني همراه كنند. از طرف ديگر كاش ما بتوانيم ادبيات چندلايه اي درست كنيم براي مخاطبان مختلف چون من هم مثل آقاي خانيكي فكر مي كنم كه اصلاً بحث فكر با رده آدم ها در ارتباط نيست ما اگر بتوانيم بحث جامعه اطلاعاتي را بحث فراگير و مردمي بكنيم حتماً آن موفق خواهيم بود.