پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۲ - ۱۴ ذيحجه ۱۴۲۴
Thu, Feb 5, 2004
چشم انداز
شماره ۲۷۱۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
جوان
چشم انداز
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
سينما تئاتر
اوقات شرعي
آرشيو
معامله اجساد واقعيت خوف انگيزعصر ما
153795.jpg
تحقيق وترجمه : كلارا كرمي
انگيزه ديدار از نمايشگاه« جهان كالبدها» (Korperwelten) بدون شك براي همه آنهايي كه در بسياري از شهرهاي اروپا و آسيا از آن بازديد كرده اند، بسيار متفاوت است. براي شخص من كه سر رشته اي از علم پزشكي و كالبد انسان ندارم، اولين و مهمترين انگيزه ارضاي كنجكاوي و ديدن دروني ترين ارگانها و ريزترين اجزاي بدن انسان، آن هم انسانهايي واقعي و نه پلاستيكي بود. طبيعتاً همه آنهايي هم كه مثل من حداقل يك ساعت در صفهاي طولاني نمايشگاه شهر اوبرهاوزن (Oberhausen) ايستاده بودند، هزاران علامت سؤال در سر داشتند كه در جست و جوي جواب آن بودند، حتي آن نوجواني كه با ديدن پيكرهاي انساني از هوش رفت. در ژانويه سال جاري، دختر هشت ساله اي به نام ليزا در دفتر يادبود نمايشگاه برلين مي نويسد: «واقعاً عاليه، من اصلاً نمي دونستم كه آدمها اين شكلي اند!»
برگزاري اين نمايشگاهها از همان ابتدا بحثهاي جنجالي موافق و مخالف بسياري را برانگيخت، خيلي پيش از آنكه راز تجارت غيرقانوني اجساد، توسط بنيانگذار «جهان كالبدها» گونترفن هاگنز (von Hagens Gunther) بر ملا شود.
بررسي اعضاي داخلي بدن انسان و نگاه كردن به اجساد مردگان تاكنون مختص دانشجويان پزشكي و كالبدشكافان، در سالنهاي تشريح بود. اختراع متد مجسم و برجسته سازي اجساد (Plastination) ، در سالهاي اخير، براي طيف وسيعي از مردم امكان بررسي و مشاهده شگفت انگيز اجزاي داخلي بدن خود را فراهم ساخته و بدين ترتيب، قدمي بسيار اساسي در راه آگاه سازي سلامتي برداشته است. بنيانگذار اين راه، آندراس وزال (Andreas Vesal) بود كه در سال ۱۵۴۳ مصور سازي بسيار دقيقي از كالبد انسان را خلق كرد. با پيشرفت علم پزشكي آكادميك، اجساد مرده نيز به تدريج، از ديد انسانها ناپديد شدند.
تكنيك مجسم و برجسته سازي كه در سال ۱۹۷۷ توسط گونترفن هاگنز (Gunther von Hagns) اختراع شد، آغاز يك انقلاب دوم در زمينه كالبد شكافي رقم زد. فن هاگنز همراه با همسرش آنجليا والي (Angelina Whalley) اولين آزمايشات و تحقيقات خود را بر روي اجساد، به عنوان دانشجو و در اواخر دهه شصت، در انستيتو كالبد شكافي شهر هايدلبرگ آلمان آغاز كرد. پشتكار بي نظير وي و حدود ۲۰ ساعت كار روزانه بر روي اين سوژه ها موفقيت او رادر اختراع تكنيك پلاستيناسيون به همراه داشت. اجساد سيليكوني و شيميايي شده گونتر فن هاگنز، عكس العمل هاي بسيار متضادي در سطح جهان برانگيخته است اما شمار عظيم بازديد كنندگان نمايشگاههاي وي ، سندي بر نياز اين جمع كثير به آگاهي بيشتر درباره ساختمان و عملكرد بدن خود است.
روزنامه شوبيشه سايتونگ (swabische zeitung ) در تاريخ ۲۷ فوريه ۱۹۹۸ مي نويسد: اين موضعي بسيار كوته بينانه است اگر تلاش كنيم موفقيت بي نظير اين نمايشگاه را با واژه هايي مانند ارضاي شهوت با مشاهده اعضاي تناسلي، تمايل به چيزهاي خوف آور وترسناك توضيح دهيم. اين درست به همان اندازه استدلالهاي كليسايي بي ارزش است كه وانمود مي كنند مردگان، سوژه اي براي يك كافرعصر حاضر شده اند كه ظاهراً سعي مي كند خود را به عنوان خالق قلمداد نمايد. موضوع دراينجا چيز ديگري است . دراينجا تلاشي براي تقليد از اعجاز خلقت موجود انساني صورت نمي گيرد، بلكه اين اعجاز در خلقت است كه آشكار مي شود. دراينجا براي تغيير شكل اجساد به آثار هنري، تلاش نمي شود، بلكه غيرقابل تقليد وبي همتابودن اثر هنري بدن انسان، نشان داده مي شود. دراينجا بازي كفرآلودي با مردگان، اتفاق نمي افتد بلكه خلأ هاي علمي پرمي شوند و آگاه سازي واحترام جاي ترس و وحشت را مي گيرند».
از اولين نمايشگاه در سال ۱۹۹۷ در شهر مانهايم (Manheim) آلمان، تا به حال بيش از ۱۳ميليون بازديد كننده در اروپا وآسيا، برداشتهايي از بدن آدمي به دست آورده اند و بدين ترتيب «جهان كالبدها» را به موفق ترين نمايشگاه سيار جهان تبديل كرده اند. دراين ميان مي توان از ۱۵ شهر وكشور نام برد كه شاهد خيل عظيمي از ديداركنندگان بوده اند: ژاپن (۹۸‎/۹۷‎/۱۹۹۶) ، مانهايم (۹۸‎/۱۹۹۷)، وين (۲۰۰۰‎/۱۹۹۹) ، بازل (۲۰۰۰)، كلن (۰۱‎/۲۰۰۰) ، اوبرهاوزن (۲۰۰۱)، برلين (۲۰۰۱)، بروكسل (۰۲‎/۲۰۰۱) ، لندن (۰۳‎/۰۲)، سئول ‎/ كره (۰۳‎/۰۲)، اشتوتگارت (۲۰۰۳) ، مونيخ (۲۰۰۳)، بوزان ‎/ كره (۲۰۰۳)، هامبورگ (۰۴‎/۲۰۰۳) . نمايش اجساد، هم اكنون ميهمان منطقه فشنهايم (Fechenheim) شهر فرانكفورت است . زماني كه فن هاگنز ميهمان بازل بود ، انجمن معلمان سوئيس LCH به اعضاي خود بازديد از نمايشگاه را به شرط آنكه «كاملاً حرفه اي برنامه ريزي شده باشد»، پيشنهاد كرده بود.
هدف ازاين نمايشگاه ، انتقال آگاهي درباره سلامت ودرك عملكردهاي بدن، از طريق مشاهده وتجربه كالبد انسان، به جاي كالبدشناسي آكادميك است . آسيب پذيري ومحدوديت بدني ما از طريق «تعليم ـ تفريح »، آميزشي از «تعليم وتربيت » و «سرگرمي » انتقال مي يابد. اين «خصوصيت تعليمي ـ تفريحي » با كالبدشناسي آكادميك تضاد دارد. پيكره هاي «جهان كالبدها»، در حالتهاي نزديك به زندگي واقعي، از قبيل نشان دادن يك دوچرخه سوار، يك شطرنج باز ويا يك بسكتباليست ، تصور كالبد زنده ودر نتيجه كالبد ابدي داراي عاطفه را زنده مي كنند. بيش از ۲۰۰عدد از اعضا واندامهاي بدن، از پيكر كامل انسان تا برشهاي شفاف، اطلاعاتي درباره كالبد انساني دراختيار مي گذارند. اين اعضاي خشك وعاري از بو بوده وداراي سفتي خاصي هستند كه فرمسازي نويني را ممكن مي سازد. آنان براساس عملكردهاي بدن دسته بندي شده اند، از دستگاه حركتي ، چرخش خون و سيستم عصبي گرفته تا رشد و تكامل انسان در رحم مادر. هر دور عملي اعضايي را با تغييراتي حاصل از بيماري نشان مي دهد، براي مثال سكته قلبي و يا سرطان. فن هاگنز مي گويد:« از همان دوران دانشجويي آموختم كه يك كالبد شكاف موفق بايد همواره تعداد زيادي جسد ذخيره داشته باشد. اجساد در صورتي كه در وانهاي الكل قرار گيرند، قبل از آنكه با مواد شيميايي و سيليكون آميخته شوند، سالها تازه باقي مي مانند.» بعضي از اين اجزاء حتي قابل لمس كردن نيز هستند. جهت پاسخگويي به نيازهاي اطلاعاتي هر يك از بازديدكنندگان، دستگاه راهنما صوتي درا ختيار گذاشته مي شود كه حاوي اطلاعات دقيقي درباره تقريباً همه اين پيكره ها است. راهنماي بازديد، دو ساعت و نيم به طول مي انجامد. اما روزنامه «نويس دويچلند» (Neues Deutschland) به مخالفت از برگزاري اين نمايشگاهها در تاريخ ۱۵ فوريه ۲۰۰۱ نوشت: (…) اجساد شيمايي شده بدون روح، تكه تكه شده و حالت گرفته اجازه هيچ نوع برداشتي نمي دهند، فن هاگنز به خاطر كلاه تقليدي كه هميشه بر سر دارد، به عنوان يك هنرمند پذيرفته نمي شود. او كه شهر هايدلبرگ را براي زندگي انتخاب كرده است، برهدف اطلاع رساني نمايشگاههايش پافشاري مي كند. اين نتيجه بخش است: ۹۰ درصد از بازديدكنندگان ادعا مي كنند كه به خاطر «كنجكاوي و علاقه شان نسبت به بدن انسان» آمده اند. اكثريت قريب به اتفاق آنان كساني هستند كه مي خواهند به نحوي از انحاء معلومات خود را بالا ببرند. اما روانشناسان مي دانند كه: اين افراد به خاطر چيزهاي خوف آور و سرگرم كننده مي آيند ـ هيچ فيلم ترسناك يا تونل وحشتي نمي تواند با اجساد واقعي رقابت كند. علاقه هاي ساده و پيش پا افتاده هم به همين خاطرند. اعجاب زدگي ساده لوحانه به جاي كسب علم واقعي. اما نه بازديدكنندگان به اين امر اقرار مي كنند و نه برگزاركنندگان. بازديدكنندگان، فريب تبليغات را مي خورند، دست اندركاران، از مد روز استفاده مي كنند: بدون استفاده از تعبيرات زيبا براي سرمايه هاي فرهنگي ـ علمي، از جنبه هاي فرهنگي و به دنبال آن، حمايت هاي مالي خبري نيست. اندك نيستند كساني كه اين كار را رياكاري و تظاهر مي نامند.» اين روزنامه آلماني معتقد است: «سالهاست اين نابغه نما نقشه يك «موزه انساني» را در سر مي پروراند. كالبدهاي مورد آزمايش او به جاي ملموس بودن، فقط مشتي كالبدهاي خراب و از ريخت و قيافه افتاده اند: در دنياي تخصص، بوي حقه بازي به مشام مي رسد. اين فن هاگنز داروساز و داروشناس، دزد ادبي، تحريف كننده ـ خود را قبل از هر چيز يك آگاهي دهنده و روشنگر قلمداد مي كند.»
هفته پيش مجله اشپيگل پس از سالها برگزاري نمايشگاههاي سيار «جهان كالبدها» در اروپا و برانگيختن بحثهاي جنجالي از سوي مخالفان و موافقان اعلام كرد: فن هاگنز، بنيانگذار نمايشگاههاي جنجالي «جهان كالبدها» ظاهراً سالهاست به خريد و فروش اجساد مشغول است و براي توليد پيكرهاي نمايشگاههاي خود از زندانيان اعلام شده در چين استفاده كرده است. طبق گزارش مجله تلويزيوني Spiegel TV بعضي از اين اجساد نيز در كانالهاي تاريك زيرزميني پيدا شده و يا از خانه هاي سالمندان، سردخانه هاي بيمارستانها ويا مؤسسات دفن اجساد، در چين خريداري شده اند.
براساس اطلاعات و آماري در نوامبر سال،۲۰۰۳ تعداد ۶۴۷ «جسد كامل» در شركت او (Von Hagen Plastination Ltd) در شهر داليان (Dalian) چين، موجود بوده اند كه براي نمايشگاهها و فروش به دانشگاهها تحت بررسي قرار داشتند. فن هاگنز تا به حال ادعا كرده بود تنها ۲۵۰جسد، از اهداكنندگان دريافت كرده است.وي در مصاحبه اي با Spiegel TV تأكيد كرد: «ما ارزش بسيار زيادي براي اين موضوع قائل هستيم كه من اين اجساد را از منابع كاملاً قانوني وبلامانع به دست مي آورم.» 
در ميان اجساد نگاهداري شده، ظاهراً باقي مانده هايي از اعدام شدگان زندانيان وجود داشته است. طبق مدارك سري معاملات، در ماه دسامبر سال۲۰۰۱ اجساد يك مرد و زن جوان كه ظاهراً مدت كوتاهي قبل ازتحويل به اين مركز اعدام شده بودند در ميان اجساد وجود داشتند. روي سرهاي آنان «اثر شليك گلوله »ديده مي شود.
فن هاگنز در مصاحبه اي با اشپيگل گفت: «همكارانم اين اجساد را تحويل گرفته بودند اما خود من در مورداين موضوع بسيار مشمئز شده و كمي بعد آن همكاران را اخراج كردم.»
پروفسور سويي هونگ جين (Sui Hongjin) كه تا چندي پيش در كنار فن هاگنز كار مي كرد در گفت وگويي با Spiegel TV مي گويد: «وي با اين روش تنها در پي سودجويي است و براي او موضوع بر سر تحقيق و آموزش اصلاً نيست.»
فن هاگنز و همسرش آنجلينا والي (Angelina Whalley) براي تهيه اجساد، از مدتها پيش روشهاي غيرمعمولي اخذ كرده بودند. پس ازمرگ يك اشراف زاده به نام Furst Von Thurn در سال،۱۹۹۰ به صورت كتبي، به بيوه او گلوريا پيشنهاد كردند كه جسد همسر وي را مورد پلاستيناسيون قرار دهند. هر عمل ديگري، «لايق و مناسب شخصيت والاي او نخواهد بود.»
روزنامه فرانكفورتر آلگماينه سايتونگ (FAZ) در نقدي مي نويسد: «مردي كه خود را به عنوان يك هنرمند قلمداد مي كند و همواره با يك كلاه Joseph Beuys ظاهر مي شود يك تاجر است. معاملات او با صنعت و ساخت اجساد، تا به حال سودآور بوده است. او در مصاحبه اي گفت كه نمايشگاهها «متناسب با حقوق و قوانين نوجوانان » طراحي شده اند. در حال حاضر در چين، يك زوج در حال رقص روي يخ، در حال ساخته شدن هستند. وي خود را به عنوان دانشمندي قلمداد مي كند كه به دنبال لئوناردداوينچي و كالبدشناس دوران باروك، وزاليوس، در تحقيقات كالبدشناسي، «دموكراسي را پياده مي كند.»
در آلمان، تاكنون بيش از ۵ميليون نفر از «جهان كالبدها» بازديد كرده اند كه شايد بزودي ۱۰درصد جمعيت را تشكيل دهند. بعد از آلمان، كره جنوبي و ژاپن در مقامهاي بعدي قرار مي گيرند. اقدامهاي فن هاگنز، در كشورهاي تحت حكومت اديان اسلام و يهود، كاري غيرممكن است. شايد ـ اين تنها اميد است كه مي توان داشت ـ اين تشويش و اضطراب فشرده اما بي پروا كساني را كه آن را در جديدترين شكل فرهنگي آن احساس مي كنند، وا دارد تا به دنبال سرچشمه اين اضطراب بروند. آنان در اين راه با سؤالاتي برخورد خواهند كرد كه طالب جوابهاي مذهبي هستند. اين، موقعيت خوبي براي كليساست تا از خودفراموشي بيدار شود و با ايده هاي مسيحيت، دوباره انسانها را به خود جذب كند.»
برلين، يكي از مكانهايي است كه «جهان كالبدها» را براي محل دائمي نمايشگاه اين شهر در نظر گرفته است. به دنبال پرده برداري مجله اشپيگل، درباره استفاده از اعداميان چين، سياست، از فن هاگنز فاصله مي گيرد. توماس فليرل (Thomas Flierl) سناتور فرهنگي برلين، مخالفت خود را با برپايي نمايشگاه دائمي وي اعلام نمود. فليرل در مصاحبه اي با SPIEGEL ONLINE گفت: «ما يك اداره سانسور فرهنگي نيستيم اما از سوي شهر، هيچگونه سوبسيد يا حمايتي وجود نخواهد داشت و تأكيدكرد شخصاً مدتهاست از نظر اخلاقي و زيباشناسي، در مورد «نمايش اجساد» نگران است و بعد از پرده برداري آخر هفته گذشته موضع او تشديد شده است.» فن هاگنز مدتهاست كه برلين را براي يك نمايشگاه دائمي در نظر گرفته است. علت، موفقيت غيرمترقبه آن در سال۲۰۰۱ است كه ميزبان بيش از
۱‎/۴ميليون نفر بود. انستيتوي فن هاگنز علاوه بر برلين، دوشهر مانهايم و هامبورگ را براي نمايشگاه دائمي كانديد كرده است. وي به عنوان شرط اوليه همواره به وضوح خواسته است كه، هيچ گونه سانسوري در بخشهاي نمايشگاه، اعمال نشود.
با وجود همه اسناد كتبي و شفاهي ذكر شده، نمايشگاههاي سيار فن هاگنز با شعار: «من آن چيزي بودم كه تو اينك هستي، تو مي تواني آن چيزي شوي كه من اكنون هستم»، روزانه هزارها بازديد كننده علاقه مند و كنجكاو را، در شرايطي كه بنيانگذار آن در يك اتاق خلوت كناري در حال استراحت است، به سوي خود جلب مي كند. او در مصاحبه با مجله تلويزيوني اشپيگل گفت: «پس از سالها تلاش، مشاهده موفقيت در صورتهاي اين همه انسان، اعجاب برانگيز است و مرا تحريك مي كند كه با ايده ها و نقشه هاي بهتري به كار ادامه دهم.» قرار است مركز اصلي تحقيقات وي در شهر داليان چين كه داراي ۱۷۰محقق و كارمند بوده و به شهر پلاستيناسيون. (Plastination city) معروف است همچنان توسعه يافته و به عبارتي تبدل به «قبله عالم كالبدشناسي»، (Mekka von Anatomie) شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |