|
درباره مرد اول جديد سينماي ژاپن
خشونت به روايت «تاكه شي كيتانو»
|
|
|
مارك كانينگهام از مووي لاين مترجم: وصال روحاني تاكه شي كيتانو فيلمساز معروف ژاپني كه چند سالي است به مرد اول سينماي كشورش بدل شده، مدعي است اگر در آثارش خشونت و نمادهاي آن بسيار تند و بي واسطه به تصوير كشسيده شده، با اين هدف است كه تماشاگران عمق خطرناك آن را حس و درك نمايند و از آن دوري جويند. بر اين اساس، ظهور مكرر بدنهاي آبكش شده از شليك گلوله ها، چشمهاي از حدقه بيرون كشيده شده و انگشتان قطع شده در فيلمهاي او، همه فلسفه و دليل وجودي مي يابند. كيتانو كه اضافه بر كارگرداني، سناريو مي نويسد و بازي هم مي كند و شايد اينك شناخته شده ترين دست اندركار سينماي ژاپن باشد، مي گويد: «خشونت به انواع شكل هايش، يك پديده نفرت انگيز و چيزي است كه انسان فقط مي تواند آن را محكوم كند و اين تنها طريق و راهي است كه من در فيلمهايم آن را ترسيم مي كنم. آثاري مثل ترميناتور و نوع نشان دادن خشونت در آنها، حقيقي و قابل لمس نيستند و فقط سينمايي و تبليغاتي اند، حال آن كه من در كارهايم سعي داشته ام آن را تا سرحد امكان حقيقي و دردآور به تصوير بكشم، زيرا به واقع نيز دردآور است.» تبليغ خشونت به اعتقاد كيتانو حتي تصاوير كامپيوتري و اسپشيال افكت و جلوه هاي تصويري به كار گرفته شده در فيلمهاي روز هم به گونه اي در خدمت خشونت و عاملي براي تبليغ و گراميداشت آن است. «اين روشي است كه من هرگز به آن روي نمي آورم، زيرا فقط منجر به تكرار خشونت موجود در فيلمها توسط آدمهاي حقيقي و بخصوص نوجوانان و جوانان در زندگي حقيقي شان مي شود.» بسيار تأثيرگذار كيتانو كه نام مستعار و لقب كوتاه «بيت» را به نشانه سالهاي نخستين حضورش در كارهاي هنري در هيأت يك كمدين به وي داده اند، ادعا مي كند كه تمامي ديدگاه و رويكرد و روشهاي سينمايي اش متأثر و نشأت گرفته از يك تصوير مشهور ايام جنگ ويتنام به سال ۱۹۶۸ است كه نشان مي دهد يك ويت كنگ با شليك گلوله يك سرباز در مغزش از پاي در مي آيد. «اين يك تصوير تكان دهنده است و به من در امر به تصوير كشيدن خشونت جاري در جامعه و خط دادن به فكر و ذهنم ياري زيادي را رساند و بخصوص ظهور ناگهاني اين رويداد در جامعه و در كادر تصوير، بر بيننده اش بسيار تأثيرگذار است.» تضاد آشكار در فيلمهاي كيتانو، لانگ شاتهاي او از اتفاقات ساكن و معمولي در تضاد آشكار و شديد با سكانسهاي مربوط به خشونت تند است كه ناگهان بر پرده جاري و انگار منفجر مي شود و اين را به وضوح مي توان در فيلمهاي ياكوزايي (گنگستري) او همچون «پليس وحشي» (محصول ۱۹۸۹)، «نقطه جوش» (۱۹۹۰) و «سوناتين» (۱۹۹۳) ديد، در «پليس وحشي» كه اولين فيلم او در مقام كارگردان است، كيتانو نقش نخست را هم كه به يك پليس بي رحم مربوط مي شود، بازي مي كند و در سكانس آغازين، او آنقدر به يك جوان بزهكار سيلي مي زند كه از وي اعتراف مي گيرد. اين تصوير و رويكرد تند و خشن و بي واسطه در تمام طول فيلم به جاي مي ماند. نيمه فلج با اين حال، كيتانو در زندگي حقيقي و دور از فيلمش، آدم آرام و راحتي نشان مي دهد و به آساني لبخند مي زند. يك تصادف موتورسيكلت راني در سال ۱۹۹۴ كه باعث شكستگي قسمتي از جمجمه وي شد، گونه وي را تا حدي فلج و كم انعطاف كرده است. به جز اين فيلمهاي تند اجتماعي ـ پليسي ـ جنايي، كيتانو ۵۷ ساله «هانابي» را نيز ساخته است كه به سال ۱۹۹۷ در فستيوال بزرگ ونيز ايتاليا جايزه معتبر شير طلايي را برد و «كيكو جيرو» (۱۹۹۹) و فيلم ملودرام «عروسكها» (۲۰۰۲) نيز دستپخت وي هستند. از لطيفه گويي تا... كيتانو كه ابتدا به عنوان يك هنرپيشه و با بازي در «كريسمس مبارك، آقاي لارنس» كار ۱۹۸۳ ناگاسي اوشيماي معروف، به شهرت بين المللي رسيد، در داخل ژاپن با كارهاي متعدد تلويزيوني اش و بخصوص بازي در سريال «توبيتز» كه در آن عضو يك زوج كميك پرطرفدار بود، به مردم شناسانده شد و از همان زمان قريحه جالبي در گفتن لطيفه و كار روي صحنه داشت و البته مي گويند كه او يك نقاش خوب هم هست. آخرين كار او به نام «زاتو ايچي» موفق ترين فيلم وي در خارج از مرزها بوده است. در اين فيلم سامورايي و مربوط به قرن نوزدهم، كيتانو در نقش يك مبارز تقريباً پير و يك ماساژور نابينا، به همين نام ظاهر مي شود و جالب تر اين كه خودش اين نقش را به نوعي زورو يا سوپرمن تشبيه مي كند! هرچه بوده باشد، «زاتو ايچي» در فستيوال ونيز يك جايزه شير نقره اي را صاحب شد و در جشنواره تورنتو كانادا هم يك جايزه برتر را به دست آورد. اغراق گويي موفق به رغم اين توفيق فوق العاده و موفقيت سالهاي اخير، آثار رزمي در هاليوود و الگوبرداري استوديوهاي اين شهر سينمايي از روي اين گونه فيلمها كه خلق كارهايي همچون «كيل بيل» و «آخرين سامورايي» را موجب شده، كيتانو مي گويد خيال دنباله سازي «زاتو ايچي» و ارائه قسمتهاي بعدي اين افسانه را ندارد. «من فقط كيل بيل را ديده ام و فكر مي كنم كار فوق العاده اي است. فكر مي كردم كلي افراط و ظاهرسازي در آن باشد، اما كوئن تين تاران تينو از تمام مرزهاي جنون هم در اين فيلم فراتر رفته است. فيلم به قدري اغراق گويي كرده كه تبديل به يك اثر بزرگ شده است! اما من در اين حول و حوش نمي مانم و مي خواهم به آن دسته از كارهايي بازگردم كه ريشه و زيربناي كار مرا به عنوان يك فيلمساز نهاد. با اين ديدگاه، زاتو ايچي را بايد فقط يك بيمه عمر و يك تأمين اعتبار و بودجه براي ساخت كارهاي اصلي تر مورد نظرم دانست.» در آن صورت بايد گفت آينده كيتانو در سينماي دنيا، كاملاً بيمه شده است.
|