|
گزارش بي بي سي از حضور
زنان كارگردان در رقابت اسكار سوفيا كاپولا سومين زن نامزد جايزه اسكار بهترين كارگرداني
|
|
|
ترجمه از شيلا ساساني نيا «سوفيا كاپولا» ، كارگردان اثر درخشان ومنتقد پسند «گمشده در غربت» اين بار به نيابت از پدرش نام «كاپولا» را بار ديگر به گردونه قرعه هاي اسكار انداخته است اماخبرسازتر از نشان خانوادگي او افتخاري است كه اين كارگردان جوان براي جامعه زنان سينما گر به ارمغان آورده است: سوفيا كاپولا سومين زني است كه در تاريخ اهداي اسكار نامزد دريافت اين تنديس معتبر در شاخه بهترين كارگرداني مي شود. هاليوود مدرن اين بار نيز گامي مثبت در راستاي برقراري مساوات ميان زنان و مردان سينماگر خود برداشته و كاپولا سومين زني است كه پس از جين كمپيون كه در سال ۱۹۹۴ براي فيلم پيانو نامزد شد ـ و كارگردان زن ايتاليايي «لينا ورت مولر» به فهرست كارگردانان نامزد شده براي اسكار راه يافته است. نام كاپولا در فهرست اسكار ۲۰۰۴ اين پرسش را بر مي انگيزد كه چرا جاي زنان فيلمساز در هاليوود همچنان در قرن بيست و يك خالي است؟ گزارشي كه سال گذشته از سوي دانشگاه سن ديگو در همين زمينه به چاپ رسيد حاكي از آن است كه مردان سينماگر در آمريكا در سال ۲۰۰۲ كارگرداني نه فيلم از هر ده فيلم پرفروش سال را برعهده داشتندو علاوه بر آن آمار زناني كه به عنوان كارگردان، تهيه كننده، فيلمبردار، تدوين گر و فيلمنامه نويس در اين كشور مشغول به كار بودند در سال ۲۰۰۲ به رقم ۱۷ درصد سقوط كرد. در بريتانيا نيز وضعيت مشابهي گزارش شده است. در سال ۲۰۰۲ از ميان ۳۵۰ فيلم ساخت اين كشور تنها ۸ فيلم به دست زنان كارگرداني شدند واز همين روست كه جين كوزونس، مدير اتحاديه زنان درعرصه سينما وتلويزيون از موفقيت سوفيا كاپولا اظهار خوشحالي كرد اما يادآور شد كه جاي خالي زنان دراين صنعت جهاني همچنان محسوس است. زنان فيلمساز در هاليوود تا دستيابي به قله هاي موفقيت جهاني راه درازي در پيش رو دارند و در بريتانيا نيز علي رغم تجربه موفقيت آميز «گوريندر چادا» در ساخت فيلم «مثل بكهام سانتركن» وضعيتي كم و بيش مشابه مشاهده مي شود. كوزونس با اشاره به اينكه فيلمسازي خود به تنهايي يك ريسك است خاطرنشان ساخت كه سرمايه گذاران معمولاً به دنبال يك ضمانت اجرايي براي فروش فيلمهايشان هستند و اين ضمانت معمولاً اعتبار يك كارگردان است كه متأسفانه زنان كارگردان بريتانيايي هنوز به اين اعتبار بين المللي دست نيافته اند. با اين حال ظاهراً بخشي از اين مشكل همچنان به عدم توازن ديرينه جنسيتي بازمي گردد بدان معنا كه در صنعت فيلمسازي مردان هنوز درمشاغل فني همچون تدوين، صداگذاري و يا فيلمبرداري پيشتاز هستند. به گفته كوزونس حتي حضور پررنگ زنان در عرصه تهيه كنندگي از يك سنت ديرينه ريشه مي گيرند چرا كه تهيه كنندگان همواره يك منشي داشتند كه او يك زن بود و كارگردانان نيز يك منشي داشتند كه او هم يك زن بود. كوزونس حتي يك ماجراي واقعي را به ياد مي آورد كه در كن رخ داده بود. بدين قرار كه يك كارگردان و تهيه كننده معتبر كه هردو از قضا زن بوده اند براي يافتن يك سرمايه گذار در جشنواره حضور يافته بودند اما در جلسات مختلف همواره سرمايه گذاران جوياي كارگردان اثر مي شدند چون نمي توانستند باوركنند كه يك زن بخواهد فيلم را كارگرداني كند. كوزونس مي گويد: درحال حاضر زنان جوان كارگرداني وجوددارند كه واقعاً مستعد هستند. مثل اميلي يانگ (بوسه زندگي) و سارا گاورون (اين زندگي كوچك). اميدوارم تا پنج يا ده سال آينده شاهد تعدادبيشتري از آنها باشيم. چون گوريندر بيچاره (مثل بكهام سانتركن) نمي تواند همه فيلمها را بسازد. كوزونس اظهاراميدواري كرد كه موفقيت كاپولا بتواند همچنين بخوبي نشان دهد كه چگونه فيلمي همچون «گمشده در غربت» به يك ديدگاه زنانه نيازداشت. وي مي افزايد: زنان ديدگاه خودشان را دارند. فيلم سوفيا عجيب و خاص است و يك مرد نمي توانسته كارگردان آن بوده باشد.
|