|
|
|
ده
|
|
|
|
دختران و تماشاي فوتبال
|
|
|
|
|
ده
رژيم غذايي؟ نه...!
به بركت زندگي مدرن با تمامي غذاهاي خوشمزه ولي ناسالم و چاق كننده و نيز گرفتاري ها و درگيري هايي كه ديگر وقتي براي فعاليت هاي ورزشي باقي نمي گذارند، پديده افزايش وزن به عنوان يكي از معضلات همگاني در آمده است. شايع ترين راه براي مبارزه با اين پديده ناخوشايند، استفاده از رژيم هاي غذايي است كه البته در كوتاه مدت نيز مفيد به نظر مي رسند. امروز در ستون ده، مي خواهيم ده دليل قانع كننده به شما ارائه دهيم كه رژيم غذايي نگيريد...! ۱۰) اگر نگاه دقيقي به دور و برتان و كساني كه از رژيم هاي غذايي استفاده كنند بيندازيد، متوجه خواهيد شد كه اين رژيم ها مدت هاي طولاني ادامه دارند. آنچه از اين قضيه دستگير مان مي شود اين است كه اين رژيم ها در كوتاه مدت مؤثرند، اما حتي اگر كمكي به كاهش وزن هم بكنند، در آينده دوباره وزن از دست رفته بازخواهد گشت. تازه اگر خوش شانس باشيد، از گذشته چاق تر نخواهيد شد! ۹) رژيم هاي غذايي معمولاً هزينه هاي اضافي برشما تحميل مي كنند. اگر مجموع اين هزينه ها را در يك دوره زماني در نظر بگيريد، اين پول را به جاي رژيم مي توانيد صرف خريد لباس هاي جديد و رسيدن به ظاهرتان كنيد كه احتمالاً اثر مطلوبتري خواهد داشت. ۸) كساني كه از رژيم هاي غذايي استفاده مي كنند معمولاً آنقدر به غذا فكر مي كنند و درباره آن حرف مي زنند كه از جنبه هاي ديگر زندگي باز مي مانند. فكر مي كنيد چند نفر پيدا خواهيد كرد كه از گذراندن وقت شان با كساني كه به جز غذا فكر ديگري ندارند لذت ببرند؟ ۷) رژيم ها اگر چه در كوتاه مدت ممكن است به بهبود وضعيت سلامت شما كمك كنند. اما سلامتي پايدار و درازمدت تنها به وزن شما بستگي ندارد. ۶) فكر مي كنيد رژيم هاي غذايي كمك مي كنند تا ظاهر شما بهبود پيدا كند و به اصطلاح جذابتر شويد؟ اما اين جذابيت ارتباط زيادي با چاقي و لاغري ندارد؛ بلكه به كل ظاهر شما مربوط است. ۵) در بسياري از موارد، علت گرايش به رژيم هاي غذايي احساس خوشايندي است كه از توجه به خودتان و سلامتي تان خواهيد داشت. مطمئناً رژيم غذايي يكي از راه هاي توجه به سلامتي تان هست؛ والبته بهترين راه هم نيست. ۴) رژيم هاي غذايي معمولاً استفاده كنندگانشان را از غذاها مي ترسانند. اين افراد به ندرت هنگام غذا خوردن به لذت ناشي از آن توجه مي كنند. چون ذهنشان درگير اثرات چاق كنندگي چيزهايي است كه مي خورند. بدين ترتيب غذا يكي از بزرگترين دشمنان اين افراد تلقي مي شود و تمام جنبه هاي مثبت غذا خوردن از بين مي رود. ۳) وضعيتي كه گفته شد در شرايط حاد مي تواند به اختلالات رواني مربوط به خوردن و نيز بيماري هاي جسمي برسد. در واقع نتيجه حاصله هدف مورد نظر را نقض مي كند. ۲) كساني كه در رژيم غذايي هستند، انرژي لازم براي فعاليت هاي روزانه شان را ندارند. براي اينكه يك زندگي شاداب و سرحال داشته باشيد، لازم است به اندازه كافي و مطابق با نيازهايتان بخوريد. ۱) و اما دليل اصلي كه بايد رژيم غذايي تان را متوقف كنيد اين است كه انسان ها بايد خود را آنطور كه هستند بپذيرند. وقتي خودتان را به شكلي كه هستيد بپذيريد، اعتماد به نفس تان نيز تقويت مي شود و اين عامل بيش از رژيم غذايي در بهداشت جسمي و روحي شما مؤثر خواهد بود. مطمئناً اين وضعيت بسيار پايدارتر از اثرات كوتاه مدتي است كه رژيم هاي غذايي به همراه دارند.
|
|
|
|
|
دختران و تماشاي فوتبال
آخرش سرفوتبال سكته مي كني
|
|
|
سحر طلوعي گل! گل! هورا، ... نه اين فريادهاي مربي و بازيكنان تيم ... نيست كه براي گل زدن تيمشان شادي مي كنند. اين فريادهاي شادي مربوط به طرفداران اين تيم فوتبال است. طرفداراني كه چون نمي توانند بازي تيم محبوبشان را در استاديوم تماشاكنند، دور هم جمع شده اند و از تلويزيون آن را دنبال مي كنند. «مريم»، «ياسمين» و «سپيده» از طرفدارهاي پروپاقرص فوتبال و از دوستان نزديك من هستند. علاقه شان به فوتبال همواره برايم جالب بوده است. به طور كل گرايش دختران به فوتبال جالب است. دختراني كه كمتر پا به توپ شده اند يا اصلاً نشده اند، گل كوچك بازي نكرده اند. استاديوم نمي روند و خيلي چيزهاي ديگر. اما فوتبال را دوست دارند. پفك و چيپس خريده ام، مي نشينم كنارشان. آنها فوتبال مي بينند و من گزارش مي نويسم. «پاس بده، پاس بده به شماره ،۱۰ اون بغل خاليه، راحت مي تونه نفوذ كنه، آه نمي دونم چرا اين رو گذاشته تو زمين، همه اش توپ لو مي ده و...» . «سپيده» خيلي حرص مي خورد. اين حرفها را هم با عصبانيت مي گويد. به حركات بدنش توجه مي كنم. توپ به هر طرف كه مي رود او هم خودش را به همان سمت كج مي كند. «ياسي» و «مريم» فعلاً ساكت هستند. هنوز هيجان زده نشده اند. اين طور كه سپيده تفسير مي كند تيمشان بد بازي نمي كند. فقط بازيكنانش يك كمي عجله دارند. «واي...!» اين را هر سه با هم مي گويند. تيمشان گل خورد. سر و صداي مريم و ياسي هم در مي آيد. اما سعي مي كنند ناراحتي شان خيلي ادامه پيدا نكند و بازي را دنبال كنند. «اگر شماره ۴ بياد توي زمين، جناح چپ هم راه مي افته». اين تجويز «ياسي» است براي اينكه تيمشان بهتر بازي كند. اما حيف كه مربي صداي او را نمي شنود. نزديكيهاي half time هستيم. من خودم را آماده مي كنم تا يك بحث داغ با آنها راه بيندازم. «گل، گل... بالاخر گل زديم، آفرين، ...» هر سه تايي با هم دستهايشان را مي زنند به هم و يك هورا از ته قلبشان مي كشند و البته من هم يك نفس راحت مي كشم. چون اصلاً نمي شود با آدمهاي عصباني خوب حرف زد. داور دو دقيقه وقت تلف شده اعلام مي كند. «سپيده» مطمئن است كه تا آخر اين نيمه و كلاً اين بازي هيچ اتفاق خاصي نمي افتد. «مريم» هم نظر او را تأييد مي كند و البته معتقد است اين بازي اصلاً برنده نخواهد داشت: «مساوي مي شود». داور سوت مي زند و با دستش بازيكنان را به سمت رختكن هدايت مي كند. من فقط ۱۵ دقيقه وقت دارم كه با آنها حرف بزنم. «سپيده» بيشتر از «مريم» و «ياسي» حرص مي خورد. او در كودكي فوتبال بازي مي كرده. بازي اش هم خوب بوده است. عاشق دريبل زدن و شوت كات دار است: «من كلاً از زيبايي تكنيك و تاكتيك فوتبال لذت مي برم و البته هيجان زيادي هم داره كه من خيلي خوشم مي آد». «ياسي» هم در ادامه حرفهاي او اضافه مي كند: «كارگروهي را فراموش نكنيد، هماهنگي بين ۱۱ نفر توي زمين و تصميم گيري در ثانيه ها سخت است. اين همه تلاش براي رد شدن از موانع و رسيدن به هدف يعني گل زدن، براي من خيلي جالبه». «ياسي» تا حالا فوتبال بازي نكرده است، اما بازيهاي زيادي را تماشا مي كند. چه ليگهاي داخلي و چه خارجي. با برادرش هم سر تيمها كلي كل كل دارد. اما «مريم» معتقد است: «توي خانواده ما همه فوتبال دوست دارند، من هم بالطبع به اين رشته علاقه پيدا كردم. اين درسته كه ما دخترها فوتبال بازي نمي كنيم ولي حركات و تفكرات موجود در آن را مي فهميم.» «سپيده» يك چيزي يادش مي افتد كه در ادامه حرفهاي «مريم» مي گويد. او از اينكه بعضي پسرها، فوتبال تماشا كردن آنها را مربوط به مسائل حاشيه اي اين رشته و يكجورهايي مربوط به چهره بازيكنان فوتبال مي دانند خيلي ناراحت است و البته يك دليل جالب هم مي آورد: «اين حرف يعني چي كه ما دنبال قيافه و تيپ بازيكنان فوتبال هستيم؟ ما اگر دنبال اين جور چيزها بوديم، فقط ترجيح مي داديم بازيهاي ليگ هاي خارجي مثل انگليس و ايتاليا را نگاه كنيم ولي واقعاً اين طور نيست. من شخصاً فوتبال ديدن و بازي كردن را دوست دارم. اين هم قبول دارم كه ليگ هاي خارجي از نظر سطح بازي خيلي بالاتر از ليگ داخلي ايران است. اما بالاخره فوتبال ايران اين است». «ياسي» هم او را همراهي مي كند:. «اتفاقاً اصلاً ما از بازيكنان حاشيه اي خوشمان نمي آيد. ما دنبال فوتبال هستيم. چون توي ايران هنوز به مسأله ورزش به صورت جنسيتي نگاه مي شود و براي ورزشها مرز خانم وآقا مي كشند، ما به اين اتهام هاي خنده دار، متهميم.» ولي «مريم» قبول دارد بعضي از دخترها به چهره بازيكنان هم توجه دارند: «البته اين مسأله فقط خاص دخترها نيست، شما حتماً پوستر بازيكناني نظير بكهام و توتي ... كه از نظر چهره هم خوب هستند را به در و ديوار اتاق پسرها ديده ايد، در صورتي كه پوستر بازيكناني نظير ريوالدو و كارلوس كه صد برابر از نظر بازي از آنها بهتر هستند ولي چهره خوبي ندارند، در اتاق آنها ديده نمي شود. ولي كلاً اين مسأله را نبايد به همه دخترها و پسرها تعميم داد». «سپيده» اعلام مي كند: «بچه ها، وقت استراحت تمام شد. نگاه كن ترو خدا يك بازيكن هم تعويض نكرده، من نمي دونم چرا تعويض هايش را گذاشته براي دقيقه ۹۰ بازي، آخرش اين مربي من رو مي كشد». «مريم» و «ياسي» به «سپيده» توصيه مي كنند چيپس بخورد و اينقدر جوش نزند. اما او از صداي خرت خرت چيپس سربازي فوتبال خوشش نمي آيد: «صدايش مي رود توي اعصابم». دوستانش با خنده مي گويند: «آخرش تو سر فوتبال سكته مي كني، مي افتي روي دستمون».
|
|
|
|
|
|
اسم تو هر اسمي كه هست
|
|
|
|
|
نگار Negar
ايده آل گرايي نگار يكي از بارزترين وجوه شخصيتي اوست. واقع بيني و تجزيه و تحليل درست وقايعي كه دور و برنگار اتفاق مي افتند براي او بسيار مشكل است. به نظر او همه چيز بايد به بهترين شكل ممكن باشد. اگر چه اين نظريه مي تواند بسيار قشنگ و جذاب جلوه كند، اما متأسفانه در زندگي واقعي كاربرد چنداني ندارد. چون در بسياري موارد آنچه پيش مي آيد فرسنگ ها با ايده آل فاصله دارد و دقيقاً همين جاست كه نگار در باورهايش دچار ترديد مي شود. البته اين ترديد هيچ وقت به نفي باورهاي نگار منجر نمي شود. اما در هر صورت درماني براي اين ايده آل گرايي وجود ندارد و نگار را بايد همينطور كه هست پذيرفت.
يكي از جنبه هاي ايده ال گرايي نگار در آمادگي هميشگي او براي كمك به مردم تجلي مي كند. نگار ذاتاً آدم بخشنده و مهرباني است و چنانچه كمكي از دستش بربيايد، از انجام آن مضايقه نخواهد كرد. اگر نگاري كه شما مي شناسيد تا اين حد نوعدوست نباشد، بازهم تظاهرات خدمت به ديگران را در او خواهيد يافت.
علاوه بر نوعدوستي، نگار از قرار گرفتن در شرايطي كه بتوان قدم مثبتي براي ديگران بردارد كاملاً احساس رضايت و خرسندي مي كند. البته اين قدم مثبت مي تواند يك كاربسيار كوچك و يا يك كمك بسيار مهم باشد. در هر شرايط نگار يكي از كساني است كه مي توانيد به عنوان كسي كه شما را ياري خواهد كرد رويش حساب كنيد.
اما در بعضي مواقع اين علاقه نگار به ديگران و نگراني او در باره مشكلات آنها به حدي مي شود كه در واقع به نظر نوعي دخالت و تجاوز به حريم خصوصي تلقي مي شود و اين نكته اي است كه نگار حتماً بايد مورد توجه قرار دهد. ( البته شما سعي كنيد اين موضوع را به روي او نياوريد؛ و گرنه قلب بزرگ و صميمي اش را خواهيد شكست!)
به دليل مجموع ويژگي هايي كه در وجود نگار هست، او به خوبي مي تواند مسؤوليت مراقبت از ديگران و توجه و حمايت آنها را به عهده بگيرد. بدين ترتيب او بطور بالقوه مي تواند يك همسر فوق العاده و مهمتر از آن يك مادر بي نظير باشد. چون هرگز اجازه نخواهد داد در مسؤوليت هايش خللي وارد شود و اجازه نخواهد داد علاقه او به خانواده و زندگي خانوادگي تحت الشعاع مسائل ديگر قرار بگيرد. عليرغم اهميت نوع بشر براي نگار، خانواده و ديگر كساني كه مورد علاقه ويژه او مي باشند هميشه به لحاظ اهميت در مقام اول قرار مي گيرند. نگار نيز اين علاقه و توجه را پنهان نمي كند و همه كساني كه نگار به آنها عشق ورزد، به خوبي مي توانند اين علاقه را از رفتار ظاهري اش تشخيص دهند.
و اما نكته آخر: يكي از راه هاي ابراز احساسات دروني براي نگار هنر و موسيقي است. اگر چه اين استعدادها در نگار وجود دارند، اما بدون تمرين و توجه دقيق به شكوفايي نخواهند رسيد. بنابراين نگار شما مي تواند يك هنرمند يا موسيقيدان معروف باشد. فقط بايد به استعدادهايش توجه كنيد...
|
|
|
|
|
|