شنبه ۲ اسفند ۱۳۸۲ - ۳۰ ذيحجه ۱۴۲۴
Sat, Feb 21, 2004
فرهنگ و هنر
شماره ۲۷۳۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
موسيقي
بين الملل
گفت و گو
نظرگاه
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
درباره مرد اول جديد سينماي ژاپن
اوليس همچنان سربلند است
155016.jpg
مترجم : شيلا ساساني نيا
منبع: رويتر
«اوليس » شاهكاري از جيمز جويس كه سالهاي سال از مفاخر ادبيات جهان به شمار مي رفت اين روزها بيش از هر زمان ديگري جنجال برانگيز شده است.
در حالي كه ايرلند با برپايي مجموعه اي از كارناوالهاي خياباني وجلسات نقد وبررسي خود را براي جشن بزرگ صدمين سالگرد خلق شاهكار ارزنده جويس ـ كه به روز بلومزبري معروف است ـ آماده مي كند «اوليس» آماج حملات منتقدين ونويسندگاني قرار گرفته كه به گفته خود به حدمرگ از شنيدن وصف نيكوي اين كتاب غيرقابل فهم منزجر شده اند. به عقيده اين منتقدين هواداران جويس با الوهيت بخشيدن به شخصيت ادبي اين نويسنده حق ديگر نويسندگان مهم ايرلند را پايمال كرده اند واز وجهه ادبي جويس به نفع جهانگردي وپولسازي هرچه بيشتر سوءاستفاده مي كنند. رودي دويل ، مؤلف كتاب پرفروش و كمدي «پدي كلارك هاهاها» و فيلمنامه نويس «The Commitments» هفته گذشته با انتقادي كوبنده از اوليس و مريدان وفادارش قفل جعبه پاندوراي ادبي را گشود وگفت: «اوليس با داشتن ويراستاري خوب موفق تر مي شد». وي با حضور در يك محفل ادبي در نيويورك افزود: «مردم هميشه اوليس را جزو يكي از ده شاهكار ادبي اي كه خوانده اند قرار مي دهند در صورتي كه واقعاً شك دارم كه همين مردم واقعاً تحت تأثير اين رمان قرار گرفته باشند.» وي با پيش كشيدن ديگر انتقادات وارده به جويس در يك روزنامه چاپ ايرلند به ميراث ادبي اين نويسنده براي جهانيان اشاره كرد كه حيات ادبي ايرلند را تحت الشعاع خود قرار داده وبرآن سايه افكنده است . دويل در مصاحبه هاي خود گفته بود: «اگر نويسنده اي مقيم دابلين باشيد ويك خط ديالوگ بنويسيد همه فكر مي كنند كه آن را از جويس دزديده ايد؛ گويي به حريم او تجاوز كرده ايد … واقعاً حرصم را درمي آورد».
«كوين مايرز» مقاله نويس معروف نيز روز چهارشنبه در يكي از نوشته هاي خود در نشريه آيريش تايمز «اوليس » را يكي از بي خاصيت ترين نوشته هاي تاريخ ادبيات دانست و نوشت: «كتابي با حجمي در حدود ۴۰۰هزار واژه كه احتمالاً ۲۵۰هزارتاي آن اضافي است »
رماني بدون پلات؟
شون مونكريف روزنامه نگاري است كه در يكي از نوشته هاي خود كه در روزنامه آيريش اكسامينر به چاپ رسيد به اين نكته اشاره مي كندكه «اوليس » در صورتي كه در عصر كنوني نوشته مي شد بي شك به چنين شهرتي دست نمي يافت. مونكريف از مخاطبانش مي پرسد كه واقعاً به نظر آنها چه اتفاقي در اوليس رخ مي دهد وخود در مقام پاسخ برمي آيد: «اتفاق خاصي رخ نمي دهد. بلوم صبحانه اش را صرف مي كند. به يك مراسم عزاداري مي رود. كمي اطراف دابلين پرسه مي زند. استفان دالوس نيز همين كار را مي كند. مست مي شود و از خودش تصويري مسخره ارائه مي دهد. هردو به خانه باز مي گردند. حال شما اين پلات را نزد يك ناشرامروزي ببريد وببينيد چه جوابي به شمامي دهد».
اماعلي رغم همه اين انتقادات و واكنش هاي منفي نويسندگان همان مريدان وفادار جويس به حمايت از او برمي خيزند.
هلن موناگان ، مدير مركز جيمزجويس در دابلين به طرفداري از جويس مي گويد: «دور از انصاف است كه بگوييم هيچ كس تحت تأثير اوليس قرار نگرفته است. خيلي از مردم از خواندن آثار جويس لذت مي برند و واقعاً تحت تأثير آن قرار مي گيرند». وي با اشاره به اينكه همه و نه تنها روشنفكران مي توانند از نثر شيواي جويس لذت ببرند مي افزايد: هدف ما بالابردن سطح آگاهي و درك مردم از شاهكار جويس است».
با همه اين گفته ها «اوليس» همچنان يكي از زيباترين ، ماندگارترين و برجسته ترين آثار ادبيات دنياست. پلات رمان ميني مال و زيبايي اثر به گفته علاقه مندان به آن ساختار مبالغه آميز زبان جويس است . هرساله انبوهي از هواداران جويس روز شانزدهم ژوئن را در دابلين، زادگاه اين نويسنده درخشان جشن مي گيرند و امسال اين جشنها درتقارن باصدمين سال خلق اين شاهكار برجسته ادبي علي رغم گوشه وكنايه هايي كه به اوليس زده مي شود باشكوهتر از هرسال ديگر برگزار مي شود!
درباره مرد اول جديد سينماي ژاپن
خشونت به روايت «تاكه شي كيتانو»
155013.jpg
مارك كانينگهام از مووي لاين
مترجم: وصال روحاني
تاكه شي كيتانو فيلمساز معروف ژاپني كه چند سالي است به مرد اول سينماي كشورش بدل شده، مدعي است اگر در آثارش خشونت و نمادهاي آن بسيار تند و بي واسطه به تصوير كشسيده شده، با اين هدف است كه تماشاگران عمق خطرناك آن را حس و درك نمايند و از آن دوري جويند.
بر اين اساس، ظهور مكرر بدنهاي آبكش شده از شليك گلوله ها، چشمهاي از حدقه بيرون كشيده شده و انگشتان قطع شده در فيلمهاي او، همه فلسفه و دليل وجودي مي يابند.
كيتانو كه اضافه بر كارگرداني، سناريو مي نويسد و بازي هم مي كند و شايد اينك شناخته شده ترين دست اندركار سينماي ژاپن باشد، مي گويد: «خشونت به انواع شكل هايش، يك پديده نفرت انگيز و چيزي است كه انسان فقط مي تواند آن را محكوم كند و اين تنها طريق و راهي است كه من در فيلمهايم آن را ترسيم مي كنم. آثاري مثل ترميناتور و نوع نشان دادن خشونت در آنها، حقيقي و قابل لمس نيستند و فقط سينمايي و تبليغاتي اند، حال آن كه من در كارهايم سعي داشته ام آن را تا سرحد امكان حقيقي و دردآور به تصوير بكشم، زيرا به واقع نيز دردآور است.»
تبليغ خشونت
به اعتقاد كيتانو حتي تصاوير كامپيوتري و اسپشيال افكت و جلوه هاي تصويري به كار گرفته شده در فيلمهاي روز هم به گونه اي در خدمت خشونت و عاملي براي تبليغ و گراميداشت آن است. «اين روشي است كه من هرگز به آن روي نمي آورم، زيرا فقط منجر به تكرار خشونت موجود در فيلمها توسط آدمهاي حقيقي و بخصوص نوجوانان و جوانان در زندگي حقيقي شان مي شود.»
بسيار تأثيرگذار
كيتانو كه نام مستعار و لقب كوتاه «بيت» را به نشانه سالهاي نخستين حضورش در كارهاي هنري در هيأت يك كمدين به وي داده اند، ادعا مي كند كه تمامي ديدگاه و رويكرد و روشهاي سينمايي اش متأثر و نشأت گرفته از يك تصوير مشهور ايام جنگ ويتنام به سال ۱۹۶۸ است كه نشان مي دهد يك ويت كنگ با شليك گلوله يك سرباز در مغزش از پاي در مي آيد.
«اين يك تصوير تكان دهنده است و به من در امر به تصوير كشيدن خشونت جاري در جامعه و خط دادن به فكر و ذهنم ياري زيادي را رساند و بخصوص ظهور ناگهاني اين رويداد در جامعه و در كادر تصوير، بر بيننده اش بسيار تأثيرگذار است.»
تضاد آشكار
در فيلمهاي كيتانو، لانگ شاتهاي او از اتفاقات ساكن و معمولي در تضاد آشكار و شديد با سكانسهاي مربوط به خشونت تند است كه ناگهان بر پرده جاري و انگار منفجر مي شود و اين را به وضوح مي توان در فيلمهاي ياكوزايي (گنگستري) او همچون «پليس وحشي» (محصول ۱۹۸۹)، «نقطه جوش» (۱۹۹۰) و «سوناتين» (۱۹۹۳) ديد، در «پليس وحشي» كه اولين فيلم او در مقام كارگردان است، كيتانو نقش نخست را هم كه به يك پليس بي رحم مربوط مي شود، بازي مي كند و در سكانس آغازين، او آنقدر به يك جوان بزهكار سيلي مي زند كه از وي اعتراف مي گيرد. اين تصوير و رويكرد تند و خشن و بي واسطه در تمام طول فيلم به جاي مي ماند.
نيمه فلج
با اين حال، كيتانو در زندگي حقيقي و دور از فيلمش، آدم آرام و راحتي نشان مي دهد و به آساني لبخند مي زند. يك تصادف موتورسيكلت راني در سال ۱۹۹۴ كه باعث شكستگي قسمتي از جمجمه وي شد، گونه وي را تا حدي فلج و كم انعطاف كرده است. به جز اين فيلمهاي تند اجتماعي ـ پليسي ـ جنايي، كيتانو ۵۷ ساله «هانابي» را نيز ساخته است كه به سال ۱۹۹۷ در فستيوال بزرگ ونيز ايتاليا جايزه معتبر شير طلايي را برد و «كيكو جيرو» (۱۹۹۹) و فيلم ملودرام «عروسكها» (۲۰۰۲) نيز دستپخت وي هستند.
از لطيفه گويي تا...
كيتانو كه ابتدا به عنوان يك هنرپيشه و با بازي در «كريسمس مبارك، آقاي لارنس» كار ۱۹۸۳ ناگاسي اوشيماي معروف، به شهرت بين المللي رسيد، در داخل ژاپن با كارهاي متعدد تلويزيوني اش و بخصوص بازي در سريال «توبيتز» كه در آن عضو يك زوج كميك پرطرفدار بود، به مردم شناسانده شد و از همان زمان قريحه جالبي در گفتن لطيفه و كار روي صحنه داشت و البته مي گويند كه او يك نقاش خوب هم هست. آخرين كار او به نام «زاتو ايچي» موفق ترين فيلم وي در خارج از مرزها بوده است. در اين فيلم سامورايي و مربوط به قرن نوزدهم، كيتانو در نقش يك مبارز تقريباً پير و يك ماساژور نابينا، به همين نام ظاهر مي شود و جالب تر اين كه خودش اين نقش را به نوعي زورو يا سوپرمن تشبيه مي كند! هرچه بوده باشد، «زاتو ايچي» در فستيوال ونيز يك جايزه شير نقره اي را صاحب شد و در جشنواره تورنتو كانادا هم يك جايزه برتر را به دست آورد.
اغراق گويي موفق
به رغم اين توفيق فوق العاده و موفقيت سالهاي اخير، آثار رزمي در هاليوود و الگوبرداري استوديوهاي اين شهر سينمايي از روي اين گونه فيلمها كه خلق كارهايي همچون «كيل بيل» و «آخرين سامورايي» را موجب شده، كيتانو مي گويد خيال دنباله سازي «زاتو ايچي» و ارائه قسمتهاي بعدي اين افسانه را ندارد. «من فقط كيل بيل را ديده ام و فكر مي كنم كار فوق العاده اي است. فكر مي كردم كلي افراط و ظاهرسازي در آن باشد، اما كوئن تين تاران تينو از تمام مرزهاي جنون هم در اين فيلم فراتر رفته است. فيلم به قدري اغراق گويي كرده كه تبديل به يك اثر بزرگ شده است!
اما من در اين حول و حوش نمي مانم و مي خواهم به آن دسته از كارهايي بازگردم كه ريشه و زيربناي كار مرا به عنوان يك فيلمساز نهاد. با اين ديدگاه، زاتو ايچي را بايد فقط يك بيمه عمر و يك تأمين اعتبار و بودجه براي ساخت كارهاي اصلي تر مورد نظرم دانست.»
در آن صورت بايد گفت آينده كيتانو در سينماي دنيا، كاملاً بيمه شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |