|
|
|
خاطرات قضايي
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
صندلي خالي
|
|
|
|
چرا مجرم شدم!
|
|
|
|
حقوق هم ميهن
|
|
|
|
|
خاطرات شما
هرانساني در طول زندگي اش با رويدادها وحوادث مختلف روبرو مي شود. اين رويارويي در ذهن و روح اوبه صورت لايه هايي از خاطرات ته نشين مي شود، بطوري كه آن فرد همواره آن رويداد را نه تنها به ياد دارد بلكه هر زمان كه مي خواهد از پيشامدي متفاوت و جالب ياد كند، آن را براي ديگران نقل مي كند. خاطرات تلخ و شيرين اين ويژگي رادارند كه نه تنها براي شخص بازگو كننده جالب هستند بلكه براي شنونده آن نيز جذابيت خواهند داشت. ستون «خاطرات شما» را به همين بهانه، پايه گذاري كرديم تا خاطرات شما تنها در آرشيو ذهن تان نماند و بقيه نيز بتوانند از خاطرات شيرين بهره برده و لبخندي بر لب داشته باشند و خاطرات تلخ درس عبرتي برايشان باشد. كساني كه تمايل دارند خاطرات خود را براي ما ارسال كنند به آدرس روزنامه ايران ـ گروه حوادث مطالب خود را ارسال نمايند.
|
|
|
|
|
خاطرات قضايي
دزد دانشگاه
|
|
|
اوايل سال ۷۹ كه قاضي شعبه ۱۱ دادگستري شهرستان تبريز بودم پرونده جالبي به من محول شد. از چند ماه قبل سرقت هاي متعددي از آزمايشگاه دانشگاه تبريز صورت مي گرفت و چند پرونده در شعبه من در اين زمينه تشكيل شده بود. در اين سرقت ها هرچند وقت يك بار لوازم آزمايشگاه ناپديد مي شد. پس از اين سرقت ها مسؤولان حراست دانشگاه طي جلسه اي تصميم گرفتند تا با مراقبت بيشتر سارق را در حين سرقت دستگير كنند به همين خاطر آزمايشگاه را تحت مراقبت نامحسوس قرار دادند تا اين كه يكي از روزها جوان دانشجويي درحالي كه لوازم آزمايشگاه را زير روپوش مخفي كرده بود و قصد داشت لوازم را از آنجا خارج كند توسط مأموران حراست دستگير شد. پس از دستگيري اين جوان دانشجو او را به شعبه من آوردند و پس از بازجويي اوليه دستور دادم تا درباره زندگي او تحقيق كنند و بعد از يك سري بررسي ها متوجه شديم اين پسر جوان از زندگي مرفهي برخوردار است و هيچگونه مشكل مادي در زندگي ندارد. نتيجه تحقيقات مرا شگفت زده كرد و با احضار پسر جوان از او خواستم علت سرقت از آزمايشگاه دانشگاه را براي من توضيح بدهد. پسر جوان درحالي كه نحوه سرقت را برايم تشريح مي كرد علت آن را داشتن ذهنيت خاص نسبت به حراست عنوان كرد و گفت: از وقتي كه وارد دانشگاه شدم هميشه نسبت به حراست ذهنيت خاصي داشتم و از اين كه دانشجويان نسبت به حراست نوعي ترس داشتند تصميم گرفتم تا ابهت حراست دانشگاه را در بين دانشجويان زير سؤال ببرم. به همين خاطر چندبار وسايل آزمايشگاه را مخفيانه خارج و به منزل مي بردم و همه وسايل را در انباري خانه مخفي مي كردم. پس از اظهارات عجيب اين جوان با توجه به گذشت مسؤولان دانشگاه و همچنين از آنجايي كه خانواده اين پسر آبرودار بودند تصميم گرفتم تا حبس او را به صورت تعليق دربياورم و شلاق او را هم به جزاي نقدي تبديل كنم تا اين جوان بتواند به تحصيلاتش ادامه بدهد و من هم به نتيجه تربيتي مجازات كه همان بازدارندگي است رسيدم. با گذشت چند سال از اين موضوع اين جوان هنوز هم به ملاقات من مي آيد و از اين كه توانست با يك برنامه ريزي دقيق سالم به جامعه بازگردد خيلي خوشحال است. قاضي شعبه ۱۱۶۲ دادگاه عمومي جزايي قدس*
|
|
|
|
|
قاضي قلابي پس از دستگيري خود را به فراموشي زد
گروه حوادث ـ مردي كه با معرفي خود به عنوان قاضي دادگستري از مردم اخاذي مي كرد، پس از دستگيري ادعا كرد دچار فراموشي شده و چيزي را به خاطر نمي آورد. اقدامات پليسي براي رديابي اين متهم از روز ۹ فروردين ماه به دنبال اعلام شكايت يك تعميركار خودرو در دستور كار قرار گرفت. اين مرد كه به شغل صافكاري خودرو اشتغال دارد، درباره شكايت خود به مأموران گفت: سه روز قبل از تحويل سال نو مردي براي تعمير خودروي پرايدش به مغازه ام آمد. دو روز بعد او وقتي براي تحويل گرفتن خودروي خود مراجعه كرد، خواست هزينه تعميرات را با چك پرداخت كند، اما من نپذيرفتم. آن مرد با ادعاي اينكه رئيس دادگستري شهر ري است، مرا تهديد كرد در صورت نپذيرفتن چك، برايم مشكلاتي ايجاد خواهد كرد. من چك را پذيرفتم، اما وقتي چند روز بعد براي نقد كردن آن مراجعه كردم، به علت مغايرت امضا با امضاي صاحب حساب و نبودن موجودي چك برگشت خورد. با توجه به اطلاعاتي كه اين مرد از مشخصات ظاهري قاضي قلابي در اختيار پليس قرار داد، آنان اقدام به طراحي تصوير رايانه اي از متهم ناشناس كردند. در حالي كه تجسس هاي پليسي براي شناسايي اين قاضي قلابي آغاز شده بود، چندين مورد شكايت مشابه از نقاط مختلف تهران به پليس ارائه شد كه در تمامي اين موارد يك مرد ناشناس خود را به عنوان قاضي دادگستري، مديرعامل سازمان هواپيمايي، رئيس دادگستري و... معرفي و اقدام به اخاذي از مردم كرده بود. مشخصات اين متهم به پليس سراسر كشور ارسال شد، تا اينكه آنان مطلع شدند مردي با همان مشخصات پس از تصادف در بيمارستان بستري شده است. اين متهم پس از دستگيري تحت بازجويي قرار گرفت، ولي در كمال تعجب ادعا كرد چون در تصادف دچار ضربه مغزي شده، از ماجراهايي كه عليه وي مطرح شده، چيزي به ياد ندارد. به گزارش خبرنگار ما، به دستور داديار شعبه چهارم دادسراي شهر ري، اين متهم تا انجام تحقيقات تكميلي در اختيار پليس آگاهي قرار گرفت.
|
|
|
|
|
آزادي گروگان ازدست نقابداران مسلح
گروه حوادث ـ جواني كه توسط دوفرد نقابدار در شهرستان تربت جام به گروگان گرفته شده بود توسط مأموران انتظامي آزادشد. به گزارش مركز اطلاع رساني نيروي انتظامي، شخصي با مراجعه به پاسگاه روستاي «سمنگان» از توابع تربت جام اعلام كرد كه دونفر نقابدار مسلح شبانه وارد روستا شده و جوان ۳۳ساله اي به نام «هاشم» را به گروگان برده اند. مأموران پس از اطلاع، اقدامات خود را براي شناسايي آدم ربايان و رهايي گروگان آغازكردند و موفق شدند پس از دو هفته مخفيگاه آنها را در ارتفاعات «موسي آباد ولي خون» شناسايي كنند. پليس پس از شناسايي در يك عمليات غافلگيرانه دونفر از آدم ربايان را دستگير و «هاشم» جوان گروگان را آزادكند. يك قبضه اسلحه كلاشينكف، يك قبضه اسلحه كلت كمري و دو خشاب از آدم ربايان كشف شد. انهدام خانه فساد دركرمان گروه حوادث ـ پليس پس از تحقيقات، پرده از فعاليت يك خانه فساد در شهر كرمان برداشت. به گزارش مركز اطلاع رساني نيروي انتظامي، درپي اطلاعات مردمي به اداره مبارزه با مفاسد اجتماعي شهركرمان، مبني بر انجام فعاليتهاي خلاف در خانه اي، پليس عمليات گسترده اي را آغازكرد. دراين تحقيقات مشخص شد صاحب خانه فردي است كه خانه را به عنوان خانه فساد دراختيار زنان و مردان مختلف قرارداده است. مأموران پس از اخذ دستورقضايي واردمنزل شدند و ۱۰مرد و زن را دستگيركردند. در بازرسي از منزل مقداري موادمخدر، ترازوي توزين موادمخدر، مشروبات الكلي و تعدادي سي دي مبتذل كشف و ضبط شد. پرونده صاحبخانه به همراه ديگرمتهمان جهت سيرمراحل قانوني تحويل مراجع قانوني كرمان شد.
|
|
|
|
|
مرگ دختر هشت ساله در برخورد با قطار
گروه حوادث ـ قزوين، خبرنگار «ايران»: در برخورد قطار مسافربري با عابران پياده در حاشيه شهر قزوين يك دختر هشت ساله كشته و مادرش بشدت مجروح شد. ساعت هفت شب چهارشنبه ۱۵بهمن ماه هنگامي كه مادر ۳۰ساله اي به همراه دختر هشت ساله اش قصد عبور از ريل راه آهن در حاشيه شهرك شريف آباد از توابع شهرستان قزوين را داشتند ناگهان با قطاري كه از تهران عازم تبريز بود برخورد كردند. در جريان اين برخورد مادر بشدت مجروح و دختر هشت ساله وي در دم كشته شد. پيكر مجروح اين مادر به بيمارستان شهيد رجايي قزوين منتقل شد و تحت مراقبتهاي پزشكي قرار گرفت. پليس تحقيقات خود را براي كشف علت حادثه آغاز كرده است.
|
|
|
|
|
سه سال به دنبال طلاق از شوهرفراري
گروه حوادث: يك زن كه تنها سه ماه با شوهرش زندگي مشترك داشته است ، اكنون پس از سه سال موفق به گرفتن حكم طلاق نشده است. شوهر اين زن در حالي كه ۹۰روز از آغاز زندگي مشتركش مي گذشت در جريان يك سفر مأموريتي به كشور آلمان در آنجا اقامت كرده وبه ايران مراجعت نكرده است. زن جوان وقتي با اين وضعيت روبرو شدبامراجعه به مقامات قضايي ايران خواستار جدايي از شوهرش شد ولي تاكنون موفق به اين كار نشده است. وي در شكايتي كه در دادگاه خانواده مطرح كرده دراين باره گفته است: چندسال پيش درحالي كه چندروز از فارغ التحصيل شدنم مي گذشت، ازطريق يكي از آشنايان بامرد جواني آشنا شدم. او در يك مركز تحقيقاتي كار مي كرد. درجريان صحبت با او چون آدم باشخصيت ومحترمي به نظر مي رسيد به خواستگاريش پاسخ مثبت دادم. درحالي كه سه ماه از آغاز زندگي مشتركمان مي گذشت، او براي يك سفر مأموريتي به كشور آلمان رفت. چندروز گذشت ولي برخلاف آن چيزي كه هنگام رفتن مطرح كرده بود ، خبري از بازگشت او نشد. ابتدا تصور كردم حادثه ناگواري براي او رخ داده است ولي وقتي به مقامات وزارت امورخارجه مراجعه كردم آنها در جريان بررسي هايي كه انجام دادندمشخص شد شوهرم در آنجا مانده وديگر قصد بازگشت ندارد. اميدوار بودم پس از مدتي او در تصميم خود تجديدنظر كند تا اينكه او طي تماسي اعلام كرد قصد جدايي وطلاق مرا دارد. باتوجه به اين درخواست به دادگاه مراجعه كردم . قاضي دادگاه خواست تا مداركي درباره ادعايم به دادگاه ارائه كنم. بدين ترتيب با هرزحمتي بود شوهرم را متقاعد كردم تا نوشته اي مبني بردرخواست جدايي اش از من برايم پست كند. او درخواست كتبي برايم فرستاد. آن را به دادگاه ارائه دادم ولي اكنون باگذشت چندسال ازاين ماجرا هنوز موفق به اخذ حكم طلاق نشده ام. قاضي رسيدگي كننده به اين پرونده باتوجه به ارائه مدارك مستند از سوي اين زن وتأييد ادعاي او از سوي مقامات وزارت امور خارجه سرانجام پس از سه سال صدور حكم طلاق را به آينده اي نزديك موكول كرد.
|
|
|
|
|
صندلي خالي
وقتي هيچ چيز نمي ماند
|
|
|
بررسي مشكلات حقوقي و خانوادگي يكي از مسائل مهمي است كه اين روزها عده زيادي از هموطنان به آن مبتلا شده و يا به نوعي با آن درگير هستند. شناخت قانون و مباحث حقوقي مي تواند راهگشاي بسياري از اين معضلات خانوادگي باشد و به افراد كمك كند در سايه رسيدن به آرامش ، بهداشت رواني بيشتري را در محيط خانوادگي، كاري و شخصي خود فراهم آورند. دكتر حسن حميديان ـ رئيس مجتمع قضايي خانواده تهران ـ و زينب رنجبر ـ معاون دادگاههاي خانواده ـ پاسخگوي مشكلات حقوقي شما در اين بخش هستند. مشكلات خود را به صورت نامه به نام خود و يا نام مستعار به صندوق پستي ۵۳۸۸ ـ ۱۵۸۷۵ ارسال نماييد.
تقي به عروس اش نگاهي انداخت. عروس اش آرام و ساكت كنارش نشسته بود و هيچ حرفي نمي زد، دلش مي خواست دور از اين تشريفات و هياهو مي شد، مي نشست و با همسرش حرف مي زد. از يك سال پيش كه حرف خواستگاري از «نيلوفر» در دهان عمه منير چرخيده بود، مادرش هر بار با عاريه كردن دستبند، گردنبند و ساعت در و همسايه به خواستگاري رفته بود، آخر سر هم عمه منير گفته بود: ـ اگر تقي اين زن را مي خواهد، بايد دندان سر جگر بگذارد. هرچه باشد نيلوفر از خانواده مرفه و ثروتمندي است. كارگر خانه پدرش درآمد پولش از تقي بيشتر است. خودش هم نمي دانست چرا، ولي نديده، يك دل كه نه، صد دل عاشق نيلوفر شده بود. دلش مي خواست هرطور شده، با نيلوفر ازدواج كند، آن وقت ديگر تا آخر عمر زندگي اش بيمه مي شد و در اين شرايط بود كه اين خون دل خوردن ها به ثمر مي نشست. شش ماه از وعده هاي عمه منير گذشته بود. عمه منير پيرزني بود خيرخواه كه او را از كودكي مي شناخت. خوب مي دانست عمه منير كارگر خانه پدر نيلوفر است و در آنجا هر هفته كار مي كند. بالاخره عمه منير هم براي رساندن او به نيلوفر بايد كار مي كرد. يك روز كه ناراحت در مغازه آهنگري نشسته بود، سر و كله عمه منير پيدا شده بود. ـ مژده بده تا بگويم. دست در جيب كرده بود و سه اسكناس هزار توماني در دست پيرزن گذاشته بود. ـ بالاخره پدر نيلوفر اجازه داد كه مادرت به خواستگاري برود. البته اين را هم بگويم تقي خان بايد خيلي زود دست و پايت را جمع كني و يك جاي درست و حسابي و چند دست لباس خوب براي خودت بخري. روزي كه مادرش به خواستگاري رفته بود، چقدر دلهره داشت، بالاخره بعد از چهار ساعت مادرش برگشته بود و با چشماني پر از اشك به او گفته بود: ـ پسرم، خدا برايت خوب خواسته است. حاضرند نيلوفر را به تو بدهند، ولي مي گويند اين دختر خيلي خجالتي است و پدرش تنها از من خواست به خاطر همين شرم و حيا تا روز عقد تو و دخترش با هم صحبت نداشته باشيد. مادر تقي وصف كاملي از نيلوفر كرده بود و بعد گفته بود كه خانه ويلايي آنها چطور است. تقي براي فشار دادن دكمه يخچال سايد باي سايد خانه پدرزنش لحظه شماري مي كرد. چقدر آرزو داشت كه يكي از اينها را در خانه اش داشته باشد، حتماً پدرزنش به نيلوفر هم جهيزيه خوبي مي داد. صداي عاقد او را از خيالاتش بيرون آورد. نوبت او بود كه با يك «بله» همه چيز را در زندگي براي خود كند. «بله» را كه داد، به خاطر پايان اين همه اضطراب، لبخندي روي لبهايش شكفت، سرش را بالا گرفت، اشك شوق در چشمان مادرش مي درخشيد. نيلوفر نگاهش را از دسته گلي كه در دست داشت، بر نمي داشت. تقي به آنچه نديده، دل بسته بود، افتخار مي كرد. نيلوفر كم حرف و آرام بود. بيشتر از چند كلمه حرف نمي زد. مادرزنش مي گفت: نيلوفر دختري خجالتي است، تو اصلاً نگران نباش، كم كم به شرايط جديدش عادت مي كند و آن وقت مي بيني يك لحظه خانه ات آرام نيست. پدرزنش از همان روزهاي اول سركيسه را به سوي او چرخانده بود چند چك ميليوني به نام او كشيده بود. تقي با اين سرمايه و پول كار و بارش را رونق داده بود. شش ماه از زندگي مشتركش مي گذشت. آن روز دلش به كار نمي رفت. مغازه را زودتر بست و راهي خانه شد، ولي وقتي وارد خانه شد، با منظره عجيبي روبرو شد. زنش يك قوطي رنگ را در قابلمه اي ريخته و با نخود، لوبيا و... به هم مي زد. از اين بوي تند حالش بد شد. ـ چه مي كني؟ لبخند نيلوفر قلبش را لرزاند. به مادرزنش تلفن زد. چند دقيقه بعد مادر و پدر نيلوفر در خانه اش بودند. نيلوفر با چند قرص آرام گرفت. ـ اين قرصها چيه؟ ـ هيچي! چيزي نيست. آرام مي شود. تقي تا صبح نخوابيده بود. صبح روز بعد با كمك همسر يكي از دوستانش، نيلوفر را به بيمارستان رسانده بود. ـ خانم شما چه مشكلي دارد؟ ـ نمي دانم، من تنها چند ماه است كه با او ازدواج كرده ام، در اين چند ماه هم چند باري ديده ام كه حالت عادي ندارد. پزشك بعد از معاينه نيلوفر گفته بود: ـ همسر شما جنون دارد و اين قرصها كه به او مي دهند، باعث آرام شدن او مي شود و او را كنترل مي كند و اگر اين قرصها را مصرف نكند، حركات غير عادي و خطرناكي از او بروز مي كند. تقي به دنبال ستاره بخت اش در آسمان خيال مي گشت. چه راهي داشت. پدرزنش مي گفت اگر بخواهي با طلاق دادن دخترم، آبروي مرا ببري، مهريه دو هزار سكه اي اش را به اجرا مي گذارم و تو را به زندان مي اندازم. نمي دانست چه راهي دارد تا از دست زن ديوانه اش خلاص شود. دكتر حسن حميديان ـ رئيس مجتمع قضايي خانواده يك: \ فسخ نكاح: به موجب ماده ۱۱۳۱ قانون مدني اختيار نسخ فوري است و اگر طرفي كه حق فسخ دارد، بعد از اطلاع به علت فسخ نكاح را فسخ نكند، اختيار او ساقط مي شود، به شرطي كه علم به حق فسخ و فوريت داشته باشد، تشخيص مدتي كه براي امكان استفاده از اختيار لازم بوده، به نظر عرف و عادت است. فرق فسخ نكاح با طلاق: الف) وجوه مشترك: هر دو به رابطه حقوقي دو طرف خاتمه مي دهند، عده در هر دو يكسان است، هر دو ايقاع هستند، يعني به محض وقع شرايط حق فسخ براي هر دو ايجاد مي شود. ب) وجوه مختلف: \ در طلاق تشريفات مربوط به آن لازم است، مانند حضور عدلين (دو شاهد عادل)، شرايط زن از نظر طهر. در حالي كه در فسخ نكاح نيازي به اين موضوعات نيست. \ طلاق در دست مرد است و مرد طبق ماده ۱۱۳۳ قانون مدني مي تواند هر وقت كه بخواهد همسر خود را طلاق دهد. حال آنكه به زن چنين حقي داده نشده است. اما در فسخ نكاح اينطور نيست و به هر دو حق فسخ نكاح داده شده است و به محض فراهم شدن موجبات فسخ زن داراي حق مساوي با مرد است. \ در طلاق رجعي، رابطه زوجيت به طور كلي قطع نمي گردد. مرد در اين ايام مي تواند به همسرش رجوع كند و به علاوه زن و مرد بايد در ايام عده طلاق رجعي در يك منزل سكونت كنند و زن كليفه وظايف زناشويي را كه با ماهيت طلاق منافات نداشته باشد، انجام دهد و طبق قانون چنين زني در حكم زوجه است و مستحق نفقه و در صورت فوت شوهر در اين ايام از او ارث مي برد، در حالي كه در فسخ نكاح اين رابطه به طور كلي قطع مي شود. در طلاق بائن نيز اگر در ايام عده زن به مابذل مراجعه نمودم، مرد مي تواند از حق رجوع خود استفاده نمايد، اما در فسخ چنين نيست. \ در فسخ در صورتي كه قبل از عروسي نكاح فسخ شود، مهريه وجود ندارد، اما در طلاق مرد بايد نيمي از مهريه زنش را بپردازد. \ عدم ثبت طلاق طبق ماده ۶۴۵ قانون مجازات اسلامي تا يك سال حبس دارد، در حالي كه براي عدم ثبت فسخ قانونگذار مجازاتي را قائل نشده است. \ در طلاق حتماً گواهي عدم امكان سازش بايد توسط دادگاه صادر شود، در حالي كه در فسخ چنين چيزي لازم نيست، زيرا فسخ اعمال حق است و اعمال حق نيازي به اذن حاكم ندارد و با اعلام اراده دارنده حق فسخ عقد منفسخ مي گردد. دخالت دادگاه در صورت بروز اختلاف طرفين فقط براي تأييد وجود حق فسخ مي باشد و جنبه اعلامي دارد و در جهت اجبار طرف به اجراي آثار فسخ به كار مي آيد، چون حق فسخ يك نوع اختيار است و با اراده صاحب اختيار فسخ صورت مي پذيرد و دادگاه فقط اعلام مي كند كه مدعي اختيار فسخ حق فسخ داشته است يا نه. طبق ماده ۱۱۲۱ قانون مدني جنون هر كدام از زوجيه به شرط استقرار اعم از اينكه مستمر يا ادواري باشد، براي طرف مقابل موجب حق فسخ است و اين عيب مشترك بين زوجين است.
|
|
|
|
|
چرا مجرم شدم!
چون پدر كمكم نكرد
بعد از فوت شوهرش كه به خاطر بي احتياطي راننده جواني و در اثر تصادف صورت گرفته بود، پدرش را تنها پناهگاه زندگي دانسته و سراغ او مي رود. «بابا بايد كمكم كني، دست يتيمهايم را بگيري، تو كه مي داني هيچ درآمدي نداريم، صاحبخانه هم گفته دو ماه است اجاره نداده ايد، بايد تخليه كنيد، اگر اجازه دهيد، بياييم طبقه بالاي خانه شما كه ماههاست خالي است، ساكن شويم...»و پدر كه به تنهايي در خانه سه طبقه اش زندگي مي كند، با درخواست دخترش مخالفت مي نمايد. «زندگي تو و بچه هايت هيچ ارتباطي به من ندارد، شوهرت مرده كه مرده، خودت فكري به حال بچه هايت بكن و ديگه سراغ من نيا...» * * * شش ماه بعد جسد پدر در اتاق استراحتش كشف مي شود و نتايج تحقيقات منجر به اثبات قتل او و مساعدت دخترش به قاتل مي گردد. بخشهايي از اظهارات دختر مقتول را مرور مي كنيم. * * * \ با قاتل چگونه آشنا شدي؟ * چگونه ندارد آقا، وقتي بي كس و كار باشي و سرگردان، آشنا پيدا كردن كار سختي نيست. \ چرا از او خواستي پدرت را بكشد؟ * چون پدرم خسيس بود. چون پدرم مي ديد كه من و بچه هايم داريم از گرسنگي مي ميريم، چون پدرم مي ديد كه من... \ احساس پشيماني نمي كني؟ * اصلاً. \ به هرحال او پدرت بود، سالها براي بزرگ كردن تو زحمت كشيده بود. * آقا همه زحمات مال مادر خدابيامرزم بود. او اگر پدر من بود كه من به اين روز نمي افتادم.
|
|
|
|
|
حقوق هم ميهن
وضعيت مشمولان مقيم خارج چگونه است؟
ايرانيان زيادي سالها قبل به دلايل مختلف به كشورهاي ديگر سفر كرده و پس از گرفتن اقامت در آنجا ساكن شده اند. در زمان اين جابه جايي ها افراد مهاجر داراي فرزندان كوچكي بودند حالا با گذشت سالهاي طولاني به سني رسيده اند كه بايد براي خدمت سربازي اقدام كنند. مشموليت اين پسران جوان و ترس از اينكه پس از ورود به ايران با ممنوعيت هايي براي بازگشت روبرو شوند باعث شده آنها علي رغم رغبتي كه براي اين سفر دارند، نتوانند پاي به ميهن خود بگذارند. بسياري از اين خانواده ها حتي حاضرند هزينه هاي زيادي را متحمل شوند تا اگر شده براي يك بار به ايران آمده و از احوالات دوستان و آشنايان و بستگان خود جويا شوند. تمامي اين مشكلات باعث شد تا مسائل را با كارشناسان امور كنسولي وزارت امور خارجه در ميان بگذاريم. آنها از اين هفته آمادگي دارند تا به سؤوالات خانواده هاي ايراني مقيم خارج از كشور و ايرانياني كه درباره هر يك از آشنايان خود كه در خارج از كشور اقامت دارند پاسخگو باشند موضوعات مورد نظر خود را نوشته و به نشاني گروه حوادث روزنامه ايران ارسال نمايند. در همين راستا چند سؤال كه از سوي خوانندگان روزنامه فرستاده شده است را به همراه پاسخ كارشناسان وزارت امور خارجه در زير مي خوانيد.
\ برادرم ۴ سال پيش با استفاده از مهر خروج مشمولين به ايران آمده است، آيا اين مهر همچنان داري اعتبار است يا اينكه وي بايستي مجدداً مهر خروج مشمولين در سفارت جمهوري اسلامي ايران در يافت كنند. * اولاً با توجه به اينكه مدت اعتبار اوليه گذرنامه ۵ سال مي باشد، در صورت خاتمه اعتبار وي بايستي آن را به نمايندگي جمهوري اسلامي ايران در محل اقامت خود ارائه دهد تا اعتبار آن تمديد گردد.ثانياً چنانچه در متن مهر خروج مشمولين كه در گذرنامه ايشان درج گرديده، نوشته شده است كه اين مهر تا سال ۱۳۸۵ اعتبار دارد، نيازي به اخذ مجدد مهر خروج مشمولين نيست. در غير اينصورت وي بايستي از نمايندگي جمهوري اسلامي ايران درخواست مهر خروج مشمولين كند. \ : پسرم متول ۱۳۶۵ بوده و تاكنون با توجه به مهر خروج مكرر مخصوص افراد مقيم خارج از كشور كه توسط سفارت جمهوري اسلامي ايران در گذرنامه وي درج شده ، به ايران تردد نموده است، حال با توجه به اينكه او سال آينده به سن مشموليت مي رسد. مي تواند كماكان با استفاده از همان مهر خروج مكرر به ايران آمده و خارج شود؟
*: با توجه به اينكه ايشان سال آينده مشمول مقررات خدمت سربازي مي شود، در صورت مسافرت به ايران با مهر خروج مكرر مخصوص افراد مقيم خارج از كشور دچار مشكل خروج از كشور خواهد شد. ايشان بايستي ضمن مراجعه محدود به نزديك ترين نمايندگي محل اقامت خود پس از دريافت مهر خروج مشمولين از آن نمايندگي به كشور مسافرت كند.
\ : با توجه به اينكه بسياري از افرادي كه در حال حاضر مقيم خارج كشور هستند از مقررات شرايط و مدارك مورد نياز جهت اخذ مهر خروج مشمولين آگاهي ندارند، خواهشمند است اين شرايط را اعلام كنيد.
*: اين شرايط شامل يكسري فاكتورهايي مي شود كه از جمله آنها ـ خروج از ايران تا تاريخ ۱۳۷۶/۱۲/۲۹ ـ داشتن گذرنامه معتبر ـ رسيدن به سن مشموليت ـ تكميل فرم تقاضا نامه مهر خروج مشمولين در نمايندگي جمهوري اسلامي ايران ـ يك قطعه عكس جديد ـ پرداخت هزينه هاي مربوط توصيه مي شود ايرانيان مقيم خارج از كشور قبل از مسافرت به ايران از ميزان اعتبار گذرنامه و مهرهاي خروج شامل مهر خروج مكرر براي افراد مقيم و مهر خروج مشمولين براي افراد مشمول اطمينان پيدا كرده و در صورت هر گونه ابهام از نمايندگي هاي جمهوري اسلامي ايران در محل اقامت خود سؤال كنند.
|
|
|
|