|
گزارش «ايران»
ديپلماتهايي كه دست خالي برمي گردند
• «ايران اقتصادي» را در صفحات ويژه بخوانيد.
|
|
|
نگين نوشيرواني فهرست شماره (۱) • طي سالهاي گذشته هيچگاه نمايندگان ايران در داووس نتوانستند به صاحبان سرمايه القاء كنند كه ايران قصد خروج از انزوا را دارد
سال ۱۹۸۷ ـ هانس ديتريش وزير خارجه آلمان از شركت كنندگان خواست به «گورباچف شانس دهند» و به اين ترتيب نقطه عطفي را در جنگ سرد ايجاد كرد. سال ۱۹۸۸ ـ قرار شد يونان و تركيه با امضاي «بيانيه داووس» به خصومت با يكديگر پايان دهند. سال ۱۹۸۹ ـ كره شمالي و جنوبي اولين نشست خود را در سطح وزيران برگزار كردند. سال ۱۹۹۲ ـ دكلرك رئيس جمهور آفريقاي جنوبي با نلسون ماندلا ملاقات كرد اين اولين ديدار سران در خارج از آفريقاي جنوبي بود. سال ۱۹۹۴ ـ شيمون پرز وزير امور خارجه اسرائيل و ياسر عرفات رئيس سازمان آزاديبخش فلسطين طرح يك تفاهمنامه در باره غزه و اريحا را ريختند. سال ۱۹۹۹ ـ كوفي عنان دبير كل سازمان ملل متحد معاهده جهاني را اعلام كرد و گفت «بگذاريد بشريت با بازار جهاني روبرو شود.» سال ۲۰۰۰ ـ جرو هارلم براندلند، «اتحاد جهاني براي واكسن و ايمن كردن» را اعلام كرد. سال ۲۰۰۴ ـ ملك عبدالله پادشاه اردن، اردوغان نخست وزير تركيه، خاتمي رئيس جمهوري ايران، مشرف رئيس جمهوري پاكستان، چني معاون رئيس جمهوري آمريكا، پاول وزير خارجه به همراه كلينتون رئيس جمهور سابق و اشكرافت دادستان كل ايالات متحده در نشست داووس شركت كردند.
صبح روز بيست و دوم ژانويه، نمايندگان تعدادي از شركت هاي معتبر خارجي، دور ميزي جمع بودند كه رئيس جمهوري ايران صبحانه صرف مي كرد، آنها براي حضور در اين ضيافت صبحانه، ثبت نام كرده بودند، چون برايشان رو در رو شدن با سيد محمد خاتمي، خيلي ارزش داشت، هم مي توانستند از مشكلات فعاليت در ايران بگويند و هم راه حلي براي مشكلات مطرح كنند. آنچه اين ضيافت را برجسته تر كرده بود، حضور مديران دو بنگاه مهم آمريكايي، بويينگ و شورون تگزاكو بود؛ بنگاههايي كه چوب تحريم را مي خورند و ايران هم از دستاوردهاي آنها بي بهره مانده است. شايد اين مديران در هر كجاي ديگري از جهان ، بجز در «داووس»، نمي توانستند اين گونه رودررو، صريح و بي پرده با رئيس جمهوري ايران سخن بگويند، چرا كه براي مدت ۳۰ سال «مجمع جهاني اقتصاد» اين امكان را براي همه رهبران جهان، مديران شركتها و روشنفكران راست و چپ فراهم كرده كه بتوانند سالي يكبار به تبيين دستاوردهاي اقتصادي و سياسي جهان بپردازند و در فضايي عاري از هر گونه تشريفات، راجع به مهمترين مسائل روز دنيا بحث كنند، تصميم سازان اصلي، از برنامه هاي آتي خود بگويند و كشورهاي در حال توسعه، نقش خود در بازي جهاني را پر رنگ كنند. داووس كه در شمالي ترين نقطه سوئيس واقع است هر ساله از بيستم تا بيست و پنجم ژانويه شاهد نمايش پرشكوه و بدون تشريفات گردهمايي پادشاهان، رئيسان جمهور، وزيران، مديران بنگاههاي عظيم اقتصادي، روشنفكران، نويسندگان و ... است. در اينجا و در اين روزها هر كسي كه در «مجمع جهاني اقتصاد» داووس حضور داشته باشد مي تواند هر روز در لابي هاي اين مجمع با هر فردي كه بخواهد بنوشد، بخورد و حرف بزند. شايد همين فضاي عاري از هر گونه تشريفات است كه توانسته براي اقتصاد و مهمتر از آن سياست جهان دستاوردهايي داشته باشد كه مهمترين آن را مي توان پايان «جنگ سرد» نام برد. فهرست (۱) تنها به گوشه اي از رخداد هاي مهم اجلاس مجمع جهاني اقتصاددر داووس اشاره مي كند همين كارنامه براي داووس كافي است تا همه ساله مقامات كشورهاي در حال توسعه براي شركت در آن، از مدتها قبل برنامه ريزي كنند و در پايان اجلاس با دستي پر از سوئيس خارج شوند و در كنار آن، شركتهاي بزرگ دنيا، رودررو با رجال سياسي و صاحبنظران مستقل، افق اقتصادي جهان را ترسيم كنند و حاصل اين همه چيزي جز «پيشرفت جامعه جهاني» نيست. در همين زمينه، يك كارشناس مطلع، مجمع جهاني اقتصاد را سازماني مستقل مي داند كه از بدو تأسيس تاكنون، برنامه اصلي خود را بر برقراري ارتباط و ايجاد تعامل بين اركان اصلي جامعه جهاني استوار ساخته است و در يك كلام، مسير جهاني سازي را هموار كرده و مي كند. اين كارشناس، مهمترين رخداد مجمع جهاني اقتصاد را برگزاري اجلاسهاي سالانه اي مي داند كه از سال۱۹۷۱ در سوئيس به اجرا درآمده و هر سال نقش واهميت بيشتري پيدا كرده است. به اعتقاد وي هدف از برپايي اجلاس داووس ايجاد فضايي مناسب براي گردهمايي، بحث وتبادل نظر صاحب منصبان اقتصادي، بخشهاي دولتي، علمي، خبري و تشكلهاي غيردولتي است. او مي گويد: «در جريان برگزاري اجلاس سالانه، مباحث گوناگوني نظير رشد اقتصادي درجهان، تجارت، مديريت بازرگاني، شكاف ميان كشورهاي فقيرو غني، تكنولوژي، بهداشت، مذهب و فرهنگ مورد بحث و بررسي قرار گرفته واز اعضا و شركت كنندگان خواسته مي شود راهكارهاي پيشنهادي خود را در رابطه با مسائل تجاري، اجتماعي و سياسي مطرح كنند و در قالب گروههاي كاري به دستاوردهاي نظري مشخصي برسند. به تعبير اين صاحبنظر، اجلاس داووس، يك چهارراه جهاني منحصر به فرداست كه در آن چهره هاي اقتصادي، علمي و سياسي دنيا در ملاقاتي خارج از تشريفات ديپلماتيك رو در روي هم قرار مي گيرند. توفيق همه ساله برپاكنندگان اجلاس در جمع كردن چهره هاي شاخص دنيا در دهكده داووس، اعتبار علمي و به روز بودن مباحث مطروحه نحوه اداره اجلاس در كنار استقلال آن همه و همه موجب حسن شهرت اجلاس مجمع جهاني اقتصاد به صداقت، دقت و موفقيت شده است. علاوه بر آنكه در عمر سي ساله داووس، همواره فضاي آرام، آزاد و غيررسمي حاكم بر اجلاس، مورد استقبال مدعوين و شركت كنندگان بوده است. پروفسور «كلاووس شاب»، بنيانگذار مجمع جهاني اقتصاد خود مي گويد: «جهاني شدن باعث شده است كه دنيا درعين سادگي براي زندگي كردن پيچيده باشد... امروزه هيچ دولت يا حكومت يا گروهي كه تك رو باشد، نمي تواند يك مشكل اساسي را حل كند. آنها همه مجبورند با هم كار كنند. مجمع جهاني اقتصاد براساس اين حقيقت بنا شده است. بيش از سي سال است كه ما رهبران جهان از تمامي كشورها را براي ترغيب فعاليت اقتصادي و اجتماعي اي كه وضعيت جهان را بهبود بخشد، دور هم جمع مي كنيم...» در عين حال مجمع جهاني اقتصاد و برپاكنندگان اجلاس سالانه، سياستهاي خود را به عنوان خط مشي اصلي و راه حل موجود براي مقابله با چالشهاي فراروي ملتها مطرح مي كنند و مدعي اند هيچ مؤسسه ديگري مانند مجمع، نخبگان جامعه جهاني را به اين شكل دور هم جمع نمي كند. در جريان اجلاس از سياست سازان دنيا خواسته مي شود به طور شفاف مشكلات پيش روي جامعه جهاني را مطرح نمايند و در قالب گروههاي ضربت و كميته هاي كاري براي راه حل هاي مؤثر، برنامه ريزي كنند. اعتبار گردهمايي از آن جهت افزون شده كه مجمع جهاني اقتصاد همواره تلاش كرده از وابستگي و جهت گيري سياسي دور باشد، رعايت بي طرفي كند و خود را به منافع ملي، انحصارگرايي و سياست مقيد نسازد. اين در حالي است كه سير فعاليت مجمع و اجلاس سالانه به گونه اي بوده كه بسياري صاحبنظران را به اين نتيجه رسانده كه اجلاس سالانه مجمع در شروع هر سال ميلادي، خط مشي اقتصادي، سياسي و اجتماعي جهان را در آن سال تعيين مي كند. ايران در داووس حضور رسمي جمهوري اسلامي ايران در داووس بعد از پايان جنگ هشت ساله و شروع بازسازي پس از جنگ بود. از آن دوران به بعد مقاماتي از وزارت امور خارجه ايران، بانك مركزي و ديگر نهادها در اين مجمع شركت كرده اند. شايد بتوان گفت پرسروصداترين سال حضور ايران در داووس، به جز امسال كه با حضور رئيس جمهوري ايران صورت گرفت، سال۱۹۹۸ بود كه دكتر معصومه ابتكار معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان حفاظت محيط زيست در آن شركت كرد. در آن سال يك خبرنگار آمريكايي متوجه شد كه معاون رئيس جمهوري ايران، همان «مري» معروف دانشجويان مسلمان پيروخط امام (ره) است كه سفارت آمريكا راتسخير كرده بودند. «مري » آن زمان و «معصومه ابتكار» فعلي در ميان مردم خارج از ايران، به ويژه آمريكا و اروپا معروف تر از عباس عبدي و محسن ميردامادي بود، چرا كه او سخنگو و مترجم اين دانشجويان براي مردم آمريكا بود. اما حضور هر ساله ايران در داووس از بعضي جهات هم براي سياستگذاران و سياستمداران جالب توجه بوده است. برگزاري پانل هاي روزانه و پاسخگويي مقامات ايران به حضار در اين اجلاس كاري است كه هرساله انجام مي شود . در سال،۲۰۰۳ ميزگردي تحت عنوان ۲۴سال پس از انقلاب برپا شد. در آنجا سياستهاي خارجي ايران مورد نقد قرار گرفت. شايد اين نقد كه چهار سال پس از ديدار وزيران امور خارجه ايران و مصر در داووس انجام گرفت، توانست راههاي زيادي را پيش پاي ايران بگذارد، چرا كه در آنجا نكته اي كه از سوي يكي از شركت كنندگان مطرح شد نشان داد كه «دستيابي به حاكميت سياسي باعث از دست رفتن فرصتهاي اقتصادي و مهمتر از آن اعتبار بين المللي ايران» شده است. اما سؤالي كه هم اكنون و پس از گذشت سالها حضور مستمر و پياپي ايران در داووس، مطرح مي شود اين است كه در شرايطي كه تمام رجال سياسي، از رهبران عرب و آفريقايي تا سياستمداران آمريكايي و اروپايي در حال تثبيت نقش و حضور خود در داووس هستند اين اجلاس چه دستاوردهايي براي ايران داشته است؟ پاسخ به اين سؤال بسيار سخت است چرا كه طي سالهاي اخير هيأت هاي ديپلماتيك، مقامات وزارت امور خارجه، رئيس كل فقيد بانك مركزي ايران در اجلاس داووس حضور داشته اند اما چالش هاي فراروي تعامل ايران با جامعه جهاني سبب شده اين اقدامات از قالب حضوري حاشيه اي و بي رمق فراتر نرود. يك صاحبنظر سياسي اقتصادي در اين زمينه مي گويد: «طي سالهاي گذشته هيچگاه، نمايندگان ايران در داووس در جلب اعتماد صاحبان سرمايه و القاي اين نكته كه ايران قصد خروج از انزوا را دارد، موفق عمل نكرده اند.» او اضافه مي كند: «البته بايد اين مسأله هم لحاظ شود كه طرفهاي خارجي و حضار در داووس، نمي توانند به دعوت هيأت هايي در اين سطح دلخوش كنند و نيز بدون اقدامات عملي ايران براي نزديكي به جامعه جهاني، آن را جدي تلقي كنند.» اين عوامل در كنار ناكامي ديپلماتيك كشورمان درجريان برپايي اجلاس داووس سبب شد علي رغم حضور گروه ايراني به عنوان يكي از بزرگترين هيأت هاي اعزامي در اجلاس سال جاري، حتي توجه شركت كنندگان به سمت ايران جلب نشود. اين درحالي بود كه فعاليت ساير هيأت ها كه اتفاقاً جايگاهي پايين تر از ايران داشتند، كاملاً توجه صاحبان سرمايه و اساتيد دانشگاهي و نيز مقامات كشورهاي پيشرفته را به خود جلب كرد. حضور موفق هيأت هاي عربي و به ويژه سخنراني تحسين برانگيز ملك عبدالله پادشاه اردن كه درراستاي تشريفات زدايي داووس، كراوات خود را باز كرده بود، نمونه اي از اين دست به شمار مي رود. اين در شرايطي است كه به نظر مي رسد مديران شركتهاي بزرگ جهان در جريان ضيافت صبحانه ايران، پاسخ سؤالهاي جدي خود را نگرفته باشند. در آن جلسه، مديران و نمايندگان شركتهايي چون بويينگ، شورون تگزاكو، بريتيش پتروليوم، استات اويل، كرديت بانك سوئيس، دويچه بانك، نستله، سازمان سرمايه گذاري ژاپن و… دغدغه هاي خود از حضور و سرمايه گذاري درايران را مطرح كردند. هر چند سيدمحمد خاتمي به عنوان مبدع گفت وگوي تمدن ها به آنها گفت كه مسير كلي ماايزوله شدن از جهان نيست، سعي بر رفع موانع رشد و توسعه و همگرايي با اقتصاد جهاني داريم و اصلاحات و تسهيلاتي را صورت داده ايم اما مشخص نيست اين صحبت ها تا چه حد در برطرف كردن دغدغه و نگراني صاحبان سرمايه مؤثر واقع شده است! *** يكي ازويژگيهاي بارز كنوني اقتصاد جهاني، شفاف بودن آن است. اين شفافيت كه تا پيش از پايان جنگ سرد و گسترش اقتصاد جهاني وجود نداشت، مبناي توسعه دموكراسي و مردم سالاري در كشورهاي جهان شده است. ساموئل هانتيگتون در نشست امسال داووس به نكته روشني اشاره مي كند. او مي گويد: تا پيش از سال۱۹۹۰ حدود ۴۰درصد كشورهاي دنيا دموكراسي راتجربه مي كردند، اما اكنون اين ميزان به ۶۰درصد رسيده است. به طور قطع مهمترين دليل افزايش تعداد كشورها به سمت دموكراسي، حركت آنها به سمت اقتصاد بازار است. لازمه اين حركت هم شفاف بودن فعاليتهاي اقتصادي و پاسخگو بودن مسؤولان است. در بعد جهاني هم، شفافيت اقتصاد جهاني باعث گسترش تعاملات اقتصادي شده است. اكنون شركتها و بنگاههاي بزرگ و چند مليتي ديگر همانند ۱۰سال و يا ۲۰سال پيش نمي توانند براحتي در كشورها سرمايه گذاري كنند، آنها پيش از آنكه به مسؤولان كشور ميزبان بايد پاسخگو باشند، بايد به تشكل هاي غير دولتي و طرفداران دموكراسي ، حقوق بشر و نهادهاي حفاظت محيط زيست جواب دهند. داووس در اصل اين امكان را براي همه چه مسؤولان، چه شركتها و چه تشكل هاي غيردولتي فراهم مي كند تا هم به تبيين سياستها و اقتصاد كشور خود بپردازند و هم جهان را تبيين كنند. از اين امكان ديگران به خوبي بهره برده اند. چرا ما نتوانستيم بهره ببريم؟
|