|
|
|
افزايش مصرف قرص هاي روان گردان درايران
همسفر مرگ
|
|
|
فريال طهماسبي بروز و شيوع ناهنجاريهاي اجتماعي درميان جوانان ادامه دارد واين درحالي است كه مصرف داروهاي روان گردان ابعاد تازه تري يافته است. با كاهش قيمت اين قرص ها از ۱۰هزار تومان به ۳۰۰تومان، جوانان زيادي براي رهايي از قيدهاي ذهني وباورهاي رسمي جامعه به مصرف اين قرص ها تمايل پيدا كرده اند. آنها «اكس » مصرف مي كنند تا شاد شوند ونيروي مضاعف پيدا كنند، اما بعداز مدتي گرفتار اختلال هاي روحي، رواني وجسمي عمده اي مي شوندكه به مراتب خطرناك تر از عواقب مصرف مخدرهايي نظير ترياك و هروئين است. قرص اكس تسي (Ecstasy) اگرچه به معناي لذت يا شادي عميق است اما بعداز چندين بار مصرف منجر به افسردگي وكاهش هيجانات لذت بخش در فرد مي شود و ازاين رو مصرف آن از دهه هشتاد در اروپا غيرقانوني وممنوع اعلام شده است. قرص شادي آور كه مخفف متلين ديوكسي متافتامين است نخستين بار در سال ۱۹۱۴ توسط شركت داروسازي «مرگ» در آلمان ساخته شد وبه ثبت رسيد. هم اكنون مصرف اين قرصها دركشورهاي آمريكا ، انگليس ، فرانسه وآلمان شيوع بيشتري دارد ومصرف آن درايران نيز با پايين آمدن قيمت آن، روند روبه رشدي درميان جوانان رده سني ۱۶تا ۳۰سالگي يافته است. دكتر ارسلان ضرابي، روانپزشك ، با اشاره به اينكه اثرات روحي ـ رواني اين قرصها در طول زمان به مراتب شديدتر از اثرات جسماني آن است ، تأكيد مي كند: «مصرف اين قرصها در كوتاه مدت اختلالات جسمي چنداني كه فرد را با افراد عادي متمايز كند، ندارد. مسموميت ناشي از مصرف كه ممكن است كشنده هم باشد، افسردگي، اضطراب هاي مزمن، تخريب كبدي وكليوي ، تأثيرات جسماني آن است والبته تحريكات رواني بعدي بسيار شديدتري دارد. كارهاي جنايي وخشونت شديد، ازجمله نشانه هاي بروز حالات رواني آن است. از همه بدتر تأثيري است كه بر روابط جنسي مي گذارد. افراد پس از مصرف، شرم وحياي ايجاد رابطه جنسي را از دست مي دهند و به شهوت راني كشيده مي شوند». دكتر ضرابي معتقد است : «درايران بيشتر تكيه براثرات جسماني آن است ، در حالي كه بايد براثرات روحي ـ رواني آن تأكيد شود. چرا كه فرد از لحاظ رواني به شدت وابسته به حفظ حالات پس از مصرف مي شود». اكس تسي داراي خاصيت انرژي زايي شديد است. البته اين انرژي ، كاملاً كاذب وغيرطبيعي است واگرچه فرد پس از مصرف ، بسيار اكتيو ، شاد و هوشيار مي شود وحركات او سريع و به نحوي غيرمعمول درمي آيد، اما اين حالات پس از آن كه ساعت تأثيرگذاري دارو به پايان رسيد، به شدت افول كرده و وضعيت فرد مصرف كننده تا مصرف مجدد قرص دروضعيتي آشفته باقي مي ماند. دكتر سعيد صفاتيان ، مديركل امور درماني وبازپروري ستاد مبارزه باموادمخدر در توضيح چنين حالاتي مي گويد: «عوارض جسماني مصرف اكس تسي بطور طبيعي ، از بين رفتن نياز خوردن وخوابيدن، تهوع ، تب، لرز، تعريق، توهم شنوايي وبينايي واز همه بدتر عدم تشخيص فاصله است. بطوري كه ساختمان ۱۰متري را يك متر تصور مي كند وخود را از آن فاصله به پايين پرت مي كند و يا در حين رانندگي ، فاصله چندمتري با خودرو جلويي را يك متر مي بيند واين خود موجب تصادفات مرگبار مي شود». وي در ادامه مي افزايد: «حالات روحي ـ رواني پس از مصرف نيز شامل افسردگي، تحريك پذيري، آشفتگي وعدم آگاهي به مكان و زمان و واكنش به اطراف مي شود. اين واكنش بخصوص در محيط هاي كاري نسبت به اطرافيان بسيار خطرناك است». اگرچه گرايش به مصرف اكس تسي درميان جوانان تحت عنوان ارضاي حس كنجكاوي وماجراجويي ويا به دنبال راهي براي كاهش هيجانات واضطرابهاي حاصل از زندگي ماشيني تفسير شده است