|
مروري بر پرونده هاي قديمي ـ نخستين گنگستر ايران مهدي بليغ ( قسمت ششم)
۱۰ سال حبس براي مهدي بليغ
|
|
|
در شماره هاي گذشته خوانديد مهدي بليغ پس از بستن پيماني با دوتن از دوستان خود مبني بر اينكه تحت هر شرايطي پس از زنداني شدن هر يك، دوتن ديگر به كمك او بشتابند، به زندان افتاد و در زندان متوجه شد دو همپيمانش همسر او را فريب داده و به او خيانت كرده اند. مهدي بليغ پس از به دست آوردن فرصتي مناسب از زندان فرار كرد و به قتل يكي از دوهمدستش به نام مهدي نظري دست زد. پليس بليغ را به علت قتل دستگير كرد ولي او دوباره فرار كرده و به عراق رفت. در عراق تشكيل خانواده داد ولي پس از شناسايي دستگير شد. در حال انتقال بليغ به ايران او دوباره فرار كرد ولي سرانجام در لبنان شناسايي و دستگير شد. اين بار بليغ را به اتهام توزيع موادمخدر در ميان زندانيان محاكمه كردند و بعد نوبت به محاكمات جنايي او رسيد. «بليغ» در تمام طول دادگاه همواره سعي داشت به قاضي بقبولاند كه مرتكب هيچ قتلي نشده است و دادگاه بي جهت او را در مورد قتل محاكمه مي كند. بليغ با در پيش گرفتن روشي جديد مبني بر داشتن همدست سعي كرد هر طور شده است، دادگاه را در دادن رأي به ترديد بيندازد. پس از اظهارات قاضي دادگاه نماينده دادستان گفت: اين مرد گفته سيد است و از اولاد حضرت علي (ع) است ولي من معتقدم او فرزند ناخلفي است كه به علت همنشيني با اشخاص ناباب به وضعيتي رسيده كه او را مي بينيد او به علت همين همنشيني ها اكنون به عنوان متهم به قتل در دادگاه حاضر شده است. ••• ساعت ۹صبح ۲۲مهرماه سال۱۳۴۰ طبق تعيين وقت قبلي سيدمهدي بليغ در ميان مأموران محافظ خود به دادگستري آمد و به طرف شعبه دوم دادگاه عالي جنايي راهنمايي شد. از صبح اول وقت عده زيادي از دوستان بليغ در جلو دادگاه اجتماع كرده منتظر آمدن وي بودند به محض ورود سيدمهدي بليغ شروع به روبوسي و احوالپرسي كردند. وكلاي بليغ هم آمده بودند. بليغ به وكلايش مي گفت: ـ نمي دانم امروز چه مي شود ولي از ظواهر امر پيداست كه محاكمه شروع نخواهد شد. نمي دانم اينها از من چه مي خواهند چرا تكليف مرا روشن نمي كنند. بليغ خوشحال به نظر مي رسيد و لباس طوسي رنگ خوش فرمي به تن داشت. بليغ مدت نيم ساعت در دادگستري بود و سپس چون مقدمات محاكمه آماده نبود دوباره به زندان برگشت تا بعداً براي محاكمه به دادگاه بيايد. \ بزرگترين گانگستر سيدمهدي بليغ به بزرگترين گانگستر ايران معروف شده ونزديك به ۱۳فقره اتهام دارد كه هفت فقره آن سرقت مقرون به آزار و يك فقره قتل جواني به نام مهدي نظري است و بقيه اتهامات وي كلاهبرداري و جعل در اسناد دولتي و ايراد ضرب به مأمور دولت است. محكوميت در دادگاه مهدي بليغ در شهريورماه سال۳۷ در شعبه اول دادگاه عالي جنايي محاكمه شد و به اتهام قتل به ۱۰سال حبس با اعمال شاقه و به اتهام چندفقره سرقت مقرون به آزار به ۱۵سال حبس با اعمال شاقه و در مورد ساير جرايمش هم به زندانهاي مختلف محكوم شد. سيدمهدي بليغ پس از اعلام رأي دادگاه، فرجام خواست و پرونده وي به ديوان عالي كشور ارجاع شد. \ رأي ديوان عالي كشور سيدمهدي بليغ متولد ۱۲۹۹كه از تاريخ ۱۶اسفند سال۲۸ بازداشت است متهم به موارد زير است. ۱ـ ايراد ضرب و جرح به حسين جاسبي كارمند اداره كل قند و شكر در تاريخ۳ مرداد۱۳۲۶ ۲ـ سرقت مقرون به آزار و تهديد از منزل سيف الدين صديقيان با شركت هوشنگ مجتبايي در روز ۱۳مهر سال۳۷ ۳ـ جعل ۹فقره پروانه خريد ارزي و استفاده از هفت عدد از آن از ۲۸فروردين سال۲۸ تا ۲۸اديبهشت سال۲۸ ۴ـ قتل عمد مهدي نظري فرزند محمد هادي ۴۳ساله در دوم آبانماه سال۱۳۳۸ در قلهك ۵ ـ سرقت ساعت و اثاثيه ديگر از مغازه ساعت فروشي الوان در شب سوم آذر سال ۲۸ باشركت دو همدست. ۶ـ سرقت قاليچه و لوازم طبي و جراحي از منزل دكتر رفيع امين در شب ۹ آذر سال ۲۸ با شركت دو همدست. ۷ ـ سرقت اثاثيه از منزل دكتر بينا دندان ساز درشب ۲۶ آذر سال ۲۸ با شركت ۲ همدست. ۸ ـ سرقت مقرون به آزار از منزل احمد مواجي وكيل دادگستري در شب ۱۷ بهمن سال ۲۸ باشركت ۲ همدست. ۹ ـ سرقت جواهرات و طلا آلات از مغازه زرگري امين واقع در كوچه برلن در شب ۱۷ بهمن سال ۲۸ . ۱۰ ـ كلاهبرداري از سردارسنگ و ... در سوم دي سال .۲۶ ۱۱ ـ ايراد ضرب و جرح و اهانت به ستوان يكم عدل افسر نگهبان زندان در ۲۸ دي سال .۳۵ شعبه اول جنايي در تاريخ: ۲۵ شهريور سال ۳۷ پس از يك هفته محاكمه بليغ را از لحاظ قتل نظري طبق ماده ۱۲۵ به ۱۰ سال زندان با اعمال شاقه و ايراد ضرب به حسين جاسبي به استناد ماده ۱۶۶۰ به ۵ سال زندان مجرد و از لحاظ اهانت به ستوان يكم عدل در حدود ماده ۱۶۲۰ به يكسال زندان و در خصوص سرقت مقرون به آزار و تهديد از منزل سيف الدين صديقيان و منزل مواجي در حدود ماده ۲۲۳ به دو فقره پانزده سال زندان با اعمال شاقه و از جهت استفاده از هفت فقره پروانه مجعول و شروع به استفاده از دو فقره ديگر با رعايت ماده ۱۰۵ ناظر به مواد ۱۰۲ و ۱۰۳ قانون مجازات عمومي و ماده ۲۰ قانون مزبور به ۷ فقره ۱۰ سال زنداني مجرد و دو فقره دو سال زنداني مجرد و از جهت سرقت از مغازه ساعت فروشي الوان و منزل دكتر رفيع امين و دكتر بنياد زر گر، امين با همدستي ديگران در حدود ماده ۲۲۶ به چهار فقره سه سال زنداني كه هر يك از دو فقره ۱۵ سال زنداني و اشد مجازات است رأي صادر نمود. در اثر فرجام خواهي متهمين و دادستان استان شعبه سوم ديوانعالي كشور به پرونده رسيدگي كرده و ضمن حكم مورخ ۹ تير سال ۳۸ اين چنين رأي داده است: اولاً در مورد اتهام سيد مهدي بليغ در قتل مهدي نظري و اتهام همدست اش در چند فقره سرقت با مهدي بليغ نظر به اينكه از طرف دادرسان ديوانعالي كشور تقاضاي رسيدگي به ماهيت امر شده و نظر به كشف جنازه از زيرزمين خانه مسكوني سيد مهدي بليغ و وجود بيل و كلنگ و سيم برق در آنجا و اعتراف مشاراليه به تعلق اين اشيا به خود و مطابق بودن سيمي كه دست ومقتول را با آن بسته بودند با سيمي كه مهدي بليغ آن را به خود متعلق دانسته و اعتراف مشاراليه در باره يادداشت هاي خود به اينكه بايد انتقام خود را از مهدي نظري بگيرد و قرائني كه در اوراق تحقيقات موجود است مباشرت انحصاري او به ارتكاب قتل محرز است. حكم فرجام خواسته در عدم مباشرت انحصاري سيد مهدي بليغ در قتل مهدي نظري و مجرميت همدست او در ارتكاب در شركت در سرقت با سيد مهدي بليغ نقض و تجديد رسيدگي به شعبه ديگر دادگاه جنايي تهران ارجاع مي شود. ثانياً در مورداتهام سيدمهدي بليغ به ايراد ضرب و اهانت به افسر نگهبان چون دادگاه جنايي بدون رعايت سابقه محكوميت متهم مزبور به صدور حكم فرجام خواسته مبادرت نموده حكم مزبور نقض رسيدگي مجدد به شعبه ديگر دادگاه جنايي ارجاع مي شود و اما نسبت به موارد ديگر حكم مزبور (محكوميتهاي ديگر سيدمهدي بليغ و ساير متهمان) چون اعتراض موجهي به آن نشد واز حيث رعايت اصولي و قواعد دادرسي اشكالي كه مستلزم نقض آن حكم باشد به نظر نمي رسد ابرام مي شود. وكلاي تسخيري بليغ را دكتر عبده، مجيد اميرابراهيمي، كشاورز صدر و آلبرت برناردي تشكيل مي دادند. در تاريخ ۲۳دي ماه سال۳۸ ايراداتي به شرح زير در لايحه اي ارائه شد. الف) چون متهم جهت رهايي برادرش تعلق بيل و كلنگ را به خود تصديق و اظهار داشته اشياي مزبور را در زماني كه در دانشكده افسري بوده، سرقت كرده و پرنده آن در شعبه ۱۳ ديوان كيفر موجود است و اين موضوع را انكار كرده است و ملاحظه پرونده مزبور ضروري است. ب) در مورد جنازه مكشوفه كه تاريخ فوت را يك ماه قبل از كشف تعيين نموده از موكل قبلاً گواهينامه هاي پزشكي تقديم كرده است كه با توجه به وضع جنازه و حداقل مدت فوت يك سال تعيين شده براي روشن شدن اين موضوع جلب نظر هيأتي از پزشكان مورد تقاضا است. ج) لازم بوده از مالك خانه و همسايگان و كسبه محل راجع به سكونت يا عدم سكونت آدولف معروف به مجيد الكساندر در خانه مزبور تحقيق مي شده است. د) از هوشنگ مجتبايي احراز متهمان كه از سكوت مهدي نظري در اروپا اظهار اطلاع كرده هيچ تحقيقي نشده است. دلايل اتهام عبارتنداز: ۱ـ گزارش مورخ ۱۹اسفندسال۲۸ اداره آگاهي راجع به كشف جسد ازمنزل اجاره اي بليغ و گزارش مورخ ۱۷تيرسال .۲۹ ۲ـ صورت مجلس مورخ ۱۹اسفند سال۲۸ معاينه جسد به وسيله پزشك قانوني كه ضمن آن اظهار شده جسد داراي لباس مردانه بوده و سن وي در حدود ۲۵سال مي باشد و دستهابا سيم برق از عقب بسته شده و از تاريخ مرگ بالغ بر يك ماه مي گذرد ولي تاريخ قطعي را نمي توان تعيين كرد. ۳ـ صورت مجلس تنظيمي راجع به اينكه وقتي كه بليغ از كشف جنازه در زيرزمين مطلع شد تعادل خود را از دست داده و مي خواست متواري شود كه به او دستبند زده شد. ۴ـ اظهارات عسگر نظري پسرعمه مهدي نظري و بانو صغري كلفت مهدي نظري و فرزند ساير كسان مرحوم نظري راجع به نحوه مفقود شدن مهدي نظري و تطبيق لباس مكشوفه در تن جنازه با لباس كه مقتول اخيراً در برداشته و تسليم يقه پيراهن مقتول و تطبيق آن با پيراهني كه مقتول در تن داشته است. ۵ـ كشف بيل و كلنگ و فشنگ و سيم برق و داروهاي سمي و خواب آور و باديه مسي كه محتوي داروي خواب آور بوده از منزل استيجاري كه جنازه از آنجا به دست آمده و تطبيق سيم برقي كه در دستهاي مقتول با آن بسته شده بود با تكه هاي سيمي كه از منزل متهم به دست آمده و اظهارات متهم به قبول تعلق بيل و كلنگ مكشوفه به وي. ۶ ـ نامه آزمايشگاه مبني بر اينكه در جام مسي مكشوفه ادويه خواب آور وجود داشته است و چون جنازه متلاشي شده بود، آزمايش وجود سم در جسد غيرممكن شده است. ۷ ـ صورتمجلس راجع به تطبيق پيراهن مقتول با يقه اي كه متعلق به مهدي نظري بوده و بوسيله بستگانش ارائه شده است و اظهارات بانو صغري حكمت نظري به اينكه پارچه كتي مكشوفه در تن مقتول پارچه كت مهدي نظري است. ۸ ـ اظهارات منوچهر قهرماني همسايه بليغ در قلهك مبني براينكه حدود دوماه و نيم قبل بليغ را با جواني شيك پوش كه داراي چشماني مشكي، ابروي مشكي و موهاي مجعد فرفري ديده است كه در ايوان همان منزل نشسته و مشغول مطالعه بوده اند و اظهارات پروين صاحبي مبني براينكه بليغ شب ها ديرمي آيد. اول دونفر بودند بعد همان يك نفر شد و اظهارات زن همسايه ۷۰ساله منزل بليغ در قلهك بعداً سيد مهدي آنجا رد اجاره كرد كه از همسايه شنيديم كه در نفر جواني حياط مزبور را اجاره نموده و زن و بچه ندارند فقط شبها مي آمدند و حتي اغلب شبها نمي آمدند. در حدود يك ماه قبل بود كه آنجا را اجاره كرده بودند و تقريباً يك ماه و بيست روز به عيد نوروز مي ماند كه يك شب صداي كوبيدن شيئي را شنيدم صبح به نوكر خودمان كه شب ها در دواخانه مي خوابيد و صبح براي بچه شير به خانه مي آورد گفتم ابراهيم گويا زن و بچه اين همسايه آمده اند گفت چطور گفتم مثل اينكه امشب تا صبح چيزي مي كوبيدند و گويا براي عيدشان تهيه مي ديدند كه من به صداي كوبيدن آنها تا صبح نخوابيدم از اين قضيه گذشت تا اينكه از آنجا بلندشده به اين منزل آمدم بعداً شنيدم از خانه مزبور جنازه كشف شده من گفتم ممكن است همان شب جنازه دفن مي كرده اند كه صداي كوبيدن كلنگ بوده است. ۱ ـ اظهارات ناصر متهم به اينكه يكي از همسايگان بليغ به من اظهار داشت تقريباً سه ماه قبل يك نفر دكتر كه قبلاً در قلهك دواخانه دارد در آن موقع جنب منزل بليغ ساكن بود اظهار مي كرد در آن موقع ـ ساعت ۱۲ ـ من منزل نبوده ام ابتدا صدايي مثل كندن زمين شنيده از خانم سؤال كردند چه خبر است. گفته اند نمك مي كوبم پس از يك ساعت بليغ شخصاً درمنزل آنها زده گفته است برادرم حالش به هم خورده است. خواهش مي كنم براي زدن آمپول تشريف بياوريد، خانم دكتر اشياي خود را برداشته كه از در خارج شود براي آنكه دكتر در منزل نبوده است از رفتن به آنجا خودداري كرده است. در همين زمينه از بانو دكتر كه همسايه بليغ بود تحقيق شد او گفته است يك شب ساعت ۱۱يك نفر به در منزل اينجانب آمش كرد كه در همسايگي شما خانم اينجانب حالش به هم خورده خواهشمند است او را كمك كنيد. و نظر به اينكه كار من آمپول زدن نبود او را به يكي از پزشكياران قلهك معرفي كردم.
|