|
|
|
آن سوي فتح مريخ
دلار، عقل مدرن نبوغ ايراني
|
|
|
مهري حقاني شايد ۲۷۰هزار انساني كه نام خود را بر روي يك صفحه آلومينيومي در فضاپيمايي به نام آرزو (نوزومي) ثبت كرده بودند به خوبي مي دانستند كه آينده هر انساني به اندازه آرزوهاي اوست. نوزومي يا آرزو به دليل يك درصد احتمال سقوط بر سطح مريخ و اجتناب از آلودگي ميكروبي اين خاك سرخ، راهي مدار خورشيد شد.نوزومي ژاپني ها شايد هنوز در مدار خورشيد مي گردد و شايد بر اثر برخورد با يك جسم فضايي تا به حال منهدم شده باشد. بيگل۲ (سگ شكاري) بريتانياييها نيز كه قرار بود باني جشن كريسمس باشكوهي در لندن شود، بر سطح مريخ گم شده است. اما اين پايان آرزو نبود. افق ديد و فن بشر نشان داد هيچ آرزويي دست نايافتني نيست. روز سوم ژانويه دانشمندان جوان تيم «اسپريت» يكديگر را به سختي در آغوش گرفتند و از اتاقهاي كاري ناسا غريو شادي برخاست با اين حال گام نهادن روباتهاي هوشمند ساخته انسانها بر سطح سياره افسونگر مريخ متعلق به تفكري است كه در هر جاي كره زمين نبوغ انسانها را ارزشمند مي شمارد، ولو اينكه يك ايراني مديريت برنامه هدايت مريخ را بر عهده داشته باشد. مريخ از ديرباز به سبب وجودشباهتهايي باكره زمين مظنون به وجودآب و در پي آن حيات بوده است. كاوشگر ژاپني كه در ژوئيه ۱۹۹۸ به فضا پرتاب شده بود در مسير جديدخود در معرض توفانهاي شديد خورشيدي قرار گرفت و سيستمهاي الكترونيكي آن دستخوش آسيبهاي جدي و مهمي شد. نوزومي سرانجام در دسامبر سال گذشته به مريخ رسيد. اما مقامات مؤسسه فضايي و علوم فضانوردي ژاپن به اين كاوشگر اجازه نزديكي بيشتر به مريخ راندادند و در آخرين لحظات ورود به مدار مريخ ، آن را به سوي خورشيد منحرف كردند. پس از آن «بيگل ـ۲» همراه با فضاپيماي مادر خود، «مارس اكسپرس » براي يافتن آثار و شواهدي از حيات مريخي راهي فضا شد. مارس اكسپرس با موفقيت به مدار مريخ رسيد و «بيگل ـ۲» نيز در روز كريسمس فرود حساس خود را براي نشستن بر سطح مريخ آغاز كرد، اما اين فرود به گم شدن «بيگل» انگليسي منجر شد و دانشمندان هيچ خبري از آن دريافت نكردند. براي اين پروژه مركز تحقيقات فضايي اروپا هزينه اي معادل ۱۵۰ميليون يورو در شش سال تعيين كرده بود. با اين حال سرانجام مدير مأموريت بيگل گفت: اگر پس از اين علامتي از بيگل دريافت نكرديم مجبور خواهيم شد بيگل را براي هميشه مفقودالاثر فرض كنيم. پس از آن مسافران مريخ شكستهاي ديگري را نيز تجربه كردند. سفينه كلمبيا به عنوان قديمي ترين شاتل ناسا با هفت سرنشين منفجر شد. اما خطي سفيد كه از اين فضاپيما در آسمان آبي تگزاس برجاي ماند و آهن پاره هايي كه در آن حوالي پرتاب شد، سرنوشت فرود در سطح مريخ و كشف راز خاك سرخ آن را به پايان نرسانيد. بدين ترتيب دو كاوشگر spirit و opportunity در ژوئن گذشته راهي فضا شدند تا در ژانويه ۲۰۰۴ بر سطح اين سياره بنشينند. هر يك از اين دو روبات جثه اي معادل يك ماشين كوچك دارند كه مي توانند با گرفتن تصاوير بسيار دقيق از اطراف سنگها را موردآزمايش و بررسي قرار دهند. اين رهنوردها در يك روز مريخي مي توانند مسافتي برابر ۴۰متر را بپيمايند و تمام ابزار داخل آنها از فاصله پنج و نيم كيلومتري از روي زمين تحت كنترل است. دانشمندان ناسا كوشيدند بدون وساطت ماهواره اي كه در مدار مريخ مي گردد با اسپيريت تماس بگيرند. شش دقيقه پاياني فرود اسپيريت بر سطح مريخ دلهره آورترين بخش سفر ۵۰۰ميليون كيلومتري آن بود. كاوشگرها به سوي قطعه سنگهايي كه جالب تر هستند حركت خواهند كرد و با كمك بازوي خودكار آن را برداشته و آزمايش خواهند كرد. عكسهاي رنگي ارسالي سطح مريخ را غبارآلود و آكنده از سنگ و كلوخ نشان مي دهد. مدير آزمايشگاه موتور جت ناسا در يك كنفرانس خبري گفت پس از قرنها حالا مي دانيم كه در مريخ چه هست. بااين حال مريخ مقصد بسيار خطرناكي است، چرا كه پيش از كاوشهاي اخير از ۳۰سفينه اي كه توسط آمريكا و ساير كشورهاي جهان روانه اين سياره شده اند، تنها ۱۲سفينه در مأموريت خود موفق بوده اند و ۶۰درصد يعني ۱۸سفينه يا منهدم يا ناپديدشده اند. روي ديگر خاك سرخ يكي از بزرگترين پروژه هاي ناسا آوازه گام نهادن و شناخت قلوه سنگهاي مريخ مي تواند گذشته از جنبه جهاني آن برخي مسائل محلي تر و دروني تر را نيز پيش بكشد. مديريت برنامه مريخ را يك ايراني دانش آموخته برق به نام دكتر فيروز نادري به عهده داشت. وي از سال۱۹۹۶ مدير برنامه منشأ حيات ناسا بود و از سال۲۰۰۰ مديريت برنامه تازه تأسيس برنامه مريخ را به عهده گرفت. پس از اينكه دو طرح بزرگ ناسا با شكست روبرو شد، سرپرستي بزرگترين طرح اكتشافي مريخ موجب شد دكتر نادري به عنوان يكي از موفق ترين چهره هاي ناسا معرفي شود. در حالي كه در هر ثانيه هشت هزار و ۱۰۰ نفر از وب سايت ناسا ديدن كردند. دكتر نادري خود آرزو مي كندمراجعه كنندگان بيشتر در گروه سني ۱۰ـ۱۸ سال باشند. وي اين نكته را بيانگر آن مي داند كه اگر چنين باشد ما توانسته ايم توجه نسل جوان را به سوي خود جلب كنيم. البته چنين چيزي براي كشوري كه سرزمين فرصتها نام گرفته است و بيشترين درخواستها از ميان سالانه يك ميليون دانشجو در جست وجوي تحصيلات عالي را از آن خود كرده، چيز عجيبي نخواهد بود. چنان كه تنها در سال۹۳ بيش از ۳۷درصد استادان رشته هاي فني و مهندسي و بيش از ۲۵درصد استادان رشته رياضي، آمار و علوم كامپيوتر در آمريكا خارجي بوده اند. در ميان مهاجران مقيم آمريكا، كشور ما پس از هندوچين در رتبه سوم قرار دارد. شايد نام پارسي يك ايراني در تيم هدايتگر برنامه مريخ به ناگزير ياد كردي از غيبت طولاني نخبگان در خاكي ثروتمند و پربها چون ايران را ناگزير كند اما در نهايت به سخن دكتر نادري مي رسيم كه «اگر بخواهيم آينده را تغيير دهيم بايد در پي جوانان و نوجوانان باشيم.» دپارتمان سياسي مريخ «ما از اينجا روي زمين با يك چالش جدي روبروييم.» خانم ناني پلوسي يكي از رهبران دموكراتها لبخندش رابا ادامه جمله جدي اش فرومي خورد: «ما آماده براي هيچ ابتكاري نيستيم تا وقتي كه آزمون اولويتهايمان را پشت سر نگذاشته باشيم. » اين در حالي است كه بوش در اداره مركزي ناسا در ميان جمع مختصر اما حضور سنگين متخصصان و برنامه ريزان يكي از تعيين كننده ترين سازمانهاي علمي و دفاعي كشورش و در آستانه رقابت نامزدهاي دموكرات ايالتهاي جنوب و شمال توانسته است از پيروزي جست وجوگر اسپيريت به عنوان برگ برنده در ويرايش متن سخنراني خود استفاده كند. بوش در اين سخنراني يك برنامه كاري براي گروههاي اعزامي روباتيك به كره ماه تا سال۲۰۰۸ و اعزام فضاپيماي جديد تا سال۲۰۱۴ و به ديگر سيارات اقماري تا سال۲۰۱۵ و نه ديرتر از سال ۲۰۲۰ ارائه كرد. مدير ناسا هرچند پس از پايان سخنراني به گرمي دستان بوش را فشرد اما گفت زمان بندي كار گروهها تا حد زيادي وابسته به نتايج مطالعات ناشي از سفرهاي فضايي است. سخنراني بوش در حقيقت او را در يك نكته سنجي سياسي در برابر انتخابات مقدماتي دموكراتهاي رقيب نشاند. اين دومين اعلاميه كاري بوش پس از پيشنهاد قوانين مهاجرت بود. بوش از تقبل ۱۲بيليون دلار در پنج سال آينده براي برنامه هاي فضايي ياد مي كرد كه تنها يك بيليون آن به صورت تنخواه وجود داشت و باقيمانده تنها مي توانست از بودجه پنج ساله ناسا تأمين شود. بسياري از تحليلگران سياسي، اين مسأله را نوعي همسان پنداري با وقايع زمان كندي دانستند به شكلي كه آن را ابتكار انتخاباتي بوش در پيروي از هدفهاي بي باكانه فضايي جان اف كندي به قلم آوردند. اعلاميه نمايشي كندي و درخواست او از كنگره براي حمايت از هزينه هاي سنگين تلاشهاي فضايي توانست درميانه جنگ سرد، نمايشي از برتري تكنيكي و نيرومندي ايالات متحده ترتيب دهد. سخنراني سال۱۹۶۱ كندي در پي كسب حمايت مردم و پيروزي در كنگره در برابر پيشنهادات آپولو بود. تاسال۱۹۷۳ كه آخرين چاشني فضاپيماي آپولو از ماه برگشت و بلندپروازيهاي كندي پيروزمندانه ظاهر مي شد و حالا اين امكان براي ريچارد نيكسون فراهم مي شد كه به اولويتهاي ديگر بپردازد. پدر بوش در سخنراني اي كه به مناسبت بيستمين سالگرد نخستين فرود آپولو در ماه ايراد كرد از برنامه مريخ سخن گفت اما پيشنهاد او هيچگاه مورد توجه كنگره قرار نگرفت چون كنگره ارزش تحقيقات سنگين اكتشافات فضايي را نمي پذيرفت. اما سقوط كلمبيا حالا مي توانست به بوش پسر اين بهانه كافي را بدهد كه به دنبال حمايتي باشد كه در ۱۹۸۹ پدر ازدست داده بود. او گفت: «آمريكا براي يك ربع قرن ماشين جديدي براي پيشرفت اكتشافات انسان در فضا نداشته. حالا اين زمان براي آمريكا رسيده كه قدم بعدي را بردارد. امروز من يك نقشه جديداكتشافي فضايي و پيشروي انسان در كهكشان را اعلام مي كنم. ما تلاشهايمان را به سرعت در استفاده از نقشه ها و كاركنانمان آغاز مي كنيم. ما محكم به سوي ترقي و پيشرفت گام برمي داريم به سوي يك مأموريت، يك سفر دريايي و يك فرود در يك زمان.» بوش در حقيقت نياز به راهي داشت كه ديدگاههايش محتمل تر و مطمئن تر شود. در برابر هزينه هايي كه مطرح مي شد يك نظرسنجي نشان مي دهد كه بيش از نيمي گفته بودند بهتر بود اين پول صرف تحصيلات و سلامتي مي شد تا تحقيقات فضايي. در عوض بوش اطمينان مي داد كه اكتشافات روباتيك مي تواند جايگزين مأموريتهاي انساني شود. با اين حال همچنان كه هر طرح كلاني آسيب پذيريهاي بسياري دارد، امواج خوشايندي نيز در مراكز علمي وجوددارد. مديرمركز بين المللي فضايي هوستون SICSA مي گويد: من از خودم مي پرسم آياما مردم را براي فرصتهاي واقعي آماده مي كنيم به صورتي كه آنها بتوانند آن زندگي را كه واقعاً مي خواهند داشته باشند. شايد فرزندان آنها اصلاً به فضانروند ولي مي توانند مبتكران برجسته تر متفكران و طراحان بهتري باشند. حرفه هايي كه ما روي آنها كار مي كنيم براي كاتالوگها يا تيترهاي مشاغل نيست. آنها در مورد فرصتهاي آموزشي براي انجام يكسري چيزهاي مفيد در دنيا تربيت مي شوند.ما يك فرصت شگفت انگيز براي پيشرفت كار داريم و آن دانش آموزان هدفمند هستند. سخنراني بوش چيزي را كه ما انجام مي دهيم عوض نمي كند. فقط يك بازار ثروتمند براي دانش آموزان ما، پروژه هاي ما و ادامه رشد سازماني ما فراهم مي كند. يكي از پژوهشگران پيشين پروژه آپولو و مركوري از ديد جديدي مي گويد همه اينها به منظور برتري تكنيكي و نظامي و تضمين امنيت ملي و به وجودآوردن خوشبختي و رفاه اقتصادي در قرن ۲۱است. با اين حال روزنامه نگاران و محافل اقتصادي تا اين اندازه خوشبينانه به موضوع نگاه نمي كنند. يك وب سايت خبري و تحليلي در آمريكاي شمالي در يك مقاله مفصل مي نويسد: براساس گزارشها و خبرهاي نفتي، ناسا با هالي برتن، نفت شل و ديگر متخصصين حفاري پيشرفته همكاري دارد كه ظاهراً براي كشف زندگي در سيا ره سرخ در اين محيط مي توانند كار كنند و ديگر آنكه شبيه هر تصميم سياسي ديگر در جنگ و نظامي گري نيروهاي پيش برنده ناسا در تجديد قواي اين سازمان است. اداره ناسا از سويي نقشه هاي همترازي با پنتاگون در پرتاب ماشينهاي جديد دارد. به زباني ديگر ۱۲بيليون بودجه ناسا پيش برنده و سازنده برنامه هاي مهم آمريكا حتي در آن سوي مرزهاي جاذبه زمين است.
|
|
|
|
|
|
عبور از پل فيروزه
|
|
|
|
|
خودمركزبيني
قيامهاي محلي كه غالباً از كينه ها و نفرتهاي قومي نسبت به قوم و قبيله غالب منشأ مي گيرد و پس از تحمل تحقير و تضعيف فراوان، عكس العملهاي اعتراضي خود را در قالب جنبشهاي مردمي شكل مي دهد، از آنجا كه جوامع ايراني در كل موجوديت و هويت تاريخي خود از شأن و اعتبار و حيثيت عمده اي برخوردار بوده اند و اين كشور در طول قرنهاي دراز به عنوان يكي از اركان مهم سياستهاي جهاني تلقي مي شده است، در نهاد مردم هميشه، آثاري از سيادت طلبي و عظمت جويي قديم باقي است و اين البته احساسي است كه وارثان امپراتوريهاي بزرگ، در گذشته و حال، تجربه كرده اند و به عنوانهاي مختلف «احساسات بزرگي طلبانه» يا «احساسات ناشي از روزهاي خوش گذشته» و «احساسات برتري جويانه» و غيره، از آن ياد شده است. بر اين اساس، كشوري كه چند گاه مركز حل و فصل مسائل جهاني بوده، به تبع حوادث و پيشامدهاي بي شمار مختلف، صاحب فرهنگي شده است كه محور آن خودمحوري و خودمركزبيني است. هر چيز يا پديده اي نيز كه بر پايه هاي چنين برداشتي لطمه وارد كند و به نحوي از انحا به مبارزه با آن برخيزد، بر غرور مردم لطمه مي زند و نفرت آنان را به خويش بر مي انگيزد. بالطبع، اشتداد چنان نارضاييهاي دايمي وقتي واقعي تر است كه نيرويي خارجي بر جامعه استيلا يابد و با استفاده از زور و قهر و خشونت به پايمال كردن دستاوردهاي عقيدتي و در هم شكستن ساختارهاي فكري و ناچيز شمردن اختصاصات معنوي آن بپردازد.
دكتر رضا شعباني
مورخ ـ ۱۳۶۹
|
|
|
|
|
|