يكشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۲ - ۱۷ ذيحجه ۱۴۲۴
Sun, Feb 8, 2004
گزارش روز
شماره ۲۷۲۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
اينترنت
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
جوان
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
سينما تئاتر
اوقات شرعي
آرشيو
نتايج تحقيقات دانشگاه هوستون درباره ترافيك
جاده و ريل
154050.jpg
گسترش شهرها در كنار ازدحام ترافيك يكي از مشكلات اصلي و عامل بحران هاي كلان شهري است. به طوري كه درسالهاي اخير مراكز تحقيقاتي دانشگاههاي معتبر دنيا، نخبگان خود را به بررسي و ارائه راهكارهاي ممكن فراخوانده اند. رئيس دانشكده هوستون مي گويد: زماني من از منزل تا دانشكده مسافت ۳۰ كيلومتري را نيم ساعت رانندگي مي كردم اما طي دو سال گذشته زمان فوق به يك ساعت و ربع افزايش يافته است. اگر شما اين وقت هدر شده را براي اساتيد، اهل فن و كلاً مسافران محاسبه كنيد و درسال ضرب كنيد ميليونها ساعت وقت مفيد فقط در يك شهر معمولي تلف مي شود. او كه خاطرات خود را از سال ۱۹۱۴ به ياد دارد اظهار مي دارد، زماني ترافيك و ازدحام به وجود آمد كه اتومبيل ها پا به عرصه گذاشتند و تعداد تصادفات در سر چهارراهها به كرار مشاهد شد. لذا ما به عنوان اولين طراحان شهري چراغ راهنما درخيابانهاي شلوغ نصب كرديم و از آن زمان راه حلهاي كنترل ترافيك پايه گذاري شد. يك راه حل افزايش جاده ها و خيابانها بود كه به سرعت انجام شد. دوم، عريض نمودن جاده ها يعني ساخت بزرگراهها كه اتومبيلها با سرعت زياد حركت كنند، اما گذشت زمان نشان داد ترافيك سريع تر از توسعه حركت مي كند و طراحان شهري را شكست مي دهد، لذا طراحان به فكر حذف اتومبيلها بودند و آنها اجراي حمل و نقل عمومي بود. بعضي از شهرها به علت انبوه جمعيت خيلي زود به اين كار اقدام كردند، زيرا شهرها با جمعيت زياد و مساحت كم اقتصادي تر و راحت تر خواهند بود، اگر از حمل و نقل شهري استفاده كنند. شهر نيويورك با مساحت ۴۰۰ كيلومتر مربع در هر كيلومتر ۲۰۰۰۰ نفر را در خود جاي داده است و اين جمعيت انبوه با تكيه بر سيستم متروي heavy-rail ترافيك شهر را كنترل كرده است، سيستمي كه ساير شهرها به دنبال آن هستند. مثلاً هوستون با جمعيت ۱‎/۸ ميليون نفر خود امروز نيازمند مترو است تا قبل از رسيدن به بن بست ترافيك، نجات پيدا نمايد.
زيرا ساير سيستمهاي حمل و نقل كه امروزه در اين شهر داير هستند، از عهده كار برنيامده اند. طراحان شهري در دانشگاه هوستون مشغول جمع آوري يك سري اطلاعات مورد نياز از هر مسافر هستند تا مبدأ، مقصد، زمان رسيدن را ارزيابي نمايند. آنها معتقدند براي سه هزار نفر در يك مايل مربع راهي جز استفاده از مترو نيست. براي رسيدن به توافق طراحان ۲ مترو موفق در شهرهاي لندن و نيويورك را بررسي كردند كه هر كدام قسمت كليدي و مهمي براي شهرهاي خود هستند، اين دو سيستم در بعضي چيزها با هم شباهت دارند و در بعضي موارد متفاوتند.
تعداد خطوط در لندن ۱۲ و در نيويورك ۲۵ مي باشد. تعداد واگن ها در لندن ۴۰۰۰ و در نيويورك ۵۸۰۰ همچنين تعداد ايستگاهها در لندن ۲۷۵ و در نيويورك ۴۶۸ ايستگاه است. سن ايستگاهها در لندن از سال ۱۸۶۳ و در نيويورك از سال ۱۹۳۰ يعني حدود ۹۰ سال بعد مي باشد، فاصله بين طولاني ترين ايستگاههاي لندن ۶ كيلومتر و در نيويورك ۵ كيلومتر است، طولاني ترين سفر براي مسافر لندني ۵۰ كيلومتر و نيويورك ۴۰ كيلومتر مي باشد، تعداد مسافران استفاده كننده از مترو در لندن هر سال يك بيليون نفر و در نيويورك ۱‎/۳ بيليون نفر مي باشد. تعداد كاركنان قطار زيرزميني لندن ۱۶۰۰۰ نفر و در نيويورك ۲۵۰۰۰ نفر است.
در جدول سرمايه گذاري به روي مترو در ده سال گذشته ده بيليون دلار براي لندن و ۱۴ بيليون دلار در نيويورك ثبت شده است. نوع بليت لندن كارت هوشمند و نيويورك از مترو كارت استفاده مي كنند. تهويه مطبوع در مترولندن وجود ندارد، اما در نيويورك تعبيه شده است. ساعت كار قطار زيرزميني در لندن ۲۰ ساعت و در نيويورك ۲۴ساعته مي باشد. برترين مزيت ثبت شده براي لندن، نداشتن تصادفات زيرزميني است، اما در نيويورك ۱۶ تصادف بين ترنهاي زيرزميني ثبت شده و اين به دليل وجود ۴ ريل موازي در مسير مترو نيويورك است، همچنين لندن از تونلهاي عميق زيرزميني استفاده نموده، اما در نيويورك تونلها خيلي عميق نيستند. محققان دانشگاه هوستون مأموريت داشتند، يك اختلاف ديگر بين شهرهاي نيويورك و لندن را بررسي نمايند، زيرا در داخل و خارج شهر لندن آزاد راههاي زيادي وجود ندارد. دلايل كسب شده در اين تحقيق نشان داد:
۱ـ مردم در انگلستان ترجيح مي دهند از مترو استفاده نمايند، به طوري كه در ۵ سال اخير بين فرودگاه Heathrow و شهر لندن يك بزرگراه ساخته شده و آن هم با رغبت دولتهاي محلي نبوده است، اما دولت براي آسودگي خاطر مسافران خارجي اقدام به احداث آن كرد، اما در كاهش ترافيك تأثير چنداني نداشته است، اين بزرگراه چراغهايي به رنگ زرد دارد تا در هنگام مه سنگين به ديد جاده كمك كند، درحالي كه نور سفيد نمي تواند. ضمناً در زير بزرگراه سيستم گرمايش قرار داده شده تا مانع يخ زدن جاده در زمستان شوند اين روش به دليل عدم احداث در سراسر شهر پاسخگو نبوده است.
۲ـ به دليل استفاده پادشاهان انگليس از جاده هاي مخصوص و عدم دسترسي مردم به آنها اثر فرهنگي منفي داشته و مردم از جاده لندن ـ آكسفورد كه حق ويژه اي براي مسافرت شاهان بود، به بدي ياد مي كنند.
۳ـ تجربه تلخ جنگ جهاني كه مردم در روي جاده ها مورد هجوم هواپيماهاي آلماني قرار مي گرفتند و راهروهاي زيرزميني مترو محل امني بوده، به طور ناخودآگاه اثر رواني به روي شهروندان قديمي داشته است.
۴ـ جوانان كه از ماندن در ترافيك سنگين در پشت فرمان مي نالند، آرزوي داشتن اتوبانهاي بيشتر و يا جاده اي با حق ويژه دارند كه البته بيشتر به رؤيا مي ماند و امكان رسيدن به آن نيست.
۵ـ علي رغم آنكه جاده هاي بزرگتر براي روستاييان درآمدزا بوده، مورد بي توجهي آنها قرار گرفته، به طوري كه دولت براي توسعه مسافرت جاده اي، ميهمانخانه هايي با فواصل مختلف احداث مي كرد و در اطراف اين ميهمانخانه ها، روستاها و شهرهايي رشد كرد و مردم محلي اغلب موظف بودند، جا، مسكن و پذيرايي و نديمي مسافران را عهده دار شوند و اين دليل رنجش و تنفر و گاه دشمني مردم محلي براي احداث بزرگراهها بود.
در گزارش هوستون آمده است، در ابتدا ترن ها كاملاً زيرزميني نبودند. آنها را در امتداد نهرها يا گودالهاي عميق مي ساختند تا دود حاصل از موتور كمتر محيط را آلوده نمايد، اما در سال ۱۸۹۰ خطوط مترو برقي شد و كاملاً پوشيده گرديد، همانطور كه امروزه است. با گسترش سيستم مدرن زيرزميني خطوط جديد افتتاح شد و حومه شهر را دربر گرفت.
در لندن خطوط قديمي حفظ شده و هنوز دودي هستند، مسافران محلي هر روز آن را خط بيچارگي مي نامند، زيرا كند و قديمي است، اما دولت در حفظ آن مي كوشد، در عوض خط ويكتوريا در شمال جديد و پيشرفته است و مملو از نقاشي هاي جديد است. توريستها از طرفداران خطوط قديمي هستند و شكل كهنه واگنها و دود حاصل از موتور قديمي يادآور دوران اوليه تكنولوژي است، اما برعكس در نيويورك كلاً خطوط جديد هستند و همراه با تكنولوژي واگنها و خطوط جديدتر مي شوند.
دانشگاه هوستون براي اين شهر حمل و نقل عمومي بر پايه مترو را پيشنهاد كرد كه خطوط زيرزميني بر اساس الگوبرداري از شهر لندن يعني حداكثر استفاده از ظرفيت ايستگاهها و واگنها همچنين بهره برداري از الگوي چهار فصلي در مسيرهاي اصلي شبيه نيويورك البته بدون وجود تقاطع در زيرزمين را پيشنهاد نمود تا امكان تصادفات را به صفر برساند، بهره گيري از سيستم تهويه به دليل مشابهت هوايي با نيويورك در واگنها اجباري شد.ضمناً شكل ايستگاهها بر اساس فرهنگ بومي محلات طراحي و تزئين مي گردد تا يادآور فرهنگ و تاريخ منطقه باشد.
عبور از پل فيروزه
سابقه و ساوس شخصيه [در ايران]
به حكم تحولات و تغييرات تاريخي و مقدرات اجتماعي، چنين بوده است كه حاكمان ايراني منشأ جميع قوتها و قدرتها تلقي شوند وتمامي تقسيماتي كه در روزگار ماذيل قواي اجرايي و قضايي و تقنيني گرد آمده اند، در وجود يك شخص ـ كه به حكم انساني هميشه نيز در محل نسيان و خطا قرار مي گرفته است ـ تمركز و تجسم پيدا كنند. اين چنين كسي مي توانست، به زعم وجود مقررات هزاران ساله حكومتي كه سنت مألوف كشور داري شناخته مي شود، خود قواعد تازه اي انشا كند و حتي با وجود شريعت و قوانين الهي ابدي و خدشه ناپذير، تصميمات خلافي اتخاذ نمايد و در مقام عمل نيز، فارغ از دغدغه حضور قضات شرع، به نحوه مناسب ميل خويش اجرا كند. سابقه وساوس شخصيه سلاطين به قدمت همه تاريخ مي رسد و چنانكه در احوال كمبوجيه نيز آورده اند ـ و آن خود به حقيقت نمونه اي از طرز تفكر و عمل تقريباً همه حكمرانان ايران بوده است ـ وي در باب مزاوجت با خواهر خويش با سران و بزرگان ديني و كشوري به مشاورت پرداخت و پاسخي كه شنيد چنين بود: «در تعاليم مذهبي، جايي براي ازدواج برادر و خواهر وجود ندارد، اما در قواعد مملكتداري نكته اي است كه شاه مي تواند بر هر چه كه مصلحت ببيند عملي كند؛ تو نيز اگر خواهي چنان كني تواني». و او نيز بي وقفه چنان كرد و پياپي با دو دختر كوروش، كه خواهرانش بودند، ازدواج كرد. بديهي است كه اين اندازه اختيار تنها به آزادي يك نفر در سطح جامعه مي انجامد كه حق خلق تاريخ و گردانيدن چرخهاي آن را ظاهراً به تنهايي پيدا مي كند، ولي تجربه نشان مي دهد كه حتي قدرتمندترين مردان جهان نيز بيش از نود درصد اعمال خويش را براساس نيازهاي جامعه و داده ها و خواستهاي اجتماعي انجام مي دهند و به زحمت مي توان تصور كرد كه در تاريخ ايران نيز كساني بوده اند كه به زعم شدت عملها و تمايلات نفس سركش و بي لگام، توانسته باشند نظامات ثابت و محكم اجتماعي را، آن هم در ميان مجموعه مردمي كه از سنتي ترين جوامع بشري تلقي مي شوند، به يكباره در هم ريزند.
دكتر رضا شعباني
مورخ ـ ۱۳۶۹


|   شناسنامه   |   آرشيو   |