شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۲ - ۱۶ ذيحجه ۱۴۲۴
Sat, Feb 7, 2004
سينما تئاتر
شماره ۲۷۲۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
موسيقي
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
سينما تئاتر
اوقات شرعي
آرشيو
با داوران جشنواره
نگاهي به فيلم گاوخوني ساخته بهروز افخمي
با داوران جشنواره
هيأت داوري مسابقه بين الملل
هلما ساندرز برامس
هلما ساندرز برامس در نوامبر سال ۱۹۴۰ در امدن آلمان متولد شد. او در دانشگاه كولون به تحصيل در رشته هاي بازيگري، ادبيات آلماني و ادبيات انگليسي پرداخت و به عنوان يك گوينده اخبار تلويزيوني مشغول به كار شد. سپس براي ساخت يك فيلم مستند تلويزيوني در سال ۱۹۶۷ به ايتاليا رفت و در آنجا با كارگردانان بزرگي نظير كوربوچي و پازوليني ملاقات كرد و در سال ۱۹۶۹ به عنوان دستيار پازوليني در ساخت يك فيلم مشاركت كرد. او كارگرداني را با ساخت فيلمهاي مستندي نظير شهر آنجليكا، دختر فروشنده و گرفتار آغاز كرد كه در سال ۱۹۷۰ موفق به كسب دو جايزه از جشنواره فيلمهاي كوتاه اوبرهاوزن شد.
بخشي از فيلم شناسي و افتخارات كارگردان:
ساحلي زير سنگفرش (۱۹۷۴) جايزه منتقدان كن (۱۹۷۵)
ازدواج شيرين (۱۹۷۵) برنده جايزه از جشنواره هاي لوكارنو و لندن (۱۹۷۶)
هنريش (۱۹۷۶) با ارزش ترين جايزه فيلم آلمان، گوي طلايي و اكران در جشنواره كن
مادر رنگ پريده آلماني بخش مسابقه برلين ۱۹۸۱
نه سعادت، نه آينده (۱۹۸۱) جايزه انجمن فيلم بريتانيا
لاپوتا (۱۹۸۶) اكران در جشنواره كن (۱۹۸۶)، جايزه بزرگ مونترال ۱۹۸۶
درختان سيب (۱۹۹۱) اكران در جشنواره كن، توكيو، مونترال، سيدني، تورنتو ۱۹۹۲
قلبم تنها مال من است (۱۹۹۷) اكران در جشنواره برلين، توكيو، تورنتو ۱۹۹۷
او همچنين جايزه يك عمر دستاوردهاي هنري از جشنواره توكيو در سال ۱۹۹۸ را به دست آورد. هلما مابين سالهاي ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۰ نايب رئيس گروه رسانه در شوراي فرهنگي جامعه اروپا واقع در بروكسل بود.
علاوه بر اين در سالهاي ۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ به عنوان مشاور وزير فرهنگ آلمان برگزيده شد. او عضو چندين آكادمي ملي و بين المللي است.
عليرضا شجاع نوري
متولد سال ۱۳۳۴ در شيراز. وي فارغ التحصيل زيست شناسي از دانشگاه شهيد بهشتي و هنرهاي دراماتيك از دانشگاه UDC و ادبيات ايتاليايي از دانشگاه تهران است.
مديريت بخش بين الملل بنياد سينمايي فارابي از سال ۶۲ تا ،۷۴ مديريت جشنواره بين المللي فيلمهاي كودكان و نوجوانان اصفهان به مدت هفت سال، مديريت بين الملل سيمافيلم در سالهاي ۷۴ تا ۷۹ از جمله پستهاي سازماني وي بوده است. وي همچنين تهيه كنندگي بسياري از فيلمهاي سينماي ايران و بازيگري در برخي از آنها را بر عهده داشته است.
مجيد مجيدي
متولد ۱۳۳۸ در تهران. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، فعاليت هنري اش را در حوزه انديشه و هنر اسلامي (حوزه هنري) به عنوان بازيگر نمايشها و فيلمهاي سينمايي آغاز كرد. پس از بازي در بيش از ده فيلم كوتاه و سينمايي، سرانجام به كارگرداني روي آورد و اولين فيلمش را به نام بدوك (۱۳۷۱) ساخت كه يكي از فيلمهاي متفاوت دهمين جشنواره فيلم فجر بود و جايزه فيلم اول را نصب او كرد. مجيدي در فيلمهاي بعدي اش، پدر (۱۳۷۵)، بچه هاي آسمان (۱۳۷۶)، رنگ خدا (۱۳۷۸) و باران (۱۳۷۹) نيز ويژگي متفاوت بودن را حفظ كرد. فيلمهاي مجيدي جوايز متعدد بين المللي را نصيب وي كرد و بچه هاي آسمان جزو نامزدهاي اصلي دريافت جايزه اسكار بهترين فيلم خارجي بود. رنگ خدا و باران نيز فيلم معرفي شده سينماي ايران براي شركت در همين رقابتها بودند. فيلم آخرش رنگ اميد، اثري مستند / داستاني در زمينه وقايع افغانستان است. او پيش از اين هم در هيأت داوري مسابقه بين الملل جشنواره فجر عضويت داشت.
نگاهي به فيلم گاوخوني ساخته بهروز افخمي
خواب اول
153954.jpg
علي حيدرزاده
«گاوخوني» ـ خوب يا بد ـ از آن فيلم هايي است كه جا براي تأويل و تفسير فراوان دارد. حتي اگر خسته كننده يا غيرقابل تحمل به نظربرسد. اما اگر كمي صبر و حوصله به خرج دهيد و تا پايان تماشايش كنيد، در دنياي فيلم و كارگردان و نويسنده غرق مي شويد. البته دنياي خوشايندي نيست؛ پراست از پوچي و تيرگي و دلزدگي و... تكرار.
«گاوخوني» را حتي «تراژدي تكرار» هم مي توان ناميد. همه چيز تكرارمي شود تا تماشاگر در ملال غيرقابل تحمل راوي/ قهرمان شريك شود.
به همين دليل غرق شدن در دنياي فيلم و سازنده اش چندان خوشايند نيست، خسته كننده است. ولي ظاهراً هدف كارگردان همين بوده. همانطور كه ـ احتمالاً ـ هدف نويسنده رماني كه فيلم از آن اقتباس شده ـ اقتباس وفادارانه ـ همين بوده.
شايد اين اقتباس بيش از حد وفادارانه و حتي افراطي به نظر برسد، تصويرسازي صرف براساس كلمه ها (توصيف هاي عيني و ذهني) رمان، حتي ممكن است عدم توانايي مديوم سينما را در تصويرسازي ذهني در برابر تصاوير عيني به رخ بكشد.
ولي پس ازتجربه حدود ۱۰۰دقيقه تماشاي فيلم اين احساس به تدريج رسوب مي كند كه درپس اين تصاوير ساده توصيفي «چيزي» نهفته است.
توضيح دادن اين «چيز» راحت نيست و تأمل مي خواهد و شايد تماشاي دوباره و سه باره فيلم.
روايت تودرتوي فيلم ـ كه از رمان مي آيد ـ تأويل پذيرترين جنبه آن است. تغيير زاويه ديد فيلم از راوي اول شخص به داناي كل، كه درنيم ساعت پاياني رخ مي دهد، بيش ازهرچيز جلب نظرمي كند (براي بعضي ها توي ذوق مي زند و براي بعضي ديگر زيادي پيچيده به نظرمي رسد.)
ولي فيلمساز چند دقيقه پس از واردكردن شمايل فيزيكي راوي به قاب تصوير از زبان او جملاتي نقل مي كند كه ـ شايد ـ كليد تأويل اين تغيير باشد.
راوي مي گويد كه نمي خواهد دوباره بخوابد، چون ممكن است درخواب هم خوابش ببرد و براي فرار از كابوس ها اگر ازخواب بيدار شود، تازه ازخواب دوم بيرون آمده و بايد تلاش كند از خواب اول هم بيدار شود. بعد، راوي چشم هايش را بازمي كند. غافل از اينكه چنددقيقه قبل با پاره كردن نوشته هايش تازه ازخواب دوم بيدارشده بود. پايان اين خواب معادل است با تبديل راوي به يكي از سوم شخص ها (سوژه به ابژه). ولي او هنوز در خواب اول دست و پا مي زند. با پدرمرده اش به سياحت لاله زار و «چهارراه كنت» مي رود و از خلال يك در به گاوخوني مي رسد. دل به آب مي زند تا ته رودخانه را ببيند. تصويرسياه مي شود و راوي هنوز از خواب اول بيدارنشده است. ولي ما مي دانيم او از اين خواب هم بيرون مي آيد و اين دور باطل ادامه دارد...
رودي كه به دريا نمي ريزد
153957.jpg
جليل اكبري صحت
از سالها پيش كه بحث رقابتي نبودن بخش بين الملل جشنواره فيلم فجر به عنوان يك عيب بزرگ اين جشنواره پراستقبال مطرح مي شد، هميشه به عنوان يك راه حل، رفتن به سمت فيلمهاي فرهنگي، كه درسطح جهان توليدمي شود، توصيه مي شد.
فيلم هاي تاركوفسكي و پاراجانف به جشنواره وجهه بين المللي مي داد و دوري از سينماي آمريكا را به عنوان شاخصه جشنواره مطرح مي كرد.
اما به تدريج حركت آرام جشنواره به سمت سينماي اكشن با فيلمهاي رزمي شروع شد و كم كم با استقبال تماشاگران، اين فيلم ها به پاي ثابت جشنواره تبديل شد.
و امروز جشنواره در نمايش فيلمهاي آمريكايي محدوديتي ازخود نشان نمي دهد تا تماشاگر وطني از پروداكشن عظيم سينما نمونه اي دست اول را لمس كند.
«ترميناتور:۳ برخاستن ماشين ها» گپ بزرگ پيموده شده با آزمون و خطاي بسيار جشنواره را نشان مي دهد.
اكنون كه صفهاي طويلي زينت بخش جشنواره نيست راه بيرون رفتن از فضاي بسيارآرام جشنواره، همان رفتن به سمت ميل و رغبت مردمي است كه بسياري به هرطريق ممكن فيلمهاي روزجهان را در سينماي خانوادگي شان مي بينند.
ترميناتور ۳ به غير اين وجه براي مخاطب در سالن سينماي كم امكانات وطني، فرصت انديشيدن را نمي دهد و او را صددرصد دراختيارمي خواهد، چيزي كه ما سالها از آن فراركرده ايم. يا گفته ايم برداشت ما از سينما اين نيست.
رقابتي شدن بخش بين الملل جشنواره نخستين حركت آرام و باز با آزمون و خطاي بسيار جشنواره براي رسيدن به مرز جهاني شدن است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |