پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۲ - ۱۴ ذيحجه ۱۴۲۴
Thu, Feb 5, 2004
جوان
شماره ۲۷۱۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
جوان
چشم انداز
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
سينما تئاتر
اوقات شرعي
آرشيو
ده
دوران جواني «آرتور اش» چگونه گذشت؟
ده
به دنبال تعادل
آيا تا به حال اتفاق افتاده احساس كنيد زندگي تان تبديل به يك كلاف سردرگم شده كه هيچ تنوعي در آن وجود ندارد؟ احتمالاً جواب اكثريت به اين سؤال مثبت است و شايد براي بعضي از ما اين وضعيت به صورت هميشگي وجود داشته باشد، اما هرگز فكر كرده ايد چگونه مي توانيد اين حالت را تغيير دهيد؟ شايد بعضي از راه حلهاي شما براي اين مسأله خيلي پيچيده يا غير قابل دسترس باشد، اما واقعيت اين است كه روشهاي ساده تري نيز براي اين كار وجود دارد. در ده امروز، ده روش بدون هزينه را به شما معرفي مي كنيم كه امتحان كردن آنها كاملاً بي ضرر است.
۱۰) زماني كه كارهاي شما به هم گره مي خورد و براي انجام هيچ كدام وقت كافي نداريد، چه احساسي پيدا مي كنيد؟ ترديدي وجود ندارد كه عصبي شدن يكي از محتمل ترين عوارض چنين موقعيتي است، اما كساني كه براي وقتشان برنامه ريزي مي كنند، به طور حتم در اين زمينه يك قدم جلوتر از سايرين قرار دارند.
۹) درگيري هاي زندگي مدرن به اندازه كافي مي توانند تأثير منفي بر زندگي همه بگذارند. فكر مي كنيد دليل خاصي وجود دارد كه بر اين درگيريها چيزي هم اضافه كنيم؟ در بسياري از موارد، بحثهايي كه پيش مي آيند، هيچ هدف روشني ندارند. اينكه به عنوان مثال دوست شما چه نظري درباره شامپانزه هاي آفريقايي دارد، خيلي مهم نيست. چه كسي عمداً وقتش را صرف كاري مي كند كه به جز جدل حاصل ديگري ندارد؟
۸) بسياري از ما آنقدر درگير زندگي روزمره هستيم كه فراموش مي كنيم به آنچه در درون ما مي گذرد، توجه كنيم. احساسات دروني مثل ناراحتي، افسردگي يا مريضي، هشدارهايي براي توجه به خود هستند.
۷) در اولويت بندي هاي زندگي، بسياري از ما خودمان را در آخرين اولويت قرار مي دهيم. نتيجه اين مي شود كه در اكثر مواقع نيازها و خواستهاي شخصي مان برآورده نمي شوند. حداقل كاري كه مي توانيم انجام دهيم، اين است كه بخشي از وقت زندگي مان را نيز به خودمان اختصاص دهيم و نه هيچ كس و هيچ چيز ديگر. اگر تفريح خاصي داريم، يا از انجام كار خاصي لذت مي بريم، اين زمان بهترين فرصت براي انجام آن است.
۶) زماني كه دلتان مي خواهد با كسي درد دل كنيد، بدون اينكه شما را محكوم كند و يا درباره شما قضاوتهاي نادرستي انجام دهد، پيش چه كسي مي رويد؟ يكي از ضروري ترين نيازهاي هر كس، داشتن چنين فردي است كه در موقعيتهاي دشوار او را حمايت كند.
۵) در زندگي هر كس، ممكن است اشخاص زيادي وجود داشته باشند كه درجه اهميت آنها به طور قطع متفاوت است، اما بودن عده اي از آنها براي ما ارزشمند است و اين عده كساني هستند كه ارتباط با آنها مي تواند انرژي تازه اي به ما ببخشد.
۴) يك روانشناس معروف گفته است: «در فاصله بين آشپزخانه و اتاق نشيمن، هيجان انگيزترين موجودي كه ممكن است ملاقات كنيد، تلويزيوه خواهد بود!» فعاليتهاي اجتماعي و گذراندن وقت در محيطهايي كه افراد تازه در آنها هستند، مي تواند زندگي هر كسي را جالب تر كند.
۳) جدا كردن كار و درس از زندگي شخصي چيزي است كه افراد موفق به خوبي از پس انجام آن بر مي آيند، چون معتقدند هر چيزي در جاي خود لازم و ضروري است و اگر اجازه دهيد يك بخش از زندگي بر بخشهاي ديگر غالب شود، مسلماً چيزهاي ديگري هستند كه از دست خواهند رفت.
۲) خوردن غذاهاي لذيد و مقوي و انجام حركات ورزشي براي حفظ سلامتي هم به طور مستقيم و هم غير مستقيم بر سلامت رواني اثر مي گذارد.
۱) مراقبه، دعا و راز و نياز يكي از مهم ترين كليدهاي رسيدن به آرامش روحي و ذهني است. در همين زمانهاي نزديك شدن به خداست كه راههاي جديد و شگفت انگيز نيز برايمان آشكار مي شوند. خداوند هميشه در حال هدايت انسانها است. گاهي اوقات ما بايد ساكت باشيم و گوش دهيم تا راه درست را پيدا كنيم.
دوران جواني «آرتور اش» چگونه گذشت؟
چهره سياه روح لطيف
153741.jpg
مينو ضابطيان
۱۵سال داشت، به مسابقات نيمه نهايي تنيس در سطح دبيرستانها راه پيدا كرده بود؛ «آرتور» تنها آفريقايي ـ آمريكايي در ميان اعضاي تيمش به شمار مي آمد؛ عنواني كه پيش از او هرگز كسي آن را به خود نديده بود، آن روز هم مسابقه اي ديگر با موفقيت پايان يافته بود؛ او و سفيدپوستان هم تيمش قصد داشتند براي رفع خستگي به تماشاي يك فيلم بنشينند غافل از آنكه در آمريكا همچنان او را يك سياه پوست مي دانند و اجازه ورود به سالن سينما را ندارد. با نفرت فراوان نسبت به اين همه تبعيض همسالان سفيدپوست خود را ترك كرد و بخاطر سياه چرده بودن راهي خانه شد. همين تجربه و تجربيات مشابه ديگر بود كه باعث مي شد همواره بزرگترين درد و مشكل زندگيش را اين بداند كه در آمريكا يك سياه پوست متولد شده است. او معتقد بود صرفنظر از تمام موفقيت ها و افتخاراتي كه براي اين كشور كسب مي كني همواره بايد شنونده اين جمله دردآورباشي:
«تو يك سياه پوست هستي و فرصت انجام اين كار را نداري!»
در واقع از كودكي و همان روزهايي كه همه امكانات زندگي خود را جداي از سفيدپوستان مي ديد اين حس را تجربه كرده بود. اگرچه براي رهايي از آنچه به ناحق در مورد او و هم نژادانش مي شنيد بسيار جنگيد. ۶سال داشت كه مادر را از دست داد. مادري كه با رفتنش غم بزرگي بر دل او نشاند و اين كودك ضعيف و رنجور را درون گراتر از پيش كرد. اما چيزي نگذشت كه ورود به دنياي ورزش التيام خوبي براي درد تنهايي اش شد و در هفت سالگي اولين قدم در راه رسيدن به قهرماني هاي متوالي در رشته تنيس انفرادي ودوبل را با در دست گرفتن يك راكت تنيس برداشت و چندي بعد توجه يكي از مربيان سختكوش و توانا را به استعداد خود در اين رشته جلب كرد و تمرينات سخت وحساب شده بزودي آغاز شد و عناوين قهرماني پس از مدتي يكي پس از ديگري با ارمغان آمد تا اينكه در ۱۹سالگي با كسب مقام پنجم در تيم ملي دانش آموزي امكان استفاده از بورس كامل تحصيلي را پيدا كرد و وارد دانشگاه شد. ورود به دانشگاه باعث شد توانايي هاي ورزشي اش هر چه بيشتر از گذشته جلوه گر شود، حالا ديگر كسي جثه كوچك و لاغر او را نمي ديد آنچه جالب توجه مي نمود، قدرت وسرعت مچ دستانش بود و توجه دوستداران اين ورزش به سوي او بيشتر و بيشتر مي شد و نهايتاً در ۲۰سالگي به عنوان نخستين آفريقايي ـ آمريكايي به جام «ديويس» راه يافت.
در ۲۳سالگي با كسب مدرك كارشناسي امور بازرگاني از دانشگاه كاليفرنيا فارغ التحصيل شد و خدمت سربازي را آغاز كرد، عرصه نو براي رقابتهاي ورزشي در سطح ارتش به وجود آمده بود ۲سال نيز به اين شيوه گذشت اما آنچه همچنان به آن عشق مي ورزيد، سرعت در رقابتهاي ورزشي بود تا جايي كه توانست بزودي در بسياري از مسابقات بين المللي عنوان قهرماني را كسب كند و بزودي نخستين ميليونر سياه پوست شد.
ثروت و رفاه هرگز باعث نشد از توجه به موضوعات اجتماعي دست بردارد. تا جايي كه بسياري بر اين باور بودند كه او از عرصه ورزش براي پرداختن به موضوعات مبارزه با نژادپرستي بهره مي گيرد.
در ۳۴سالگي با دختر يكه سالها او را دوست داشت ازدواج كرد و باعث شد در مسابقات كم رنگ تر از قبل ظاهر شود و وقت بيشتري را به نوشتن وسخنراني بگذراند اما مدتي از زندگي مشتركش نگذشته بود كه گاه و بيگاه از درد در قفسه سينه شكوه داشت و سرانجام در ۳۷سالگي مجبور به بازنشستگي اجباري از حرفه ورزشي اش شد. براي او كه خيلي زود وارد اين عرصه شده بود اين عقب نشيني بسيار سخت به نظر مي رسيد.
به دنبال چيزي مي گشت كه جايگزين آن كند به همين خاطر هر چه بيشتر از گذشته وارد جريانات مردمي و احقاق حقوق انساني شد؛ زمان و پول زيادي را صرف آگاهسازي سياه پوستان مي كرد وبارها از حس شديد مسؤوليت در وجودش سخن مي گفت؛ حسي كه به او فرمان مي داد به ديگران كمك كند آموزششان دهد و حمايت شان كند و مهمتراز همه به آنان عشق ورزد. چنين شد كه تصميم گرفت كتابي بنويسد و در آن تاريخچه سياه پوستان در عرصه ورزش آمريكا را به تصوير كشد. او همچنين با پر كردن ستوني در روزنامه و تفسير اخبار ورزشي در تلويزيون در زمينه هاي فرهنگي نيز فعالانه عمل مي كرد.
آنچه در ميان تمام خصوصيات جالب و متعالي انساني اش نمود داشت امين و درستكار بودن او بود. «آرتور» هرگز به نوشته ها و قراردادهاي رسمي اعتقاد نداشت و تكان دادن دستي را به دوستي برتر از امضا و مهرهاي اداري مي دانست و بر اين باور بود كه خوبي ها در وجود انسانها به مراتب بيش از بديهايشان است.
سال۱۹۸۳ بود در آستانه ۴۰سالگي بيماري قلبي اش آنچنان پيشرفت كرد كه پزشكان تنها راه زنده ماندن او را عمل جراحي قلب دانستند، عملي كه گرچه انجام آن برايش سلامتي و رهايي از درد دائمي قفسه سينه را به همراه داشت اما انتقال خوني آلوده او را درگير ويرويسي وحشتناك كرد كه ۵سال بعد تصادفاً به وجود آن پي برد.
«آرتور اش» پيش از ورود به ۵۰سالگي در مسابقه با ويروس ايدز بازنده ميدان شد!
اسم تو هر اسمي كه هست
سايه Sayeh
اعتقاد عمومي بر اين است كه خانمها معمولاً با كارهاي فني و تكنيكي ميانه خوبي ندارند و ترجيح مي دهند تا حد امكان از اين نوع كارها دور باشند. البته از آنجاكه هر قانوني مي تواند استثناء داشته باشد در اين مورد هم سايه يك استثناء محسوب مي شود. او طبيعتاً به كارهاي عملي گرايش دارد و در امور فني تبحر خاصي دارد كه باعث مي شود در اين زمينه ها موفقيت هاي چشمگيري به دست بياورد. بدين ترتيب رشته هاي فني و مهندسي و كارهاي مربوط به آن يكي از بهترين انتخاب هاي سايه براي ادامه تحصيل و انتخاب شغل باشد.
سايه اصولاً به جزئيات توجه دقيق دارد و زماني كه بر انجام كاري تمركز كند، با پشتكار چشمگيري آن را تا رسيدن به نتيجه ادامه مي دهد. اين نوع رفتار سايه ناشي از دو ويژگي ذاتي اوست: اول اينكه سايه قدرت تحمل زيادي دارد و بسيار صبور است؛ بنابراين در شرايطي كه ديگران ممكن است از انجام كار و رسيدن آن به نتيجه مطلوب نااميد شوند. او همچنان اميدوار و مقاوم راهش را ادامه مي دهد. دليل دوم اين است كه سايه احساس مسؤوليت پذيري فوق العاده اي دارد و هرگز حاضر نيست كاري را كه قبول كرده نيمه كاره رها كند. بدين ترتيب مي توان گفت سايه از هر نظر فرد قابل اعتمادي است و مي توانيد براي انجام كارها و محول كردن مسؤوليت ها روي او حساب كنيد.
زماني كه مسؤوليتي بر عهده سايه گذاشته شود، او با دقت تمام مراحل لازم براي انجام آن مسؤوليت به بهترين نحو را طراحي مي كند و با برنامه ريزي دقيق همه چيز را پيش مي برد. در چنين شرايطي سايه با اعتماد به نفس كامل كار مي كند و اصولاً قرار گرفتن در موقعيتي كه مستلزم هدايت ديگران و كنترل شرايط باشد، دستپاچه نمي شود و به بهترين شكل كارش را انجام مي دهد.
فكر مي كنيد خانمي كه تا اين اندازه به مسؤوليت هايش اهميت مي دهد در جنبه شخصي زندگي اش چگونه رفتار خواهد كرد؟ احتمال اينكه سايه آنقدر درگير مسؤوليت هاي شغلي اش بشود كه همه چيز را فراموش كند بسيار زياد است و اين يكي از نقطه ضعف هاي بزرگ اوست كه باعث مي شود زندگي خانوادگي اش به اندازه زندگي اجتماعي و شغلي اش موفقيت آميز نباشد.
و اما نكته آخر: سعي نكنيد سايه را مجبور كنيد برنامه هاي روزمره زندگي اش را تغيير دهد؛ چون تلاش شما بي نتيجه خواهد بود. او بيش از آن به برنامه هاي روزانه اش وابسته است كه با فشارهاي ديگران تغييري در آنها ايجاد كند. اگر به نظر او شرايط فعلي رضايتبخش و مناسب باشند، هيچ دليلي براي تغيير آنها وجود ندارد؛ تغيير يكي از چيزهايي كه سايه كمترين لذت را از ايجاد آن مي برد!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |