شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۲ - ۱۶ ذيحجه ۱۴۲۴
Sat, Feb 7, 2004
حوادث
شماره ۲۷۲۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
موسيقي
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
سينما تئاتر
اوقات شرعي
آرشيو
جويندگان عاطفه
در ديدار هفتگي با آيت الله شاهرودي صورت گرفت
جويندگان عاطفه
چه كسي مي داند
اين مجروح بم كجاست؟
153939.jpg
گروه حوادث: مردي كه پس از خارج شدن از زيرآوار زنده به بيمارستان كرمان منتقل شده است، تا جراحاتش درمان شود، به طرزمشكوكي ناپديدشده است. اين مرد ۵۴ساله اميرقائم آبادي نام دارد. پسر اين مرد درمورد چگونگي يافتن پدرومادرش از زيرآوارگفت: صبح روزجمعه ۵بهمن ماه بود، دقايقي بعد از زلزله با خواهرم خودمان را به خانه اي كه پدرومادرم درآن زندگي مي كردند، رسانديم. به سختي زياد توانستيم مادرم را كه به سختي مجروح شده بود از زيرآوار درآوريم.
با كمك پسرعمه ام بعد از يك جست وجوي ديگر پدرم را هم از زيرآوار درآورديم. چند نقطه از سر پدرم شكسته بود و زير چشمانش كبودبود. درهمين زمان كه مي خواستيم او و مادرم را با چند مجروح ديگر به بيمارستان منتقل كنيم، پدرم بيهوش شد. وي اضافه كرد: پدرم را به كرمان منتقل كرديم نزديك پليس راه كرمان به بم بود كه لاستيك ماشين مان تركيد و ما مجروحان را به ماشين پليس منتقل كرديم تا آنان را به بيمارستان برسانند. بعد از ۱۵دقيقه وقتي لاستيك ماشين را عوض كرديم خودمان را به سرعت به بيمارستان باهنركرمان رسانديم و ديدم مادرم گريه مي كند. سؤال كردم چه شده است، گفت: وقتي به بيمارستان رسيديم مردم پدرت را داخل بيمارستان بردند. ولي نگهبان به من گفت: بايد از دري ديگر وارد بيمارستان شوم. بعد از چنددقيقه خودم را به داخل بيمارستان رساندم. هرچه جست وجو كردم پدرت نبود. هيچكس از او اطلاعي نداشت درحالي كه مجروحان ديگري كه با پدرت بودند، در بيمارستان هستند.
اين پسرجوان اضافه مي كند: به سرعت تمام بيمارستان را جست وجو كرديم ولي هيچ خبري از پدرم نبود. به هر بيمارستان و سردخانه اي كه بگوييد رفته ايم ولي هيچ خبري از پدرم نيست تا اينكه تابلوي نصب شده در بم كه عكس مجروحان در بيمارستان هاي سراسركشور را نشان مي دهد، پدرم را نشان داده است پدرم خودش را با نام فاميل اقبالي كه نام خانوادگي مادرم است، معرفي كرده و اسم تمام فرزندانش را گفته است.
به بيمارستاني كه اعلام كرده بودند پدرم آنجا هست رفتيم، ولي مسؤولان بيمارستان مي گويند: اين مرد اينجا بوده است ولي الآن نيست و ما نمي دانيم به كجا منتقل شده است. وي مي گويد: در زلزله بم دو خواهرم و دامادمان و يكي از فرزندان آنان كشته شده اند و مادرم از اين غم به اندازه كافي متلاشي شده است و دراين ميان پدرم كه زنده از زيرآوار خارج شده است، دچار اين سرنوشت مبهم شده. براي ما اين شرايط روحي خيلي تلخ است.
كساني كه از صاحب اين عكس ـ اميرقائم آبادي ـ اطلاعي دارند با تلفن ۸۷۶۱۶۲۱ بخش جويندگان عاطفه تماس حاصل كنند.
قاضي پرونده طلاق را با عشق مختومه كرد
گروه حوادث: راز درخواست زني كه براي طلاق به دادگاه خانواده مراجعه كرده بود،زماني فاش شد كه شوهر مجهول المكان روبروي قاضي ايستاد.
به گزارش پرونده، چندي پيش زني به شعبه ۲۳۵ دادگاه خانواده مراجعه كرد و به قاضي سيفي گفت: سال ۷۱ بود كه ازدواج كردم اما بعد از مدت كوتاهي متوجه شدم شوهرم با افرادناباب رفت و آمد دارد و هر كاري كردم او را به راه راست زندگي هدايت كنم موفق نشدم تا اينكه مدتي قبل متوجه شدم معتاد شده است. او از مدتي قبل خانه راترك كرد و من ديگر هيچ خبري از او ندارم و اكنون از دادگاه درخواست طلاق دارم.
قاضي سيفي پس از شنيدن حرفهاي اين زن دستور مي دهد تا تحقيقات لازم در مورد اين شكايت انجام شود. مدير دفتر دادگاه براي اين زن احضاريه اي ارسال مي كند تا براي تكميل پرونده به دادگاه مراجعه كند. ولي وي به دادگاه مراجعه نمي كند و پس از مدتي دادخواست اين زن براي طلاق به علت عدم مراجعه رد مي شود. اين زن پس از اطلاع از رد دادخواست خودبه دادگاه مراجعه كرده و در اعتراض به قرار دادخواست دفتر، به قاضي سيفي مراجعه مي كند.
قاضي سيفي پس از بررسي قرار دفتر را فسخ مي كند و دستور تعيين وقت رسيدگي به پرونده را صادر مي كند.
\ چند روز بعد
مردي در حاليكه لايحه اي به دست دارد وارد شعبه ۲۳۵ مي شود. قاضي پس از بررسي متوجه مي شود اين مرد همسر همان زني است كه تا آن زمان مجهول المكان اعلام شده بود. مرد پس از ابلاغ حضوري وقت رسيدگي به پرونده ، دادگاه را ترك مي كند.
\ روز دادگاه
زن به دادگاه آمده و در همين زمان مرد هم به دادگاه وارد مي شود. زن از ديدن مرد يكه مي خورد.
قاضي سيفي مي پرسد: چطور شد كه شما اعلام كرديد شوهرتان مجهول المكان است؟ زن سرش را زير مي اندازد و سكوت مي كند.
رئيس شعبه ۲۳۵ از مرد مي پرسد: شما چگونه متوجه شديد كه همسرتان در دادگاه دادخواستي براي طلاق داده است؟
مرد مي گويد: من از دست همسرم و سرزنش هاي او در زندگي خسته شدم بنابراين تصميم گرفتم خانه را ترك كنم تا ديگر اين حرفها را نشنوم. همسرم همه جا گفته است من معتاد هستم. در حالي كه من اعتياد ندارم. كارگر هستم و با زحمت و سختي مخارج زندگي ام را تأمين مي كنم.
يك روز به صورت اتفاقي يكي از همسايه ها را ديدم. او به من گفت: همسرت به دادگاه خانواده مراجعه كرده و تو را مجهول المكان معرفي كرده است به اين علت بودكه به دادگاه مراجعه كردم. قاضي سيفي پس از شنيدن حرف هاي طرفين به آنان گفت: زن و مرد حقوق متقابلي در برابر يكديگر دارند و اگر اين حقوق را نمي دانند بايد آن را بياموزند و از آن به بعد متعرض هم نشوند شما نيز از اين حقوق آگاه نيستيد به اين علت است كه تصميم گرفته ايد تا جايگاه خانواده را كه در فرهنگ غني اسلام در مورد آن سفارش هاي زيادي شده است، به مخاطره بيندازيد. زن در اين زمان مي گويد: همه اين ها را قبول دارم ولي شوهر من اخلاق خوبي ندارد او عادات و اخلاق بد و ناپسندي دارد و من از او انتظار ندارم كه رفتارش اينگونه باشد.
قاضي سيفي مي گويد: آنچه من با تجربياتم از صحبت هاي شما فهميدم اين است كه دخالت هاي بستگان باعث شده است تا شما شوهرتان را فردي ببينيد كه دنبال معاشرت هاي نادرست و اعتياد است و از همان اول اين كشمكش ها بين شما باعث شده اكنون پس از چند سال زندگي مشترك با وجود داشتن فرزند به قيل و قال بپردازيدو تصميم به متاركه بگيريد.
والدين شما مثل ساير والدين حق نظارت بر زندگي فرزندان خود را پس از ازدواج دارند ولي حق دخالت در زندگي آنان را ندارند. شما هر دو عاقل و بالغ هستيد و خودتان بايد براي زندگي تان تصميم بگيريد.
زن و مرد پس از اين توضيحات هر دو سرشان را زير انداختند. زن پس از چند دقيقه سكوت سربلند كرد و گفت: من از شكايتم صرفنظر مي كنم.
و مرد گفت: من هم به خانه باز مي گردم.
زن و مرد دستهاي يكديگر را گرفتند و از دادگاه خارج شدند. لبخند رضايت قاضي سيفي اين حقيقت را روشن مي كرد كه رئيس دادگاه پرونده اي ديگر را با مهر عشق وصفا مختومه كرده است.
در ديدار هفتگي با آيت الله شاهرودي صورت گرفت
دادخواهي يك دختر
كه ناخواسته مادرشد
گروه حوادث: پرونده زن جواني كه پس از ربوده شدن تحت آزار و اذيت يك مرد قرارگرفته بود با دستور آيت الله شاهرودي تحت بررسي مجدد قرارگرفت. اين زن جوان پس از ديدار با رئيس قوه قضاييه و ارائه دادخواست گفت: چندسال قبل در آزمون دانشگاه شهرستان قبول شدم و از آنجايي كه فاصله خانه ما تا دانشگاه زيادبود مجبور بودم هرروز سوار بر خودروهاي مسافركش بشوم. يكي از روزهاي دي ماه سال ۸۰ وقتي مي خواستم به دانشگاه بروم خودرو پيكان سفيدرنگي كه زن و مردجواني درآن بودند جلوي پاي من توقف كرد و من هم بعد از گفتن مقصد سوارشدم. دربين راه زن جوان كه معلوم بود همسر راننده است پس از صحبت به من آدامسي تعارف كرد و من هم آن را خوردم ولي بعد از چنددقيقه پلك هايم سنگين شد و ديگر چيزي متوجه نشدم. وي درادامه گفت: وقتي به هوش آمدم خودم را در ويلايي نزديك دريا ديدم و متوجه شدم كه مورداذيت و آزار قرارگرفته ام. با هرزحمتي بود خودم را از آنجا نجات دادم. پس از گذشت چندماه متوجه شدم كه باردار هستم. وي افزود: پس از آن به دادگستري رفتم و ضمن شكايت با دادن شماره خودرو از دادگاه خواستم تا صاحب خودرو را دستگيركنند. پس ازارجاع پرونده به شعبه۶دادگستري به دستور قاضي سليماني اين مرد بازداشت شد و تحت بازجويي قرارگرفت، ولي درجريان تحقيقات منكر هرگونه آشنايي با اين زن جوان شد. اين زن درادامه گفت: پس ازانكارهاي اين مرد قاضي دادگاه تازمان به دنياآمدن بچه وي را با قرار وثيقه آزادكرد و پس از به دنيا آمدن دخترم دستورداد تا از نوزاد آزمايش DNA گرفته شود و نتيجه آزمايش نشان داد اظهارات من درست است. بعد ازنتيجه آزمايش قاضي دادگاه اين مرد را به رجم (سنگسار) محكوم كرد ولي با اعتراض او پرونده توسط قاضي ديگري بررسي شد و حكم نقض شد و درطول اين دوسال هنوز هيچ رسيدگي به پرونده من نشده است و متهم نيز به دستور قاضي آزاد شده است. پس ازاظهارات زن جوان، آيت الله شاهرودي دستورداد تا به سرعت پرونده تحت بررسي مجدد قرارگرفته و درصورت اثبات اظهارات اين زن، متهم دستگير و حكم درباره وي هرچه سريعتر اجراگردد. به گزارش خبرنگارما، دراين ملاقات عمومي كه صبح روز پنجشنبه ۱۶ بهمن در نهاد قوه قضاييه برگزارشد آيت الله شاهرودي پس از بررسي پرونده ۱۰۶نفر ازمراجعه كنندگان دستوررسيدگي به مشكلات حقوقي و قضايي آنها را صادركرد.
كيف قاپي دو پسر ۱۸ ساله قبل از دربي پايتخت
گروه حوادث: دو پسر جوان موتورسوار كه براي تهيه پول تماشاي بازي فوتبال تيم هاي آبي و قرمز اقدام به سرقت كيف يك زن جوان كرده بودند، دستگير شدند. اين دو كيف قاپ ۱۸ ساله دو روز قبل از انجام بازي پرسپوليس و استقلال سوار بر موتوسيكلت از شهر قم به تهران آمده بودند. براساس ادعاهاي اين دو سارق كيف قاپ، آنها چون قصد داشتند پس از پيروزي تيم مورد علاقه شان به دوستان خود ميهماني بدهند، دست به اين اقدام زده بودند. بنابه اين گزارش، دو پسر جوان درحالي كه پولي براي هزينه شام مفصلي كه به دوستان خود وعده داده بودند، نداشتند، تصميم گرفتندپول موردنياز را به هر طريق ممكن تهيه كنند. آن دو درحالي كه سوار بر موتوسيكلت خود در منطقه شرق تهران پرسه مي زدند با ديدن زن جوان شيك پوشي به فكر سرقت كيف او افتادند. دو جوان كيف قاپ پس از سرقت كيف اين زن كه حاوي طلا و مقداري پول نقد بود به سرعت متواري شدند. دو كيف قاپ جوان كه با ديدن مأموران سعي در فرار داشتند، وقتي خودرا در محاصره پليس ديدند، درحالي كه كاردي از جيب خود بيرون آورده بودند، با مأموران درگير شدند كه در جريان اين عكس العمل سارقان، مأموران با شليك تير هوايي آن دو را دستگير كردند.
اعدام براي قاتل آرزو كوچولو
153942.jpg
گروه حوادث ـ كرج ـ خبرنگار «ايران»: تأييد حكم اعدام مرد معتادي كه در جريان سرقتي مرگبار دختربچه ۶ ساله اي را به قتل رسانده بود وي را در چند قديمي چوبه دار قرار داد.
اين جنايت عصر روز ۲۹ بهمن ماه سال ۸۰ در مهرشهر كرج به وقوع پيوست و دختر بچه ۶ ساله اي به نام آرزو توسط جوان معتادي به قتل رسيد.
بنابراين گزارش، غروب روز ۲۹ بهمن ماه مرد جواني با مراجعه به كلانتري ۲۲ مهرشهر اعلام كرد دختر ۶ ساله اش به نام آرزو عابدي به طرز مرموزي ناپديده شده است. وي به مأموران گفت: امروز ظهر دخترم پس از خوردن ناهار براي پيداكردن مادرش كه براي كمك به همسايه به خانه آنها رفته بودند از منزل خارج شد ولي پس از ساعتي وقتي همسرم به خانه برگشت متوجه ناپديدشدن دخترمان شديم.
وي در ادامه گفت: از آنجايي كه از ۱۰ روز قبل سازمان آب و فاضلاب براي اجراي طرح فاضلاب تعداد ۲۸ حلقه چاههاي ۴ متري در محله مان كنده است ما طي دو نوبت تمام چاهها را جست وجو كرديم ولي هيچ اثري از دخترم پيدا نكردم.
پس از اظهارات مرد جوان، اكيپي از مأموران جست وجوهاي خود را براي پيدا كردن سرنخي از دختربچه ناپديد شده آغاز كردند.
جست وجوهاي مأموران ادامه داشت تا اين كه صبح روز بعد يكي از زنهاي همسايه در تماسي با پليس ۱۱۰ اعلام كرد: جسد دختربچه اي را داخل يكي از چاهها مشاهده كرده است. پس از اطلاع زن همسايه، اكيپي از مأموران كلانتري به همراه كارآگاهان ويژه قتل و نعمت الله حاجعلي قاضي كشيك جنايي در محل حاضر و پس از بيرون آوردن جسد مشخص شد او همان دختربچه ناپديده شده است.
پس از كشف جسد دربررسي هاي نخست مأموران مشخص شد چند ساعت قبل اين دختربچه بر اثر فشار به ناحيه گردن خفه شده و قاتل يا قاتلان پس از سرقت النگوها و گوشواره اش جسد او را داخل چاه انداخته اند.
* شناسايي و دستگيري قاتل
با كشف جسد آرزو، تجسسهاي گسترده مأموران در اطراف محل سكونت خانواده دختربچه آغاز شد و كارآگاهان جوان معتادي را كه در همسايگي آنها زندگي مي كرد به عنوان مظنون بازداشت كردند.
متهم در بازجويي هاي اوليه با اظهارات ضدونقيض اعلام كرد دختربچه را در قبال گرفتن پولي از اقوام او ربوده و تحويل آنها داده است و هيچ اطلاعي از قتل او ندارد.
با اظهارات ضدونقيض متهم، كارآگاهان با اخذ دستورقضايي منزل متهم را موردبازرسي قرارداده و النگوها و گوشواره آرزو را ازداخل جيب كاپشن متهم كشف كردند.
متهم وقتي پي برد پليس او را عامل جنايت شناخته است لب به اعتراف گشود.
وي در بازجويي به مأموران گفت: سالها قبل پدرم را ازدست دادم و با مادر فلجم زندگي مي كنم. مادرآرزو كه درهمسايگي ما زندگي مي كنند هرروز ازمادرم عيادت و براي ما غذا درست مي كرد و به مادرم محبت مي كرد. آرزو هم خريدهاي خانه را براي ما انجام مي داد.
وي در ادامه گفت: ازمدتها قبل معتادشده بودم و ظهرروزحادثه نيز خوابيده بودم كه درخانه را زدند. مادرم مرا بيداركرد و ازمن خواست درخانه را بازكنم. وقتي دررا بازكردم آرزو ازمن سراغ مادرش را گرفت. به او گفتم كه اينجا نيست. وقتي خواست برگردد ناگهان وسوسه شدم و ازاو خواستم به خانه بيايد. وقتي دختربچه به خانه آمد او را به بهانه ديدن جوجه ها به زيرزمين كشاندم و بادستانم او را خفه كردم و پس از خارج كردن النگوها و گوشواره هايش جسدش را در زيرزمين مخفي كردم و نيمه شب در فرصتي مناسب آن را داخل چاه انداختم و پس از آن براي اين كه كسي متوجه نشود گوشواره ها را فروختم و مقداري ترياك خريدم و قصدداشتم روزبعد النگوها را هم بفروشم.
به گزارش خبرنگارما، پس از اعترافات تكان دهنده متهم، قاضي نعمت الله حاجعلي رئيس شعبه ۱۱۹ جزايي كرج پس از برگزاري چندين جلسه محاكمه، متهم را به قصاص نفس (اعدام)، ۶ماه حبس و ۴۰ضربه شلاق محكوم كرد.
پس از صدور حكم اعدام باتوجه به عدم اعتراض متهم و وكيلش، حكم تأييد و براي اجرا به شعبه اول اجراي احكام دادگستري كرج ارسال شد. قرار است بزودي متهم به دارمجازات آويخته شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |