|
اينجا، در سرزمين ليلي و مجنون
ولنتاين مبارك!
|
|
|
در يك روز قرمز، محبت مردم زمين در جعبه هاي شكلات بسته بندي مي شود، در بي عطري گلهاي زمستاني به دوستان هديه مي شود يا در چشمان عروسك هاي بي جان. امسال، «ولنتاين» روز جهاني عشق بود، نمي توان انكار كرد. اروپا يك ماه، در تدارك جشن هاي اين شب بود، در آمريكا مردم دستور پخت غذاهاي شب ولنتاين را دست به دست كردند. جوانان آفريقا و هند هم در تدارك بودند..... چه كسي مي دانست، اينجا، در سرزمين فرهاد كه كوه را كند براي شيرين، در سرزمين ليلي كه كه دل داد به مجنون، قصد عشق را، ما از زبان «قديس ولنتاين» در گوش هم بخوانيم. در يك روز قرمز، محبت مردم زمين در جعبه هاي شكلات بسته بندي مي شود، در بي عطري گلهاي زمستاني به دوستان هديه مي شود يا در چشمان عروسك هاي بيجان. امسال، «ولنتاين» روز جهاني عشق بود، نمي توان انكار كرد. اروپا يك ماه، در تدارك جشن هاي اين شب بود، در آمريكا مردم دستور پخت غذاهاي شب ولنتاين را دست به دست كردند. جوانان آفريقا و هند هم در تدارك بودند. ما هم اسطوره هاي عشق فراوان داريم، فرصت شادي زياد داريم. مگر نه اينكه عرفان مولاناي ما شهره عالم است، مگر نه اينكه روز خورشيد (Sunday) را ما به «آنها» داده ايم و امروز كه صداي آنها از ما بلندتر است فرزندان ما صداي ولنتاين را مي شنوند به جاي قصه هاي عشق خودي: ليلي و مجنون، شيرين و فرهاد، ويس و رامين و بيژن و منيژه. امروز ما با دنيا همصدايي مي كنيم. چه كسي مي داند دنيا با قصه هاي عشق ما همصدايي نخواهد كرد؟ ولنتاين مبارك! از طرف ولنتاين تو ۱۴فوريه، همان روزي است كه قديس ولنتاين، براي عشق، عشق به ازدواج، كشته شد. ولنتاين در قرن سوم ميلادي، زماني كه مردان براي جنگيدن از ازدواج و دل بستن به همسر و فرزندان خود منع شدند و به دستور كلوديس دوم، تمام نامزديها به هم خورد، از دستور پادشاه سرپيچي كرد. او زنان و مرداني را كه به هم عشق مي ورزيدند، مخفيانه به عقد يكديگر درمي آورد و به همين دليل به زندان افتاد. اما از پشت ميله هاي زندان به دختر زندانبان دل بست، تا پيش از كشته شدن، در نامه اي عاشقانه برا ي او بنويسد: «از طرف ولنتاين تو، ۱۴فوريه.» تا به حال چهار بار عاشق شده... او كه تا به حال چهاربار عاشق شده، كه بسياري پرونده هاي عشقي را به خوشي مختومه كرده و دختر و پسر هاي زيادي مشاوره اش را دخيل زندگي كرده اند، خوشحال است كه ايرانيان، همصدا با ديگر مردم جهان سرودعشق را در «ولنتاين» خوانده اند. دكتر مجد را مي گويم. سيد محمد ولي مجد مي خواهد همه روز را روز عشق كند و مطمئن است كه مردم، عشق را مي فهمند: « اصلاً ما در روز ولنتاين به عنوان آدمهاي كره زمين مي گوييم كه عشق را فهميده ايم، فقط همين» . وقتي مي گويم، گفته اند «ولنتاين مال ما نيست»،ابرو در هم مي كشد كه چرا عشق را پس بزنيم:« ايران براي تمام مراسم انساني و مربوط به عشق و محبت پيش قدم بوده، اگر مردم ايران، ولنتاين را قبول نمي كردند بايد تعجب مي كرديم.» مي دانستم كه آنقدر گفته دوست دارم، دوست دارم كه از زبانش به دلش جاري شده وهمه كس را دوست دارد، از سياهان آفريقا تا مردم سرخ و زرد تمام دنيا: « من همه مردم دنيا را دوست دارم. سياهان آفريقا را ، مردم سرخ را، مردم زرد را. همه مردم همينطورند فقط كافي است كسي به آنها يادآوري كند، مخصوصاً مردم مهربان ايران. ما حتي دشمنانمان را هم دوست داريم، باشد كه از دشمني با ما دست بردارند. من مسلمانم، صلح را و عشق را دوست دارم.» مجد از مولانا مي گويد كه صوفي بايد فرصت را غنيمت بداند:« جشن شادي از ايران شروع شد، از جشن فروردين گرفته تا مهرگان و بهمنجگان و اسفندجگان. ما بوديم كه شب تولد خورشيد، شب چله را جشن گرفتيم و خيلي از مردم دنيا، مراتب عاشقانه كشور ما را پذيرفته اند، پس ما چرا روز عشق را پس بزنيم؟» مي خندد كه:« ما عاشق پيشه ايم، از اين روز استقبال كرديم تا برگرديم به تاريخ فراموش شده خودمان اما اين بار از زبان قديس ولنتاين.» مي گويم آنها كه گفته اند يك روز محبت ايراني مي خواهيم:« چرا با دنيا بجنگيم؟ اگر همه در اين روز عاشقند، ما هم عاشقيم.» دهن كجي به دنياست دوستي نداشتن در روز دوستي. مي توان روزهاي خوب ايران را هم فرياد زد اما: «دهن كجي به دنياست، دوستي نداشتن در روز دوستي.» نمي دانم چرا، اما خيلي ها دلشان مي خواهد كه ما به مردم دنيا بگوييم كي محبت كنند و چه وقت دوست بدارند، من هم انگار بدم نمي آيد، مجد مي گويد: «ما كه با دنيا ضديت نداريم. اين روز را قبول مي كنيم، اما مي توانيم مراسم ايران را هم به دنيا معرفي كنيم. ما زبان مردم جهان را نمي دانيم. فارسي حرف مي زنيم. اگر زبان جهاني را ياد بگيريم، مي توانيم خودمان را به دنيا معرفي كنيم.» اصلاً چه حرفي است؟ محبت خودجوش با تقويم چه كار دارد؟ با جنس و مذهب و نژاد چه كار دارد؟ مي گويد كه بي تعصب باشيم: «ارتباطات ما با دنيا محدود است بايد بامردم و مذاهب دنيا ارتباط برقرار كنيم.» زنگ كليساهايي كه سازمان ملل در نوروز براي ايران به صدا درآورده، به دلش نشسته و از زيبايي لحظه اي مي گويد كه اسقف كليساي مسيح و خاخام يهود، جشن شكوفه ها را به مسلمانان تبريك مي گويند. مجد مي گويد:« فقط كافي است با مردم دنيا رابطه برقرار كنيم، آن وقت، آن قدر جشن در ايران داريم كه با مردم قسمت كنيم با مردمي كه فقط يك روز ولنتاين دارند و مي توانند جشنهاي ما را هم داشته باشند.» روانپزشك است و مسؤوليت دارد كه بگويد: «احساسات متضادي در ذهن انسان جريان دارد اما من بايداحساس زندگي را راه بيندازم. تمام احساسات منفي، ضدزندگي است. احساس عشق را بايد تقويت كرد.» روانپزشك مي گويد: «بسياري از امراض روحي در سايه عاطفه و محبت درمان مي شود.» «ولنتاين را از دست ندهيم اما جشنها و آيينهاي محبت و دوستي ايران را هم به جهان معرفي كنيم.»
|