|
رئيس سازمان چاي درگفت وگو با «ايران»:
به بن بست رسيده ايم
| چرا صنعت چاي كشور ما به اين فلاكت افتاد؟ * خب شما بگوييد كه فلاكتش چيست. | ۲۱۰هزار تن چاي داخلي توليد شده در ۴سال گذشته درانبارها در حال فاسدشدن است ، كارخانجات چاي ۲۸۰ميليارد تومان بدهي به دولت دارند، وضعيت چايكاران هيچ بهبودي نيافته است ، ۹۷ درصد بازار مصرف ا يران دراختيار چاي قاچاق خارجي است . * سابقه اين سؤال شما به سال ۷۳ برمي گردد كه سازمان چاي به عنوان متولي ، كليه اقدامات مثل خريد، فروش، بازرگاني وبازاريابي چاي را عهده دار بود. اما سياستهاي انقباضي بانك مركزي وعدم تأمين يارانه هاي ارزي مانع ازاين شد كه تسهيلات ارزي ويارانه اي در اختيار سازمان چاي قرار بگيردودرنتيجه سازمان چاي نتوانست اين ميدان وسيع بازار مصرف را با چاي داخلي ساماندهي كند. آن موقع سازمان چاي ، چاي خارجي را وارد و به صورت مخلوط ۴۰ به ۶۰ (يا ۷۰) و يا ۲۵به ۷۵ درصد با چاي داخلي ، به بازار مصرف عرضه مي كرد كه اين عملاً با سياستهاي انقباضي بانك مركزي در اواخر سال ۷۶ و ۷۷ به يك درصد رسيد؛ يعني نسبت اختلاط از ۴۰درصد چاي خارجي به يك درصد كاهش پيدا كرد كه اين خود عاملي براي تغيير ذائقه مصرف كننده بود. مجلس يك مصوبه و يك ماده واحده اي داشت كه براساس آن مي بايست باتوجه به ميزان توليد داخلي ومصرف، به ميزان كسري توليد، به درخواست وزارت جهاد كشاورزي وقت چاي خارجي وارد كشور مي شد و با نسبت هاي معين به صورت «اختلاط باچاي داخلي » يا به صورت مستقيم به بازار مصرف مي رسيد. درراستاي اجراي اين مصوبه تجار به دو روش كار مي كردند. روش اول اين بود كه با توجه به بازار مصرف، ميزان توليد و وضعيت موجود بازار مي گفتند ۱/۵ كيلو خريد داخل و يك كيلو واردات. يا اينكه ۲ كيلو خريد داخل و يك كيلو واردات. | اين رعايت مي شد؟ * بله، اين را عملاً رعايت مي كردند. يعني دولت مجوز مي داد ۱/۵ تا يك كيلو وارد شود اما خب در دو مرحله ترخيص مي شد. يعني وقتي خريدار مي آمد چاي داخلي را از سازمان چاي مي خريد مي رفت زير پوشش معاونت تنظيم بازار وزارت كشاورزي وقت و مجوز واردات را مي گرفت. وقتي چاي او وارد كشور و گمرك مي شد، موظف بود كه آن خريد را انجام بدهد تا واردات صورت بگيرد. اين اتفاق مي افتاد. بخشي از تجار هم در قبال كالايي كه صادر مي كردند، بصورت مستقيم مي آمدند چاي وارد مي كردند. دو تا اتفاق همزمان صورت گرفت. يكي اينكه نسبت چاي خارجي مخلوط با چاي داخلي كم شد. دوم اينكه تجار براي اينكه بيايند خريد داخل انجام دهند و واردات آن را تنظيم كنند، ديگر انگيزه نداشتند. بنابراين آنچه را كه وارد مي كردند، مستقيم وارد كرده وعرضه مي كردند، در نتيجه خود به خود در مصرف كننده تغيير ذائقه بوجود آمد تا اينكه در ابتداي برنامه سوم سازمان مديريت (سازمان برنامه و بودجه وقت) پيشنهادي را مطرح كرد مبني بر از بين بردن انحصار دولت در صنعت چاي و ساماندهي اين صنعت توسط بخش خصوصي ، يعني اينكه كليه اقدامات خريد برگ سبز، چاي سازي، فرآوري ، بازرگاني، بسته بندي، فروش، صادرات و واردات به بخش خصوصي واگذار شود. خب جلسات متعددي برگزار شد، در استان هاي شمالي، در مجلس ، در سازمان مديريت كه آقاي مظاهري مشاور رئيس جمهور به عنوان نماينده تام الاختيار ايشان هم دراين جلسات حضور داشتند. نتيجه اين جلسات منجر به تدوين طرحي با عنوان «طرح اصلاح ساختارچاي كشور» بود. ما حصل اين طرح اين بود كه سازمان چاي در اين امور دخالت نكند و كليه امور را به بخش خصوصي بدهند و دولت هم تسهيلات مورد نظر را در اختيار بخش خصوصي قرار بدهد. بخش خصوصي هم با اين تسهيلات برگ سبز را از چايكاران خريداري كند، بعد چاي را فرآوري بكند، بازاريابي بكند و به بازار ارائه بدهد و اگر نياز به واردات شد، مجوز واردات با اولويت به توليدكنندگان داده شود. اين آيين نامه كه آيين نامه اجرايي ماده ۲۹ قانون برنامه سوم بود، ۸بند داشت، بند اول آن اين است كه كليه عمليات خريد،فروش به بخش خصوصي واگذار شود. بخش دوم آن اين بود كه بخش خصوصي خودش متولي بازار و فروش شود. ماده ۳ مي گويد: يك كميته اي متشكل از ۹ عضو دولتي و خصوصي بيايند براين روند نظارت كنند. ماده ۴ آن مي گويد: تسهيلات مورد نياز را اين كميته به دولت پيشنهاد بدهد كه دولت موظف است آن را تأمين بكند. يك تبصره ذيل ماده ۴ بود مبني بر اينكه تسهيلاتي را كه در اختيار كارخانجات قرارمي گيرد، كارخانجات در اختيار كشاورزان و بهره برداران قرار بدهند تا در جهت اصلاح ساختار عمليات زمستانه مورد استفاده قرار بگيرد كه اين هم متأسفانه جز سال ۷۹ هيچ وقت اتفاق نيفتاد. | دولت به كارخانه ها داد ولي كارخانه ها به چايكاران ندادند. * نه خير دادند. فقط در سال ۷۹ اتفاق افتاد. سال ۸۰ ديگرتسهيلاتي نبود. سال ۸۲ هم نبود. منتهي براي اينكه كشاورزان از اين تسهيلات بهره مند شوند، از سال ۷۹ تا پايان سال ۸۱ از محل سهم وزارت كشاورزي در «طرح طوبي» تسهيلاتي در جهت احداث كارخانجات، تأمين آب، احداث كارگاههاي بسته بندي، بهسازي واحدهاي موجود و در سال ۸۱ فقط وفقط و براي اولين بار براي اصلاح بوته هاي چاي در اختيار آنها قرارگرفت. جمع اين تسهيلاتي كه در سال ۸۱ براي باغات در نظر گرفتند، ۴ ميليارد تومان بود كه بهره اش را خود سازمان چاي متقبل شد ولي اصل تسهيلات را به صورت بلندمدت و ۵ ساله در اختيار كشاورزان قراردادند. اين مبلغ يك سهم اش مربوط به ما بود و دو سهم آن مربوط به بانك. يعني اگر ما چهارميليارد گذاشتيم، دوبرابر معادل اين پول را بانك گذاشت و به صورت تسهيلات در اختيار كشاورزان قرار گرفت و در سال۸۲ هم اين تبصره كلاً حذف شد. براي سال۸۳ هم متأسفانه پيشنهاد نشد و با پيگيريهايي كه اخيراً شده اين در كميسيون پذيرفته شده است. | آقاي سهيلي آيا طرح اصلاح ساختار چاي در عمل موفق بوده يا خير؟ و واگذاري امور به بخش خصوصي تا چه اندازه به انتظارات پاسخ داد؟ * طرح اصلاح ساختار زواياي مختلفي داشت. در بعضي از جهات موفق بوده است. اينكه انحصار دولتي از آن برداشته شد، بخش خصوصي مسؤوليت پذيرفت، توليد را ساماندهي كرد، توليداتش وارد بازار شد. طرح اصلاح ساختار در دو سه بند باقيمانده گفته شده بود كه اگر به هر دليلي توليدكننده توليداتش راانجام داد و توليداتش به فروش نرسيد، دولت مي تواند اين را خريداري بكند. اين كار در سال۷۹ انجام نشد، حتي در سال۷۹ يك بخشي از آن معادل ۱۰هزار تن را شركت بازرگاني دولتي خريداري كرد كه متأسفانه اين خريد را هم كامل انجام ندادند. يعني بخشي از پول آن را پرداخت نكردند. حالا به هر دليلي اين هم ابتر ماند. در سال۸۱ هم انجام نشد. در سال۸۲ دولت آمد يك مصوبه گذراند كه براساس آن چاي نافروش مانده به بخش خصوصي يعني به تشكلهاي خريداران منتقل شود. يعني بخش خصوصي متقاضي شد كه من چاي نافروش مانده توليد شده كارخانجات را مي خرم و بدهي كارخانجات را متقبل مي شوم. | دولت ناچار شد اين مصوبه را بگذراند، يعني در عمل با اين مواجه شديم كه كارخانه هاي چاي شمال نه بدهي شان را به دولت و نه چايي را كه در انبار داشتند تحويل سازمان چاي مي دادند. يعني دولت ناچار شداين پيشنهاد را بپذيرد. * آنها پيشنهاد ندادند بلكه دولت خودش پيشنهاد داد. | محصولي كه مشتري ندارد چرا بايد توسط كارخانجات خريداري شود؟ * نه اينكه محصول مشتري ندارد. | اگر مشتري داشت كه در انبار نمي ماند! * ما سالي ۶۰هزار تن چاي مي فروختيم. همين چاي را مي فروختيم. | با همين كيفيت؟ * كيفيتش شايد از اين هم بدتر بود. | چه سالي؟ * بعد از اجراي طرح اصلاح ساختار. از زماني كه اصلاً سازمان چاي تأسيس شد. همين سطح زير كشت با ۱۲۸ كارخانه چايسازي فرآوري مي شد الآن ۱۷۴ كارخانه اين را فرآوري مي كند. | پس چرا ۲۱۰هزار تن چاي در انبارها مانده است؟ * نه شما نتيجه نگيريد كه چون اين مانده پس چاي ما نامطلوب است. شما ببينيد چه انگيزه هايي باعث شد كه اين چاي در انبارها بماند. | خب چه انگيزه اي باعث شد؟ * در طرح اصلاح ساختار چاي قرار بر اين نبود كه توليدكننده يا كارخانه دار بيايد زير بار دين و مسؤوليت دولت برود، تسهيلات بگيرد، توليد بكند، كشاورز باغات خود را اصلاح بكند، ولي آنچه را كه توليد مي شود و به بازار مي آيد را هيچ كس از او نخرد و قاچاق هم بيايد. \ چرا وقتي وارد بازار مي شود، كسي خريداري نمي كند؟ * كسي به او اجازه نمي دهد. كدام بازرسي، نظام صنفي آمده با چاي قاچاق برخورد كرده است، كجا وزارت بازرگاني آمده، گفته اين چايي كه تو توليد كرده اي، بده تا من بفروشم. مگر ما مسؤول تنظيم بازار در اين مملكت نداريم؟ \ بر اساس آمار رسمي كه خود شما و وزارت جهاد كشاورزي اعلام كرديد، حداقل ميزان مصرف چاي كشور در سال ۱۰۰ هزار تن است. درحالي كه خود شما اذعان داريد كه ميزان توليد، حداكثر و در بهترين شرايط ۶۰ هزار تن است. اين مابه التفاوت توليد و مصرف از كجا بايد تأمين شود؟ * كسي اين را رد نمي كند. شما يك سؤالي را مطرح مي كنيد و يك نتيجه اي هم در ذهن شماست و مي خواهيد آن نتيجه را بگيريد. شما داريد اشتباه مي كنيد. شما آمديد يك مسؤوليتي را به يك بخش داديد، بدون اينكه تمهيداتي را كه لازم بود، در كنار آن ببينيد. دولت گفته بود شما بخش خصوصي كه مي خواهيد چاي توليد كنيد، بايد خودتان هم بفروشيد، اما آيا شما زمينه اين را براي بخش خصوصي فراهم كرديد كه اين كار را انجام بدهد؟ چاي خارجي كه قبل از طرح اصلاح ساختار ۱۰ هزار تن مي آمد و الآن ۵۰ هزار تن دارد مي آيد، آيا كسي جلوي آن را مي گيرد؟ آيا يك نفر با فروشگاههاي دولتي از بالا تا پايين شهر كه مملو از چاي خارجي هستند، برخورد كرده است. دولت و بزرگترين مقام اجرايي اين كشور اعلام مي كند اين قاچاق است و قاچاق هم حد و مرز ندارد و فقط مربوط به مرز نمي شود، هر جايي كه اين كالاي قاچاق را شما مي بينيد، به عنوان قاچاق مي توانيد ضبط اش بكنيد. كدام يك از اين فروشگاهها را بستند و گفتند ما اين يك كيلو چاي قاچاق را گرفتيم و آن را معدوم كرديم؟ چه كسي برخورد كرده است؟ شما در يك شرايط بسيار نابرابر يك توليد كننده را وادار كرديد توليد بكند، ولي اصلاً حاضر نيستيند هيچ كمكي به او بكنيد، حداقل در اين فروشگاههاي دولتي بفروشيد. اين چاي كه الآن دارد توليد مي شود، قبل از اجراي طرح اصلاح ساختار داشت مصرف مي شد. \ مخلوط و مصرف مي شد... * مخلوط مي شد و مصرف مي شد. قانون در ماده ۷ گفته كسري نياز كشور را وزارت جهاد كشاورزي و وزارت بازرگاني پس از محاسبه ميزان توليد اعلام بكنند، كميته ماده ۳ پيشنهاد مي دهد، شوراي اقتصاد تصويب مي كند و اين كار با نظارت وزارت بازرگاني و وزارت جهاد كشاورزي انجام بگيرد. \ آيا اين انجام شد؟ * من مي گويم اصلاً اجازه داده شد كه همچنين زمينه اي فراهم شود؟ در سال ۷۹ كه اولين سال اجراي طرح اصلاح ساختار بود، همه تمهيدات فراهم بود كه يك چاي كيفي توليد شود. ما سال قبل از آن ۶۳ هزار تن توليد كرده بوديم، سال ۷۹ كه ابتداي شروع طرح بود، ۴۴ هزار تن شد؛ اين ۴۴ هزار تن از نظر ما بهترين چايي بود كه مي توانستند توليد كنند. به كشاورز گفتند تو بايد بذر خوب بچيني و كارخانه ها هم موظف شدند خوب فرآوري كنند. \ يعني شما معتقديد كه بهترين و باكيفيت ترين چاي ايران در سال ۷۹ توليد شد. * بله، به نظر من توليد شد. \ چرا در سالهاي بعد ادامه پيدا نكرد؟ * ببينيد، اين چاي توليد شد، چه كسي بايد اين چاي را مصرف مي كرد؟ تجار، بسته بندها، بازرگاناني كه توزيع كننده بودند. نمايشگاه عرضه مستقيم چاي در شمال و در تهران برگزار شد، تجار آمدند چاي را ديدند و گفتند «چاي بسيار عالي توليد كرده ايد، اما اين چايي كه شما توليد كرده ايد، به درد ما نمي خورد، اين را بايد كيلويي ۲ تا ۳ هزار تومان بفروشيد، ولي ما از شما چاي مي خواهيم كيلويي ۶۰۰ تومان». معني اش اين است كه «ما چاي با كيفيت خوب از شما نمي خواهيم و نمي توانيم آن را وارد بازار كنيم.» عملاً از همان سال به بعد اين چايها مانده است. \ تجار معمولي كه نمي توانند چنين تصميمي را بگيرند. * همان تجاري بودند كه ۵۰ سال اين چاي را خريده بودند. \ خيلي فرق مي كند. تاجري كه مي گويد نمي خرم، مطمئناً پشت سر خود پشتوانه اي دارد كه با تكيه بر آن مي رود چاي وارد مي كند. واقعاً چه كساني هستند كه چنين تصميمي را اتخاذ مي كنند؟ * اين را بايد شما برويد بررسي بكنيد كه چه كسي پشتوانه اش است. ۵۵هزارتن چاي قاچاق واردكشور شد. از يك كانالي آمد، آيا اين كانال دركل فروشگاههاي كشور شبكه توزيع ندارد؟ يعني واقعاً پيداكردن چنين شبكه توزيع گسترده اي دراين كشور سخت است؟ يعني براي شما واقعاً اين سؤال پيش نمي آيد؟ يك كيلو چاي از سريلانكا از مجاري و مرزهاي مختلف كشور وارد اين مملكت مي شود و مي آيد درتهران. شما همين يك كيلو چاي را در مرز مريوان مي بينيد، درجنوب و شمال مي بينيد. پس اين نشان مي دهد كه يك شبكه اي در داخل بوده كه اين را توزيع كرده است. اين شبكه هيچ موقع منافع اش از دست نرفت. \ حتي قبل از زمان طرح اصلاح ساختار چاي... * اينها همان موقع هم منافع داشتند؛ مي آمدند چاي را مي خريدند يا از محل واردات سود آن را مي بردند يا از محل اختلاط. ولي وقتي كه اين منابع ازدست رفت، حاضرنشدند چاي كيفي داخل را بخرند. شما در رسانه ها شنيديد نماينده صنف تجار و بازرگانان چاي اعلام كرد كه بهترين چاي در سال ۷۹ توليدشد. وقتي مي گويند ما چاي سال ۷۹ را بيشتر از ۶۰۰تومان از شما نمي خريم ـ و عملاً هم الآن دارند چاي را به قيمت كيلويي ۶۰۰تومان خريدوفروش مي كنند ـ معني اش چيست؟ معني اش اين است كه كشاورز! توليدكننده! شما چاي كيفي توليدنكنيد. يعني وقتي چاي كيفي توليدكنيد آنها از شما نمي توانند بخرند! \ ريشه اين رفتارها در مابه التفاوت سودي كه نصيبشان مي شود، نيست؟ * الآن يك كيلو چاي خارجي دركشور توليدكننده بين ۲ تا ۲/۲دلار به فروش مي رسد، يعني به قيمت تمام شده مابين ۱۶۰۰ تا ۱۷۰۰تومان توليدمي شود. همين چاي الآن در شبكه توزيع ما كيلويي چنداست؟ حداقل ۴تا شش هزارتومان است. اصلاً فرض كنيد چاي داخلي غيركيفي است، قابل مصرف نيست. يعني اين حق مصرف كننده است كه يك چاي كه ۱۶۰۰ تا ۱۷۰۰ تومان ازكشور توليدكننده وارد اين كشورمي شود و با يك بگير و ببند كيلويي ۶هزارتا ۷هزارتومان مي شود را به اين قيمت بخرد؟ يعني دراين مملكت مصرف كننده هيچ حقي ندارد؟ \ حق مصرف كننده زماني ضايع شد كه جلوي واردات قانوني چاي را گرفتند. * مي گويم اصلاً فرض كنيد جلوي واردات قانوني چاي را گرفتند. اما بقيه زواياي قضيه چه مي شود؟ \ شما به عنوان سازمان چاي بايد پاسخگو باشيد، ۴۴هزارتن چاي كه توليدكرديد، بقيه نيازمصرف ازكجا بايد تأمين مي شد؟ * شما نيمه پرليوان را مي بينيد، معني اش اين نيست كه حالا چون دارد واردمي شود و همه هم دارند مصرف مي كنند و جيب شما [واردكننده] هم پرپول است، پس من [كشاورز] به هرقيمتي توليدبكنم و به هرقيمتي هم درانبار بماند. به چه دليل دولت گفت واردنكنيد؟ چون همه حمله ها به سمت دولت بود، مي گفتند كه دولت خودش واردكننده است. دولت گفت از سال ۷۹ واردات قطع شود تا به شما ثابت شود كه اين دارد وارد مي شود و فقط از كانال دولت نيست. چه اتفاقي مي افتاد؟ سال ۷۹ مي آمدند از وزارت بازرگاني ۱۰تن حواله مي گرفتند. اما از مرز ۲۴تن واردمي شد. درسال ،۷۹ با حواله هايي كه صادرشد، ۲۰هزارتن چاي واردكردند. اين درحالي بود كه ما ۱۳هزارتن حواله داديم. سال ۸۰ هم ۵۳۳۳تن واردشد اما مي ديديد كه تمام كوچه و برزن پر چاي خارجي است. دولت را متهم مي كردند كه اين حواله هاي دولتي است كه دارد واردبازارمي شود. گفتند آقا حواله هاي دولتي را قطع بكنيد تا ببينيم مشكل از حواله هاي دولتي است، اصلاً مرزبسته است، كسي نمي تواند واردكند؟ حواله ها تعطيل شد. اما شاهد بوده و هستيم كه كماكان دارد واردمي شود. دادن حواله و مجوز واردات قانوني زماني مي تواند مؤثر و شفاف و درجهت كمك به توليد داخلي باشد كه روزنه ديگري وجودنداشته باشد. الآن چاي ويتنام دارد كيلويي ۸۰۰تومان وارد بازارمصرف ايران مي شود. ولي آيا هيچكس نبايد نظارت بكند؟ هرچه آمد مصرف كننده بايد مصرف كند؟ نظارت بهداشتي كه نيست، نظارت مرزي كه نيست، نظارت صنفي كه نيست، نظارت بر مصرف هم كه نيست. بعد مي گويند چون واردات ممنوع شده، تمام اين قضايا اتفاق افتاده است. \ چرا علي رغم اينكه دولت انحصار خودش را از روي توليد، فروش و توزيع چاي برداشت، بخش خصوصي، نتوانست از اين فرصت استفاده كند؟ آيا همين دو سه سال كه قاچاقچي هاي چاي واردشدند اينها را به زمين زدند يا اينها اصلاً از اول توانايي اش را نداشتند؟ * ببينيد توانايي يا عدم توانايي آنها به خودشان برمي گردد. دولت آمده مسؤوليت و سياستهاي خودش را به بخش خصوصي واگذاركرده است. ما بايد ببينيم آن بخش در پذيرش اين مسؤوليت موفق بوده يا خير. \ اوضاع نشان مي دهد كه موفق نبوده است. * بله، يك بخشي از آن به عدم توانايي اش برمي گردد. بخش عظيمي از آن هم به عواملي كه اشاره كردم، برمي گردد. بخش خصوصي كه بنا نبود جلوي واردات را بگيرد، بخش خصوصي كه نمي تواند جلوي نظام صنفي بايستد و نظارت كند. \ به هرحال دولت هم نمي تواند كيلومتر به كيلومتر نيرو بگذارد كه قاچاقچي چاي يا هر جنس ديگري وارد نكند. كما اينكه سال هاي آينده هم نخواهد توانست جلوي قاچاق را بگيرد. بحث اين است كه چرا بخش خصوصي نتوانست همين چاي كيلويي ۲ـ۳ هزارتومان را كه توليد كرده بود، وارد بازار بكند؟ چرا كارخانه داران چاي نتوانستند يك شبكه صنفي براي فروش و توزيع چاي تشكيل بدهند؟ * خب اين سؤالي است كه ما هم داريم. اينكه ا بخش خصوصي يعني كارخانجات چاي در يك شرايطي قرار گرفته اند كه توان انجام فعاليت هاي خودشان را ندارد كه الآن براي همه مسجل است. الآن چاي در داخل توليد مي شود و مستقيم به انبار مي رود. چاي خارجي بدون نظارت مستقيم وارد شبكه توزيع مي شود. منابع مالي خيلي راحت از شبكه بانكي دارد به كارخانه ها تزريق مي شود و توليدكننده اعم از كارخانه ها و كشاورزان هم روز به روز وضعشان دارد بدتر مي شود. اين سؤالي است كه ما هم از دولت داريم، ما هم مي گوييم شما شرايط را بايد همزمان مي ديديد. شما بعد از شروع طرح اصلاح ساختار، كدام تسهيلات را به كارخانه دار يا به باغدار داريد تا كارش را اصلاح كند؟ \ آقاي سهيلي! شما نماينده دولت در صنعت چاي هستيد، خودتان بخشي از دولت هستيد. اين جواب را شما بايد بدهيد؟ * سازمان چاي هيچ مسؤوليتي در توزيع و فروش ندارد. \ مسؤوليتي در مورد فروش ندارد ولي نماينده دولت است و سؤالاتي كه شما از دولت مي پرسيد خودتان بايد جواب بدهيد. * مي گويم بايد به من اعتبار مي دادند تا بروم باغ اصلاح كنم درحالي كه ندادند، از چه كسي سؤال بكنم؟ از آقاي رئيس جمهور خواستيم، از سازمان مديريت خواستيم. در كميته ماده ۳ آن را مصوب كرديم، در شوراي اقتصاد مصوب اش كرديم. وقتي تسهيلات نمي آيد چه بايد بكنيم. \ دليل اش چيست كه نمي دهند؟ * منابع وجود ندارد، نمي دهند. به هر دليلي كه هست نمي دهند. اين منابع را بايد در اختيار ما بگذارند تا اصلاح صورت گيرد. \ خب دولت ۲۸۰ ميليارد تومان تسهيلات به كارخانه ها داد اما هيچ نتيجه و ثمري از آن نديد، اين بدحسابي وجود دارد كه دولت اعتبار نمي دهد. * اين بدحسابي كه يك شبه ايجاد نشد. مثلاً اين نان فانتزي روز اول كه آمد آيا همه نان فانتزي مي خوردند؟ مردم مي رفتند چندساعت در صف نان سنتي مي ايستادند. آنها روزبه روز كيفيت را بالا بردند، از اينطرف هم دولت خود را كنار كشيد؛ يارانه ها را كم كرد، نرخ ها را به تعادل رساند، شرايطي را فراهم كرد كه همگان دارند از اين نان استفاده مي كنند، آيا اين شرايط براي بخش چاي بوجود آمد؟ درست است شما تسهيلات داديد اما به شرطي كه «توليد» را يكنفر بخرد. آيا در همه اين شرايط و در اين نابساماني ها توليدكننده كه باغدار باشدتوليد نكرد؟ آيا كارخانه دار توليد نكرد؟ اگر حرف اين باشد كه ما توليد بكنيم و به انبار برود و بعدش هم بگوييم هيچكس نمي خواهد بخرد، خب آن بحث جداگانه اي است. \ به نظر مي رسد تنها بخشي از طرح اصلاح ساختار چاي كه به اجرا درآمد همان اعطاي تسهيلات به كارخانجات چاي بود... * نخير اينطور نبوده است. كارخانجات از ۱۲۸ واحد به ۱۷۴ واحد افزايش يافته اند، ۹۰ درصد بهسازي شده، ۸۰۰ حلقه چاه با منابع دولتي حفر شد، ۲۲۰۰ هكتار سيستم آبياري ايجاد شد، ۶ ميليون اصله نهال اصلاح شده به صورت رايگان دراختيار كشاورز قرار گرفت. چاي هايي كه در طول اجراي اصلاح طرح ساختار توليد شد و نافروش ماند، شناسايي و ارزيابي شد. \ خب اينها اتفاقات خوبي هستند. يعني فقط به خاطر وجود چاي قاچاق و قاچاقچيان چاي است كه صنعت چاي دارد زمين مي خورد؟ * من مي گويم كه در شرايط فعلي تنها چيزي كه باعث شده چاي توليدي توليدكننده به بازار مصرف نرسد، شبكه توزيع وسيع قاچاق و عدم عزم جدي و ملي براي برخورد با اين پديده است. اگر قرار بر اين باشد كه هرچيزي در اين مملكت وارد شود، همه هم بيايند مصرف كنند و آن چيزي را هم كه توليد مي كنيم، توي سرش زده شود و به انبارها برود و قابل مصرف نباشد، نتيجه اش همين مي شود كه مي بينيد. \ فكر مي كنيد چرا عزم جدي براي برخورد با اين پديده وجود ندراد؟ * اصلاً اين وظيفه دستگاه هاي مجري است و قانون و آئين نامه اجرايي طرح اصلاح ساختار چاي هم مشخص كرده كه وزارت كشور و وزارت بازرگاني موظف هستند از ورود كالاي قاچاق منجمله چاي جلوگيري كنند. \ وزير بازرگاني گفت كه نمي توانند با اين پديده مقابله كنند. * خب ايشان بايد پاسخگو باشند. اگر نمي توانند بگويند كه نمي توانند. \ قاچاقچي هاي چاي براي دست اندركاران بازار چاي ايران افراد شناخته شده اي هستند؟ وزير امور اقتصادي و دارايي هفته پيش اعلام كرد كه قاچاقچيان اصلي ۴ نفر هستند. * من نمي دانم. \ شمابرآوردكرده ايد كه قاچاقچيان چاي چقدر سودمي برند؟ * درهركيلو حداقل ۲تا۳ هزار تومان سودمي برند. شما حساب كنيد اگر ۵۰هزارتن واردكنند حدود ۱۵۰ ميلياردتومان سود مي برند؛ خب اين چيزي نيست كه آن را راحت از دست بدهند. ببينيد الآن عملاً يك بازارمصرف ۶۰ميليون نفري را خيلي راحت دراختيار چاي خارجي گذاشته ايم. شما الآن برويد فروشگاههاي زنجيره اي، شركتهاي پخش سراسري و تعاونيهاي دولتي را ببينيد، مملو از چاي قاچاق هستند. \ اگر اين روند ادامه پيداكند، چه اتفاقي مي افتد؟ * ادامه اين روند يعني فاجعه. يعني دارند زمينه را طوري فراهم مي كنند كه چاي داخلي اصلاً واردبازار نشود. علي رغم اينكه كيفيت دارد. وقتي ۵۰درصد نيازكشورمان درداخل توليدمي شود چرا نبايد مصرف شود؟ \ اگر كيفيت دارد چرا آن را صادرنمي كنيد؟ * ما اصلاً كشورصادركننده نيستيم، اگر مي گوييم كيفيت دارد وقتي در مملكت خودمان مصرف كننده هستيم بايد به چه كسي بفروشيم؟ به سريلانكا بفروشيم كه ۳۰۰هزارتن چاي توليدي خودش را درسال صادرمي كند؟ به هند بفروشيم كه از ۷۰۰هزارتن توليداتش، ۱۸۰هزارتن صادرمي كند؟ بحث صادرات چاي در سالهاي گذشته فقط براي ايجاد انگيزه بود. چون سود واردات مي چربيد، واردات ارجحيت داشت. سال ۸۰ يارانه صادراتي تصويب شد و كيلويي صدتومان بود. سال تمام شد و در شش ماهه دوم با پيگيريهاي وزيرجهادكشاورزي و وزيربازرگاني و شوراي اقتصاد پول برگشت شده را به صادركنندگان دادند. سال ۸۱ يارانه صادراتي اصلاً مصوب نشد. سال ۸۲ كه ۲۵۰تومان يارانه صادراتي گذاشتند، تا الآن به كسي چيزي نداده اند. يعني بايد يك تمهيدات و تسهيلاتي فراهم بشود تا توليد بتواند جايگاهي براي خودش پيدابكند. \ اگر قرار باشد واردات چاي آزادشود وضعيت صنعت چاي كشور چه مي شود؟ * ما مي گوييم كه هرگونه تصميمي كه بدون درنظرگرفتن توليد داخل اتخاذشود، راه به جايي نمي برد. به هرحال اين سرمايه مملكت است كه هرسال بخشي از آن راهي انبارها مي شود. يكي از موفقيت هاي اين طرح اين بود كه درسال ۷۹ از ۴۴۴۳۰تن توليد، بدون اختلاط با چاي خارجي، يازده هزارتن موجودي مانده است. از ۵۹۷۰۰تن توليدسال،۸۰ ۳۳هزارتن موجودي مانده است. از ۴۹۵۰۰تن توليد سال،۸۱ ۳۴هزارتن باقي مانده است. يعني بدون اتكا به چاي خارجي اين چاي مصرف شده يا صادرشده است. بدون اينكه نه انگيزه اي براي بازار بود نه يارانه آن را به موقع پرداخت كردند. سال،۷۹ ۱۸۵۰۰تن صادرشد. سال ۸۰ به ۹۶۴۰ تن رسيد. در سال ،۸۱ ۸۴۷۵ تن صادرشد و در شش ماهه اول امسال ۵هزارتن. \ به كجا صادرشده است؟ * عمدتاً به كشورهاي آسياي ميانه صادرشده است؛ تاجيكستان، ارمنستان و قرقيزستان. درآنجا هم خيلي سخت داريم تلاش مي كنيم يعني بستر مناسبي براي صادركننده ما وجودندارد، اينها اگر دارند چاي را به آنجا صادرمي كنند به تبع آن اعتباري است كه از گذشته دارند وگرنه سود چنداني ندارد.پولشان ديرمي رسد، اعتبار اسنادي برايشان بازنمي كنند، پول خيلي ها اصلاً برنمي گردد. درهمان كشور، چاي احمد مي رود در خيابانها از صبح تا غروب چاي رايگان توزيع مي كند. مگرتوليدكننده هاي چاي ما چقدر سودمي برند كه حالا بروند اين همه سرمايه گذاري بكنند؟ \ نگفتيد اگر اين وضع ادامه پيدا كند، سرنوشت صنعت چاي كشور به كجا مي رسد؟ * بنده مي گويم اگر همين روند موجود ادامه پيداكند، يعني اينكه چاي خارجي بدون نظارت بيايد، توزيع شود، شبكه هاي توزيع هيچكدام برخوردنكنند، چاي داخل در انبارها بماند و توزيع كننده و تجار و بازرگانان هم دست به دست هم بدهند كه از توزيع چاي ايراني خودداري بكنند و باغدار ما با اين فلاكت به پولش برسد، اين ره به جايي نمي برد. \ كي ورشكسته مي شويم؟ * ما همين الآن ورشكسته هستيم. همين الآن، به بن بست رسيده ايم!
|