چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۲ - ۲۷ ذيحجه ۱۴۲۴
Wed, Feb 18, 2004
ويژه ۴
شماره ۲۷۲۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گردشگري
سلامتي
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
ديدگاه
منبع: ميز
ترجمه: مريم بيامنش
(قسمت اول)
تأثير منفي عدم تعادل در اقتصاد جهان بر كشورهاي در حال توسعه
همگام با اقتصاد جهان
ثروتمندترين ،رئيسان جمهور آمريكا
رئيسان جمهور ثروتمند آمريكا چه كساني بوده اند؟ شايد تا به حال اين سؤال به ذهن شما خطور نكرده باشد، چه برسد به جواب آن!
اخيراً سايت اينترنتي فوربس به بررسي سوابق رئيسان جمهور ثروتمند پرداخته است.
بر اساس اين بررسي، از ابتداي استقلال آمريكا تاكنون ۵ رئيس جمهور به عنوان ثروتمندترين رئيسان جمهور آن كشور شناخته شده اند.
در اين مطالعه، جورج واشنگتن اولين رئيس جمهور در فهرست رئيسان جمهور ثروتمند آمريكا قرار دارد.
جان اف كندي، آندرو جكسون، ليندون جانسون و هربرت هوور، رئيسان جمهور ثروتمند آمريكا نام گرفته اند.
از اين رئيسان جمهور، سه نفر آنها جان اف كندي، آندرو جكسون و ليندون جانسون از حزب دموكرات، هربرت هوور از حزب جمهوريخواه و جورج واشنگتن «فدراليست» بودند.
اما پيش بيني مي شود در صورت برنده شدن جان اف كري از حزب دموكرات در انتخابات رياست جمهوري سال جاري ميلادي آمريكا، او نيز در رديف ثروتمندترين رئيسان جمهوري آمريكا قرار بگيرد كه در اين صورت تعداد رئيسان جمهور ثروتمند آمريكا به ۶ نفر خواهد رسيد.
ولي ثروت اين رئيسان جمهور چقدر بوده است؟
بر اساس تخمين فوربس، ثروت «جان اف كري» ۵۲۵ ميليون دلار است كه در صورت انتخاب شدن به عنوان رئيس جمهوري، سومين رئيس جمهور ثروتمند آمريكا خواهد بود، اما اين ثروت او از جانب همسرش «ترزا هاينز كري» رسيده كه او هم آن را از شوهر سابق و مرحومش، سناتور جان هاينز سوم به ارث برده است.
اين مسأله، «كري» را در موقعيتي مشابه با جان اف كندي قرار داده است. زماني كه جان اف كندي ترور شد، پدرش «ژوزف» و مادرش «رز» زنده بودند، بنابراين جان اف كندي نتوانست هرگز يك سهم از ثروت خانواده اش كه در سال ۱۹۹۰ بالغ بر ۸۵۰ ميليون دلار بود، ارث ببرد.
جورج واشنگتن هم صاحب املاك كشت ايالت ويرجينيا بود و آنقد ر ثروتمند بود كه جزو اولين ثروتمندان دوره خودش محسوب مي شد.
جدول رئيسان جمهور آمريكا به اين شرح است:
۱ـ جورج واشنگتن ۱۷۹۷ ـ ۱۷۸۹
۲ـ جان اف كندي ۱۹۶۳ ـ ۱۹۶۱
جان اف كري ــــــ - ــــــ
۳ـ اندرو جكسون ۱۸۳۷ ـ ۱۸۲۹
۴ـ ليندون جانسون ۱۹۶۹ ـ ۱۹۶۳
۵ـ هربرت هوور ۱۹۳۳ ـ ۱۹۲۹
ديدگاه
پيچيدگيهاي فناوري نفت
منبع: ميز
ترجمه: مريم بيامنش
(قسمت اول)
هيچ كس نمي تواند پيش بيني هاي بدبينانه اي را كه توسط برخي متخصصان و كارشناسان ذخاير نفتي طي سالهاي اخير بيان شده ناديده بگيرد. بدبينانه ترين اين پيش بيني ها اين است كه ميزان ذخاير نفتي روبه اتمام است و تا قبل از پايان قرن ذخاير نفت، اين ثروت عظيم جهان، روبه پايان خواهد رفت.
قبل از اينكه بيشتر توضيح دهيم لازم است يادآوري كنيم كه اتمام اجتناب ناپذير ذخاير نفتي همواره يك موضوع دايمي و تكرار شونده در تاريخ صنعت نفت جهان بوده است.
به عنوان مثال مقاله اي كه در سال ۱۹۱۹ در نشريه «فن آوريهاي مدرن» به چاپ رسيده بود حاصل يك گزارش تحقيقي بود كه در آن به خشك شدن و پايان يافتن ذخاير نفتي آمريكا در آينده اي نه چندان دور اشاره مي شد. نويسنده آن مطلب متذكر شده بود كه از زمان كشف چاه نفت مشهور «ادوين ريك» كه مربوط به نيم قرن پيش از آن مي شد، هرگز امكان توليد بيش از ۷ ميليارد بشكه نفت اضافي براي آن كشور در يك فرصت زماني مشخص وجود نداشت.
نويسنده آن مطلب اضافه كرده بود كه در مكزيك، كشور همسايه آمريكا، نيز امكان افزايش توليد ۴۳۰ هزار بشكه در روز در همان زمان وجود نداشت.
اكنون ما بايد متذكر شويم كه ميان آن پيش بيني ها و ارقام كنوني، تفاوتهاي بزرگي وجود دارد، به طوري كه در آمريكا نزديك به ۱۸۵ ميليارد بشكه نفت توليد شده است و ميزان ذخاير نفتي اين كشور ۳۰ ميليارد بشكه تخمين زده شده است و مكزيك هم كه هم اكنون ۳‎/۵ميليون بشكه در روز توليد دارد كه ۸ برابر ميزان توليد اين كشور در ۸۰ سال گذشته است.
پيش بيني ها در اين مناطق اغلب درست در نمي آيد چه در اين مورد و چه در موارد ديگر مثلاً موارد مربوط به توليدات نفت و گاز، رشد تقاضا، رشد قيمت نفت خام و رشد سهم نفت اوپك در بازارجهاني، افزايش نفت درياي شمال و غيره.
اين پيش بيني ها همچنين نشان داده است منابع نفتي مانند، منابع گاز بر روي كره زمين نامحدود نيستند.
بهتر است اشاره اي به تعريف تأييد شده از ذخاير نامحدود نفتي داشته باشيم: ذخاير تأييد شده نفتي ذخايري هستند كه توسط تجزيه گران زمين شناس و مهندسان داده پرداز با دلايل قطعي در مقياس تجاري قابل وصول باشد. ضمن اينكه بايد در منابع شناخته شده استخراج شده و با شرايط اقتصادي جاري و مقررات دولتي هماهنگ باشند. البته بهتر اين است كه يك خط مشي واحد براي انتخاب و تجهيز ذخاير جديد برگزيده شود.
| كاهش برداشت، افزايش عمر ذخاير نفتي
امروزه ۵۰ درصد از تقاضاي نفت به مصارف حمل ونقل اختصاص پيدا كرده است ( برخلاف سال ۱۹۷۳ كه تنها ۳۶ درصد مورد استفاده قرار مي گرفت)، توليدات نفتي در سالهاي آتي براي ۹۸ درصد از انرژي مصرفي در حمل ونقل جاده اي در نظر گرفته مي شود.
اين ارقام براي برجسته كردن فاكتورهايي است كه براي تكميل طرحهاي كاهش ميزان مصرف سوخت نفت در وسائط نقليه، به كار مي آيند و قصد دارند تا حيأت ذخاير نفتي را طولاني تر كنند. امروزه تكنولوژي پيشرفته و تحقيقاتي كه در سالهاي جاري انجام شده براي صاحبان موتورهاي درون سوز اميدي براي دستيابي به سوخت ۱۰ تا ۳۰ درصد در مقايسه با موتورهاي امروزي فراهم كرده است.
اين در حالي است كه روشهاي ديگري براي وسايط نقليه اي كه از سوخت تركيبي استفاده مي كنند ( گازو ئيلي ـ ديزلي) و در نهايت مصرف آن ۲۰ تا ۴۰ درصد كمتر از ميزان مصرف خودروهاي امروزي است در دست تهيه است.
| كشفيات جديد
ذخاير جديد نفتي توسط كشف حوضچه هاي جديد تجهيز شده اند. چندين سازمان و كارشناسان امور ذخاير نفتي از آنچه تاكنون يافت كرده اند. تخمين هايي زده اند.
تاكنون كمتر حوضچه نفتي وجود داشته كه بتوان گفت كاملاً دست نخورده است در عين حال هنوز بسياري از اين حوضچه ها، ذخاير نفتي قابل توجهي در خود دارند كه ذخاير آنها قابل برداشت است. تصور مي شودكه در حال حاضر ۲۴۶ ميدان نفتي در سطح جهان شناسي شده اند كه هنوز حجم زيادي از ذخاير نفتي را در خود دارند.
هم اكنون ۲۴ ميدان وجود دارد كه تقريباً ناشناخته هستند و قابليت اينكه ۵۰ سيستم نفتي اضافي در خود جاي دهند را دارند.
برخي معتقدند كه موارد باقي مانده براي استفاده در آينده، كمتر از مواردي است كه مربوط به گذشته مي شوند و اضافه بر آن كشف و شناسايي آنها نيز دشوارتر است. اين ممكن است كه برآورد درستي باشد اما در عين حال امكان اين نيز وجود دارد كه همين امروز نيز انسان ذخاير بزرگ نفت را كشف كند. اما تكنولوژي هايي كه ما امروزه در اختيار داريم به كلي متفاوت با تكنولوژي ۳۰ سال پيش است و اين نشان مي دهد كه در آينده پيشرفت چشمگيري در اين سيستم ها به وجود مي آيد كه باعث موفقيتهاي تازه در كشف چاههاي نفتي جديد مي شود.
ابزارهاي امروزي تجسم بهتري از زير خاك ايجادمي كنند. پيشرفت هاي به دست آمده در ژئوفيزيك لايه هاي زلزله خيز اطلاعاتي را مبني بر تصورات دقيق و صحيح از پيچيدگي هاي زير زمين ارائه كرده است، به طوري كه پيش بيني دقيق و بهتر از انواع كشفيات را فراهم مي كند و حتي ممكن است نوع توليد و فشارها را هم پيش بيني كند. همه اين پيشرفت ها در دست اقدام، اكتشافات را بهتر و سريع تر مي كنند.
كوتاه از اقتصاد جهان
خودروسازان آسيايي بيشتر از خودروسازان اروپايي سود بردند
در حالي كه شركت هاي خودروسازي اروپا و آمريكا به علت بازار رقابت شديد با كمبود درآمدخالص مواجه شده اند، رقباي آسيايي آنها از طريق كاهش هزينه ها وافزايش تعداد سهم بازار، سود بي سابقه اي را به دست آورده اند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، افزايش نرخ تبادل ارز يورو موجب شده است تا سود شركت هاي خودروسازي «رنو» فرانسه با ۳۱۱ ميليون يورو كاهش در سال ،۲۰۰۳ به ۱‎/۴ ميليارد يورو برسد.
در همين حال ديگر شركت خودروسازي فرانسه يعني «سيتروئن Psa» نيز گزارش كرد نرخ تبادل ارز خارجي درآمد خالص اين كمپــاني را در سال ۲۰۰۳ با ۲۴‎/۶ درصد كاهش به ۲‎/۱۹۵ ميليارد يورو رسانده است.
بر همين اساس، شركت هاي خودروسازي آلمان و فرانسه از كاهش ۱۲ درصدي ميزان درآمد خالص شان خبر مي دهند.
اين در حالي است كه شركت خودروسازي «تويوتا» ژاپن درآمد خالص خود را از ابتداي آوريل تا پايان ماه مارس گذشته با ۵۹‎/۷ درصد افزايش، ۲‎/۷ ميليارد دلار گزارش كرده است.
خطر قحطي كره شمالي را تهديد مي كند
برنامه جهاني خواروبار، از نهادهاي وابسته به سازمان ملل متحد، درمورد كمبود مواد غذايي در كره شمالي هشدار داده است.
به گزارش بي بي سي، برنامه جهاني خواروبار در اطلاعيه اي گفته است كه ذخاير كمك هاي غذايي اين نهاد براي توزيع در كره شمالي رو به اتمام است و اگر كمك هاي جديدي تا اواخر ماه آوريل سال جاري دريافت نشود، بيش از شش ميليون تن از مردم اين كشور با خطر قحطي و گرسنگي مواجه خواهند شد و بحراني جدي در اين زمينه بروز خواهد كرد.
با كاهش ذخاير مواد غذايي مورد نياز كره شمالي، برنامه جهاني خواروبار تصميم گرفته است كه تا ماه آوريل كمك هاي خود را صرفاً در اختيار حدود يكصد هزار تن از آسيب پذيرترين شهروندان اين كشور قرار دهد.
به گفته اين نهاد وابسته به سازمان ملل متحد، بحران كمبود غذا در كره از ماه ژوئن به بعد به مرحله اي خطرناك خواهد رسيد.
نماينده برنامه جهاني خواروبار در كره شمالي كمبود ذخاير را به كاهش منابع مالي بين المللي براي تأمين كمك هاي غذايي به اين كشور نسبت داده و آن راناشي از فضاي نامساعد سياسي موجود دانسته است.
اشاره وي به بحران ناشي از تصميم كره شمالي براي از سرگيري فعاليت هاي خود در زمينه توليد تسليحات هسته اي است كه توقف كمك هاي مالي برخي از كشورهاي جهان به صندوق تأمين آذوقه براي كره شمالي را در پي آورده است.
سايه سياه آنفولانزاي مرغي بر اقتصادچين
تحليلگران چيني هشدار دادند كه شيوع آنفولانزاي مرغي صنعت چند ميليارددلاري گوشت مرغ چين را تهديد مي كند و اگر اين تهديدات بزودي و در تمامي بخش هاكنترل نشود، ميليون هاكشاورز درآمدشان رااز دست خواهند داد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، در حالي كه كشورهاي بسياري واردات گوشت مرغ از چين را ممنوع كرده اند، تأثير آن بر سرتاسر اين صنعت درچين سايه انداخته است ومقامات چيني پيش بيني كرده اند كه ضررهاي ناشي از اين رويداد تا بيش از ۱۰۰ ميليارد يوان افزايش خواهديافت.
آكادمي علوم اجتماعي چين در اين خصوص اعلام كرد: «حتي اگر شيوع اين ويروس به سرعت تحت كنترل درآيد، چين حداقل به شش ماه زمان نياز خواهد داشت تا به سطح صادرات مرغ خود در سال ۲۰۰۲ برسد و اگر روند كشتار مرغ ها هم چنان ادامه يابد در آن صورت كشاورزان با وضعيت بسيار ناگواري مواجه خواهند شد».
چين پنجمين صادر كننده بزرگ گوشت مرغ در جهان محسوب مي شود و در سال ۲۰۰۲ ، بيش از ۹۰۰ ميليون دلار بابت صادرات اين محصولات به دست آورد.
در همين حال انجمن پرورش حيوانات چين در گزارشي اعلام كرد كه درصورت گسترش اين ويروس توليدكنندگان بزرگ گوشت مرغ در چين ماهانه بيش از ۱۲ ميليون دلار ضرر خواهند ديد.
رسوايي پارمالات
«زنده باد اخلاق در تجارت»،«زنده باد شركت سالم»، اين فريادها كه در جريان فوروم اقتصادي جهاني در داووس به گوش مي رسيدند، بيانگر خواستي واحدند و آن همانا شكوفايي دوباره كاپيتاليسم بر مبناي شالوده سالم آنست. اين امر البته بسيار دشوار خواهد بود، چرا كه درست در لحظه ابراز اين خواهشها، فضاحت ماجراي پارمالات زبانزد خاص و عام شده بود. به نظر مي رسد كه اين قضيه كه بزرگترين رسوايي مالي اروپا از سال ۱۹۴۵ تاكنون خوانده شده است، عواقبي مشابه رسوايي فاجعه بار انرون، دلال بزرگ انرژي، در دسامبر ۲۰۰۱ به بار آورد.
پارمالات نمونه بارزي از شكوفايي اقتصادي در چارچوب پويش جهاني سازي ليبرالي است . يك شركت كوچك فاميلي توزيع شير پاستوريزه كه در سالهاي ۱۹۶۰ در حوالي پارم در ايتاليا فعاليت خود را آغاز كرد و به يمن كفايت بنيانگذار آن، كاليستو تانزي و سوبسيدهاي سخاوتمندانه اتحاديه اروپا، توسعه يافت. پارمالا، از سال ۱۹۷۴ جهاني شده و در برزيل و سپس ونزوئلا و اكوادور مستقر گشت. اين شركت، شعب متعدد و نيز چندين شركت واسطه اي، ابتدا دركشورهايي كه تسهيلات مالياتي در اختيار شركتها مي گذارند( جزيره مان، هلند، لوكزامبورگ، اتريش، مالت) و سپس در بهشت هاي مالياتي (جزاير كايمان، جزاير ويرژ بريتانيا، جزاير آنتيل هلند) ايجاد كرد. پارمالات از سال ۱۹۹۰ وارد بورس شده و به عنوان هفتمين گروه خصوصي ايتاليا مطرح گشت و رتبه نخست جهاني را در بازار شير «قابل نگاهداري درازمدت» كسب كرد.اين شركت عظيم ۳۷ هزاركارگر و كارمند در بيش از ۳۰ كشور جهان در استخدام خود داشت و درآمد ناخالص آن در سال ،۲۰۰۲ به ۷‎/۶ميليارد يورو، يعني رقمي بالاتر از توليد ناخالص ملي كشورهايي چون پاراگوئه، بوليوي، آنگولا و يا سنگال بالغ مي شد.
موفقيت عظيم پارمالات، ارباب آن، كاليستو تانزي را يكي از چهره هاي مطرح دستگاه حاكمه ايتاليا و عضو هيأت رئيسه كافين داستريا (اتحاديه اربابان ايتاليا) ساخته و سهام پارمالا به يكي از ارزشهاي مسلم بورس ميلان بدل گشت.
تا روز ۱۱ نوامبر ۲۰۰۳ همه چيز به خوبي پيش مي رفت. در اين روز بود كه سرمايه گذاري مبلغي بالغ بر ۵۰۰ ميليون يورو درشركت ايپي كورون كه مقر آن در جزاير كايمان است، سوءظن مأموران ايتاليا را برانگيخت. آژانس standard&poors بلافاصله مرتبه سهام پارمالا را در رده بندي خود پايين آورد و ارزش سهام آن به شدت تنزل كرد. در همان زمان كميسيون نظارت بر معاملات بورس از اين شركت خواست تا در رابطه با چگونگي باز پرداخت قروضي كه موعدشان پايان سال ۲۰۰۳ بود، توضيح دهد. اين امر موجبات نگراني سهامداران و بستانكاران شركت را فراهم آورد. هيأت رئيسه پارمالات براي اطمينان بخشيدن به سهامداران، اعلام داشت كه سرمايه اي بالغ بر ۳‎/۹۵ ميليارديورو در يكي از شعب بانك آمريكا در جزاير كايمان در اختيار دارد و سندي از جانب بانك مذكور مبني بر صحت وجود اين وجوه ارائه داد. بدين ترتيب رؤساي شركت به قماري خطرناك دست زدند، بدين معنا كه يا حسابشان صاف مي شد و يا دوبرابر مي باختند. يا اوضاع به روال سابق برگشته و خيال همه آسوده مي شد و ارزش سهام بالا مي رفت، يا بي اعتمادي ادامه يافته و شركت در آستانه ورشكستگي قرارمي گرفت.
در اين لحظه سرنوشت ساز، درحالي كه به نظر مي رسيد كه غائله خاتمه يافته است، ضربه كاري ديگري به گروه وارد آمد. روز ۱۹ دسامبر بانك آمريكا اعلام داشت كه سندي كه شركت پارمالا براي اثبات وجود ۳‎/۹۵ ميليارديورو در همه جا به نمايش مي گذارد، درواقع جعليست! سندي با آرم غيردقيق كه به شكل ناشيانه اي جعل و «اسكن» شده است، در پي اين افشاگري، ارزش سهام به شدت نزول مي كند و ظرف چند روز ديگر تقريباً بي ارزش مي شود. بيش از ۱۱۵ هزار از سهامداران و پس اندازكنندگان خرده پا خود را مغبون و برخي كاملاً خانه خراب مي يابند. رسوايي آغاز مي شود. بزودي افشا مي شود كه قروض پارمالات در واقع به ۱۱ ميليارد يورو بالغ شده! و همچون رسوايي هاي انرون، تيكو، وورلدكام و آهولد، اين امر آگاهانه از سالها پيش، طي روندي متقلبانه براساس اختلاس، حساب سازي و دستكاري اسناد، سوددهي كاذب و اهرام پيچيده اي متشكل از شركتهاي تودرتوي «شور آف» كه رديابي سرمايه ها و بررسي حسابها را عملاً غيرممكن مي سازد، پنهان نگاه داشته شده است. اين كلاهبرداري مدتها به طور پيوسته و پنهان ادامه پيدا مي كند تا جايي كه به عنوان مثال دوچ بانك، اندكي قبل از ماجرا، ۱‎/۵ درصد سهام پارمالا را خريداري كرد و صاحبنظران بازار بورس خريد سهام آن را اكيداً توصيه مي كردند (strong buy) كابينه هاي تحليل و حسابرسي معتبري مانند «گرندتورنون» و «دليوته و تاچ» و بانكهاي بزرگي چون «سيتي گروپ» به همدستي در اين رسوايي متهم شده اند و زيان مندي بهشت هاي مالياتي بار ديگر بر سر زبانهاست. ماجرا ابعادي جهاني يافته است.
پس از ورشكستگي شركت انرون، هواخواهان جهاني شدن ليبرالي ادعا مي كردند كه ديگر دوران اربابان اوباش و شركتهاي شياد به سر آمده است و در نهايت اين ماجرا خالي از فايده نبوده است چرا كه به نوعي اسباب اصلاح سيستم كنوني را فراهم آورده است. رسوايي پارمالات عكس اين قضيه را ثابت مي كند.
منبع: لوموند ديپلماتيك
تأثير منفي عدم تعادل در اقتصاد جهان بر كشورهاي در حال توسعه
بازندگان بزرگ
154671.jpg
به رغم بهبود اقتصاد جهاني، نامتعادلي هاي بزرگي در اقتصاد دنيا وجود دارد. اين نامتعادل ها در كسري حساب جاري بيش از ۵۰۰ميليارددلاري آمريكا در سال ،۲۰۰۳ كه حدود ۵ درصد توليد ناخالص داخلي آن كشور است، متمركز مي شود. اين درست با مازاد فزاينده تعدادي از كشورها در آسيا و اروپا از قبيل چين، ژاپن، آلمان و روسيه مطابقت دارد. پيش بيني ها دلالت برآن دارد كه بهبود رشد اقتصاد جهاني، كاهش نامتعادليها را در آينده نزديك به دنبال ندارد، بلكه برعكس باعث وسيع تر شدن آن در سال ۲۰۰۴ خواهد شد. هرچند كه آنها را نمي توان تا بي نهايت نگه داشت و تصحيح غايي آن باعث تعميق ثبات آينده، بهره وري و برابري اقتصاد دنيا خواهد شد.
دلايل نامتعادليها
ديدگاهها با طيف هاي متفاوت و گسترده اي در مورد دلايل، اثرات، قابليت پايداري، تعديل و تأثيرات سياسي نامتعادليهاي جهاني وجود دارد. علاوه بر بررسي هاي سياسي و ايدئولوژيكي، گرايشهاي متفاوت و مختلفي از نامتعادليها به اين عدم توافقها دامن زده است.
گرايشهاي سنتي منحصراً بر جريان تجارت تمركز دارد، چرا كه عدم تعادل به نظر ناشي از اختلاف صادرات و واردات تك تك كشورها است. براساس اين گرايش عدم تراز بين كشور موقتي است و آن هم اساساً ناشي از تغيير در تقاضاي نسبي و قيمت نسبي بين ملتها است. دراين حالت عدم تراز را مي توان با تعديل در نرخ ارز معكوس كرد.
در اينجا هيچ ارتباط ذاتي بين اين گرايش و حمايت گرايي بين المللي وجود ندارد. براساس برخي ديگر از ديدگاهها، كسري بزرگ ايالات متحده ناشي از دست كاري نرخ ارز توسط دولتهاي خارجي يا ايجاد موانع تجاري، يا دستمزد پايين دركشورهاي درحال توسعه و يا قصور كشورهاي در حال توسعه در تطبيق با قوانين بين المللي و استانداردهاي زيست محيطي است. اين قبيل ناظران بحث مي كنند كه اين نامتعادلي ها باعث از دست رفتن ميليونها شغل ونيز فشار برروي دستمزدها در بخش توليدي ايالات متحده شده است. بنابراين آنها خواستار اتخاذ اقدامات حمايتي تجاري دركشور خود شدند واز ديگر كشورها هم خواستند براي تصحيح اين عدم تعادلها ارز خود را ارزشگذاري مجدد كنند.
يك تحليل جايگزين براي عدم ترازها، كه ريشه در فرضيه هاي مدرن اقتصاد كلان دارد، تمركز برروي تخصيص داراييهاي جهاني است ، چرا كه عدم تراز حسابجاري، تغيير در نگهداري ملي ، داراييهاي مالي بين المللي است . مهمتر ازاين ، عدم تعادل حسابجاري مستقيماً به شكاف سرمايه ـ پس انداز و ترازدولتي كشورها مرتبط است . براساس اين گرايش، عدم تعادل جهاني ناشي از تخصيص گسترده داراييهايي است كه توسط تفاوت رشد درازمدت وبين كشورها، نرخ بازگشت سرمايه وشكاف پس انداز ، سرمايه وديگر عوامل ساختاري تعيين مي شود.
بسط اين ديدگاه آن است كه عدم تعادل بين كشوري آنچنان هم مهم نيست چرا كه اين عدم تعادل بهره وري پويا جابجايي جهاني سرمايه وكالا را منعكس مي كند يعني آنكه، برخي از پس اندازهاي جهاني به سمت كشورهايي كه رشد سريعتري دارند جريان مي يابد، چرا كه آنجا نرخ بازگشت سرمايه گذاري بيشتر از نرخ پس انداز داخلي است وسطح واردات بالاتر از سطح صادرات است كه نتيجه آن كسري حساب جاري براي كشورهايي است كه رشد سريع تري دارند. اما به رغم اين خوش بيني در بعضي از مقاطع، عدم تعادل جهاني به چند دليل مهم است.
اول آنكه، برخلاف برخي ديدگاهها، نظام تجارت و مالي جهاني از رقابت كاملاً دور است، به ويژه از آنجا كه اين نظام شامل بازارهاي كاملاً توسعه نيافته است و بيشتر كشورهاي در حال توسعه هم اصلاً بازار ندارند، به همين خاطر اين عدم تعادلها نمي تواند بيانگر تخصيص بهينه كالا و سرمايه جهاني باشد. دوم، عدم تعادل جهاني فرصتهاي نابرابري را براي بسياري از كشورهاي در حال توسعه فراهم آورده است. ايالات متحده به عنوان يكي از اصلي ترين منبع ارز بين المللي در موقعيت بسيار ويژه اي قرار دارد تا كسري خارجي خود را از طريق ايجاد بدهي با ديگر نقاط دنيا تأمين كند.
در همين حال، اين كشور به خاطر داشتن يكي از پايين ترين نرخهاي پس انداز در دنيا، سهم بزرگي از پس اندازهاي جهاني را جذب مي كند و در نتيجه بسياري از كشورهاي در حال توسعه براي تأمين توسعه اقتصاديشان فاقد سرمايه مي شوند و در اين صورت شكاف درآمدي بين كشورهاي فقير و ثروتمند زيادمي شود.
براساس اين ديدگاه، زياد بودن عدم تعادل جهاني در درازمدت و كوتاه مدت به نفع آمريكا و به زيان ديگر كشورها است.
منبع : OECD
همگام با اقتصاد جهان
خطر پذيري كشورها
با گذشت ۱۰ ماه از سقوط رژيم صدام حسين رئيس جمهور سابق عراق ، آن كشور هنوز پرخطرترين مقصد براي سرمايه گذاري خارجي است.
«واحد اطلاعاتي اكونوميست» در گزارشي كه به تازگي درباره خطرآميزترين كشورها از لحاظ سرمايه گذاري خارجي پرداخته، پس از عراق، آرژانتين را خطرآميزترين كشور از نظر جذب سرمايه گذاري خارجي، قرار داده است.
در اين بررسي، ۷۷ شاخص از لحاظ پايداري سياسي مورد مطالعه قرار گرفته است.
كم خطرترين كشورها از نظر جذب سرمايه گذاري خارجي، سنگاپور و سپس هنگ كنگ بوده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |