چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۲ - ۲۷ ذيحجه ۱۴۲۴
Wed, Feb 18, 2004
فرهنگ و هنر
شماره ۲۷۲۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گردشگري
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
درباره فيلم «شهر خدا»
گزارش بي بي سي از حضور
درباره فيلم «شهر خدا»
شهري عجيب و موفق
154680.jpg
ايان مور از مووي لاين / مترجم: وصال روحاني
چه سفر عجيبي داشته است اين فيلم برزيلي غريب «شهر خدا».
اين فيلم كه ساخته فرناندو ماي ريلس كارگردان مبتكر برزيلي است، قصه زندگي خطرناك پسران و جوانان در محل هايي مستعد درگيري و سرشار از تنش در مناطقي از شهر بي دروپيكر ريودوژانيرو است.
عجيب ترين اتفاقات براي «شهر خدا» در ارتباط با جوايز معتبر اسكار روي داده است: اين فيلم سال پيش رسماً از سوي دولت برزيل به عنوان نماينده سينمايي اين كشور به آكادمي علوم سينمايي و هنرهاي تصويري اهدا و تسليم شد اما به هدفش كه كانديداشدن براي جايزه اسكار بهترين فيلم خارجي (غيرآمريكايي) سال بود، نرسيد كه عده اي آن را به خشونت پس زننده موجود در فيلم ارتباط دادند. تصور مي شد اين پايان كار اين فيلم باشد اما ماجرا تازه آغاز شده بود.
ميرامكس كه از همان مرحله تدوين سناريو در شكل گيري و تولد و اكران اين فيلم دست داشت، از اواخر ژانويه ۲۰۰۳ (اوايل بهمن ۱۳۸۱) فيلم را در آمريكا اكران عمومي كرد و به اين ترتيب فيلم را قادر ساخت كه براي دوره بعدي (يعني فعلي) اسكار در صورت داشتن صلاحيت لازم كانديداي جوايزي شود. آنگاه و سرفرصت، منتقدان شروع به تحسين فيلم كردند و با اين كه فيلم هرگز از سطح نمايش در ۱۰۸ سالن سينما در آمريكا فراتر نرفت، اما ميرامكس همين حالت و نمايش مستمر آن را در آمريكا و بخشي از اروپا حفظ كرده است. فيلم تا اين لحظه هنوز رقم ۷ ميليون دلار فروش در آمريكا را رد نكرده است اما در ليست هاي انتهايي سال بسياري از منتقدان لقب بهترين فيلم خارجي را مال خود كرد و كانديداي جايزه گولدن گلاب (كره طلايي) در اين شاخه نيز شد.
يك سال و اندي بعد
و حالا، يعني يك سال و اندي بعد از اين كه «آكادمي» حاضر نشد فيلم را نامزد جايزه اسكار بهترين فيلم خارجي (غير آمريكايي) سال كند، كانديداي ۴ جايزه در رده هاي ديگر و نه چندان غيرمهمتر شده و از آن قبيل است جوايز بهترين كارگرداني (براي ماي ريلس)، بهترين سناريوي اقتباس شده، بهترين اديت و برترين فيلمبرداري.
«من متعجب نيستم و فقط شوكه شده ام! به اين نتيجه رسيده بودم كه اين از آن دست فيلم ها است كه آكادمي نمي پسندد و با آن راحت نيست، اما اشتباه كردم. اولين سؤالي كه از خود كردم اين بود كه آيا اعضاي آكادمي ديوانه شده اند. واقعاً چه اتفاقي افتاده است؛ فيلمي كه تماماً در برزيل و دور از روندهاي هاليوودي ساخته شده است، كانديداي جوايز اسكار بهترين اديت و فيلمبرداري شود؛ آيا ممكن است؟»
از ۱۹۸۵ تا به حال
بله ممكن است ولي حرف هاي فوق كه از زبان ماي ريلس گفته شده، نشان مي دهد «آكادمي» همچون سال هاي اخير روند هرچه بيشتر «بين المللي شدن» خود را حفظ كرده و استمرار بخشيده است و ديگر برخلاف دهه هاي گذشته، اسكار جايزه اي مختص سينماي آمريكا نيست. براي اين كه به ماي ريلس و خوانندگان اين سطور نكته اي مهم يادآوري شود، بايد تذكر دهيم كه يك فيلم برزيلي ديگر به نام «بوسه زن عنكبوتي» كه به كارگرداني هكتور بابنكو معروف و محصول ۱۹۸۵ بود، همچون «شهر خدا» نامزد ۴ جايزه اسكار شد و يكي از آنها را كه اسكار بهترين بازيگر مرد نقش اول (براي ويليام هارت آمريكايي) بود، تصاحب كرد. اما آن فيلم به زبان انگليسي ساخته شده بود و نه كاملاً به زبان پرتغالي ـ برزيلي كه «شهر خدا» چنين است. و البته فيلم هاي برزيلي تا به حال ۴ بار كانديداي اسكار بهترين فيلم خارجي سال شده اند كه آخرين بار آن در سال ۱۹۹۸ براي «ايستگاه مركزي» كار والترسالس بود.
تند و بي واسطه
همان فيلم و كارهايي مثل «كاران ديرو» فيلم جديد بابنكو راجع به وقايع تند و ترسناك در يك زندان در برزيل و «شهر خدا» سبب شده اند يك موج تازه در سينماي برزيل جاري شود و ناظران اين سينما را بستايند. با اين حال، نمي توان انكار كرد كه «شهر خدا» به دلايلي از همه آنها فراتر رفته است. اين فيلم كه جولان قاچاقچيان مواد مخدر و خلافكاران را در مناطق جنوبي و دور از نظر مانده شهر ريو دوژانيرو به وضوح و به شكلي تند و بي واسطه نشان مي دهد و بر اساس رمان بسيار پرفروشي از پائولو لينز ساخته شده، بودجه اش فقط ۳‎/۵ ميليون دلار بوده و بسياري از نقشهاي اصلي را خود نوجوانان بزهكار براي ماي ريلس و در فيلم وي ايفا كرده اند و با شناسايي اي كه از اين طريق در مورد آنها حاصل آمده است، دولت برزيل هرگاه اراده كند، مي تواند آنها را بازداشت كند!
از همان ابتدا
اين همه عجايب در يك فيلم؟ هاروي وين اشتاين رئيس استوديوي به ظاهر كوچك اما بسيار قدرتمند ميرامكس كه «شهر خدا» را ابتدا در كن پخش كرد و سپس تصميم به اكران عمومي آن در آمريكا در طول سال ۲۰۰۳ گرفت، در زمستان ۲۰۰۴ و در اوج مطرح بودن «شهر خدا» مي گويد: «من از همان ابتداي قضيه از شهر خدا راضي بودم. در آمريكا با احتساب ضوابط و مسائلي كه مورد توجه مردم است، فيلم خوب فروخته و در ساير كشورها نيز رقم ۲۰ ميليون دلار را رد كرده است، اما از همان هفته هاي نخست اين احساس را داشتم كه اگر بگذارم فيلم در يك دوره طولاني در آمريكا بر اكران باشد، آكادمي ناگزير به آن توجه خواهد كرد و چنين نيز شد.»
درجه نخست
هوشياري اقتصادي و شم تجاري ـ هنري وين اشتاين مثل معمول چنان قوي بود كه اجازه نداد «شهر خدا» بلافاصله به روي نوارهاي ويديويي برود و در اين كار تأخير انداخت تا خبرسازي آن در سالنهاي سينما ادامه يابد و ناگزير در مسير جوايز مختلف سالانه قرار گيرد. ماي ريلس كه در كارگرداني «شهر خدا» تنها نبوده و در تيتراژ فيلم نام او در اين شاخه در كنار اسم كاتيا لوند مي آيد، با تجليل از وين اشتاين و تصميمات وي گفته است: «هاروي از ابتدا خودش را مصروف اين قضيه كرده بود. در مورد ميرامكس حرفهاي منفي زيادي مي زنند، اما حقيقت آن است كه وين اشتاين هنر سينما را دوست دارد و فقط از وجه تجاري به آن نگاه نمي كند، آنچه او مي كند، در درجه نخست از شور و اشتياق وي سرچشمه مي گيرد.»
