|
كرسي زنان (۱۲)
كرل پيتمن Carole Pateman آزادي از ديد فمينيسم
|
|
|
درآمد: خانم دكتر كرل پيتمن در خانواده اي از طبقه كارگر در روستايي از بخش ساسكس كشور انگلستان به دنيا آمد. آموزشهاي ابتدايي تا پايان دوره متوسطه را در همانجا به پايان برد و در سال ۱۹۶۳ با دريافت يك بورس تحصيلي به كالج آموزشي راسكين وارد شد. هرچند اوتنها عضو خانواده اش بود كه به دانشگاه راه مي يافت، اما در آن زمان نيز تنها زن آن كالج بود كه موفق به دريافت مدرك كارشناسي شد(جالب است بدانيد، آقاي جان پرسكات كه سپس تر به مقام معاونت نخست وزيري كشور انگلستان نيز رسيد از هم كلاسي هاي او بود). سپس براي گذراندن دوره دكترا به دانشگاه آكسفورد آمد واين دوره را نيز در آنجا با موفقيت پشت سرگذاشت. اين روزها خانم دكتر پيتمن به شخصيتي بين المللي بدل شده است.فعاليت، تدريس هاي بسيار خوب و پژوهش هاي برجسته اش در زمينه علوم سياسي سبب شده تا دركشورهاي انگليسي زبان، همچون آمريكاي شمالي، استراليا وبريتانيا، به خوبي شناخته شود؛ او رئيس انجمن علوم سياسي دركشور استراليا مي باشدونخستين زني است كه به رياست انجمن بين المللي علوم سياسي رسيده است (خانم پيتمن از ۱۹۹۴ ـ ۱۹۹۱ رئيس اين انجمن بود واين انجمن از سال ۱۹۴۹ بنيانگذاري شده است). به سال ۱۹۹۶ نيز به عنوان عضو آكادمي ملي علوم وهنرها دركشور آمريكا برگزيده شد. هم اكنون در دانشكده علوم سياسي در دانشگاه كاليفرنيا (UCLA) تدريس مي كند. برخي از مهم ترين نوشته هايش ازاين قرار هستند: كتابها: مشاركت ونگره مردم سالارانه (۱۹۷۰)؛ مشكل تعهد سياسي : تحليلي سنجشگرانه از نگره آزادي خواهانه (۱۹۷۹) ؛ پيمان زناشويي (۱۹۸۸)؛ بي نظمي زنان : مردم سالاري ، فمينيسم ونگره سياسي (۱۹۸۹)؛ و… كارهاي مشترك : فهرست زنان انديشمند علوم سياسي دراستراليا (با همكاري م.ساور ۱۹۸۱ )؛ سياست (تك نگاشت نشريه مطالعات سياسي استراليايي، جلد ۱۸ ، شماره ۲ ، ۱۹۸۳ )؛ زنان علوم اجتماعي ، وسياست دولتي (با همكاري ج.گودناو ۱۹۸۵)؛ چالش هاي فمينيستي : نگره سياسي واجتماعي (با همكاري اليزابت گروس ۱۹۸۶)؛ تأويل هاي فمينيستي ونگره سياسي (با همكاري م. شينلي ۱۹۹۱ ) و … مقاله ها : نوشتار زنان، استواري زنان: نگره و سياست در دوره آغازين مدرنيته؛ مردم سالاري، آزادي و حقوق ويژه ؛ حاكميت نخستي؛ فراسوي پيمان زناشويي ؛ هگل ، ازدواج و ايستگاه پيمان؛ مردم سالاري ومردم سالار سازي ؛ توافق جنسي وجانوران ؛ سه پرسش درباره حق رأي زنان؛ برابري، تفاوت و فرمان برداري : سياست مادري و شهروندي زنان؛ تعهد سياسي ، آزادي و فمينيسم؛ قرارداد وايده باوري ؛ دولت رفاه پدرسالار؛ سردرگمي پدرسالارانه ؛ قرارداد اجتماعي برادرانه؛ پيمان ازدواج؛ و... اگر بايد موضوعي براي مركز انديشه فمينيستي او برگزيد بي شك اين موضوع «آزادي» مي باشد ودر تعريف آن مي شود گفت، كه به اين آزادي مي توان همچون نبود فرمان برداري نگريست. خانم پيتمن دركتاب مشكل تعهد سياسي نشان مي دهد كه استدلا لهاي «آزادي خواه» براي تضمين چنين آزادي اي طرح مي شوند. در انديشه آزادي خواهانه بايستي «آزاد وبرابر» بودن هر شخص به حمايت شدن به وسيله دولت تن در دهد. اما اين موضوع «مشكلي» را برايمان به وجود مي آورد كه شايد انسان ها به اين حمايت تن در ندهند، براستي كه ممكن است آنان هيچ گاه تن در نداده باشند و بنابراين دولت آزاديخواه توجيه اي ندارد. هرچند برهانهاي كتاب «مشكل تعهد سياسي» از سنتهاي بسيار گوناگوني نسبت به فمينيسم صرف گسترش مي يابند، ولي دلالت هاي نهفته اي دارد كه براي انديشه فمينيستي آشنا هستند و به طرح نقد پسين پيتمن در كتاب پيمان زناشويي ياري مي رسانند. از آنجايي كه او «زن» است، و زنان عادت دارند كه رضايت داشته باشند، حتي زماني كه اينچنين رفتار نمي كنند، و نه مي گويند (منظورشان بله است) ، به آساني مي توان فهميد كه چرا «مسأله رضايت» را پيش مي كشد. در نگره آزادي خواه اقدامي دو سويه و غيرعادي وجود دارد كه به موجب آن زنان نبايد به نظم سياسي تن در بدهند ودر همان حال بايد بتوانند از آن رضايت داشته باشند. در كتاب پيمان زناشويي ، او چيزي را كه نگره «قرارداد گرايانه» مي نامد با جديت بررسي مي كند. چنين نگره اي شرحي از «خاستگاه» آزادي را فراهم مي آورد كه به شيوه اي سياسي تضمين مي كند، آزادي خواهي همچون نتيجه يك قرارداد آغازين به وجود مي آيد. خواه با «وضع طبيعي» يا «موقعيت آغازين» شروع شود، و خواه برپايي يك قرارداد به «شخص ها» اجازه بدهد حالت هاي غيرآزادي ، غيرسياسي و اغلب غيراجتماعي ، را با جامعه سياسي و آزادي سياسي عوض كنند. «شخص ها» با امر سياسي و آزادي «پيمان مي بندند». با اين همه، زنان در اين جابه جايي نوآور و ريشه اي ناديده انگاشته مي شوند؛ اين بينش آخر است كه خوانش پيتمن از انديشمندان كلاسيك سياسي مثل هابز و لاك را موردي جدي مي سازد چون همخوان با شرح هاي خود انديشمندان است كه اين از قلم افتادگي قطعي روي مي دهد. درواقع، زنان در وضع طبيعي با مردان ـ در نگاه هابز بيش از لاك ـ برابر هستند اما زنان بخشي از آن گروهي نيستند كه در آخر پيمان مي بندند تا دولت سياسي را شكل بدهند. بدين سان برابري اي كه شايد در آغاز حضور داشته باشد به دست فراموشي سپرده مي شود. همچنين بايد سياست تازه آغاز شده از آزادي، برابري و برادري كه نتيجه پيمان مردان است، سياست فرمانبرداري براي آناني باشد كه بخشي از قرارداد آغازين نيستند، قراردادي كه آزادي و برابري را ممكن كرده است. زنان درفضاي اوليه بدون تضمين هايي در برابر كساني باقي مي مانند كه شرط قرارداد آزادي سياسي هستند. خانم دكتر پيتمن به رديابي اين «منطق» قراردادگرايانه در نهادها ادامه مي دهد. از اين لحاظ، يكي از توجه برانگيزترين نهادها، ازدواج است. زنان به خودي خود درست مثل هر شخص آزاد ديگر به نگر مي آيند، يعني كساني كه مي توانند پيمان ببندند و در حقيقت بايد پيمان ببندند تا وضع جديدي مشروعيت بيابد. اما، زنان نمي توانند در ازدواج همچون «شخص» پيمان ببندند، بلكه مثل «زن« پيمان مي بندند. در اينجا، او جنبه ديگر و پنهان «داستان» پيمان، «پيمان زناشويي» را مي يابد. از آنجايي كه زنان از اول پيمان نمي بندند، بنابراين نمي توانند همچون شخصي آزاد در مورد وضع ازدواج نيز به همان سان رفتار كنند. از اين رو، آنان تنها مي توانند همچون زن رفتار كنند( دقيق تر بگوييم، آنان جوري رفتار مي كنند كه گويي «پيمان نبسته اند»؛ آنان «شخص» نيستند؛ همخوان با «داستان هاي» پيمان آنان «زن» هستند)؛ شگفتي در اينجا اين است كه زنان بايد پيمان ازدواج ببندند و به دليل اين پيمان آزاد هستند و بايد باشند اما همخوان با قراردادگرايان، زنان هيچگاه براي فعاليت هاي سياسي آزاد نيستند. بدين سان در رابطه هايشان (ازدواج) با مردان هم آزاد و هم فرمانبردار هستند. در يك مطالعه موردي، خانم دكتر پيتمن به «واگرداني» اي بازمي گردد كه از طريق آن شوهر همه حقوق قانوني بهره برداري از دارايي همسرش را به واسطه ازدواج به دست مي آورد. هر همسر با اينكه براي پيمان بستن آزاد است، ولي حالا خود را روياروي شخص ديگري، جنبه فرمان بردارانه قرارداد گرايي يعني دستاوردهاي پيمان زناشويي، مي يابد؛ او مي گويد، شوهران گونه اي حق ويژه بر همسرانشان دارند كه به كمك آن مي توان گسترش بسيار آرام حفاظت قانوني بر ضد تجاوز جنسي از سوي مردان ديگر را توصيف كرد. خانم دكتر كرل پيتمن در پيرامون همين پيمان زناشويي است كه انديشه هاي ديگرش را در باره فمينيسم گسترش مي دهد. در اينجا از بين انديشه هايش، مي توان به دو ديدگاه نافذ اشاره كرد: وضعيت كلي فمينيسم، و انديشه درآمد اوليه چونان شيوه اي در ياري رساني به آزادي زنان. از نگاه او سنت انديشه فمينيستي، كه دست كم به دوران خانم ماري استل به عقب برمي گردد، انديشه اي است كه بخشي از نگره سياسي مي باشد و هنوز همين حالا نيز بيرون از كانون قرار دارد. از اين لحاظ توجه عمده او به جداسازي فمينيسم از كار و كوشش هايي است كه تنها همچون بسط پروژه هاي پيشرو آزادي خواهانه، سوسياليستي يا گرايش هاي ديگر فهميده مي شوند. دست آخر، او به شدت از انديشه «درآمداوليه» هواداري مي كند، چيزي كه براي نخستين بار به زنان درآمدي مستقل مي دهد. ضمن آنكه ناچيزي اين درآمد تنها ابزارهاي مناسب حمايتي را براي زنان ممكن مي سازد، با اين حال همين درآمد آزادي زنان را افزايش مي دهد، چرا كه در نتيجه آن زنان نه تنها براي پيمان ازدواج بستن آزاد هستند. همانگونه كه طبق رسم و آيين سده هاي پيش بوده اند، بلكه به همان اندازه براي پيمان نبستن نيز آزادي دارند.
|