|
گفت وگو با دكتر كيهان برزگر كارشناس ارشد خاورميانه
تفاوت نظام هاي دموكراتيك و غير دموكراتيك
|
|
|
گفت و گو از ثمين صدر انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي فردا در سراسر كشور برگزار مي شود با توجه به اينكه انتخابات يكي از مهمترين ابزار هاي دموكراسي است با دكتر كيهان برزگر استاديار روابط بين الملل و كارشناس ارشد مركز مطالعات استراتژيك خاورميانه، گفت وگويي درباره نظام هاي دموكراسي و پارلماني دنيا انجام داده ايم كه در ادامه مي خوانيد:
\ آقاي دكتر برزگر در ابتدا توضيحي در مورد دموكراسي و تفاوت كشورهاي دموكراتيك و غيردموكراتيك بفرماييد. * انتخابات آزاد نقطه اصلي تفاوت نظام هاي دموكراتيك و غيردموكراتيك است و بهترين نشانه انجام انتخابات آزاد نيز حضور پررنگ احزاب سياسي و مشاركت آنها در انتخابات است. در گذشته، به علت كوچك بودن جوامع، دموكراسي مستقيم حاكم بود يعني با تصميم مستقيم مردم، امور پيش مي رفت؛ اما با بزرگ شدن جوامع و ورود ما به دنياي مدرن ، مكانيزم انتخاب نماينده براي انجام امور به وجود آمد. اين كه مردم نمايندگان را انتخاب كرده و به پارلمان مي فرستند تا آنها امورشان را انجام دهند، در يك روند تاريخي، به صورت خودبه خود باعث شده مشاركت مردم، به حضور در پاي صندوقهاي رأي محدود شود و نمايندگان، گاه به دليل ماهيت متحول مسائل سياسي و قدرت با شعارهاي انتخاباتي اوليه خود فاصله مي گيرند. البته در جوامع مدرن و سيستم هاي پيشرفته، احزاب به علت نياز به رأي مردم مجبورند ديدگاههاي آنها را در نظر بگيرند كه در نتيجه باعث ايجاد اعتماد خواهدشد، از اين رو هرچند در اين جوامع نيزمشاركت مردم در حد همان رأي دادن است اما طبيعتاً، نمايندگان سعي در عملي كردن هرچه بيشتر شعارهاي انتخاباتي شان دارند تا در دوره هاي بعد نيز رأي مردم را كه بسيار اهميت دارد به دست آورند. \ تفاوت دموكراسي كشورهاي مدرن با ديگر كشورها در چيست؟ *سيستم هاي دموكراسي در دنياي مدرن همواره در حال ترميم و اصلاح خود هستند. يكي از نمونه هاي اين اقدام، شكل گيري پارلمان اروپايي در جامعه اروپايي (EU) است كه مجالس قانونگذاري تك تك كشورهاي اروپايي در حال ترميم و اصلاح خود و در نهايت واگذار كردن بخشي از اختيارات خود به اين مجلس واحد هستند و انگلستان تنها كشوري است كه هنوز در دادن بخشي از اختيارات خود به پارلمان اروپايي مقاومت مي كند و با اين وجود هم اكنون بسياري از قوانين خود را به نفع قوانين اين پارلمان تنظيم مي كند. سيستم هاي دموكراسي آمريكا، انگلستان، فرانسه و سوئيس چارچوب اصلي همه سيستم هاي انتخاباتي دنيا را با ويژگي هاي محلي شان (Local)شان تركيب كرده و يك سيستم دموكراسي مختلط به وجود آورده اند. به همين دليل است كه عملكرد خوبي ندارند، زيرا در واقعيت داراي سيستم تعادل چك و بالانس نبوده و از اين رو تناقضاتي در سيستم ها وجود دارد. به عبارت ديگر ابزارهاي مختلف در درون اين نظام ها همديگر را متعادل نمي كنند. \ بالاخره كدام يك براي كشورهاي در حال توسعه بهتر است؟ اين كه يك سيستم اصلي را بطور كامل كپي كرده و اجرا كنند يا فقط با ويژگي هاي محلي خود حكومت را اداره كنند؟ * اين كه يك سيستم حكومتي مثل آمريكارا كپي كرده و يك راست به جامعه اي مثل ايران انتقال داد امكانپذير نيست و طبيعتاً بايد درجاتي از تأثيرپذيري از فرهنگ محلي داشته باشد اما خود همين تركيب كردن كه از يك طرف لازم است، از طرف ديگر تناقض ايجادكرده و اين مشكل همه كشورهاي در حال توسعه است. مثلاً در عراق براي ساليان دراز پارلمان فعال بوده اما محلي از اعراب نداشته است و يا در سوريه پارلمان قدرت واقعي ندارد يا حتي در مصر، با اين كه سابقه دموكراسي اش از ديگر كشورهاي عربي بيشتر است، اين ويژگي وجود دارد. به اين معنا كه از يك طرف تشريفات و ظواهر سيستم هاي دموكراسي دنيا اخذشده اما در عمل، اجرا نمي شود، زيرا فرهنگ محلي و ماهيت قدرت، بخصوص در منطقه خاورميانه با بقيه دنيا متفاوت است و در اينجا حكومت است كه مي تواند دموكراسي را شكل بدهد. به نظر من منطقه خاورميانه تنها نقطه اي از دنيا است كه در آن دموكراسي دستكاري مي شود و ميزان آن بستگي به ميزان اعتقاد حكومت به گسترش دموكراسي دارد و نه خواست مردم. به عنوان يك اصل كلي توسعه دموكراسي در حال توسعه بيش از هرچيز به خواست حكومت ها و حاكمان بستگي دارد و صرف خواست مردم، دموكراسي ايجاد نخواهدشد. \ بپردازيم به بحث اصلي. لطفاً مهم ترين انواع سيستمهاي حكومتي دنيا را توضيح دهيد. * در يك تقسيم بندي كلي، چهار سيستم در دنيا قابل دسته بندي است: ۱ـ سيستم رياستي و تفكيك قوا كه نمونه بارز آن آمريكا است. ۲ـ سيستم پارلماني كه نمونه اصلي اش انگلستان است. ۳ـ سيستم رياستي و تفكيك قواي فرانسه (در اينجا پارلمان و قانونگذاري به اندازه آمريكا و انگليس اهميت ندارد). ۴ـ سيستم هيأت مديره كه در سوئيس اجرا مي شود. لازم به ذكر است كنگره آمريكا (كاپيتال هيل) متشكل از دو مجلس نمايندگان و سنا است. در آمريكا، قواي سه گانه هر كدام مبناي مردمي دارند: رئيس جمهور توسط مردم انتخاب مي شود. قضات ايالات توسط مردم انتخاب مي شوند و نمايندگان پارلمان را نيز مردم انتخاب مي كنند. مجلس نمايندگان آمريكا كه يك مجلس ملي است، دوره اي دوساله دارد و انتخابات آن به صورت مستقيم است. هر ايالت يك نماينده دارد و به ازاي هر ۳۸۰ هزار نفر، يك نماينده اضافه مي شود. اين مجلس بدون توجه به ايالات تشكيل شده و هر كس انتخاب مي شود، در نهايت نماينده ملي است. بنابراين، عنصر جمعيت در اينجا مهم است. كانديداها بايد شرايطي داشته باشند، از جمله داشتن شهروندي آمريكا به مدت هفت سال و حداقل ۲۵ سال سن. پس از تصويب اعتبارنامه، نمايندگان مصونيت پيدا مي كنند كه بسيار اهميت دارد. و اما رئيس مجلس، رهبر حزب اكثريت است كه در تاريخ آمريكا، اغلب حزب جمهوريخواه، اكثريت را به دست آورده است. مجلس ديگر آمريكا، سنا است كه اهميت بسياري دارد. نمايندگان آن براي ۶ سال انتخاب مي شوند و در هر دو سال يك سوم نمايندگان تغيير مي يابند. انتخابات اين مجلس تا به حال به صورت غير مستقيم بوده است. به اين صورت كه هر ايالت دو نماينده معرفي مي كند، هر ايالت پارلمان محلي دارد و سناتورها كه از هر ايالت ۲ نفر هستند، از اين پارلمانهاي محلي براي مجلس سنا انتخاب مي شوند و جمعيت ايالتها در تعداد سناتورها نقشي ندارد. شرايط نامزدي براي اين مجلس نيز، داشتن ۹ سال شهروندي آمريكا و داشتن حداقل ۳۰ سال سن است. نمايندگان سنا نيز پس از تصويب اعتبارنامه، مصونيت پيدا مي كنند. رئيس مجلس سنا، معاون رئيس جمهور است كه فقط مجلس را اداره مي كند و حق رأي ندارد. \ آيا نظارتي بر كانديداها اعمال مي شود؟ * خير، تنها ملاك، شهروند آمريكا بودن است. افراد براي ثبت نام فقط كافي است ويژگيهاي مطرح شده در قانون را داشته باشند و معمولاً وارد ليست يك حزب نيز مي شوند. البته قابل ذكر است كه در آنجا فقط كساني خود را كانديدا مي كنند كه امكانات مالي و زمينه هاي سياسي قوي داشته باشند، زيرا تبليغات در آنجا بسيار مهم است و افراد به طور مستقل معمولاً امكان برنده شدن ندارند. لازم مي دانم توضيحي هم در مورد انتخابات رياست جمهوري آمريكا بدهم. در آمريكا، رئيس جمهور با رأي مستقيم مردم انتخاب نمي شود. سيستم انتخابات رياست جمهوري به گونه اي است كه ابتدا مردم هر ايالت، گروهي را انتخاب مي كنند به نام الكترال كالج يا انجمن انتخابگرها كه اين گروه، رئيس جمهور را انتخاب مي كنند. با اين سيستم، اگر گروهي كه در يك ايالت، رأي اكثريت را به دست مي آورند، به طول مثال جمهوريخواه باشند، در واقع تكليف انتخابات رياست جمهوري در آن ايالت تعيين شده است، زيرا كانديداي حزب جمهوريخواه، تمام آراي آن ايالت را برده است و در مجموع، تعداد آراي به دست آمده از الكترال كالج است كه رئيس جمهور آمريكا را انتخاب مي كند. به عبارت ديگر، مردم به واسطه، رئيس جمهور را انتخاب مي كنند. هرچند در نهايت اين مردم هستند كه رئيس جمهور را بر مي گزينند و دليل به كارگيري اين سيستم اين است كه در زمان تأسيس آمريكا، اعتقاد بر اين بود كه رئيس جمهور بايد از سوي هيأتي انتخاب شود كه عاقل باشند و قدرت تشخيص درست را داشته باشند. و اما سيستم بعدي يعني سيستم پارلماني كه سمبلش انگلستان است و در ۳۰ تا ۴۰ كشور دنيا اجرا مي شود. در اين سيستم، دولت مشروعيت خود را از پارلمان مي گيرد و پارلمان تقسيم مي شود به دو مجلس: ۱ـ مجلس عوام ۲ـ مجلس لردها مجلس عوام، مجلسي است ملي كه با انتخاب مستقيم مردم تشكيل مي شود و هر حزبي كه اكثريت اين مجلس را داشته باشد دولت را دراختيار مي گيرد و رئيس حزب اكثريت، نخست وزير خواهد بود. مجلس لردهانيز ساختاري شبيه مجلس سناي آمريكا دارد اما با اختيارات و قدرت كمتر. در گذشته رئيس كشور يعني ملكه يا پادشاه قدرت اصلي را در دست داشت اما در قرون اخير به تدريج اين نقش كمتر شده و امروز قدرت اصلي به نخست وزير انتقال پيدا كرده و نقش پادشاه يا ملكه بيشتر، تشريفاتي است، البته بايد توجه داشت كه رئيس كشور از احترام و اعتبار فوق العاده اي برخوردار است. براي انتخابات مجلس عوام، غير از ثبت نام كانديداها كه بايد با موافقت رياست ستاد انتخابات حزبي كه فرد مي خواهد وارد آن شود، صورت بگيرد، رأي دهندگان بايد ثبت نام كنند، پس از شناسايي آنها نامه اي برايشان فرستاده مي شود كه حق رأي دارند و اين كار را شهرداري ها انجام مي دهند. در اين سيستم نيز نمايندگان داراي مصونيت كيفري و پارلماني هستند. رئيس مجلس عوام كه سخنگوي آن نيز هست پيرترين عضو مجلس است. بريتانياي كبير (The UK) شامل انگلستان (England)، ولز، اسكاتلند و ايرلند شمالي است كه هركدام داراي مجلس محلي خود و در عين حال نسبت به جمعيتشان، نمايندگاني در مجلس عوام نيز دارند. مجلس لردها كه حالت اريستوكراسي اشرافي داشته و نمايندگان آن مادام العمر هستند در گذشته قدرت زيادي داشته است اما به تدريج قدرت آن كم شده و امروز بيشتر جنبه تشريفاتي دارد. خصوصاً در سال هاي اخير كه آقاي توني بلر قدرت اين مجلس را بسيار كمتر كرده است. \ و اما سيستم فرانسه... * بله، قوه مقننه فرانسه نيز حائز اهميت است. سيستم پارلماني فرانسه نيز داراي دو مجلس است. مجلس ملي كه با رأي مردم تشكيل شده و دوره آن ۷ سال است و مجلس سنا كه توسط انجمن هاي محلي به صورت انتصابي تشكيل مي شود و سناتورها براي ۵ سال انتخاب مي شوند. از جمله شروطي كه براي كانديداهاي مجلس ملي وجود دارد كارمند دولت بودن است. نكته ديگر اين كه در فرانسه نيز مانند سيستم هاي آمريكا و انگليس حزب است كه كانديداها را مطرح مي كند و در واقع چون رقابت واقعي بين احزاب وجود دارد، به خوبي با يكديگر تعامل برقرار مي كنند. نكته جالب توجه در سيستم فرانسه وجود «شوراي قانون اساسي» است كه نهادي است شبيه شوراي نگهبان ما درا يران. شوراي قانون اساسي فرانسه متشكل از ۹ نماينده از دو قوه مجريه و مقننه است كه سه نفر را رئيس جمهور انتخاب مي كند، سه نفررا مجلس نمايندگان و سه نفر ديگر را مجلس سنا. اين شورا وظيفه دارد كه در مورد قوانين مالي و ارگانيك (زيربنايي) كه در مجلس ملي تصويب مي شود، نظر دهد. البته اين شورا هرچند قدرت ردكردن قوانين را دارد اما معمولاً هيچ قانوني را رد نمي كند چون ماهيتش اين است كه به صورت خوشبينانه، نظر مشورتي دهد و امور را تسهيل كند. در مورد سيستم فرانسه اين مطلب نيز حائز اهميت است كه وظيفه نمايندگي و قانونگذاري، اهميت چنداني ندارد، زيرا سيستم، رياستي است. تا قبل از ۱۹۵۸ كه جمهوري پنجم روي كار آمد. سيستم پارلماني، رياستي بود كه با هم مشكل داشتند و نمي توانستند امور را پيش ببرند، اما بعد از آن قدرت در اختيار رئيس جمهور قرار گرفت و قانونگذاري از اهميت كمتري برخوردار شد، چرا كه دولت وظيفه اصلي قانونگذاري را برعهده دارد. \ و سيستم آخر.... * سيستم سوئيسي است كه به صورت هيأت مديره اداره مي شود و دو مجلس دارد، مجلس فدرال و شوراي فدرال. مجلس فدرال متشكل از شوراي ملي و شوراي دولت ها است. شوراي ملي عبارت است از نمايندگان منتخب مردم و يك نماينده براي هر ۲۵ هزار . شوراي دولت ها نيز مانند مجلس سنا است كه به آن كانتون مي گويند. هر ايالت براي اين مجلس دو نماينده معرفي مي كند كه در مجموع ۴۶ نماينده دارد. در سوئيس، نهاد رياست جمهوري به صورت يك شورا اداره مي شود. اعضاي شوراي رياست جمهوري هفت نفر هستند و هر يك سال با انتخاب اكثريت مطلق دو مجلس يك نفر رئيس شورا مي شود كه رئيس جمهور خواهد بود. دوره زماني اين شورا، چهارساله است كه همزمان با دوره چهارساله مجلس، شروع و خاتمه مي يابد. به عنوان يك اصل كلي، سوئيس تنها نقطه دنيا است كه در آن هنوز همان دموكراسي مستقيم و اوليه اجرا مي شود و رأي مردم بسيار مهم است و حتي در مورد قوانين بسيار كوچك نيز مردم نظر مي دهند، به طوري كه گاهي مردم در ميان شهر جمع شده و براي تصويب قانون دست خود را بالا مي برند! \ اگر در پايان نكته اي باقي مانده بفرماييد. * باز هم تأكيد مي كنم كه اگر غربي ها توانسته اند سيستم دموكراسي خود را با تعادل و هماهنگي پيش ببرند، اولاً به خاطر چندين قرن سابقه تمرين دموكراسي است و ثانياً به دليل اصلاح هرروزه قوانينشان است، ثالثاً ماهيت قدرت در آنجا از يك سيستم چك و بالانس برخوردار است و در كشورهاي درحال توسعه، اين سه خصوصيت وجود نداشته يا كمتر وجود دارد. لذا ما شاهديم كه اغلب اين كشورها در سيستم پارلماني و حكومتي خود دچار عدم تعادل مي شوند.
|