دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۲ - ۱۸ ذيحجه ۱۴۲۴
Mon, Feb 9, 2004
ويژه ۲
شماره ۲۷۲۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
سينما تئاتر
نو بانگ
اوقات شرعي
آرشيو
چگونه
خاطره
سفر بخير
چراغ سبز
حقوق شهروندي
با گذشت ۴۰ ماه از تيراندازي مرگبار در شمال شهر شيراز فاش شد
پليس خانواده
چگونه
۱۴ مجروح و كشته به علت فرار از كشف قاچاق
ساعت ۷ و ۵۰ دقيقه صبح است. يك دستگاه كاميونت بنز خاور حامل شكر قاچاق از مسير ديواندره به سمت بيجار در حركت است. در فاصله ۲۰۰ متري سه راهي ديواندره ـ بيجار ـ سنندج براي فرار از برخورد با تور ايست و بازرسي پاسگاه انتظامي و كشف محموله قاچاق به قصد عبور از رمپ خروجي بيجار ـ به صورت عبور ممنوع ـ اقدام به تجاوز به چپ ناگهاني نموده و با يك دستگاه وانت تويوتا دوكابين حامل پنج سرنشين در كابين جلو و عقب و پنج نفر ديگر و چند رأس گوسفند در قسمت بار وانت كه در مسير مجاز خود به سمت ديواندره در حركت است، برخورد كرده و در نتيجه وقوع اين تصادف ۱۱ نفر كشته و ۳ نفر مجروح مي شوند.
\ وضعيت جوي و جاده اي:
هنگام برخورد، هوا روشن و صاف بوده و جاده در محل تصادف داراي ترافيك عادي، سطح خشك، روشنايي مناسب و به صورت سه راهي استاندارد و با رمپ ورودي به سمت بيجار و رمپ خروجي از بيجار با تابلو و علايم منصوبه كافي و فاقد هرگونه نقص هندسي مؤثر در وقوع حادثه بوده است.
\ نظريه:
افسران كارشناس پليس راه عامل اصلي تصادف را بي احتياطي راننده خاور ناشي از بي توجهي به قوانين و مقررات و فرار از كشف محموله قاچاق تشخيص و اعلام كرده اند.
\ توصيه:
تمركز فكر هنگام رانندگي از اهميت ويژه اي برخوردار است. چون ممكن است راننده در هنگام حركت در شرايط متفاوتي قرار گيرد. لذا بايد بتواند در سريع ترين زمان ممكن عكس العمل و تصميم مناسب را اتخاذ نمايد. يكي از دلايل عدم تمركز، وجود و حمل كالاهاي مختلف قاچاق در وسيله نقليه است كه فكر راننده به منظور جلوگيري از به دام افتادن و كشف كالاي مذكور، دائماً به آن معطوف بوده و از وظيفه اصلي خود كه هدايت صحيح وسيله نقليه و رعايت مقررات و ضوابط بوده، غفلت مي كند و نيز به علت فرار، سانحه اي خونبار را به وجود مي آورد، به رانندگان عزيز توصيه مي شود هنگام رانندگي از كليه اعمالي كه تمركز و توجه كامل آنان را مختل مي كند، اجتناب كنند.
۱۱ سال حبس براي ۲ دزد زورگير
گروه حوادث: كرج ـ خبرنگار «ايران»: دو سارق زورگير كه تحت عنوان مأمور پس از زخمي كردن راننده جواني خودروي وي را به سرقت برده بودند به حكم قاضي دادگستري كرج به بيش از ۱۱ سال حبس محكوم شدند.
رديابي متهمان در پي شكايت راننده خودرويي مبني بر اين كه دو سارق پس از مجروح كردن او خودرو اش را به سرقت برده اند آغاز شد.
بنابر اين گزارش، غروب روز ۱۵ ارديبهشت ماه سال جاري مرد جواني در حالي كه به شدت مجروح شده بود با مراجعه به پاسگاه نسا واقع در جاده چالوس اعلام كرد خودرو پرايدش توسط دو سارق به سرقت رفته است.
وي در شكايت خود اعلام كرد هفته گذشته از ميدان انقلاب دو مرد جوان را به مقصد كرج سوار كردم. در بين راه آنها خود را مأمور معرفي كردند و از من خواستند تا در قبال دريافت روزانه ۴۰ هزار تومان آنها را هر روز به محل مأموريتشان ببرم. من هم قبول كردم و پس از عقد قرارداد سه روز بعد آنها از من خواستند تا آنها را براي دستگيري متهمي به نسا ببرم.
وي در ادامه گفت: در طول مسير وقتي به سرپيچ ديزين رسيديم يكي از آنها در حالي كه خود را مريض نشان مي داد از من خواست توقف كنم. بعد از مدتي وقتي قصد داشتم حركت كنم ناگهان يكي از آنها با چاقو چندين ضربه از پشت به گردنم زد. در حالي كه خونريزي شديدي داشتم خودرو را نگه داشتم و آنها پس از آن كه دست و پاهايم را با نوار چسب بستند مرا در گودالي انداختند و مقدار زيادي سنگ به روي من ريختند و با سرقت خودرويم فرار كردند.
با اعلام شكايت راننده جوان، پليس راه كرج و چالوس با ايجاد طرح ايست و بازرسي در سطح منطقه تمامي جاده مبادي ورودي و خروجي را تحت نظر گرفت تا اينكه چندين ساعت بعد خودرو مسروقه توسط پليس راه سد كرج شناسايي و سارقان دستگير شدند.
در بازجويي از متهمان مشخص شد يكي از آنها يك ماه قبل به اتهام جعل عنوان مأمور دستگير و پس از محاكمه در شعبه سوم دادگاه عمومي شهر قدس، به ۵ سال حبس و پرداخت جريمه محكوم شده بود ولي صبح روز ۲۷ فروردين ماه سال جاري در راه انتقال به دادگاه از دست مأموران فرار كرد.
به گزارش خبرنگار ما، قاضي نعمت الله حاجعلي رئيس شعبه ۱۱۹ جزايي كرج پس از محاكمه متهمان، متهم رديف اول را به اتهام جعل عنوان و سرقت مقرون به آزار به۱۱ سال حبس و ۴۰ ضربه شلاق و پرداخت ديه و متهم رديف دوم را به يك سال و چهارماه حبس و ۳۰ ضربه شلاق محكوم كرد.
كوتاه و خواندني
گيره كاغذي براي بخيه زخم
جراحان انگليسي با به كار بردن گيره كاغذ به منظور زنجير زدن و استفاده از چوبهاي مخصوص معاينه دهان به جاي آتل براي كودكان وضعيت جسماني و سلامت بيماران خود را به مخاطره مي اندازند.استفاده نابجا از اينگونه وسايل كه ناخن مصنوعي و گيره لباس را نيز شامل مي شود از سوي سازمان استاندارد توليدات بهداشتي و تجهيزات پزشكي تحت پيگرد شديد قرار گرفته است.
استفاده از چوبهاي معاينه دهان به منظور آتل بندي دست يك نوزاد به خاطر آلوده بودن چوب موجب مرگ يك كودك شده است.
بسته هوايي
مردي در ايالات متحده پس از آنكه در يك جعبه مخصوص حمل بارهاي هوايي، مخفي شده و مسافتي طولاني را با هواپيما پيموده بود به پرداخت ۱۵۰۰دلار جريمه نقدي و ۱۲۰روز حبس در خانه محكوم شد.
اين مرد ۱۷۳ سانتيمتري كه چارلز مك كينلي نام دارد خود را در جعبه اي كه ارتفاعش بيش از ۱۰۷ سانتيمتر نبود مخفي كرده و براي ديدن والدينش از شهر نيويورك به دالاس سفر كرده بود.هنگامي كه مأمور ارسال بسته متوجه چشمهايي شده بود كه از ميان شكافهاي بسته به او مي نگرند گمان كرده بود بايد جسدي درون آن باشد ولي با تكان خوردن بسته پليس را خبر مي كند. جالب آنكه جريمه ۱۵۰۰دلاري به مراتب بيش از بهاي يك بليت درجه يك هواپيما است.
برادر بي خيال
يك مرد بازنشسته انگليسي به مدت ۱۸ماه از مرگ برادر خود كه با او در يك خانه سيار زندگي مي كرد، بي خبر مانده بود. هنگامي كه هربرت سيلور ۷۲ساله پليس را از مرگ برادر خود مطلع كرد، آنها انتظارداشتند با جسد يك تازه گذشته روبرو شوند، در حالي كه اسكلت او را يافتند.
هربرت مي گويد: «خوب، چند روزي، يعني چند وقتي اصلاً به درون اتاقك او نرفتم و به او سر نزدم. در هر حال برادرم جورج آدمي بود كه دوست نداشت زياد در كارهايش دخالت شود. به همين علت من نيز مزاحمش نشدم. ولي كمي برايم عجيب بود كه چرا براي مدتي طولاني از اتاقكش خارج نشده است.»
اخراج به خاطر جهنم
يك كودك دبستاني در آمريكا به خاطر به زبان آوردن كلمه جهنم از مدرسه اخراج شد. اين دانش آموز ۷ساله ادعامي كند كه اين كلمه را در معني واقعي آن به كار برده و آن هنگامي بوده است كه به دانش آموزي ديگر توضيح مي داده است كه اگر بي دليل به خداوند قسم ياد كند به جهنم خواهد رفت.والدين اين كودك كه داستان فرزندشان را باور دارند از اخراج او به شدت شگفت زده شده اند و اين قضيه به مجامع حقوق مدني نيويورك نيز كشيده شده است.پدر كودك با عصبانيت گفته بودكه در حال حاضر كودكان اسلحه و موادمخدر با خود به مدرسه مي آورند و ما و مسؤولان متأسفانه نگران كلمه جهنم هستيم.در زبان انگليسي كلمه جهنم مي تواند به عنوان يك واژه عاميانه و توهين آميز به كار رود.
توالت بي سقف
انفجاري زيرزميني در شهر لندن سقف يك توالت عمومي را به هوا پرتاب كرد. اين واقعه خوشبختانه در ساعت ۴ صبح و زماني رخ داد كه كسي درون توالتها نبود.اين توالت عمومي كه مجموعه خودكار مي باشد (سوپرتوالت) نام داردو علت واقعه به گفته مقامات شهر اتصال يكي از كابلهاي فشارقوي برق در زير ساختمان بوده است.جالب آنكه موقعيت اين محل در شلوغ ترين نقطه مركز شهر است و همواره تردد افراد در اطراف آن صورت مي گيرد.
خاطره
راديوي قديمي
نصرت الله كرماني از تهران
حدود سال ۱۳۴۰ بود. من ۱۷ سال بيشتر نداشتم، با اين حال دنبال كار و تلاش بودم تا اينكه به كمك يكي از اقوام و يك شخص سرمايه دار، شركتي برپا كرديم كه در محدوده خيابان مولوي بود و ما درون يك گاراژ اقدام به توليد ترانس مهتابي مي كرديم. شخصي به نام حاجي ۵۰ ساله بود و با يك موتور سه چرخ وسپا اجناس مورد نيازمان را به گاراژ مي آورد و با هم سلام و عليكي داشتيم.
همه مي دانستند من در تعمير راديوهاي لامپي توانايي دارم، به همين علت يك روز حاجي گفت: پسرم يك مستأجر دارد كه كارمند سفارت پاكستان است و راديوي او خراب است.
به همراه او براي تعمير راديوي كارمند سفارت راهي خانه اش شدم، ولي چون امكان تعمير راديو در خانه نبود، به اين علت راديو را پشت موتور سه چرخ گذاشتيم و به طرف گاراژ راه افتاديم. در محدوده سرچشمه، ماشين گشت كلانتري دستور توقف به ما داد. افسر تجسس كلانتري از حاجي پرسيد: راديو مال كيست؟ حاجي گفت مال من است، ولي نتوانست اسم راديو را بگويد، به اين علت او را بازداشت كردند. از من پرسيدند تو كي هستي؟ گفتم همراه حاجي هستم و راديو تلفنكن آلماني است. خواستند حاجي را ببرند، ولي من كه مي ديدم از معرفت به دور است حاجي را تنها بگذارم، همراه آنها رفتم. با هزار سختي و اصرار وارد كلانتري شدم. به حاجي يك مأمور دادند تا براي آوردن كاغذ خريد راديو يا صاحب راديو به خانه برود. وقتي دست خالي برگشت، من را دستگير كردند.
بالاخره چون شب عيد بود، حاجي را براي آوردن ضامن آزاد كردند. حاجي توانست يك ضامن معرفي كند، ولي ما دو نفر بوديم. حاجي گفت اين پسر را آزاد كنيد. من هم گفتم حاجي شما زن و بچه داري، شب عيد بايد كنار خانواده ات باشي.
در حال تعارف بوديم كه يك دفعه از داخل حياط كلانتري صداي خبردار و پيش فنگ، پافنگ شنيده شد. مأموري داخل سالن شد و ،گفت سفير پاكستان و كارمندي از سفارت كه صاحب راديو است، آمده اند. سفير وارد سالن شد. پرونده ما را گرفت، پاره كرد و در حالي كه همه حيرت زده نگاهش مي كريم، شروع به عيدي دادن به مأموران كلانتري كرد.
سفر بخير
گرم كردن خودرو در زمستان
گرم كردن صبحگاهي موتور خودرو به صورت درجا يكي از باورهاي نادرست و اشتباه اكثر رانندگان و حتي مكانيك هاي باتجربه در كشور است كه متأسفانه سبب فرسايش شديد موتور و خرابي زودرس آن مي شود.
درجا كار كردن موتور براي خودرويي كه دست كم چهار ساعت خاموش بوده ۹۰ درصد فرسودگي مكانيكي را به بار مي آورد. وقتي موتور خودرو در جا كار مي كند توليد نوعي كربن مي كند و كربن حاصله قطعات موتور را به سرعت فرسوده مي كند. همچنين به دليل جريان نيافتن روغن، قطعات داخل موتور براثر تماس با هم شروع به سايش مي كنند.
موتور خودرويي كه درجا كار مي كند ۵۰ درصد بيشتر وقت مي برد تا گرم شود و چون ديرتر گرم مي شود صدمه مي بيند.
موتوري كه به جاي ۵ دقيقه در ۱۰ دقيقه گرم شود دو برابر مقدار معمول گازهاي سمي توليد مي كند و موتوري كه به جاي گرم شدن در حركت آرام به جاي ۵ دقيقه ۱۰ دقيقه درجا كار كند عمرش تا ۳۰ درصد كوتاهتر مي شود.
در دفترچه هاي راهنماي روش هاي استفاده صحيح از خودروي شركت هاي بزرگ خودروسازي دنيا جداً تذكر داده شده است كه خودرو را فوراً پس از روشن كردن موتور به حركت درآوريد.
بنابراين توصيه مي شود پس از روشن كردن موتور به آرامي حركت كرده و چند كيلومتر را به آهستگي با دنده سنگين برانيد. با اين كار موتور خودرو سريعتر گرم شده و استهلاك كمتري خواهد داشت.
چنانچه خودرو پس از طي مسافتي قابل توجه هنوز سرد است و بخاري به اندازه كافي داخل خودرو را گرم نمي كند بايد نگاهي به برودت هوا انداخت و در صورتي كه گرم نشدن موتور به علت سردي هوا است بايد با انجام يك كار ابتكاري مشكل را حل كرد. در زمستان وقتي حرارت پايين است موتور خودرو خيلي سرد مي شود. درجه حرارت دلخواه موتور براي كار منظم آن در حدود ۸۰ درجه سانتيگراد است در اين موقع شما بايد سعي كنيد كه از سرد شدن بيش از حد رادياتور جلوگيري كنيد. براي اين كار يك پرده جلوي پنجره رادياتور بكشيد كه براي اين منظور تهيه شده است و شما بايد قبلاً آن را تهيه نماييد. وقتي درجه هوا به زير ۱۰ درجه مي رسد براي خودروهايي كه با هوا خنك مي شوند چنين پرده هايي لازم است. براي اين كار مي توانيد از روزنامه يا يك تكه مقوا استفاده كنيد. مواظب باشيد آنچه را كه بايد بپوشانيد قسمت پايين رادياتور است. براي جلوپنجره هاي پيشرفته كه از جنس پلاستيك است شما مي توانيد يك نوار چسب عريض به كار ببريد. اين شيوه هم مؤثر بوده و نصب آن هم ساده است و خطر صدمه زدن به جلو پنجره ها را ندارد.
چراغ سبز
ضرورت بستن كمربند ايمني
بيش از يك قرن از به كارگيري كمربند ايمني در وسايل نقليه اي كه با نيروي اسب كشيده مي شد مي گذرد ولي با گذشت اين مدت طولاني متأسفانه هنوز در بسياري از كشورها از جمله ايران استفاده از اين وسيله ايمني كاملاً جدي گرفته نشده است و براثر اين بر توجهي همه ساله تلفات و خسارات زيادي به رانندگان و سرنشينان خودروها وارد مي شود. نگاهي به يافته هاي آماري در مورد خسارات جاني و مالي ناشي از حوادث رانندگي اين نكته را آشكار مي سازد كه استفاده از كمربند ايمني يك ضرورت و نياز حياتي است و بهره گيري از آن بايد به صورت يك رفتار عادي و هنجار طبيعي، هنگام رانندگي تلقي گردد. يعني هر فرد پس از استقرار روي صندلي وسيله نقليه و قبل از حركت، كمربند ايمني خود را ببندد.
به باور كارشناسان احداث بزرگراهها و آزاد راهها و نيز ورود خودروهاي نسل جديد كه سرعت و شتاب زياداصلي ترين مشخصه هاي آنان به شمار مي آيد. وضعيت عمومي رفت و آمد خودروها در شهرها را به صورت بنيادي تغيير داده است.
از اين رو به منظور پيشگيري از به خطر افتادن جان رانندگان و سرنشينان وسايل نقليه استفاده از كمربند ايمني هنگام ترمزهاي شديد، توقف هاي ناگهاني و يا تصادفات با ثابت نگه داشتن فرد روي صندلي، مانع از پرتاب شدن او به سمت جلو و برخورد با شيشه، داشبورد، فرمان و ... خواهد شد.
با وجود تأكيدات شفاف و صريح قوانين و مقررات مبني بر استفاده از كمربند ايمني توسط سرنشينان خودروها و برخورد مأموران راهنمايي و رانندي بامتخلفين متأسفانه تعدادي از افراد به اين اصل مهم ايمني بخش، بي توجهي نموده و سلامت خود را به خطر مي اندازند. رانندگان و سرنشينان عزيز وسايل نقليه به ياد داشته باشيد: «كم توجهي به مزاياي استفاده از كمربند ايمني تا كنون موجب مرگ و يا معلول شدن هزاران ايراني در سالهاي اخير شده است.
حقوق شهروندي
لزوم ارائه فاكتور به مشتري
154125.jpg
عبدالصمد خرمشاهي
امروزه به بركت تكنولوژي لوازم خانگي آن چنان كثرت و تنوعي پيدا كرده است كه هر روز مدلهاي جديد به بازار عرضه مي شود و مدلهاي كهنه دل آزار مي گردند.
رقابت سرسام آور شركتهاي توليد كننده خارجي و داخلي در اين رابطه و تبليغات مداوم و گيج كننده اين شركتها در جهت معرفي كالاهاي توليدي خود به مشتريان از طريق رسانه هاي گروهي و در و ديوار! مشتريان را انگشت به دهان گذاشته است و موقع خريد بر سر چندراهي واقع مي شوند، از كجا بخرم؟ كدام مارك را بخرم، كدام يكي اصلي است؟ كدام يك بهتر است؟ كدام يك گارانتي واقعي دارد؟ قيمت واقعي آن چند است؟ شايد به مدد تكنولوژي و علوم جديده تا چند صباح ديگر تكليف اين چندراهي نيز مشخص شود و مشتري به محض آن كه به مخيله اش خطور كرد كه جنسي را بخرد، آن جنس بلافاصله در منزل تحويل شود!
به هرحال فعلاً حق انتخاب با مشتري است و اوست كه بايستي نوع كالا و مدل آن را انتخاب كند و لا اقل قيمت واقعي اش را بداند...
آنچه مهم است، اين است كه فروشندگان موظفند هنگام فروش كالا به مشتري حتماً فاكتور مربوطه را هم به وي تحويل دهند و اين حق خريدار است و چنانچه هنگام خريد كالايي فروشنده واحد صنفي از دادن فاكتور به قيمت رسمي به شما امتناع كرد و يا فاكتوري خلاف واقع صادر نمود، مطابق ماده ۵ قانون تشديد مجازات محتكرين و گرانفروشان مصوب سال ۶۷ براي بار اول به جزاي نقدي از ۲ تا ۵ برابر و براي مرتبه دوم از ۵ تا ۱۰ برابر قيمت كالا و در صورت تكرار به مجازاتهاي شديدتري از جمله لغو پروانه محكوم خواهد شد.
مهم اين است: به حقوق ديگران احترام بگذاريم.
حديث عشق
پيامبر (ص) پروردگارم مرا به ۹چيز توصيه كرده است:
به اخلاص در نهان و عيان، به رعايت عدالت در حال خشنودي و آرامش در حال خشم و ناآرامي، به رعايت ميانه روي در حال فقر و ثروت، به عفو از آنكه بر من ستم كرده، به عطا و بخشش به كسي كه مرا محروم كرده است، به پيوند با آنكه از من بريده است. به فكر كردن هنگام سكوت، به فكر و ياد خدا هنگام گفتار و به عبرت گرفتن هنگام نگاه.
حضرت علي (ع): ارزش هر انساني بستگي به نيكي هايي دارد كه انجام مي دهد.
حضرت فاطمه زهرا (س): خداوند ايمان را به سبب پاكي شما از آلودگي شرك و كفر قرار داده است.
امام حسن (ع) :نيكي آن است كه با كندي و مسامحه انجام نشود و به دنبال آن منت نباشد.
حضرت سجاد (ع): راستگويي بهترين كليد و سرآغاز امور وفاداري بهترين مهرها و پايان امور است.
حضرت مهدي (عج): همانا مقدرات الهي مغلوب نخواهد شد و اراده الهي مردود نگردد و چيزي بر توفيق الهي پيشي نگيرد.
با گذشت ۴۰ ماه از تيراندازي مرگبار در شمال شهر شيراز فاش شد
اجير كردن آدمكش
براي قتل همسر
154131.jpg
• بقيه از صفحه ويژه ۱

* سرقت خودرو
مردان مسلح بلافاصله پس از انجام عمليات تبهكارانه خود، راننده را مجبور به توقف خودرو پرايد كردند و پس از پياده كردن راننده و بيرون آوردن پيكر خون آلود سرنشين ديگر به سرعت سوار برخودروي پرايد شده و با به جاي گذاشتن موتوسيكلت خود محل حادثه را ترك كردند.
* انتقال به بيمارستان
چند رهگذر كه شاهد وقوع حادثه بودند، مأموران نيروي انتظامي را در جريان ماجراي تيراندازي به سوي زن جوان قراردادند. پليس بلافاصله در محل حادثه حاضر شده و پيكر خون آلود زن مجروح را به بيمارستان انتقال داد. او پس از ۸ روز بستري شدن در بيمارستان جان سپرد.
* كشف خودرو سرقتي
در حاليكه مأموران با انتقال موتوسيكلت مورد استفاده قرارگرفته در ماجراي تيراندازي، تحقيقات در اين باره را آغاز كرده بودند، چند روز پس از وقوع حادثه پرايد سرقتي در بلوار ابونصر شيراز پيدا شد.
* يك سرنخ
مأموران آگاهي شيراز كه اقدامات تخصصي را درباره موتوسيكلت به عنوان تنها سرنخ موجود آغاز كرده بودند، دريافتند كه يك ماه قبل از وقوع قتل و حادثه تيراندازي مردي به نام «سيروس» با مراجعه به آگاهي گزارشي از سرقت موتورش را ارائه كرده بود.
وقتي بررسي هاي پليسي درباره اين مرد بي نتيجه ماند پليس در اقدامي جداگانه تحقيقات درباره اعضاي خانواده قرباني جنايت را در دستور كار قرارداد.
مأموران در اين شاخه تحقيقاتي مداركي به دست آوردند كه حكايت از وجود اختلافات شديد بين قرباني جنايت و شوهرش داشت.
براساس اطلاعات به دست آمده اين زن قبل از ماجراي تيراندازي و مرگش به دنبال بروز اختلافات شديد دادخواست طلاق داد و تقاضاي جدايي از شوهرش را كرده بود . در بررسي پرونده اين زن در دادگاه مشخص شد او در خصوص تهديداتي از سوي شوهرش، شكايتي را به مراجع قضايي ارائه داده و تقاضاي رسيدگي كرده است.
* بازداشت شوهر
باتوجه به اين مدارك و دلايل به دست آمده ازسوي پليس، اين مرد ازسوي كارآگاهان پليس آگاهي شيراز بازداشت شد.
متهم در بازجويي ضمن انكار هرگونه دخالتي در ماجراي قتل همسرش ادعا كرد فردي به نام «عبدالله» از ماجراي قتل زنش اطلاع دارد.
از آنجايي كه مأموران در تحقيق از اين متهم نتوانستند به نتيجه اي قابل قبول برسند، پرونده در اختيار مأموران آگاهي قرارگرفت. در همين راستا شوهر قرباني جنايت به دليل ناكافي بودن مدارك با سپردن قراروثيقه آزاد شد.
* بازجويي از سيروس
وقتي پليس در شاخه هاي متعدد تحقيقاتي خود با بن بست روبرو شد، بارديگر صاحب موتوسيكلت مسروقه را تحت بازجويي قرارداد. اين متهم در اظهارات ضدونقيضي ادعا كرد: چهارسال قبل موتوسيكلتش به سرقت رفت، ۸ماه قبل خودش آن را پيداكرد ولي در اين باره گزارشي به پليس ارائه نكرده است. تا اينكه بارديگر ۲۰روز بعد براي باردوم موتورش به سرقت رفته است اين بارهم شكايتي مطرح نكرده است.
وي پسردايي خودش را عامل سرقت موتور معرفي كرد. بدين ترتيب مأموران روز ۱۱شهريورماه او را دستگير كردند. اين متهم نيز در بازجويي هاي پليسي اعتراف كرد كه موتور را سرقت كرده و با همدستي يكي از دوستانش فروخته است.
با نشاني هايي كه وي از همدست خود در اختيار مأموران قرارداده بود، پليس مخفيگاه اين متهم را حوالي محل كشف خودرو پرايد سرقتي رديابي و او را بازداشت كرد.
به دنبال اعترافات اين دومتهم پسرجواني كه موتورسرقتي را خريداري كرده بود، شناسايي و او نيز دستگير شد.
* اعتراف به قتل
اين متهم در بازجويي هاي پليسي با اعتراف خود پرده از راز يك توطئه خونين در مرگ زن جوان برداشت.
وي در اين باره گفت: يكي از دوستانم چندروز قبل از حادثه به من گفت: مردي با طراحي يك نقشه خواسته تا همسرش را به قتل برسانيم و حاضر است در ازاي اين كار مبلغ ۱۰ميليون تومان پول نقد و نيم كيلوگرم طلا بدهد.چون نياز شديدي به پول داشتيم، اين پيشنهاد را پذيرفتيم. چندبار به همراه آن مرد مسيرهاي رفت و آمد زن او را مورد بررسي قرارداديم. تا اينكه روز ۲۵مهرماه دقايقي پس از تعقيب خودروي او، از فاصله چندمتري به صورت او شليك كرديم.به دنبال مطرح شدن اين اظهارات مأموران آگاهي شوهر قرباني جنايت را به اتهام آمريت در قتل بازداشت كردند.به گزارش خبرنگار ما، تحقيقات قضايي و پليسي از متهمان بازداشت شده آغاز شده است.
پليس خانواده
سرقت ماهرانه چك پول
154128.jpg
اكبرآقا در آستانه خروج از بانك ايستاد و چهاربرگ چك بانك يكصد هزار توماني را كه تازه از بانك گرفته بود يكبار ديگر كنترل كرده و آنها را در داخل جيب بغل كتش قرار داد. اين چهارصد هزار تومان تمامي پس اندازش بود كه براي خريد جهيزيه دخترش كنار گذاشته بود. از ترس اينكه نكند پول را از دستش بقاپند از صندوقدار خواسته بود كه به جاي پول نقد، چك بانك دراختيارش قرار دهد. عجله داشت كه زودتر به خانه برسد چون قرار بود امروز براي خريد وسايل منزل (جهيزيه) همراه همسر و دخترش به بازار بروند. همانطور كه در طول خيابان حركت مي كرد، اتومبيل شخصي مسافركشي كه دونفر سرنشين در صندلي عقب داشت جلوي پايش ايستاد و گفت: آقا كجا مي روي؟ اكبرآقا كه در افكار خودش غرق بود ناگهان به خودش آمده و يادش آمد كه هرچه زودتر بايد به منزل برود. مقصدش را به راننده گفت: راننده كه انگار مسيرش به مقصد وي مي خورد تعارف كرد كه بفرمائيد سوار بشويد. و در جلو را از داخل براي او باز كرد. مرد در داخل اتومبيل نشسته و در را به آرامي بست. راننده گفت: لطفاً دوباره ببنديد اين در جاخورده و خوب بسته نمي شود. اكبرآقا مجدداً در را باز و اين مرتبه قدري محكمتر آن بست. اتومبيل حركت كرد و چند قدم جلوتر مسافر ديگري را كه كنار خيابان ايستاده بود سوار كرد. با سوار شدن مسافر در قسمت جلو و در كنار اكبرآقا، جا تنگتر شده و دو مسافر و راننده شانه به شانه بهم جسبيدند. مسافر تازه وارد كه انگار جايش خيلي تنگ باشد پس از قدري اينور و آنور شدن به اكبر آقا گفت: ببخشيد قربان اگر شمادستتان را پشت سر من بگذاريد فكر مي كنم قدري فضا بازتر شده و راحتتر باشيد. ... اكبرآقا هم كه احساس مي كرد بين مسافر جديد و راننده تحت فشار است دست راستش را بالا برده و پشت مسافر جديد قرارداد و كمي احساس راحتي كرد.
اتومبيل حركت كرده و انگار درجلو بازهم خوب بسته نشده بود. راننده از مسافر جديد خواست كه مجدداً در را باز و بسته كند. مسافر هم اينكار را انجام داد ولي انگار خرابي در و فشار تنه مسافر مانع از بسته شدن درست در بود.
راننده اتومبيل را متوقف و خودش با خم شدن روي اكبرآقا و مسافر ديگر سعي كرد در جلو را يكبار ديگر باز و بسته كند. در اينجا راننده كاملاً روي اكبرآقا خم شده بود و چون دست او نيز پشت سر مسافر ديگر قرار داشت درحقيقت راننده خودش را روي سينه او انداخت و در را چند بار باز و بسته كرد. مسافر بغل دستي هم كه مي خواست فضاي مناسبي براي راننده جهت باز و بستن در ايجاد كند دو دستش را جمع كرده و تقريباً آنها را روي سينه اكبرآقا قرار داد و بالاخره با تلاش راننده و فشاري كه از طرفين به اكبرآقا وارد شده بود در جلو بسته و ماشين حركت كرد ـ قدري كه حركت كردند راننده از مسافر جديد پرسيد شما كجا تشريف مي بريد؟ مسافر جديد گفت: خيابان ستارخان تقاطع بهبودي. راننده سري تكان داده و به راهش ادامه داد. اكبرآقا با خودش فكر كرد اين مسير كه با مقصد وي هم مسير نيست پس چرا راننده چيزي نگفت... ولي هنگامي كه اتومبيل از تقاطع آزادي نواب به سمت راست و به طرف ميدان توحيد و خيابان ستارخان پيچيد، او اطمينان حاصل كرد كه راننده مقصد او را درست متوجه نشده بنابراين با عجله گفت: ببخشيد، بنده مسيرم از اينطرف نيست. شما داريد اشتباه مي رويد! راننده با تعجب نگاهي به وي انداخته و گفت: چطور مگر؟ شما ستارخان تشريف نمي بريد؟ اكبرآقا گفت: نه عزيزم من كه گفتم سر خيابان شادمان مي روم.
راننده اتومبيل را به كنار خيابان هدايت كرده و گفت: خوب قربونت بروم، خيابان شادمان كه يك سرش هم داخل ستارخان است. اصلاً مسيرما خيابان ستارخان است و اين دو نفر آقايوني كه قبل از شما سوار شده اند هم مي روند ميدان توحيد. حالا ناراحت نباشيد مشكلي پيش نيامده، شايد اشتباه از جانب من بود كه درست و حسابي مقصد شما را ملتفت نشدم، بفرمائيد شما ميهمان بنده هستيد، راهتان هم نزديكتر شد.
اكبرآقا پنجاه توماني را كه در دست داشت به طرف راننده دراز كرد ولي او قبول نكرده و با پياده شدن مسافر بغل دستي ناچار اكبرآقا نيز از اتومبيل پياده شد. مسافر بغل دستي دوباره سوار اتومبيل شده و ماشين حركت كرد.... اكبرآقا كه انگار از داخل فشار قبر نجات پيدا كرده چندان از اين موضوع هم ناراحت نشده و سعي كرد كه بقيه راه را پياده برود.
پس از قدري پياده روي بالاخره به خيابان شادمان رسيده و داخل خيابان شد جلوي آپارتمان ايستاده و زنگ طبقه ... فشار داد. همسرش در را باز كرده و او شروع به بالا رفتن از پله ها كرد. جلوي در باز منزل همسرش ايستاده و منتظر او بود.
ـ چرا اينقدر دير كردي، نگران شديم!؟ تونستي پول را بگيري يا بانك شلوغ بود و نشد؟
ـ حالا اجازه بفرمائيد داخل بشوم، مجبور شدم قدري از راه را پياده بيايم در عوض كرايه تاكسي پس انداز شد. (و بعد داستان ماشين مسافركش و اينكه راننده مقصد وي را به درستي متوجه نشده بود را براي همسرش تعريف كرد.)
زن با ليوان آب از آشپزخانه بيرون آمده و آن را به دست شوهرش داد. مرد ليوان آب را گرفته و تا ته سركشيد. زن پرسيد: خوب پس پول ها كجاست چيزي كه دستت نيست؟
اكبرآقا با قيافه اي عاقلانه جواب داد: مي خواستي چهارصد هزار تومان پول را بگيرم دستم تا سارقين از دستم بقاپند ـ نخير خانم جان، پول نقد نگرفتم، خطرناك بود، چك بانك گرفتم راحتتر است. مغازه ها هم آن را به جاي پول قبول مي كنند.
و در اين حال دست در جيب بغلش كرد تا (چك بانك ها) را دربياورد. در آن جيبش نبود فكر كرد اشتباه مي كند و آن را داخل جيب سمت چپ كتش گذاشته است. ولي داخل آن هم نبود. اينبار به شدت نگران شده و مجدداً شروع به جست وجو در داخل هر دو جيب بغلش كرد. اما انگار چك بانك ها ناپديد شده بود. فكر كرد شايد از جيبش افتاده باشد، ولي ناگهان به ياد باز و بسته كردن در توسط راننده و خم شدن روي او و دست هاي مسافر بغل دستي كه روي سينه او قرار داشت افتاد و دو دستي به سرش كوبيد... ليوان خالي آب از دست زن رها شده و كف اتاق افتاد.
ـ از به نمايش گذاردن پول يا چك بانك همراه خود در انظار عمومي خودداري كنيد.
ـ در اماكن شلوغ، اتوبوس، تاكسي مراقب افراد جيب بر باشيد.
ـ باز و بسته كردن در و خم شدن روي مسافر از شگردهاي سارقين جيب بر است در اين قبيل موارد مراقب باشيد.

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   بين الملل   |   گفت و گو   | 
|   سرزمين مادري   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   |   ويژه ۴   | 
|   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   اقتصادي   |   قيمت سكه و طلا   |   حوادث   | 
|   ورزشي   |   صفحه آخر   |   افق   |   سينما تئاتر   |   نو بانگ   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |