پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۲ - ۲۸ ذيحجه ۱۴۲۴
Thu, Feb 19, 2004
حوادث
شماره ۲۷۲۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
جوان
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
با دستور بازپرس ويژه قتل صورت گرفت
جست وجو براي يافتن مخفيگاه داماد كينه جو
154803.jpg
گروه حوادث: پليس جنايي تهران با به دست آوردن سرنخ هايي از دامادي كه مادرزن و خواهرزنش را هدف گلوله قرارداده است، عمليات ويژه اي را براي رديابي مخفيگاه وي در دستوركار خود قرارداده است.
* دعوت به ميهماني مرگ
صبح سه شنبه ۲۸بهمن ماه سال جاري داماد ۲۸ساله خانواده اي با موتوسيكلت به خانه آنها در طبقه اول ساختماني واقع در بلوار «دريا»ي شهرك غرب رفت و درحالي كه آشفته بود از مادرزن و خواهرزنش خواست خود را براي يك بحث خانوادگي آماده كنند. او سپس گوشي تلفن را برداشت، شماره محل كار خواهرزن ديگرش را گرفت و او را كه منشي دفتر وكالت بود به ميهماني كوچك دعوت كرد و خواست تا به خانه برگردد تا با هم حرف بزنند. وقتي اين زن به بهانه كارزياد به وي گفت با او حرفي ندارد، دامادجوان با عصبانيت گوشي را سرجايش گذاشت. سپس روبروي مادرزنش كه «فاطمه بيگلري» ۴۵ساله و خواهرزن ۲۵ساله اش به نام «مرضيه» ايستاد و از آنان خواست علت دخالت در زندگي او و همسرش را بگويند. اين مادر و دختر وقتي خشم داماد را ديدند با پرخاشگري به او اعتراض كردند و خواستند «بهزاد» خانه آنها را ترك كند. وقتي دامادجوان از خانه مادرزنش خارج شد و سوار بر موتوسيكلت بلوار دريا را ترك كرد هيچكس نمي دانست چه جنايتي رخ داده است تا اينكه صداي زنگ تلفن دفتر وكالت بلندشد.
* «ما در حال مرگ هستيم»
ساعت ۱۰و۱۰دقيقه بود كه صداي زنگ تلفن محل كار دخترجوان بلندشد او وقتي گوشي را برداشت صداي نالان «مرضيه» را شنيد كه گفت: «بهزاد ما را زد، بيا درحال مرگ هستيم...» «راضيه» با شنيدن اين جمله هولناك از زبان خواهرش هراسان به سمت خانه مادر حركت كرد و با واردشدن به قتلگاه مادرش، خواهر را نيمه جان ديد.
* پليس واردعمل شد
ساعت ۱۱و۳۰ دقيقه بود كه ماجراي اين قتل خانوادگي به پليس۱۱۰ گزارش شد و سرهنگ سليماني به همراه اكيپي از مأموران كلانتري ۱۳۴ شهرك قدس با اعزام به بلوار دريا پاي درمحل جنايت گذاشتند. وقتي در نخستين مرحله بررسي مشخص شد مادرخانواده به قتل رسيده است پيكرنيمه جان «مرضيه» كه ازناحيه پهلو با گلوله تفنگ شكاري هدف قرارگرفته بود به بيمارستان آتيه انتقال يافت و تحت عمل جراحي قرارگرفت، اما پس از مدتي جان سپرد. مشخصات دامادكينه جو در اختيار كارآگاهان قرارگرفت و آنان باتوجه به خطري كه جان همسرقاتل و دختر ۱۰ماهه اش را تهديد مي كرد به سمت كوي نگون در ستارخان اعزام شدند.
* زني آشفته دركوچه
خودروي پليس وقتي به كوي نگون پيچيد زني آشفته حال را ديد كه درطول كوچه مي دود، مأموران با اين فرض كه پريشاني زن جوان بي ارتباط با جنايت بلوار دريا نيست به او نزديك شدند و پي بردند اين زن همسر دامادكينه جو است. «اين زن» كه از دوسال پيش با «بهزاد» ازدواج كرده است وقتي خود را در برابر پليس ديد گفت كه شوهرش بخاطر اختلاف با خانواده او صبح ازخانه خارج شده و تصورش اين است كه اتفاق بدي براي مادر و خواهرش افتاده است.
* قهر ۳روزه
درتحقيقات پليس مشخص شد «فاطمه» از چهارسال پيش با وجود داشتن سه دختر و يك پسر از همسر ۶۸ساله اش طلاق گرفته است. به گونه اي كه دختران با او زندگي مي كردند و تك پسرشان با پدرش زندگي مي كرد. در تحقيق از همسايگان روشن شد اين مادر و دختران از هفت ماه پيش به آن محله آمده اند و دراين مدت آنان شاهد درگيري هاي خانوادگي اين خانواده بوده اند. «راضيه» و «مهران» نيز در بازجويي ها گفتند داماد جوان پس از سه روز قهربودن با همسرش شب قبل از قتل به خانه مادرزنش مراجعه كرده و همسرش را به خانه بازگردانده است تا اينكه صبح باعصبانيت خانه خود را ترك كرده و دست به اين جنايت زده است.
* شب قبل از قتل
همسر قاتل فراري در بازجويي ها به كارآگاهان گفت: وقتي ديشب به خانه امان رفتم تغيير رفتار «بهزاد» را ديدم او خيلي مهربان شده بود. اما من چون تصميم به طلاق گرفته بودم روي حرف خودم پافشاري كردم و خواستم ازمن جداشود. وي ادامه داد: «بهزاد» ابتدا نپذيرفت او مي دانست كه مادرم و خواهرانم در اين تصميم بي تأثير نبوده اند، آخرين حرفش اين بود كه لااقل تا بعد از عيد تحمل كنم. ازسوي ديگر، مأموران تشخيص هويت و اكيپي از كارآگاهان اداره۱۰ پليس آگاهي تهران كه تحت نظر بازپرس هنرمند در قتلگاه مادر و دختر حضور داشتند با تجسس جنايي پي بردند كه داماد كينه جو در دو شليك مرگبار لوله تفنگ شكاري را به بدن قربانيان چسبانده و با چكاندن ماشه آنان را به گلوله بسته است.
* دستور ويژه بازپرس قتل
بازپرس هنرمند از شعبه چهارم بازپرسي دادسراي امورجنايي تهران باتوجه به شناسايي شدن عامل اين جنايت خانوادگي و فراري بودن وي دستور ويژه اي براي شناسايي مخفيگاه اين مردجوان توسط مأموران اداره ۱۰ پليس آگاهي تهران صادركرد. كارآگاهان جنايي در شناخت شخصيتي دامادكينه جو پي بردند كه وي مهندس مكانيك و جواهرفروش است كه بخاطر ورشكستگي از مدت ها پيش بيكارشده و يكسال پيش نيز بخاطر طرح شكايتي ازسوي مادرزنش كه او را مزاحم اعضاي خانواده اش معرفي كرده بود در كلانتري ازگل تحت تحقيق قرارگرفته بود. اين متهم موتورسوار رهاشده در شهر باتوجه به اينكه ردپاهايي ازخود برجاي گذاشته است كارآگاهان اداره قتل را در چندشاخه به حالت آماده باش درآورده است و تيم عمليات جنايي جست وجوي گسترده اي را براي رديابي مخفيگاه دامادكينه جو آغازكرده اند.
قتل پسربچه ۶ ساله توسط دو چوپان جوان
154797.jpg
گروه حوادث ـ شيراز ـ خبرنگار «ايران»: دو چوپان جوان كه متهمند پس از ربودن پسربچه ۶ساله اي او را به طرز هولناكي به قتل رسانده اند، دستگيرشدند. عمليات كارآگاهان آگاهي شيراز براي دستگيري اين دو متهم به قتل به دنبال پيداشدن پيكر خون آلود و بي جان پسربچه ناپديدشده آغازشده بود. بنا به اين گزارش، ساعت ۲۲ شب ۱۶بهمن ماه سال جاري زن و شوهر جواني در حالي كه هراسان و مضطرب بودند، با مراجعه به مأموران كلانتري گل سرخ روستاي تركان از توابع شهر شيراز آنان را درجريان ناپديدشدن پسرشان «محمدعلي» قرارمي دهند. پدركودك ناپديدشده دراين باره به پليس گفت: محمدعلي ساعت ۱۸و۴۵دقيقه براي خريد از خانه خارج شد. مغازه سوپرماركت تا خانه ما ۱۰متر بيشتر فاصله ندارد ولي هرچه منتظرمانديم او برنگشت. اكيپ هايي از مأموران نيروي انتظامي به همراه ساكنان روستا در دسته هاي چندنفري جست وجو براي رديابي پسربچه ناپديدشده را آغازكردند. درحالي كه ساعتي از تجسس هاي مردم و پليس مي گذشت. صداي پارس چندسگ درجاده بيروني روستا توجه جست وجوكنندگان را به طرف خود جلب كرد. گروههاي تجسس كننده پس از بررسي دقيق آن منطقه با پيكر بي جان و خون آلود كودك ناپديدشده درحالي روبرو شدند كه دست و پايش با پارچه اي بسته شده بود.
دربررسي هاي انجام شده درمحل حادثه پليس دركنار جسد تكه شيشه هاي خون آلود پيداكرد كه احتمال داده مي شد عامل يا عاملان جنايت از آنها در قتل محمدعلي استفاده كرده باشند. از آنجايي از كه زمان ناپديدشدن و كشف جسد كودك ۶ساله مدت زمان طولاني نمي گذشت پليس با احتمال اينكه عامل يا عاملان جنايت بايد از اهالي روستاي محل پيداشدن جسد باشند، تجسس دراين باره را آغازكردند. درنخستين اقدام مأموران به چوپان ۱۷ساله روستا مظنون شده و او را بازداشت كردند. اين پسرجوان وقتي با ارائه دلايل و مستندات ازسوي پليس روبرو شد، لب به اعتراف گشوده و ماجراي قتل پسربچه را با همدستي يكي از دوستانش به گردن گرفت. وي در اين باره گفت: روزحادثه وقتي گوسفندها را به روستا بازگردانديم، پسربچه را مشاهده كرديم كه پس از خريد ازمغازه بيرون آمده بود. به بهانه پرسيدن نشاني خانه اي او را صداكرديم. هوا تازه تاريك شده بود. از خلوت بودن خيابان استفاده كرده و او را ربوديم و پس از شكنجه و آزار و اذيت به قتل رسانديم. باتوجه به مطرح شدن اين اعترافات به دستور قاضي زارع رئيس شعبه ۱۲ مجتمع قضايي شماره يك شيراز تحقيقات تكميلي از متهمان آغاز شده است.
بخشش پاي چوبه دار
154794.jpg
گروه حوادث: كرج ـ خبرنگار «ايران»: يك جوان محكوم به اعدام با گذشت مادر مقتول ازدار مجازات نجات يافت.
اين حادثه صبح روز گذشته زماني اتفاق افتاد كه متهم براي اجراي حكم به پاي چوبه دار زندان رجايي شهرمنتقل شد.
بنابراين گزاش، متهم ساعت ۲۳ دوم ارديبهشت ماه سال ۷۹ در خيابان رجايي شهر كرج بر سر عدم رعايت حق تقدم با مقتول درگير شده بود.
مقتول كه جوان ۲۵ ساله اي به نام مهدي كردي است دراين نزاع خونين با ضربات چاقو مجروح شد و پس از انتقال به بيمارستان شهيد مدني در اثر شدت جراحات جان سپرد.
با مرگ مرد جوان مأموران بلافاصله متهم را در محل وقوع حادثه دستگير كردند. متهم پس از دستگيري به اتهام قتل عمد مهدي كردي درشعبه ۱۱۶ جزايي كرج محاكمه شد و قاضي مصطفي برزگر گنجي متهم را به قصاص نفس محكوم كرد.
154800.jpg
با اعتراض متهم پرونده به شعبه ۱۶ ديوانعالي كشور فرستاده شد و قضات ديوانعالي پس از بررسي، حكم را تأييد و براي اجرا به شعبه اجراي احكام دادگستري كرج ارسال كردند.
به گزارش خبرنگار ما، پس از تأييد حكم صبح روز گذشته متهم براي اجراي حكم قصاص به پاي چوبه دار در زندان رجايي شهر منتقل شد.
در اين مراسم كه رئيس زندان وقضات شعبه اول اجراي احكام كيفري كرج ومددكاران حضور داشتند متهم از مادر مقتول تقاضاي گذشت كرد. پس از انداختن طناب دار به دور گردن متهم زماني كه مأموران مي خواستند حكم را اجرا كنند مادر مقتول با گذشت از قصاص متهم طناب دار را از گردن وي باز كرد و به گرفتن ديه رضايت داد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |