دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۲ - ۲۵ ذيحجه ۱۴۲۴
Mon, Feb 16, 2004
ويژه ۴
شماره ۲۷۲۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سلامتي
نظرگاه
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
اوقات شرعي
آرشيو
متخصصان نقش دخالت خانواده هارا در زندگي مشترك جوانان در ميزگرد گروه حوادث بررسي كردند
بگذاريد زندگي كنيم
154437.jpg
• بقيه از صفحه ويژه۱

دلايل و عوامل مختلفي در بحث طلاق مورد اشاره قرار گرفت اما بايد ديد كه اين دخالت ها تا چه اندازه در فرسايش عواطف و تزلزل بنيان خانواده ها مؤثر بوده است و درنهايت موجب طلاق مي شود يا نه؟
فكر مي كنم با وصف پذيرش نقش فرهنگ سنتي و نگاه كلان خانواده و احساس حقي كه والدين نسبت به فرزندان شان در جامعه احساسي ايران دارند خود دخالت ها يك فرآيند است كه بايد به علل آن توجه دقيقي كرد. يكي از علت هاي دخالت والدين وابستگي اقتصادي و عاطفي و وابستگي سنتي و عشيره اي و قومي است. زوج ها به دلايل مختلف از جمله مسائل اقتصادي وابستگي مالي را تا سال هاي بعد از ازدواج حفظ مي كنند و اين والدين احساس حقي در خصوص تداوم زندگي فرزند خود پس از كمك هاي اقتصادي به آنان دارند و در مابه ازاي اين كمك اگر تمكين به دستورات آنان نباشد موجب دخالت و بروز اختلافات مي شود علت ديگر وابستگي عاطفي است. در جامعه ما با اين كه حالت مدرنيسم و پست مدرنيستم داريم ولي وابستگي تمام و كامل به سنت ها داريم و نسل تصميم گيرنده اين وابستگي را حفظ كرده و با توجه به تفاوت نسل تصميم گيرنده و فرزندان، آن ارتباط منطقي قطع شده و والدين مي خواهند با دخالت آب رفته را به جوي برگردانند و نتايج منفي بروز مي كند. يكي ديگر از اختلافات وجود تضاد فرهنگي است كه موجب شده است متوجه نشويم فرزندمان چه مي خواهد و چه مي گويد و يا چگونه بايد با او گفتمان داشته باشيم.
مطالعات نشان مي دهد مادرشوهر به دلايلي كه عرض كردم احساس حق مي كند و زن (عروس) را دزد محبت و بيگانه تلقي مي كند و او را بين خود و فرزندش مي بيند و آن بسترهاي منفي اگر نباشد دخالت هاي والدين مؤثر نيست به اين علت در خانواده اي كه فرزند استقلال مالي دارد يا مستقل تربيت شده است و خودش مي تواند سرنوشت خود را اتخاذ كرده و اجازه دخالت به والدين نمي دهد اثرات اين دخالت به حداقل مي رسد.
\ زنان بيشتر تقاضاي طلاق دارند يا مردان؟ و چرا؟
دكتر فرجاد: تقاضاي افرادي كه درخواست طلاق دارند در ۷۰ درصد موارد مربوط به خانم ها است زيرا طلاق حق مرد است. زيرا مرد دچار خطاهايي مثل اعتياد، زندان، ازدواج مجدد و ... مي شود كه براثر آن زن تحمل خود را از دست مي دهد. و درحالي كه نگرش زن در حفظ خانواده بيشتر از مرد است، دادخواست طلاق مي دهد.
\ محل زندگي متقاضيان طلاق بيشتر مربوط به كدام استان ها و شهرهاست؟
دكتر فرجاد: معمولاً محل زندگي متقاضيان طلاق در مراكز استان، تهران بزرگ، اصفهان، شيراز و كرمانشاه است ولي در استان هاي ديگر هم طلاق وجود دارد و اين نشان مي دهد رشد شهرها در ساده و راحت كردن مسأله طلاق نقش دارد و اين قابل پيشگيري است.
\ شغل هم آيا در امر طلاق تأثير دارد؟
دكتر فرجاد: حدود ۵۸ درصد از افرادي كه شغل خود را از دست داده اند به خاطر درگيري در خانواده به دليل بيكاري، از سوي زن يا خود مرد درخواست طلاق داده اند.
\ تعداد فرزنداني كه پس از طلاق در جامعه تنها مي مانند چقدر است؟
دكتر فرجاد: ۵۸ درصد از يك يا دو فرزند، ۲۷ درصد دو تا سه فرزند، ۹درصد بيش از سه فرزند و ۶ درصد بالاي پنج بچه داشته اند. طرفين گاهي نوه داشته اند و از هم جدا شده اند. آيا فاجعه بارتر از اين ما مسأله اي داريم؟
\ نوع روابط خانواده در ايجاد طلاق چقدر تأثير دارد؟
دكتر فرجاد: روابط صميمي و مهربان ۱۳ درصد است. متعادل و عادي ۲۵ درصد است و بقيه كه بالاي
۵۰ درصد است روابط شان خشك و خشن يا سرد و بيروح بوده است و به خاطر اين سردي كارشان به طلاق كشيده شده است. اختلالات رواني از اين سردي به زن و بچه ها دست داده است كه گاهي منجربه قتل شده است و در
۶ و نيم درصد از اين خانواده ها منجربه قتل شده است.
\ سن فرزندان هنگام جدايي معمولاً در چه گروهي است؟
دكتر فرجاد: سن فرزندان هنگام جدايي از خانواده در پسران از ۵ سال بيشتر نبوده است، ولي در دختران ۳‎/۷ درصد است و حدود ۲۷ درصد از بچه ها ۶ تا ۱۰ سال دارند. اين غير قابل باور است كه سن بچه ها وقتي بالا مي رود و ما با زمان و دوام بيشتر ازدواج روبرو هستيم، طلاق مان بيشتر است.
\ در زوجهاي خويشاوند طلاق چگونه است؟
دكتر فرجاد: ۷۸ درصد از طلاقها مربوط به زوجهايي است كه با هم خويشاوند نيستند. در كشور ما و كشورهاي عربي ازدواج با خويشاوند سنت است. البته ازدواج با خويشاوند مشكلات ژنتيكي را به همراه دارد، ولي با پيشرفت علم، اين مشكلات ژنتيكي قابل كنترل است. ريت طلاق در ازدواجهاي خويشاوندي در گذشته و الآن كمتر است. من به ازدواج خويشاوندي توصيه مي كنم، چون اجازه شناخت را در جامعه ما به جوان نمي دهيم، بنابراين در ازدواج خويشاوندي او به دليل آشنايي و شناخت نگرشها و عقايد اين مسأله را حل كرده است، ولي در ازدواج خويشاوندي مشاوره ژنتيكي و آزمايشات لازم قبل و بعد از ازدواج و قبل از بارداري حتماً بايد انجام شود.
دكتر فدايي: ازدواج خويشاوندي و فاميلي از نظر پزشكي از مهمترين دلايل بيماري از جمله عقب ماندگي ذهني است و بسياري از نقايص مادرزادي ناشي از همين ازدواج است، حتي اگر بتوانيم چند بيماري كوچك را از طريق ژنتيك شناسايي كنيم، باز مشكل اصلي قابل پيش بيني و پيشگيري نيست.
دكتر شيوا دولت آبادي: من هم با آقاي دكتر فدايي موافق هستم.
دكتر فربد: من هم در اين زمينه تحقيقي داشته ام.
دكتر فرجاد: اگر مشاوره ژنتيكي قبل و بعد از ازدواج و قبل از بارداري صورت گيرد، اشكالات پايين آمده و به صفر مي رسد. در معلوليت هايي كه اشاره كرديد، بايد بگويم امروزه سن ازدواج بالا رفته و بارداري بعد از ۳۰ سالگي صورت مي گيرد كه احتمال معلوليت را در فرزند بالا مي برد.
دكتر فدايي: چند بيماري كروموزومي را مي توان تشخيص داد. توصيه شما به ازدواج خويشاوندي خطرناك است.
دكتر فربد: در پژوهشي كه روي بيماران تالاسمي داشتم، بيش از ۹۰ درصد از آنان ثمره ازدواج فاميلي بودند.
دكتر نجفي: تصور مي كنم در مسائل علمي قيد اطلاق درست نباشد. نمي شود با اطمينان گفت صد درصد از ازدواجهاي فاميلي با مشكل روبرو مي شود، ولي آنچه مسلم است، اين است كه مطالعات اين را ثابت كرده است. من نظر آقاي دكتر فدايي و دكتر فرجاد را اينگونه همسو مي كنم كه اگر ازدواج فاميلي منجر به اختلال ژنتيكي نشود، به دليل آشنايي و شناخت از هم، از ازدواجهاي ديگر پاياتر است.
دكتر دولت آبادي: در دنيا و بعضي مذاهب دخترعمو و پسرعمو در حكم خواهر و برادر هستند و آنها ازدواج فاميلي شان با يك نسل فاصله انجام مي شود. مطمئناً ژنتيك ما جدا از ژنتيك جهان نيست، درحالي كه خود «ژنتيك» اعلام مي كند در محصولاتش خيلي فقير است.
حجت الاسلام جمشيدي: ما با آمار وحشتناك طلاق اين روزها مواجه هستيم. در ازدواج فاميلي ميزان طلاقها پايين است. اغلب طلاقها به خاطر عدم شناخت است. با حفظ مسائل علمي، ازدواج خويشاوندي با ساير ازدواجها قابل مقايسه نيست.
قاضي دهقان: در ازدواج فاميلي به تمام سؤالات بهتر مي شود پاسخ داد، چون آنها حرف يكديگر را بهتر مي فهمند. مثلاً مادرشوهري كه عمه است، راحت تر با عروس اش كنار مي آيد و عمه وار، دختر برادرش را نصيحت مي كند. در اينجا است كه ديگر بيماري بروز نمي كند.
دكتر فرجاد: با رعايت تمام جوانب، اگر دكتر ژنتيك ازدواج را بين دو خويشاوند توصيه كرد، ازدواج موفق تر و پاياتر است.
در ايران، تحقيقات نشان داده كه از اين چهار هزار خانواده اي كه من تحقيق كردم، دو مورد بچه معلول بود، شانس اختلال فيزيولوژيك ازدواج خويشاوند، بيشتر از غير خويشاوند است.
دكتر فريد: در نسل اول، لزوماً اين اتفاق نمي افتد، اين صفت شايد نهفته باشد و در نسلهاي بعد خود را نشان دهد. مدتي پيش زوجي مراجعه كرده بودند كه در آستانه طلاق قرار داشتند. زن به همسرش مظنون شده بود، زيرا مي گفت نه من و نه تو هيچ كدام چشممان آبي نيست، چگونه بچه مان چشم آبي شده است؟ به توصيه من، پس از تحقيق متوجه شدند در نسلهاي گذشته شان يك مهاجر روس چشم آبي وجود داشته است.
دكتر حميديان: به نظر من، اگر تمام جوانب در نظر گرفته شود، اولويت با ازدواج خويشاوندي است.
\ علت طلاق چه بود؟
دكتر فرجاد: ۴۳ درصد دخالت ديگران، نيمي از زنان، شوهران را مقصر مي دانستند، ۱۵ درصد پدر و مادرشوهر و ۲۷ درصد پدر و مادر زن را در طلاق مؤثر مي دانستند و بايد روي اين مسأله كار كرد.
\ اعتياد در طلاق چه نقشي دارد؟
دكتر فرجاد: اعتياد بالاترين درصد تقاضاي طلاق از سوي زنان است. هر جا رضايت از شغل، محيط زندگي و كار بيشتر است، درصد طلاق كمتر است.
\ آسيبهاي رواني در طلاق چه جايگاهي دارند؟
دكتر فرجاد: ۷۰ درصد از متقاضيان طلاق، از اختلافات خانوادگي خسته شده اند و تصميم به طلاق گرفته اند، چون اعتقاد داشته اند طلاق روي بچه ها اثر رواني بد دارد. هرچه تحصيلات بالاتر است، نسبت طلاق پايين تر است.
\ دخالت در زندگي زوجهاي جوان، چند درصد از پرونده هاي دادگاه خانواده را تشكيل مي دهد؟
دكتر حميديان: يكي از عوامل طلاق دخالت ديگران است. مهمترين علت طلاق كه بيش از ۶۰ درصد از دلايل طلاق را تشكيل مي دهد طلاق و بي كاري است. وقتي صحبت از اعتياد مي كنيم بايد آن را در چارچوب ترك نفقه هم ديد. باعث بي كاري اعتياد است و يا شخص پس از اعتياد شغل خود را از دست مي دهد و به انواع بزهكاري روي مي آورد كه ترك نفقه يكي از آن بزه ها است.
ما اكنون با ۵ ميليون بيكار روبرو هستيم. اين روند در سال ۸۳ به شش ميليون و در سال ۸۵ به ۹ ميليون بي كار تبديل خواهد شد.
وقتي طلاق به وجود مي آيد با منظومه اي از عوامل روبرو هستيم. تكثير طلاق به نفع هيچ كس نيست. با توجه به اهميت اين قضيه و اصل ۱۰ قانون اساسي كه مي گويد كليه مسائل بايد براي تحكيم خانواده باشد، متأسفانه تاكنون روي اين مسأله فكري نشده است.
اگر بودجه ما هزار تومان است بايد ۹۹۹ تومان را خرج خانواده كنيم تا به خدمات جانبي نيازمند نباشيم.
علل ديگري هم براي طلاق وجود دارد مثل ترك مرد از خانه، البته گاهي هم زن خانه را ترك مي كند زيرا از بگومگو هاي شوهر خسته شده و به خانه پدر پناه مي برد جايي كه در آن حرف تندي نشنيده و با خانه شوهر متفاوت است.
عقيم بودن مرد هم از علل طلاق است. غم و درد ناشي از مادر نشدن باعث عسرو حرج است ازدواج سن پايين از علل طلاق است.
سن بلوغ اجتماعي براي ازدواج دختر ۱۳ سال است. در اين سن در جسم و روح او مي شود نفوذ كرد ولي او براي گرفتن مهريه، نفقه و مال خود مشكل دارد و بايد حكم رشد بگيرد.
قاضي آقايي: دختر ۱۰ ساله مي تواند ازدواج كند يا طلاق بگيرد ولي در اموال خودش نمي توان دخالت كند.
دكتر حميديان: دخالت ۲۰ درصد از طلاق ها را به خود اختصاص مي دهد. اين تئوري تا آنجا پيش رفته كه گفته مي شود خانواده ها با هم ازدواج مي كنند.
\ نحوه مداخلات چگونه است؟ اصلاً اظهار نظر والدين در زندگي هاي جوانان درست است يانه؟
دكتر حميديان: عدم رعايت چگونگي اظهار نظر مشكل ساز است و بايد ظرافت اظهار نظر رعايت شود. بايد مادر شوهر بداند كه اگر پسرش را براي مرد بودن تربيت كرده بايد بند ناف ارتباط را قطع كند تا او مستقل باشد و به مادر وابستگي نداشته باشد.
گاهي دخالت ها به علت حسادت است. به تازه عروس گفته مي شود از روزي كه شوهر كردي رنگ پريده اي، حيف از تو و... ظاهر اين جملات دلسوزي است ولي خانواده ها نبايد دخالت كنند.
دكتر فرجاد: بايد به خانواده ها آموزش داد تا دخالت نكنند.
دكتر حميديان: طبيعت انسان با دخالت وتحميل بيزار است. دخالت ها، خلاقيت ها را سركوب مي كند دخالت نوعي ضد دلسوزي و ضد مهرباني است و به آرامش كمك نمي كند. قفل تمام زندانها از درون باز مي شود.
زندگي يك فرآيند است كساني مي توانند اين فرآيند را بسازند كه پروژه اي كار كنند. مشاوره اصول دارد و مشاوره بايد با شد ولي بدون اجازه طرف مقابل نبايد وارد حريم اوشد و بعد از درخواست طرف بايد با او مشاوره كرد. ديگران نبايد خود را مالك احساسات زوجين جوان بدانند و اگر بدانند با مسأله اي كه شاهدش هستيم، روبرو خواهيم شد. براي زوجين جوان، گمشده اي وجود ندارد تا ديگران بخواهند آن را پيدا كنند. اگر قرار به نصيحت است بايد به هر دو كرد و اين در صورت احساس نياز آنان بايد انجام شود. بچه زبان مي آموزد چون احساس نياز مي كند.
مسائل زندگي يافتني است، بافتني نيست و درست مثل حجاب كه باور است، بايد نيست بازور نمي شود به كسي چيزي آموخت. نبايد در حياط خلوت زندگي كسي وارد شد. خداي نكرده نبايد آنان را برهنه به جامعه معرفي كرد و بر آتش بنزين ريخت. حكميت خوب است ولي در اختلاف ها از پدر و مادران عصبي نبايد كمك گرفت چون در اوج جنون هستند و نمي توانند اداي حق كنند.
ما در شوهر بايد بداند توقع از پسرش را كه قبل از ازدواج از او داشت، بايد كنار بگذارد. مادر شوهر بايد بداند استقلال مطلق پسرش به استقلال نسبي تبديل مي شود و بعد از ازدواج يك فعل و انفعالي ايجاد مي شود. اگر مادري هر روز پسرش را مي ديده بايد بداند شخص ديگري هم هست و با جملات اگر زنت را طلاق ندهي، شيرم را حلال ات نمي كنم و بچه هايت را خودم نگه مي دارم، پسرش را تحريك به اختلاف نكند.
پدر و مادر هر اندازه مسؤولانه برخورد كنند
نمي توانند جاي يكديگر را پركنند چه رسد به مادر بزرگ. بايد والدين جوان بدانند فرزندان بي تقصير جايشان دادگاه و كلانتري نيست. جاي آنان خانه است و خانه محيطي اجتناب ناپذير است جايي كه فرزندان قبل از حرف زدن با چشمان خود آموخته ها را فرا مي گيرند.
به يك نكته بايداشاره كنم و آن اين است كه بعد از طلاق بايد يك وحدت نظر بين پدر و مادر باشد. رابطه زن و شوهري بعد از طلاق قطع است ولي رابطه پدري و مادري قطع نمي شود و بايد بعد از طلاق، لااقل يك طلاق موفق وجود داشته باشد.
\ براي كم كردن طلاق در جامعه چه بايد كرد؟
دكتر فربد: طلاق يك واقعيت اجتماعي است. جامعه بدون طلاق نبوده و نيست. تلاش بايد بر اين باشد كه اين رقم را پايين بياوريم در حدي كه جامعه و افكار عمومي بپذيرد و آن را يك خطر براي خود احساس نكند.
در ايران ساليانه براثر تصادفات ۲۲ هزار مرگ داريم ولي سقوط هواپيما روي افكار عمومي تأثير گذار تر از تصادفات جاده اي است. جامعه ما جامعه اي درحال گذار است نه يك خانواده گسترده و نه يك خانواده هسته اي داريم، خانواده در يك برزخ است. بخش عظيمي از نگرش ها مربوط به جامعه سنتي است و بخشي مربوط به جامعه مدرن است. وقتي
مي گويند پسري يا نوه اي پسري به دنيا آمده است براي خريد هديه آيا دقت بيشتري نمي شود؟ زيرا عقيده است پسر روشن كننده چراغ خانواده است، پسرخانواده را حفظ مي كند، عصاي پيري پدر و مادر را پسر مي دانند… خب در اين خانواده و با اين نگرش وقتي پسري ازدواج مي كند چرا بايد مادر ناراحت نباشد؟ اگر مادر در بافت جامعه سنتي باشد، آن دخالت هست ولي اگر خانواده وارد بافت هسته اي و مستقل شده است، در مسكن، شغل، ازدواج، نامگذاري فرزند مستقل عمل مي كند و يك واحد اجتماعي دموكراتيك است.
در جامعه ما چنددرصد از افراد همين خانواده هسته اي است كه وقتي مي خواهد چيزي بخرد از خانواده اش سؤال نكند؟ پس هنوز آن استقلال دروني شده نيست. پس اگر اين دخالت ها وجود دارد، ريشه در ساختار دارد. الان چه اندازه مددكار اجتماعي و مراكز مشاوره وجود دارد؟
دكتر نجفي: اين مراكز بيشتر جنبه صوري دارد تا ماهيتي و اين به علت فقدان تخصص است. حتي نقش «داور» در دادگاه خانواده بيشتر جنبه
تسهيل كننده تشريفات طلاق را دارد.
دكتر حميديان: قانون دست ما را بسته است. طلاق به درخواست مرد نداريم طلاق به خواسته مرد داريم و دادگاه نمي تواند نظرداورها را حتي اگر تداوم زندگي باشد، رد كند.
154440.jpg
دكتر فربد: در جامعه اي كه وابستگي خاك و خون هست، فرد در انتخاب همسرش اختيار ندارد. «بايد بگذاريم خود تصميم بگيرند» مربوط به جامعه اي آرماني است و اين به سياست گذاري جامعه برمي گردد. متفكرين ما تفكر بخشي نگر دارند. تغيير در يك الگو موجب تغيير در ساير الگوها مي شود.
آمار طلاق، فرار و اعتياد در روستاها با شهرها در حال همسوشدن است.
سال گذشته براي انجام اين كار تحقيقي به روستايي در ميانه رفته بودم. از مردي پرسيدم براي پسرت زن گرفته اي؟ گفت: نه سه سال است به شهر رفته است. گفتم: هزينه ازدواجش را تودادي؟ گفت: نه! چون به دلخواه من زن نگرفته است.
الآن تلفن كه يك ابزار اقتصادي است در جامعه روستايي ما وارد شده است، در حالي كه پسر و دختر روستايي كه نامزد بودند، از لحاظ عرفي با هم ظاهر نمي شدند. ما الآن تلفن را به خانه هاي روستا برده ايم و اين ارتباط غيرمستقيم برقرارشده است. در بعضي از مناطقي كه به لحاظ كمي و كيفي هيچ يك از ظرفيت هاي اجتماعي، اقتصادي … را ندارد، دانشگاه تأسيس شده است. در يكي از اين مراكز كه نظام معيشتي، گله داري و كشاورزي است و به هم خوردن نامزدي پسرعمو، دخترعمو جزو عجايب بود، شاهد بودم كه دانشجويان زن از شوهران خود به خاطر آشنايي هاي ديگر طلاق مي گرفتند.
ما بايد با تغييرات هماهنگ شويم يا تغييرات را كند كنيم. يكبار شنيديم مادري به تلويزيون تلفن زد و گفت دخترم ترم دوم دانشگاه است. از وقتي دانشگاه رفته به حرف من گوش نمي كند. كارشناس به او گفت: غلط
مي كند. در حالي كه بايد به او مي گفت تو بايد به روز شوي.
خانواده هسته اي مخصوص جامعه صنعتي است ولي ما يك جامعه فلاحتي هستيم بنابراين خانواده هسته اي ما ويژگي لازم را ندارد بنابراين اصل قضيه ساختار است و اين به مسؤوليت مهندسي اجتماعي برمي گردد. با تصويب چندقانون به جايي نمي رسيم هر اندازه قوانين صادرشده بيشتر باشد، نشان از بيماري بيشتر در جامعه است. انواع قوانين هست ولي چون مطالعات اجتماعي نبوده است اين قوانين عينيت ندارد و خيلي از اين قوانين جلوتر از جامعه ما است. قوانين ما جنبه عاريه شده دارد. بطور كلي بايد بگويم اين پديده كه با آن روبرو هستيم ريشه ساختي دارد. تغييرات نامتوازن در جامعه اتفاق افتاده زيرا حركت و تغييرات متوازي نبوده اند.
چرا تحقيق در جامعه ما جايي ندارد؟ چون تفكرمان سنتي است. اگر پسر ودختر من به حرف من موسفيد گوش ندهند به او پرخاش مي كنيم و توانمندي نهفته ناشكفته مي ماند.
دكتر حميديان: قانونگذارما نظريه نويسي مي كند و نظرات شخصي و ايدئولوژي مذهبي خود را به خورد ما مي دهد. وظيفه قواعد حقوقي اين است كه ثبات حق را با تحرك تكامل مطابقت دهد. موضوعات زيادي امروزه داريم كه در گذشته نبوده است. ساختار حقوقي ما از تحولات اجتماعي ما عقب است. اگر قابليت تغيير را ايجاد نكنيم مثل دايناسورها كه با تحولات موجود مطابقت ندارند، منقرض خواهيم شد.
دكتر آقايي: در تمام دنيا در قوانين خانواده بي محابا نمي شود دست به تغيير زد. سنت ها تخته هاي كهني هستند كه به كمك مي آيند. مشكل ما اين است كه قانونگذار
بي توجه به سنت است در قوانين خانواده بوده است.
دكتر همداني: از زاويه تغييرات اجتماعي به اين مسأله نگاه مي كنم: در جامعه ما تغيير بي چون و چرا است. معمولاً انطباق با تغييرات نيست و بيشتر مقاومت است بنابراين در برابر تغيير مقاومت وجود دارد. خانواده هم مقاومت مي كند و در برابر اقتداري كه قبلاً بوده است . خانواده سنتي اقتدارگر است در خانواده مثبت اقتدار به عدالت بود. پدر يا مادر اقتدار را با عدالت تقسيم مي كردند و سطح خانواده به تعادل مي رسيد ولي وقتي اين تعادل به هم ريخت بحران ايجاد مي شود و عوامل جامعه دچار ناهنجاري مي شوند.
يك سر اين مسأله به پدر و مادر و يك سرآن به زوجين برمي گردد. در زوجين گم گشتگي هويت ايجاد مي شود و در برابر استبداد فشار رواني نمي داند چه كند، تصميم نمي گيرد و ترديد مي كند و بعد تصميم نا به جا مي گيرد.
اكثر طلاق ها به خاطر ارتباطات و اطلاعات ناكافي و غيركافي است. اگر بدانند چه مسائلي بعد از طلاق هست با هم توافق مي كنند اما در اين ماجرا اين اتفاق نمي افتد و از طرف ديگر نيز بانفوذ پدر و مادر روبرو هستيم.
يادم هست دانشگاه پاريس درس مي خواندم از من به عنوان يك ايراني در مورد دخالت والدين پرسيدند گفتم والدين در ايران از ابتدا تا قيامت دخالت مي كنند. زيرا پدر و مادر وقتي بچه دار مي شوند نگران هستند و تا وقتي كه درون قبر هم مي روند نگران بچه هايشان هستند اين نگراني چرا وجود دارد؟ يكي به علت استبداد خانواده است كه ريشه در گذشته تاريخي ما دارد يكي احساس غربت است و آنها تنها مي شوند. در بعضي جوامع پدر يا مادر تنها كه مي شوند استبدادشان بيشتر مي شود. پس بايد حق داد كه بعضي از اين مقاومت ها بيشتر شود. مقداري از اين نگراني ها طبيعي است و غيرعادي نيست و به نظر من حسن است زيرا عامل كنترل است.
پدر و مادر شايد نتوانند اين عامل كنترل را خوب هدايت كنند ولي با آموزش مي شود آن را كنترل و هدايت كرد و اگر نشود مصيبت طلاق را داريم. تعدادي از اين دخالت ها درست و از سراستبداد منطقي است زيرا هميشه نمي شود مسأله را شفاف بيان كرد چون خيلي شخص آينده خود را جلوي خود نمي بيند.
به هر حال ما بايد محور جامعه مان را كه اقتدار خانواده است از بين نبريم و سامان بدهيم و اگر اين نشود يك
سرگم گشتگي هويت و يك سرگم گشتي خانواده است.

|   صفحه اول   |   سياسي   |   اخبار ايران   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   بين الملل   |   گفت و گو   | 
|   سلامتي   |   نظرگاه   |   سرزمين مادري   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   اقتصادي   | 
|   قيمت سكه و طلا   |   حوادث   |   ورزشي   |   صفحه آخر   |   افق   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |