|
ابن حزم، فقيهي كه از عشق سخن مي گويد
(بخش دوم و پاياني) مأمون غريب برگردان: رامين اصيلي
و مي گويد كه مي داند چه كسي نيك پندارتر و داراي سعه صدر بيشتري است. سپس به كسي كه به چيزي عشق مي ورزد ولي با آن حتي ساده ترين مخالفتي پيدا نكرده كه چيزي از وجوه و گونه هاي سوء ظن ابراز دارد، اطمينان نمي كند و عاشق را هنگامي كه با خلوص نيت به محبوبش اعتماد ندارد مي بينيم كه نسبت به آنچه قبلاً توجهي نداشته و احتياطي نشان نمي داده، بسيار محتاط است… ولي اختلاف دو عاشق را از اختلاف ديگران جدا مي كند. زيرا مي بينيم درحالي كه دو عاشق كه به اوج اختلاف رسيده اند، طولي نمي كشد كه آن دو به زيباترين وجه همنشيني برمي گردند و در همان وقت به خنده و شوخي مي پردازند و در يك زمان بارها چنين مي شود و هنگامي كه اين حالت را در دو نفر مي بيني شك نمي كني كه بين آن دو عشقي نهفته است. همچنين ابن حزم از مسأله اي سخن مي گويدكه در روانشناختي به «تثبيت» شناخته شده است و بابي را به آن اختصاص داده با عنوان «كسي كه صفتي را دوست دارد و آنچه را با آن مخالف باشد نيكو نمي داند» و در آن مي گويد: عشق بر جانها اقتداري مؤثر و سلطه اي قاطع دارد كه هر چيز محكم و استوار را آب مي كند و هر چيز سخت و انعطاف ناپذير را تجزيه مي كند و براي آن تعدادي مثال مي آوريم از آن جمله: مشخص است كسي كه اولين علاقه اش به زني كوتاه قد باشد، پس از آن به زن بلندقد علاقه اي ندارد. همچنين ابن حزم اثر ميل جنسي را بر عشق به نحوي كه روانشناسان در عصر جديد از آن سخن مي گويند، ناديده نمي گيرد و در اين مورد شرح روشني مي دهد. غوطه خوردن در عالم ابن حزم چه زيباست... و كسي كه زندگينامه او و سختي هايي را كه تحمل كرده بخواند، با وجود آنكه وزير بوده ظلمات زندان را تحمل كرده و با وجود آنكه در فقه مجتهد بوده مورد دشمني قرار گرفت و كتابهايش سوزانده شد و درمقابل فاجعه سوختن كتابهايش نتوانست كاري كند جز آنكه با شعري به خودش تسليت بگويد: «اگر كاغذها را بسوزانند نمي توانند چيزي را كه كاغذها دربرداشته اند بسوزانند چرا كه آن در سينه من است. هر جا كه بر شتر سوارم با من حركت مي كند، آنگاه كه فرود آيم فرودمي آيد و در قبرم دفن مي شود.»(۲) و در آخر عمرش «ميورقه» را به قصد يكي از روستاهاي اندلس ترك كرد تا بقيه زندگيش را در رؤياي خاطراتش بگذراند. ليكن او ميراثي فراموش نشدني از خود به جاي نهاد. خواه مردم در موردش اتفاق نظر داشته باشند، خواه اختلاف نظر و ابن حزم يكي از اعلام فقه و ادبيات و روانشناسي شده. خواه با او اتفاق نظر داشته باشيم و خواه اختلاف نظر. هفتاد و دو سال زيست... در خلال آن سعادت و شقاوت را شناخت... و زندگي والا و زندگي پست را درك كرد... و در همه احوال نامش بين نسلها تا زمان ما و تا فردا بر سر زبانها افتاده است. پي نوشت: .۲ فان تحرقوا القرطاس لاتحرقوا الذي تضمنه القرطاس، بل هو في صدري... يسير معي حيث استقلت ركائبي و ينزل ان انزل، ويد فن في قبري
|