|
گزارشي از نتايج كاوشهاي باستان شناسي جيرفت
صادرات جيرفت در ۴۸۰۰سال پيش
كورش پيرايش
|
|
|
آنچه پيش رو داريد، نتيجه كاوش هاي اخير باستان شناسان درمنطقه جيرفت است كه ازحدود سه سال پيش به شكل گسترده موردهجوم حفاران غيرمجاز و قاچاقچيان اشياي عتيقه قرارگرفت. اين هجوم اگرچه موجب خروج دهها هزار شيء تاريخي از كشور شد، اما توجه تمام باستان شناسان را به محوطه هاي باستاني جيرفت معطوف ساخت و باعث اكتشافاتي گرديد كه به نوبه خود بسياري از داده هاي باستان شناسي درباره تمدنهاي شرق باستان را دگرگون ساخته و به تعبيري يك انقلاب باستان شناسي را بنيان نهاده است. بخش اول گزارش به صورت يك مقاله و بخش دوم آن درقالب مصاحبه بارئيس هيأت باستان شناسي جيرفت تنظيم شده است.
هنگامي كه در تابستان ۱۳۸۰ كشاورزان روستاهاي اطراف هليل رود در شهرستان جيرفت درحال حفاري غيرمجاز در گورستان هاي تاريخي بودند، تصورنمي كردند كه دوسال بعد هيأت باستان شناسي اعزامي به آن منطقه به شالوده هاي يك تمدن عظيم و كهن برخورد كند كه با تمدن بين النهرين پهلو به پهلو مي زند. هليل رود رودخانه اي كه روزگاري پرآب و زندگي بخش بود، امروز در اثر احداث سد جيرفت و تغيير آب وهوايي درمدت ۵هزارسال بسياركم آب شده است. ۵هزارسال پيش در سواحل هليل رود اقوامي مي زيستند كه ظروف و ساغرهاي منقوش و سازه هاي خشتي خود را برجاي گذاشته اند. هنگامي كه درچندسال گذشته رودخانه خشك شد تنگناهاي اقتصادي جهت بيل و كلنگ روستاييان رابه جاي ديگري غير از زمين هاي كشاورزي تغييرداد و از سواحل اطراف هليل رود چيزي شبيه به كندوي زنبورعسل ساخت. «سيدمحمدبهشتي» رئيس سازمان ميراث فرهنگي در يكي از مصاحبه هاي خود گفته بود: «مشكل جيرفت در درون آن نيست و آنچه بيش از هرچيز ديگر مشكل جيرفت را مديريت مي كند، اتفاقي است كه درخارج از مرزها به وقوع مي پيوندد. ازهمين جاست كه قاچاقچيان جيرفت ابزاردست آنها مي شوند. درواقع قاچاقچيان داخلي پياده هاي اين نظام هستند، نظامي كه افسران آن همگي در سايه قراردارند.» حتي موزه لوور پاريس نيز كه بزرگترين موزه دنيا است در سال ۲۰۰۳ ميلادي يكي از اشياي تاريخي جيرفت را به قيمت ۱۵۰ميليون تومان خريداري كرده است. ساير اشيا نيز با ميانگين برابر با ۶۰ميليون تومان از كشور خارج شده اند كه اگر در تعداد ۱۰۰هزارشيء خارج شده ضرب كنيم مي شود ۶هزارميلياردتومان كه برابر ۴سال فروش نفت ايران است. امابه يكباره دركنار دو فصل حفاري موفقيت آميز هيأت باستان شناسي به سرپرستي دكتر «يوسف مجيدزاده» تمامي توجه ها از مصيبتي كه بر جيرفت واردآمده بود به كشفيات هيأت باستان شناسي معطوف گشت. حفاري ها در دو تپه در روستاي كنار صندل منجر به پيداشدن شهري بسياربزرگ به مركزيت تپه كنارصندل الف به عنوان حاكم نشين شده و نيز يك سازه خشتي مطبق عظيم كه احتمالاً سازه اي مذهبي بوده (تپه كنارصندل ب) به اعتقاد دكتر مجيدزاده درطول دره هليل رود پادشاهي كهن باهنر و تمدن درخشان به نام «ارت» وجودداشته كه نه تنها به صورت دالان فرهنگي عمل مي كرده، بلكه درشكل گيري كهن ترين تمدن بين النهرين كه به سومري ها نسبت داده مي شود نقش بسزايي داشته و شايد خاستگاه آن بوده است. داستان حماسي اي به نام «انمركار و فرمانرواي ارت» كه بر لوحي چهار گوش به ابعاد تقريبي ۲۲/۵ در ۲۲/۵ سانتي متر در اوايل هزاره دوم ق.م به نگارش درآمده به وضوح نشانگر حضور تاريخي اين تمدن در جيرفت مي باشد. داستان كه متن آن بالغ بر ۶۰۰ سطر به خط ميخي و به زبان سومري است از اين قرار است كه «انمركار» پادشاه اوروك در بين النهرين به منظور دستيابي به مقاديري از سنگ هاي گرانبها نماينده اي از جانب خود به حضور فرمانرواي پادشاهي «ارت» روانه مي كند.« ارت» پادشاهي ديگري در ايران بود كه آن را هفت رشته كوه از پادشاهي اوروك جدا مي ساخت و راه يافتن به آن بسيار مشكل بود. «ارت» شهري خوشبخت بود و معادن فراوان فلز و سنگ داشت. حال آن كه سرزمين پست و جلگه اي بين النهرين فاقد اين مواد بود و به شدت به آن نيازمند بود. بنابراين «انمركار» چشم طمع به «ارت» و ثروت آن دوخته بود. در پي اين تصميم «انمركار» دست به دامن خواهر خويش «اينن»، الهه نيرومند و حامي شهر اوروك شده و از وي مي خواهد كه مردم «ارت» را وادار كند به منظور تزئين معابد و نمازخانه هاي متعدد به ويژه معبد «آبزو» يعني معبد دريا، براي او طلا و نقره و سنگ لاجورد و ديگر سنگ هاي گرانبها بياورند. سرانجام در پايان داستان فرمانرواي ارت با درخواست پادشاه اوروك موافقت مي كند و مردم ارت به اوروك طلا و نقره و سنگ لاجورد مي آورند و آنها را در صحن مقدس معبد «اينن» بر روي هم انباشته مي كنند. اين لوح بازگو كننده نخستين باري است كه فرمانروايي براي آن كه كلمه اي از پيامش براي فرمانرواي سرزمين ديگري ناگفته نماند و تحريف نشود آن را به صورت مكتوب ارسال مي دارد. اين داستان حماسي نشان مي دهد كه در دوران سلسله هاي قديم، فرمانروايان بين النهريني از وجود اين پادشاهي و معادن سنگ ها و فلزات قيمتي آن آگاهي و شناخت كامل داشته اند و ارت در هزاره دوم و سوم قبل از ميلاد پادشاهي نيرومند بوده است. همچنين از اين متون چنين بر مي آيد كه صنعتگران و هنرمندان ارت حداقل در طي هزار ه سوم قبل از ميلاد از شهرت چشمگيري برخوردار بوده اند و فرمانروايان دولت شهرها و پادشاهي هاي بين النهريني از آنها و هنرشان شناخت كاملي داشته اند. آثار هنرمندان ارت ( جيرفت) را مي توان در ظروف سنگي كه در بين النهرين در طي حفاري هاي باستان شناسي قرن گذشته يافت شده رديابي كرد. شناخته شده ترين اين ظروف سنگي در بين النهرين، كاسه اي استوانه اي منقوش از سنگ صابون است كه از مكاني به نام «خفاجه» واقع در دره «دياله» كشف شده است. در تزيين اين كاسه نقش مردي مشاهده مي شود كه در يك حالت بر پشت دو گاو كوهاندار پشت به هم نشسته و دو رشته آب به دست دارد و يك بار در حالت ايستاده گردن دو مار را گرفته است. بخش ديگري از اين ظرف، شير و عقابي را نشان مي دهد كه به گاو كوهاندار بر پشت به زمين افتاده اي حمله كرده اند. با توجه به اين كه نوع تزئين اين ظرف سنگي و برخي عناصر تزئيني مانند خرسي كه بر دوپاي خود بلند شده و قصد خوردن خرما ازنخل دارد و بويژه نقش گاو كوهاندار، در هنر بين النهرين كاملاً بيگانه است و از آنجا كه خاستگاه گاو كوهاندار شرق ايران و سرزمين هاي واقع در شرق و جنوب شرق ايران است دكتر يوسف مجيدزاده بر اين اعتقاد است كه انتساب اين ظروف و اشياي تزئيني ديگر از نوع مشابه از سنگ صابون به كارگاه هاي واقع در سومر اشتباه بوده و در واقع اين ظروف در كارگاه هاي تمدن ارت (دره رودخانه هليل رود) ساخته شده اند. زيرا علاوه بر دلايل سبك شناسانه، بين النهرين فاقد منابع كاني از جمله سنگ صابون بوده است. هرچند كه محققين ديگر نيز در گذشته اين ظروف را به كارگاه هايي واقع در شرق ايران مانند تپه يحيي كه سال ها پيش حفاري شده بود و در حوزه تمدن دره هليل رود است منتسب مي كردند. صحنه گاو از پشت به زمين افتاده و عقابي در حال فرو آمدن به سمت آن در كاسه خفاجه و ظروف متعدد به دست آمده از جيرفت انسان را بي اختيار به ياد اسطوره «اتن» مي اندازد. داستان پادشاهي از سلسله افسانه اي كيش كه به دليل نداشتن فرزند ظاهراً چاره اي جز صعود به آسمان و دستيابي به گياه زايايي در آنجا ندارد. مسأله صعود به آسمان به كمك عقابي برطرف مي شود. عقابي كه به دوست خود يعني مار خيانت كرده و فرزندان او را بلعيده و مار در صدد انتقام در شكم گاو مرده اي خزيده و منتظر در كمين اوست. هنگامي كه عقاب براي خوردن جسد گاو فرود مي آيد، مار او را به حد مرگ مصدوم مي كند. «اتن» عقاب را كه در درون گودالي افتاده و به انتظار مرگ است نجات مي دهد و عقاب در ازاي آن وي را به پروازي تماشايي و هوس انگيز بر بال هاي خود به آسمان مي برد. نقش عقاب و گاو از پشت بر زمين افتاده در بين النهرين فقط يك بار، آن هم بر كاسه وارداتي خفاجه ظاهر مي شود. حال آنكه در تزئين ظروف سنگي جيرفت عقاب به كرات ظاهر مي شودو بر يكي از اين ظروف زيباترين حالت تزئين را دارد. در ظروف يافت شده ازجيرفت تقريباً تمامي چشم هاي انسان يا جانوران با سنگ تزئيني آرايش يافته است. سنگي كه در چشم ها نشانده شده از جنس سنگ مرمر يا آهكي سفيد يا فيروزه است. اين درحالي است كه در نقوش برجسته سومري يا به طور كلي در بين النهرين در هيچ يك از نقش مايه هاي انساني و جانوري از تزئين «سنگ نشاني» استفاده نشده است. در پيكره هاي جيرفت همانند پيكره هاي سومري، بالاتنه همه انسان ها برهنه و دامن با شال بزرگي به كمر محكم شده است. با اين تفاوت كه در اين جا همه انسان ها بدون استثنا گردنبندي با آويز بزرگي از فيروزه به اشكال هندسي گرد يا بيضي به گردن دارند. آنها بدون استثنا موي بلندي دارند كه از پشت تا انتهاي كمر ادامه يافته است. در ظرفي ديگر دو موجود انساني مشاهده مي شود كه هر كدام با دست پلنگي را از دم گرفته و آن را به هوا بلند كرده اند. يكي از آنها دامني بلند بر تن دارد، اما ديگري تركيبي است از بالا تنه انسان و پايين تنه گاو نر. اين نقشه كه موجودي تركيبي از گاو و انسان است شال پهني به دور كمر و مچ بندهايي بر پاها دارد. در كاسه اي ديگر بالاتنه انسان به جاي گاو نر با پايين تنه شيري كه از چنگال ها و دم بلند آن مشخص است تركيب شده است. نقش مايه شير كه مي گويند از ويژگي هاي هنر بين النهرين بوده و از دوران سلسله هاي قديم بر مهرهاي استوانه اي حك شده است نه تنها به وفور در تزئين ظروف سنگ جيرفت به كار رفته بلكه در تركيب هاي انسان ـ گاو نر و انسان ـ شير نيز مشاهده مي شود. يكي از نقش مايه هاي متداول در هنر سومري رويارويي دو جانور وحشي با گردن هاي بلند به هم پيچيده است كه فقط بر مهرهاي استوانه اي دوره اوروك پديدار مي شود. حال آن كه در بسياري از نمونه هاي يافت شده در جيرفت دو جانور خشمگين شامل دو شير، يك پلنگ و يك مار با دهان باز رودرروي هم قرار گرفته اند. از صحنه هاي جالب ديگر مي توان به دو بزكوهي اشاره كرد كه به حالت قرينه دو سوي درختي ايستاده يا بر پاهاي عقبي بلند شده اند و به صورت نمادين قصد خوردن برگ ها و شاخه درخت را دارند. گفته مي شود كهنترين آن مهر استوانه اي است از دوران اوروك با نقش پادشاهي كه در دو سوي خود دو بز كوهي را با شاخه هاي گياهي كه در دست ها دارد تغذيه مي كند. اما نمونه واقعي اين صحنه در اثري به صورت مجسمه از گورستان پادشاهان اور به دست آمده است كه در آن بزي در برابر درختي روي دو پا ايستاده است. حال آن كه نماد درخت زندگي و بزهاي كوهي بر ظروف سنگي جيرفت در طبيعي ترين و زيباترين شكل ممكن بارها و بارها ظاهر مي شود. دكتر مجيدزاده معتقد است كه دست كم در اواخر هزاره چهارم قبل از ميلاد و در تمامي طول هزاره سوم قبل از ميلاد ميان هنرمندان بين النهرين و ارت (جيرفت كنوني) ارتباط هاي پيوسته اي برقرار بوده و چه بسا كه حتي تعدادي از اين هنرمندان ارت در شهرهاي بزرگ بين النهرين مانند اور و اوروك اقامت دائم داشته و به فرمانروايان آنها براي تزئين معابد و كاخ ها خدمت كرده اند و درنتيجه حضور هنرمندان ارت در شهرهاي سومري نقش چشمگيري در اين دوران مهم از شكل گيري هنر بين النهرين داشته است. همچنين نقش مايه هاي عقرب و انسان ـ عقرب كه در بعضي از ظروف يافت شده در بين النهرين ديده مي شود امكان صادر شدن اين ظروف را از ارت افزايش مي دهد. زيرا عقرب نه فقط در نقش مايه هاي تزئيني در هنرهاي تجسمي بلكه به عنوان موضوعي اساطيري يا مذهبي معني و مفهوم ويژه اي داشته است، موجودي كه امروزه به وفور در دره هليل رود يافت مي شود. ادامه دارد تهيه شده در گروه حاميان ميراث فرهنگي اروين
|