و باز از وين اشتاين بشنويد كه مي گويد: «از شهر خدا و حاصل كار سازندگان آن احساس غرور مي كنم. به محض اين كه عوامل بازدارنده رفع شد، آن را براي اعضاي آكادمي فرستادم و بسيار تلاش كردم مطلع شوند كه به دليل نمايش عمومي اش در آمريكا براي كانديدا شدن در هر يك از شاخه هاي اسكار وجاهت قانوني دارد. حالا كه فيلم كانديداي اين همه جايزه شده، نمايش آن را به ۲۰۰ سالن در سطح آمريكا بسط داده ام و بزودي تعداد آن را به ۵۰۰ سالن مي رسانم و مشابه اين طرح را براي اروپاي غربي نيز دارم.»
سهم چشمگير بازيگران
با اين حال، همان طور كه قبلاً نوشتيم، آكادمي علوم سينمايي در سالهاي اخير تمايل زيادي به گراميداشت «فيلمهاي با زبان خارجي» در شاخه هاي اصلي اسكار از خود بروز داده است. به عنوان مثال، سال پيش نيز فيلم «با او صحت كن» كه كار پدرو المودووار اسپانيايي و مشهور بود و طبعاً كاراكترها در آن به زبان اسپانيايي تكلم مي كنند، كانديداي دو جايزه عمده اسكار در شاخه هاي بهترين كارگرداني و برترين سناريوي اوريژينال (اقتباس نشده) شد كه دومي را برد.
كلام آخر را از خود ماي ريلس بشنويم.«اين كه ما در شاخه هايي به جز اسكار بهترين فيلم خارجي كانديدا شده ايم، نشانگر عمق توفيق فيلم ما است. در اين توفيق، بازيگران فيلم بسيار سهيم بوده اند و جالب تر اين كه تقريباً تمامي شان آماتورند و براي اولين بار است كه جلوي دوربين ايستاده اند و به همين خاطر يك نوع تازگي و بداعت در بازي آنها است كه به فيلم شور خاصي را مي بخشد.»
و همين شور و حقيقت گرايي و رئاليسم مطلق در «شهر خدا»، حقيقتاً از اين فيلم يك اثر خاص سينمايي ساخته است.
گزارش بي بي سي از حضور
زنان كارگردان در رقابت اسكار
سوفيا كاپولا سومين زن نامزد جايزه اسكار بهترين كارگرداني
154677.jpg
ترجمه از شيلا ساساني نيا
«سوفيا كاپولا» ، كارگردان اثر درخشان ومنتقد پسند «گمشده در غربت» اين بار به نيابت از پدرش نام «كاپولا» را بار ديگر به گردونه قرعه هاي اسكار انداخته است اماخبرسازتر از نشان خانوادگي او افتخاري است كه اين كارگردان جوان براي جامعه زنان سينما گر به ارمغان آورده است: سوفيا كاپولا سومين زني است كه در تاريخ اهداي اسكار نامزد دريافت اين تنديس معتبر در شاخه بهترين كارگرداني مي شود.
هاليوود مدرن اين بار نيز گامي مثبت در راستاي برقراري مساوات ميان زنان و مردان سينماگر خود برداشته و كاپولا سومين زني است كه پس از جين كمپيون كه در سال ۱۹۹۴ براي فيلم پيانو نامزد شد ـ و كارگردان زن ايتاليايي «لينا ورت مولر» به فهرست كارگردانان نامزد شده براي اسكار راه يافته است.
نام كاپولا در فهرست اسكار ۲۰۰۴ اين پرسش را بر مي انگيزد كه چرا جاي زنان فيلمساز در هاليوود همچنان در قرن بيست و يك خالي است؟ گزارشي كه سال گذشته از سوي دانشگاه سن ديگو در همين زمينه به چاپ رسيد حاكي از آن است كه مردان سينماگر در آمريكا در سال ۲۰۰۲ كارگرداني نه فيلم از هر ده فيلم پرفروش سال را برعهده داشتندو علاوه بر آن آمار زناني كه به عنوان كارگردان، تهيه كننده، فيلمبردار، تدوين گر و فيلمنامه نويس در اين كشور مشغول به كار بودند در سال ۲۰۰۲ به رقم ۱۷ درصد سقوط كرد. در بريتانيا نيز وضعيت مشابهي گزارش شده است. در سال ۲۰۰۲ از ميان ۳۵۰ فيلم ساخت اين كشور تنها ۸ فيلم به دست زنان كارگرداني شدند واز همين روست كه جين كوزونس، مدير اتحاديه زنان درعرصه سينما وتلويزيون از موفقيت سوفيا كاپولا اظهار خوشحالي كرد اما يادآور شد كه جاي خالي زنان دراين صنعت جهاني همچنان محسوس است. زنان فيلمساز در هاليوود تا دستيابي به قله هاي موفقيت جهاني راه درازي در پيش رو دارند و در بريتانيا نيز علي رغم تجربه موفقيت آميز «گوريندر چادا» در ساخت فيلم «مثل بكهام سانتركن» وضعيتي كم و بيش مشابه مشاهده مي شود. كوزونس با اشاره به اينكه فيلمسازي خود به تنهايي يك ريسك است خاطرنشان ساخت كه سرمايه گذاران معمولاً به دنبال يك ضمانت اجرايي براي فروش فيلمهايشان هستند و اين ضمانت معمولاً اعتبار يك كارگردان است كه متأسفانه زنان كارگردان بريتانيايي هنوز به اين اعتبار بين المللي دست نيافته اند.
با اين حال ظاهراً بخشي از اين مشكل همچنان به عدم توازن ديرينه جنسيتي بازمي گردد بدان معنا كه در صنعت فيلمسازي مردان هنوز درمشاغل فني همچون تدوين، صداگذاري و يا فيلمبرداري پيشتاز هستند.
به گفته كوزونس حتي حضور پررنگ زنان در عرصه تهيه كنندگي از يك سنت ديرينه ريشه مي گيرند چرا كه تهيه كنندگان همواره يك منشي داشتند كه او يك زن بود و كارگردانان نيز يك منشي داشتند كه او هم يك زن بود.
كوزونس حتي يك ماجراي واقعي را به ياد مي آورد كه در كن رخ داده بود. بدين قرار كه يك كارگردان و تهيه كننده معتبر كه هردو از قضا زن بوده اند براي يافتن يك سرمايه گذار در جشنواره حضور يافته بودند اما در جلسات مختلف همواره سرمايه گذاران جوياي كارگردان اثر مي شدند چون نمي توانستند باوركنند كه يك زن بخواهد فيلم را كارگرداني كند.
كوزونس مي گويد: درحال حاضر زنان جوان كارگرداني وجوددارند كه واقعاً مستعد هستند. مثل اميلي يانگ (بوسه زندگي) و سارا گاورون (اين زندگي كوچك). اميدوارم تا پنج يا ده سال آينده شاهد تعدادبيشتري از آنها باشيم. چون گوريندر بيچاره (مثل بكهام سانتركن) نمي تواند همه فيلمها را بسازد.
كوزونس اظهاراميدواري كرد كه موفقيت كاپولا بتواند همچنين بخوبي نشان دهد كه چگونه فيلمي همچون «گمشده در غربت» به يك ديدگاه زنانه نيازداشت. وي مي افزايد: زنان ديدگاه خودشان را دارند. فيلم سوفيا عجيب و خاص است و يك مرد نمي توانسته كارگردان آن بوده باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |