• شنيده مي شود قطريها با تيمي
روانه ايران شده اند كه بيشترشان را
ايراني و عراقي و آفريقايي تشكيل مي دهند
و مليتي بيگانه دارند
• وقتي با بازيكنان تيم ايران
همكلام مي شويم اين احساس
جدي گرفتن را از زبان همه
حتي سرمربي فهيم تيم ملي مي شنويم
و همين اميدواري ما را براي پيروزي
بر قطر، حتي بدون يار دوازدهم (تماشاگران) بيشتر مي كند
شنيده مي شود قطريها با تيمي روانه ايران شده اند كه بيشترشان را ايراني و عراقي و آفريقايي تشكيل مي دهند و مليتي بيگانه دارند. راه ظاهراً قانوني «فيفا» براي بازيكنان دومليتي كه اصليتي در يك كشور داشته اند يا به عبارتي در سرزميني متولد شده اند يا پدرومادري دومليتي دارند بتوانند درتيم بزرگسالان يكي از دو كشور عضو شوند. مثل فريدون زندي كه از اسم او برمي آيد چه ايراني خالصي است اما در آلمان متولد شده و شناسنامه آلماني هم دارد. اما قطريها از مبهم بودن اين راه قانوني و طبيعي سوء استفاده كرده بازيكناني با مليت ديگر كشورها را تابعيت قطري مي دهد (حتي براي زماني كوتاه) و آنان را در مسابقات ملي به نام قطر روانه ميدان مي كند تا در ورزش كسب اعتبار و آبروكند.
شيوخ قطر، با استفاده از دلارها و يوروهاي نفتي نه تنها در فوتبال، در ورزشهاي ديگر نيز تن به اين خفت داده اند تا صاحب اين غرور كاذب شوند و عجيب آن كه فيليپ تروسيه كه بقاي خود را در فوتبال قطر كم دوام مي بيند حالا به اين ماجرا بيشتر دامن زده است تا به جذب بازيكنان فرانسوي بپردازد و با اين تقلب قانوني!! بار خود را ببندد.
با اين اوصاف بايد پذيرفت كه تيم چندمليتي قطر در فرصت كوتاه هرگز نمي تواند تيمي يكدست و هماهنگ باشد و به تجربه ثابت شده است چنين تيمهاي منتخبي جواب صحيح به دست نمي دهد. مگر افرادش كم كم تعصبي به مليت جديد و تعهدي نسبت به حقوق مالي دريافتي پيدا كنند كه اين هم زمان مي خواهد. با اين وجود نبايد قطر را كه در جام خليج فارس و در رقابتهاي كشورهاي عربي اين سرزمينها نتايجي غيرمنتظره داشت ناديده بگيريم اما مقام سوم پس از عربستان و بحرين و سه نتيجه صفر ـ صفر با عربستان، بحرين، امارات، دو پيروزي بر يمن و كويت و شكست از عمان كارنامه خوبي براي تروسيه نيست.
از قضا جاي اميدواري براي غلبه بر قطر همين است كه كمي هم از اين بترسيم زيرا بيشتر شكستهاي تيم ملي ايران مربوط به زمانهايي است كه حريفمان را لقمه اي راحت الحلقوم تصور كرده ايم. شكست ايران از عمان در بازيهاي آسيايي تايلند و غرب آسيا، از دست دادن نتيجه به اردن و بحرين در عين برتري در تهران و امان و منامه و فرصتهاي بسياري كه از دستمان پريد همه ناشي از دست كم گرفتن اين حريفان بوده است كه درفوتبال آسيا در درجه هاي دوم و سوم قراردارند.
وقتي با بازيكنان تيم ايران هم كلام مي شويم اين احساس جدي گرفتن را از زبان همه، حتي سرمربي فهيم تيم ملي مي شنويم و همين اميدواري ما را براي پيروزي بر قطر، حتي بدون يار دوازدهم (تماشاگران) بيشتر مي كند و حتم داريم كه تيم ايران در صورت همدلي و هماهنگي از پس اين مهم برمي آيد و مردمي را كه از طريق تلويزيونهاي خود به «ورزشگاه خالي» از تماشاگر گرمي مي بخشند خوشحال خواهد كرد.
بال هاي نيرومند
اما آنچه بر اين اميدواري مي افزايد غني بودن تيم ايران از ستاره ها و ارزشهاي فني آنان به ويژه در آرايش تهاجمي است كه به اجبار تروسيه و قطر را ناچار به احتياط و دفاع فشرده و پرتعداد مي كند. اين تنها مشكلي است كه مهاجمان ما براي يافتن كليد رمز و گشودن دروازه قطر بايد خونسردي ، متانت و خوشفكري نشان دهند و از بازي انفرادي و شتابزدگي بپرهيزند.
خوشبختانه تيم ايران هم از نظر قدرت بدني و آمادگي فيزيكي رو به راه است. هم برخلاف گذشته شاهيني است با دو بال قوي كه مي تواند قطر را مثل كبوتري شكار كند.
با وجود كريمي و برهاني دركناره هاي راست و چپ و با تكنيكي بالا و تخريبي به يقين خط دفاع قطر تاب نمي آورد، اما هنر اين دو، حتي اگر قادر به عبور از مراقبان خود باشند زماني بهتر جلوه مي كند كه پس از نفوذ روي پاسهاي عمقي و تودر، متناوباً با پاسهاي رو به عقب خود، بازيكنان مياني و تهاجمي را مثل مهدوي كيا و نويدكيا، كه احتمالا ً پشت سر دايي قرار مي گيرند، صاحب توپ و موقعيت نمايند.
ضد حمله، تنها حربه حريف
دايي در نوك حمله، علاوه بر توپهاي بلندي كه از سوي كعبي، مهدوي كيا، برهاني و نويدكيا فرستاده مي شود، مي تواند با حركات خود فضاي مناسب را براي شوت زدن هافبكها و نفوذ آنها فراهم نمايد و اين گروه كه مي تواند از چپ و راست دروازه حريف را به رگبار ببندد،
هرگز نبايد با از دست دادن توپ از مزاحم شدن و پرسينگ حريف در زمينش غافل بماند چنان كه روي ضربه هاي ايستگاهي، اگر رضايي و نكونام هم به خط حمله بپيوندند نبايد ضدحمله هاي ناگهاني قطريها را كه به آن دل بسته اند، ناديده بگيرد چرا كه سرعت مهاجمان قطري و تنها ماندن مدافعان ايراني بسيار خطرساز و جبران ناپذير مي شود. از اين بدتر آنكه يحيي گل محمدي با كشيدگي عضله ران، هرگز به صلاح نيست در خط دفاع قرار گيرد و مدافعان مياني، احتمالاً كاملي مفرد و رضايي، نبايد دست به اشتباهاتي نظير تكلهاي خطرناك و غفلت از پوشش يكديگر بزنند.
خلاصه آنكه براي پيروزي بر قطر هزار دليل مستند داريم اگر فوتبال منظم و قابل قبولي در حد ۵۰درصد داشته ها و تواناييهاي خود بروز دهيم و يكي از آنها بيدار بودن نكونام در جايي است كه مثل قلب تيم بايد ضرباني سالم داشته باشد و به همه نقاط خون برساند. او در نقش هافبك دفاعي و بازيگردان تيم هم در قلب دفاع بايد از هجوم حريف در اين منطقه بكاهد، هم با پاسهاي بلند به سرعت تيم را از حالت دفاع به حمله درآورد. كاري كه به راحتي از عهده اين جوان بلندبالا برمي آيد.