حضور نه چندان قوي...
دكتر محمودسريع القلم تنها استاد مدعو دانشگاهي ايران در مجمع جهاني اقتصاد(داووس) بود. اين استاد دانشگاه قريب به سه سال پياپي است كه از جانب اين مجمع به داووس
دعوت مي شود.
در اجلاس سال جاري داووس، براي اولين بار هيأت ايراني به رياست
سيدمحمدخاتمي رئيس جمهوري ايران شركت كرد. در ارتباط با اين اجلاس و حضور ا
يران گفت وگويي با اين استاد روابط بين الملل دانشگاه شهيد بهشتي انجام داده ايم كه مي خوانيد:
\ براي شروع بحث بهتر است شما كه چندبار در مجمع جهاني اقتصاد شركت كرده ايد، در خصوص چگونگي برپايي اين اجلاس و دستاوردهاي آن صحبت كنيد. داووس را چطور ديديد؟
* «داووس» از سال ۱۹۷۱ يعني حدود ۳۴سال پيش كارش را شروع كرده و هدف داووس هم اين بوده كه شركت هاي بزرگ اقتصادي و مؤسسات مالي و بانكي در ابتداي سال فرصتي پيدا كنند كه از فعاليتها، سياستها و استراتژيهاي همديگر مطلع شوند. در واقع اهميت داووس بعد از فروپاشي شوروي است كه مسائل سياسي و اقتصادي در دنيا، رابطه نزديك تري باهم پيدا كرد و اقتصاد سياسي نظام بين الملل برجسته تر شد. بعد از يازده سپتامبر، مسائل اسلام و غرب هم در اقتصاد جهان اهميت پيداكرد و به همين دليل شايد ۱۵ تا ۲۰درصد ميزگردهايي كه در داووس تشكيل مي شود مربوط به مسائل سياسي و امنيتي و فكري و فلسفي تحولات جهان است. الآن در داووس حدود ۲۰۰ميزگرد تشكيل مي شود كه عمدتاًمسائل اقتصادي، فن آوري، بانكي و تا اندازه اي هم مسائل سياسي و امنيتي است. كاري كه مجمع داووس مي كند اين است كه تعدادي استاد دانشگاه، نويسنده، اقتصاددان و رجال كشورها را دعوت مي كند كه اين مي تواند سال به سال فرق كند. حدس ام اين است كه ۱۵۰ تا ۳۰۰نفر را خودشان دعوت مي كنند. يعني برپاكنندگان اجلاس اقدام به پرداخت هزينه هاي آنها مي كنند و از آنها رسماً دعوت به عمل مي آورند و بيش از ۲هزار نفر ثبت نام كرده و بابت شركت در داووس پول پرداخت مي كنند كه حق ثبت نام آن ۳۲هزار دلار براي ۵روز است. بيشتر اين دوهزارنفري كه آنجا جمع مي شوند، متعلق به شركت هاي بزرگ هستند و از اين محفل فكري و بحث ها استفاده مي كنند تا ببينند جهان در چه مسيري در حال حركت است. البته برنامه ريزي اجلاس تقريباً از تابستان سال قبل شروع مي شود. يعني حدود شش ماه قبل از برگزاري داووس در مورد افراد بررسي مي كنند و بتدريج از طريق كنفرانس كامپيوتري بحث و جدل مي كنند كه در مورد چه موضوعاتي بايد كار شود. يعني هر سال روي موضوعاتي بحث مي كنند كه مربوط به مسائل جهاني روز است؛ همانطور كه در داووس پارسال (كه شركت كرده بودم) موضوع اصلي «يكجانبه گرايي آمريكا» بود، زمان برپايي آن اجلاس هم دوماه قبل از حملات آمريكا به عراق بود. اما در سال جاري موضوع اصلي «بازسازي اقتصادي عراق» بود. فضاي اجلاس پيشين داووس، بشدت ضد آمريكايي بود. در حالي كه امسال اينگونه نبود. امسال همه مي خواستند ببينند چگونه مي توانند در بازسازي عراق سهمي داشته باشند. فرض كنيد از شش سخنراني كه براي من گذاشته بودند، موضوع يكي حول اين بود كه نظام بين الملل در سال ۲۰۰۴ چگونه خواهدبود؟ مراكز قدرت كجاست، كدام قدرتها بيشتر قدرتمند مي شوند و كدام قدرتها ممكن است جايگاه قبلي شان را از دست بدهند، به عبارت ديگر در اين سال رابطه بين آمريكا، روسيه، چين، اتحاديه اروپا، ژاپن چيست و همچنين كشورهاي بعد از آن مثل برزيل، هند، تركيه، عربستان و… اينها كجاي قدرت جهاني ايستاده اند… به همراه من يك نفر از روسيه و يك نفر از چين و يك آمريكايي بودند و از ما خواسته شده بود نظراتمان را پيرامون اين مسائل، تحولات جهاني و مراكز قدرت و …بگوييم. هركدام از ما هشت دقيقه فرصت داشتيم تا به آمار و ارقام و جمله بندي هاي فوق العاده فشرده اظهارنظر كنيم و شايد هركدام از ماه حدود ۲ماه روي متن هايمان كار كرده بوديم.
مثلاً ميزگرد ديگري بود كه در آن خواسته بودند روشهاي افزايش كارآمدي اتحاديه اروپا از نظر يك چيني، يك اروپايي، يك آمريكايي، برزيلي و ايراني، ارائه و بيان شود. خيلي جالب بود كه مي خواستند ديدگاههاي مختلف را بدانند. يك مثال ديگر؛ ميزگردي تشكيل شده بود كه من هم در آن شركت كردم و در مورد آينده امنيت نظام بين الملل بود. اين جلسه هم بسيار جالب بود ميزگردديگري هم برگزارشد كه در مورد آينده سياست خارجي ايران بود من و آقاي دكتر عادلي و آقاي دكتر خرازي در آنجا صحبت كرديم. البته عمده صحبت من اين بود كه قدرت اصلي در سياست خارجي كشور، منوط به قدرت اقتصادي ايران است. يعني اگر ايران مي خواهد در سياست خارجي موفق باشد بايد به دنبال افزايش ثروت ملي و ورود به فرايند جهاني شدن باشد. براي اينكه مهمترين آزمون موفقيت سياسي خارجي يك كشور در سازماندهي اقتصادي آن است و ديگر اينكه ما بايد هرچه سريعتر به فرايند جهاني شدن بپيونديم. سياست خارجي ايران در واقع يك نتيجه است. بنيان اصلي سياست خارجي هر كشوري، قدرت اقتصادي آن است. مهمترين اتفاقي كه در داووس مي افتد اين است كه همه از فضاي جاري فكري جهان همه مطلع مي شوند. شما تصور كنيد كه از پانصد شركت مهم و موفقي كه وجود دارد، همه يا رئيس هيأت مديره شان و يا نماينده آنها در داووس حضور پيدا مي كنند. اينها در ميزگردها و در صحبت هاي بين ميزگردها و تنفس ها شركت مي كنند. مثلاً براي بررسي سياست اقتصادي هند، همه اساتيد و افراد صاحبنظر را به ميزشام دعوت مي كنند در آنجا ضمن صرف شام در مورد مسائل اقتصادي و برنامه هاي هند صحبت مي كنند.
\ ضيافت صبحانه ايران هم به اين ترتيب برگزارشد؟
* فكر مي كنم ايران، اين برنامه را طراحي كرد كه عده اي از صاحبان شركت هاي بزرگ آنجا با آقاي رئيس جمهور صبحانه بخورند.
\ پيش بيني شما از دستاوردهاي اين ضيافت صبحانه چيست؟
* ما زماني مي توانيم در داووس موفق باشيم كه اولاً خودمان بدانيم داريم از نظر استراتژي ملي به كجا مي رويم، و دوم اينكه؛ تا چه اندازه مملكت داري و مديريت ما جنبه هاي جهاني دارد به نظرم هنوز ما كشوري هستيم كه بومي هستيم و خيلي در فرايندهاي جهاني حركت نمي كنيم و براي همين هم هست كه در واقع حضور هيأت ايراني بيشتر جنبه تشريفاتي و نمادين داشت تا جنبه محتوايي. مثالي خدمتتان مي زنم: شاه اردن در داووس يك سخنراني براي ۲۵۰۰ نفر داشت كه در آن گفت «من شش روند در سطح جهاني مي بينم، شش روند در سطح منطقه خاورميانه مي بينم و براساس آن جايگاه كشور اردن را اينگونه طراحي كرده ايم و مي خواهيم وسيله اي باشيم براي بازسازي عراق.
بانكهاي ما، بخش خصوصي و دولت و نهادها و مؤسسات ما كمك مي كنند تا شركت هاي بزرگ دنيا از طريق تسهيلاتي كه مي دهيم به بازسازي عراق كمك كنند؛ ما در يكسري زمينه ها ماليات را براي شركت هاي خارجي حذف كرديم. در بخشهايي آماده ايم كه سرمايه گذاريهاي مستقيم انجام شود و من شخصاً به عنوان پادشاه اردن در اين مورد ضمانت مي كنم و فلان روز هم ملاقات آزاد دارم و هركس مي خواهد من را ببيند، مي تواند بيايد و با من صحبت بكند. البته خب شاه اردن انگليسي صحبت كردنش مثل خود غربي هاست و حدس مي زنم اين سخنراني اي كه شاه اردن ارائه كرد، ده متخصص اقتصاد و سياسي، از چندين ماه قبل روي آن كار كرده بودند. تا آن را به اطلاع شركت هاي بزرگ برسانند و آنها بهره برداري بكنند. خلاصه اينكه داووس فرصتي است كه بايد از مدتها قبل روي آن فكر و برنامه ريزي شود. به هر حال جهاني كه ما در آن زندگي مي كنيم جهان «بازي» است. جهاني است كه در آن، همه خيلي راحت مي توانند با هم معاشرت بكنند. ولي به نظر من ما اصلاً اين طور فكر نمي كنيم. داووس بيشتر براي ما جنبه سياسي دارد تا اقتصادي.
\ جنبه اقتصادي سخنراني مقامات ايراني در داووس هم كم رنگ بود.
*تمام سخنراني هايي كه آنجا ايراد شد در واقع بيانگر استراتژي اقتصادي ـ سياسي كشورها بود به طور نمونه ديك چني صحبت كرد و گفت ما مي خواهيم چكار كنيم. اصلاً چه مسيري را انتخاب كرديم و نكات مهم استراتژي ملي، اينها است. آقاي اردوغان از تركيه همين بحث را مطرح كرد. آقاي «مشرف» رئيس جمهور پاكستان گفت فلان برنامه ها را براي آينده داريم. نخست وزير كانادا كه جديداً انتخاب شده، در سخنراني خود به اين مباحث پرداخت اما صحبت آقاي رئيس جمهور صحبتي فلسفي بود و عمدتاً در مورد عدالت و رابطه بين ثروت و عدالت بود و اشاراتي داشت به نويسندگان بزرگ غربي و متوني كه ما در كشورمان داريم و …خيلي ها به من گفتند كه خب اين سخنراني براي يونسكو خيلي خوب بود، اين سخنراني براي مجمع عمومي سازمان ملل خيلي خوب و مفيد بود. يا اين سخنراني مي توانست براي كنفرانس بمبئي خيلي جالب باشد. كه مجمعي به نام «مجمع اجتماعي جهاني» بود. در حالي كه كساني كه به داووس مي آيند، همه افرادي هستند كه رقم را دوست دارند، رقم را مي فهمند و با رقم زندگي مي كنند. آدمي هم كه اهل عدد ورقم است، از انتزاعيات خوشش نمي آيد، مي گويد چيزي بگو كه ملموس باشد، قابل درك و دقيق باشد. مسائل آسماني و مسائل انتزاعي خيلي مورد توجه او نيست. بنابراين افراد زيادي كه در آنجا با من صحبت كردند مي گفتند ايشان بسيار شخص محترمي است و اين سخنراني هم براي يونسكو خوب بود اما ما هيچ متوجه نشديم كه استراتژي اقتصادي و سياسي خارجي ايران در سال آتي چيست و ايران به كجا مي خواهد برود و همچنان در ابهام مانديم، حضار ضمن اينكه احترام مي گذاشتند ولي محتواي سخنراني را با هدف داووس بي ربط مي دانستند.
\ مي توانيد بيشتر توضيح دهيد؟
* سخنراني ايشان كانون اصلي اش عدالت بود و بعد همان طور كه مي دانيد به هر حال در ترجمه روح مطلب منتقل نمي شود حتي اگر آدم هاي حرفه اي ترجمه بكنند. در صورتي كه وقتي شاه اردن يا مشرف به زبان انگليسي استراتژي ملي كشور شان را بيان مي كنند، اثرش خيلي بيشتر از اين است كه ما به زبان فارسي در چنين جمع تخصصي و حرفه اي دنيا مطالبي را بيان كنيم، آن هم فوق العاده انتزاعي كه حاضرين هم ذهن شان آمادگي اين بحث ها را نداشته باشد.
فكر مي كنم بايد يك تيم اقتصادي از وزارت خارجه و از وزارت اقتصاد و سازمان مديريت و برنامه ريزي روي سخنراني آقاي رئيس جمهوري كار مي كردند و آن را با مسائل سياست خارجي و اقتصادي كشور تلفيق مي كردند، يك مقدار آمار و ارقام ارائه مي كردند ارائه اعلام مي كردند كه در فلان زمينه ها و بخش ها براي جذب سرمايه آمادگي بيشتري داريم. به عنوان نمونه مثال مي زنم: تيم عراقي فوق العاده حرفه اي بود.
تيم هندي بسيار بسيار مسلط بود، تيم برزيلي مسلط عمل مي كرد تيم چيني خيلي خوب بود.
در ميان كشورهايي كه هم رديف ما هستند امارات خيلي خوب بود، قطر تيم قوي اي فرستاده بود. در همان لابي داووس وزير خارجه قطر با همه ملاقات مي كرد. لابي داووس مركز تمام گفت وگو ها بود. شما در آنجا در يك جلسه ۴۰ رئيس كشور را مي بينيد كه مي توانيد با آنها صحبت كنيد. البته خب ناتواني رجال ما در زبان انگليسي و ندانستن اينكه چقدر مي توانند راحت تعامل داشته باشند، مشكل ساز است.
فكر مي كنم ما در دنيا تنها كشوري هستيم كه مسؤولان آن وقتي بيرون عمل مي كنند به شدت نگران عكس العمل هاي داخلي اش هستند. شايد هيچ كشوري در دنيا اينگونه نباشد. زماني شوروي يا چين اين حالت را داشتند كه مسؤولانش در خارج، هميشه آدمهاي فوق العاده جدي بودند و حرفهايي مي گفتند كه به هيچ كس بر نخورد. الآن كشور ما هم اينگونه است، يعني مسؤولان ما وقتي بيرون از كشور صحبت مي كنند، با كسي دست مي دهند يا حتي راه مي روند، مواظبند كه عاقبت اين كار در داخل چيست و چه انعكاسي در داخل كشور دارد و... يعني يك وزير يا رئيس جمهور اينقدر از موقعيت خودش اطمينان ندارد كه برود براي كشورش لابي بكند و بگويد من مسؤول رده بالاي مملكت هستم و با توجه به مسؤوليتم در مقابل مردم كشور، به يكي قول مي دهم، از ديگري تعهد مي گيرم و... در حالي كه در داووس مقامات ديگر كشورها اين كار را مي كردند، ولي ما اين حالت را نداريم و مرتب نگران هستيم؛ جملاتي هم كه مي گوييم بسيار خنثي است، مي گوييم همه عالي و خوب هستند، بايد همه انسانها مهربان باشند. البته اينها براي كتابها بسيار خوب است. در حالي كه يك مقام ارشد بايد آنقدر قدرت داشته باشد كه به داووس برود و از پنجاه شركت براي ورود به ايران تعهد بگيرد و به تهران برگردد كما اينكه مشرف اين كار را مي كند، شاه اردن اين كار را مي كند... يا خيلي مقامات ديگر دنيا.
\ يعني ساير شركت كنندگان در داووس توانستند از فرصت نزديكي با صاحبان سرمايه و جلب نظر آنها استفاده كنند؟
* به طور كلي در داووس مي شود مقدمات صحبتها را فراهم كرد. فرض كنيد آنجا «بيل گيتس» هست، رئيس شركت بوئينگ هست، مدير ICT هست، مدير دويچه بانك حضور دارد، رؤساي بانكهاي دنيا آنجا هستند. خيلي صحبتها مي شود كرد البته مشروط به اينكه واقعاً به دنبال اين باشيم كه كشورمان با دنيا كار اقتصادي بكند. شايد آن مفروض من مفروض صحيحي نيست. اقتصاد ما با اقتصاد جهاني خيلي قفل نيست. بنابراين شايد هم اتفاقي هم كه افتاد، يعني حضور فلسفي و آسماني و انتزاعي ما يك حضور طبيعي باشد، چون ما فراتر از اين كاري نمي توانستيم در داووس انجام دهيم. شايد اگر بخواهيم واقعي فكر كنيم، همين گونه باشد. رجال ما همه فيلسوف اند. افراد كمي و رقمي نيستند. عدالت براي ما يك بحث انتزاعي است، بحث رقمي نيست.
\ آقاي دكتر، گفته مي شود در داووس و در بحثهايي كه صورت مي گيرد، دعوت از كشورها بر اساس موقعيت و جايگاه آنهاست. يكي كشورهايي كه موقعيت مناسبي در اقتصاد جهاني دارند و ديگر، آنهايي كه عملاً نتوانسته اند خود را به اقتصاد جهاني قفل بكنند و شايد در منطقه بحران زا تلقي شوند. آيا دعوتهايي كه صورت مي گيرد، بر اساس همين پيش فرض هاست؟ دعوتي كه از ايران صورت گرفت، بر چه مبنايي بود؟
* اطلاع دقيق ندارم. من حدس مي زنم كه دعوت از رئيس جمهور ايران براي موقعيت سياسي و ايدئولوژيك ايران در منطقه خاورميانه و تقابلي كه بين ايران و غرب هست، انجام شده باشد، يعني عمدتاً آنها مي خواهند كه رئيس جمهور كشوري كه خودش را درگير غرب مي داند، در آنجا حضور داشته باشد. حالا كه اين دعوت صورت گرفته، اين ديگر بستگي به ما دارد كه از اين فرصت استفاده اقتصادي بكنيم. اكثر نمايندگان كشورها، كساني كه آنجا بودند و يا خبرنگاران به دنبال اين بودند كه ببينند تحولات داخلي ايران چه مي شود؟ نگاه ايران نگاه به موضوع فلسطين به چه صورت است؟ روابط ايران و آمريكا به چه سمتي حركت خواهد كرد؟ ايران مي خواهد چه نقشي در آينده عراق و افغانستان ايفا بكند؟ خبرنگاران و سياسيون داووس دنبال اين مسائل بودند. ما مي توانيم از چنين مجمعي براي كشور استفاده هاي كلان اقتصادي بكنيم، كاري كه به نظر من انجام نداديم و كاملاً روشن بود كه چرا انجام نداديم، به خاطر اينكه همچنين برنامه اي نداشتيم كه برويم آنجا و در راهروها و در ميزگردهاي داووس ببينيم كه چه استفاده اقتصادي براي ايران وجود دارد.
\ علي رغم اينكه چندين سال است نمايندگان ايران در داووس شركت مي كنند؟
* تا آنجايي كه اطلاع دارم، نزديك به يك دهه است كه ما در حد توضيح دادن خودمان و توجيه كردن سياستهايمان در داووس به عنوان دولت شركت مي كنيم. در سطح رئيس جمهور هم اين اولين بار است كه ايران شركت كرده است. قبلاً در حد وزير، رئيس كل بانك مركزي يا معاون وزير خارجه شركت كرده ايم. معمولاً در حد اينكه آنجا يك سخنراني بكنيم، سياست خارجي مان را مقداري توضيح بدهيم، ولي نتوانستيم بهره برداري اقتصادي بكنيم. در حالي كه كشورهاي ديگر براي بهره برداري وسيع شركت مي كنند و سعي مي كنند از چند ماه قبل بررسي كنند كه چه كساني مي خواهند در اين اجلاس شركت كنند، چه نقشي در كشور خودشان دارند، چگونه مي توان از قبل با اينها ملاقات داشت و ارتباط برقرار كرد. توجه داشته باشيد كه اساساً حرف من اين است كه هنوز جمهوري اسلامي مشكل ارتباط با جهان دارد، يعني واقعاً اين نيست كه مثلاً در رده هاي وزارت خارجه يا وزارت اقتصاد افراد متوجه نيستند. آنها متوجه هستند، ولي چون ما هنوز گره ارتباط يا بهتر بگويم، «اختلاط» با جهان داريم، به مشكل بر مي خوريم. تقريباً در دنيا ما اين طور هستيم و كره شمالي. شرق اروپا، آسياي مركزي و چين و... مسائل شان مدتهاست كه حل شده است. اگر بخواهيم يك لغت تئوريك براي آن استفاده كنيم، همين صحيح است كه كشور ما گره «اختلاط» با جهان دارد. براي همين هم هست كه ديپلماتهاي ما سعي مي كنند موقعيت خودشان را حفظ بكنند، به جاي اينكه اينقدر اعتماد به نفس داشته باشند كه به ميدانهاي سياسي، ديپلماسي و اقتصادي جهان بروند و براي منافع كشورشان كار كنند، چون بيشتر نگران مسائلي مثل اين هستند كه در آنجا در كنار چه كسي ايستادند، با چه كسي دست دادند، نكند از اينجا بيايند بيرون و با كسي بخواهند دست بدهند، يعني بيشتر نگراني آنها از اين دست است.
|
|
|
\ چنين نگراني اي چقدر بازدارنده است؟
بسيار بازدارنده است. اين مورد تنها مربوط به داووس نمي شود. اصلاً در كل جهان اين طور است. شما ببينيد اكثر سفارتخانه هاي ما، ديپلمات هاي ما سعي مي كنند هيچ جا نروند. چون ممكن است آنجا يك حرفي دربيايد. نكند آنجا يك نفر از فلان كشور آنجا باشد و بعد فردي متوجه اين مسأله شود و ... اين مسائل خيلي جدي است و ما با آن برخورد داريم. البته كسي اين صحبت ها را نمي كند، كسي اين حرف ها را نمي زند. ولي ما گره تعامل با جهان داريم.
\ به اين ترتيب نبايد ايران از شركت در داووس، دستاورد چشمگيري داشته باشد. ارزيابي شما از دستاوردهاي ما چه بود؟
* به نظر من يك حضور كمرنگ اقتصادي و يك حضور حاشيه اي سياسي. اميدوارم لغت هايم را دقيق انتخاب كرده باشم. يك حضور فوق العاده حاشيه اي سياسي و حضور خيلي كمرنگ اقتصادي.
\ شما به عنوان فردي كه به طور مداوم در محافل بين المللي شركت داشته، فكر مي كنيد مباحثات و مذاكرات داووس مي تواند به تفاهمات جدي و عملي منجر شود؟
* توجه داشته باشيد آنجا ضمن اين كه يك محيط فوق العاده بازي است و همه دارند با همديگر صحبت مي كنند و همه از كارهاي همديگر مطلع مي شوند، اما اين بدان معنا هم نيست كه همه به طور كامل بگويند دارند چكار مي كنند. اين خيلي پيچيده است. شما مي دانيد بانكي هاي جهان پيچيده ترين و سري ترين آدم هاي دنيا هستند. مثلاً وقتي كه گردش پولي بانكي در سال ۲۰۰ ميليارد دلار است خب مسلماً مسؤولانش خيلي سري عمل مي كنند. اينها هيچ وقت نمي آيند در دو صفحه بگويند ما مي خواهيم اين كارها را طي چند سال آينده انجام بدهيم. اين نكته را هم بايد در نظر داشت اما به طور كلي فضا، فضاي گفت وگوي باز است. به هرحال درنظر بگيريد افرادي كه آنجا جمع مي شوند پيچيده ترين آدم ها در مسائل اقتصادي هستند. اينها خودشان تجزيه و تحليل مي كنند كه چه مي گذرد. به طور مثال وقتي بيل گيتس مي آيد صحبت مي كند كه ما در صحنه نرم افزاري جهان داريم چكار مي كنيم افراد از لابلاي حرف هاي او مي توانند نكاتي را استخراج بكنند. بنابراين در پاسخ به سؤال شما مي توانم بگويم آنجا هيچ تفاهمنامه مشخصي اعلام نمي شود. اگر هم تفاهمي باشد من اطلاع ندارم و فكر نمي كنم كسي هم اطلاع پيدا كند. اگر چنين اتفاقي بيفتد، فوق العاده غيررسمي است. يعني ممكن است رئيس دو شركت بزرگ با هم بنشينند، قهوه بخورند و به تفاهمي برسند و بگويند بعداً تيم هاي ما با همديگر ملاقات بكنند. اما چيزي روي كاغذ نمي آيد. آنجا همه دارند با هم صحبت مي كنند، همه دارند از كارهاي همديگر باخبر مي شوند. شركت هاي نفتي، شركت هاي توليدي، خودروسازان، بخصوص در سال هاي اخير آنجا شركت هاي نرم افزاري خيلي شركت كردند و حضور داشتند. همه وقتي از داووس بيرون مي آيند، نكاتي را كه برداشت كردند، به هيأت مديره شان منتقل مي كنند كه اين كارهاي جديد دارد اتفاق مي افتد و اين مسائل هست، اين روندها را مشاهده كرديم، سرمايه فلان شركت در حال افزايش است، فلان ملاقات را صورت دادم و ... شما بدانيد اين سي هزار دلاري كه شركت ها مي پردازند تا در داووس شركت كنند هزارها برابر برايشان ارزش دارد.
بنابراين داووس درواقع يك ابتكار بسيار مهمي است كه تمام رجال اقتصادي و تا اندازه اي سياسي فكري جهان را دور هم جمع مي كند تا با هم تعامل داشته باشند. البته بايد يك نكته را هم اضافه كنم به نظر من اميدواري هايي هم داده شد كه ايران دارد در مسير خوبي پيش مي رود و ما اميدواريم مسائل ايران با غرب روزبه روز بهتر شود و بهبود پيدا بكند و در همين حد بود.
\ اين براي شركت هاي بزرگ دنيا كافي بود؟
* ببينيد آن شركت ها همه شان مي خواهند يك چيز را بدانند و يك چيز برايشان مهم است: ايران چقدر با ثبات است.
\ به اطميناني رسيدند؟
* به نظر من نخير! ما حرف هاي كلي زديم، «اميد مي رود»، «خيلي خوب است»، «خوب پيش مي رود»، «اينها مسائل داخلي ماست»، و ... درحالي كه وقتي شركتي در جايي يك ميليارد دلار سرمايه گذاري مي كند دنبال اين است كه حتماً گردش مالي اي داشته باشد، سودي داشته باشد و بعد هر وقت هم بخواهد پول اش را ببرد. وقتي فلان كس مي گويد چرا اين شركت هاي بزرگ كه مي خواهند به ايران بيايند، همه اش دنبال سود هستند چه توقعي داريد؟ معلوم است آنها كه نمي خواهند كار خيريه انجام دهند، دنبال سود هستند ولي چنين نگاه هايي در ايران داريم. هنوز در كشورمان نگاه هاي ضد استعماري دهه پنجاه، به اقتصاد جهاني وجود دارد.
\ در اجلاس اخير داووس، موضع شركت هاي خارجي به تحريم آمريكا عليه ايران را چطور ديديد؟
* رفع تحريم از جانب تحريم كنندگان موكول به تغيير رفتار ايران نسبت به موضوع فلسطين است. ايران هم الآن آمادگي اش را ندارد كه چنين كاري بكند. يعني اين مهمترين موضوع سياسي و ايدئولوژيك كشورماست. مسأله تحريم هم يك مسأله داخل آمريكاست. فشارهاي لابي يهود روي دولت آمريكاست. حالا هر دولتي كه باشد، فشار هست و رفع تحريم به اين راحتي ها صورت نخواهد گرفت. مدير قوه اجرايي در ايران هم نمي تواند به راحتي اطمينان بدهد. اين است كه همه چيز در هاله اي از ابهام باقي مي ماند.