شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۲ - ۱۶ ذيحجه ۱۴۲۴
Sat, Feb 7, 2004
خوانندگان
شماره ۲۷۲۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
موسيقي
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
سينما تئاتر
اوقات شرعي
آرشيو
يك نفر به داد من برسد
جمله معترضه
لطفاً قانوني برخورد شود
برخي از رانندگان اتوبوسراني مسير كرمان در خروجي اين شهر به طور خودسر وسايل مسافران را بازرسي مي كنند. چرا با اين كه چنين عملي وظيفه نيروي انتظامي است با رانندگان اين اتوبوسها برخورد قانوني نمي شود. از سوي ديگر در پاسگاههاي بين راه مانند مهريز و يزد اغلب مأموران با مردم به گونه اي برخورد مي كنند كه گويي همه مسافران مجرمند.
يك شهروند
طلبكار بوديم، بدهكار شديم
اينجانبان اعضاي تعاوني مسكن شهرداري تهران مدت ۱۲سال است كه در اين تعاوني عضو شده ايم و تاكنون مبالغ هنگفتي به حساب آن سپرده ايم اما تاكنون صاحب هيچ مسكني نشده ايم. پس از اين سالها در جلسه مجمع عمومي شركت كرديم و نماينده بانك هم اعلام كرد بابت چهارميليون تومان وامي كه بانك به تعاوني سپرده و به ما نيز ابلاغ نشده بود مبلغ ۳ميليون تومان هم بايد به عنوان ديركرد وام و ۴ميليون تومان هم بابت سود به بانك بپردازيم. يعني ۱۳ميليون تومان. ما حق خود را چگونه مي توانيم بگيريم؟
اعضاي تعاوني مسكن شهرداري تهران
درمانگاه اهدايي خالي است
در شهرك انقلاب دامغان توسط فردي خير درمانگاهي ساخته شده كه در مهر۸۲توسط استاندار و مقامات محلي هم افتتاح شده است اما وزارت بهداشت تاكنون حتي يك آمپول زن هم به آنجا اعزام نكرده است. اينطوري قرار است خيرين تشويق شوند؟
اهالي شهرك انقلاب
پول ما را بدهيد
چرا پاداش پايان خدمت ما بازنشستگان قبل از سال ۷۹ پرداخت نمي شود؟ تاكنون دوبار مجلس و شوراي نگهبان آن را تصويب كرده اند. ما هم مانند زلزله زدگان بم از هر لحاظ قابل توجه و كمك هستيم و براثر فشار زندگي و فقر و تهيدستي رو به نابودي مي رويم.
تعدادي از بازنشستگان قبل از ۷۹
اين تبعيض آشكار
من امسال يك دوره كلاس طولاني در سطح عالي و براي كشتي هاي با ظرفيت بالاي ۵۰۰ تن را با كسب رتبه ممتاز گذراندم و حالا كه براي استخدام به سازمانها و شركتهاي كشتيراني خصوصي و دولتي مراجعه مي كنم مي گويند نياز به ملوان نداريم. آيا صحيح است در كشتي هاي ايراني ملوانان هندي و بنگلادشي مشغول به كار باشند كه سواد آنها درحد اول و دوم راهنمايي است اما من كه ليسانسيه ودوره ملواني هم ديده ام بيكار باشم؟
علي اكبر دارابي
شركت واحد رسيدگي كند
ما مسافران خط اتوبوسراني (۱۳ـ۱۰) هفت تير به اختياريه نسبت به تأخير مكرر و طولاني اتوبوسهاي اين خط و عدم جوابگويي مسؤولين خط مزبور به اعتراضات و خواسته هاي اهالي شديداً معترض هستيم. مسؤولان اتوبوسراني پاسخ بدهند چرا.
۴۰امضا از مسافران
پاداش حيف و ميل
ما اعضاي تعاوني مسكن گمرك ايران كه اقشاركم درآمد و مستضعف هستيم تمام هستي و پس انداز و اموال خود را فروختيم و پول آن را به اين تعاوني داديم تا صاحب مسكن شويم اما پولهاي ما توسط هيأت مديره اسبق اين تعاوني حيف و ميل شده و ما نيز هيچ مرجعي براي احقاق حق خود نداريم. اعضاي هيأت مديره مذكور نيز بدون تسويه حساب به افتخار بازنشستگي نايل آمدند و از چنگ قانون گريختند و اين پاداشي بود برحسن خدمت آنها ازسوي مسؤولين گمرك.
۴۰امضا از تبريز
يك نفر به داد من برسد
نامه به مسؤولان
153948.jpg
عليرضا اجتهادي از اهر در نامه اي به صفحه خوانندگان نوشته: در سال ۷۳ چند خيابان در شهر اهر احداث شد و در اين كار تنها سرمايه زندگي اينجانب كه ۶۳۲ متر مربع زمين بود، زير لودرهاي شهرداري رفت. شهرداري به اين ترتيب زمين مرا تملك كرد و با من كه در آن زمان دانشجويي بودم و هيچ نداشتم و از ريزه كاريهاي قانوني نيز بي اطلاع بودم، توافقنامه هايي تنظيم كرد كه به جاي بهاي زمين، پروانه تجاري رايگان براي باقيمانده ملك به من بدهد. با بقيه مالكان زمين نيز چنين توافقنامه هايي امضا شده كه ضرر هنگفتي به آنها وارد و سود كلاني نصيب شهرداري اهر كرده است، به دليل اين كه پروانه رايگان تجاري در اهر ارزشي ندارد، چون اين شهر فقط دو خيابان اصلي و تجاري دارد. افرادي كه زمين خود را از دست داده اند، ۹ سال است در دادگاهها براي گرفتن حق خود سرگردانند، اما شهرداري با كمال اطمينان نه توافقنامه خود را اجرا مي كند، نه غرامت مالكان زمين را مي دهد كه توسط كارشناسان خودش تعيين شده. من نيز سالها است در استانداري، وزارت كشور و شهرداري رفت و آمد مي كنم تا بتوانم حق خود را بگيرم، اما فايده اي نداشته است. شهرداري در پاسخ درخواستهاي ما مي گويد: ما نه مي توانيم توافقنامه را اجرا كنيم، نه غرامت پرداخت مي كنيم. من به خاطر پيگيري اين مسأله در مردادماه سال ۸۲ حتي شغل خود را نيز از دست داده ام و اكنون مشكل هزينه هاي زندگي و اجاره خانه نيز بر مشكل شهرداري اضافه شده است. خواهش مي كنم مسؤولان مربوطه به داد من برسند.
مشاغل مزاحم بيخ گوش مردم
جمعي ازساكنان شهرك انقلاب شهرستان كاشان درنامه خود نوشته اند: پيرو مكاتبات و پيگيريهاي چندين ساله جمعي از ساكنان مبني بر ايجاد مزاحمت، سدمعبر و آلودگي صوتي و محيطي مشاغلي چون صافكاري، جوشكاري، آپاراتي، نقاشي، مكانيكي، باتري سازي، كابينت سازي، داشبوردسازي و تعويض روغني درمحل ورودي به بلوار اصلي اين شهرك مسكوني هنوز پس از گذشت ۵سال هيچ اقدامي ازسوي مسؤولان مربوطه انجام نشده است.
ما همه راههاي قانوني را پيموده ايم و نزدهرمسؤولي گلايه كرده ايم اما مشاغل مزاحم با آزادي تمام به كارخود مشغولند و حتي براي نمايندگان اهالي شهرك به بهانه هاي مختلف پرونده هاي قضايي ساخته و آنها را بارها به دادگاه برده اند بطوري كه اين مشكل وضعيت فرسايشي پيداكرده است.
آيا پذيرفتني است كه در مدخل ورودي يك شهرك كاملاً مسكوني با جمعيتي بالغ بر ۴۰۰خانوار بيش از ۱۴كارگاه مشاغل مزاحم و آلاينده امكان تردد از ساكنان را سلب كند و موجبات مزاحمت براي اعصاب و ناموس مردم رافراهم كند؟ ما اهالي دست كمك به سوي هرمسؤول و مرجعي كه بتواند كاري كند درازمي كنيم.
ايرانيان زنداني در تايلند همه مجرم نيستند
153945.jpg
مهدي محمدي درنامه اي كه به صفحه خوانندگان فرستاده شرحي از وضعيت زندانيان ايراني كه در تايلند دوران حبس را طي مي كنند نوشته. او در نامه خود آورده:
اينجانب در تاريخ۸۱‎/۲‎/۱۳ به تايلند سفر كردم و در تاريـــــخ۸۲‎/۵‎/۲۸ پليس من و دوتن از دوستانم رابه جرم آدم ربايي و گروگان گيري دستگير و در سطح گسترده از طريق جرايد مبادرت به تبليغ عليه ما نمود. پس از انتقال به زندان با انبوه هموطنان در بند مواجه شدم كه اكثر آنها بي گناه بوده و به علت نداشتن اطلاعات كافي در دام سودجوياني كه اكثر آنها قاچاقچي انسان مي باشند افتاده بودند. متأسفانه وضعيت زندانيان بسيار اسفبار بود و برخورد زندانبان و پزشك زندان با زندانيان بسيار خشك و قرون وسطايي بود. اكثر هموطنان در بند، مشكل غذا، دارو و... داشتند و به علت بي توجهي سفارت كشورمان مشكل آنها حاد بود. بعضي از زندانيها به علت نداشتن پول كافي نمي توانستند وكيل براي خود بگيرند و وكلاي دولتي كار خاصي براي آنها نمي كردند. در گذشته نه چندان دور كه آقاي عليزاده نماينده آن سفارتخانه بودند به طور مرتب به زندان سركشي كرده و مايحتاج زندانيان را خريداري كرده و همچون يك پدر دلسوز براي آنان كار مي كرد. ولي متأسفانه بعد از آنكه ايشان جاي خود را به نفر بعدي دادند نماينده سفارت كشورمان از يك گفت وگوي ساده با هموطنان خود دريغ مي كرد. من شاهد بودم كه پدران روحاني براي زندانيان ايراني شامپو، صابون، قهوه و ديگر مايحتاج آنان را خريداري مي كردند و جالب است بدانيد كه نماينده سفارت كشورمان به آنان گفته بودكه حق كمك كردن به ايرانيان را ندارند. هر بار كه به او مي گفتيم در زندان مشكل داريم و يا با ما اينگونه برخورد مي كنند مي فرمود مي خواستيد به تايلند نياييد. در صورتي كه اكثريت ما متهم بوديم نه مجرم. سفارتخانه هاي كشورهاي اروپايي و آمريكا مرتباً به اتباع خود سركشي كرده و هر ماه به حساب آنان پول واريز مي كردند. آقاي... حتي، اجازه ندادند كه مترجم سفارت كشورمان در دادگاه حاضر شود و ما با پول خود مترجم و وكيل گرفتيم. پس از سه ماه دادرسي دادگاه عالي تايلند رأي به بي گناهي ما و افراد مشابه ما كه زياد بودند و قرباني پليس تايلند كه خود بزرگترين مافيا مي باشد شده بودند. پس از آزادي من به بازداشتگاه خاصي منتقل شدم تا به ايران بازگردم. اما آقاي ... از تحويل مدارك من خودداري كرد و طبق گفته مترجم سفارت، ايشان مي خواستند بدانند كه ما چگونه آزاد شديم جاي بسي تأسف است. در بازداشتگاه نيز شاهد وضعيت اسفبار زندانيان ايراني بودم كه اكثراً از ناراحتي روحي و رواني و پوستي رنج مي بردند و كشيشها مرتب به آنها سركشي كرده و براي آنها خريد مي كردند و به قولي صدقه كليسا را وقف آنان مي كردند لذا از هموطناني كه قصد سفر به تايلند را دارند مي خواهم قبل از سفر با اطلاعات كافي به اين كشور سفر كرده و بسيار هوشيار باشند چرا كه در آنجا خطرات زيادي در كمين آنها است و اگر خداي نكرده مثل ما گرفتار شوند با مشكلات زيادي مواجه خواهند شد.
مهدي محمدي


|   شناسنامه   |   آرشيو   |