ولي صرفاً چنين دلايلي ، گرايش روبه رشد جوانان، به مصرف اين قرص را توجيه نمي كند. اگر درميان محافل علمي درماني سخن ازاين است كه خانواده ها و درنهايت جامعه است كه مي بايست عوارض ناشي از مصرف اين مواد را بردوش كشند، ولي گرايش جوانان به مصرف اين مواد ، معلول يك علت است وحال بايد به دنبال علت بود. شايد به تعبيري بتوان گفت كه خانواده وجامعه خود علت ومسبب ظهور چنين پديده اي درميان جوانان هستند. دكتر حسين تنهايي، جامعه شناس واستاددانشگاه با تأكيد به اينكه جامعه، علت اصلي بروز چنين گرايشي است ، معتقد است : «در يك جامعه، ساختارها ونيازها در هم تنيده شده است . به عبارتي ساختارهاي جامعه بايد براي رفع نيازهاي افراد آن شكل گيرند وبناشوند. جوان امروزي به دنبال شادي ونشاط است . نياز اصلي او همين است. خنده وشادي اساس رشد جسم يك روح سالم است. يك جوان مي خواهد آن را به دست آورد. حال بستگي دارد در آن فرهنگي كه زندگي مي كند ، چه چيز در دسترسي براي جبران شادي وهيجاناتش پيدا كند. در جوامع جهان سوم، شايد ارزان ترين وسايل ممكن براي لحظاتي خوش بودن، مصرف قرصهاي شادي آور باشد». وي در ادامه ، مصرف اين قرصها را با سركوفتگي نيازهاي اصلي جوانان مرتبط مي داند و مي گويد: «هنگامي كه نياز اصلي جوان امروزي يعني شادبودن، سركوب شود، نيازهاي كاذب جلوه مي كنند و لذا جوان براي رفع نيازهاي كاذب خود ، گرايش به مصرف هرگونه موادي را پيدا مي كند . بايد پرسيد در جامعه ما كدام نهاد براي رسيدگي به هيجانات وشاديهاي انباشته شده در جوانان تأسيس شده است ؟ يا كدام كلوپ موسيقي در جامعه ما شكل گرفته تا براي تخليه هيجانات واحساسات فزاينده جوانان فعاليت كند؟ لذا دراثر همين كمبودهاست كه موسيقي در بازار آزاد شكل مي گيرد. چرا بايد نسل جديد را نسل عصيانگر وضداجتماع بخوانيم. آنها نيز با تعاريف خاص خود زندگي مي كنند. نيازها وخواسته هايي كه مختص به نسل جديد است . اين وظيفه جامعه ونهادهاي ذيربط آن است كه به رفع آن نيازها كه اصلي ترين آنها ، شادي ونشاط در زندگي است ، پاسخگو باشد». شادي به معناي ايجاد انگيزه ونشاط، خاص يك جامعه نيست. تحقيقات نشان مي دهد شادبودن به عنوان يك شاخص اصلي ، باعث افزايش كارايي جامعه مي شود. محيط هاي بسته وخشك در دنياي امروز ديگر پاسخگوي نياز به شادي ولذت در جوانان نمي تواند باشد. براي بروز شادي بايد عوامل آن مهيا باشد. اغلب كشور ها كوشش مي كنند كه اگر نمي توانند همه عناصر لازم را براي بروز شادي فراهم كنند، لااقل ابتكارهايي براي سوق دادن جامعه ، به سمت شادزيستن انجام دهند. از به راه انداختن كارناوال هاي جمعي گرفته تا اجراي موسيقي شادي بخش در ملأعام، همگي از موارد ايجاد زمينه هاي شادي در جامعه است. جوان جامعه ما نيز به دنبال چنان شاديها وهيجاناتي است . اگر او امروز نمي تواند اين سرخوشي را به طريق صحيح از درون ساختارهاي جامعه بيابد، براي جبران آن به سراغ مصرف قرصهايي مي رود كه ديگر ننگ خماري ندارند. او تنها، فردي پرانرژي وبانشاط است كه پس از هربار مصرف قرص، خود را بيشتر به آغوش مرگ مي سپارد. به نظر مي رسد، جامعه ما نيز، بايد بنابه نيازهاي اصلي جوانانش كه همان تخليه هيجانات واحساسات است ، با مهياكردن بسترهاي اجتماعي وفرهنگي ، زمينه شادي را در جامعه فراهم كرده وآن را به يك فرهنگ عمومي تبديل كند تا بتواند از گرايش جوانان به مصرف قرصهاي شادي آور براي لحظاتي محدود خوش بودن ، جلوگيري كند. دكتر ضرابي ، عامل اعتياد وراثتي را در زمينه گرايش جوانان به مصرف قرصهاي اكس تسي ، بسيار ضعيف مي داند وبراين باور است كه: «اگرچه در زمينه هايي ديده شده است كه افرادي ، به صورت ژنتيكي داراي زمينه گرايش به اعتياد هستند ، ولي عامل مصرف قرصهاي روان گردان در جوانان بيشتر به محيط خانواده برمي گردد. زمينه هاي اختلال خانوادگي وعدم الگوهاي مناسب رفتاري در گرايش جوانان به اين قرصها مي تواند مؤثر باشد. نكته اين جاست كه در خيلي از موارد، اگر جواني دست به مصرف قرص اكسي تسي مي زند اولين گرايش او نيست. بلكه از قبل مواد ديگري مصرف مي كرده است و بسياري از اوقات هم ، مصرف اين قرص با مصرف مواد ديگر همراه است». دكتر صفاتيان نيز ، علت استفاده جوانان ايراني از اين قرصها را علاوه برعوامل فردي مانند: ترك تحصيل وعدم اعتماد به نفس و عوامل اجتماعي چون : ضعف قوانين، وجود بازارهاي غيرقانوني ، كمبود فعاليتهاي جايگزين، عوامل محيطي را نيز ذكر مي كند ومي گويد: «از همه مهمتر ، عوامل محيطي است كه شامل غفلت خانواده از فرزندان و عدم آگاهي آنان نسبت به مصرف اين قرصهاست . چرا كه اغلب پدر ومادران فكر مي كنند اعتياد با حالاتي چون خمودگي ، سياهي دور چشم و خواب آلودگي همراه است درحالي كه شادي ونشاط بيش از حد جوانان نيز مي تواند زنگ خطري براي آنان باشد». بالابردن سطح آگاهي جوانان وخانواده ها در مورد خسارات زيانبار مصرف اين قرصها، در زمره اول وظيفه نهادهاي دولتي وغيردولتي ذيربط به شمار مي آيد. اين وظيفه رسانه هاي گروهي است تا با آموزش همگاني خانواده ها، آنان را نسبت به مشاهده عدم تعادل رواني در جوانان نظير افسردگي ، خستگي و اضطراب حساس كنند وعلايم هشداردهنده اي را به خانواده ها نشان دهند. به قول فروغ: اقدامي لازم است تا كسي باور كند، باغچه دارد مي ميرد، كه قلب باغچه در زير آفتاب ورم كرده است، كه ذهن باغچه دارد آرام آرام از خاطرات سبز تهي مي شود…
|
|
|
|
|
|
عبور از پل فيروزه
|
|
|
|
|
عياري ايراني
از آنجا كه امر ظلم در تاريخ ايران هماره بر استمرار بوده است، ناگزير پيدايش نهادهاي حمايتي و حفاظتي جامعه نيز به عنوان واكنشي ضروري، دائمي مي شده و خود مردمي را به صرافت كار و فعاليت و چاره جويي وامي داشته كه طبعاً از درجات رشد عقلي و علمي و حرفه اي بيشتري برخوردار بوده اند و برخلاف كارگران و كشاورزان و گله داراني كه علي الدوام و بي وقفه ناچار به تلاش معاش اند و فراغتي در زندگي آنها متصور نيست، از برخي مجالهاي مغتنم برخوردار شده اند.
به همين دليل، مشاهده مي شود كه فعاليتهاي عياران غالباً در شهرها و آن هم شهرهاي نسبتاً بزرگ كه اصناف شهري مجال پاگيري و ايجاد تشكيلات حرفه اي داشته اند، نضج مي گرفته و به مثابه كانون محوري حركت، به مرور، بر قشرهاي ديگر شهري و حتي روستايي تأثير مي نهاده است.
خصيصه سرعت گردش اخبار، كه در فرهنگ ايراني به مفهوم عام خود شناخته شده است و بيش ازهرچيز نشان از تشنگي روحها براي درك و دريافت تغييرات جديد و طبعاً پيداكردن راههاي محافظتي خويش در برابر وقايع ناشناس دارد، به كمك آنها مي آمد و نجواهايشان را به داخل خانواده ها و درون دلها مي برده.
به همين گونه، اخبار شهرها و مناطق ديگر به هم مي رسيد و علاقه مندان و درواقع همدردان را با يكديگر آشنا مي ساخت. مناطق اساسي تجمع افراد براي خودسازي و پرورش تن و تهذيب نفس و كسب تعليمات مفيد باتوجه به شرايط اختناق مدهش سياسي كشور، علي القاعده مي بايست در مراكزي باشد كه از نظر حكومت و عوامل آن نيز معروف باشد و مخالفتي برنينگيزد.
اين است كه ورزشگاهها، درمفهوم عام كلام و خاصه زورخانه ها مناسب ترين كانونهاي تجمع شناخته مي شد و علاقه مندان به نيرو و راستي را درخود گردمي آورد.
دكتر رضا شعباني، مورخ ـ ۱۳۶۹
|
|
|
|
|
|