جمعه ۱ اسفند ۱۳۸۲ - ۲۹ ذيحجه ۱۴۲۴
Fri, Feb 20, 2004
صفحه آخر
شماره ۲۷۲۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
تصوير
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
اينترنت
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
افق
ماجراي زندگي
سينما تئاتر
اوقات شرعي
آرشيو
تندرستي
نگاهي به پوستر هشتمين نمايشگاه دوسالانه جهاني پوستر تهران
گفت وگو با محمودرضا رحيمي، كارگردان نمايش چندكاپريس براي ويولن
سالروز درگذشت استنلي كريمر
نگاهي به نمايش «آرامشي از نوعي ديگر»
انتخاب نمايندگان براي
هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي آغازشد
تندرستي
تازه هاي علمي ـ پزشكي جهان:
نگراني دنياي ورزش از استفاده ژن درماني در دوپينگ
با تزريق ژن دست كاري شده مخصوصي به داخل بافت ماهيچه، سرعت رشد سلولي افزايش يافته، توان و مقاومت و سرعت عمل ماهيچه دوبرابر مي شود. نكته جالب اين كه تكنولوژي فوق با آزمايش خون و ادرار شناسايي نمي شود و تنها با بيوپسي ماهيچه هاي مشخصي قابل تشخيص است. اگر چه استفاده از اين تكنولوژي در ورزش ممنوع شده است اما بديهي است ورزشكاران كه با رقابت شديد در عرصه ورزش روبرو هستند از نتايج اين تحقيقات در بالا بردن توان بدني خود بهره جويند و با استفاده از اين متد كه در واقع نوعي دوپينگ است در آينده ورزشكاراني با قدرت بدني مافوق طبيعي ظهور يابند و اين همان عاملي است كه سلامت دنياي ورزش را به خطر مي اندازد. اثر اين ژن در تقويت ماهيچه ها مادام العمر مي باشد و از آنجا يي كه درون ماهيچه تزريق مي شود و به داخل جريان خون وارد نمي شود به اندامهاي ديگر آسيب وارد نمي كند. كار برد پزشكي اين تكنيك درمان ماهيچه هاي به شدت تحليل رفته مي باشد.
ـ شيوه جديد تسهيل دياليز بيماران كليوي: بيماران كليوي براي دسترسي به دستگاه تصفيه خون مجبورند در هفته ۳ بار، هر دفعه به مدت ۴ ساعت به بيمارستان مراجعه كنند، اما به تازگي روش درماني جديدي كه امكان دياليز بيماران را در منزل، محل كار و يا شب هنگام خواب فراهم مي كند جايگزين روش پيشين شده است. در اين روش قسمتي از شكم توسط عمل جراحي باز نگه داشته شده، مايعي از طريق شكم بيمار وارد بدن شده، از بافتها و نسوج خود بدن در تصفيه و زدودن سموم و مايعات اضافي از خون بهره مي گيرد. البته هم چنان روش همودياليز رواج دارد و زماني طول مي كشد تا اين روش كاملاً جايگزين گردد.
ـ آيا خواب كافي راندمان ذهني را بالا مي برد؟ مطالعات دانشمندان آلماني ثابت كرده، مغز پس از استراحت و خواب خوب، خلاقيت و توان يادگيري و حل و فصل بهتري براي مشكلات پيدا مي كند. آنها خواب را بهترين دارو مي دانند. اگر چه در هنگام استراحت مغز فعال بوده بر روي مشكلات و مسائلي كه در طول روز با آنها درگير هستيم كار كرده، پاسخ و راهكار مناسب را مي يابد، بطوري كه بعد از ۸ ساعت استراحت ناخودآگاه به راه حلي مي رسيم كه ساعتها براي رسيدن به آن بدون نتيجه فكر كرده بوديم. افرادي كه خواب منظم و كافي ندارند، بيشتر دچار تصادفات رانندگي و سوانح شده، سلامت جسمي خود را تضعيف كرده، در آزمونها و حل معادلات رياضي تا ۳ برابر ضعيف تر از سايرين عمل مي كنند. خواب در نحوه رفتاري و نهايتاً شخصيتي افراد تأثير گذار است، افرادي كه با مشكل كم خوابي دست و پنجه نرم مي كنند، به مرور هوشياري و تيزهوشي و حافظه شان ضعيف مي شود. بيشترين فعاليت مغز در حل وفصل مشكلات خصوصاً در ۴ ساعت اوليه چرخه خواب كه به موج كوتاه معروف است انجام مي گيرد.
ـ افراد در مكالمات تلفني بيشتر از پست الكترونيكي دروغ مي گويند: نتايج يك پژوهش علمي برروي تكنولوژي هاي وسايل ارتباط جمعي تعجب دانشمندان را موجب شد. آزمايشاتي كه روي طيف گسترده اي از رسانه هاي جمعي انجام شد نشان داد افراد در مقايسه با پست الكترونيكي دو برابر بيشتر در مكالمات تلفني دروغ مي گويند. چرا كه پست الكترونيكي ثبت شده و به عنوان يك مدرك هميشه باقي مي ماند. از طرف ديگر سيستم واكنش انسان به گونه اي است كه احتمال دروغ گويي بيشتر در آن واحد و يكدفعه صورت مي گيرد و اگر فرصت تفكر براي پاسخ گويي وجود داشته باشد اين احتمال كاهش مي يابد. در واقع دروغ يك واكنش بي اختيار و فوري به خواسته يا پرسشي غير منتظره است. بطور كلي ميزان دروغ گويي در ايميل ۱۴%، پيام هاي كوتاه ۲۱%، روابط رودررو ۲۷% و در تماس هاي تلفني ۳۷% مي باشد.
ـ عواقب آلودگي هاي زيست محيطي بر سلامت جنين: اگر در زمان بارداري و حتي پيش از آن، مادر در معرض طولاني مدت در صد بالايي از آلاينده ها و سموم زيست محيطي قرار گيرد، جنين مشكلات حاد وعديده اي در پيش رو خواهد داشت. از جمله تأثير گذارترين آلاينده ها مي توان به سرب اشاره كرد كه ريسك انواع بيماريهاي جسماني رواني جدي چون شيزوفرني (جنون جواني) و كند ذهني را موجب شود. در صورت وجود غلظت بالاي سرب و خون مادر كه تغذيه كننده جنين است، جنين از انواع ناهنجاريها در امان نخواهد بود. دانشمندان در حال بررسي براي يافتن حساس ترين دوره بارداري مي باشند. سرب، مانند الكل از فعاليت مغز جلوگيري كرده، ساختار فيزيكي آن را دستخوش تغيير مي كند، به اين صورت كه سلولهاي عصبي در حال رشد مغز، از برقراري ارتباطات حياتي بازداشته مي شوند كه نتيجتاً انواع ناراحتيهاي رواني از جمله شيزوفرني را موجب مي گردد. اين يافته ها به طور حتم گام مؤثري در درمان و پيشگيري از اين گونه بيماريها است.
گردآورنده و مترجم: مينا منقوليان
منابع: پايگاههاي اطلاع رساني اينترنتي
www.msnbc.com
www.newscientist.com
نگاهي به پوستر هشتمين نمايشگاه دوسالانه جهاني پوستر تهران
هنري كه عيني شد
پ ـ ت
نمايشگاه هشتمين دوسالانه جهاني پوستر تهران (البته اين اولين دوره برپايي دوسالانه تخصصي پوستر در ايران است و دوره هاي قبلي به كليه آثارگرافيك در سطح ايران اختصاص داشت) از روز يكشنبه ۲۶بهمن ۸۲آغاز شد.
به نظرمي رسد صرفنظر از آنچه در اين نمايشگاه ارائه شده است، باتوجه به آنكه عنوان نمايشگاه نيز به شكل تخصصي به مقوله پوستر پرداخته است، پوستر طراحي شده براي معرفي آن، بايد اثر درخور و شايسته باشد، چرا كه افرادي سفارش دهنده آن هستند كه اهتمامي ويژه به اين مقوله داشته و ازسويي ديگر در جايگاهي قراردارند كه بايد نسبت به اين مقوله از ديدگاهي زيبايي شناسانه برخوردار باشند.
ديدگاههاي زيبايي شناسانه هنگام طراحي يك پوستر از اهميت ويژه اي برخوردار است.
پيش از هر چيز به نظرمي رسد، پوستر رسانه اي است كه سعي در ايجاد ارتباط با مخاطب براي منظور و هدفي خاص دارد. اين تعريف باعث مي شود ذات پوستر به عنوان رسانه، امكان بررسي آن را در دستگاه نشانه شناسي فراهم كند. يك طرح نشانه شناسانه شامل نشانه، رمزگان نشانه و مرجع نشانه است كه همه آنها به واسطه بطن رسانه، از فرستنده به گيرنده منتقل مي شوند.
در اين ميان آنچه مهم است، ماهيت و چگونگي انتقال مفهوم در طرح نشانه شناسانه است.
پوستر هشتمين نمايشگاه دوسالانه جهاني پوستر تهران، يك زمينه طلايي رنگ است كه آرم اين دوسالانه در اندازه بزرگ با رنگ آبي برآن تكه چسباني شده است و با استفاده از خط شكسته و رنگ سفيد عبارت «هشتمين نمايشگاه جهاني پوستر تهران» برروي آن نقش بسته است.
به نظرمي رسد، اين پوستر نيز به عنوان يك پوستر از تعاريف بيان شده در اين زمينه مستثني نباشد.
نشانه ها را مي توان به دو دسته كلي، نشانه هاي عيني يا شناختي و نشانه هاي ذهني يا احساسي، تفكيك كرد. اما نكته اصلي در اين است كه اين تفكيك حوزه نشانه ها، از نوع جزمي نيست بلكه هر نشانه ذهني در ذات خود كاركردي عيني نيز دارد و بالعكس. تنها گرايش نشانه ها است كه در اين ميان حد تمايل آن به يكي از اين دوحوزه را مشخص مي كند.
رنگ طلايي زمينه اين پوستر، در ارجاعي عيني، نشانه اي تبارشناسانه از هنر نگارگري ايران، ارائه مي كند و يادآوراستفاده رنگ طلايي در نقاشي كتاب هاي نفيس ايراني است.
آرم اين دو سالانه نيز كه به عنوان تنها عنصر تجسمي متفاوت از خط آوانگارد در اين پوستر از آن استفاده شده است، با ابعاد بزرگ خود در اين زمينه و تأكيد ويژه اش بر رنگ آبي در نزديكترين حالت ارتباطي ممكن ارجاعي عيني به كاشيكاري و استفاده از آن در هنر معماري ايراني ايجاد مي كند. با اين تفصيل پوستر طراحي شده براي «هشتمين دوسالانه جهاني پوستر تهران» براساس طرح واره ارتباطي پيش تر گرفته شده به انتقال يك پيام عيني مبني بر ايراني بودن آنچه به آن تعلق دارد، نايل مي شود.
عليرغم اين موضوع مجموعه عناصر يادشده در كنار هم، اثري در حيطه هنر گرافيك به وجود آورده است كه باتوجه به هنري بودن آن كاركردي زيبايي شناختي به آن مي بخشد. بايد توجه داشت رمزگان هاي اجتماعي و زيبايي شناختي كه هدفشان در واقع جلب مشاركت (وياتوجه) گيرنده پيام است، گرايش عمده اي به حيطه نشانه هاي «ذهني ـ احساسي» دارند.
در واقع اين كاركرد نقش مهم و اساسي در عرصه تبليغات(گرافيك) دارد. بايد توجه داشت اين امر شالوده تمامي هنرهايي است كه به واسطه ماهيت شان واجد شيوه هاي دلالتي شمايلي و هم ريخت هستند. در واقع كاركرد هنر اين نيست كه احساسات را با به زنجيركشيدن آنها در شبكه اي از روابط عيني به ما بفهماند، بلكه با ارائه امري ذهني كاري مي كند كه ما آن ها را احساس مي كنيم.
ازسوي ديگر اثر حامل نشانه اعم از عيني و يا ذهني براي انتقال پيام بايد رمزگشايي شود. اين امر در مورد هنرهايي كه فن بيان كليشه اي آنها تأويل آنها را بيش از اندازه ساده مي كند و نيز در مورد همه پيام هايي كه بيش از اندازه رمزپردازي شده اند و حشو موجود در آنها موجب كاهش توجه و علاقه گيرنده مي شود، باعث مي شود تا عدم نياز به توجه در رمزگشايي و تأويل، گيرايي اثر را كاهش دهد.
به زبان ساده تر استفاده بيش از اندازه صريح و آشكار از نشانه هاي عيني در اثر هنري باعث عدم دقت و مشاركت گيرنده پيام (مخاطب) در رمزگشايي اثر و يا به عبارت ديگر ناكارآمدي اثر مي شود.
هنرمند براي پرهيز از اين امر مي تواند با تسلط ويژه خود برمبناهاي زيبايي شناسي رسانه خود از عينيت نشانه هاي ارائه شده در اثر كاسته و اثر را به شكل تركيبي ذهني ارائه كند. اين امر پيش از هرچيز به درك زيبايي شناسانه هنرمند بازمي گردد. براي مثال در پوستر طراحي شده براي هشتمين دوسالانه جهاني پوستر تهران حجم زياد رنگ طلايي كه به شكل زمينه اثر از آن استفاده شده است باعث گرديده تا از يك سو نشانه اي با گرايش عيني زياد به وجود آيد و ازسوي ديگر باتوجه به درخشش بسيار زياد اين رنگ نوعي دافعه شديد (بنا به دلايل كاملاً فيزيولوژيك كه از اندازه گيري حد تحمل دستگاه عصبي انسان در برابر تحريكات نوراني اسناد مي شود) در اين پوستر به وجود آيد كه بيننده را وادار به ناديده گرفتن (نديدن) اثرمي كند.
ازسوي ديگر اندازه در نظرگرفته شده براي ارائه آرم در اين پوستر و جايگري آن در اثر نيز باعث مي شود تا بيننده، اثر باز ارتباطي عيني از آن دريافت كند كه به ايستايي بيش از اندازه طرح اين پوستر منجر مي شود.
به عبارت ديگر برخلاف انتظار اوليه، اين پوستر نمونه كامل و تمام عياري از عدم شناخت و توجه به درونمايه و توانايي هاي يك هنر (رسانه) است، تا حدي كه مي تواند به عنوان يك اثر بي مانند از اين لحاظ در تمام آكادمي ها تدريس شود.
گفت وگو با محمودرضا رحيمي، كارگردان نمايش چندكاپريس براي ويولن
اجبارهاي اگزيستانسياليستي
154941.jpg
پريس تنظيفي
«چندكاپريس براي ويولن» در تالار خورشيد به روي صحنه رفته است.
كارگرداني اين نمايش را كه اجراي آن در دخمه ترين سالن«تئاترشهر» آغازشده است، «محمودرضا رحيمي» به عهده دارد.
فضاي خاص اين نمايش كه برخلاف ديگر آثار رايج تئاتر سعي در كنارنهادن ذات روايي نمايش دارد، باعث شد به گفت وگويي هرچند كوتاه
با كارگردان اين اثر بپردازيم، آنچه مي خوانيد حاصل همين گفت وگواست:
يكي از اولين آثار شما در سالن نمايش رسام هنر با نام «باغ وحش شيشه اي» راهي را نشان مي داد كه درنهايت به نوعي اگزيستانسياليسم ختم مي شد. به نظر مي رسد «چندكاپريس براي ويولن» نيز صورت كمالي اين ديدگاه است. تا چه اندازه انديشه هاي اگزيستانسياليستي در شكل گيري اين كار مؤثر بوده است؟
تنسي ويليامز اگزيستانسياليست نبود و ديدگاهش پيش ازهرچيز معطوف به روابط انساني بوده است.
درواقع وي بيش ازهمه با مسأله مهاجران درجامعه آمريكاي زمان خودش درگير بوده است.
اين قشر، براي همسان و پذيرفته شدن درجامعه نيازمند «خشن شدن» هستند. كاري كه تنسي ويليامز مي كند، قراردادن اين فرايند خشونت زير ذره بين است. اما بايد بگويم، همانگونه كه يك هنرمند به هيچوجه خود را درجايگاه يك فيلسوف قرارنمي دهد، تنسي ويليامز نيز جدا از اين قاعده نيست. اين هنرمند در اثر معروف خود باعنوان «باغ وحش شيشه اي» سعادت انسان رابه واسطه آن خشونت اجتماعي كه گفتيم فقط و فقط در رؤياهاي انسان مي بيند.
همين مسأله، به نوعي در «چندكاپريس...» تبديل به دغدغه اصلي شده است. ما در «چندكاپريس...» به انسان مي پردازيم.
انسان موردبحث ما همان انساني است كه اكنون در اجتماع وجوددارد، به اين ترتيب آنچه در كاپريس ها به نمايش گذاشته مي شود اين زماني شده انسانها است.
كاپريس ها مي خواهند، آنچه را وجوددارد، نشان دهند. نه قرار است تجويزي برايشان شود، نه پيامي دارد.
اثر در چنين حالتي است كه تبديل به يك اثر فرامنطقه اي مي شود. همين امر اثر را به سمت يك سري اجبارهاي اگزيستانسياليستي سوق مي دهد. اما بايد بگويم اين اجبارها را مي توان درهمه اديان الهي نيز پي جويي كرد. شما به دنيا مي آييد و هيچ دخالتي هم درآن نداريد. اينگونه نيست كه فقط در اگزيستانسياليسم به چنين مقولاتي پرداخته شود.
با اين وجود، نگرشي كه دراگزيستانسياليسم باعث توجه به اين مسائل مي شود، از پايه و اساس با آنچه در ديدگاههاي شرقي ارائه مي شود، متفاوت است.
اگزيستانسياليسم اين اثر چگونه در دستگاه نشانه شناسي ايجادمي شود، با مخاطب ارتباط برقرارمي كند؟
154947.jpg
اگر به كل اين كار به عنوان يك واحدنمايشي نگاه كنيم، تمام تلاشها براي ترسيم شكل هاي جديدي از اجتماع است كه قابليت بيان خودش را در صحنه پيدامي كند.
نكته اساسي براي ما تعميم چالش هاي اجتماعي در دستگاه نشانه شناسي تئاتري و درمجموع پرسش اساسي انسان از انسان بوده است.
اين پرسش را مي توان در شكل ساده زير خلاصه سازي كرد: «تو آنان را چيستي و آنان تو را چيستند؟»
قطعاً بعد از اين سؤال زندگي دوباره آغازمي شود. باتوجه به فضاي تئاترموجود كه فرق چنداني بين اكثر اجراها و كارهاي سطحي تلويزيون نمي توان يافت اين مسأله كه چگونه يكبارديگر براساس سازه هاي تئاتري، اجتماع خودمان را به نشانه هاي صحنه اي تبديل كنيم، پرسش ساختاري مابوده است.
اما هرنشانه اي مخاطب را به يك مرجع ارجاع مي دهد.
به اين ترتيب سؤال اصلي اين است كه نشانه هاي ارائه شده دراين اثر مخاطب را به كدام مرجع كه مفهوم نشانه را خلق مي كند، ارجاع مي دهد؟
نشانه ها هميشه ارجاع به مفهوم عيني و بروني نمي دهند بلكه در برخي موارد خود آنها مرجع خود هستند.
154950.jpg
يعني جهان ما و هم تراز با آن جهان نشانه ها، جهان مدلولهاست. خيلي وقت است كه انسان پي علتها نمي گردد. دراين اثر مي خواستيم جزئيات را بازگوكنيم، براي مثال كفن كردن يك انسان را همه در بهشت زهرا مي بينند.
در تبديل آن به يك «پرفورمنس آرت» مي توان مرجع را بهشت زهرا دانست.
اما درواقع آنچه رخ مي دهد، اين است كه «پرفورمنس آرت» ارائه شده يك حكم كلي است كه ما برروي صحنه مي گوييم و بهشت زهرا هم يك حكم كلي ديگر. به اين ترتيب يك قياس دراين مقوله شكل مي گيرد كه شما به نتيجه نهايي آن مي رسيد.
سالروز درگذشت استنلي كريمر
خالق چه كسي براي شام مي آيد
154935.jpg
كريمر عموماً براساس ملاحظات اقتصادي هاليوود فيلم ساخت و همواره كاركشتگي خودش را به رخ كشيد.
پنجشنبه ۳۰ بهمن ماه برابر با ۱۹ فوريه مصادف با سالروز درگذشت استنلي كريمر (۲۰۰۱ـ۱۹۱۳) تهيه كننده و فيلمساز آمريكايي است.كريمر در نيويورك به دنيا آمد و شروع به آموختن سينما از طريق دستياري در حرفه هاي مختلف هنري كرد.
اگرچه امروزه فيلم هاي كريمر خيلي جذاب و به روز به نظر نمي رسند اما جسارت وي در پرداختن به موضوعات كار نشده در سينماي آن دوره همواره ستودني بوده است.پيشينه هنري كريمر را به راحتي مي توان به سه دوره متمايز دهه چهل، پنجاه و شصت تقسيم كرد.در دهه چهل وي به ساختن فيلم هاي دليرانه پرداخت و از نمونه آنها مي توان به خانه شجاعان ۱۹۴۹ اشاره كرد و در دهه پنجاه اغلب رمانهاي معروف رااو به فيلم برگرداند كه از جمله آنها مي توان به غرور و تعصب اشاره كرد.در دهه شصت فيلم هاي وي اغلب آثاري تجاري اكشن بودند كه از شاخص ترين آنها مي توان به چه كسي براي شام مي آيد ۱۹۶۷ و ميراث باد ۱۹۶۰اشاره كرد.
از ديگر فيلم هاي استنلي كريمر، مي توان به غيربيگانه ۱۹۷۵ ظهر ۱۹۵۲ و شانس ۱۹۶۳ اشاره كرد.
كريمر در ۱۹ فوريه سال ۲۰۰۱ در كاليفرنيا با دنياي سينما وداع گفت.
روي پرده سينماهاي تهران
| كفشهاي جيرجيرك دار (كارگردان، شاپور قريب) :
شهر قشنگ، ايران ،۱ سعدي، پارس ،۱ شقايق، جي ،۲ گلريز ،۲ ملت و پيوند
| شبهاي روشن (فرزاد مؤتمن):
بهمن ۲ و شيدا
| بالستيك:
رودكي، شهر تماشا ۲ و فرهنگ ۲
| دختر ايروني (محمد حسين لطيفي):
بلوار، بهمن ،۱ مركزي ،۱ قدس، ايران ،۳ جوان، گلريز ،۱ حافظ، ناهيد، كارون، دهكده المپيك و جي ۳
نگاهي به نمايش «آرامشي از نوعي ديگر»
نويسنده؛ تام استاپارد / كارگردان؛ مهدي سليماني منصور
به مناسبت اجرا درجشنواره دانشگاهي تئاتر فجر
درد بزرگي به نام سلامتي
154938.jpg
صبا رادمان
«تام استاپارد » نمايشنامه نويس معاصر اروپايي است كه در چك اسلواكي به دنيا آمده ودر نه سالگي به انگلستان رفت . وي از هفده سالگي به نوشتن پرداخت اما تا سال ۱۹۶۶ همچنان مهجور باقي ماند تا نمايشنامه «روزنگرانتر وگيدانسترن مرده اند» شهرت بي نظيري را براي وي به ارمغان بياورد.
نمايشنامه هاي استاپارد، پراست از دردها ومعضلات بشري كه با نگاهي فلسفي ودرعين حال مدرن به دنياي درام وارد شده است.
اثري كه گه گاه با طنز تلخش ، تلخي دنيا را به ما يادآور مي شود « آرامشي از نوع ديگر» هم همين است . انسان براي رهايي از دنياي صنعت زده نياز مبرم و فوري به محلي پيدا مي كند تا چندروزي را در آن به دور از تمامي هياهوي دنيايي به استراحت بپردازد. اما افسوس كه چنين محلي را در هيچ هتل و ويلا و آپارتمان وحتي مسافرخانه اي نمي توان يافت، پس بايد راهي بيمارستان شود.«استاپارد» بيمارستان را به عنوان تنهامحل آرامش وآسايش آدمها درنظر گرفته كه قرار است درآن جا به درمان دردهاي انساني شان بپردازند ، اما افسوس كه بيمارستان هم خود جزئي از اين دنيا شده و هرگز زماني براي آرميدن وپناه بردن از لحظات تنهايي ، به او هديه نمي دهد.
آدم هاي آن بيمارستان كه به واسطه نامشان قرار است به او كمك كنند (پزشك ، پرستار ، سرپرستار و…) همگي تنها ديوارهاي او را تنگ تر و تنگ تر مي كنند. زيرا در دنياي امروزي، ديگر جايي براي تنفس در هواي آزاد و خلوت كردن با خود وجود ندارد، تمامي انسانها دست به دست هم مي دهند تا لحظات خلوت را از او گرفته ودرنهايت او را فراري دهند.ديالوگ هاي عميق دراين اثر به يادماندني است ، آن جا كه مي گويد: «مشكل من اين است هميشه كه حالم خوب بوده ، اگر مريض بودم ، همه چيز روبراه بود، بدون هيچ دردسري» ويا آن جا كه به تمسخر مي گويد: «وقتي چيزي در طبيعت وجود دارد، ديگر چه لزومي به كشيدن آن است؟!!»
در اجرا نيز خوانش درست از زيرساختها ودرك خطوط سپيدمتن، حكايت از هوشياري كارگرداني آگاه دارد.استفاده از طراحي صحنه مناسب نيز در نمايش عنصري به يادماندني است. تمامي وسايل صحنه از تختخواب و ميز وصندلي وتلفن وحتي ظروف غذا ، همگي از مقواهاي قهوه اي رنگي درست شده اند كه در زندگي روزمره به شكل جعبه وكارتن هاي دورانداختني به آن نگاه مي شود واين علاوه برايجاد حس زيبايي شناسي درتماشاگر، مردگي وبي روح بودن فضا را نيز به مخاطب يادآور مي شود. مردگي اي كه نه تنها فضاي بيمارستان ،كه كل دنيا را در برگرفته است. كارگردان كاغذهاي قهوه اي رنگ الگو را بر بالش و رختخواب كشيده تا خش خش حاصل از آن فشردگي اعصاب وروان مرد رانشان دهد، ضمن اين كه مختص بودن اين كاغذها به الگوي خياطي، اين باور را به تماشاگر مي رساند كه كليه نيروها وآدمهاي اين بيمارستان (اين دنيا) مي خواهند او را در چارچوبها والگوهاي از پيش تعيين شده خودشان جاي دهند . ورود ناگهاني صندلي چرخ دار به صحنه ومكالمه تلفني پزشك با پليس و سپس رفتن آن ويا تصاوير وحركاتي كه گاه با ته مايه هاي طنز، آن هم از نوع تلخش درهم آميخته، نيز موقعيتي بهينه را براي گروه به ارمغان مي آورد. به ياد بياوريد:صحنه گفت وگوي پرستار را با مرد (آقاي براون) براي گرفتن اطلاعات از او كه نوع بيان بازيگران وبهره گرفتن از ليوان، مصاحبه هاي تلويزيوني را يادآور شده وليوان را جايگزين ميكروفون مي كند واين تلاشي است ستودني براي يك كارگردان جوان، اما تكرار بيش از حد آن موجب از دست رفتن ريتم اثر ويكنواختي اجرا شده وتماشاگر را از نيمه، دچار خستگي مي كند.بازي ضدحس بازيگر نقش پزشك نيز كه قرار است چندين نقش را با هم بازي كند، به يكنواختي وكسالت بارشدن نمايش بيشتر مي افزايد. اگرچه بازي روان ونسبتاً مناسب بازيگر نقش براون وتاحدودي پرستار (اگر كمي به بيانش بيشتر توجه كند) باعث برپاي ماندن اثر مي شود، اما در نهايت، نقطه اي تاريك را براي كارگردان، در طول نمايش باقي مي گذارد كه البته بخشي از كندي ريتم و يكنواختي اثر را بايد به نبودعنصري به نام «دراماتورژ» در گروه نسبت داد؛ زيرا متن نمايشنامه، متني است طولاني و بيشتر خواندني تا اجرايي (كلازت) و اين وظيفه يك دراماتوروژ است كه با تحليل هاي درست و دقيق خود از متن، نمايشنامه را براي كارگردان اجرايي تر كرده و زوائد آن را به دور بريزد.
اين معضل بزرگي است كه بسياري از نمايش هاي حرفه اي ما نيز با آن دست به گريبانند، اين كه كارگردان در جايگاهي قرار مي گيرد كه به دليل دلبستگي هايش به برخي از ديالوگ ها و يا صحنه ها، آنان را حذف نكرده و ريتم نمايش را به كندي سوق مي دهد. اگرچه مشكلاتي اين چنين را هميشه مي توان به شتاب زدگي جشنواره هم نسبت داده و آرزو كرد در اجراي عمومي شاهد اين معضل نباشيم، زيرا عناصر كنايه اي كه كارگردان درنمايش خود جاي داده، اثر را به اندازه قابل قبولي بالا برده است؟اين كه «جان براون» در پاسخ به سؤال آدم هايي كه تنها براي از بين بردن آرامش او مي خواهند چيزهايي بدانند كه حق ندارند، بدانند،درباره آخرين محل كارش، توالت را نشان مي دهد، از آن دسته طنزهاي تلخي است كه در عين خنديدن، عمق دردناك آن را به مخاطب نشان مي دهد. نقاشي كردن مرد هم روي زمين، آن جا كه به پرستار مي گويد، تمام ديوارها را با رنگ آبي نقاشي كرده، ازديگر وجوه استعاري اثر است؛ مرد مي گويد: روي ديوار ، آن هم بارنگ آبي (نماد آرامش و آسايش) نقاشي كرده، حال آنكه مي بينيم او تنها تضاد سفيدي و سياهي و همچنين وجه فلسفي اثر را نمايان مي كند تا دغدغه مرد را براي يادآوري آرامش كودكي اش به مخاطب نشان دهد. توجه كارگردان به وجه روانكاوانه نقاشي هم ستودني است. تئوري اي كه مي گويد: انسان ازاولين لحظه اي كه توان در دست گرفتن چيزي را دارد، روي زمين خط مي كشدتا درونيات خود را كه قادر به بيان آن نيست، به وسيله خطوطش (كه شايد در نگاه اول بي معني باشد) براي ديگران فرياد زند و مرد چنين مي كند و سپس در ميانه نقاشي هاي خود كه به شكل دايره بزرگي درآمده، نشسته و مي گويد: «نشستن وسط نقاشي هم عالمي دارد، آري او مي خواهد در دنيايي قرار گيرد كه در آن حق انتخاب داشته باشد و بتواند با آسايش زندگي كند.اماافسوس كه در يك جامعه بيمار، جايي وجود ندارد تا شخصي با سلامتي كامل بتواند درآن زندگي كند. او هم بايد بيمار شود، تا جايي در اين دنيا داشته باشد.
اما مرد نمي تواند همانندديگران بيمار باشد، پس آخرين جمله خود را خطاب به كسي مي گويد كه اگر چه دوستش دارد، اما بايد تركش كند.او مي گويد: «مشكل من هميشه اين بود كه حالم خوب بوده، اگر مريض بودم، همه چيز روبراه بود، بدون هيچ دردسري» اما متأسفانه در يك بيمارستان (نماد دنياي بيماري كه همگان در آن مشغول زندگي هستند) جايي براي فرد سالم وجود ندارد، پس مجبور است كه درد بزرگ خويش(سلامت بودنش) رادرچمدان پر از تنهايي اش بگذارد و بگريزد از اين دنياي بدون ترحم.
انتخاب نمايندگان براي
هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي آغازشد
گزينش هوشمندانه
155004.jpg
انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي امروز در شرايطي برگزار مي شود كه از چند هفته پيش اخبار آن توسط رسانه هاي گروهي داخلي و خارجي به صورت جدي پيگيري شده است.
برخي معتقدند نتايج اين دوره از انتخابات نقطه عطفي در تحولات چند سال اخير خواهد بود. بسياري از مراجع، نهادها و دستگاه هاي مختلف از چند روز پيش مردم را به حضور گسترده در پاي صندوق هاي رأي دعوت كرده اند. گروهها و اشخاص مختلف در برنامه هاي تبليغاتي خود كوشيده اند، افكار عمومي را تحت تأثير خود قرار دهند، تبليغات آنها از ۲۴ ساعت پيش قطع شده و امروز زمان آن رسيده كه نتيجه اين تلاش ها، روي برگه آرا داخل صندوق ريخته شود.
اطلاعيه ستادانتخابات كشور
ستاد انتخابات كشور، زمان رأي گيري انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي را از ساعت هشت صبح تاساعت ۱۸ روز جمعه اول اسفندماه اعلام كرد.
دراطلاعيه ستاد انتخابات كشور كه نسخه اي از آن ديروز در اختيار ايرنا قرار گرفت، از هم ميهنان در سراسر كشور خواسته شده تا برخي نكات قانوني را هنگام مراجعه به شعب اخذ رأي رعايت كنند.دربخش ديگري از اين اطلاعيه آمده است: به منظور جلوگيري از ازدحام بيش از حد افراد در شعبات اخذ رأي و هرگونه سوء استفاده هاي احتمالي از مراجعه دسته جمعي و گروهي به شعبات اخذ رأي خودداري كنند.همچنين هر فرد واجد شرايط به تدريج و در طول روز به صورت انفرادي با در دست داشتن شناسنامه شخصاً به شعبات اخذ رأي مراجعه كند.براساس اين اطلاعيه استفاده از هرگونه وسايل و امكانات دولتي در جابه جايي و حمل و نقل رأي دهندگان ممنوع بوده و با متخلفين برابر مقررات رفتار خواهد شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |